ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۸, چهارشنبه

چه شهامتی دارد این سردار چشم سبز خوش قول؛ با این وعده های کلان و سرسبز!

.

1- قالیباف برنامه اش را در ابتدا با یک لغزش چند ثانیه ای آغاز کرد و چندتا لغت را گم کرده بود. نمی دانم این موضوع عمدی و از سوی خودش بود یا اتفاقی پیش آمده بود. ولی هرچه بود اتفاقاً کمک کننده و احساس برانگیز بود. زیرا نشان می داد که نوعی دغدغه و هول شدگی ناشی از حجب و حیا و احساسات؛ یا ترس از احساس مسئولیت سنگینی که برای قبول کردنش اقدام کرده است دارد . البته خود قالیباف احساساتی و رقیق است و مأخوذ به حیاست!؛ که اگر چه در غرب راحت بودن در هر موقعیتی طبیعی است و حرفه ای گری و اعتماد بنفس معنا و کم رویی مذمت می شود، در شرق و سنت ما اما ازخود راضی بودن زیادی وقاحت و پررویی فهمیده می شود تا اعتماد بنفس. مثل نمونۀ احمدی نژاد.

2- بغیر از ویژگی های تن صدا و ادب و شمرده و محکم صحبت کردن و صمیمی بودن و به کسی گیرندادن و خاکساری مدرن که بسیار خوب بود؛ حرف هایی هم که زد همه در متن بود و حاشیه و زایده ای نداشت. و او خوب توانست از وقتش استفاده کند و همۀ حوزه ها را پوشش بدهد. هر چند بدرست ثقل صحبتش را اقتصاد انتخاب کرده بود و مخاطب هدف را توده های مردم؛ اما در همۀ حوزه های دیگر و برای همۀ مخاطبان دیگر هم حرف و برنامه داشت. چیزی که برای من جالب بود این بود که قالیباف هیچکس را و هیچ موضوعی را از قلم نیانداخت. منتهی هنرش در این بود که حوزه های مناقشه برانگیز مثل حقوق شهروندی و اجرای تمام فصول قانون اساسی و دانشگاه و مواردی از این دست  (کلاً موارد در ارتباط با مطالبات الیت و توده های مدرن تر) را خیلی کوتاه مطرح می کرد و اغلب با کد و زیاد روی آن ها نه مکث می کرد و نه مانور می داد. بنظرم تاکتیکش درست هم بود زیرا الیت و دانش آموخته های مؤثر راحت می توانند از ف به فرح زاد پی ببرند و خیلی نیاز به شیرفهم شدن را ندارند در این وانفسای مدرن خفه کنی.

3- جزء جزء اگر بخواهم تحلیل کنم طولانی می شود و نیازی هم نیست. اما دو نکته را حتماً بگویم بویژه برای دوستانی که مقایسه می کنند برنامۀ پریشب روحانی را با برنامۀ مشابه دیشب قالیباف. در کامنتی هم که برای دوستی گذاشتم در پست قبلی مختصر اشاره کردم که برنامۀ حسن روحانی هیجان لحظه ای را دامن می زد آن هم بیشتر در کسانی که رأی نخواهند داد. و بهمین خاطر هم پریشب بلافاصله بعد از پخش برنامۀ روحانی سایت بالاترین که رسماً دیگر در تصرف کامل و رعب انگیز براندازان پوچ و مخرب و بی هدف قرار گرفته ده ها و ده ها لینک از  ریز ریز ویدیوهای روحانی را به اشتراک گذاشت و حتی موضوع داغ زدند برایش. در حالیکه دیشب برای قالیباف اینقدر لینک نگذاشتند که چند ساعت بعد من خودم رفتم و یک لینک کامل از ویدیوی قالیباف را گذاشتم. اما برنامۀ قالیباف بدون اینکه آدم سطحی پای تلویزیون را بهیجان بیاورد می رفت به عمق تفکر نخبه ها و ضمیر ناخودآگاه (بخوان پس کله) تودگان تا شروع به تولید هیجان پایدار کند در مردمی که رأی خواهند داد. ورزشکاران می دانند نحوۀ آماده سازی تیم های ورزشی را در تورنمنت ها و تک مسابقه ها. هر قدر در تورنمنت باید تیم را طوری آماده کنی که روز اول اوج توان و هیجانش نباشد و هر چه به روز فینال می رسد تیم شکوفاتر شود؛ در تک مسابقه اما باید هر ترفندی بلدی در همان مسابقه خرج کنی چون همان تک بازی فینال هم است و دیگر بازی بعدی وجود ندارد. آمادگی در انتخابات از نوع تورنمنت پیروی باید بکند و از دز پائین شروع و هرچقدر به روز رأی گیری نزدیک می شویم تولید شعار و هیجان بیشتر شود.

