۱۳۹۰ اردیبهشت ۳, شنبه

به یاد واحترام وبا اجازۀ مهدی کروبی نازنین: نیشتری به یک دمل چرکین!

The Gross Clinic



 طبق قولی که تکرارکرده ام وبه بهانۀ بازنشر "پست بلی اتفاق جدیدی افتاده است درپست قبلی باعنوان "خالی نبودن عریضه و..." که درآنجا هم گفتن ازعلت کمی آرای کروبی درانتخابات 88 دریک مقالۀ مستقل یادکرده ام ونهایتاً به بهانۀ کامنت آقای امید که ازچرایی آرای مهدی کروبی بعنوان مستند تقلب استمداد کرده است؛ والبته بخاطراینکه جنبش سبزدرحال حاضرموضوعیت ندارد وصحنه ازبیخ وبن عوض شده است؛ این نوشته را اختصاص می دهم به داستان شکست شیخ شجاع اصلاحات؛ تا هم یادی کرده باشم ازایشان وهم ارادتم را تجدید کرده باشم به صداقت ویکرنگی اش وهم برخی نکات نه جندان پنهان آن روزهارا یادآوری بکنم.


1- کروبی وقتی درشهریور87 نامزدی خودش برای ریاست جمهوری را اعلان کرد و با صراحت یک سیاستمدارمدرن ولیبرال اعلام کرد که برای رییس جمهورشدن نامزد شده است ونه برای ادای تکلیف ودرراه خدا وازاین طرحات معمول وبدیهی در جمهوری اسلامی هنوزهیچ تنابنده ای ازجناح اصلاح طلب اعلام موضع نکرده بود.


2- وقتی سید محمد خاتمی با کلی یالواریاخار (خواهش وتمنا وناز وقمیش وبروجلوبیا عقب) بالاخره دربهمن ماه حاضربه کاندیداتوری اصلاح طلبان شد؛ معلوم بود که مثل دورۀ اصلاحات وماجرای آخرش مصطفی معین اصلاح طلبان می خواهند ازروی جسد کروبی عبورکنند برای پیروزی. خاتمی چه دانسته وچه ازروی حسن نیت اولین میخ را به تابوت نامزدی کروبی کوبید. با این دلیل بی دلیل که کروبی حریف احمدی نژاد نیست درحالی که اشتباه برآوردشان حداقل یک بار ودرجریان انتخابات 84 پاسخ منفی گرفته بود درآرای کمتر معین درمقابل کروبی.


3- هنگامی که شعبده بازی اصلاح طلبان به نامزدی مهندس موسوی صعود کرد و محمد خاتمی درست وازخدا خواسته ازدام گریخت؛ بنظرمی رسید که می توان در شرایط برابر وبا اخلاق مبارزۀ سیاسی؛ نفر برتررا ارتقاء داد. زیرا که مهندس موسوی با ستادی کوچک وافرادی مثل خودش غیرسیاسی وکم نام ونشان وبدون هو وجنجال وارد عرصۀ رقابت شده بود.


4- تا اینکه بالاخره رایزنی ها به نتیجه رسید واحزاب مجاهدین ومشارکت که فرقی هم با هم ندارند مصمم شدند که بدلیل احتمال رأی آوری -ودیگرهیچ- مهندس موسوی ازاو حمایت کنند. ورود این باند حزبی قدرت طلب به صحنه وبودن دست کاریزمای روحانی خوش تیپ درپشت همه مناسبات را عوض کرد. آنان درکمترین مدت ستاد غیرسیاسی مهندس موسوی را بمحاصرۀ خود دراوردند وخودشان درمقام سیاست گذار وگردانندۀ اصلی تبلیغات وبرنامه ریزی مهندس موسوی جای گرفتند.


