ه‍.ش. ۱۳۹۱ شهریور ۹, پنجشنبه

دست آورد ملاقات بان کی مون با آیت الله خامنه ای: گل بخودی؛ یا تیرباران خامنه ای!


1- ظاهر امر این است که بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد به تهران رفته است و ضمن ملاقات های مرسوم و معمول با مقامات سیاسی جمهوری اسلامی؛ زانوی ادب بوسیده و بخدمت رهبر پرقدرت و مطلق جمهوری اسلامی آیت الله خامنه ای رسیده و یکی از آن مناسک تشریفاتی دیدارهای رهبر جمهوری اسلامی را بجا آورده است. و بیشتر رهبر و کمتر دبیرکل حرف هایی از جنس "کلیشه های رایج" و بدون بده بستان "گفت و شنید و گفت" (گفتگو) - بعبارت سیاسی مذاکره - زده اند. حداکثر تلاشی هم که دوطرف می توانستند در این ملاقات بکنند جاسازی چند کد از "نوع نگرش خود به جهان و مشکلات پیش رو" بوده است که کرده اند و تمام.

2- سیاست و بویژه در بعد دیپلماسی یک بازی و مسابقه است مثل همۀ مبارزات و مسابقات دیگر ورزشی و غیر آن. با این تفاوت کمّی از نظر طول مدت بازی که تقریباً از همۀ انواع مسابقات دیگر زمان بَرتر و دیر نتیجه رَستر است. بعبارت دیگر اگر یک مسابقۀ فوتبال حداکثر در 120 دقیقه تعیین تکلیف می شود و برنده و بازنده نتیجۀ مسابقه را می فهمند؛ مبارزه و مسابقۀ دیپلماتیک و سیاسی ممکن است ماه ها و سال ها زمان ببرد. البته که در مسابقۀ دیپلماسی هم گل های متعددی بثر می رسد در طول بازی و ممکن است یکی از تیم ها در برهه ای جلو یا عقب بیفتند. منظور من مثل نتیجۀ هر مسابقۀ دیگر، زمانی است که مبارزه و مسابقۀ دیپلماتیک بپایان می رسد و برنده و بازندۀ نهایی معرفی می شوند. حالا با این مدل سازی ذهنی برویم به سراغ سفر بان کی مون به تهران و ببینیم چه گل هایی رد و بدل شده و آیا نتیجۀ نهایی بازی قابل پیش بینی است یا نه!

3- ابتدا برویم به سراغ دست آوردهای جمهوری اسلامی و آیت الله خامنه ای از این سفر:

الف- در حالیکه همۀ تبلیغات پررنگ رسانه ای دنیا از منزوی و مطرود شدن جمهوری اسلامی خامنه ای انباشته اند ایشان و رژیمش میزبان رییس و دبیرکل بزرگترین و فراگیرترین سازمان جهانی بنام سازمان ملل شده است. و نشان داده است که منزوی نیست.

ب- آیت الله خامنه ای دبیرکل را بدفترش پذیرفته و با شجاعت و قاطعیت مثال زدنی همۀ سیاست های محبوبش مثل محکومیت امریکا و افول تمدن غرب و مهدورالدم بودن اسرائیل را برای ایشان سخنرانی کرده است. و تأکید کرده است که من بمب نمی سازم. خاورمیانه را از سلاح اتمی عاری کنید. و دست از سر بشار اسد برارید.

پ- این شجاعت و قاطعیت رهبر جمهوری اسلامی باعث شده است که همۀ رسانه های تحت مهمیز داخلی در ایران تیترهای مهیج و عزتمندی بزنند و پیروزی گفتمان خدا محور آیت الله خامنه ای را بجشن و سرور بنشینند. تا جائیکه بازهم حسین شریعتمداری هنوز نتوانسته "تیتر یک" افتخارآمیز روزنامه اش را به تصمیم برسد و لذا هنوز (5/5 صبح تهران) روزنامه را نبسته و به چاپخانه نداده است. - بیچاره تحریریه و کارگران فنی "بیمه عقب مانده"ی کیهان که هر شب تا صبح اسیر بلاتصمیمی شریعتمداری ناله و نفرین می کنند -

ت- پادشاه سوازیلند و رییس جمهور بنین و وزیر امور خارجۀ ونزوئلا و نمایندۀ کشور سورینام هم مصاحبه کرده اند و گفته اند که رهبر جمهوری اسلامی مستقل و شجاع و مرد حق است؛ آفرین.

