۱۳۸۹ خرداد ۲۵, سه‌شنبه

چرا سکوت!


1- نزدیک به 48 ساعت ازسخنان شفاف آقای احمدی نژادراجع به حجاب بانوان می گذرد وهنوز هیچ صدای یاریگری از شخصیت ها وتشکل های اصلاح طلب درنیامده است. چرا؟ اگرواقعاً بدنبال احیاء حکومت دینی واین باربه مرجعیت آیت الله صانعی وریاست میرحسین موسوی هستید؛ پس چرا مارا گذاشته اید سرکار وشعارهای خررنگ کن فراترازدموکراسی سرمی دهید. ویانه این سکوت بی وجهتان توجیه دیکتاتوربودن احمدی نژاداست! نه که بقیۀ حاکمان سی سال گذشته غیرازتحمل مدرنیته با تشبث پنهان به فتوای معروف "اکل میته"؛ وایضاً غیرازبلاتکلیفی وعدم امنیت روانی مداوم؛ دنیا وآخرت را بکام ما گواراکرده بودند! واقعاً خودمان را گرفته ایم یا دنبال راه حل هستیم برای ایران!

2- ازخشونت بیزارم بدلیل انسانی وبفرادلیل دلقکی. لیکن خشونت های اتفاق افتاده برعلیه مراجع سیاسی درقم واز هردوطرف را محکوم نمی کنم. تاروزی که مراجع خودخوانده، حکومت خوانده ویا دارای مقلدهم رسماً بیانیه بدهند که:
"شرع از طریق عرف غالب جوامع بشری درهمۀ تاریخ درمناسبات سیاسی وحکومتی داخل وجاری بوده است وبیش از آن نه نیازاست ونه مجاز. بویژه تشکیل حکومت "سیاسی -شرعی"فقیهان شیعه درزمان غیبت حرام قطعی است."

3- بنظر می رسد نزاع درحال نهایی شدن بر اصلی ترین مشکل(عدم کارآمدی شرع برای ادارۀ دنیای جدید) است.، وما باید دیگر این حبل المتین را ول نکنیم وهردم فشار را زیادتر کنیم. والبته یکی از بهترین ومؤثرترین ابزارها آزادی زنان باشروع "حق انتخاب پوشش عرفی" است.

4- بشدت عصبانی وسرخورده ام از عدم واکنش روشنفکران بوقایع جدید. یا...هو

پی نوشت اول 2 ساعت پس از انتشار پست:
بیانیۀ شماره 18 مهندس موسوی را باعصبانیت وسرسری خواندم. متأسفانه درطول طویل مانیفست جنبش سبزی که حالا رهبردارد بدون بدنه- برعکس تا22بهمن- یک واژه هم ازمشتقات محدود واژۀ جدید "مدرن" پیدا نکردم؛ والبته همۀ بیانیه مشحون بود از مشتقات بی نهایت واژۀ قدیمی " عدالت"! فاعتبرو یا اولی الالباب. یا...هو
سرفرصت مجدد می خوانم واگر نکتۀ مثبتی بنظرم رسید منعکس می کنم.


۷ نظر:

Helen گفت...

برام جالب بود از این زاویه نگاه کردن به واکنش های آقایون اصلاح طلب.
جداً چرا سکوت؟
بسوزه پدر سیاست.

ناشناس گفت...

