۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

تخم مرغ شکسته های روشنفکران واحمدی نژاد!


See adjacent text.

The Tortoise Trainer


1- "کریستین امانپور" بی حجاب وچشم درچشم نشسته روبرویش." احمدی نژاد با لبخندی مشوق ونگاهی بدون حیا- ونه بی حیا- پاسخ سؤال هایش را می دهد. حکم سنگسار سکینۀ محمدی را منکر می شود. توی بالاترین یک بچه ای ذوق می کند که: "احمدی دروغ گو/63 درصدت کو؟" وکاغذهایی بفارسی ونه چندان معتبررا ردیف می کند زیرخبرداغ شده در ایکی ثانیه؛ ومی رود که پست بعدی را بیاورد برای داغ شدن "الله اکبر دربام خانه ها بنشانۀ حمایت از سران جنبش سبز!" البته که خبردوم هم داغ می شود برای داغ دل جوانانی که داغدیده اند؛ اما:

2- احمدی نژاد می داند که بهترین پیام برای همۀ قضات متحجر صادرکنندۀ "حکم رجم وسنگسار" می تواند انکار آن در نیویورک وام بی سی باشد. دیگر چه کسی جرأت خواهدکردبعدازاین حکمی را صادرکند که ازبیخ وبن موردانکاررییس جمهور مقتدرقرار گرفته است.- میگی نه نگاکن؛ این خط واینم نشون- واحمدی نژاد صدای غریو الله اکبر جرس لندن را گوش نمی کند بدلیل درنوبت بودن خبرنگاربی حجاب تر روسی؛ و لری کینگ C N N که منتظر است برای یک ساعت وقتی که بزورگرفته از برنامه ریزان احمدی نژاد ومی خواهد بعدازاین مصاحبه بازنشسته شود.

3- آمار داده شده حکایت ازالتماس والتجاء 15 پربیننده ترین ومعروف ترین رسانه های تصویری برای گرفتن وقت مصاحبه از احمدی نژاد بود واست. واحمدی نژاد فراترازهر سوپراستاری ازنوع موسیقی وسینما حتی هواخواه دارد برای بردنش روی آنتن. خب می شود گفت انشاأالله گربه است واین سنبه را فشار داد که احمدی نژاد دیوانه است، ریختی وارونه دارد، ادبیاتی لمپن دارد، مردم فریب است، پوپولیست است و... پس باید حاضربود با شیطان (دین سیاسی ِ همۀ اصولگرایان واصلاح طلبان خودی) هم دست داد تا این آهنگرزاده -که گویی یکبارهم اورا "اعتمادبنفس" ازنو زاییده- را برکنارکرد وآخوند یزدی ها وخاتمی ها وجنتی ها وخامنه ای ها را مسلط کرد بردین ودنیای مردم تا برگردند به سالهای طلایی دهۀ شصت وهفتاد خورشیدی و... فاعتبرو یا اولی الباب!

4- احمدی نژاد حرف های اصلی اش را با خبرنگار ایرانی تبار(امانپور) زده است وبعد ازآن هرچه گفته وهرچه بگوید بسط زورکی همان مفاهیم است بدون اینکه پیرایه های افزوده ارزش داوری بعنوان مواضع احمدی نژاد داشته باشد. او در مصاحبه با امانپور علاوه براینکه با انکار حکم سنگسار سکینۀ محمدی خواسته است امانپوررا خلع سلاح کند ومتعمدبوده است درهمان حال که به همۀ قضات داخل ایران پالس بفرستد که شرم کنید ازاین احکامی که هیچکس- حتی من- قادرنیست ازصدورشان دفاع کند؛ ضمناً یک پیام مهم داخلی وخارجی توأمان هم فرستاده است :  "درآیندۀ جمهوری اسلامی احمدی نژاد ومشایی احکام خشن صادرنخواهد شد."