ث- دیگر چه؟ من می گویم هیچ چه! ولی ستون را باز می گذارم تا اگر شما دست آورد دیگری سراغ داشتید بنویسید اضافه کنم.

4- و اما دست آورد های بان کی مون از این سفر:

الف- به پروتکل های دیپلماتیک و سیاسی احترام گذاشته است و مثل همۀ ادوار دیگر نشست های جنبش عدم تعهد در دوره های قبل و به احترام عضویت بیش از نیمی از اعضای سازمان ملل در این تشکل به تهران رفته است.

ب- نشان داده است که برعکس آنچه که تا کنون آیت الله خامنه ای و زیردستانش مدعی بوده اند او دست نشاندۀ امریکا و رژیم صهیونیستی! نیست و علی رغم مخالفت های شدید و علنی آن ها به تهران رفته است. و از این طریق جمهوری اسلامی خامنه ای را منفعل و چهرۀ جهانی دبیرکل را تلطیف کرده است.

پ- به امریکا و اسرائیل و غرب این فرصت را داده است که به بهانۀ مخالفت با سفر او به تهران حجم انبوه بیشتری از اتهامات و ابهامات واقعی یا تبلیغاتی - در هرصورت بزیان خامنه ای -  را در رسانه های جهان و بر علیه خامنه ای تجدید و تشدید کنند.

ت- آیت الله خامنه ای و دیگر مقامات جمهوری اسلامی را واداشته است که چشم در چشم بزرگترین و معتبرترین سازمان جهانی موجود؛ توهمات برضد کشورهای دیگر بویژه غرب و اسرائیل را تکرار و مؤکد کنند تا برای کسی شکی باقی نماند که: "نیش عقرب نه از ره کین است/ اقتضای طبیعتش این است". و سوء تفاهمی درکار نیست.

ج- آیت الله خامنه ای را خلع سلاح کرده که براحتی پیش از این نتواند سازمان ملل و دبیرکلش را عامل امریکا و صهیونیسم بین الملل معرفی کند.

ح- حسن نیت خودش را ثابت کرده تا اگر در نیا کسی هم شک داشت که می توان با ایران خامنه ای به تعامل و گفتگو و معادله و معامله رسید آن شک نیز برطرف شود.

خ- یک بازدید میدانی کرده از تمشیت امور در تهران (بخوان صحنۀ جرم) تا با معاینۀ از نزدیک بتواند بفهمد که آیت الله خامنه ای چگونه مدیری است و در داخله اش چه می گذرد و آیا تصویر بیرونی بر سیاهی داخلی منطبق است یانه.

چ- این بهانه را از دست خامنه ای گرفته است که مظلوم نمایی کند و بتواند بگوید: "شما ما را داخل آدم حساب نمی کنید و انتظار دارید که با شما تعامل کنیم. بنابراین پرواضح است که شما دنبال تسلیم و نابودی ما هستید. و الا دلیلی ندارد دبیرکل سازمان ملل در اجلاسی به این گستردگی و فقط چون در تهران است شرکت نکند".

د- با عم شرکت خود و عصبانی کردن خامنه ای باعث بشود که خدای ناکرده او زنجیر پاره کند و صلح جهانی را زودتر بخطر بیندازد. زیرا که صرف وجود او در اجلاس می تواند تندی جلسۀ اصلی از سوی تندروی خامنه ای و اذنابش را کنترل کند.

ذ- دیگر چه؟ من می گویم همه چه! اما دیگر انگشت ندارم برای نوشتن ولی ستون را بازمی گذارم تا اگر شما به یکی از موارد برشمرده اعتراض منطقی داشتید بفرمائید حذفش کنم.

