ه‍.ش. ۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۰, چهارشنبه

خامنه ای از عقب نشینی خودش عقب نشینی کرد. منتظر بغداد نباشید.

The Bar


1- کیهان دیروز را که دیدم حسی از بازگشت به موضع تهاجمی در پروندۀ هسته ای را تشخیص دادم. اینک اما دیگر یقین کرده ام که آیت الله خامنه ای نشانه های پررنگی را علامت می دهد که از عقب نشینی مطلق قول داده اش در مذاکرات استانبول پشیمان است و می خواهد این مذاکرات را قبل از شروع بشکست بکشاند. کارشناسان و تحلیلگرانی را دیدم که عامل این بازگشت با احتیاط به "سر خط دشمنانه و رجز خوان همیشگی" را در عملکرد و موضع گیری های تند اخیر طرف غربی جستجو و معرفی کرده اند. که عمدۀ آن را در سه مطلب مشخص زیر می دانند:

الف- بیانیۀ شدید اللحن اتحادیۀ اروپایی در مورد اخطار به ایران جهت توقف فوری و کامل غنی سازی اورانیوم که در حاشیۀ اجلاس وین اتفاق افتاده است.

ب- تأکید چند بارۀ هیلاری کلینتون به هشدار به ایران جهت اقدام عملی به تعهدات بین المللی خودش و تعقیب مصرّ خط تشدید تحریم ها و چانه زنی ها با مشتریان آسیایی نفت ایران بویژه هند برای کم کردن از خرید نفت از ایران.

پ- و نهایتاً فعال شدن بسیار شدید دیپلماسی اسرائیل برای متقاعد کردن کشورهای غربی عضو 1+5 برای کوتاه نیامدن و افزایش فشارها. که از دو طریق انتشار اطلاعات تأیید نشدۀ "انتقال غنی سازی اورانیوم به تأسیساتی در دل کویر مرکزی ایران" از یکطرف و ملاقات های پی در پی مقامات نتانیاهو با دیپلمات های غربی و انتقال نارضایتی اسرائیل از اخبار سازش احتمالی با رژیم خامنه ای ازسوی دیگر به آنان انجام شده است. بویژه این فشار و حرف جدید اسرائیل علاوه بر همۀ فاکتورهای مؤثر قبلی این امتیاز را هم دارد که نتانیاهو در اقدامی بشدت غیر مترقبه توانست با شارل موفاز رییس سابق ارتش و رهبر فعلی حزب کادیما ائتلاف کند و بنیان دولت لرزان در حال سقوطش را چنان محکم کند که غرب نگران این بشود که اگر به خواسته های اسرائیل کم اهمیتی نشان بدهد حالا دیگر نتانیاهو و ایهود باراک و شارل موفاز در قدرتی منسجم هستند که می توانند رأساً تصمیم به حمله به تأسیسات هسته ای ایران بگیرند.

2- آنچه که گفتم و فشردۀ نظر کارشناسان است در مورد چرایی تند شدن یکبارۀ فضای بین ایران و غرب - که تا همین پریروز بشدت از طرف ایران مورد سکوت و انفعال و موافقت قرار گرفته بود - است.  و البته از نظرمن هم بسیار قابل تأمل و درست است. اما من اهمیت درجه اول در تغییر موضع گیری های جمهوری اسلامی را به فضای داخل ایران مربوط می دانم و دلیل های خارجی بالا را بیشتر مقوم و تمهید بهانه برای فرافکنی و پوشش شکاف های داخلی منجر به عقب نشینی از سازش بحساب می آورم. به این دلیل بدیهی که غرب هیچگاه بعد از مذاکرات استانبول لحن ملایم و آشتی جویانۀ خاصی نگرفته بود که شرایط تازه را تشدید لحن معرفی کنیم. اگر بخواهم همۀ موضع گیری های تند غرب بعد از استانبول را احصاء کنم طول یادداشت از حوصله خارج می شود . بنابراین فقط آدرس می دهم اظهارات و موضع گیری های سنای امریکا برای تشدید تحریم در فردای استانبول یا موضع گیری ها و گفته های اوباما و کلینتون در سفر کلمبیا و یا مصاحبۀ هیگ وزیر خارجۀ بریتانیا بلافاصله بعد از استانبول که گفت ایران باید همۀ غنی سازی خود را برچیند و.. پس تندی غرب تندتر هم شده باشد تغییر موضع نیست.