4- اما همۀ این حرف ها را زدم که برسم به اصل مطلب که مرا بشدت هیجان زده می کند و در همان حال می ترساند. قالیباف وعده های بسیار بسیار کلان و بسیارتر از آن دشواری را داد. بطوریکه تصور اجرای آن ها مرا از شوق می لرزاند و مشکلات پیش پای اجرای آن ها مرا بشدت می ترساند. مهمترین و کلیدی ترین برنامه ای که وعده داد همانی است که در همۀ حرف های چند وقت اخیرش هم تکرار می کند. و آن برنامۀ ساماندهی اقتصاد کشور در عرض دوسال است. حالا که دیشب کمی ریز شد در جزئیات مورد نظرش معلوم شد که او تصمیم دارد در عرض دوسال کشور را از یک خرابۀ کامل به مرز "آمادگی برای شروع توسعه" برساند. او از کلان ترین حوزه ها در صنایع بالادستی نفت و میادین مشترک را نام برد تا خودرو و صنایع تبدیلی و کشاورزی و خدمات و رونق اقتصادی. اینکه من بگویم از اوصاع فعلی کشور خبر ندارد نقض غرض است چرا که من مدعیم او بدون اطلاع و برنامه حرف نمی زند. و اینکه بگوییم از افلاس کشور و حجم تحریم ها و کمبود منابع و ایران گریزی دنیا و سیاست خارجی آیت الله خامنه ای خبر دارد و چنین وعدۀ کلانی می دهد را هم عقل سلیم قبول نمی کند. زیرا بر گرداندن ایران و اقتصادش بروی ریل طبیعی در این وانفسای خزانۀ خالی و بهم خوردن سامانه های داخلی و تنش شدید با دنیا کاری تقریباً غیر ممکن می نماید مگر اینکه امام زمان احمدی نژاد معجزه بکند و...

5- خودش هم بصراحت گفت که سیاستگزاری خارجی دست دولت نیست و نباید انتظار معجزه داشت. پس چرا او چنین وعدۀ سنگینی می دهد. آیا او در خودش این توان را سراغ دارد که آیت الله خامنه ای را وادار به تجدید نظر اساسی در استراتژی کشور بکند. این توان از کدام ابزار سرچشمه می گیرد. آنچه که مسلم است قالیباف نه اهل منازعه و کشمکش است با خامنه ای و نه اهل دبه درآوردن در مقابل ملت. آیا سپاه وعده داده است که در پشت میز آیت الله را مجاب به نرمش کند. آیا قالیباف مهرۀ مار دارد. من که می دانم بالاترین حربۀ او فداکاری و از خود گذشتگی اش است برای خدمتش و وعده اش به ملت؛ حتی تا سرحد التماس به خامنه ای - نه ذلیلانه و پلشت بلکه دلیرانه و خدوم - در حیرتم که چگونه خواهد توانست سد ایدئولوژی ناهموار و سخت خامنه ای را بشکند.

6- از دیشب تا کنون فقط برایش دعا کرده ام و فکر اینکه چگونه خواهد توانست وعدۀ به این زیبایی و کلان را بعینیت برساند؛ عقلم بجایی قد نداده است. بنابراین برگشته ام سر خانۀ اول و اعتمادم به او که: قالیباف سرش برود وعده اش نخواهد رفت. نمی دانم چه نقشه ای دارد. اما می دانم که اگر رییس جمهور شود - که می شود اگر تقلب نشود - سر دو سال انجام وظیفه اش را خواهد گذاشت روی میز ملت. اگر متوجه شود نمی تواند مطمئنم که در وعده گاه دو سال بعد حاضر نشده و قبل از آن از ریاست جمهوری کنار خواهد کشید. البته تا کنون چنین کاری نکرده است زیرا هم بسیار مقاوم و هم بسیار توانا و مبتکر است. اما چون از خوش قولی اش مطمئنم می دانم که بین جفای بعهد و نبودن، دومی را انتخاب خواهد کرد. یا...هو

۲۳ نظر:

ناشناس گفت...

یه نظرم وقتی پای آقای قالیباف وسط می آید دلقک ما هوش و حواسش پرت می شود و آسمان ریسمان می بافد

ناشناس گفت...

چشم آبی البته

ناشناس گفت...

باسلام
اين آقا با وعده هايي كه توان اجامش را ندارد مي خواهد مدتي را خوش باشد وكاري به امورات مردم ندارد

Dalghak.Irani گفت...

آسمان ریسمانی در کار نیست. من در اکنون زمانه باید خوبان را با تشجیع و تشویق به خوبی هایشان و افزودن بر آن ها در منگنۀ "ما قدر شناس خدمتکزاران و کارگزاران ملت مان هستیم" قرار بدهم. تا بدانند که ایرانیان مهن دوست حتی اگر زخمی و آواره باشند جز سرفرازی میهن شان هیچ عقده و انتقامی ندارند. حتی از مقصران و قاصران. در حالیکه قالیباف همه اش خدمت بوده بی کم و کاست. جنبش سبز را هم بیاد بیاورید بازهم او را سرافراز می بینید در عدم پشت کردن به حقیقت و هموطنانش. یا...هو

ناشناس گفت...

در باره
پرداخت هزینه های جنگ لبنان از جیب مردم تهران
دادن وامها و کمکهای بلاعوض به رفقاو همکاران
قروض میلیاردی شهرداری و دلال بازی در پرداخت طلب پیمانکاران و موسسه جهان
استخدام فرزندان همکاران و...حرفی نزدند

Dalghak.Irani گفت...

سی دی کن بفرست برای مصباح اسناد به این مهمی را اگر داری. محصولی و پایداری هم که می خرند حسابی. اما خودش گفته زنش با خانواده های بی سرپرست کار می کند در شهرداری و حقوق هم نمی گیرد. همین را برو تحقیق کن دروغش را مستند کن من در مقابل شما زمین ادب می بوسم و گردنم را در گیوتین شما می نهم. اما بزرگراه صدر را من ندیده ام یا بزرگراه یادگار امام و شما که معلوم است چسبیده ای به او در تهران که چنین اطلاعاتی داری به کارهایش هم یک سری بزن. یا...هو

ناشناس گفت...