دلقک جان همه روشنفکران به این بلوفها و دروغ های احمدی نژاد عادت کرده اند و اگر بخواهند به هر بلوف او جواب دهند دیگر روشنفکر نیستند.
محض اطلاع شما و دوستان دیگر باید عرض کنم که طرح حجاب و عفاف و یا امنیت اجتماعی یا مبارزه با بد حجابی یا هر اسمی دیگر که در طی دوران پنج سال حکومت یک تنه احمدی نژاد اجرا می گردد توسط نیروی انتظامی زیردست وزارت کشور آقای دکتر احمدی نژاد اجرا می شود و کیست که نداند که احمدی نژاد که کوچکترین مخالفت فکری با اطرافیانش را بر نمی تابد و فی الفور کوچکترین صدای مخالف را خفه کرده و شخص مزبور را حتی اگر محسن اژه ای وزیر اطلاعات باشد عزل می کند، از این اقدام وزارت کشور ناراضی باشد و دستور لغو آنرا ندهد؟ مگر بعد از این سخنان او خود فرماندهان نیرون انتظامی در هر بار نگفته اند که دستور مقابله با بد حجابان را خود احمدی نژاد داده؟این جناب دکتر هر چند وقت یکبار با این سخنان می خواهد توجه بخرد این هم تعدادی دیگر از این فرمایشات جهت شادی دل شما:
ایران آزاد ترین کشور دنیاست
ایران آزادترین کشور برای روزنامه نگاران است
مسئله ما موی دختران و لباس و آرایش موی پسران نیست
و...
گرامی، شما یکبار چنان احمدی نژاد را قدرتمند نشان می دهید که حتی رهبر و سپاه را مطیع خود ساخته و یکبار چنان بیچاره فرض می کنید که نیروی نظامی تحت امرش هم از او حرف شنوی ندارند نیازمند حمایت اصلاح طلبان و روشنفکران است؟ این همان چیزیست که احمدی نژاد دنبال آن است: "جلب توجه"

شیدا

Dalghak.Irani گفت...

به شیدا محترم.
1- احمدی نژاد چهره ای کاریزماتیک است که اگر عاشقش نباشی لاجرم ازش متنفری. وحرف من این است که یک وجه عمدۀ روشنفکربودن به صفروصدی نبودن وندیدن است.
2- درمناسبات سیاسی بین اشخاص واحزاب ودولت ها اصلی داریم بنام "حق تحفظ" که اجازه می دهد که کنشگر فکری وسیاسی ضمن حفظ عقیده ورأی خاص خود بخش مورد توافق جمعی مناسبات ومعاهدات را تأیید کند.
3- من حرف هایم درمورد توانایی های تیم احمدی نژاد درمنقاد کردن بازیگران صحنۀ سیاسی ایران را متناقض نمی بیتم. چرا که تمرکز نسبی تصمیم گیری دردستان اجمدی نژاد هنوز نمی تواند نافی هرج ومرج همۀ سی سال گذشتۀ جمهوری اسلامی درحوزۀ تصمیم گیری باشد. لذا هنوز هم نیروی انتظامی با قدرت تفویض شده به وزارت کشور ولی تحت فشار چندجانبۀ روحانیان حوزه ، خودرهبر، سلیقه های شخصی فرماندهان و...می تواند حتی درقدرت مثال زدنی تمرکزگرای احمدی نژاد بی انظباط عمل کند.
4 ومجدداً می گویم که روشن فکران باید حرف احمدی نژاد را تأیید می کردند واین ربط مستقیمی می توانست نداشته باشد به تأیید خوداحمدی نژاد.
با اینکه رأی من بتقریب بالای نود درصد مخالف سیاستمداری احمدی نژاد است ولی اورا سیاستمدار می دانم واز اودرمقابل هجوم روحانیان شریعتمدار وسیاسی صد درهزار دفاع می کنم.
5- این البته به زاویه دید هرکدام ازما نسبت به "معضل اصلی کشوذ" هم برمی گردد. که از نظر من مشکل مادر ِکشورما ورود مستقیم شریعت ناکارآمد به حوزۀ سیاست است.
6- از فرمایشات شما استفاده می کنم به دوجهت: اول اینکه بفهم من از حوزۀ اندیشگی جامعه ام یاری می رساند. ودو دیگر اینکه می توانم به بهانۀ حرف شما وبا دیالوگی ناقص، بشکل گرفتن توقع بیشتر جامعه مان از الیت های فکری خویش یاری برسانیم یا...هو

ناشناس گفت...