5- ازاینجا بود که چماق سبز متولد شد ومهدی کروبی درهرجایی که می خواست تبلیغات ومیتینگ بگذارد بویژه دردانشگاه ها با حملۀ سبز های به هیجان آمده وتحت هدایت دوحزب پیش گقته مواجه شد. ازآنجائیکه جامعۀ هدف مهدی کروبی دانشگاهیان مدرن انتخاب شده بودند وبرای طبقات محروم بستۀ تسهیم پول نفت پیش بینی شده بود. که همان را هم دانشجویان باید تبلیغ می کردند وبه همۀ اقشارسرایت می دادند -احمدی نژاد درحال اجرای آن است ودرست می گوید که پایه ای گذاشته که تا صدسال دیگر هم دولت مردی جرأت حذفش را نخواهد داشت ویکی ازدلایل احمدی ستیزی جدید هم همین موضوع است والیگارشی می خواهد تا وقت باقی است این طرح را بشکست بکشاند وپول به مردم ندهد تا عادت شود ودیگرنتواند درمان کند- لذا این حملات سازمان یافته دردانشگاه ها بسیارگران تمام شد. چه دانشجویان لیبرال و پیش روی مثل دفترتحکیم وادوار تحکیم که هستۀ اصلی تبلیغات کروبی بعهده شان بود با جوبسیارسنگین چماق های سبز عملاً نتوانستند محیط گفتگوهای مدرن واقناعی راه بیندازند.


6- درهمۀ این مدت هم مرتب القاء می شد که درهم استراتژی وهم تاکتیک "فقط نه به احمدی نژاد ودیگرهیچ" کروبی باید به نفع کاندیدای رأی آور(مهندس موسوی) کناربرود ومرتب چه بصورت رسمی وچه بصورت شایعه این تاکتیک محیلانۀ  خود را در بین جوانان به هیجان آمده ازرنگ سبزرسوخ ونفوذ می دادند.

7- کمپین کروبی چون هستۀ تفکربسیارقوی داشت وبرنامه محوربود توانست تا اندازه ای این حملات دامنه دارودشمنانه ودیگرهیچ را خنثی کند وراه خودش را بازکند تا جائیکه فیلسوفی به سخت گیری وپروپیمانی سیدجواد طباطبایی هم ازمهدی کروبی حمایت کرد. اما هرچه به روزهای آخرتبلیغات انتخاباتی نزدیک شدیم ستاد کروبی و خود کروبی بدلیل تجهیزات وسازماندهی ومنابع مالی بسیارضعیف ترازدورقیب به سراشیب افتادند.


8- درست است که هستۀ فکری کمپین کروبی با مشارکت کرباسچی وعبدی ونجفی بسیارقوی بود ولی درشاخه های بعداً پیوسته مثل زید آبادی وسحرخیزو... عدۀ لازم را نداشت. گفتم که ازتحکیم وحدت هم با چماق کشی فرصت گرفته شده بود. واگربه همۀ این ها اضافه کنیم نفوذ یا ورود محمدعلی ابطحی کارنابلد ولاف زن بعنوان رییس ارتباطات وتبلیغات کروبی را -من درهمان موقع به مهندس عبدی کامنت دادم وگفتم که ابطحی مال این حرف ها نیست وسند دادم ازدورۀ خاتمی-که مهدی کروبی درروزهای پایانی وحساس تبلیغات کم بیاورد وازنفس بیفتد. توپخانۀ تبلیغاتی مهندس موسوی هم البته بدون موافقت اومرتب درحال شلیک انتخابات دوقطبی بین موسوی واحمدی نژاد بود.  کروبی که برای تبلیغات خودش هم انرژی کم داشت دیگرنایی نگذاشته بودند برای تکذیب این تبلیغات منفی که سمج ولجوج القاء می شد وشایعه می شد که کروبی انصراف داد و...


9- البته کروبی خودش هم خوب تقسیم انرژی نکرده بود لذا هم درمناظره های تلویزیونی خیلی قبراق نبود وهم ازسوی ستادش درمورد بزرگترین نقطه ضعف او راجع به پول گرفتن ازشهرام جزایری پاسخ قانع کننده ومدرن تمهید نشده بود. چه او باید ضمن گفتن وجه روحانیتی این پول گرفتن های معمول درانتها می گفت که از جنبۀ سیاسی کاردرستی نکرده است وعذرخواهی می کرد.