خوشبختانه کارگزاران رژیم چنان گه-گیجه ای گرفته اند که خودشان خودشان را لو می دهند حالا هم نوبت خویشاوند پیشوا و کاندیدای ریاست جمهوری، جناب سردار سپاه قالیباف (خالی-باف) است که افتخار کرده که با چوب می افتاده به جان مردم کوچه وخیابان و کلی جنایت دیگر کرده پس سزاوار رییس جمهوری ست

.
قالیباف در دیدار (با اعضای بسیج) می گوید که در سال ۸۲ و بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، در جلسه شورای امنیت کشور حاضر می شود و با صحبت های تند خود اعضای جلسه را تهدید می کند که هرکس بخواهد بیاید توی کوی و این کارها را انجام بدهد، او به عنوان فرمانده ناجا، آنها را «له» خواهد کرد

او همچنین با افتخار می گوید که در سال ۱۳۷۸ و در پی حوادث کوی دانشگاه، سوار بر موتور ۱۰۰۰، مردم را با چوب می زده است. در عین حال برای اولین بار اعتراف می کند که نامه تهدید آمیز فرماندهان سپاه به (رییس جمهور) خاتمی را او به همراه یکی دیگر از سرداران سپاه نوشته است
و او به گفته خودش اولین کسی بوده که جنبش سبز را «فتنه» خوانده (که می دانید با اشاره به این رهنود مشعشانۀ قرآن است: «آنها را بکــُشید تا فتنه از میان برود!» و..) ...و--- کل مطلب اینجا
http://kaleme.com/1392/02/25/klm-143690/

ناشناس گفت...

ما در عصر جدید با سیاستمداران پوپولیستی روبرو هستیم که حرف های قشنگ زیاد می زنند وعده های فراوان می دهند و احیانا چشم های خوشگل سبز هم دارند! ولی در عرصه عمل آن کار دیگر می کنند . خمینی ها و خاتمی ها و اوباما ها و خیل بسیار از عوام فریبان سخنور! نمی دانم ما ملت کی می خواهیم بجای ظاهر گرایی عمل گرا شویم؟ تا کی باید فریب این سیاستمداران از حقیقت بی خبر را بخوریم؟! هیچوقت نشستیم فکر کنیم آیا این وعده ها اصلا قابل اجرا هست؟ یا اینکه کاسه ای زیر نیم کاسه است. حرف حرف و حرف! بابا توی روز روشن از سرکوب و حکم تیر و زدن با افتخار چماق زدن اعتراف کرده و ما ملت و یا حتی بهتر بنالیم روشنفکران ما بدنبال رنگ سبز چشم هایش هستند! تا کمی می خواهیم احساسی عمل کنیم؟ شاید به همین خاطر است که حال و روزمان این است. بس است دیگر.
یک مشت پول خورد!

ناشناس گفت...

تمام کسانی که شورای نگهبان صلاحیتشان را تأیید کرده وفاداران به رهبری هستند... قالیباف از سرگوبی اعتراض‌های دانشجویی در سال ۱۹۹۹ حمایت کرد و هفتۀ گذشته به این ماجرا بالید... حکومت توانست با مؤفقیت جنبش سبز سال ۲۰۰۹ را سرکوب کند. قالیباف یک چیز را از جنبش سبز یاد گرفته است: استفاده از رنگا اما رنگ زرد.

* از: اشپیگل آنلاین
Wahlkampf in Iran

Der Hipster unter den Hardlinern

ناشناس گفت...

اقاي دلقك ايراني
بزرگراه صدر را من ديده ام و براي شما تعريف مي كنم.
تونل نيايش كه قرار بود نيايش و صدر را به هم وصل كند پارسال افتتاح شد و باند غرب به شرق آن پس از افتتاح بسته شد. چرا؟
چون بزرگراه صدر كه قرار بود ترافيك نيايش را پذيرا باشد كشش ندارد (و فكر نمي كنم تا اسفند سال آينده هم كشش داشته باشد)و ماشينهايي كه داخل تونل باشند در آنجا گير مي افتند.
تكنوكراتي كه نتواند فعاليتهاي يك پروژه را درست زمان بندي كند يا كارش را بلد نيست (كه افرادي را كه دور او هستند تا حدودي كاربلدند) و يا خواسته شو اجرا كند (كه آقاي قاليباف اهل اين كار است)
اگر تهران بودي مي دانستي كه بسياري از فعاليتهاي قاليباف شو است. اتفاقا كارهاي فيزيكي او كمتر حالت شو دارد. يعني ممكن است درك او از فعاليتهاي غيرفيزيكي نه يك كار واقعي بلكه نمايش باشد كه براي يك رئيس جمهور بسيار خطرناك است

ناشناس گفت...

منظورت از کارهاش کشتن دانشجوهای 18 - 19 سالست یا او جایی که با چوب ، کف خیابون زن و بچه مردم کتک زده؟

ناشناس گفت...

