ه‍.ش. ۱۳۹۱ تیر ۱۵, پنجشنبه

چاه های پیر نفت ما و خرفتی خامنه ای در بموقع نوشیدن جام زهر!

undefined

Wanderer above the Sea of Fog





1- دوستی از سنم پرسیده بود چند روز پیش و اشتباه کرده بود که من گفته ام در ارتش شاه تیمسار بودم. ولی با این همه هم او و هم بسیاری هم قبلاً قلم مرا جوان تر از سنم که سهل است بلکه جوان - برخی هم بدرست کودک - ارزیابی کرده اند و می کنند گاهی حتی با تعجب. اینرا گفتم که بگویم سنم را در پست قبلی نوشتم و پیری ام را هم در این نوشته اثبات می کنم: یکی از مهمترین فرق های پیر و جوان در سرعت اولیۀ آنان است در واحد زمان. مثل فرق اتومبیل اسپورت یا مسابقه ای با سواری های معمولی. پیران اگر از سرعت اولیه بیفتند بهر دلیل بسیار سخت و با جان کندن است که ممکن است به آن سرعت از سرعت افتادۀ قبلی برسند یا نرسند که اغلب نمی رسند و از صحنۀ رانندگی و نویسندگی و زندگی حذف می شوند. حالا حکایت ماست - با درود به زنده یاد عمران صلاحی - آن چند روز اسباب کشی و هرچی که باعث توقف خواسته یا ناخواسته ام شد گویی بنزینم را هم ته کشانده که هر چه گاز می دهم سیرک و وبلاگ از جایش تکان نمی خورد که نمی خورد تا چه رسد که به سرعت هنگام توقف - بوی لاستیک هایم هنوز هم شنیده می شود - برسد.


2- آن واقعیت تمثیلی را از این جهت هم نوشتم که نگرانی ام از فردای زهر نوشی خامنه ای را برملا کنم. درست است که امروز از سر ناچاری هم سید محمد خاتمی را پیامبر خندان و صالح خطاب می کنیم و هم هاشمی رفسنجانی هزار ترفند را تحبیب می کنیم و هم آیت الله خمینی آخوند را از صافی بخشودگی مان رد می کنیم و زهر نوشی دیرهنگامش را الگو برای خامنه ای خبیث معرفی می کنیم. اما یادمان نرفته است که خمینی جام زهرش را شش سال با تأخیر نوشید که این شش سال 61-67 می توانست جنگ نباشد و بطور قطع سرنوشت ما هم به این نکبتی که الان هستیم نباشد در دستان خونریز خامنه ای. اما کار از آنجایی خراب است که دین پیر است و تأخر ذاتی دارد در درک زمان و مکان. مبلّغ دین هم آخوند پیر است (میانگین 70 تا 100 سال) و تأخر هم سنی دارد و هم دینی در فهم هر کاری از جمله زهرنوشی - البته بغیر از هماغوشی فقط - و تا بیاید خوش را جمع کند هر زهرماری را هم بنوشد فرصت ها سوخته و خسارت ها از حد تحمل گذشته است.

3- و ترسی که گفتم به این برمی گردد که تحریم نفت ایران و از دست رفتن بازارها با تحریم آغاز می شود ولی با رفع تحریم برنخواهد گشت. زیرا که از دست دادن بازار که قطعاً با جایگزین شدن رقبا همراه است و خواهد بود خودش حکایتی از جنس منطق اقتصادی دارد و به سادگی ممکن نیست. حتی اگر غرب هم آغوش بگشاید که نفت ما را دوباره بخرد. اما مشکل ما فقط از "چگونه بازگرداندن" بازارهای از دست رفته نیست در فردای خامنه ای نکبت. بلکه مشکل اصلی و بزرگتر ما به همان تمثیل پیری بالا برمی گردد که گفتم. صنعت نفت ما پیر است و چون در سی سال گذشته عموماً و در 15 سال اخیر بویژه مورد بهینه سازی بهره برداری واقع نشده است؛ تعطیل شدن موقت هر چاهش بسیار شبیه تعطیلی موقت وبلاگ نویسنده ای پیر چون من است که شروع به بازدهی مجددش اگر امر محال نباشد به این سادگی ها هم نیست. یا...هو

بعد از تحریر: خواستم ادای دین بکنم و تشکر از همۀ مهربانی های این چند وقت و بگویم که تا حسم کامل برنگردد به همین نا منظمی و گاهی هم بی هیجانی و کهنگی مطالب مدارا کنید تا انشاءالله هم حال من بهتر شود و هم حال خامنه ای خراب تر و سیرک را رونقی شایسته بدهیم تا تعطیلی در غربت و ملاقات در وطن!

۱ نظر:

برزو گفت...

به نکته خوب و درستی اشاره کردید, ازدست رفتن بازار نفت برای مدتی طولانی , تابه حال کسی بدان اشاره ای نکرده بود. چه بر سر مردم خواهد آمد؟ خیلی نگرانم اپوزیسون هم که انگار به خواب رفته اند و سلطنت طلبان و رضا پهلوی هم با دمشان گردو میشکنند وبسیار خوشحالند از بدبختی مردم. حیف شما نیست که از این آقا دفاع میکنید ؟اصلا آن مصاحبه را خواندید؟ گاندی و ماندلا شدنشان را دیدید؟ انگاری احمدی نژاد کراواتی و خوش پوشی است والا.