ه‍.ش. ۱۳۹۱ مهر ۶, پنجشنبه

سونامی هاشمی رفسنجانی از این عکس شروع شد. فعلاً به ایستگاه توقیف شرق رسیده است.


1- همۀ ماجرای کهنه مجدداً از این عکس سر باز کرد. درست است که در این عکس هم معنادارترین شکاف و فاصله بین خامنه ای و رفسنجانی است و هاشمی احتیاط کرده که جلوتر رفته و به خامنه ای بچسبد؛ اما بعد از رفتن و نشستن "یکی دوساعته" در بین دو نامدارترین و مهمترین مهمانان اجلاس جنبش عدم تعهد (آقایان بان کی مون و محمد مرسی) و گرمای تولید شده از این همراهی و همنشینی؛ هاشمی به اندازۀ کافی علامت مثبت گرفت که با درایت بفهمد توازن قوا در شاخصی قرار گرفته است که او می تواند به آرزوی دلتنگش در بازدیدن مهدی پسرش در تهران جامۀ عمل بپوشاند، لذا به مهدی گفت که "مهدی بیا". اینکه هاشمی نقشه ای سیاسی هم داشته است یانه من نمی توانم نیت خوانی کنم. یا بهتر بگویم جایش اینجا نیست. اما هر چه بود فعل ابتدایی سناریو از سوی هاشمی و در این موقعیت رقم خورد. بقیۀ سناریو سرصحنه نوشته می شود و هر شخص و گروهی بنا بنقش و اندازه ای که برای خودش تعریف کرده وارد بازی می شود و موفق یا شکست خورده اهدافش را پی می گیرد.

2- جوخۀ سردار سعید قاسمی بنا بدستور خوابگزار اعظم مصباح یزدی و مشاطه گری جبهۀ پایداری هنگامی که متوجه شد بازگشت مهدی هاشمی باعث از دست رفتن حربۀ سه ساله علیه هاشمی خواهد شد سعی کرد با حداکثر توان و از کانال های مختلف پالس های "مهدی نیا" بفرستد و فرستاد. که نمود اجرایی آخرینش همان تجمع اراذل و اوباش در فرودگاه بود شبی که قرار بود مهدی بیاید. اما مهدی هاشمی آنشب نیامد و جوخۀ حزب اللهی ها خبردار شدند که این یک تأخیر است و نه انصراف از بازگشت. لذا سعی کردند با کشتن گربۀ خواهر (فائزه) دم حجلۀ برادر (مهدی) قوی ترین ترس خودشان را از داخل اوین و سلول فائزه بفرستند برای منصرف کردن مهدی. اما یخشان نگرفت و مهدی آمد و حداکثر کار غیرقانونیی که توانستند بکنند تفهیم اتهام در فرودگاه بود و ابلاغ احضارش بدادسرا در فردای ورود.

3- تا اینجای کار جناح راست سنتی برندۀ بازی و خوشحال ترین گروه بود. زیرا آنان مدتهاست که تلاش می کنند بعد از حذف رقیب پرقدرت خود در جناح چپ با بالا آوردن هاشمی رفسنجانی و استفاده از محبوبیت و خوش نامی او بالانسی بنفع خودشان ایجاد و جبهۀ پایداری و احمدی نژاد را نیز از صحنۀ انتخابات احتمالی ریاست جمهوری در سال آینده حذف کنند. و یکباره دیدند که هلو بپر تو گلو شده و سناریویی همانگونه که آرزویش را داشتند پیش آمده و هاشمی به بهای وفای فرزندانش به صحنه برگشته است. پس دست ها را بهم مالیدند و حاضر به بهره برداری از خون جگر هاشمی شدند. زیرا که گمان داشتند رنجیدگی هاشمی از بازداشت فرزندانش را هم بزودی و با ترفندهای مختلف حل خواهند کرد. بهمین خاطر هم است که پروندۀ مهدی را به جلاد قوۀ قضائیه "قاضی صلواتی" نسپردند.

