ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۳۰, شنبه

سفر یوکیا آمانو دبیرکل به تهران برای اخذ تضمین از شخص خامنه ای!

The Entombment


1- حالا معلوم شده است که مذاکرات فنی پریروز در وین موفقیت آمیز بوده است و ایران حاضر شده است امتیاز بزرگی در زمینۀ فنی بدهد. تا با انتقال این پیام موفق فنی از سوی یوکیا آمانو دبیر کل آژانس هسته ای به جلسۀ مذاکرات سیاسی سوم خرداد بغداد حسن نیت ایران را تأیید کند. و ایران از غرب پیش بیفتد.

2- این را از این جهت می توان مطمئن بود که مذاکرات فنی وین ابتدا به توافق برگزاری دور دوم در همان وین در اول خرداد رسید که بنظر می رسید در سطح سیاسی انجام خواهد شد. اما امروز در یک خبر شوک آور یکباره اعلام شد که محل دور دوم مذاکرات ایران و آژانس از وین به تهران منتقل شده و این شخص آمانو است که قبول کرده به تهران سفر کرده و مذاکره با مقامات سیاسی ایران را خودش انجام بدهد.

3- با توجه به اینکه در متن خبر هم "ملاقات با مقامات ارشد جمهوری اسلامی" هدف سفر آمانو ذکر شده است و معمولاً منظور از مقامات ارشد در جمهوری اسلامی شخص رهبر و آیت الله خامنه ایست. لذا بنظر می رسد که بطور یقین خامنه ای موافقت کرده است که دبیر کل آژانس هسته ای را رأساً ملاقات کرده و در مورد تعهد وین اطمینان کافی بدهد. معلوم نیست که آیا این ملاقات علنی یا محرمانه خواهد بود ولی در انجام شدن قطعی آن کوچکترین تردیدی نمی توان کرد. زیرا علاوه بر همان نشانۀ شکلی گنجاندن "ملاقات با مقامات ارشد" در متن بیانیۀ آژانس قرینه های محتوایی - تحلیلی مسبوق به سابقه ای هم دلالت بر انجام این ملاقات دارد:

4- می دانیم که غرب مدت ها و سالیان طولانی است که با جمهوری اسلامی و دولت های مختلف و مقامات متفاوت در سطوح مختلف مذاکره کرده و قول هایی گرفته و توافقاتی انجام داده که در نهایت هیچکدام بثمر ننشسته و فایده ای جز اتلاف وقت برای غرب و آژانس نداشته است. تا اینکه بالاخره غرب از دو سال پیش تصمیم گرفت که هیچ قول و تعهدی از ایران را نپذیرد مگر اینکه یقین حاصل کند آن قول و تعهد و امضاء مورد تأیید صد در صد آیت الله خامنه ای رهبر ایران است. و این را مستقیم و غیر مستقیم به کلیۀ تیم ها و افراد مذاکره کنندۀ ایرانی با خودش ابلاغ کرد و می کند. و می گوید که موضوع هر توافق و قولی باید از زبان یا از نشانه ای قطعی از موافقت رهبر جمهوری اسلامی پشتیبانی بگیرد. طرف های ایرانی هم دیگر این را فهمیده اند و بمحض اینکه مذاکره به توافق ضمنی می رسد و طرف غربی یا هر سازمان و نهاد بین المللی در تضمین توافق تشکیک می کند مذاکره کنندۀ ایرانی بلافاصله با جملۀ خودمانی "باور نمی کنی بیا از خود خامنه ای بپرس" سعی می کند طرف را متقاعد بکند که اینبار زیر قولش نخواهد زد.

5- در وین هم همین اتفاق افتاده و آژانس خواستار تأیید خامنه ای بر تعهد جدید و مهم ایران در بعد فنی صنعت هسته ای خود شده است. بنظر می رسد که تیم ایرانی ابتدا تلاش کرده است که تأییدیۀ سیاسی تعهد فنی اش را بسطح جلیلی یا معاون او فروبکاهد و قبول کند که مذاکرات فنی دور اول وین را اول خرداد و در سطح دیپلماسی ارشد ولی در همان وین انجام و قول فنی را تضمین سیاسی هم بدهد. اما بعداً با موافقت خامنه ای برای ملاقات با آمانو این محل به تهران منتقل شده تا هم تضمین قوی تری داده شود و هم از سفر آمانو به تهران در فردای شکست احتمالی مذاکرات بغداد بهره برداری سیاسی و تبلیغاتی بشود. به این معنا که بگویند ایران تا آنجا حسن نیت نشان داد که آمانو حاضر شد به تهران برود و قول ایران را راستی آزمایی بکند. و این غرب است که به هیچ قاعده و توافقی متعهد نیست و حتی حرف دبیرکل وابسته به غرب و امریکا را هم نمی پذیرد.