دلقک جان به خدا احساساتی برخورد میکنی با قالیباف از لکنت زبانش دلت قنج میره....جون من یه بار دیگه بخون چی نوشتی:قالیباف نه این بتیه که شما میگی نه اون هیولایی که دوستان میگن...
در شمن قروش میلیاردی شهرداری،حراج آسمان تهرانو داده تمام مناقصه ها به قرارگاه خاتم الانبیاو...احتیاجی به مدرک نداره...شما از اقوام ساکن تهرانتان بپرسید روشن میشوید......

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
١- جهت اطلاع شما و دوستان ، اقاي جليلي تنها توسط مستضعفين فقير و بدبخت ، حمايت نمي شود ، بلكه توسط دوستي كه خود جزوه گروههاي انصار حزب الله و فداييان خامنه اي مي باشد ، ديروز خبردار شدم كه به شدت براي وي تبليغ مي كنند و خواستار پيروزي وي مي باشند و دست بر قضا در هشت سال گذشته همين ها براي احمدي نژاد تبليغ مي كردند و همگي انها در پاي صندوق هاي راي ، همكاره بودند و هستند
٢- جاي شگفتي ست كه جناب استاد با حواريون خامنه اي بسيار محترمانه رفتار مي كند وانها را انسان هموطن و قابل احترام ما مي نامد ( بايد هم اينطور باشد و رفتاري درست و سنجيده است ) ولي عده اي ديگر از هموطنان ما را كه خواستار براندازي هستند ، پوچ مي نامد و بي برنامه !
٣- پوچي براندازان به خاطر چيست استاد ؟ مگر جزء اينست كه با رژيمي خونريز و درنده خوي طرفند ، و از فشار سركوب و ترس و ارعابي كه انسانهاي قابل احترام ، برايشان درست كرده اند ، دچار سردر گمي و عصبيت ناشي از كم قدرتي شده اند ، ايا شرط انصاف است كه گروهي را كه درقدرتند و همه امكانات كشور را در اختيار دارند ، و از هـيچ رفتار غير انساني در مقابل براندازان و حتي مخالفان ،مضايقه نمي كنند ، انسانهاي قابل احترام بناميم ، ولي گروه ديگر را به خاطر اينكه اعتقاد به براندازي دارند ، ولي به خاطر شدت سركوب ، گرفتار بي عملي هستند ، پوچ بناميم ؟
٤-اينروزها شما براي اقاي قاليباف تبليغ مي كنيد و ايشان را نامزد اصلح مي دانيد ، اينجانب كه مهمان سيرك شما هستم دير زماني ، به نظر شما احترام مي گذارم و اتفاقا با شما هم نظر هستم كه در بين نامزدهاي تاييد شده ، بنابر دلايلي اقاي قاليباف بهترين است ، ولي قصد راي دادن ندارم به هيچوجه ( امثال من هم زيادند اينروزها در ايران )
شايد شما همه ما را به بي عملي و انفعال متهم كنيد ، ولي جناب استاد ما چند بار بايد به اين كارگزاران تاييد شده خامنه اي راي بدهيم و بعد از چند سال بدبخت تر شويم ؟ در تمام اين سالها كه فعال بوديم ، در كدام زمينه پيشرفت كرديم ؟ به هاشمي راي داديم كه ايران گلستان شود ، و توسعه اقتصادي را پيش ببرد ، خامنه اي گند زد به ان ،( البته با كمك مديران دزد دولت هاشمي ) به خاتمي راي داديم ، باز خامنه اي گند زد به ان ( البته با كمك مفت خورهاي مشاركتي و سازمان مجاهدين ) به هاشمي راي نداديم ، احمدي نژاد را اوردند ، كه گند زد به كل برنامه هاي قبلي ،( با حمايت كامل ولي فقيه ) ، به موسوي ( تغيير ) راي داديم ، احمدي نژاد را اعلام كردند ، زدند و كشتند ، زندان و شلاق و ... ( توسط خامنه اي و سپاه )
٥- ما عوام به قدر طاقت و توان خود فعال بوده ايم در تمام اين سالها ، به اندازه اي كه اقايان اجازه فعاليت به ما داده اند ، استفاده كرده ايم
اقتصادمان بهتر شد ؟ ازادي بيشتري داريم ؟ دستاورد ما به نظرم ، رسوايي اخوند جماعت در بين همه مردم تقريبا ، ثابت شدن اينكه حكومت ديني ناتوان و ناكارامد است در اداره اقتصاد و كشورداري. و اينكه نظام متحجر و واپس گرا اساسا اصلاح پذير نيست
٦-ايا به نظر شما همين يك دستاورد را هم با حضور فعال و دوباره تن دادن به بازيه حكومت ، از دست بدهيم ؟ تا ثابت كنيم كه پوچ و بي هدف نيستيم ؟ و دوباره مشروعيت بدهيم به خامنه اي ( هر چند براي ايشان اصلا مهم نيست مشروعيت گرفتن از مردم )
٧- انچه از دل بر خيزد لاجرم بر دل نشيند ، لزومي ندارد براي اثبات حسن نيت خود ، گروهي را تكريم كنيد و گروهي را نكوهش ، انكس كه بفهمد، در نيت پاك شما ترديد نخواهد كرد
٨- ان چيزي كه براي اينجانب ثابت شده است ، ناتواني رييس جمهور در مقابل ولي فقيه است ، چه با بيست ميليون راي ، چه رييس جمهوري منتصب ، به هيچكدام باج بده نيست خامنه اي ، و رييس جمهور در واقع عالي ترين كارمند دولت است در نگاه خامنه اي ، نگاهي به ناكامي هاي هاشمي ، خاتمي و احمدي نژاد بندازيد در تمام اين سالها در مقابل خامنه اي
٩- بيا تا گل بر افشانيم و مي در ساغر اندازيم
فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم
پاينده باشيد