4- اما هنگامی که متوجه شدند بازگشت هاشمی به صحنه از شیب مورد انتظار آنان تبعیت نکرد و تبدیل به سونامی شد که بجای دوگانۀ "هاشمی - احمدی نژاد" به دوگانۀ "هاشمی - خامنه ای" تبدیل شد؛ وحشت کردند - چون جناح راست نه خواست  ونه توان عبور از خامنه ای را دارد - پس تصمیم گرفتند برای ایجاد بالانس یک قربانی هم از جبهۀ خامنه ای بگیرند. و چه کسی بهتر از سعید تاجیک که اتفاقاً بخاطر فحاشی به دختر هاشمی محکوم شده بود. لذا تاجیک را بازداشت کردند تا پسر و دختر حقیقی هاشمی را با پسر معنوی خامنه ای تاخت زده باشند. اما بازداشت تاجیک هم جوابگوی سونامی هاشمی نشد و افکار عمومی شدیداً بر دوگانۀ "هاشمی - خامنه ای" متمرکز ماند.

5- لذا این بار تصمیم گرفتند که مستقیم حمله کنند به جبهۀ احمدی نژاد و با تحریک شخص او توجه را مجدداً به تضاد "هاشمی - احمدی نژاد" تقلیل و بالانس کنند. و رفتند و جوانفکر را گرفتند. نتیجۀ این تصمیم بدلیل مسافرت بودن احمدی نژاد هنوز معلوم نشده بود که با یک مائدۀ آسمانی مواجه شدند. آنان متوجه شدند که جبهۀ پایداری کاریکاتوری را بعد از دو روز از انتشار در روزنامۀ شرق علم کرده بنام توهین برزمندگان. بنابراین جناح راست سنتی اینبار پریدند پشت دشمنان خونی شان در پایداری  و همراه با آنان شروع کردند بکوبیدن بر طبل کاریکاتور هادی حیدری. و دست در دست هم شرق را توقیف کردند. آنان امیدوارند که گرفتن قربانی جدید (روزنامه) از اصلاح طلبان به هاشمی این پالس را منتقل کند که ما تو را فقط برای احیاء خودمان می خواهیم و حمایت می کنیم. لذا اگر نظر بر احیاء جناح چپ را داشته باشی ما بازی را بهم می زنیم. چون نمی خواهیم از خامنه ای عبور کنیم و قادر هم نیستیم با اصلاح طلبان نخبه رقابت کنیم.

6- فعلاً باید  منتظر ماند تا احمدی نژاد هم از امریکا بیاید تا کنش واکنش های این چهار روز شلوغ  به نتیجۀ قابل خواندن برسد تا بر مبنای آن سناریو بتوان مسیر خوانی کرد. اما من کماکان می فهمم که روزنامۀ شرق آسیب توقیف چند ماهه هم نخواهد دید. زیرا یا آن را حقوقی توقیف کرده اند که وجهی ندارد و مطلقاً اتهام توهین برزمندگان به اثر هادی حیدری نمی چسبد - طرفه اینکه حتی تقی دژاکام نویسندۀ کیهان هم بصراحت نوشته که این اثر ربطی به جبهه و جنگ ندارد و راجع به گسترش عمودی جهل از رأس هرم قدرت به قاعده و مردم است -  و یا آن را سیاسی توقیف کرده اند که بازهم طرفی نخواهند بست. زیرا اگر توقیف شرق را ضربه ای به اصلاح طلبان بدانند آدم های احمقی هستند که می خواهند یک ناموجود - دلم نیامد بنویسم جنازه - را تنبیه می کنند. اما اگر همانطور که گفتم منظورشان پالس بهاشمی باشد که نرود سراغ اصلاح طلبان؛ بازهم مثل دزد ناشی بکاهدان زده اند. زیرا که این سناریو را هاشمی با تحمل زندان دو جگرگوشه اش و خون جگر خودش سرانداخته و آنان (جناح راست) نه تنها دوستی نکرده اند که دشمنی هم کرده اند. لذا دلیلی نمی ماند که هاشمی بخواهد خودش را محدود به خواست روباه صفتان دوزیست کند.

7- جناح راست سنتی بی ثمر تلاش می کند که هم از آخور خامنه ای بخورد و هم بسفرۀ هاشمی نزدیک بشود. لذا باید هرچه سریعتر قبلۀ خودشان را مشخص کنند و عادت گربۀ مرتضی علی سی ساله را رها کنند. زیرا اکنون دیگر کاملاً مشخص شده است که مشکل بین دو رفیق و دو همرزم پنجاه ساله نیست که نقاری معمولی باشد و به نشست و برخاستی حل شود. اینک موضوع دو استراتژی متفاوت در امهات است. استراتژی متوهم و جنگ طلب و انقلابی خامنه ای و استراتژی عقلانیت و آشتی با دنیا و حکومتی هاشمی. هاشمی ثابت کرده که خریدنی نیست و فکر درست و مستظهر به پشتیبانی عقلا و نخبگان قوم  خودش را عوض نمی کند حتی با پرداخت سنگین ترین هزینۀ  ممکن (زندانی شدن بچه های بی گناهش - در مورد فائزه حتمی است - در رژیمی که خودش بوجود آورده است). خامنه ای هم ظاهراً مصر است که به افکارش پایبند است اما فرق او با هاشمی اینست که نه  به پشتیبانی دانش و نخبه و عاقل که با تکیه بر زور و سرنیزه و مؤمنان عوامی که شما جناح راست در اختیارش قرار داده اید مغرور است. و اگر شما عقلانیت را انتخاب کنید و به هاشمی کمک کنید هیمنۀ توهم ویران کنندۀ او در طرفة العینی می ریزد. یا...هو