5- و نهایت برگردیم به پایان مسابقه و بازی بین ایران و غرب. نه در تهران و فردای اجلاس! که در نیویورک و سازمان ملل و لندن و تل آویو و سیدنی و توکیو و برلین و حتی بگو جاکارتا و قاهره و دهلی و مسکو و ... از راه تبعیت و منفعت طلبی. چون مقدرات جهان (بخوان تقسیم زندگی) را - چه غلط یا چه صحیح - پادشاه سوازیلند و رییس جمهور بنین و حتی مان موهان سینک هندی و محمد مرسی مصری - خانۀ پرش را می گویم و مبالغه باز از جهت بازنمایی و برجسته سازی واقعیت است - و هیچ یک از چند ده کشور حاضر درتهران رقم نمی زنند. مقدرات جهان - تا فردای نامعلوم سقوط و افول غرب از دید احمدی نژاد و خامنه ای - را امریکا و اروپا و غرب سیاسی تعیین می کنند. لذا همۀ آن شرکت کنندگان هم یکصدا تکبیر بگویند و دنباله اش را با مرگ بر ضد ولایت فقیه؛ و همین که در پایتخت های خود پیاده شدند فراموش هم نکنند؛ بازهم واقعیت چنین است که: "قدرت برتر تصمیم روز دنیا را می گیرد". و آن قدرت برتر امریکا و غرب و کشورهای پیشرفته هستند. لزومی به تسلیم و نوکری نیست. کافی است یکی باشیم مثل همۀ رعناها: ژاپن، کرۀ جنوبی، ترکیه، برزیل و .... یا...هو

۱۱ نظر:

Ali گفت...

حالا ببین معاون سیاسی دبیر کل که به ایران آمده و درملاقات با رهبری بوده کیه؟
جفری فلتمن معاون سابق وزیر امور خارجه آمریکا
سفیر سابق آمریکا در لبنان
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=136182

http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=246602&st=530129

سیروس گفت...

درست است که ما همگی از خامنه ای متنفریم اما من مانده ام که چطور از این مردی که هزاران کیلو متر سفر کرده و رفته به خامنه ای گفته به اسراییل نگو بالای چشمت ابروست خوشم بیاید! اصلا هم به روی خودش نمیاورد که اسراییل دارد شب وروز تبلیغ حمله به و بمباران ایران را میکند. یکبار هم شده به آن طرف بگوید خفه؟ تازه کجای این بابای عمامه به سر حرفش غلط است اگر میگوید خاورمیانه را از سلاح اتمی عاری کنید؟ آن طرف بمب دارد حاضر و آماده و هرروز همه دارد ایران را تهدید میکند تا جایی که صدای مردم خودش هم در آمده اما دلقک ما و خیلی دیگر از رشنفکران و نویسندگان ما خودشان را به ندیدن و نشنیدن میزنند واز گل نازکتر به نخست وزیر دیوانه خونخوارش نمیگویند چرا؟نمیشود در کنار انتقاد از خامنه ای و احمدی نژاد و دم ودستگاهشان یکی هم به آنها گفت ؟همه چیز راباید سیاه یا سفید دید و همه کس را باید بد مطلق یا خوب مطلق دانست و با این پیش فرض تئوری ساخت و پرداخت و پی در پی از شکست و خواری خامنه ای نوشت که سرومر گنده سر جایش نشسته و به این و آن توپ وتشر میزندحتی به این ریزه میزه موذی نان به نرخ روز وبه نرخ اسراییل خور که شده رییس سازمان ملل. لطفا دلتان را خوش نکنید با برچسب حزب الهی یا بسیجی و دیگر برچسبها به من. من با هر کس کنار بیایم با کسی که ایرانم را تهدید به بمباران میکند و کسانی که با سکوت از او پشتیبانی میکنند کنار نمیایم گفته باشم!در ضمن گور بابای خامنه ای و آن عمامه هفت متری و آن تاریخ کشت و کشتار 1400ساله پشتش.

Dalghak.Irani گفت...

سلام سیروس جان.
فدای آن تنفس ایرانیت بشوم. درست می گویی. اما چه می شود کرد که واقعیت دنیا بر مدار برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی می گذرد و البته نه تنها حرف های خامنه ای که حرف های احمدی نژاد هم در رابطه با مناسبات غلط جهانی و معیارهای دوگانه درست است. اما بودور که واردور است و برنده آنانی هستند که ابتدا آسته می رند آسته می آند که گربه شاخ شان نزند مثل کرۀ جنوبی بعد که چپشان پر شد سامسونگ را می فرستند به جنگ اپل. تازه ما هیچکدام این ها را هم که نخواستیم. من فقط می خواهم که خامنه ای جوانان ما را ببخشد و اجازه بدهد یک تنفسی بکنند تا من و خیلی های دیگر برویم نعلین هایش را ببوسیم. درد دزدی زندگی بچه ها چنان زشت و کریه است که فرصت نمی دهد به همسایۀ رهزن بگوییم گه نخور! از احساس زیبایت لذت بردم و من در مورد تهدیدهای اسرائیل قبلاً نوشته ام و امکان حملۀ اسرائیل به ایران را صفر در صد هم کمتر می دانم. با این همه من بزبان فارسی به خامنه ای نمی توانم حالی کنم که کمی مهربان باشد با رعیت آنوقت با چه زبانی به نتانیاهو بگویم حرف های اینان را جدی نگیر در مورد غده سرطانی و محو شدن. یا...هو

راس الغول گفت...