10- لذا وقتی رسیدیم به روز22 خرداد 88 کروبی چندین بارتوسط رفقا شهید شده بود وحتی بسیاری ازهوادارنش هم یا به شایعۀ قوی انصراف اواعتقاد پیدا کرده بودند ویا به تبلیغات دوقطبی موسوی واحمدی نژاد متقاعد شده بودند. لذا کروبی درروز رأی گیری جزو سبدانتخاباتی تاکتیک رفقا "یا به مهندس موسوی رأی بده یا انتخابت [خارج ازالیگارشی] احمدی نژاد پلید خواهد بود!" اینکه بعداً لطیفه ساختند که حتی کرباسچی بعنوان معاون اول کروبی به مهندس موسوی رأی داده؛ ناشی ازهمین طنز تلخی بود که جریان داشت. وپربی ربط هم نبود این جوک شریعتمداری! یا...هو
...........................
شنبه ساعت 21:30 لندن:
بخشی ازپایان مقاله ام را شریعتمداری درکیهان کارکرده. بغیرازحذف جملۀ کلیدی آخرمقاله هم به متن وفاداربوده وهم نام دلقک را آورده. ضمن تشکرازایشان بخاطرتوجه دادن خوانندگانش به نام خودم که باعث افزایش خوانندگان  "کیهان خوان"م می شود. انتظاردارم که ازوبلاگم بیشترنقل قول کند. والبته رفرنس را فراموش نکند که این حداقل وفاداری به اصول حرفه ای روزنامه نگاری است. یا...هو

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲, جمعه

بشارت باد به تنها سبزابدی وسبز (زندگی ایرانیان) که مرگ درحال فرارازصحنه است!



1- الیگارشی روحانی مثل موش توی تله افتاده ومستأصل وخود باخته دست بکارهایی می زند که دم خروس روبه اضمحلالش را بپوشاند ولی بقول خودشان ومکروومکرالله می شود وبوم رنگ های رها کرده ازسرنادانی برمی گردد به سمت خس خس های سینه های پیروفرسوده ای که جز زشتی ومرگ برای یک ملت آرزویی نمی توانند داشته باشد.


2- امروزجمعه یکی ازمعدود جمعه هایی درجمهوری اسلامی بوده است که ستاد سیاسی مسلط به همۀ نمازجمعه های سراسر کشورنتوانسته هیچگونه دستورالعمل مشخص وموضوع سیاسی داخلی وخارجی را برای بزرگ نمایی آخوند های جمعه وجماعات صادرکند. لذا همۀ نمازهای جمعه با موعظه های آخوند دوتومانی قدیم بسراغ حطبه های سیاسی نمازجمعه رفته اند. وهمه را بوحدت کلمه فراخوانده اند. حتی آخوند متحجروخطرناکی مثل علم الهدی درمشهد با درماندگی خطاب به شیعیان بحرین گفته است که امروزبخاطر مصالح اسلام دستمان ازکمک به مسلمانان بسته است. درحالیکه همۀ موجودیت خودشان رابا مصالح اسلام حقنه کرده اند حالا دیگر خودمصالح اسلام را هم با مصالح اسلام نفی می کنند. واین لذتی بیش ازظرفیت خرسندی که درانتظارش هستید تولید می کند اگرکمی به عقبۀ تولید چنین استیصال مبارکی دقیق بشود.


