ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۴, شنبه

پروژۀ "جلیلی هراسی" جدیدترین ترفند خامنه ای برای ایجاد حماسۀ سیاسی!


1- من هم در یک پست جداگانه احتمال داده بودم که ممکن است بعد از رد صلاحیت مشایی اتفاق خاصی نیفتد و احمدی نژاد ترغیب شود از سوی خامنه ای و بخاطر منافع خودش نیز بسمت حمایت از سعید جلیلی تغییر فاز نیمه علنی بدهد. و در آنجا به این خصوصیت جلیلی اشاره کرده بودم که او علاوه بر اینکه منتخب احمدی نژاد بود برای دبیری شورای امنیت ملی تنها کسی هم است که نفیاً یا اثباتاً خودش را در گیر با احمدی نژاد و اطرافیانش نشان نداده است. اینک جسته گریخته خبر می رسد که این پروژه در حال عملیاتی شدن است و احمدی نژاد در حال کوچ به اردوی جلیلی است. بنظرم اما این خبر چندان واجد اهمیت نیست زیرا برنده کردن جلیلی کاری بسیار شاق و هزینه بر است.

2- هم شما خودتان می دانستید و هم من بوضوح بیشتری توصیح داده ام که انتخابات ریاست جمهوری ایران بعد از هاشمی و از سال 76 همواره از دو قطبی کلان خامنه ای - هاشمی تبعیت کرده و تنور خود را گرم و گرمتر نموده است. در سال 76 جریان هاشمی برنده شد و در سال 84 جریان خامنه ای. اینک اما جریان هاشمی کلاً حذف شده و دیگر توان ایجاد دو قطبی مزبور وجود ندارد. لذا خامنه ای در حال تولید یک دوگانۀ قلابی با نام "جلیلی هراسی" است و بنظر می رسد که بشدت هم موفق بوده و رصد رسانه ای و میدانی مقدار ترسی که جامعۀ مدرن و زندگی خواه یا حتی سنتی و میانه رو دچار آن شده اند - از جلیلی - و بسرعت در حال گسترش است با درست بودن تشخیص و حقۀ تازۀ خامنه ای همخوانی دارد.

3- ویژگی های اصلی پروژۀ "جلیلی هراسی" دوتاست:

الف- پروژه ای صد در صد سلبی است. به این معنا که هدف پروژه نه ایجاد زمینۀ "آری" به سعید جلیلی بلکه برای ایجاد موج قوی "نه" به جلیلی است. به این معنا که اگر انتخابات های قبلی ترکیبی از عناصر ایجابی و سلبی توأمان بود. - مثلاً در 76 همزمانی نه به خامنه ای و آری به خاتمی و در سال 84 نه به هاشمی و آری به احمدی نژاد - در پروژۀ جلیلی هراسی نیت قوی برای تولید آری به جلیلی نیست - چون امکانش نیست. خواهم گفت - همۀ بار پروژه منتقل شده است به "نه به جلیلی".

ب- اولویت این پروژه برای پیروز کردن جلیلی یا هر نامزد دیگری نیست و چون همۀ نامزدها "خودیِ خامنه ای" محسوب می شوند؛ برای خامنه ای اولویت اول ایجاد حماسۀ سیاسی ناشی از مشارکت مردم است و نه اصرار به انتخاب این یا آن فرد. و پروژۀ "جلیلی هراسی" نشان می دهد که پتانسیل خوبی دارد و احتمال زیاد می رود که طبقۀ قهر کرده با انتخابات با تأثیر پذیرفتن از این حقۀ دقیق با شعار "هرکس از 7 نفر دیگر بغیر از جلیلی" بپای صندوق های رأی بروند.

4- لذاست که جهت گیری تبلیغات رسمی رژیم به این سمت خواهد بود که هر چه می توانند بر پوستین نحیف جلیلی باد کنند و او را غولی که در حال نزدیک شدن برای بلعیدن تتمۀ زندگی ایرانیان است نمایش کارتونیزه بدهند. و در این راه است که موضوع چرخش احمدی نژاد و دولت بسمت جلیلی هم قابل دیدن است چه واقعاً چنین باشد یا نباشد. زیرا بنظر نمی رسد که خود احمدی نژاد بخواهد مستقیم و با اعلان رسمی حمایت از جلیلی وارد کارزار انتخاباتی بشود. لذا بعید است که صحت و سقم طرفداری او از جلیلی نیز معلوم قطعی بشود.