6- البته همۀ این ها دلیل قاطعی برای پیش بینی خوشبین از مذاکرات بغداد نیست و هم خامنه ای نشان داده که بازیکن خوبی است در جهت تخریب هر سازش اگر بتواند ظاهر را هم طوری تبلیغ کند که شکست را بگردن دشمن بیاندازد. و هم غرب در موقعیتی نیست که بدون گام های عملی جمهوری اسلامی در نشان دادن اراده حرکت بسوی تعطیلی یا حداقل فریز کردن بلند مدت فعالیت های هسته ای خودش کوتاه بیاید. زیرا بخوبی می داند که هر نوع اعتراف ضمنی به توافق با ایران مستلزم گام متقابل در برداشتن تحریم هاست و هر نوع شکستن یکی از حلقه های تحریمی که به سختی به اجماع جهانی رسیده است فروریختن باروی اقتدار امریکاست و برقراری مجدد آن ها محال قطعی است. فقط می توان به این امید بست که خندۀ بعد از بغداد بر لب های طرفین قطعاً نشانه ای از امیدواری واقعی خواهد بود. چون هر دو بازیگر دستشان رو است و دیگر وقت بلوف زدن و کارت گرفتن مجدد ندارند. یا...هو

۷ نظر:

ناشناس گفت...

درود بر شما،

به نظر شما آیا جمهوری اسلامی (سید علی خامنه ای) در شرایطی است که با سودای از سرگیری کم هزینه تر اهداف نظامی-هسته ای خود در آینده، تعلیق کامل غنی سازی را به شرط برداشته شدن تحریمها بپذیرد؟
منظورم از شرایط جمهوری اسلامی مثلن خطر ضعیف جلوه داده شدن خامنه ای توسط تیم احمدی نژاد بعد از تعلیق است. چون به نظر من با توجه به مخالفت اسرائیل، جمهوری خواهان، و اعراب با هر گونه توافق نامطمئن، غرب به کمتر از تعلیق کامل رضایت نخواهد داد. لطفن اگر امکان دارد پیش بینی خود را هم از مذاکرات بغداد بیان کنید.

با سپاس فراوان،
نادر

آرش گفت...

خوب ظاهرا طرفین به رستوران ردیفی دعوت هستند و غذاهای خوشمزه هم برای ایران و هم برای بقیه روی میز است.
بهتر است توافق کنند و نوش جان بفرمایند و بعدش هم چای بزنند و لطیفه بگویند و تشریف ببرند منزل.

ولی این رستوران در صورت عدم توافق برای اقتصاد ایران فقط یک در خروجی دارد ـ سرویس بهداشتی ـ که اگر طرف ایرانی پررویی کند یا قصد کش دادن داشته باشد اقتصادمان را همانجا حبس می‌کنند و دیگر خبری از چای و خوش و بش نیست.

ناشناس گفت...

دلقک جان ببین چه کردی که تیتر یک روزنامه کیهان شدی ! مرحبا ضدانقلاب لندن نشین محبوب حسین شریعتمداری "شبكه بالاترين خواستار تعطيلي تلويزيون فارسي VOA به خاطر كيفيت مبتذل آن شد.
اين شبكه در شكوائيه اي به قلم يكي از عناصر اپوزيسيون فراري - و البته با نام مستعار- نوشت: تا 4 سال پيش كه به خارج آمده ام VOA را نگاه مي كردم اما بعد از آن تلويزيون صداي آمريكا را نگاه نمي كنم. دورادور سرنوشت صداي آمريكا را در ميان اخبار رصد مي كردم و بويژه بعد از رياست جمهوري اوباما و در دو سال اخير مي دانستم كه اين تلويزيون دچار دگرگوني هاي آشفته و گوناگوني شده كه بنظرم مي رسيد در حال تلاش براي تبديل شدن به رسانه اي مستقل تر و غير اپوزيسيوني تر است. اما كماكان رغبتي به تماشاي آن نداشتم و ندارم. تا اينكه پريشب و از روي تبليغ بالاترين رفتم و برنامه افق سيامك دهقانپور را ديدم. بايد اعتراف كنم كه آنچه كه ديدم فقط بد نبود بلكه به جرات مي شود گفت فاجعه بود. ميهمانان كارشناس شركت كننده در ويديوكنفرانس مجتبي واحدي در واشنگتن، بابك داد در پاريس و [...] در تهران بودند.
اين ضدانقلاب لندن نشين مي افزايد: بعد از حدود نيم ساعت تا 40 دقيقه اي كه با خودخوري و عصبانيت توانستم برنامه را تحمل كنم نوعي احساس بدبختي و درماندگي براي خودم، تاسف براي آمريكا و پول هايي كه خرج مي كند، حسرت براي سه كارشناسي كه هر چه كه با خود آورده بودند توشه كارشناسي شان جزوش نبود و نوعي غصه عميق براي آنها كه قرار بود مخاطب اين تلويزيون و اين كارشناسان باشند كردم. خلاصه برنامه اين بود كه در شروع و ادامه و پايان برنامه نه كارشناسان عزيز خودشان مي دانستند كه چه گفته اند. نه مجري مي دانست كه هر كدام از آقايان چه نظر و تحليل مشخصي براي موضوع مشخص برنامه داده اند. نه هيچ كدام از كارشناسان سه گانه مي دانستند كه آن دو رفيق و هم پانل شان چه گفته است. و لابد بايد انتظار داشتم و داشتند كه مردمان مخاطب فهميده باشند كه اين آقايان چه دري سفته اند! لذا بر آن شدم كه در اينجا ثبت كنم كه من گفتم كه «محض رضاي خدا VOA را تعطيل كنيد».
حمله ماه هاي اخير برخي طيف هاي اپوزيسيون به صداي آمريكا و بي كفايت توصيف كردن آن در حالي است كه انواع رسانه هاي بيگانه منطبق با حجم و كيفيت فعاليت هاي محافل اپوزيسيون فعال مي شوند يا دچار ركود مي گردند. به عبارت ديگر حملات اخير اپوزيسيون به VOA و شبكه هاي مشابه نوعي فرار به جلو براي توبيخ نشدن و مورد ملامت قرار نگرفتن است."
http://www.kayhannews.ir/910230/2.htm#other206