نگران نباشید. فردا فلان نوچه دستگاه می گوید: "بان کی مون بعد از دیدار با آقا گفت:" من تا به حضور ایشان رسیدم چرچیل و روزولت و شارل دوگل را دیدم و معنوری او مرا به یاد بودا انداخت و دیگر نفهمیدم چه از دهانم در آمد." و گفت شاید بیاید به دست آقا مسلمان شود." مگر اینها این محاسبات حالیشان هست؟‌ تا بادمجان دور قابچینی در حد تیم ملی این آقایان هست، خامنه ای همیشه برنده بازی است تا روزی که دود آن به چشم همه ما برود.

سیروس گفت...

سلام دلقک عزیز ومرسی برای پاسخت. میدانم که نه خامنه ای و نه آن دیوانه زنجیری اسراییلی حرفهایت رانمیخوانند اما میدانی چیست اینها همه از خامنه ای و احمدی نژاد و نتانیاهووشارون مدفون وسارکوزی مغبون و قذافی و براون و بوش و رامنی و البته رضا پهلوی دستشان توی دست هم است و هوای همدیگررا دارند همه دعوایشان رقابت است در پر رویی و پر سخنی و بالاکشیدن مال مردم وشیره مالید سرشان. حرف من این است که یک طرف را خوب خوب وطرف دیگر را بد بد نبینیم. آن آقای بدترکیب ( خودمانیم از خامنه ای هم بد ترکیب تر نشان میدهد توی عکسها)موذی بانکیمون نام فرقی با احمدی نژاد ندادر به خدا و خامنه ای هم فرقی با نتانیاهو ندارد.در پاسخ راس الغول هم بگویم که من نگران باخت خامنه ای نیستم گفتم که به من بر چسب نزنید!

Dalghak.Irani گفت...

سلام مجدد به سیروس.
نه نه نه این قلاده برای سرمن گشاد است و من بدام نمی افتم. مثل عوام اسم ها را ردیف نکنیم و آخرش هم همه را سر و ته یک کرباس بخوانیم. اگر واقعاً قصد خیر داریم باید به جزییات بپردازیم و الا این حرف شما غر زدن مادر بزرگ ها را تداعی می کند. خامنه ای در یک نکته با هیچکدام از سیاسی های نامبرده اشتراک ندارد و آن دوربین انداختن به اتاق خواب مردم است. این مورد حتی در کشور استالین دیروز و کیم جونگ ایل امروز سابقه ندارد و فقط خامنه ای است که "دهانت را می بوید تا مگر گفته باشی دوستت دارم". لذا فارغ از سیاست ما معترض اجتماعی و بمحاق بردن آزادی زندگانی هستیم. آواره های اجتماعی ایران که بهترین فرزندان آن کشور هم هستند را شماره کن و با هرکشور و ملت و زشت و زیبایی در همۀ تاریخ بشریت مقایسه کن و بطور نسبی ببین که رژیم متروک و پیشاتاریخ خامنه ای شاگرد اول تاریخ جهان است. ما همین یک قلم را بیشتر نمی خواهیم: بگذارد مردم زندگی کنند و اینقدر این مردان و زنان هیز و پفیوز را مراقب و مواظب خلوت هایشان نگذارد. یا...هو

ناشناس گفت...

ترجیح می دهم شما را از طرفداران خامنه ای به شمار بیاورم...یا اگر مخالفید اصلا مخالف خوبی نیستید چرا که نوع مخالفتتان باعث می شود کسی که مطلب شما را می خواند حق را به خامنه ای بدهد. به شما بیشتر می خورد از دسته همان اپوزیسیون خود ساخته نظام باشید که همیشه مانع از هدایت پتانسیل مردم به سمت تغییرات اساسی شده اند.