3- مشحصۀ دوم نمازهای جمعۀ امروزاین بوده است که درهمه جا ازامام جمعه های غیرسیاسی وبی خاصیت استفاده کرده اند تا فقط به نبودن دستوالعمل ابلاغی اعتماد نکنند ودراین وسط دیوانه ای خودسرحرفی بزند که سقوط شان را تسریع کند. ازجملۀ این تعویض امام جمعه ها درقم -بعد ومساوی با نمازجمعۀ تهران است قم- اتفاق افتاده است. وبجای سوگلی جدید آیت الله خامنه ای یعنی آخوند سعیدی؛ آیت الله حسینی بوشهری نمازجمعۀ قم را اجرا کرده است. قبلاً گفته ام وفقط اشاره می کنم که این سعیدی جزودرپیت ترین روحانیان موجود درقم است که حتی جزو رده های تا بیستم هم قرارنمی گیرد ورهبر ایشان را فقط بعنوان گماشته اش هم به امامت جمعه -بجای مراجعی مثل مشکینی درگذشته وجوادی آملی وامینی دریکی دوسال پیش- منصوب و بلافاصله تولیت آستان حضرت معصومه را هم که مرکزمهم اقتصاد قم است به او سپرد. سعیدی درهفتۀ گذشته پس ازاینکه مجبورشد برای پس گرفتن مشارکتش در تولید فیلم "ظهورنزدیک است" مجبور ازساخت فیلم دوباره ای شد درجهت "یاعلی" گفتن آیت الله درمیان خون های زایمان مادرش؛ تا همزمان بتواند سیدخراسانی را به خود امام زمان ارتقاء دهد وهم ازدست شعیب ابن صالح خلاص شوند. اما حماقتش چنان دامنگیرنظام شد ومخالفان را خوشحال کرد که مجبورشد این بار بیاید و"علی جان" گفتن اربابش را تکذیب کرد. وفعلاً ممنوع المنبرشود!


4- اما آن چه باعث شد مطلبی را که برای این پست داشتم می نوشتم متوقف کنم برای آینده واین گزارش گونه را جایگزینش کنم؛ هیچ کدام ازمواردی که گفتم نبود. چون شاهکارمثل همیشه درتهران اتفاق افتاده بود. نمازجمعۀ تهران که به امامت امامی کاشانی بی کمترین خاصیتی سپرده شده بود دومأموم ویژه داشت: "آیت الله جنتی و آیت الله سیداحمد خاتمی". این که دوتا روحانی فاشیست ومغروروخودشیفته وتندرو وهتاک برای اولین باردرتاریخ جمهوری اسلامی بیایند وبخاک بیفتند درمقابل امامت روحانی بی خاصیت سی ودوسال عمرجمهوری اسلامی؛ خبری فراتر  از خبراست. و آن بشارت استیصال الیگارشی دراینجاست که دم خروس اصلی اش را بروزداده است. لحظه ای توقف کنید ودوباره راجع به شرکت دوامام جمعۀ تهران درنمازیک رقیب غیرسیاسی خود را با تمام خوشحالی که درکمین ماست بنوشید و کیف کنید. قبلاً هم گفته ام که برای روحانیان دنیا خواه ومتکبرارشد مجتهد شیعه -درطول تاریخ شان از زمان صفویه تاکنون- خفتی بیشتروبزرگترازاین نبوده ونیست که مجبورباشند در مجلسی شرکت کنند که کسی مساوی یا پائین ترازخودشان صحنه گردان باشد. البته این تکبرخداوندگاری حتی درطلبه های مقدمات که برای تبلیغ به دهات اعزام می شدند هم همیشه برجسته بوده است وما اززمان شاه می دانیم که دوسلطان براقلیمی بگنجند ولی دوروحانی بردنیایی نخسبند. این پیروزی بزرگ را بخودمان تبریک می گویم ومجدداً بشارت می دهم که مطمئن باشید که "این توبمیری ازآن توبمیری ها سی ساله نیست. بلکه مرگی نزدیک وواقعی است."