میثم گفت...

درود به دلقک عزیز
با این تفاسیر باید منتظر عربده کشی های ضد غرب عاملین نظام(البته برای مصرف داخل)بود.چراکه توافق مورد نظر حکومت و غرب در حال شکل گیریست و در مراحل پایانی بسر میبرد.امید اینکه ملت هم از این توافق سود ببرد.گو اینکه در این 33 سال همه سود بردند غیر از ملت !هشدار جدیست که اگر توافق مطلوب حکومت به سرانجام برسد. بگیر و ببند های جدید و خشن امریست بدیهی از جانب حکومت . در این مقطع خامنه ای ترجیح میدهد که با غرب سازش کند تا با ملت !
سپاس فراوان

بهمن گفت...

به ناشناس دوم: همزادها خوب یکدیگر را می شناسند. (ببخشید فضولی کردم)

بهروز_س گفت...

سلام دلقک ، شک نکن که ایران قافیه را داده است و به درخواست‌های غرب تمکین کرده است در همان استانبول و بقیه‌اش فیلمی است که ایران به عنوان تنها درخواست خود قبل از برداشتن تحریم‌ها از غرب خواسته است تا آبرویش در داخل کمتر برود. نشانه‌هایش هم اینکه بازار مسکن در ایران رونق گرفته کمی‌ و دلار به زیر ۱۷۰۰ تومان کاهش یافت و ماند، با توجه به این که بازی با این ۲ قلم در ایران فقط در دستان افراد حکومتی یا وابستگان آنهاست به طور عمده ولاغیر .اخیرا هم در صحبت‌های آقایان طرف ایرانی‌ بیشتر واژه غنی سازی استفاده می‌‌شود و ذکری از درصد خلوص و اینجور چیزها نیست . به نظر میرسد که حاکمان ما به اجبار یک تصمیم منطقی‌ گرفتند بالاخره والّا غرب حتی برای جنگ هم آماده شده در تابستان و چیدمانش را هم انجام داده ، از نصب رادار‌های لازم در اطراف کشور بگیر تا ارسال ناو‌های بزرگش و تجهیز پایگاها یش در اطراف ایران و ذخیره سازی نفت و غیره. بازی پوکر غرب و ایران در استانبول تمام شد و دو طرف دستشان را رو کردند برای یکدیگر، طرف ایرانی‌ ۲ تا سرباز بیشتر نداشت و بقیه‌اش هم ورق آشغال سید حسن ناصر الله و بشار اسد بود ولی طرف غربی ۳ تا شاه داشت و ۲ تا ۸ روسیه و چین، تازه اسلحه اش هم از زیر میز به طرف ایرانی‌ نشانه رفته بود. من که خیلی‌ خوشبین هستم .خدا کند مملکت درست شود، بلکه من هم برگردم و بتوانم بمانم در وطن پس از ۶ سال دوری از دیار. تو هم البته انشاالله . مرسی‌

ناشناس گفت...

خدا کند که توافق نشود
که ما ورشکست میشویم!!!!