ارجمند،
این " چرا سکوت" چنان هیجان زدهام کرد که طاقت نیاوردم و ناچار شدم به شکستن قولم فقط برای اینکه بیایم بگویم آفرین
البته به خاطر فرو نشاندن هیجان خودم، چون همین دیروز داشتم فکر میکردم که چرا نباید چند تن از بالغین جنبش سبزی که حالاشکست خورده ویا باخته یا نباخته!
میبینیم که شرایط دارد خطیر میشود، چرا برای رسیدن به چیزی که از مسیر صلح قابل وصول است از میدانگاه جنگ عبور کنیم.
عراق را نمیبینیم؟ عمق فاجعه را؟
که بلاد خاور میانه یا باید زیر دیکتاتوری دست نشانده باشند و یا هر سی سال مدل حکومتی جدیدی را تجربه کنند! البته نه به وسیله ی تغییر بلکه به برکت یک انقلاب ،براندازی ، کودتا و یا حتا دخالت خارجی.
البته ایشان در نیل به این هدف کمال تشکر را از روشن فکران ما خواهند داشت،
اصلا روشنفکر کجایش را روشن میبیند که که همه را زیر پرچم دکترین خود میخاند!
امروز سبز باید نشان دهد که از فرم قبلی عبور کرده و دارد بالغ میشود.
بالغ البته در جوانترها بهتر رشد میکند و راحت تر جای میافتد، که البته مثل های آن را خودتان دارید.
سبز بالغ هم باید روی سخن به سوی اوباما گردانده و بگوید که من بالغم و بی نیاز، پس دست آویزم نفرما، که وقتی لازم باشد همه سبز ایرانیم
و دوباره نفس بکشد و سبز بماند.
برزو

ناشناس گفت...

سلام دلقک عزیز-حمید هستم از قم.
مدتهاست کامنت نگذاشتم.چون دنبال منبعی دیگر برای شرح بیشتر حرفهای شما بودم.شما آنقدر فشرده می گویید که درکش برای من راحت نیست.در گوشه ای از وبلاگهای http://saeed-saman.blogspot.com/ و http://nahidroxan.blogspot.com/ مطلبی مشابه شما یافتم به این مضمون که"اگر کسی در این نظام بخواد اصلاحات کنه فقط احمدی نژاده"و...
هرچند برخلاف شما مبسوط می نویسند ولی باز به اندازه شما درکش سخت است
ببین عزیز من ساده بگویم:
فرض که شما پدر من باشید و دکتر یعنی هم دلسوز هم متخصص و من هم بیمار اما درمان هم رسم و رسومی داره.نمیشه به بهانه دلسوز و متخصص بودن خود و بیمار بودن من درمان را با توهین همراه کنید!من مردن را ترجیح میدهم!
حالا شما هی از یک کلمه این بابا یک کتاب حرف بکشید!خوب مگه لال است؟مثل آدم حرف بزنه کمی روشنتر. نمیفهمه که آنوقت همه این انرژی جنبش به نفع اون میشه؟من هم خوشحالم از کتک خوردن علما. بله خوشحالم!اما یادم نرفته که خمینی ازاین هم صریحتر و رویایی ترو روشنتر وعده داد!خوب آخرش چی شد؟
تازه برفرض که عمل بکنه مگه چهره نازنین ندا و ترانه و سهراب و ...وصحنه های فیلمهای youtube و صدای ضجه دختری که به او تجاوز میشود و
"http://www.greencorrespondents.com/2010/06/blog-post_5446.html
ساختمان‌هایی مخصوص شکنجه در داخل زندان تعبیه کرده بودند. زیرزمینی در آنجا بود که وضع تهویه‌اش بسیار بد بود. به دلیل باز بودن زخم‌های شکنجه‌ی زندانیان بیماری شیوع پیدا کرده بود. آن جا که بودم دختر جوان یک شهید (که ترجیح می‌دهم نامش را نگویم) به پایم افتاد تا از آن مرد به نام یاسین که شکنجه‌گر اوین بود بخواهم که شکنجه را بس کند. اوضاع در ایران خیلی بد است. ادعایشان این است که حکومتی مذهبی هستند ولی من به شما می‌گویم که خدا در ایران نیست. {گزارشگر از قول سردار پاسدار ترکمان می‌گوید که به آن دختر تجاوز شده بود. وی می‌گوید که همین صحنه‌ها بود که وی را متقاعد کرد که ایران را ترک کند.}"و .....
می گذارد بعد ما در آن ایران آزاد –شادی کنیم؟و تو دلقکی کنی؟
نه عزیز! شادی و زندگی و دلقکی و ...نیاز به فلسفه روشن دارد نه تا این حد مارمولک بازی و حماقت و لقمه را دور سر پیچاندن.
