ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۹, جمعه

محض رضای خدا این VOA را تعطیل کنید! و یک تکه ناب از بی بی سی را ببینید.

The Hunters in the Snow


1- قبلاً هم گفته ام که از هنگامی که به خارج آمده ام تلویزیون صدای امریکا را نگاه نمی کنم. اما تا سال 87 خورشیدی که در ایران بودم و تلویزیون جدی فارسی زبان هم وجود نداشت و بویژه اینکه بی بی سی فارسی هم راه نیفتاده بود این رسانه را تماشا می کردم و بویژه از مستندهای درخشان آن راجع به پیشینۀ امریکا لذت می بردم. از برنامه های سیاسی هم تفسیر خبر را با اجرای جمشید چالنگی و خبرنگاری سیامک دهقانپور می دیدم. با اینکه در آن موقع رویکرد این تلویزیون بیشتر اپوزیسیونی آشکار بر ضد جمهوری اسلامی بود و کمتر دغدغۀ اطلاع رسانی بی طرف را داشت اما هم بدلیل میهمانان نسبتاً قوی که از اپوزیسیون دعوت می کرد و هم برای جاذبۀ اجرای چالنگی و یک نوع کاریزمای خبرنگاری دهقانپور که هم خوش سیما و هم مسلط بود برنامه توی ذوق که نمی زد بلکه جاذبه هایی هم داشت.

2- بعداً دورادور که سرنوشت صدای امریکا را در میان اخبار رصد می کردم و بویژه بعد از ریاست جمهوری اوباما و در دو سال اخیر می دانستم که این تلویزیون دچار دگرگونی های آشفته و گوناگونی شده که بنظرم می رسید در حال تلاش برای تبدیل شدن به رسانه ای مستقل تر و غیر اپوزیسیونی تر و بطور مشخص در الگو گیری از بی بی سی فارسی است. اما کماکان رغبتی به تماشای آن نداشتم و ندارم. تا اینکه دیشب و از روی تبلیغ بالاترین رفتم و برنامۀ افق سیامک دهقانپور را دیدم. باید اعتراف کنم که آنچه که دیدم فقط بد نبود بلکه بجرأت می شود گفت فاجعه بود. موضوع برنامه راجع به رقابت برای ریاست مجلس نهم بین حداد عادل و علی لاریجانی بود و میهمانان کارشناس شرکت کننده در ویدیو کنفرانس مجتبی واحدی در واشنگتن، بابک داد در پاریس و مهدی خزعلی در تهران بودند.

3- بعد از حدود نیم ساعت تا 40 دقیقه ای که با خود خوری و عصبانیت توانستم برنامه را تحمل کنم نوعی احساس بدبختی و در ماندگی برای خودم، تأسف برای امریکا و پول هایی که خرج می کند، حسرت برای سه کارشناسی که هرچه که با خود آورده بودند توشۀ کارشناسی شان جزوش نبود و نوعی غصۀ عمیق برای ایرانیانی که در داخل قرار بود مخاطب این تلویزیون و این کارشناسان باشند کردم. خلاصۀ برنامه این بود که در شروع و ادامه و پایان برنامه نه کارشناسان عزیز خودشان می دانستند که چه گفته اند. نه مجری می دانست که هر کدام از آقایان چه نظر و تحلیل مشخصی برای موضوع مشخص برنامه داده اند. نه هیچ کدام از کارشناسان سه گانه می دانستند که آن دو رفیق و هم پانل شان چه گفته است. و لابد باید انتظار داشتم و داشتند که مردمان مخاطب فهمیده باشند که این آقایان چه دری سفته اند! - لینکش را نمی گذارم که باعث آشفتگی تان نشوم -  لذا بر آن شدم که در اینجا ثبت کنم که من گفتم که "محض رضای خدا voa را تعطیل کنید".

4- اما شما عصبانی نشوید زیرا که قبل از دیدن افق برنامۀ صفحۀ 2 آخر هفتۀ بی بی سی فارسی را دیدم و بشارت می دهم که الحق دست مریزاد به هنر مدیای بریتانیای کبیر. این برنامه مثل 90 در صد برنامه های بی بی سی فوق العاده بود هرچند که در بخش اول و دوم به فرانسه و سوریه پرداخته بود اما در بخش پایانی یک مصاحبه گذاشت با "چارلز ویلا وی سن سیو"  که پونۀ قدوسی گرفته بود و لازم است که حرف های مرد افریقایی هزاران بار شنیده و نوشیده شود هر کس می خواهد قدمی برای ایران بردارد. و شما هم حتماً ان را ببینید (اینجا اگر حوصله و وقت ندارید از دقیقۀ 40 به بعد را ببینید). یا...هو

پی نوشت: برادر حسین معروف به بازجو. حق تحریر ما را که می خوری مثل حق بیمۀ هیئت تحریریۀ مقیم. نام دلقک ما را هم که تبلیغ نمی کنی برای مطالبی که می نویسیم. البته که تحریف و تغییر پذیرفته است در مطالب تهیه شده در سرویس های داخل یا خارج از کشور. اما همۀ دلخوشی ما همان تبلیغ وبلاگ مان است که آن را هم دریغ می کنی. تو دیگر چقدر ناجوانمردی. تازه من ضدانقلاب فراری نیستم من تیمسار ارتشی هستم که برای جمهوری اسلامی جنگیده ام. لطفاً از این پس رعایت کنید این چندمین بار است که تذکر می دهم.

۱ نظر:

Ali گفت...

دلقک جان سلام
یک تحلیلی از مذاکرات پیش روی بغداد برایمان بنویس .
خیلی اوضاع قمر در عقرب است.