ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۱۸, چهارشنبه

خامنه ای بازهم کم آورد می خواهد از آبروی ارتش ایران خرج کند. در سوریه ارتشی وجود ندارد!

A black cow with a white face lying down in a green meadow facing the viewer.

Lying Cow


1- در راه رفتن به یک سفر نزدیک و کوتاه هستم و وقتی و قصدی برای نوشتن ندارم و نداشتم. اما حرف های صالحی وزیر خارجه که ناچار از اعتراف به ماهیت نظامی کاروان گروگان گرفته شده در سوریه شده است وادارم کرد که بعنوان یک ارتشی وفادار به مردم ایران کوتاه بگویم که این ادعا در مورد ارتش و بویژه بازنشستگان آن عاری از هرگونه حقیقتی است و ارتشیان بازنشسته - بویژه - که همه استخدامی ارتش شاهنشاهی هستند کمترین سنخیت فکری و ایدئولوژیکی با خامنه ای و دارو دستۀ تروریست و سرکوبگرش ندارند.

2- به احتمال قوی ترکیه به این شرط حاضر به کمک برای آزادی احتمالی گروگان های زنده مانده شده است که ایران حداقل به سابقۀ نظامی (سپاهی) داشتن گروگان ها اعتراف کرده و با این اعتراف و با تأیید ضمنی ادعاهای معارضان در مورد دخالت جمهوری اسلامی و کمک به بشار اسد از طریق سپاه جو حاکم بر معارضان سوریه را کمی تلطیف کند. صالحی نیز با رایزنی با تهران دستور گرفته است که هم آن ها را بازنشسته معرفی کند و هم از بودن ارتشیان نیز صحبت کند تا با توجه به جو روانی بنفع ارتش در داخل کشور بتوانند از این محبوبیت سوء استفاده کنند.

3- زیرا که به ضرس قاطع می گویم که در ارتش چنین پرسنلی وجود ندارند و اگر تک و توکی هم در نیروهای فعلی و پایور باشند در بازنشستگان ارتش ممکن نیست. بگذریم از این موضوع کلی که فیلم نشان داده شده از سوی گروگان گیران خیلی معلوم نمی کرد که این آقایان در سن بازنشستگی باشند. البته من نفیاً یا اثباتاً کاری به سن و سال و مأموریت و از این قبیل این افراد ندارم و فقط خواستم شهادت بدهم که ارتش ایران در هیچ جنایتی از سوی خامنه ای مشارکتی ندارد و نمی کند. درود بر ارتش مظلوم و سرکوب شدۀ ایران. یا...هو

۲۱ نظر:

ناشناس گفت...

درود بر ارتش مظلوم و سرکوب شده ایران که با کودتا علیه دولت بختیار و دادن کشور به دست اوباش اسلام‌گرا، ایران را به این ویرانه تبدیل کرد.
دست مریزاد به دلقک و دیگر ارتشیان همپالکی شما

آرش گفت...

آری من هم قبول دارم که ارتش شاه بی خاصیت تر از آن است که به کسی کمک کند . این همان ارتشی است که بافرار فرمانده اش تسلیم یک مشت آخوند شد و پیشتر هم درزمان پدر آن فرمانده فراری در مقابل حمله خارجی پا به فرار گذاشت. الان هم همه شان بازنشسته اند و پای منقل .البته این ارتش کشتن چنددختر و پسر جوان چریک را بعنوان افتخار درپرونده اش دارد و خیلی هم به آن کشتن ها مینازد. البته تک و توکی آدمهای خوب هم داشتند و دلقک یکیشان است .

ناشناس گفت...

با سپلس از تیمسار گرامی. اشتباه فرماندهان ارتش را نمیتوان به حساب بدنه پاک سرشت ارتش ایران گذاشت ( در زمان انقلاب) همانا مردانی که با وجودشان شب و روزهای جنگ 8 ساله لعنتی را بر ما آسان نمودند تا در شهرهاو گستره ایران زندگی در جریان باشد.

ناشناس گفت...

ناشناس اول و جناب آرش، کم لطفی‌ به ارتش ایران نفرمائید.

ارتش ایران سیاسی نبود، شاه از ترس کودتا به سبک کشورهای عربی‌، ارتش را به رسته‌های جدا از هم شکل داده بود.

پس در آن روزها نمی‌شود انتظار داشت که ارتش انسجام می‌داشت و یک فرمانده میدشت. در این که چند ژنرال خود فروشی‌ کردند، حرفی‌ نیست اما تاریخ آن را به اسم ارتش نمی‌نویسد.