5- حرف مهم ودومی که احمدی نژادبه امانپورزده مربوط است به رابطۀ ایران و امریکا واتفاقاً مضمون حرفش به پست قبلی وبلاگ (+)من هم خیلی نزدیک است. رییس جمهورگفته: "تعامل بین امریکا وایران تنها راه بهبود ادارۀ جهان است. والبته در دنباله اش سخن را طوری ادامه داده که بنوعی تقابل رسیده. من این قسمت تقابل را قلابی می بینم چون بعداز تصریح بر"تعامل" آمده است. وتعامل درادبیات سیاسی یعنی معامله وبده بستان ونه چنگ ودندان. شاهدم برای این برداشت هم این است که احمدی نژاد اولاً از امریکا وتوانمندیش به نیکی وبا راستی تعریف کرده است وثانیاً این مورد که همۀ انتقادات تندش را متوجه هیلاری کلینتون کرده است وباراک اوباما را مورد هجمه قرار نداده است.- آیا درطرف امریکا هست کسی که سیگنال احمدی نژاد را دریافت کند ومصمم باشد برای پذیرش او!-

6- درداخل اما توجه من ششدانگ پیش شریعتمداری کیهان است وانفعال زبونش.- اعتراف می کنم که هروقت احمدی نژاداین عنصر مورد علاقه وگماشتۀ رهبر را که یکی از کثیف ترین افکارموجود درکرۀ ارض درجمجمه اش جریان دارد را به امالۀ نشادربه ماتحتش وامی دارد ازبن دندان- مثل کیف رهبرازافسران جنگ نرم برای دانشجوی دانشگاه- کیف می کنم- برادرحسین که اعتراف کرده است طبق گزارش من برای شما در "زدوخورددرکیهان" مقاله های نوشته اش را خودش هم نمی داند چکار بایدبکند، چاپ کند یا نه وکی وچگونه وبا چه مقداری ازانتقاد وباچه زبانی واصلاً چگونه قلمش را جزبه هتاکی حرمت انسانها بچرخاند. کیف ندارد ترا خدا!- شما هم یک نفس عمیق بکشید وکیف کنید خواهش می کنم- ودیگر وقتی برادرحسین به این فلاکت افتاده گفتن ازرسالت ونویسنده اش که مجبورشده بنویسد: جناب رییس جمهور گیر افتادند دردستان امانپور،زیره به کرمان بردن است.

7- ومن متعجب نیستم ازسکوتی که به روشنفکران وسیاستمداران مستقل مستولی شده دراین روزها ونمی دانند بالاخره چه موضعی اتخاذ کنند دردعوای بین تحجر و لمپنیسم!. البته من دریکی از پست های ماه "آوریل" با عنوان "بلی اتفاق جدیدی افتاده است!" هشدارداده بودم به همه که همۀ تخم مرغ هایتان را درهیجان منفی موجد جنبش سبز هزینه نکنید واین احمدی نژادقابلیت مدرنیسم بسیار بیشتری دارد وممکن است روزی نیاز باشد که احمدی نژادرا تقویت کنیم درمقابل تحجر دینی سی ساله. امید وارم بهر صورت آدم های مؤ ثر بیشتری بیایند بمیدان وبدون واهمه ازتحلیل های اشتباه درگذشته شان صلاح امروز ایران وآینده را تبیین کنند.  

ودلقک ایرانی کماکان دنبال باز گرداندن خدا به ایران هستم. راهش از مسالمت ساخته شده ولی وسیله اش فرقی نمی کند: "خدا یا شیطان."یا...هو
...................................
پی نوشت ساعت 30 دقیقۀ بامداد ایران:
امروزعلی سعید لو حرف شوخ وقشنگی زده بود به کفاشیان وقطبی که بازیکنان شیک پوش وژیگولو راببرید به جام ملت های آسیا. من دوست دارم عادی شدن گفتن از ظاهر شیک ومدرن را. 

۱۳ نظر:

Pejman گفت...