5- و نهایتاً اینکه جلیلی پیروز انتخابات نخواهد شد زیرا کمترین ویژگی های حداقلی انتخاب شدن را ندارد و اعلان او بعنوان پیروز انتخابات حتی خود بیت رهبری را هم به قطعی بودن تقلب کلان و آشکار معترف خواهد کرد. آنانی که سعید جلیلی را با احمدی نژاد سال 84 مقایسه می کنند هم بسیار کم لطفی می کنند در مورد محمود احمدی نژاد و ویژگی های شخصی و ژنتیکی که - خوشمان بیاید یا نه - دارد. زیرا احمدی نژاد فارغ از همۀ حرف و حدیث ها و زد وبند های سیاسی؛ شخصتی بشدت کاریزماتیک و مورد تأیید توده های محروم بوده و چه گویش و گفتارش و چه پویش و رفتارش جاذبه ای پیامبرانه داشته و دارد. تا جائیکه بسیاری از خود من و شما هم هنگامی که در پای صحبت های احمدی نژاد می نشستیم و می نشینیم - حداقل در آن لحظه - بشدت تحت تأثیر احساسی قرار می گیریم. یادمان باشد که احمدی نژاد همان شخصیتی است که حتی غولی مثل کیارستمی عباس را هم تحت نفوذ کاریزمای خودش قرار داد در سال 84 و او با ستایش از او و فقط بدلیل ناپاکی و نامردی عرصۀ سیاست گفت از او اعراض می کند و به هاشمی رأی می دهد. و همینطور است سابقۀ اجرایی احمدی نژاد در استانداری  اردبیل و شهرداری تهران. در حالیکه سعید جلیلی نه تنها هیچکدام از خصوصیات فردی و اجرایی احمدی نژاد را ندارد بلکه در مواجهه با مخاطب هم بر خلاف احمدی نژاد منتقد و مدعی رژیم جلوه نمی دهد و حرف هایش همه خشن و ترسانندۀ مخاطب است. بنابراین ایجاد نفرت از چنین شخصی خیلی راحت تر از ایجاد محبوبیت برای اوست. و البته خیلی مطالب دیگر که بماند برای بعد. یا...هو

۸ نظر:

میثم گفت...

دلقک عزیز سلام
از اینکه به کامنت های قبلی خودم ارجاع بدهم خوشم نمی آید، ولی فکر میکنم امروز لازم است؛ نه به جهت اثبات خودم بلکه به جهت اثبات انتصابات بودن انتخابات!!
در پست سوم فوریه 2013 یا 15 بهمن 91 تحت عنوان "بهمن انتخاباتی احمدی نژاد..."کامنتی نوشتم با این مضمون: "به خاطر دارم 4 سال پیش ، بعد از انتخابات 88 شخص غیر موثقی به من گفت که دو سال قبل شخص موثقی به او گفته که :"رئیس جمهور آینده احمدی نژاد است با این تعداد آرا" من به او گفتم که زکی ، تاریخ مصرف این پیش گویی گذشته و اگر راست میگی بگو رئیس جمهور بعدی کیه؟
اون گفت :"سعید جلیلی""
بخاطر بیاورید که این گفته در همان 3 ماه پیش هم درنظر بسیاری عجیب و دور از واقع بود -چه برسد به 4 سال قبل-ولی اکنون با تایید صلاحیت جلیلی و رد بسیاری دیگر میرود تا به واقعیت تبدیل شود .
برخلاف شما من معتقدم که هوچیگری های دولت بر علیه جلیلی به نفع اوست و احمدی دارد آرای مردم را به دامان جلیلی رم می دهد.
حماسه سیاسی رخ بدهد یا نه نتیجه اش یکی است و تحلیل های ما درواقع سعی در پیش بینی فیلمی است که نویسنده آن علی خامنه ای است و قهرمان آخر فیلم جلیلی.
چیزی که من نمی فهمم قبول نقش های منفی و کتک خور از طرف سایر نامزدها در این فیلم است؟؟!!!
زیاده جسارت است
یا حق

آینده گفت...

بسیار عالی!
با تحلیل زیرکانه ی شما موافقم و در تایید این نظر می توان به حرفهای تند امروز جلیلی برای محو اسراییل و کمونسیم و خزعبلاتی از این دست اشاره کرد که براستی شبیه ادبیات سالهای گذشته احمدی نژاد است و مردم به شدت نسبت به آنها احساسات و تجارب منفی دارند.
عکسهای همایش امروزش را هم که میبینیم، از این جانباز عزیز، چیزی جز یک موجود نحیف، ژنده پوش و بد شکل نمایان نیست و این کاملا با سلیقه ی طبقه ی متوسط و اکثریت رای دهندگان جامعه ی امروز ایران در تضاد است.

و دیگر اینکه این پست شما نیمه ی گمشده ی پیشگویی من نسبت به تایید صلاحیت مشایی است. دوستی با مردم اسراییل و شیک پوشی مشایی را بگذارید کنار حرفها و ظاهر امروز جلیلی!