۱۳ نظر:

ناشناس گفت...

میگم حسابی قاطی کردی پست هات با هم نمیخونه همه جوره تحلیل میکنی بلکه یکیش درست دریاد

Dalghak.Irani گفت...

لطفاً جزیی تر و با مثال مشخص بگو. از کمکی که می کنی ممنونم. شما از بیرون بهتر می بینی. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک جان جوان فکر ا ن را برای این بردند که ا ن در امریکا چا را از گیلم فراتر گذشته و در باره امریکا و ارتباط با امریکا که سیدعلی انرا از ان خود میداند زر زده بود سیدعلی بشد از امریکا رفتن خاتمی تا ا ن در توحش بوده و هست همانطوریکه که شاه از زفتن هویدا به امریکا در وحشت بود

ناشناس گفت...

در مورد این عکس اشتباه میکنی. هاشمی کاملا خودش رو از سیاست کنار کشیده و تنها موردی که مشارکت میکنه همین دست اجلاس یا مراسمی مانند نماز عید فطر هست. نقل قول بازتاب هم از جوابی که به خاتمی داده که اگه دودستی هم ریاست جمهوری رو بهش تقدیم کنند نمیپذیره از همین جنس هست

ناشناس گفت...

دلقک جان مقالاتت خوب است ولی بعضی مواقع آسمون و ریسمون می بافی! قرار نیست که من و شما از هر اتفاقی تحلیلی داشته باشیم . آخه یک فرقی بین ما و خدا باید باشد. ما همه چیز را نمی توانیم بدانیم. پس کمی صبر پیشه کن و یقینی تر بنویس! کم گوی و گزیده گوی چون در!

Dalghak.Irani گفت...

سلام به جمیع ناشناس ها.
ناشناس اول. خامنه ای نه. وحشت شاه را هم اولین بار است می شنوم.

ناشناس دوم.
نه. از سیاست کنار نکشیده. این عکس هم سیاست است و شغلش هم سیاست است. موضوع رییس جمهور شدن فرق می کند و او دیگر در سن ورجه وورجه نیست. و از ابتدا هم یکی ازاشتباهاتش نامزدی در سال 84 بود. و نباید ودش را می سوزاند که این همه وقت و هزینه ببرد باز سازی مجددش.

ناشناس سوم.

این همه که نوشتم همه ریسمانند و آسمانی نمی بینم. شاید ریزگرد زیاد است یا هوا وارونه است. کار مغز تحلیل کننده چیدن ریسمان در پهنه آسمان است هم برای نشان دادن ستارۀ جدی برای راهنمایی و هم برای رصد کردن شهاب سنگ های سرگردان و خطرناک سماوی . گاهی هم شهاب سنگ در همان بیکران منفجر می شود و بزمین آسیبی نمی زند و این تقصیر منجم نیست. با این همه چشم. خب بخاطر این فقط بعضی مواقع آسمون و ریسمون می بافم که فقط همان مواقع سونامی رخ می دهد و فائزه و مهدی هاشمی و سعید تاجیک و جوانفکر و روزنامه شرق و ... (خدا می داند نفر بعدی کیست اینجا از خدا استفاده کردم) در یک قاب قرار می گیرند چسبیده و پشت سرهم مثل کارتون چشم بند هادی. و الا تاجیک سر شغلش است و جوانفکر سر روزنامه اش و مهدی در لندنش و هادی در اتلیه اش. در ضمن من عاقل بشوم شما ضرر می کنید که چه جدی باشید یا مسخره هر روز می آیید دق الباب که سیرک زنده است بنمایش های روی صحنه اش. شاید کمی بعد مطلب بهتری جواب دادم. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک جان ، ما که از تماشای تعزیه ۳۴ ساله جمهوری اسلامی خسته شدیم و دنبال شادی در سیرک شما با تماشای دلقک بازیهای تو هستیم. حالا اگر یک عده انتظار تماشای تاتر در سیرک محبوب ما دارند یا فکر میکنند قراره تعزیه ۳۴ ساله قراره که با تعزیه اپوزیسیون عوض بشه نباید به سیرک بروند . باید فیلم مورد پسند خودشونو پیدا کنند و بروند به سینمای مورد علاقشون . خوشبختانه کم هم نیست هر گروهی تو این سالها چند تا تماشا خونه راه انداخته و تماشاچیهای خودش هم داره . ما هم با دلقک بازیهای تو کیف میکنیم. لطفآ ادامه بده. دوستدار تو . افشین