Ba salame dobare ,
khoshim be khoshiye shoma ,
Bayad arz konam be nazere man mardom e azize ma dar tasmim girihaye akhir dar taharokate siyasi ba ehsasate ziyad ke nashi az naboode fazaye baz ve azade enteghadati bood dar entekhabe bad va badtar be gozineye A. javab dade ba sarfe nazar az zate badi ke in niz bar gerefte az avam faribihaye dirineye in marz o boom dashte va rohe jafa keshi va faramooshkariye nahofte bad az har setami dar in khake doost dashtani ke emrooz ma tavane in hame joor o jafa ra dar sardiye khake gharibe bar poosto ghoshteman motehamel mishavim.
Ba ham be omide sobhe sadegh neshestan moyasar nist magar ba bala raftane sathe agahiye jamee ba rooshan garihaye shoma azizan.
Daste hagh negahdare shoma bad

رونیک گفت...

درود دوست عزیزم
فعلا که دیکتاتوری دروغ جکومت اسلامی باقدرت پیش میره وکسی جلودارش نیست واحمدی نژادبه نظر من از خوی انسانی برخوردار نبوده وفقد وجدان ومنطق است بهطوری که این شخص با قاطعیت تمام میتونه به شما القا کنه که آب یک رود خانه سربالا میره وهر چی زور هم بزنی نمیتونی قانعش کنی چون از همون بچگی درمغز پوک اینگونه افراد اینطور القا شده وکاریش نمیشه کرد از این دست افراد زیادن در جمهوری اسلامی ...
پایدار باشی

خ. م گفت...

بايد صبور باشيم و ببينيم جنگ اين كوتوله دجال با اخوندها نتيجه اش چه خواهد بود.دو طرف معركه اينقدر كثيف اند كه ما بايد خود را دور نگه داريم مبادا پرشان به ما بگيرد و آلوده مان كند ما فقط بايدمشكلات اقتصادي را تحمل كنيم، با هم حرف بزنيم ديدگاههايمان را متعالي كنيم خود را براي آباد نمودن اين ويرانه اي كه از نابودي اين دو گروه باقي خواهد ماند.و چه كار سختي در پيش داريم براي احياي يك تمدن، يك سرزمين يك ايران

Dalghak.Irani گفت...

سلام به پژمان خوب وبا احساس.
راست می گفتی پژمان. اگر این کامنت زیبا وپرمحتوا می توانست با الفبای فارسی باشد تأثیرش دوچندان بود. ضمن احترام بنظر شما وموافقت عام با آن. می خواهم این توجه را بدهم که بنظر من تودۀ مردم با خرد حسی خود کمتراز درس خوانده های متکی به خرد ابزاری اشتباه می کنند. البته اگردست کاری محیط تصمیم گیری بیش از مقدار غیرقابل تحمل - چه ازسوی حکومت وچه ازسوی روشنفکران- نباشد. طوری که محیط طبیعی تصمیم گیری توده را از حالت طبیعی خارج کند. با این منطق معتقد نیستم که برای هرتصمیم سیاسی درستی باید توده به آگاهی(دانش اجتماعی اکتسابی) برسد. کمی سخت خوان شد. می خواهم بگویم که کافی است کسی بیش از اندازه مردم را انگولک نکند؛ ومردم تصمیم درست می گیرند. درمورد انتخابات اخیر هم من متوجه بد وبدتر مورد نظر شما نشدم اگر منظور رأی به مهندس موسوی بود درغیاب گزینه های بهتر که اجازه نداشتند کاندیدا شوند. من زیاد موافق نیستم. من روی رأی سازی بدون توجیه منطقی کافی برای مهندس موسوی آن هم از کیسۀ نسلی که مطلقاً مهندس موسوی را نمی شناخت بزرگترین نقطه ضعف اصلاح طلبان حکومتی وعلت باخت نه تنها موسوی بلکه کروبی هم می دانم ودر مورد تقلب شکلی قانع نیستم ودرمورد تقلب محتوایی هم قائل بمرض عام چنین تقلب هایی درهمۀ شبه دموکراسی های جهان سومی هستم. بحث طولانی شد ومی تواند ادامه یابد ولی بهمین مقدار دراینجا بسنده می کنم هرچند من مبانی فکریم را درنوشته های وبلاگم بکرات آورده ام. انشاء الله اگر روزمرگی اجازه داد واز آنجائیکه اغلب دفاع مشروط ومحدود من از احمدی نژاددرتقابل با دین سیاسی وتحجر شاخک های ترد جوانان سبز-خودشان هم نوضیح کافی برای چرا سبز شدنشان ندارند ولی غرور یک انتخاب آنان را از نگاه دوباره بازمی دارد- را چنان می آزارد که فقط حرمت سنم را دارند که بدوبیراه نمی گویند؛ بتوانم درپست مستقلی یک بار دیگر مفصل تر بگویم که برای من قبول نرم افزار مدرنیته توسط حاکمان ایران اصل لایتغیر است وهرکسی بهرطریقی به این رنسانس کمک کند مرا درکنار وهمراه مشروط خواهد یافت. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

