۱۳۸۹ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

پیروزی یا شهادت درجنگ قدرت!




1- علی مطهری حرف مهمی زده است وگروه احمدی نژاد را به گروه فرقان مسئول قتل پدرش آیت الله مطهری ماننده کرده است. واین با ربرخلاف دفعات قبل که برای تعابیربسیارسبکتری با عکس العمل های شدید ووقیح هوادارن وهموندان احمدی نژادروبرو می شد با حملۀ عمده ای مواجه نشده است بنابراین ظاهراً اینطوربنظرمی رسد که موج برخاسته برعلیه احمدی نژاد وببهانۀ اسفندیار رحیم مشایی ولی روبسوی خودرییس جمهوری، این قدرقوی بوده است که حداقل درکوتاه مدت وقبل ازضدحملۀ احمدی نژاد، طرفداران "پیروزی طلب" اوکمی عقب نشینی تاکتیکی بکنند تا با رصد کردن اوضاع وطرح نقشۀ راه متناسب باشرایط جدید برای حملۀ بعدی آماده شوند. البته که برخی هواداران روحانی احمدی نژادهم دراین وسط مسأله دارشده اند! چرا که اگر ضدروحانی بودن اوواقعیت داشته باشد می تواند درفازبعدی روحانیان کوچکتر واطراف احمدی نژادراهم شامل بشود. واصولاً اگرقراربرآخوندزدایی بشود از دیکتاتوری جمهوری اسلامی؛ هیچ تضمینی برای زندگی انگلی هم نمی ماند از پول نفتی که درمدت ریاست احمدی نژاد بی حساب بوده است برای آنان.

2- جمهوری اسلامی ایران ازبدو تأسیس تاکنون جناح بندی های متفاوتی را بخوددیده است. درابتدای انقلاب که هنوز معلوم نبود چه خاکی برسرمان شده بتبعیت ازفرهنگ سیاسی مدرن ماهم دوجناح عمدۀ چپ وراست داشتیم. بعدازمدتی که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی وبعد ازبهم زدن وتخریب همۀ بنیان ها وشالوده های متکای مدرنیسم وتحویل شش دانگ کشور وقدرت به آخوند های سیاسی خودش دچارچپ وراست ومنشعب شد وجناح چپ سازمان که میراث خوار کل سازمان معرفی شد؛ نیروهای درصحنۀ جمهوری اسلامی را به چهارگروه وجناح نوظهورتقسیم کرد. چپ سنتی ، راست سنتی، چپ مدرن وراست مدرن، این چهارگروه بودند؛ که البته عملاً همان چپ وراست بیشتر بکارنرفت درسطح جامعه. تااینکه بابروز وظهور چپ های نو که مارکسیست های اسلامی شرمنده وپشیمان بودند ونامیدن خودبنام اصلاح طلبان، جناح روبرویشان هم لاجرم شد محافظه کاران. وآخرالامر بعداز توزرد ازآب درآمدن اصلاح طلبان، بخش جوان ورادیکال محافظه کاران با تغییرنام به اصولگرایان قدرت رادردست گرفتند وامروز هم همان اصلاح طلب واصولگرا معرف دوجناح سیاسی جمهوری اسلامی هستند که البته جناح اصلاح طلب درحال مضمحل! شدن ازسوی اصولگرایان تندرواست.

3- اما شخص من هیچ گاه هیچ کدام ازاین تقسیم بندی هارا منطبق برواقعیت وجودی صحنۀ سیاسی ایران نیافتم ونتوانستم هیچ یک ازآنان را قبول کنم. درعوض من ازسال سوم جمهوری اسلامی که مطمئن شدم ما قادربتشکیل حکومت نخواهیم شد خودم یک جناح بندی ثابت را برگزیدم وهنوزهم بجز آن باورندارم. من اعتقاد داشتم ودارم که درایران جمهوری اسلامی هماره دوجناح بوده است که جناح اول جناح "ضدسیستم" بوده است که همان جناح راست واصولگرای معروف باشد وجناح مقابل جناح "بدون سیستم" بوده است که همان جناح چپ معروف واصلاح طلب باشد. بعبارت دقیق تر جناح اصولگرا بدلیل مخالفت قطعی با مدرنیته باهرنوع حکومت سیستماتیک مخالف بوده واست ومعتقداست که حاکم می تواند با بستن دارایی وثروت کشور به لیفۀ شلوارش یا انبان پرشالش مملکت را مثل حضرت محمدیا ابوبکروعمروعلی اداره کند. یک چیزی حول وحوش همان بلایی که آیت الله یزدی برسر دادگستری آورد درجریان دادگاه های عام اسلامی. اما جناح چپ واصلاح طلب ضد سیستم ومدرنیته نبود ونیست بلکه آنان ضمن قبول علم وسیستم وسازماندهی؛ بدون سیستم هستند. بعبارت دیگر آنان تا سال 74 خورشیدی وفراترازفروپاشی قطعی بلوک شرق؛ سیستم مالکیت دولتی و اقتصاد متمرکز ودیکتاتوری مستضعفان مارکسیست هارا قبول داشتند ولی نمی توانستند آنرا علنی کرده وپیاده کنند! چون قادربتوجیه مسلمانی خود نمی شدند. اینان بعداز ریاست جمهوری هاشمی آموزه ها وسیستم کاپیتالیسم ولیبرالیسم استکبارجهانی را پذیرفتند ولی بازهم از علنی کردن وپیاده کردن آن پرهیز کردند وشرمنده بودند؛ چون که نمی توانستند مسلمان بودن خودشان را اثبات کنند.- ویک چیز خیلی بامزه تردرحاشیه بگویم اینکه اصلاح طلبان هنوزهم ازچاپ عکس مردان باپوشش کراوات ایرانی درنشریات شان واهمه دارند واگر ناچاربه چنین کاری شوند عکس مزبوررا طوری ازبیخ گلو قطع می کنند که بیشتر به سربریده شباهت داشته باشد تا آدم! آن هم ازنوع زنده!ونهضت ادامه دارد تاانقلاب مهدی که احمدی نژادگفته بزودی!-