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
١- جهت اطلاع شما و دوستان ، اقاي جليلي تنها توسط مستضعفين فقير و بدبخت ، حمايت نمي شود ، بلكه توسط دوستي كه خود جزوه گروههاي انصار حزب الله و فداييان خامنه اي مي باشد ، ديروز خبردار شدم كه به شدت براي وي تبليغ مي كنند و خواستار پيروزي وي مي باشند و دست بر قضا در هشت سال گذشته همين ها براي احمدي نژاد تبليغ مي كردند و همگي انها در پاي صندوق هاي راي ، همكاره بودند و هستند
٢- جاي شگفتي ست كه جناب استاد با حواريون خامنه اي بسيار محترمانه رفتار مي كند وانها را انسان هموطن و قابل احترام ما مي نامد ( بايد هم اينطور باشد و رفتاري درست و سنجيده است ) ولي عده اي ديگر از هموطنان ما را كه خواستار براندازي هستند ، پوچ مي نامد و بي برنامه !
٣- پوچي براندازان به خاطر چيست استاد ؟ مگر جزء اينست كه با رژيمي خونريز و درنده خوي طرفند ، و از فشار سركوب و ترس و ارعابي كه انسانهاي قابل احترام ، برايشان درست كرده اند ، دچار سردر گمي و عصبيت ناشي از كم قدرتي شده اند ، ايا شرط انصاف است كه گروهي را كه درقدرتند و همه امكانات كشور را در اختيار دارند ، و از هـيچ رفتار غير انساني در مقابل براندازان و حتي مخالفان ،مضايقه نمي كنند ، انسانهاي قابل احترام بناميم ، ولي گروه ديگر را به خاطر اينكه اعتقاد به براندازي دارند ، ولي به خاطر شدت سركوب ، گرفتار بي عملي هستند ، پوچ بناميم ؟
٤-اينروزها شما براي اقاي قاليباف تبليغ مي كنيد و ايشان را نامزد اصلح مي دانيد ، اينجانب كه مهمان سيرك شما هستم دير زماني ، به نظر شما احترام مي گذارم و اتفاقا با شما هم نظر هستم كه در بين نامزدهاي تاييد شده ، بنابر دلايلي اقاي قاليباف بهترين است ، ولي قصد راي دادن ندارم به هيچوجه ( امثال من هم زيادند اينروزها در ايران )
شايد شما همه ما را به بي عملي و انفعال متهم كنيد ، ولي جناب استاد ما چند بار بايد به اين كارگزاران تاييد شده خامنه اي راي بدهيم و بعد از چند سال بدبخت تر شويم ؟ در تمام اين سالها كه فعال بوديم ، در كدام زمينه پيشرفت كرديم ؟ به هاشمي راي داديم كه ايران گلستان شود ، و توسعه اقتصادي را پيش ببرد ، خامنه اي گند زد به ان ،( البته با كمك مديران دزد دولت هاشمي ) به خاتمي راي داديم ، باز خامنه اي گند زد به ان ( البته با كمك مفت خورهاي مشاركتي و سازمان مجاهدين ) به هاشمي راي نداديم ، احمدي نژاد را اوردند ، كه گند زد به كل برنامه هاي قبلي ،( با حمايت كامل ولي فقيه ) ، به موسوي ( تغيير ) راي داديم ، احمدي نژاد را اعلام كردند ، زدند و كشتند ، زندان و شلاق و ... ( توسط خامنه اي و سپاه )
٥- ما عوام به قدر طاقت و توان خود فعال بوده ايم در تمام اين سالها ، به اندازه اي كه اقايان اجازه فعاليت به ما داده اند ، استفاده كرده ايم
اقتصادمان بهتر شد ؟ ازادي بيشتري داريم ؟ دستاورد ما به نظرم ، رسوايي اخوند جماعت در بين همه مردم تقريبا ، ثابت شدن اينكه حكومت ديني ناتوان و ناكارامد است در اداره اقتصاد و كشورداري. و اينكه نظام متحجر و واپس گرا اساسا اصلاح پذير نيست
٦-ايا به نظر شما همين يك دستاورد را هم با حضور فعال و دوباره تن دادن به بازيه حكومت ، از دست بدهيم ؟ تا ثابت كنيم كه پوچ و بي هدف نيستيم ؟ و دوباره مشروعيت بدهيم به خامنه اي ( هر چند براي ايشان اصلا مهم نيست مشروعيت گرفتن از مردم )
٧- انچه از دل بر خيزد لاجرم بر دل نشيند ، لزومي ندارد براي اثبات حسن نيت خود ، گروهي را تكريم كنيد و گروهي را نكوهش ، انكس كه بفهمد، در نيت پاك شما ترديد نخواهد كرد
٨- ان چيزي كه براي اينجانب ثابت شده است ، ناتواني رييس جمهور در مقابل ولي فقيه است ، چه با بيست ميليون راي ، چه رييس جمهوري منتصب ، به هيچكدام باج بده نيست خامنه اي ، و رييس جمهور در واقع عالي ترين كارمند دولت است در نگاه خامنه اي ، نگاهي به ناكامي هاي هاشمي ، خاتمي و احمدي نژاد بندازيد در تمام اين سالها در مقابل خامنه اي
٩- بيا تا گل بر افشانيم و مي در ساغر اندازيم
فلك را سقف بشكافيم و طرحي نو در اندازيم
پاينده باشيد

ناشناس گفت...