من که میگم موضوع ساده تر از این حرفهاست:
"شما تا حالا خورده اید حالا نوبت ماست!" والسلام
ابزارش هم سواستفاده از حساسیتهای جوانان و دلزده گی مردم از روحانیت است که البته نحوه این سواستفاده هم نوبر است و در تاریخ بی مانند!
نه این که فکر کنی اینها دچار یک رفرم فکری مثبت در یکسره کردن نحوه حکومت کردن رسیدن! خیر! شاید رفرم منفی بکنند ولی مثبت نه!
جایی گفتی که:
" دوستان نوستالوژی کورش را سر جایش بگذارید ترا خدا حملۀ اعراب را قرقره نکنید برای ما. نگویید اسلام ما دین شمشیر وعبوسی وماندن در جهالت است. چرا نمی فهمید ما مسلمانم. از پشت شیشۀ تار نوشیدنی هایتان به ما دستور برو خیابان برو زندان برو به درک! صادر نکنید. ما هم دلمان برای رنگها تنگ می شود. اگر دارید در بساط فهم تان که کمی؛ آری فقط کمی رنگ به پیراهن دختران ما بپاشید!این راه را پیدا کنید"
این خط و این نشان-ما و شما زنده-اگر به این جا نرسیدید که:
1- چرا نمی فهمید هویت ما همان نوستالوژی کورش است.
2- شروع دوری از شادی و زندگی و دلقکی در ما از همان حملۀ اعراب است.
3- پذیرش آن سخت است ولی بخدا" اسلام ما دین شمشیر وعبوسی وماندن در جهالت است" هرچه جز این بوده ازهویت ایرانیت بوده دلقک عزیز.
4- میخواهیم کمی رنگ به پیراهن دختران بپاشیم ولی کی دستهایمان را گرفته؟پدر معنوی محمود خان :مصباح. نظرت راجع به ایشان چیست؟
5- ....
همانطور که تاجزاده رسید البته در حد خودش ....
اما اساسا حرفت را قبول دارم.این به اصطلاح اصلاح طلبها باید این جا یکصدا حمایت می کردن .اثرش بسیار جالب بود و مفید.دنیا را چه دیدی شاید سال دیگه رفتیم برای احمدی نژاد تظاهرات!
سه پیشنهاد به دلقک عزیز:
1-وبلاگ زیاده و ایده های تو جالب.بهتراست عضو بالاترین شوی تا افراد بیشتری با اندیشه شما آشنا شوند.یک جا گله کرده بودی که اگر میدانستم حاصل یک وبلاگ این تعدادکم کامنت نویس و نظریه پردازه...بابا چه توقع ها داری؟ملت از کجا تو این کاهدونی بزرگ "نت" سوزن طلای دلقک ما را پیدا کنند؟همه که مثل ما خوش شانس نیستند!
2-نکته دیگر این که ایده هایت را بیشتر بسط و شرح بده.یعنی پست ها طولانیتر باشد.
3-ونکته مهم آخر این که شمه ای از مسایل نظری و فکری را از دید خودت در پست های مستقل یا در ضمن بررسی مسایل جاری کشور بیان کن.یک نمونه اش همان اشاراتت بود که مشکل ایران سیاسی نیست بلکه فلسفی است.خیلی حال کردم.آخه نظر من هم همینه
میبخشی طولانی شد.

Dalghak.Irani گفت...

آقاحمید گل دوستت دارم.
خوشحالم که هنوز به وبلاگم سرمی زنی. آمدم که یک پست جدید بنویسم دربارۀ بیانیه های موسوی وتاجزاده؛ مختصر؛ که دیدم شما پشت درهستی وچقدرذوق کردم. خیلی زیاد حرف می توانم داشته باشم باتو ولی بگذار تاچندروز دیگر که همین جا برایت مهم هایش را بنویسم. فعلاً بروم ببینم اعترافات تاجزاده را چکارمی توان کرد. مرسی یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

درضمن حمید جان
آدرس هایی را که داده بودی دیدم ولی هیچ کدام را نپسندیدم چون که زبان هتاک وعصبی داشتند وپیرو تئوری توطئه بودند واصولاً با من اختلاف فاز داشتند بسیار اساسی. من خیلی چیز نمی دانم ومسایل راهم نه خیلی پیچیده می دانم ونه می خواهم. من حسم را ترجمه می کنم به کلمه وحاضر به کمترین بی احترامی به کسی نیستم. البته درشت گویی به روشنفکران را از اوجب واجبات می دانم. چون آنان مسئول هدایت فکری جامعه هستند ونباید سهل انگاری کنند. یا...هو