واما رونیک دوست داشتنی وعصبانی دردانه.
سلام
در پاسخ به بهانۀ پژمان دربالا مغزم قاطی بود از کامنت های هردو ی شما ولذا بخش قابل توجهی از آن کامنت می تواند پاسخ شما باشد بعوض پژمان.
دراین حا اما اختصاصی به این اشاره کنم که اگر قرار است ما پشت کیبورد برای بدون کیبورد ها راه حل مسأله بنویسیم. اولین شرطش این است که بدون هیجان مثبت یا منفی وبا خونسردی- حتی تحمیلی- صورت مسأله را جند بار بخوانیم. تا اول بدانیم کدام معادله را با چند مجهول حل کنیم. آن وقت برویم سراغ راه حل های تمرین شده یا ابتکاری ویا هردو.
محمود احمدی نژادبا همان وصفی که من نوشته ام درنیویورک امریکاست ومی خواهد درسازمان ملل بعنوان رییس جمهورایران صحبت کند وباقی ماجرا....
وکیهان ورسالت وباهنر وبی هنر درتهران خون خونشان را می خورد از حجاب خبرنگاران خارجی گرفته تا کنفرانس های احمدی وحاشیه های قشنگترازمتن مشایی.
خب من که می دانم کیهان ورسالت وباهنر وبی هنر سی سال بانی تصمیمات خونریز وخانه خراب کن وطنم بوده اند واحمدی نژاد ومشایی قاطیشان نبوده اند .حداقل
آیا می شود بخاطر فقط تبلیغات منفی رقیب
واینکه مثلاً ابراهیم نبوی گفته مموتی یا آقای اَن مرجح بدانم حسین شریعتمداری را به احمدی نژاد! می گویی همه شان دروغ ودغل وجانی وسروته یک کرباسند ومن می گویم بیا ونیت خوانی نکن وبه نتیجه ها متمرکز شو. وهمراه من بیدار وهشیار ومراقب بیا تشویق کنیم احمدی نژاد ومشایی مدرن تر را درمقابل ریای مطلق جناح راست سنتی. دخترم اومد روخط باشه برای بعد خداحافظ. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

سرکارخانم آشنا.
بدقت صحیح فرمودید ومقدمه ومؤخره ای هم نمی خواهد این تصمیم ناب.
ولی اجازه بدهید تا ازمحضرتان مرخص نشده ام به این نکتۀ کلیدی هم پابفشارم که با هرزحمت ومشقتی هم شده زندگی کردن وشادبودن فراموش نشود. بهربهانه ای هم شده جشن بگیریم همدیگر را بغل کنیم بهمدیگر کادوبدهیم ویادمان باشد که کشور را طبقۀ متوسط اداره می کند واینان دغدغۀ رفاه دارند ونه معیشت تنها ورفاه از موسیقی وسینما وفوتبال وکتاب وزرق وبرق تشکیل می شود. خبرهای خوب را دنبال کنیم مثل مثلاً سمفونی مقاومت مجیدخان انتظامی درمیدان آزادی. یا مثلاً بی حجابی سازمان یافته! درکرج وازاین ریز دلخوشی های بسمت سطح فرهنگ روز. من قیلاً هم دریکی از این پست های اخیرم بنام "جنگ های نفرت درونی با غنایم لذت بیرونی!" نوشتم که باید از آزادی که اززدوخورد بین بدتر وبدترین لاجرم حاصل می شود بیشترین استفاده را بکنیم وسعی کنیم غنایم بچنگ آمده را همشگی بکنیم.
همین که امثال عملاً تابستان کم سرخرتری را داشتیم ویا این اواخر درمسافرت به شمال کشورمان راحت تربودیم و یا حجاب اختیاری و...اینها دست آوردهای بسیار بسیار بسیار بزرگتراز ده قدم عقب رفتن آخوندای شورای نگهبان هم است درنظارت کوفت! و... یا...هو
مرسی خانمی که هستی وکمک می کنی. مرسی

