ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۳۱, پنجشنبه

جبهۀ هاشمی فعال و جبهۀ خامنه ای منفعل: فروردین شروع خوبی بود.

The Sleeping Gypsy


1- در جبهۀ مذهب غیر سیاسی آیت الله وحید خراسانی که جزو معدود مراجع غیر کیلویی، معتبر و بسیار پرنفوذ حوزۀ علمیۀ قم است گفته است: "حفظ نظام از اوجب واجبات است". در وهلۀ اول چنین بنظر می رسد که این جمله ای منفی است برای تغییر خواهان و اصلاح طلبان عام ایرانی. چون که یک مرجع معتبر بعد از مدت های مدید وارد وادی ادبیات حکومتی شده و حمایت خودش را اعلام کرده است. اما در نگاه دقیق تر اینطور نیست. زیرا:

الف- اصل جملۀ امام خمینی فاقد "از" است و "حفظ نظام اوجب واجبات است" است. معنای مفهومی جملۀ امام اشراف به این دارد که حکومت خودش بالاترین حکم اولیه است و لذا حفظ آن تقدم دارد به دیگر احکام اسلامی. در حالیکه وقتی حرف ربط "از" آورده می شود به این مفهوم است که حفظ نظام در ردیف سایر واجبات دین قرار می گیرد و نه متقدم به آن ها. بهمین خاطر است که همۀ منابع رسانه ای سیاسی این حرف آیت الله وحید را با اهمیت دیده و برجسته کرده اند. حتی کیهان هم با یک شیطنت برای سوء استفاده نتوانسته از کنار این مهم بگذرد. شیطنت خبیث شریعتمداری هم این بوده است که در تیتر خبر کیهان آن "از"تعیین کننده را حذف کرده ولی در متن خبر ناچار آورده است.

ب- آقای وحید خراسانی یکی از مراجعی بوده است که بشدت با سید علی خامنه ای اختلاف دید دارد و بویژه بعد از جریانات خرداد 88 یکی از مخالفان و منتقدان جدی او بوده است تا جاییکه در سفر سال 89 خامنه ای بقم حاضر بملاقات ایشان نشد و طبق شنیده ها حتی او را در دوسفر انفرادی بعدیش بحضور نپذیرفت. لذا صدور جملۀ مزبور از زبان ایشان نشانه ای قطعی است که در پی گفتمان جدید هاشمی رفسنجانی بوده است و ناظر به حفظ جمهوری اسلامی از راه سیاست صلح و سلام است و نه سرکوب و ظلم و جنگ و عربده کشی و دشمن تراشی.

2- در جبهۀ مذهب سیاسی شکستن سکوت 10 سالۀ عبدالله نوری بسیار با اهمیت است. او سکوت سیاسی اش را شکسته و با انتقاد از اصلاح طلبان مذهبی بخاطر انفعال شان هم به آنان عملگرایی را یاد آوری کرده و هم از آنان خواسته است که وارد گود شوند. این موضوع هم قطعاً در راستای تقویت گفتمان هاشمی رفسنجانی اتفاق افتاده و عبدالله نوری ده سال کناره گرفته از فعالیت سیاسی نمی تواند همینطور کتره ای وارد مناسبات جدید شده باشد. البته خاتمی هم امروز در بنیاد باران حرف زده و او هم انتقاد همیشگی ولی مشخص تری را بر زبان جاری ساخته است.

3- طولانی می شود و الا می توانستم از هوای بسیار خوب اینروزهای تهران بنویسم و بارش های بهاری و خدای خنده و زیبایی و مهربانی که در حال نزدیک شدن است به ایران گران و سخت و بی منفذی که نوعی منفذ هوای تازه - با درود به احمد شاملو - در خیلی از سطوحش قابل ردیابی است. بنابراین اجازه بدهید یک سری هم به جبهۀ خامنه ای بزنم و ببینیم آنجا چه خبر است:

در جبهۀ مذهب سیاسی و بنفع خامنه ای ابداً و مطلقاً خبری جز سکوت نبوده است و هیچ کدام از یارانی چون مصباح و روانبخش و طائب و احمد خاتمی و حسینیان و آقا تهرانی و ... کلامی اظهار فضل! نکرده اند. جز اینکه مجلس در کار پیچیدن نسخۀ احمدی نژاد بود و با هنر از "هر وقت بازگشت موسوی و کروبی" استقبال کرده است. راستی حالا که گفتم مرتضی آقا تهرانی بگذارید این شایعۀ قوی بمن رسیده را هم بگویم که می گویند عامل اصلی فراری دهندۀ محمود رضا خاوری کانادایی ایرانی تبار؛ این طلبۀ متوسط بسیار فقیر و اصفهانی و روحانی درس خواندۀ کانادایی و امام جماعت امریکایی و سنگ تراش زاده و معلم اخلاق کابینه و نمایندۀ اول یا دوم تهران در مجلس هشتم و جزو پنج نفر انتخاب شدگان تهرانی مجلس نهم و روضه خوان چند تومانی سال 58 بوده است که یکی از کاندیداهای ریاست مجلس نهم هم است. من که هر چه ضرب و تقسیم کردم نتوانستم این شایعه را باور نکنم. بویژه که از اسفند تا چند روز پیش هم غیبش زده بود. اما قطعاً این چهرۀ بیخودی رشد کردۀ مرموز یکی از خبرساز های فضاحت بار در آینده خواهد بود.

5- در جبهۀ مذهبی خامنه ای هم خبری نبوده جز یک خبر که آن هم از زبان یک سردار بسیجی و سیاسی معروف بنام نامی محمد رضا نقدی شرف صدور یافته است. او گفته است که اگر فوتبالیست های ما نماز شب بخوانند برزیل را هم شکست می دهند. و تو حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

6- کلام آخر اینکه مرا از هیجان زیادی منع کرده است دکتر سیرک و گفته برایم خوب نیست و بهتر است گاماس گاماس با این اخبار مشعشع روبرو شوم. اما خطاب به او و همۀ شما می گویم که می دانم باید با حد اکثر حالت نوستالوژیک جملۀ معروف مان را تکرار کنم که "چه می خواستیم و چه شد!" اما نمی گویم و در عوض می گویم که حس توده ایم بمن خبر از روزهای خوب و گام های آهسته ولی محکم و پایدار می دهد برای آینده ای بهتر با رویکردی دایمی بسوی باز هم بهتر! و هر جا این حس و بو قطع شود خدای ناکرده؛ بشما خبر خواهم داد. همانطور که اولین نفر بودم که از صعود احمدی نژاد گفتم پیرار سال؛ و اولین نفر هم بودم که سقوط او را بو کشیدم قبل از سفر نیویورک و رهایش کردم پارسال! یا...هو

۸ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
به گمانم کیهان روحش از آنچه میگویی خبر ندارد و این کار فقط یک کلک ژورنالیستی بوده که معمولا همه جا و در غرب هم به کرات دیده میشود البته نه برای نشان دادن نزدیکی فکر و اندیشه ی این آقا به آن آقای دیده شده بر ماه.زیرکی آن آیت الله به آن "از"قد نمیدهد و البته که اندازه ی زیرکی اش به حد نظام حفظش واجب است اما خامنه ای نه-میرسد.واما من هاشمی را-فکر کنم خودت هم جایی گفته ای-- یک روحانی شیعی نمیبینم.و او یک سیاستمدار است. و قویا معتقدم آخوند جماعت اگر یک اپسیلون به هر جنبش سیاسی یا مدنی کمک کند-این جنبش نه به دموکراسی که به همان که من و تو به عقد موقتش تن در داده ایم هم نمیرسد.نه تنها تحققات میدانی کرده ام در این باب که میتوانم حجیت سخنم را با معرفی ده ها کتاب و مقاله اثبات کنم.تازه ترینشان همین کتاب نظم نوین روحانیت اثر مهدی خلجی است.
یکی از بزرگترین ناراحتی های من در همان شلوغی های 88 خواندن آیت الله منتظری به عمد به عنوان پدر معنوی جنبش سبز بود. عده ای با غرض اینکار کردند و جمع کثیری از تیتیش مامانی های تهران تا انتلکتوال های غربی مان همین را سر دادند. منتظری آخوند کم خطری بود...اما کدام پدر الا روح القدس- معنوی با زنی یا جنبشی خوابیده؟ منتظری کجای آن جنبش بود؟ به نوشته های ماشاالله آجودانی رجوع کنید. تاریخ مشروطه ی کسروی هم دوباره خوانی اش برای همه ی ما خوب است. چرا فقط ما در دنیا و در 110 سال گذشته 2 انقلاب کرده ایم و برای آزادی اینهمه بها داده ایم و در حالیکه از اولین قوانین اساسی دنیا داشته ایم --از نوع کپی شده--هنوز بی قانون بی قانونیم؟ عوارضات همین جملات و همین امید به آخوندهاست است که میشود امام خمینی در ماه.
امیدوار بود آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان

واما این آقا تهرانی که شیادی بس بزرگ است اصلا آقا تهرانی نیست! آقا تهرانی حاضر- از اهالی تیران از توابع به گمانم یکی از دهات های اصفهان است! و نام فامیلی اش آقا تیرانیست که خوب میدانی حتما چرا این تغییر کلی را انجام داده

و اما در باب خودت
دلم برایت به شدت تنگ است و گاهی با دوستانم ولو چتی مینشینیم و آرزو میکنیم در پیریمان دلقکی شویم مثل تو.. نه آواره بلکه با طراوت حتی با همه ی آن مصائب که گفته ای و نوشته ای.
ناکجا.....
دوستت دارم

آقای مدرنیته گفت...

به اینکه مرجع تقلیدی همچو آیت الله وحید خراسانی دارم همیشه افتخار کرده ام.

نوری زاد گفته بود: "آیت الله وحید خراسانی گفته است اگر برای من مسجل شود که خروجم نتیجه میدهد، قطعا علیه نظام خروج خواهم کرد" !

راست و دروغش با خود آقای نوری زاد!

عمو گفت...

از تهران بارونی هم میگفتی بد نبود گفتم این عکسو با هم ببینیم
http://up.liz.ir/files/azin haghighi.jpg

ناشناس گفت...

برنامه جدیدی از محمود خان تدوین شده اینبار با اقتصاد در فاز دوم هدفمندی در سیاست با رو کردن یک پس پرده که بغداد را منحل خواهد کرد و در جامعه منتظر نمایشگاه کتاب باشید!!!

گوشه دل:
http://isna.ir/fa/news/91013111428/
عملياتي-كه-رمز-نداشت

فاو مساوی با پدرم بود
همرزمان بعدها گفتند که فاو آنقدر حیاتی بود که کلاه سبزهای آمریکایی آمدند آنجرا گرفتند، بهمراه پدرم!
فرمانده فربه ارتش دوم حتی گفت ارتش لازم نبود در خاک دشمن پدافند بزند!
شانس با ما یار نبود که از آن 143 توپ پدافند در خوزستان قرعه به نام پدرم من هم افتاد، برای رفتن به فاو.

Dalghak.Irani گفت...

دوستان سلام. موضوع روحانیت و قدرت و ایدئولوژی و دین و ضد مدرنیته بودن و تاریخ و سرنوشت یکصد و پمجاه سال اخیر را می دانم و منابع زیادی را هم مطالعه کرده ام و اشراف دارم. اما موضوع ما بقول دوست نازنینم آرسین در پست قبلی چگونگی ورود ایران از قرون وسطی به دورۀ رنسانس است و نه حتی عصر روشنگری. لذا دارم سعی می کنم نشان بدهم که زمینه هایی از آمادگی ایران برای شروع دورۀ رنسانس بروز کرده و جدی است. یادمان نرود که ما هنوز در قرون وسطی هستیم و روحانیان فعال مایشاء. لذا بدون بهره گیری مثبت از غیر سیاسی هایشان از سویی و سیاستمداران شان از طرف دیگر و فرزندان و نوه های به بلوغ رسیده شان از جانب سوم نخواهیم توانست یکباره به عصر روشنگری و مدرنیسم کامل برسیم. پس باید از داخل خودشان حامی و پشتیبان معرفی و کمک بخواهیم و با نترساندنشان و جلب احترام شان حرکت بکنیم. در ضمن من خودم روزنامه نگاری خوانده ام و با کارهای ژورنالیستی بیگانه نیستم. اما شریعتمداری که در سبک روزنامه نگاری ابلیس بسیار کارآزموده است قطعاً هم از را می فهمد و هم تعمدا! حذف می کند. زیرا که یک "از" نه تیتر را طولانی می کند و نه به چشم غیر مسلح می آید. حاج آقا وحید - لقب مقلدان و مریدان به آیت الله - هم قطعاً با دقت تمام "از" را استفاده نکرده است. این آقایان محترم وبرعکس تصور ما از بی دقتی و کوررنگی و بی سوادی نیست که حرف ما را نمی فهمند بلکه بخاطر شریعت سنتی و یاقدرت سیاسی بسودشان نیست که بما گوش بدهند و با ما همکلامی و همزبانی برسند تا عقل و نقل به تقابل استدلال بیفتد و دین نقلی در مقابل دانش عقلی مغلوب شود. یا...هو