جلیلی قطب منفی، مشایی قطب مثبت (اما ملایم) که در یادداشتهای قبلی گفته بودم که در لحظات آخر برای تقویت هر چه بیشتر این دو قطبی سر از تخم حکم حکومتی در می آورد.
حال مشایی با تحت فشار گذاشتن رهبر از طرف احمدی نژاد بیاید یا واقعا از اهالی بیت باشد، نتیجه یک انتخابات قابل قبول خواهد بود.
باقی نامزدها هم در یک سطح خنثی و دارای طرفداران ثابت خود هستند و هرگز توان ایجاد آن قطب دیگر در برابر جلیلی و در نتیجه جذب رای طبقات مدرن را ندارند.

ناشناس گفت...

و از شر این دیو به چه کسی باید رای داد؟ اینجاست که مشایی را مهندسین رها می کنند. فعلاً در آب نمک خوابیده.

سه چرخه گفت...

به نظر من وقایع این چند ساله یک چیز رو به ذهن همه تحلیل گران متبحر تا تحلیلگران کشکی مثل من باید یادآوری کنه، اینکه تو این مملکت نهایتِ نهایتِ تحلیل هایی که ما انجام میدیم برای زمانی است که جمعی معقول ولو متحجر دور هم جمع شده باشند و تصمیم بگیرند، اما شما از تقلب افتضاح 88 تا همین حذف هاشمی ( به همراه روایتی -که به صورت سمبلیک به درد حرف من میخوره- که شده از 7 به 4 رای مثبت به هاشمی در شورای نگهبان و بعد ورود مصلحی و دار و دسته!!! که زیاد هم شاید واقعی نباشه) به این نتیجه میرسیم که بعد از تصمیم تمام افراد متفکر در این سیستم، در نهایت یک سری اراذل و اوباشِ قدرتمند تمام تصمیمات رو که ما مدت ها در ذهنمون مدلسازی میکنیم وتو میکنند و فضا رادیکال و رادیکال تر میشه( مثل شیمی دبیرستان که داشتیم در واکنشهای زنجیره ای یک رادیکال زنجیره وار رادیکال های دیگری رو تولید میکنه).
حالا بیایم از لحاظ مادی بحث کنیم(اقتصاد)، آیا به نظر شما این عمقی از فساد که که در 8 سال گذشته در درون نیروهای معمولی نه، بلکه کسانی که اسلحه به دست دارند نفوذ کرده اجازه این رو میده به اونها که به راحتی بنشینن و یک رئیس جمهور نیمه مصلح مثل هاشمی میومد سر کار و . . . حتی اگر خامنه ای خودش هم بخواد؟؟ شما هم خودت اعتراف کردی که ایشون مجبوره برای اینکه از جماعت تندرو عقب نیافته تندروی کنه، پس نیاز به طرفدار همیشه مهمه برای اینها، چه متحجر باشند، چه مفسد اقتصادی.

با این رد صلاحیت هاشمی در نهایت به نظر من کسی سرکار خواهد اومد که برای مملکت بدتر باشه و برای جیب سرداران بهتر، حالا میخواد قالیفاف باشه که امیدواریم اون باشه در قیاس با جلیلی، (این رو هم مدنظر قرار بدین که همین الان بیشتر پروژه های تهران رو قالیباف به سپاه سپرده). و بنده هم با چند دست نقل قول شنیدم که سپاهی ها نظرشون از چند ماه پیش جلیلی بوده، و به قالیباف انگ این رو میزنند که همه دزدهای مشهدی رو در شهرداری جمع کرده. گویا همیشه تو این سیستم تصمیم گیری آقایون آپشنِ فاجعه شانس بیشتری برای برنده شدن داشته و اون آپشن در حال حاضر دکتر جلیلی هستند.

حرف هام خیلی پخش و پلا بود دلقک عزیز، اما گاهی فکر میکنم تمام این تحلیل هایی که ما انجام میدیم به صورت آماتور و شما به صورت حرفه ای تر خیلی از سطح شعور آقایون بیشتر هست، و اصولا اینها نیازی ندارند به این همه ترفند و فکر، این افکار برای یک مملکت توسعه یافته از نظر سیاسی مطرح هست که رقابت آزاد وجود داشته باشه، البته در ایران جنگ سیاسی در جریان هست همیشه، وقتی سپاه، قوه قضاییه، نیروی انتظامی، بسیج، ارتش در اختیار رهبر هست ما زیاد خودمون رو جدی میگیریم که فکر کنیم ایشون اینقدر زحمت فکر کردن به خودشون میدن، تازه اگر گندی هم بالا بیاد با یک گریه و یک سرکوب جمع و جورش میکنن. حالا میخواد یک سال هم طول بکشه. البته این حرفهای من هیچ بوی ناامیدی امیدوارم که نده. چون آقایون با این نوع تصمیم گیری ها در هر مرحله به خودشون ضربه میزنند و ما هم استقبال میکنیم. و خب سرگرمی ماهم از طرفی این جور تحلیل ها شده دیگه.
این فکری بود که در گوشه ذهنم میچرخید خیلی وقت ها، خواستم تو این جمع در میون بذارم.