5- با این گزاره تمام کنم که آیت الله خامنه ای فردا به استان فارس خواهد رفت و منتظر عجزولابه هایش باشید که برای تان گزارش خواهم کرد. آیت الله خامنه ای که با حماقت خویش، همۀ روحانیت را بسراشیبی سقوط رسانده است؛ دستورخشن و اکیدی گرفته است ازسوی الیگارشی که لخت شود وخودش واردگودی شود که بوی گندش برای روحانیان وبوی بهارش برای ملت ایران را تدارک دیده است. واین سفر وتمهیداتی که برای استقبال ازولی امرمسلمین تدارک دیده شده است چقدرمرا یاد چنین تمهیداتی ازسوی کارگزاران شاه سابق ایران می اندازد که درماه های آخرمرگ سیاسی خویش مثل جنازه های متحرک درپادگان ها وپایگاه های ارتش می گرداندند تا تشویق وهلهلۀ سربازان وخانواده های نظامیان را بعنوان سند قدرت شاه به ملت نشان بدهند. بیچاره شاه باآن کارگزاران کوچک مغزش، وبدبخت آیت الله با این گرته برداری عاجزانه اش. یا...هو

برای خالی نبودن عریضه: این تیترموقتی است.

Not to be Reproduced


دارم مطلب جدیدی می نویسم. ولی چون کمی تأخیرکرده ام؛ به احترام شما این پست را مجدداً می گذارم که هم پاسخی داده باشم به سبزهای عصبانی وازاصالت اندیشه ام دفاع کرده باشم. وهم دیدم که فرهاد جعفری نازنین بخشی ازمطالب وبلاگم را با عنوان "سبزسابق" -وگویا پشیمان- مستند کرده برای نوشتۀ خودش -البته بدون نام وآدرس وبلاگ-. بنابراین هم سبزهای تیر متوجه باشند که من فقط چند ماه وبعدازبیانیۀ 17 مشروط سبزشدم ودر22 بهمن سال 88 با اعلان پایان سبزتمام کردم. در25 بهمن امسال هم ازجنبش دیگری غیرازدنبالۀ سبزاستقبال کردم. لذا انحراف من ازآرمان سبزوعدم باوربه نتیجه رسیدن چنین حرکتی قدیم است ونه حادث. منتها من همیشه به تصمیم هموطنانم مقیدم ونمی خواهم نعل وارونه بزنم. اینک دیگرماندن درسبزی هیچ وهیچ وهیچ توجیهی ندارد. یا...هو