3- اما ماجرا چیست؟ نتیجۀ مذاکرات استانبول چنان با شعف و استقبال و خوش آمدی بین خواص و عوام جامعۀ ایران روبرو شد که گویی نزدیکی به غرب همان مائدۀ آسمانی است که خدا از عالم غیب فرستاده و دوای درد همۀ بدبختی ها و گرانی ها و افسردگی ها و فروپاشی های اجتماعی و قومی و مذهبی و ... سی و سه سالۀ ایران و جنگی تازه هم خواهد شد. خارج و داخل، خواص و عوام، اصلاح طلب و اصولگرا، پوزیسیون و اپوزیسیون، شاهزاده و گدا و ... هم نداشت. بلکه همه و همه از این توافق استقبال کردند. اینان همه می دانستند که موفقیت استانبول حاصل عقب نشینی خامنه ای بوده است و نه محصول امتیاز دهی غرب. ولی با این همه جیک مخالفت از احدی برنخاست. حداکثر موضع گیری خنثی مربوط به نحلۀ پایداری ها و هتاکان و ترسو ها و نان به نرخ روز خورها و شریعتمداری ها و .. بود که آنان نیز بار مسئولیت را متوجه خامنه ای کردند و از موضع گیری شخصی پرهیز کردند. بسیار شنیدیم و دیدیم از این قبیله که حرف کلیشه شان این بود که پروندۀ هسته ای و سیاست خارجی یک نفر مختار دارد آن هم رهبر معظم انقلاب است و کس دیگری - از جمله خودشان - حق اظهار نظر له یا علیه ندارد.

4- اینجا بود که خامنه ای دچار وحشت شد. اول بدلیل استقبال یکپارچه ای که از عقب نشینی عقلانی اش شده بود و دوم  به این دلیل که همۀ مسئولیت را بگردن او دانسته بودند. چرا خامنه ای دچار وحشت شد در حالیکه باید از استقبال مردم و مسئولان خوشحال هم می شد. نکتۀ کلیدی در همین جا و همین کلمۀ مظلوم مردم است. از نظر کل الیگارشی بویژه جناح راست و علی الخصوص تندروان برهبری خامنه ای و مصباح مردم فقط همان تعداد معدود حزب اللهی های چماقدار و تیفوسی هستند که همۀ موجودیت جمهوری اسلامی بالفعل به پشتیبانی و خشونت و سرکوب آنان است که سرپاست. و این تعداد معدود مردم تنها گروهی بودند که در بهتی ناراضی فرو رفته بودند و با اینکه بروز و ظهور علنی مؤثری نداشتند ولی در دخمه ها و پستوهای رژیم مرتب سؤال می کردند که : "نفهمیدیم! چی شد!؟ پس این همه انرژی هسته ای حق مسلم ماست و این همه زد و خورد و این همه اتلاف منابع و این همه شهید و جوانان دانشمند کشته و ووو همه برای سر کار گذاشتن ما بود!؟" خامنه ای از این مردم بود که وحشت کرد زیرا که ریزش آن ها مساوی است با ریزش قدرت خودش و نباید تحت هیچ شرایطی آنان را بُرّاند و مسئله دار کرد. لذا ابتدا خودش در حرف هایش یک جملۀ ملایمی گفت که "نرمش غرب و امریکا ریاکارانه است" و بلافاصله توپخانۀ شریعتمداری و سایر رؤسای چماقداران مجدداً از دیشب شروع به کوبیدن بر طبل رادیکالیسم و آشتی ناپذیری کردند.

5- بدون محمود احمدی نژاد اما هیچ سیاستی کامل نیست: او امروز به بهانۀ رونمایی از نماد "فک پلمپ تأسیسات هسته ای" توسط خودش در کتابخانۀ ملی پالس های مهمی را برای خامنه ای و شرکا پست کرد. او اولاً خودش را عامل آغاز و تکمیل تأسیسات هسته ای معرفی کرد و حتی تا آنجا عقب رفت که گفت: من تنها کسی بودم که در تبلیغات سال 84 خودم قول از سر گیری فعالیت هسته ای را دادم و عمل هم کردم. این موضع گیری امروز احمدی نژاد پالس های دیگر زیر را داشت:

الف- این برنامۀ رونمایی را بعد از استانبول 2 انجام داد در حالیکه هیچ مناسبت خاصی نداشت و اگر هم می خواست کار سمبولیک بکند بهتر بود آن را در 20 فروردین که جشن هسته ای ایران است انجام می داد. پس انتخاب امروز معنا دار بود.

ب- او تلویحاً این پیام را به بدنۀ حزب اللهی داد که من عامل این افتخار بودم و حالا از تصمیم گیری برکنارم. زیرا که خامنه ای قبل از من هم رهبر بود و تن به سازش سعد آباد داده بود.

