ه‍.ش. ۱۳۹۱ فروردین ۱۴, دوشنبه

شریعتمداری با سلاح دایی علی رفته بجنگ علی دایی!

The Shadow of Death


1- شمارۀ نخست کیهان در سال 91 در اقدامی بو دار تصادف و مجروح شدن علی دایی در ایام نوروز و سر و صدای پیرامون آنرا دستمایۀ نوشته ای مفصل و طولانی و نوستالوژیک کرده است برای مقایسۀ رزمندۀ مجروح و فراموش شده ای بنام دایی علی با او و شرح کشاف و سختی کرده است در انتقاد از مناسبات مادی حاکم بر تار و پود جامعه؛ و نوک تیز حمله اش را هم متوجه تلویزیون جمهوری اسلامی کرده است و البته جابجا از ورزش پولی دل پرخونی نمایش داده است.

2- این نوشتۀ طولانی که بقلم شخصی بنام ابوالفضل درخشنده نوشته شده است و محتمل نام مستعار یکی از نویسنده های نوچۀ شریعتمداری باشد؛ مرا یاد سیاه مشق های محمد نوریزاد عزیز انداخت در همین کیهان در زمانه ای که او هم گمان می کرد حرف و انگیزۀ آخوند های ریز و درشت شیعه جز در راه سعادت دنیوی و اخروی ایرانیان نیست. مقاله بسیار نالیده است از فراموش شدن کسانی که فریب آخوند ها را خوردند و چه مصیبت هایی که بر خود و خانواده هایشان تحمیل کردند با خلوص نیت دفاع از جمهوری اسلامی. اما چون مستند و بهانۀ اصلی اش را علی دایی انتخاب کرده است لذا بعید نیست که شریعتمداری قصدی پشت این مرثیه داشته باشد برای تخریب علی دایی که اخیراً زیاد توی چشم ها بوده است و برخی حرف ها را هم می زند در مورد ورزش و سیاست.

3- نویسنده اما ضمن اینکه دوتا گاف مهم هم داده است یکی در مورد مستند کردن چندبارۀ فرستادن بچه های 10 - 12 ساله به جنگ با گفتن سن 12 سالگی برای دایی علی فرضی یا حقیقی؛ و همینطور یادش نمانده که انتقاد و ایراد به تلویزیون حمله به شخص "رهبرعزیز" - با آرزوی پیوستن به رهبر عزیز کرۀ شمالی - هم است بعنوان متولی و مؤید دستگاه های تبلیغاتی و از جمله رادیو تلویزیون؛ اما حرف های بظاهر درستی هم گفته در مورد قدرناشناسی رژیم از کسانی که جان و جوانی و آرزو و سلامت شان را ریخته اند بپای قدرت آخوند های ریاکار و مزور. منتها چیزی را که درک نکرده این است اینکه رسانه های مدرن همان منبر آخوند های پنج تومانی نیست و لاجرم به موضوعاتی باید بها بدهند که ارزش خبری و جاذبۀ دیده شدن داشته باشند. و تجلیل از دایی علی های نازنین و زندگی باخته به فریب و نیرنگ روحانیون نشان دادن در تلویزیون نیست بلکه رسیدگی به درمان و زیست و خانواده هایشان است که انجام نمی شود مگر در صورت دریوزگی و چاپلوسی به حضرت آقا!

4- با روحیه ای که از علی دایی سراغ داریم این شیطنت بی جای سهوی یا قصد عمدی شریعتمداری را بی پاسخ نخواهد گذاشت. زیرا که نویسنده می توانست موضوع فراموشی رزمندگان مجروح را بطور مستقل هم کار کند بویژه اینکه کیهان دغدغۀ اقتصادی و تیراژ و بازگشت سرمایه ندارد که توجیه کنیم خواسته از نام علی دایی تیتر ژورنالیستی بسازد برای فروش بیشتر! بنظرم اما نوشتۀ خوبی است نه از این نظر که قاتق نانی خواهد شد برای رزمندگان دردانه و مجروحی چون "دایی علی". زیرا که آنان فراموش شده اند چون رژیم فاسد است و حاکمان فاسد حتی به خدمتگزاران دیروز خود بهایی نمی دهند. بلکه از این نظر مهم است که نام کسی را واسطه قرار داده است که نشان داده اهل سکوت و مماشات نیست: علی دایی! و شکستن سکوت جامعه یکی از ارمغان های مورد نیاز امروز است. یا...هو

۳ نظر:

پسر شجاع کاشی! گفت...

این یک نفر :ابولفضل درخشنده: را من شخصا می شناسم، خودش و داداش هایش را. اتفاقا این حرف ها هم بهش می آید. البته جوان است و به نظرم یا به جبهه نرسیده یا اگر رسیده در نوجوانی به سال آخرش رسیده! ولی فضای ذهنی اش این طوری ها هست که از نوشته بر می آید.

Dalghak.Irani گفت...

پسر شجاع کاشی. سلام
من هم این یک نفر را شخصاً می شناسم و بویژه نامش را نیاوردم که برای داداش حسین بسیجی ها بنام حسین قدیانی نوچۀ شریعتمداری درد سر درست نکنم. که لابد مقداری هم از حسادت پولداری علی دایی برداشته چنین داستان دراماتیکی نوشته است. و ترسیدم که به بدبخت انگ بزنند که ریده به توصیۀ "حضرت ماه" در همین شروع سال حمایت از سرمایۀ ایرانی و یکی از بهترین کار آفرینان ایران بنام علی دایی را ترسانده که سرمایه اش را از ایران خارج کند و.... لذا شما خودت که سهل است اگر شناسنامۀ عکس دار ابوالفضل درخشانی را هم می آوردی من قسم می خوردم که قصه را قدیانی نوشته است. یا...هو

پسر شجاع کاشی! گفت...

:))