ابراهيم سالك گفت...

براي آقا پژمان:
تو سايت زير مي تونيد فينگليش بنويسيد، فارسي تحويل بگيريد:
http://www.behnevis.com/

حامد صمدی گفت...

سلام
چند صباحی است که نوشته هایتان را می خوانم. با وجود آنکه بعضی وقتها با شام نظرگاه مشابهی ندارم اما از قوت تحلیل ها، سابقه در حفظ و پرورش دیدگاه، توسعه اطلاعات خواننده و مهمتر از همه عادت زدایی تان کیف کرده ام. گاهی وقتها عصبی می نویسید و آفت نوشته تان می شود.
قوی تر بنویسید انشاالله

pejman گفت...

آقای سالک،

با درود بر محضرتان و عرض تشکر فراوان

yolk گفت...

گویا استدلال شما در مسیر پوشاندن افتضاحات احمدی‌نژاد و ارائه ی یک تصویر "خوشگل" از ظاهر وقایع به گونه یی که ایرادی ندارد اگر واقعیت این نباشد بلکه "من دوست دارم اینطوری فکر کنم"..مثل کودکی که وقایع را تحریف می‌کند تا تصویری اید‌آل از همه چی‌ ارائه دهد. انگار احمدی نژاد آخرین امید شما بوده و قصد دارید خودتون رو به هر نحو راضی‌ کنید تا نا‌ امید نشوید. چشمتون رو به واقعیت‌ها میبندید و گویی داستان علمی‌ تخیلی‌ می‌نویسید. وقایع را ذکر می‌کنید و با منطق حسی ی خودتان آنهارا به هم چسب میزنید که قصّهٔ قشنگی‌ بشود.

چرا بجای سعی‌ در تحلیل وقایع داستان زبونت نمینویسید؟

Dalghak.Irani گفت...

سلام yolk نازنین.
چه اسمی وچه رسمی. خیلی کامنت تان پروپیمان ترازآن است که بتوانم سرراهی پاسخ بدهم. اخردارم پست جدید راهم اتفاقاً دررابطه با شکست احمدی نژادمی نویسم ودستم بنداست. لذا اگر بهمین عصبانیت متلک گویانه ماندید بازهم بعداز پست جدید می آیم جواب می دهم. این همه را نگفتم که انکارکنم کودکیم را وامیدم را یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

خب YOLK نازنین
مقاله راپست کردم ومی توانی بخوانی اگرلطف داری. منتظرکامنت بعدیت می مانم. ضمن اینکه توصیۀ داستان نویسی ات یک دغدغه وآرزوی جدی وهمیشگی من هم است. فقط از این کلمۀ "زبونت" درآخر کامنت شما نتوانستم رمزگشایی کنم. خواندم زبانت نشد چون بی معنی بود. خواندم زبونیت! وگفتم غلط مصطلح باشد بمعنای درماندگی واستیصال حقیر؛ دلم راضی نشد که شما را با آن قلم شیوا متهم بکنم به چنین توهینی بخودم. زبونت هم که معنی ندارد. پس خودت رمزگشایی کن وخیالم را راحت کن چون طبق منطق خود شما برای من همین فهمیدن زبونت همانقدرمهم است که تعویض رژیم درایران. یا...هو ومرسی

yolk گفت...

متاسفانه خودم هم نمیدانم چرا همچین کلمهٔ عجیبی‌ در این جمله وجود دارد!!

امیدوارم سو تفاهمی ایجاد نشه.