پیام امروز گفت...

با سلام به دلقک عزیز
همچنان به سیاق سابق هفته ای دو سه بار به وبلاگتان سر میزنم ولی البته در مشارکت تنبل یا شاید منفعل شدم همان خاصیت ایرانیها که خیلی زود دچار هیجان و به همان زودی دچار یاس میشوند!

پس از مدتها تنبلی بابت کامنت گذاری، خواستم با تایید و تاکید بگویم آیت الله وحید روی خوشی به آقای خامنه ای نشان نداده و حتی شایعه هست که از دامادش هم خواسته بود پست ریاست قوه قضائیه را نپذیرد با این وجود من مانده ام ایشان چگونه چنین دامادی را تحمل میکند؟

ناشناس گفت...

سلام دلقک
میخواستم در مورد نقش هاشمی در مذاکرات استانبول بدونم منظورم اینه که آیا هاشمی این قدرت و نفوذ رو داره که مثلا خلاف نظر خامنه ای روی تیم مذاکره کننده اثر بذاره یا مثلا خامنه ای رو متقاعد کرده باشه؟

بهروز _س گفت...

سلام دلقک، در جواب ناشناس آخر بگویم که به نظرم فعلا هاشمی هنوز صاحب اختیار در آن حدی نیست که مثلا روی تیم مذاکره کننده تأثیری داشته باشد.ضمنا من شخصاً فکر می‌‌کنم هیچ چیز و هیچ کسی‌ نتواند خامنه‌ای را متقاعد کند به کوتاه آمدن به جز فشار خارجی‌ و تنگنا، آنهم فقط باعث خواهد شد که برای مدتی به لاک دفاعی یا کومون برود تا شاید وقتی‌ دیگر .

و اما ذکر این نکته هم لازم است که اساس اندیشه خامنه‌ای تغییر ناپذیر است و آن حبّ قدرتی که از او سراغ داریم. از توافق غرب با او ممکن است چیزی نصیب مردم نشود چرا که سیاسیون در پی‌ توافق با هم هستند و غرب تعهدی در قبال مردم ایران ندارد. در واقع تنها چیزی که ممکن است منجر به زندگی‌ بهتر برای مردم ما شود ، حذف خط فکری است که اینک بر تمام شبکه‌های قدرت در کشور پنجه افکنده است. غرب اگر با این شبکه کنار بیاید ، برای مردم چیزی بهتر نشده که ممکن است بدتر هم بشود.اینکه هاشمی بهتر است فقط به این دلیل است که تیم فکری او جور دیگری به کشور داری نگاه میکنند ،حداقلش این است که نگاه امنیتی خاص به همه چیز نخواهند داشت . البته فراموش نکنیم که هاشمی هم وسیله است برای رهایی و نه‌‌ هدف و گاهی‌ هدف وسیله را توجیه می‌‌کند . برای زندگی‌ بهتر بایستی اول صبوری بیاموزیم. تغییر سیاسی فقط هنگامی پایدار است که با تغییر نگرش و رشد اجتماعی و سیاسی همزمان باشد، اینهم یک فرایند زمان بّر است. در این برهه اگر مردم بتوانند ۱۰ درصد این تغییر بزرگ را به سرانجام برسانند، باید آفرین گفت به همه. عجله فقط ما را از چاله به چاهی دیگر خواهد انداخت. مرسی