سه چرخه

ناشناس گفت...

اگر پروژه ی "جلیلی هراسی" حقیقی باشد معنی اش اینست که دیکتاتور میخواهد حداد عادل یا ولایتی را با شعبده بازی از صندوق رای درآورد.

دو نقص در این پروژه وجود دارد:

١- تحول خواهان (اکثرن جوان) در صورتی پای صندوق رای میروند که واقعن به کاندیدایی امید و اعتقاد داشته باشند. در جو به وجود آمده از حذف هاشمی، آنها از ترس جلیلی به کاندیدای دیگری که حتی اصلاح طلب ها هم از او حمایت نکرده اند پناه نخواهند برد.

٢- در این پروژه، نیروهای علاقه مند به شفتالو هایی چون جلیلی خیلی دست کم گرفته شده اند. درست است که جمعیت مثلن بسیج ذوب در ولایت در مقابل جوانان بیزار از خامنه ای کم است، ولی در نبود موجی از رای دهندگان، همان ده بیست درصدشان نقشی تعیین کننده خواهد داشت.

در نتیجه، اگر خامنه ای تصمیم جدی در تقلبی رییس جمهور کردن ولایتی یا حداد عادل نداشته باشد، جلیلی به مقام - حالا دیگر صد در صد تشریفاتی - رییس جمهور آقا برگزیده خواهد شد.


دلقک جان خوشحال میشم نظرت رو در مورد آنچه نوشتم بدونم،

شهریار

Dalghak.Irani گفت...

شهریار عزیز.
از ارد.گاه آنطرف هم خبرهای دقیق دارم که بسیار آشفته تر از این هاست که حتی آن 10 15 درصد هم یگپارچه بسمت جلیلی بروند وقتی مصباح به آن تحجر غلیظ هنوز نچرخیده شما چه انتظاری از بقیه داری. ضمن اینکه بسیاری از حزب اللهی ها و جناح راست میانه شدیداً تمایل به قالیباف دارند چون می خواهند حالا که قالیباف بصورت صوری هم جزو اصولگرایان است یک آدم نیمه حسابی را برگزینند و اینقدر در مقابل مدرن ها تحقیر نشوند. و حرف های زیاد که بماند برای وقت خودش. یا...هو

ناشناس گفت...

دو گزینه بین کاندیداها هستند که هرچند خیلی بی دست و پا، اما خامنه ای هیچ گاه حاضر نیست آنها به سر کار بیایند. در نتیجه به نظر من جلیلی هراسی یک مسأله واقعی است و پروژه خامنه ای نیست. اگر قرار باشد تنور انتخابات با جلیلی هراسی گرم شود، مطمئن باشید کسانی که فقط از هراس جلیلی سر صندوق میروند قطعا به روحانی یا عارف رأی خواهند داد نه بقیه گزینه های رهبر.

Parsa Adiban گفت...

چرت و پرت محض . به خصوص با انتصاب علی باقری به سمت ریاست ستاد انتخاباتی جلیلی رسما تیم او تبدیل به سمبل گفتمان به اصطلاح مقاومت خامنه ای شده شده است .نه به جلیلی از سوی مردم یعنی نه به سیاست های هسته ای کشور توسط مردم نه به سیاست های هسته ای توسط مردم یعنی نه به شخص خامنه ای . خامنه ای و قالیباف دو تصور بسیار متفاوت نسبت به عرصه و روابط بین الملل دارند .شرط می بندم سپاه بسیج بیت رهبری و تمام تندروها که خامنه ای بیش از هر گروه دیگه ای به اونها بها میده تمام توانش شون رو برای پیروز جلیلی بکار می بندند.
برام جالبه آدمی که با سرسختی می گفت لنکرانی گزینه مطلوب رهبری است حالا جلیلی رو که نزدیک ترین گفتمان به جبهه پایداری رو نمایندگی می کنه رامطلوب رهبری نمی دانه ! .بسیاری از تحلیل گران سیاسی اشتباه می کنند اما انقدر اعتماد به نفس از خودش شون نشون نمی دهند