در ضمن در آن زمان که همه در خیابان‌ها بودند، آیا باید ارتش جنگ داخلی‌ با هموطن راه می‌‌انداخت ؟ ارتش ایران ساخته و پرداخته برای دفاع از سرزمین است نه آتش گشودن بر برادر.

ماهیت ارتش ایران در طی‌ جنگ ۸ سال آشکار شد، با تمام مشکلات، کمبود امکانات اما با غیرت و از جان گذشتگی از وجب به وجب این مرز پر گوهر با نثار جان خود دفاع کرد.

نام و یاد عزیز همشان جاودانه تاریخ ایران با‌د.

امضا:مهناوی وظیفه

ناشناس گفت...

ارتش تقصیری در واگذاری قدرت به آخوندها نداشت.
فرمانده کل قوا (شاه) مجبور به ترک کشور بود و کشور را ترک کرد.
بازرگان با زنرال هویزه در تهران برای بیطرفی ارتش به توافق رسیدند.
خوب ارتش در آن اوضاع آشفته که هیچ چیز سر جایش نبود و شاهد جابجایی قدرت و حضور هویزه و گفتگویش با طرفداران با نفوذ خمینی بود چه باید میکرد؟
ابدا جایی برای بحث خیانت باقی نمیماند. تنها کاری را که میتوانست انجام بدهد انجام داد.
ارتش شاه برای آدمکشی تعلیم ندیده بود. و برای بدست آوردن قدرت هم تعلیم ندیده بود. ارتش شاه حافظ امنیت خاک ایران و منافع ملی بود.
و این را در زمان جنگ با آگاهی و تعلیماتی که بدین منظور دیده بود بخوبی نشان داد واز خاک ایران دفاع کرد.

ناشناس گفت...

دوست عزیز مهناوی وظیفه

خیانت ارتش به بختیار و ایران و نیز به قول شما جانفشانی آنها در دوره جنگ با عراق همه نشات گرفته از تسلیم محض آنها در برابر خمینی و همفکرانش بود. نه هیچ چیز دیگر. با تحریک احساسات میهن‌پرستانه مردم نمی‌توانید اشتباهات ارتش را ماله‌کشی کنید. مطابق رویه خمینی عزیز، همه جانفشانان انقلاب باید نابود می‌شدند و ارتش هم از اولین گروه‌هایی بود که سرکوب شد تا دیگر نتواند غلط‌های گذشته را تکرار کند. منتهی ارتشیان عزیز زمانی به این واقعیت‌ها آگاه شدند که دیگر خیلی دیر شده بود.

ناشناس گفت...

ناشناس:
به نظر میاد که شما خودتون متوجه فرمایشتون نیستین! آقای بازرگان دست نشانده خمینی بود وگرنه مملکت یک نخست وزیر داشت که بختیار بود و اصولاً کنار آمدن ارتش با بازرگان دقیقاً همان خیانتی است که به درستی ارتش به آن متهم است و این لکه ننگ با هیچ توجیهی قابل زدودن نیست.

ناشناس گفت...

سلام دلقک عزیز، به نظر شما این بیانیه حمایت از گروگانها ی ایرانی‌ در سایت جمهوری خواهی‌ ربطی‌ به جریان فلسطین و مقاومت و هم نظر بودن این نیروها با جمهوری اسلامی در این رابطه دارد یا صرفا یک عمل از منظر حقوق بشری است؟

رانیس گفت...

از ارتشی که در واقع فرمانبر سرهنگهای آمریکایی بود و یزرگ ارتشتارانش همیشه پا به فرار داشت توقعی نباید داشت اگر این ارتش ارتش ایران بود و به قول آن خواننده سیاسی نبود کودتا نمیکرد و شاه ترسوی فراری را برنمیگرداند و زیر بار دستورات سرهنگهای آمریکایی نمیرفت و اصلا هم لازم نمیشد که به یک مشت آخوند تسلیم شود. این ارتش از اول برای آمریکا بود و وقتی به خود آمد توانست در جنگ عراق خود واقعی اش را نشان دهد.دراین جنگ وحشتناک دفاع جانانه ارتش از ایران و فقط ایران اندکی از آن ننگ و گناهان ارتش را پاک کردو فرماندهان آمریکایی را انگشت به دهان!آنان گمان میکردند ارتش با رفتن خودشان ازهم پاشیده و فلج است , فکر ایرانی بودن خود ارتش را نکرده بودند.درواقع ایران اگر ارتشی از خود و برای خود داشت هرگز این بلا ها سرش نمیامد

ناشناس گفت...