ناشناس گفت...

احمدی نژاد هنوز کارت های زیادی برای رو کردن داره. حتی خبرنگارای آمریکایی هم بعد از مصاحبه با احمدی نژاد در حاشیه نگاری مصاحبه شون گفتن که اصلا به نظر نمیاد احمدی نژاد به این راحتی ها از صحنه سیاسی ایران یا جهان کنار بره.البته فعلا باید دید نتیجه انتخابات در آمریکا چی میشه!

عجیبه! گفت...

جناب همانطور که دوست دیگری هم جلوتر گفت شما حسابی قاطی نموده اید! شما چند روز پیش علت بازداشت فائزه را نیامدن مهدی دانستی حال آنکه الان داری میگی که فائزه بازداشت شد که مهدی ترسانده بشود! این همه تناقض را نمیبینی؟!

Dalghak.Irani گفت...

عجیبه جان. اسم به این خوبی داری پس چرا کامنت اول را ناشناس فرستادی. من پست های دوری ننوشته ام که گشتن در وبلاگ بی سازماندهی شده ام مشکل باشد لذا چه بهتر بود که عین گفته ای از من را که استناد داده ای کپی پیست می کردی بعنوان نقل قول و مرا بگوشۀ رینگ می بردی. با این همه من تنها جملۀ مربوطی که به ادعای شما نزدیک باشد این جمله در پست "هاشمی از خامنه ای جلو افتاد" بود:

"نتخاب امروز جهت بازگشت مهدی هاشمی به این دلیل بود که او نشان دهد بطور سمبولیک در روزی دوباره به وطن برگشته است که رییس جمهور تقلبی و حلقۀ انحرافی - حالا دیگر مورد تأیید اصولگرایان ریز و درشت هم - از کشور خارج شده اند. اما خبرهای چند روز گذشته و اعلام دانشجویان عدالت خواه برای محاکمۀ سمبولیک مهدی هاشمی در فرودگاه از سویی و مهمتر از آن پالس های پلیس مبنی بر اینکه ممکن است نتواند تحرکات خودجوش علیه مهدی هاشمی را کنترل کند باعث شد که از تهران به مهدی تکلیف شود که امروز وارد کشور نشود."

آیا بنظر شما "امروز وارد کشور نشود" معنایش نیامدن مهدی هاشمی است. یا...هو

عجیبه! گفت...

شما در مطلب یکشنبه ۲۳ سپتامبر خودت نوشته بودی که:
"4- تیم شکار مهدی هاشمی چه در بین نیروهای خودجوش (شامل تشکل های بسیج و دانشجویان عدالت خواه و دنباله های بیرونی شان که هنوز هم سعی می کنند خودشان را طرفدار هم خامنه ای و هم احمدی نژاد و هم مصباح و دنباله های حزبی و غیرحزبی این سه نفر بالانس نگهدارند) بعلاوۀ شاخۀ نیرومندشان در قوۀ قضائیه؛ هنگامی که دیدند شکار بدامگاه نیامده است و همۀ نقشه هایشان و اتلاف انرژی و نیروی شان نقش بر آب شده است، تصمیم گرفتند که خواهر را بجای برادر شکار کنند. و لذا درست زمانی به سراغ فائزه رفتند که مطمئن شدند مهدی برنخواهد گشت"

خوب این یعنی اینکه شما مدعی شده بودی که یک نوع گروکشی صورت گرفته است! یعنی اینکه چون مهدی نیامد، فائزه را گرفتند و برای اثبات حرف خود هم به زمان نامناسب و نحوه بازداشت غیر متعارف او اشاره کرده بودی!