سلام و ارادت
»حسابی« اش را تغییر ندادم چون به نشانه تاکید در آخر جمله آماده است اما قسم به نون که یک واو هم نه اضافه شده است نه کم!

اگر اسناد به این مهمی را داری سی دی کن برای مصباح بفرست. محصولی و پایداری هم که می خرند حسابی. اما خودش گفته زنش در شهرداری با خانواده های بی سرپرست کار می کند و حقوق هم نمی گیرد. برو همین را تحقیق کن دروغش را مستند کن من در مقابل شما زمین ادب می بوسم و گردنم را در گیوتین شما می نهم. اما بزرگراه صدر یا بزرگراه یادگار امام را من ندیده ام و شما که معلوم است در تهران به او چسبیده ای که چنین اطلاعاتی داری به کارهایش هم یک سری بزن. یا...هو


عمو دلار

امید گفت...

به مدیریت اجرایی قالیباف ایمان دارم اما رییس جمهور اسلامی! شدنش رو موثر نمی بینم.
همونطوری که خودش گفته اختیاری در تعیین استراتژی روابط خارجی نداره.از طرفی کشور به هیچ وجه در شرایط فعلی قادر به ادامه این وضعیت بدون تزریق پول نفت نیست (منظور وضعیت نرمال و غیر بحرانی است).
حالا بر چه اساسی و چه برنامه ای ایشون ادعا میکنه نمی دونم.
به نظر من اومدن قالیباف در این برهه فقط اونو به یه مهره سوخته تبدیل میکنه.شاید در آینده ای که اختیار رییس جمهور، به اندازه یک رییس جمهور باشه بشه روی قالیباف حساب کرد.
در ضمن زخم کهنه و عفونت کرده جمهوری اسلامی با اومدن امثال قالیباف مثل مصرف تریاک میشه برای یه مریض دیابتی.میشه یه سوپاپ مثه خاتمی.
ما که در ایران هستیم با جمیع شرایط امیدی به اصلاح نمی بینیم شاید دلقک جامع الشرایط ما از بیرون چیزی رو میبینه که ما نمی بینیم.

ناشناس گفت...

با شما مخالفم...
نمیدانم چه اصراری به مطلق گویی راجع به قالیباف دارید...
هم احساسی نوشته اید و هم مثلا در این عبارات مطلق گرا شده اید :آنچه که مسلم است قالیباف نه اهل منازعه و کشمکش است با خامنه ای و نه اهل دبه درآوردن در مقابل ملت.
راستش تلویزیون همین چند دقیقه ی پیش داشت بهره برداری از یک پل در تهران را پوشش میداد!و 5 دقیقه از وقت اخبار را به طور ویژه صرف خوبی های این پل و شهراری تهران کرد!
پیروزی قالیباف آنچنان شورانگیز هم که میگویید نیست...
اولا، این پیروزی، یک پیروزی درون جناحی خواهد بود برای اصولگرایان
ثانیا،بدون تغییر روند در سیاسیت خارجی فعلی ایران عزیز ما با بهترین تکنوکرات ها هم ره به جایی نخواهد برد. و جناب قالیباف،در فراری رو به جلو،حرفی از تغییر در سیاست خارجی که نمیزند هیچ،که اصلا نقشه ای هم برای تغییر سیاست خارجی ندارد و خود او نیز بر این ناتوانی تایید و تاکید دارد.
حسن روحانی در عوض خوب میداند چه میگوید.
اولا، پیروزی اش حالت رفراندومی برای برنامه ی هسته ای را دارد
ثانیا، حرف های او از جنس اصولگرایان نیست.
ثالثا،او نیز توسعه مدار است و البته با اهرم هاشمی و جامعه ی مدنی میتواند تغییراتی در سیاست خارجی ایجاد کند.
سخنور بی تپقیست و تحصیلکرده ی فرنگ و از هر لحاظ به جز کار در شهرداری! تجربه ای به مراتب فراتر و بهتر از سردار قالیباف دارد

Dalghak.Irani گفت...