یعد از انتخابات سال 88 من هم جزو آنانی بودم که تا یک هفته مطلقاً کپ کرده بودم دربرابر نتایج حاصله اولاً؛ ومهمتر! اتفاقات پی آمدش ثانیاً. تا اینکه درروز 18 ژوئن مطلب زیر را نوشتم. هفته ها رغبت انتشارش را نداشتم وماه ها نیزرسانۀ انتشاررا. اینک درایام فترت پیش آمده برای "همه درانتظار" می خواهم قضاوت ده ماه پیش خودم را بدون هیچ گونه ویراستی به خوانش وچالش بسپارم. امیدوارم که کمک بکند درفهم آرزوهای بسیار کوچک ما ایرانیان با نتایج بسیار بسیار بزرگ: آزادی "فوتبال، شادی، بازی، موسیقی، هیجان، دلخوشی و................FUN FUN FUN
1- اعتقاد دارم که باید به رأی وداوری تودۀ مردم ایران تسلیم بود واحترام گذاشت. بویژه اینکه مردم ایران ودرداوری های انتخاباتی شان تاکنون کمتر اشتباه کرده اند.
2- من مخالف احمدی نژاد ونوع نگاه وسیاست ورزیش هستم. اما پیروزی شوک آور ایشان در انتخابات اخیر رابا توجه به معیارهای دموکراسی درکشورهای پیرامونی سالم می دانم وبه ایشان تبریک می گویم.
3- تظاهرات، اعتراضات وحسرت بخش هایی از جامعۀ مدرن امروزایران به نتایج انتخابات اخیر رانیزهم می فهمم وهم حق آنان می دانم. تنها چیزی که من متوجه نمی شوم دلیل اعتراض نامزدان شکست خورده است.
4- آقایان موسوی، کروبی وخاتمی به چه چیزی معترض هستند؟!- خاتمی رامن اضافه کردم چون بیشترین بارمسئولیت شکست اصلاح طلبان درگذشته ووارونه شدن نتایج حاصل ازدعوت مردم به مشارکت حداکثری دراین انتخابات رابه عهدۀ ایشان وحامیان حزبی اش می دانم-
5- اعتراض آ قایان نمی تواند ازدوحالت کلی زیرخارج باشد:الف- آ قایان به مهندسی نرم افزاری (محتوایی) آرا قبل ازریخته شدن آرابه صندوق های رأی معترض باشند. ب- آقایان به مهندسی سخت افزاری (شکلی) آرا وبعدازریخته شدن آرا به صندوق ها معترض باشند.
6- اگراعتراض ایشان ازنوع اول ومحتوایی باشد ازجنبۀ دموکراتیک فاقد ارزش است. چراکه ایشان بامشارکت دریک بازی سیاسی وادامه دادن آن تا آخرین مرحله (رأی گیری) تأیید کرده اند که این بازی دموکراسی ازحداقل "قواعد بازی " تبعیت می کند. ولذا محق نیستندکه نتایج آن را به دلایل "قبل ازرأی گیری" مثل نوع تبلیغات ، استفاده ازبیت المال چه برای کسب رأی وچه برای تبلیغ رأی وامثالهم نپذیرند. مگر اینکه بخواهند همۀ آدرس های غلط ناشی از تحلیل غلط خود از سمت وسوی آرای مردم بشدت بنفع خودراتوجیه کرده ومثل همۀ 12 سال گذشته ازمعرکه دربروند تا انتخاباتی دیگر وروزازنو روزی ازنو!
7- ولی اگر اعتراضشان جنبۀ شکلی دارد ونسبت به تقلب وتخلف درجمع آ وری آرا، نظارت برآرای اخذ شده، شمارش آرا وازاین قبیل اعتراض دارند؛ کاملاً محق هستند وباید با اعلام مستندات خویش به رأی دهندگان خواهان رسیدگی به چند وچون کمی وکیفی آرای ریخته شده به صندوق های رأی شوند.
8- البته من همۀ مستندات شکلی تاکنون اعلام شده ازسوی نامزدان معترض رادیده ام ولی آن ها را حتی کمرنگ تر از ادوارگذشتۀ انتخابات درایران می دانم . مواردی مثل کمبود تعرفه ، بستن درب شعبه، تبریک رهبر، موضوع بازرسان واز این قبیل قادر به توضیح 12 میلیون اختلاف رأی نیست. مگراینکه آرایی به استعداد همان 12 میلیون رأی ازبیرون وارد چرخۀ رأی گیری شده باشد! ومحال عقلی بودن چنین تقلبی آفتاب آمد دلیل آفتاب است!
9- پایین بودن آرای مهدی کروبی درحد صفرنیزباگزارۀ خبری قابل توضیح نیست وبه یک تحلیل پروپیمان نیازمند است که مجال آن دراینجا نیست.
