۱۳۹۰ دی ۲۴, شنبه

دکتر علی مطهری آیت الله خامنه ای را خلع سلاح کرد. پادشاه لخت است اینک!

The Night of Enitharmon's Joy


 نامۀ علی مطهری نازنین به وزارت کشور آخرین سنگر حزب اللهی های هتاک را بر سرشان ویران کرد. درود به او.

1- او اینک سلطان تحت پوشش فقیه را لخت کرده است و بر آفتاب بی جان هوای آلوده و سرد ایران به نمایشی تمام گذاشته است. او می گوید هم ولی فقیه را قبول دارم و هم حکم حکومتی را. ولی نه مصداق های آن در این شخص و ان شخص را. و از جمله فدایی شخص آیت الله خامنه ای نیستم. این نامه و با این صراحت در مورد ولایت فقیه و تفکیک شخصیت حقوقی ولایت فقیه از شخصیت حقیقی آیت الله خامنه ای اولین و شفاف ترین مورد است. - قابل توجه و عبرت اصلاح طلبان منفعل - و البته که این نامه بسیار بسیار مبارک و رهگشاست به آیندۀ نزدیک ایران. اما وجه مهمتری که من تشخیص می دهم این است که فضای رسانه ای تقریباً و تا حدود خیلی زیاد از دست آیت الله خامنه ای خارج شده است. نه فقط دنیای مجاز رسانه ای در خارج از ایران. بلکه مهمتر رسانه های معدود در رفته از دست رژیم در داخل ایران. دیگر کسی بیم از خامنه ای ندارد در نجات میهن از دست بی تدبیری او. نمی خواهم نام رسانه های مبارک پوست انداخته بسمت ملت را نام ببرم تا باعث دردسرشان بشوم. ولی می توانید آن ها را با انتخاب تیترهایشان و کنایه های عمیق شان و استعاره های خوانایشان در بین سطور براحتی شناسایی کنید. و این خیلی مهم و مبارک است.

2- یادتان هست یکماه پیش نوشتم که اصلاح طلبان و روشنفکران مذهبی با 30 اسم درشت نامزد انتخابات بشوند - فقط و فقط در تهران -  ولی گوش شنوایی پیدا نکرد. منظورم به امروز بود که ما می توانستیم بجای یک نامۀ مطهری 30 نامه از این قماش داشته باشیم. - بی خیال -. دهانمان را شیرین می کنیم و خوش آمد می گوییم به همین یک نامه از مطهری که حزب الله بدنه و هتاک بی منطق را بگوشۀ رینگ برده است. او بصراحت می گوید: مشخص کند هر مؤمن و مسئول و وفادار به اسلام و انقلاب و جمهوری اسلامی که آیا نوکر ولی فقیه عادل و مدیر و مدبر هستند یا گماشتۀ عقل باخته و شیدا و جیره خوار یک شخص! (در اینجا خامنه ای). عرش خدایگانی خامنه ای بلرزه افتاده است و نامه نگار فرزند مؤمن و ضد لیبرالیسم معلم انقلاب هم است. و کم کسی نیست برای پیاده نظام به نفس نفس افتادۀ خامنه ای. یادمان باشد ما از ستونی بستونی حرکت خواهیم کرد گام بگام! یا...هو

پی نوشت: و دقت بکنیم که بی مسئولیت ها و هیجانی ها نا امیدمان نکنند که مطهری حکم حکومتی را پذیرفته. چون اولاً ما از هرکس به اندازۀ عقیده و توانش انتظار حرکت داریم. و فقط از آدم های مؤثر برای نجات میهن که منفعل هستند شکایت داریم. و ثانیاً حکم حکومتی مطهری گفته برای خامنه ای یعنی طناب مرگ. چون حکم موضوعی نوشته و عمومی شده است و کسی که صادر کرده مسئول عواقب اش هم تلقی می شود. نه اینکه مثل الان خامنه ادر همه کار ها دخالت روزمره می کند و کشور را بجنگ هم نزدیک کرده و بازهم می گوید من کاره ای نیستم.

۸ نظر:

سردار وطن گفت...

سلام دلقک عزیز

با توجه به نامه علایی و اعتراض علی مطهری می توان متلاشی و شقه شدنشان را بوضوح دید . چقدر این جوک خنده داره : نظام جمهوری اسلامی !!!
به امید ایران آزاد

تابان گفت...

هر چه قدر فکر می کنم نمی توانم به این مطهری اعتماد کنم و پشت صحنه این نامه نگاری ها و جنجال ها را نمی دانم. هر چه باشد او در زمره خاندان لاریجانی است از سرسپردگان اصلی خامنه ای. در این نظام قدرت به مفهوم عام بر اساس نزدیکی به خامنه ای و گوش به فرمان او بودن تعریف می شود. آنها که سربازان حقیقی مبارزه بودند و خواستند که سلطان را لخت کنند سلطان در خفه کردنشان تردید به خود راه نداده است. چگونه است که به این فرد تا این حد میدان داده می شود؟ از کدام قدرت و پشت گرمی برخوردار است که خودش را تبدیل به قهرمان شما کرده؟ چهره خشن این نظام بی رحم تر از آن است که بگوییم با لخت کردن سلطان مدارا می کند. شما فکر نمی کنید همه این ها نقشه خودشان باشد برای ایجاد جنجالی و صحنه ای و در پشت آن رد صلاحیت کنند هر آن کس را که ذره ای بخواهد برده ی سلطان نباشد و توجه ها را به مطهری جلب کنند که فقط هیاهو دارد و تا به حال هیچ چیز را نصیب ملت نکرده است؟ و طرفداران اصولگرایان هم خوش باشند که مطهری شجاعشان کسی بود که طرح سؤال از رئیس جمهور را کلید زد و او را از سران فتنه خواند و ... پس لابد گیر کارش همین جاست که او را رد صلاحیت کرده اند و باز آدرس غلط دادن به مردم و این دور باطل و باز خامنه ای و حلقه به گوشان و حکایت تلخ مرگ حقیقت.