****private****
https://www.facebook.com/photo.php?fbid=345082265575850&set=at.113865992030813.27330.100002222382979.1241343781&type=1&relevant_count=1&ref=nf
Rooholah Zam
اتفاقات عجیب,تازه و مهمی در آینده ای نزدیک در ایران اتفاق خواهد افتاد...
خروج یک به یک فرزندان هاشمی رفسنجانی از ایران به هیچ عنوان بی دلیل نیست.
پس از خروج چند روز پیش فائزه هاشمی,شنیده شده است گویا محسن هاشمی مدیر عامل سابق متروی تهران نیز به همراه خانواده نیز از کشور خارج شده است.
من از پیشگویی پرهیز میکنم و فعلا باید با خودم تحلیل کنم. — with Farshad Aswad,

ناشناس گفت...

ارتش با بازرگان کنار نیامده نبود. موضع بازرگان از همان روزهای اول مشخص بود. ارتش با آگاهی به اینکه جبهه بسیار قوی و متحدی در مقابل خودش دارد و باضافه اینکه شاه کشور را ترک کرده و بختیار هم تنهای تنها در جبهه شاه مقاومت میکرد و این مقاومت با حضور زنرال هویزر آمریکایی که متحد خمینی و بازرگان بود در هم شکست. شاید بزرگترین خائنین و بی پرنسیب ترین نیروی های مخالف شاه ملی مذهبی ها بودند از جمله بازرگان که بختیار حتی فکرش را هم نمیکرد که این چنین ضربه مهلکی به منافع ملت ایران بزنند.و این چنین عشق قدرت کورشان کرده باشد. بختیار و ارتش خشونت را بکار نبرد چون بخاطر این سازش دیگر برای ارتش پایگاه و حمایتی باقی نمانده بود.

ناشناس گفت...

ناشناس جان
ارتش ما دل در گروی خمینی داشت. نمونه زنده‌اش هم همین دلقک عزیز ماست که به اقرار خودشون بعدها انگار از عشق ازلی شون دست شستند!

ناشناس گفت...

حقاً كه دلقكي و هر بار با دلقك بازي از ارتش بي لياقتي كه عضوش بودي دفاع ميكني. الان هم دوباره با اين كامنت ها ناز ميكني كه ميخواهي دست از نوشتن برداري اما به جهنم

سورنا گفت...

دلقک جان امیدوام افسردگی نگیری با این کامنتهایی که برای ارتش گذاشته اند خوانندگانت. اما مشت نمونه خروار است ارتش ایران هر چه هم خوبی داشت با در یک عیب بزرگش نهان شده بود و آن عیب هم نبودنش با مردم بود. ارتشی که با و مال مردم نباشد حتی اگر از خودفرزندان همین مردم باشد هرگز در قلب مردم نخواهد بود.زمان شاه مردم ارتش را خدمتگزار و فرمانبر شاه و اربابش آمریکا میدانستند و نفرت مردم از ارتش چنان آشکار بود که به اعدام سر کردگان ارتش اعتراضی نشد.اکنون لاشه بی جانش آماج تهمت های سلطنت طلبان بی چشم و رو هم شده است که بی عرضگی و حماقت و خودرایی شاه را فراموش کرده و به ارتش انگ خیانت میزنند که چرا جوی خون به پا نکرد برای بازگرداندن بزرگ ارتشتاران گوش به فرمان سرهنگهای آمریکایی.

ناشناس گفت...

سورنا جان!
شما بهتره فعلاً در میان نقاط حساس روس و چین به تفرج بپردازید! فکر کنم برای شما خوشایند‌تر از آمریکا و انگلیس باشه!
در مورد نفرت مردم از ارتش هم همونقدر کافیه که مردم سر لوله‌های اسلحه‌اشون گل قرمز می‌گذاشتند.
در مورد اعدام هم بفرمایید که به اعدام کدوم فرد و گروه اعتراض شد که به ارتش نشد؟
بهتره خودتون رو با این رویاها گول نزنیند!امیدوارم شما و شماها روزی بالاخره از این خواب شیرین بیدار شید!!!
یا هو!

سورنا گفت...