پ- پالس صریح پیام او هم این بود که اگر کماکان از بازی قدرت کنار باشد و تصمیمات در بیت رهبری اتخاذ شود ساکت نخواهد ماند و حداقل این است که مردم (بخش حزب اللهی هوادار خودش) را در جریان این خیانت خواهم گذاشت.

6- و خامنه ای از شکاف افتادن تضعیف کننده بین حزب اللهی ها بیمناک است و اگر شده ایران را به آستانۀ جنگ بکشاند نمی تواند ولینعمت های خودش را سرخورده و منفعل کند. پس فعلاً تغییر سیاست داده و نمی خواهد در بغداد با دنیا آشتی کند. نشانه های این تغییر در اخبار امروز و امشب کم و بیش قابل شناسایی بود بویژه که کیهان فردا پر از موضع متوهم ورجزخوان است از سر مقاله تا ته مقاله! و در خارج نیز تشدید فشارجدید بسوریه - بعد ازآرامش نسبی ناشی از مذاکرات استانبول - فهم غرب از تغییر موضع خامنه ای را نشان می دهد. یا...هو

۵ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
هر شب میایم-هر روز میایم.
تاب نیاورم کامنت نگذارم و از اضطراب خودم- تو و همه نکاهم.
1. دولت اسراییل در حال حاضر با انا انزلنا و آیت الکرسی سرپاست و دولت با زحمت ائتلافی زور آنچنانی ای برای حمله ندارد.
2.خامنه ای اکر آن هیالایی باشد که تو همه جا ترسیم کرده ای حتما فکر همه ی این چیزها که نوشته ای قبل از مذاکرات کرده و نه اینکه یک شبه فهمیده باشد که وای که فردا چه خواهد شد.با احترام اما گکان میکنم ساده انگارانه باشد که آیت اللهی که 23 سال این کشتی را با صد سوراخ روی امواج انقلاب و نفت با هدف و بی هدف چرخانده نمیدانسته که عواقب این مذاکرات از بعد داخلی چیست.
3. شاید اینها همه جیغ های آن فاحشه ای باشد که با همه ی سابقه اش دوست دارد مردان هرزه(طرفداران رژیم)گمان کنند او را لم یطمثهن انس قبلهم و لا جان ( هیچ مردی یا جنی آنان را پیش از این لمس هم نکرده است-الرحمن).
دوستت دارم
من البلاد الافرنجیه

Ali گفت...

دلقک جان سلام
حالمان را گرفتی
من که دست مریزادت گفته بودم در اولین پستت بعد از استامبول دو.
خدا ایندفعه بخیر گرداند.

آرش گفت...

نقش بالا آمدن پوتین(بازی ناجوانمردانه با کارت ایران) و اولاند(دلالی رابطه بین ایران و آمریکا) را هم باید در نظر گرفت.

ممکن است خامنه‌ای با بررسی شرایط داخلی و خارجی از حالات پذیرش و حتی تقیه عبور کرده باشد و از ترس به مرحله مخالفت رسیده باشد.امیدوارم اینطور نباشد و بالاخره یک تصمیم درست بگیرد.

اگر ساز مخالف بزند - که به نظر من کشته شدن یک بازرس کره‌ای آژانس در ایران به عنوان نوعی انتقام از کشته شدن دانشمندان ایرانی در این راستا قابل بررسی است - نوبت به غرب می‌رسد که ببینیم این توپ و تشرشان بلوف بوده یا نه.

Dalghak.Irani گفت...

سلام حرف همه تان درست است بویژه تزار روس پوتین و احتمال ایجاد شکاف از سوی اولاند. اما جای نگرانی نیست. چرایش را در پست بعدی خواهم نوشت اگر وقت کافی پیدا کنم. یا...هو

میثم گفت...

درود به دلقک عزیز
من فکر میکنم قطار توافق حکومت و غرب همچنان روی ریل است و به حرکتش ادامه میدهد ولی بدلایلی که شما خود بهتر واقفید خامنه ای به خوبی میداند که نمی توان تمام حرف ها و حملات 33 ساله گذشته علیه غرب را یک شبه به سکوت کشاند.در این مقطع هم برای حکومت هم برای خامنه ای بهتر است این توافق صورت گیرد و در عین حال حملات لفظی کمافی السابق ادامه پیدا کند.این حرافی های کیهان و احمدی نزاد و ...(که به ان نیز اضافه خواهد شد)تنهابا برد داخلی و کمی هم خارجی( مخالفین خارج نشین)طراحی شده برای به اشتباه انداختن افکار و هیچ پالسی برای غرب در دل خودندارند.چرا که پالس های اشتی جویانه قبلا توسط هاشمی بطور علنی و خامنه ای بطور خصوصی فرستاده شده. با این حال باید صبور بود تا مذاکرات بغداد فرابرسد.
با سپاس