حال آنکه در مطلب حاضر، شما به کل تحلیل خود را تغییر داده و نوشته ای که فائزه بازداشت شد تا مهدی را بترسانند! بالاخره کدومش؟ شما که هر روز داری نظرت را تغییر میدی که! :)

Dalghak.Irani گفت...

حالا بهتر شد. هرچند که باید مجموعۀ نوشته هایم در مورد این مسئله را در یک بسته خواند. اما سعی می کنم که به همین استناد شما هم پاسخ بدهم. بدون اینکه قصد کل کل یا تبرئۀ خودم و بهانه تراشی در کار باشد.

اول اینکه من در همان پست یکشنبه و در شروع مطلب به باور همیشگی ام در مورد وضع شتر گاوپلنگی جمهوری اسلامی زنهار داده ام و اعتراف کرده ام که هرکونه تحلیل "این است و غیر از این نیست" از سوی هرکسی در مورد پیش بینی حرکات رژیم محال است. و بعد از ان است که شروع کرده ام به تحلیل. اما دو پاراگراف زیر پاراگرافی که شما استناد کرده ودر کامنت تان گذاشته اید این پاراگراف را نوشته ام:

" نتیجه قابل پیش بینی نیست. من اما احتمال می دهم که آنان نتوانند فائزه را در زندان نگهدارند تا فردا و مهمتر از آن از بازگشت مهدی هاشمی هم جلو بگیرند. زیرا خامنه ای در وضعی نیست که بخواهد در مقابل این تند روی یارانش سکوت کرده و یا آنرا تأیید کند و یا حتی واکنش منفی نشان ندهد. زیرا اگر چنین کند زندان فائزه تبدیل به نقطۀ عطف مهمی برای سقوط خامنه ای خواهد شد. چون قبلاً هم گفته ام هاشمی اخیراً از سوی جناح راست و بویژه روحانیت ارشد مورد حمایت قرار گرفته و رفتار خامنه ای با او جزو بی تدبیری های رهبر فاکتور خواهد شد و بر بدبینی روحانیت خواهد افزود. موضع احمدی نژاد هنوز هم خنثی خواهد بود و او تا مطمئن نشود که مصباح و پایداری ها همه به پشت گزینۀ او برای ریاست جمهوری آینده خواهند آمد هم از آخور خامنه ای خواهد خورد و هم هاشمی را از خودش بیش از این نخواهد رنجاند. رفتار صمیمی او و قالیباف - در روز رونمایی از پرچم - که محتمل ترین گزینۀ ریاست جمهوری آینده است نشان می دهد که اگر نتواند یاران خودش را رییس جمهور کند با هاشمی و گزینۀ محتملش قالیباف مخالفتی نخواهد کرد. مهم اما برای ما سرباز کردن دمل دیگر در این زخم چرکین سی و سه ساله است که مبارک است و اوضاع بهر سمتی برود "رو به فروپاشی از درونش" حتمی است".

تنها کلمه ای که می تواند مرا مورد هجوم قرار بدهد واژۀ "فردا"ست که گفته ام محتمل نتوانند فائزه را تا فردا نگه دارند چون خامنه ای مجبور است بخاطر مصالح خود دخالت کرده و از کش آمدن قضیه جلوگیری کند. خب خامنه ای بهر دلیل دخالت نکرده تا اینجا و احتمال من بوقوع نپیوسته و اشتباه اول که گرفتن فائزه بوده را با اشتباهات بازداشت های بعدی پی گرفته اند. خب اگر خامنه ای مصالح خودش را تشخیص نمی دهد تقصیر تحلیل من کدام است. ضمن اینکه تازه یک هفته است این خطای استراتژیک از جهت منافع خامنه ای شروع شده است و یک هفته در معیار وقایع سیاسی حتی یک لحظه هم حساب نمی شود. پس باید منتظر گذشت روزهای بیشتری باشیم و ببینیم بازی چگونه پیش خواهد رفت. از اینکه فکر می کردم خامنه ای خیلی سریع این بازی را قطع و فائزه را ازاد کند و نکرده. برای آن لغت فردا پوزش می خواهم. هرچند که فردا هم باید "زمان سیاسی" خوانده می شد و نه الزاماً زمان تقویمی. مرسی از حساسیت تان و دیالوگی که داشتیم. یا...هو

ناشناس گفت...

ای بابا چقد مته لای خشخاش. مگر قرار است هر چیزی گفته می شود کا ملا درست از اب در اید. ما بنا را بر 50 -50 هم که بگذاریم. خوب است. به هر حال تحلیل دلقک در مو ضو عات به نظر من بسیار هو شمندانه است.