سلام دوستان با تشکر.
اگر گاهی که یک نفر آدم حسابی شناسایی می کنم در داخل حکومت و چنین تبلیغاتی و سفید سفید برخورد می کنم یکی از صدها دلیلش هم این است که برخی از شما عزیزان که ممکن است در ادبیات چپ مستولی بر جهان مبارزاتی در طول قرن بیستم و نفوذ آن در ایران و سپس مجاهدین خلق و از آن ها به تمام نیروهای مذهبی و بویژه ورژن قلابی شان "سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی" را کمی با شوک منفی تعدیل کنم. و نشان بدهم که نمی شود چشم ها را بست و آتش را گشود. حداقل جامعۀ مدنی مجاز به این کار نیست چون هدفش کسب قدرت نیست. البته آن فرهنگ بسیار زشت و مذموم آنچنان در ادبیات گفتاری و نوشتاری ما رسوخ یافته و رسوب کرده که همه مان فکر می کنیم این بهترین نوع تفکر است. و تازه وقتی هم می فهمیم نیست ناخودآگاه مان رها نمی کند و مرتب بر زبان و قلم مان جاری است. منظورم از چماقداران هیچ و پوچ بالاترین به صفت براندازی شان بر نمی گشت بلکه به رفتار باندی و فاشیستی شان اعتراض داشتم و دارم در حالیکه من تا کنون حتی یک بار هم به لینکی منفی نداده ام و فکری را تخطئه نکرده ام بغیر از نقد مودب. اصلاً فعال کامل نیستم و بغیر از یکی دو تا لینک در شبانه روز کاری به بالاترین و هیچکدام ندارم. باری منظورم پاسخ "شهروند" نبود کلی درد دل می کنم برای شما که بدانید بسیاری از ما ناخودآگاه با ادبیات منجر به اشغال سفارت امریکا و آن خونریزی های از هر دو طرف دهۀ 60 صحبت می کنیم. در حالیکه هم دنیا خاکستری است و هم زمانه. و کامیابی فقط از یک راه امکان پذیر است آن هم با دوستان مروت با دشمنان مدارا. خیلی تمایل نداشتم مرتب بحث برود بسمت زیان های غیرقابل جبران چپ های اسلامی درون حکومت چپ در دهۀ شصت چون هم اکثریت متحول شده اند و هم در حال حاضر دچار مضایق زندان و محرومیت و مهاجرت و... هستند. لذا مطلب جداگانه ای ننوشتم و نمی نویسم اما بسیار بسیار سخت است آن ادبیات ساده و احمقانه و جذاب و هیجان انگیز و حسی "نابود باید گردد" را از ذهن و روح آدم ها و نسل ها پاک کرد زیرا که چون ویروسی سیال همه را آلوده می کند و چون نیاز به فکر و تجزیه تحلیل و پیدا کردن راه حل و از این کارهای مشکل را توصیه نمی کند و فقط ابزارش دشنام و فحش بلوکی است به بلوک مقابل و هر جا پا داد تخریب و نابودی؛ تا ایدئولوگ ها و رهبران در مرکزیت حزب نشسته چونان فاتحان بیایند و سوار کار و پست و مقام شوند. بنابراین می خواهم این را هم تمرین کنیم که جناح بندی و قطب بندی و حزب بازی های جامعۀ مامطلقاً اصالت ندارد و کار ما بسیار سخت است زیرا برای قضاوت کردن درست - که اولین گام موفقیت است - باید خودمان هم تک تک آدم های دوست و دشمن را از صافی شناسای خودمان رد کنیم و سپس در بارۀ آنان تصمیم بگیریم. من فقط آیت الله خامنه ای را مقصر اصلی و مطلق می دانم چون نتیجۀ کار او عقب ماندگی و فلاکت کشورم است. اما بقیۀ آدم ها را با نتیجۀ کارشان در حوزۀ مسئولیت شان هم می سنجم و نمره می دهم. تازه وقتی من چاره ای جز همین داروی ژنریک یا با فرمول ضعیف یا هرچه را ندارم و خودم هم دارم از پا می افتم چاره ای جز استفاده از همین دارو با امید شفای نصفه نیمه و پوشیدن چارق و راه افتادان دنبال داروی شفابخش نهایی ندارم. یا...هو

ناشناس گفت...

تیمسار عزیز!
کاملا حق با شماست. ادبیات بالاترینی همه یا هیچ ,مشکل فرهنگی ماست.ولی بسیاری از دوستان نه از سر تخطئه شما بلکه برای راه گشایی کشور عزیزمان شما را نقد می کنند. نه کسی شما می شناسد و نه ایشان را.شما حق دارید و خیلی خوب است که نظر خود را بنویسید و دیگران نیز حق دارند نظر خود را راجع به نظر شما بیان کنند. در مورد قالیباف دو مسئله کاملا جدا وجود دارد که یک مسئله کوچکتر دارد مسئله بزرگتر را پنهان می کند . این دو مسئله این است:
1- آیا قالیباف آدم خوبی است ؟ مدیر است؟ مدبر است؟
2- آیا قالیباف شانس پیروزی دارد اگر رهبر گوشه چشمی به او نداشته باشد؟ و اگر شد ایا اجازه کار به او خواهند؟

مسئله دومی دارای اهمیتی ده ها بار فراتر از اولی است. قالیباف می تواند آب به آسیاب حکومت بی رمق خامنه ای بریزد.ما فرض را بر این می گذاریم که او آدم لایقی است ولی ایا او اولین فرد لایق سوخته شده در این دستگاه ولایت بوده است؟ شما به تبلیغات مهندس موسوی عزیزمان نگاه کنید. کدام وعده را در آن می بینید؟ تبلیغات موسوی یک نمونه تیپیک از عملگرایی بجای وعده گرایی است.حال ما با چه حالی وعده های ریز و درشت قالیباف را باور کنیم؟
یک مشت پول خورد!

ناشناس گفت...