آرسین گفت...

دوست عزیز سیروس،
این مطلبی که در مورد اسراییل گفتی درست است. اما چند نکته نیاز به یادآوری است.
اولا که من هم مثل شما قبول دارم که نه اسراییل بلکه قوم یهود علیرغم همه استعداد و توانایی -خصوصا مالی- که دارند بدلیل انحصار گرایی افراطی و خودبرتر بینی عجیب ناشی از مذهب، مورد غضب تمامی قومیت ها و افراد کشور ها هستند بالذاته. جزییات بسیار است که صرف نظر میکنم.
این مساله ربطی به ایران ندارد و شاید بتوانم بگویم که نسبت به سابقه و دیدگاه بدی که دیگران نسبت به ایشان دارند ایران و ایرانیان در طول تاریخ بهترین برخورد و صمیمی ترین رابطه را داشته اند.
حتی در زمان حال هم این ایرانیان هستند -شما بخوان حکومت به وکالت احمدی نژاد- که نفرت جهانی علیه صهیونیسم را تبدیل به همدردی جهانی کرده اند به نفع ایشان.
و همراه با دلقک من هم اعتقاد دارم که تمامی این برنامه و شعارهای حمله به ایران به همان اندازه محو اسراییل از دنیا عملی و ممکن است! پس جدی نگیرید.
ثانیا آنکه اگر از بحث کلی که ایران شیعی و اسراییل یهودی که دو مکمل درجهت بقا هستند خارج شویم. باز هم میتوان گفت که شعار " مرگ بر" و "محو شدن" برای بار اول از ایران صادر شده و همچنان به کیفیت و کمیت ادامه دارد. و در روابط علت و معلولی ابتدا این شعارها و سیاست ها وجود داشته و در پاسخ تهدید روزانه تهدید حمله به ایران شنیده می شود.
نیازی به گفتن قیاس مع الفارغ ژئوپولیتیکی دو کشور نیست. و البته استفاده ای که این کشور جهت استقرار جغرافیایی و مظلوم نمایی از حکومت ایران کرده و توپی که حاکمان دو کشور در جهت خفه کردن فضای داخلی و ماندن بر سر قدرت به همدیگر پاس میدهند.
در نهایت اینکه به عنوان یک ایرانی با دیدگاه منصفانه به اوضاع روز، حتی در صورت حمله -محال- اسراییل به ایران به ایشان حق میدهم. (تهدید روزانه کشوری کوچک، زندگی را برای شهروندان جهنم میکند. بطوری که باور عمومی اسراییلیان این است که روزی اسراییل به دست ایران نابود خواهد شد!) (دقیقااز جنس همان احساسی که شما را به این اندازه ناراحت کرده است منتهی از طرف یک طرف ضعیف با احتمال صفر!)البته این به این معنا نیست که به ایران علاقه ای ندارم ویا مجذوب دین فرا واپس مانده یهودم بلکه حتی بسیار خوشحال خواهم شد که اعتقاد یهودی مانند سایر ادیان افراطی از میان برود. حال با پیروان متعصب یا بدون آنها.

سیروس گفت...

به دلقک عزیز, به اندازه شما بخشنده نیستم که بد را به بد تر ببخشم بخصوص الان که جانم به لب رسیده و همه سران همه کشورها را از کنار رفته و کشته شده تا سرکار بوده و منتظر سر کار آمدن( رامنی ورضا پهلوی) در بدبختی ای که در ایران دچارش هستم مقصر میدانم.و البته خود ما مردم پر تحمل و مسموم شده با مکتب انتظار شیعه و نجات دهنده در راه امان.
به ناشناس : دید بسته شما به بیشتر از اپوزیسیون ساخته نظام و طرفدار جمهوری اسلامی نمیرسد بنابر این چیزی به شما نمیتوان گفت به همان خیال اپوزیسیون ساخته نظام دل خوش باشید. وبه آرسین :
بیشتر گفته های شما درست تنها حرف من این است که به آن طرف هم چیزی گفته شود که کشور ایران را به بمباران تهدید میکنند هرروز و خودشان خیلی خوب میدانند که ایران بمبی ندارد و نخواهد داشت چون که نمیگذارندودیگر اینکه آمریکا تمام ارتش خودش را دور و بر ایران چیده از جه میترسند؟ به باور من آنها نه تنها نمیترسند که این سیاستشان است و آرزویشان است که ایران را از هم بپاشند و زیر وزبر کنند که ابر قدرت اسراییل را درخاورمیانه به پا کنند و به آرزوی دیرینه پر کشت و کشتارشان جامه عمل بپوشانند که تا به حال اباما مانع شده فرداکه خدا نکرده رامنی به سر کار بیاید چیزی جلو دارشان نخواهد بود. و همه ناراحتی من این است که نفرت خامنه ای مارا کور کرده و بسیاری حقایق را نمیبینیم.