5- می خواستم حرف را به اینجا برسانم که بگویم من نیروهای موجود درجمهوری اسلامی را دریک مقایسه متفاوت هم تقسیم بندی کرده ام ومی کنم. وآن تقسیم بندی برمبنای روحیه وروان "شهادت طلبی" و "پیروزی خواهی" است. اگربخواهم وارد عمق وبنیاد ماجرا بشوم باید بروم سراغ ترسویی روحانیان ولذا تربیت های مذهبی شهادت طلبانه (ترجمۀ عملی تقدم مرگ برزندگی)آنان برای غلبه به این ترس ازخشونت ونزاع ،ولی این خیلی زمان می برد ومطول می شود واز صفحۀ مانیتورمی زندبیرون! لذا ضمن قبول گفتن آن سرفرصت ودرآینده؛ بشما می گویم که اکثریت نیروهای مذهبی مؤمن تر وخالص تردرانقلاب وجنگ وجهاد وسپاه و...دارای روحیۀ شهادت طلبی؛ واقلیت نیروهای مذهبی سبک وملی دارای روحیۀ "پیروزی خواهی" بودند وهستند. نیروهای دستۀ اول پیروزی را فرع برشهادت بعنوان ضامن سعادت می دانند ومی خواهند ودرهرپرسش ونیایشی داوطلب شهادت بودن خودرا جار می زنند. درحالیکه نیروهای پیروزی خواه پیروزی مادی را می خواهند وآنرا تعقیب می کنند واگردراین راه پیروزی خواهی شهادت ومرگ هم پیش بیاید لاجرم آن را بعنوان نه یک هدیۀ شیرین بلکه بعنوان یک واقعیت تلخ می پذیرند.

6- خلاصه کنم تامنبربعد. توی جنگ تقریباً بیشترنیروهای شهادت طلب به آرزویشان رسیدند وشهید شدند وبیشتر کسانی که ازجنگ جان سالم بدربردند چه سپاهی وچه بسیجی- ارتش بیشتر پیروزی خو اه است بنابه بافت وتربیتش- نیروهای پیروزی خواه بودند. اینان همان کسانی بودند که وقتی ازجنگ برگشتند درائتلاف با نیروهای عافیت طلب وزیرک دیگری که درشهرهامانده بودند، هسته های مقاومت شهری انصارحزب الله راتشکیل دادند.

7- تقریباً همۀ نیروهای ستادی وپشتیبانی ودولتی باقی مانده درپشت جبهه ورسیدن به پایان جنگ جزونیروهای شهادت طلب بودند وهستند. بعبارت دیگر تمام نیروهای فکری وعملیاتی واداری باقی مانده اززمان جنگ- بغیرازپیوندگان به حزب الله-که تقریباً کل نیروهای اصلاح طلب واصولگرای میانه را تشکیل می دهند پیروزی خواه نیستند وبلدنیستند که چطور باید پیروز شوندو اینان اولین حرفی که بلدند درجنگ ونزاع وکشمکش بزنند این است که ما برای شهادت آماده ایم واین را البته اوج شجاعت خودمعرفی می کنند درصورتی که خودشان می دانند ازترس است.درحالی که گروه مقابل نه تنها از آمادگی برای شهادت وایثار وازاین مفاهیم قدیم حرف نمی زند بلکه مرتب به پیروزی های خود - حتی کاذب- اشاره می کند ومی بالد.

8- اگرعلی مطهری بتواند گروهی مناسب پیداکندکه حاضرباشند وبتوانند "پیروزی خواهی" را وجهۀ همت خویش قراردهند خواهند توانست با احمدی نژاد ویاران وارد نبرد سهمگین وبا نتیجۀ نامعلوم بشوند. درغیراین صورت بازهم این احمدی نژاد ویاران نزدیک "پیروزی خواه"ش هستند که مثل همیشه پیروز خواهند شد. این که می گویم امیدی بسبزی جنبشی هم نیست کمی ریشه دراین تحلیل دارد درانطباق با خاتمی وموسوی!
کروبی را که نگذاشتند مبارزه کند. یا...هو

۳ نظر:

Helen گفت...

جالبه!
"ضد سیستم" و "بدون سیتم"! مقابل هم. شما چقدر تند تند آپ می کنید! من هنوز نامه ی نوری زاد رو نخوندم!

Dalghak.Irani گفت...

نکته سنجیت را دوست دارم.
کمی نامعلومم. قول هم داده بودم راجع به این پست ونامۀ مبارک نوریزادهم بعنوان هیجان اضافه است.
درمطلب رازنبوغ محموداحمدی نژادهم به کامنتت جواب دادم. یاهو

Helen گفت...

خوندم. مرسی.