Dalghak.Irani گفت...

تابان سلام.
نه من به بدبینی شما که نیستم خوش بین هم هستم. مهم نیست که هرکدام از بازیگران هدف نهایی و انگیزه شان از بازی چه باشد مهم این است که تماشاگران و هواداران - با الویت تیفوسی ها - چه برداشتی بکنند و چقدر بازی را رسمی و جدی و دوستانه تلقی کنند. چون هرچقدر که اینان بازی را جدی بگیرند جرو بحث شان هم در هواداری از تیم های محبوب شان بالا می گیرد و طوری صفوف مجزا و مشخص می شود که ممکن است به زد و خورد هم بیانجامد. و در یک چنین فضای مبارکی است که عقلا و دلسوزان واقعی کشور و دین فرصت نقش آفرینی پیدا می کنند. ما که نمی خواهیم بخاطر خامنه ای کشورمان را هم نابود کنیم. برای ما مهم است که بدست خدا یا شیطان این جمهوری خامنه ای از این رو به جهنم توتالیتاریسم طالبانی که ما را می برد متوقف شود تا در گام بعدی با هم راحت تر حرف بزنیم و چاره اندیشی کنیم. من ضمن اینکه صد در صد بصداقت مطهری در موضع گیری های مبتنی بر تفکر خودش و پدرش اعتقاد دارم ولی این را هم از اولین پست وبلاگم گفته ام و نقطه به نقطه عقب نشینی روحانیت ارشد را نشان داده ام. که روحانیت بمقدار قابل ملاحظه ای متقاعد شده است که فقه در ادارۀ کشور ناتوان بوده و باید بیشتر بعرف بها داد.اینک بقول قصاب ها رسیده ایم به دمش که خامنه ای چغر و مصباح یزدی ضد بشریت تنها بازماندگان مهمش هستند لذا هرکسی از این خرس سخت جان مویی هم بکند بنفع کشور است. در ضمن من اینان را چنان هم باهوش نمی دانم. و اینکه ادم وقتی بیفتد سراشیبی هر چقدر هم سعی در بالا رفتن بکند بیشتر لیز می خورد بسمت پایین. و با توجه به اینکه جمهوری اسلامی یک سیستم و حکومت سازماندهی شده نیست اولین شکاف ها در نیروی امنیتی و اطلاعاتی ان خیلی سریع کل تشکیلات متخلل و هزار پاره را جر می دهد تا انتها. و بیشتر... بعدآ میگم! یا...هو

این یادم رفت که مهم است. این خامنه ای با آن خامنه ای نماز جمعۀ معروف نه یک آدم است و نه یک حاکم و نه با ان چایگاه گول زنک و مقتدر. او الان به یک گردباد خیلی خیلی کوچک فرو خواهد افتاد. یا...هو

ناشناس گفت...

سلام
یادم هست تقاضای 100 نام گنده داشتی پس دلقک ما را فراموشکار ننما.
من هم چند روزیست همین حس مشترک را دارم و مهمتر از همه نامه ی بزور تپانده شده به انگشتان حسین علایی است که با آن همه فشار و ادبار و فحاشی حاظر نشده از خمینی بیشتر کسی را( بقول دلقک)-در اینجا خامنه ای- آدم حساب کند. دریغ از یک عذرخواهی در آن نامه. به گمانم حزب الله و حزب اللهی باید دنبال شعارهایی با این محتوا باشد:
خامنه ای دربدر و ابتر است
به گل تپیده مرکبش هم خر است
نا کجا آبادی
الی المهرج الایرانی

ناشناس گفت...

shoma kodam ghole bazorgan hasti?

بهروز گفت...

سلام دلقک، من هم چشمم آب نمی خورد به اینها که دارد اتفاق می افتد، به نظرم دارند یک تصفیه حساب درون گروهی می کنند اما به دست تیم احمدی نژاد که خودش هم تاریخ مصرفش سر آمده است . زیاد دل خوش نکن . ضمنا دعوت مرا در پست ۲ تا قبل، به اینکه در پاریس ببینمت و قهوه ای در کناررودخانه سن بنوشیم اجابت نکردی حتی در روز انشاالله . مصاحبت با تو برای من افتخاری خواهد بود بزرگ در روز رفتن تاریکیها.مرسی

ناشناس گفت...

سلام، این یادداشت فرهاد جعفری را بخوانید به نظرم خیلی جالب است:
http://goftamgoft.com/index.php?Pn=view&id=991

Dalghak.Irani گفت...

به ناکجا آبادی محترم سلام و مرسی.

به ناشناس محترم. منظورتان را متوجه نشدم لذا بغیر از سلام اظهاری نتوانم کرد.

به بهروز عزیز سلام و ببخشید البته با تأخیر فراموشی فقط، قبل از رسیدن این کامنت اظهار ارادتم را نوشته بودم در همان پست.

و به ناشناس محترم که نوشتۀ فرهاد جغفری را توصیه کرده بودند. رفتم دیدم و مختصر در کامنت جداگانه خواهم نوشت.

مرسی مجدد به همه. یا...هو