ناشناس گفت...

به سیروس عزیز؛
خوب است که همیشه کسی هست که از دلقک دفاع کند به جز خودش!
اگر دید من بسته است به خاطر آن است که تا به حال هر چه دیده ام از همین نوع بوده. شما یک خالصش را به من نشان بده تا من باور کنم کسی هست که از خندق های اطراف قلعه جمهوری اسلامی عبور کرده است به سوی آزادی! اما وطن پرست است و عاشق مردم خودش نه شیفته غرب و هدایتگر آنها به سوی بی هویتی.

سیروس گفت...

با اجازه دلقت برای ناشناس
عجب!یعنی میفرمایید همچکس به جز جمهوری اسلامی وطن پرست نیست؟ 74 میلیون ایرانی که نمیخواهند بمب اسراییل وحمله آمریکابر سرشان خراب شود اپوزیسیون چمهور اسلامی اند؟ من چطور به شما نشان بدهم که از خندق جمهوری عبور کرده ام؟ همین جا برایتان بنویسم باور میکنید یا نه؟ حتما که نه. فقط به تان بگویم که مانند میلیون مردم که به ظاهر سرشان را پایین انداخته اند و به زندگی خودشان مشغولند به کسی ,جریانی, گروهی ,دولتی , اعتماد ندارم که پشتش راه بیافتم و به به و چه چه کنم برایش و حتی کورسوی امیدی ببندم.ولی همه را میخوانم از ایرچ مصداقی گرفته تا اسماعیل نور اعلا و باقر زاده و البته دلقک .تنها دو دسته را توان خواندن ندارم سایتهای جمهور اسلامی و اصلاح طلبان ومجاهدین خلق (هر سه یک دسته اند )و سایتهای سلطنت طلبان.دلقک برایم جالب است به خاطر خوش گفتاری ومهربانی اش وتحلیل های تخیلی اش .اما گاهی شورش را در میاورد و من هم غر غر میزنم زیر لبی . و ایران برای من عزیز است نه به خاطر دولت احمق و جنایتکارش به خاطر اینکه زادگاه و پرورنده بسیار مردمان مهربان و خوب است با نام و بی نام. ایران گلی است که در شوره زار خاورمیانه هزاران سال بر پا بوده و خواهد بود نمیتوانم بپذیرم یک دولت تقلبی 60 70 ساله که حتی بودن قوم خودش را مدیون ایران و ایرانی است به آسمان ایران و خاک ایران اینگونه توهین و پرخاش کند و بد تر از آن نمیتوانم بپذیرم که یک ایرانی حق را به او دهد و درمقابلش هیچ نگوید حتی زمانی که نویسنده واقع بین خودشان اعتراض میکند به فکر حمله و تبلیغات دیوانه وارشان. به من نگوییدکه در مقابل خامنه ای باید از آنها پشتیبانی یا سکوت کرداین استدلال کسی است که مردن مردم برایش مهم نیست قاتل برایش مهم است استدلال کسی است که میگوید قاتل خوب و بهتر میکشد. دوهزار سال پیش کورش این طلسم را شکست , حال ما زنده اش کنیم؟به کمک بوش ونتانیاهووقاتلان دیگر؟پر حرفی کردم ببخشید ,اما یک نکته زیبا از آخر پرسشتان مانده که حیف است از کنارش بگذرم. برخلاف تصور شما من شیفته غرب هم هستم به خاطر بسیار چیزها و یکی از آخرینش همین دیسکاوری که به مریخ فرستاده اند و از زمین آنرا هدایت میکنند به خاطر همین کامپیوتری که مارا قادر ساخته با یکدیگر گفتگو کنیم و خودتان بقیه اش را بشمارید.و امیدوارم همه به آرزویمان برسیم بی جنگ و کشتار.