آقای ناشناس که برای من پیام گذاشتی, آن گلهایی که سر لوله تفنگ گذاشته میشد تاکتیک خمینی بود برای جدا کردن سربازان از ارتش چنانکه بعد هم فرمان داد که سربازان از پادگانها بگریزند و گروهی گریختند آن گلها نشانه عشق به ارتش نبود. بنا براین پیداست این شمایید که نیاز دارید از خواب شیرین بیدار شوید. و چرا من که از آمریکاوانگلیس خوشم نمیاید بروم در نقاط حساس روسیه و چین تفریح کنم؟ حتما باید از یک کشور دیگر خوشم بیاید چون از آن یکی خوشم نمیاید؟ تفکر شما این است یا متکلک میگویید؟اما فرمانبری شاه تان را از سرهنگهای آمریکایی با این متلکهانمیتوانید بپوشانید و فرمانبری ارتش را از آن عروسک باد کرده با نام بزرگ ارتشتاران.

خ.آ گفت...

كاش يك آدم منصف و بيطرف پيدا ميشد و يك مستند از شاه ميساخت. ما كه ان زمان ده دوازده سال بيشتر نداشتيم ولي آنچه از ارتش و پليس در يادمان مانده فقط عزت و احترام و اطمينان و صلابت آنان است درست برعكس حسي كه الان بچه هايمان نسبت به پليس و نيروي انتظامي دارند و به ارتش كنوني جز حس ترحم چيزي نميتوان داشت چون چوب دو سر طلا هستند.ولي در برنامه تهران تا قاهره خط و نشانهاي شاه به آمريكاو ديگر قدرتها كاملاً مشخص بود كمي انصاف داشته باشيم شاه را همين قدرتها كله كردند چون كاملاً مشهود بود كه اگر بماند دكان آنها در خاور ميانه تخته خواهد شد بقيه عوامل بصورت اتفاقي وارد معركه شدند و آتش را به نفع آنان شعله ورتر كردند
ارادتمنداستاد و سفرتان خوش

ناشناس گفت...

آقای سورنا!

من فقط می‌دانم عشق به استقلال شما و بقیه، مملکت را به کثافت محض کشانده و هنوز هم دست‌بردار نیستید! امروز هم نه تنها استقلال نداریم، بلکه آزادی هم نداریم و جمهوری اسلامی که شما آرزویش را داشتید هم عروس روسپی روسیه است که در آغوش چین کمونیست و هند بی‌دین معاشقه می‌کند.

من عشقی به شاه ندارم چون اصولاً سنم به این نرد عشق باختن‌ها قد نمی‌دهد. اما هزاربار ترجیح می‌دهم که کسی مثل شاه با همه این کاستی‌ها و بی‌عرضگی‌ها و فرمانبرداریهایش بر سر ایران حکومت می‌کرد تا یک مشت عرب آدم‌]خوار ضد ایران که قرار بود برای شما استقلال اسلامی به ارمغان بیاورند!

شما یکبار گوش به فرمان خمینی شعار استقلال، آزادی سردادید و نتایج سیاهش مانند طاعون گریبان نسل‌های متمادی ما را گرفته است با این ذلت و خفت ایران و سرافکندگی هموطنان چه در داخل و چه در خارج. خوب است که از خودتان شرم ندارید و هنوز هم روی آن دارید که این شعارهای مسموم را تکرار کنید!

آنچه امروز مردم مااز نداشتنش در رنجند، آزادی، رفاه، شادی و آینده است و شما هنوز خواب استقلال می‌بینید...! بنابراین به شما توصیه اکید می‌:کنم که استقلال‌تان را بگذارید در کوزه تا شاید آبی از آن تراوش کند برایتان!

مانی گفت...

دلقک جان درسکوت و غم فرورفته ای برای آذربایجان عزیز. تسلیت میگویمت.

پیام امروز گفت...

فقط خواستم عرض تسلیت داشته باشم بابت زلزله و کشته شدن تعداد زیادی از هموطنان عزیز در استان استاد عزیز به ایشان و همه هموطنان گرامی

فقط تاسف میماند بابت عدم درس آموزی و عبرت دولتمردان و جانهایی که بابت این بی کفایتی ها از دست میرود

آقای مدرنیته گفت...

دلقک روزهای مهمی نیستی...

درسته که با تحلیل هات، هم ماهی بهمون دادی و هم ماهی گیری...اما روزهای طوفانی خوبه که آدم با ناخدا بره دریا واسه ماهیگیری...