به نظرم کمی آهسته تر حرکت کنید بهتره. در لندن نشستن و از خدمات پاسدار در شهر تهران گفتن، خیلی نزدیک به واقعیت و منطقی به نظر نمی رسه. باید در تهران باشید، ببینید، بشنوید، صابون همین یک چشم در شهر کورها به تنتان بخورد و بعد اگر تعریف و تمجیدی بود، اصالت دارد. فکر می کنم بدترین ضربه ها به جامعه ی مدنی ایران را همین تحلیل های عجولانه و بر اساس تن صدا و رنگ چشم و خنده ی محجوبانه زده باشه. ایشون در برنامه ی دیشب خود جز مقداری کلیات که با ادبیاتی متفاوت سال هاست از همه ی مردان سیاست ایران شنیده می شه نزدند. باید بشود، خوب است بشود، من قول می دهم بشود، عمل من ضمانت من است و کلی از این کلیشه ها که من نمی فهمم شما چگونه می توانید از این حرف ها نتیجه ی مدیر بودن و لایق بودن را بگیرید. فکر می کنم باید بدانید که بخشی ازمخاطبین شما از پایگاه اجتماعی بالایی به لحاظ دانش و آگاهی های تخصصی برخوردارند و با کلی گویی و باید و نباید نه اعتماد از دست رفته شان باز می گردد و نه بار دیگر در دامی دوباره خواهند افتاد. اقتصاد و سیاست و فرهنگ و پدیده های اجتماعی راه خود را می روند و با سخنرانی و دستور و برنامه های انتخاباتی برای جذب آرا رام و فرمان پذیر نمی شوند. درد این کشور سیاست زدگی و حماقت پذیری است که ظاهراً چاره ای برای آن یافت می نشود.

Dalghak.Irani گفت...

من برخی از آن دوستان مورد اشاره شما را هیچوقت ندیدم. کسانی که حمله می کنند فقط دشنام می دهند و تخطئه می کنند. حتی نه سواد و نه وقت و نه جدیت و نه علاقه دارند که مطلبی را بخوانند. و فقط تیتر را می خوانند و چون اکثریت سواد اکابر دارند نمی توانند کنایه و طنز و ادبیات معکوس و خیلی از صنایع ادبی را تشخیص بدهند و کهیر می زنند از یک وبلاگ نویس پفکی.

از ان سؤالات شما هم می گذرم زیرا همه تحت این لیسانس می گنجد که اگر قالیباف بتواند به مردم خدمت کند آیا می ارزد که برای این خدمت کوچک آن خیانت بزرگ که تثبیت و نجات رژیم خامنه ایست هموزنی دارد و می ارزد. من از این مرحله عبور کرده ام همانطور که طولانی کردن بحث تحریم را مخرب و بزیان مردم و تغییرات می دانم و همیشه از تحریم های هوشمند و زمان دار و کوتاه مدت حمایت کرده ام و گفته ام که اگر می خواهند دخالت نظامی هم بکنند بهتر از این است که تحریم ها بیشتر از دوسال ادامه یابد.
در مورد تخریب خامنه ای از راه تخریب مردم و ایران هم مطلقاً اعتقاد ندارم و تغییر در ایران را فقط از راه توسعه و پیشرفت می دانم و قالیباف می تواند بخشی از این پروژه باشد و به او خوش آمد می گویم. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقك جان، من فكر ميكنم قاليباف راى طبقه تحصيل كرده، سبز ها و اصلاح طلبان را ندارد ، چرا كه او را بسيار نزديك به سپاه و بيت ميبينند، البته اگر راى بدهند. او راى قسمتى از تهرانى ها را بخاطر خدمات شهرى شايد داشته باشد. و اما شهرستانها و روستا ها.
خاطره اى از سالها پيش دارم كه شايد قدرى جالب باشد. من و دوستان در دوران دانشجويى جهت پروژه هاى مطالعاتى و نقشه بردارى به روستاهاى مختلفى سفر ميكرديم و اكثر هموطنان كاملا فارق از نگرش سياسى نسبت به دولتيان و حكومت بودند و نظراتشون بيشتر بر ميگشت به اشخاصى كه توانايى تغيير ملموس در روستا ، معيشت و زندگى روزمره شان داشته باشد، كما اينكه احمدى نژاد با اين طريق و وعده هاى فراوان موفق شد. نكته جالب در رابطه با ما اين بود به محض اينكه متوجه ميشدند ما از تهرانيم و در حال تهيه نقشه محل زندگى شان فورا دعوت ها به نهار وشام و مهمان نوازى روستايى سرازير ميشد و خواسته همگى ايجاد بولوار و ميدان و پل و رو گذر و زير گذر بود.خلاصه اينگه در دل همه يك آرزوى نهفته تهرانى كوچك شدن وجود داشت. حالا فكر ميكنم اگر قاليباف بتواند اينرا برجسته كند كه هموست كه قدرت اجرايى و تجربه عملى دارد و ميخواهد ايران را بسازد و تهرانهاى كوچك را در كشور بوجود آورد. راى بسيار بالايى را از روستاها و مناطق محروم بدست مى آورد. اينان به دنبال مباحث سياسى در دنياى مجازى نيستند .

ارادتمند . افشين

ناشناس گفت...

تیمسار برخی مواقع بهتر است آدم جنگ های کوچک را ببازد ولی در عوض جنگ بزرگ را ببرد! اگر ما فرضا قالیباف را کنار گذاشتیم مهم نیست اگر جنگ بزرگ با ریشه همه مصیبت های این کشور که خامنه ای باشد را برنده باشیم.
یک مشت پول خرد!