10- البته من هم مثل خیلی از هموطنانم بسیار مایل هستم که اعتراضات مردم با هر انگیزه وبهانۀ درست ونا درستی!!- پناه برخدا- هم به یک جنبش مدنی برای پایان دادن یاحداقل به عقب راندن حاکمان بالفعل ایران منجر بشود. ولی پرواضح است که این سرخوردگی جدید دست پخت عاملان شکست جنبش بسیار پرزورمعروف به دوم خرداد وبا این رهبران! قادر به ارتقاء بسطح مورد انتظا ر نخواهد بود. واگر منجر به خسارت های جانی جوانان پرشورمیهن هم شودجزحسرت وسرخوردگی بیشترببار نخواهد آورد.
11- انتخاب شوک آور محمود احمدی نژاد دراین انتخابات باید به دقت وبا وسواس مورد تجزیه وتحلیل قرارگیرد- البته با سمت گیری بی رحمانه به اشتباهات وحشتناک خودمان(بویژه حزب مجاهدین انقلاب اسلامی وبتبع آن حزب مشارکت) تا اولاً به تعریفی دقیق ومنطبق برواقعیت انضمامی جامعۀ واقعاً موجود امروز ایران برسیم وثانیا بتوانیم ازنقاط مثبت ومحبوبیت احمدی نژاد درجامعه بنفع پیش بردایران به این جا رسانده شده – اصلاح طلبان مقصر اصلی هستند- استفاده کنیم وثالثاً بتوانیم مردم را ازاین خرافه گرایی جدید برحذرداریم.
12- استناد می کنم به یک دیوار نوشته ویک مصاحبه تا طرح موضوعی هم شده باشد که با این پدیدۀ پذیرش رسالت پیامبرجدید( احمدی نژاد) ازسوی نیمی از جمعیت بالغ کشور(25 میلیون نفر)چگونه باید برخوردکنیم: روی دیواری نوشته بود: "جماران نه؛ فقط جمکران" ومصاحبه ای را دیدم در بی بی سی ازدختر جوانی که خیلی هم ظاهر متشرعی نداشت ودرپایان تبلیغات احمدی نژاد دردانشگاه! این دختر جوان با چه حرارت وتعصبی می گفت: "ببینید چقدرمحکم وصریح حرف می زند؛ گویی ازجایی خاص نیرو می گیرد."
13- این نوع شیفتگی جز درسیرۀ مدعیان پیامبری- راستین یا دروغین- دراطراف هیچ آدم زمینی دیگری یافت نمی شود. اگر احمدی نژاد به جایگاه پیامبری باورپذیر شده است چرا ما نتوانیم ازاو برای شکستن خط قرمزهای بیشتری درجهت منافع بلند مدت جامعۀ ایران به سمت معیارهای جامعۀ مدرن استفاده کنیم.
14- چند تا نمونه می آورم : ما می توانیم ازاحمدی نژاد بخواهیم که" هیجان مثبت درعرصۀ عمومی" و در همین حدی که شبهای قبل ازانتخابات برقرارشد را تثبیت کند وبا ایستادگی درمقابل روحانیون متحجر شادی را به جشن های موردنیازجوانان برگرداند. ما می توانیم ازاو بخواهیم که تابوی ممنوعیت بی دلیل استفاده ازکراوات رابشکند وتحولی اساسی درشکستن تابوهای شکلی مخالفان مدرنیسم بوجود بیاورد. مامی توانیم ازاوبخواهیم که به بلاتکلیفی نام تیم فوتبال پیروزی- پرسپولیس پایان دهد. مامی توانیم اورا مجاب کنیم که به ممنوعیت نشان دادن ادوات موسیقی ازتلویزیون خاتمه دهد. مامی توانیم ازاو بخواهیم که تعدادی صندلی ارج تاشوبرای جلسۀ مسئولان نظام درحسینیۀ امام خمینی تهیه کند تا اینک دیگر پیرمردان بالای 55 سال وزیرووکیل وروحانی و... باکمی راحت نشستن درمحضررهبر مفخم! ازدرد ترکش وسیاتیک ودیسک کمر بخود نپیچند وهم بارهایی از این پا آن پا شدن مدام بتوانند سخنان گهربار رهبررا گوش کنند. مامی توانیم ازاوبخواهیم که پروژۀ حضورزنان درورزشگاه ها را مجدداً کلید زده واجرایی کند تا علاوه بربرکات مدرن آن بتوانیم مسابقات آسیایی وجهانی را میزبانی کنیم وکمی غروروشادی سالم به جوانان بدهیم.
15- درست است که احمدی نژاد درسیاست خارجی شعاررادیکال می دهد ! ولی اوعملاً اهل هزینه فایده است وبسیارمحتمل است که تنها اوبتواند مارابه باشگاه سیاسی جهان برگرداند.حتی می توانیم امید داشته باشیم که حوزۀ امنیتی راازانحصارمطلق رهبردربیاورد وبزرگترین ابزارضد توسعه راتعدیل کند. احمدی نژاد اکنون رییس جمهورمتکی بنفسی است که بسیار فراتر از زیرنظررهبری نشان می دهد. اومی تواند پایه های حکومت بلاتکلیف روحانیون سنتی راچنان فشل کند که ایران بتواند بعدازکمی فراغت ناشی ازپرداخت های نقدی احمدی نژاد به "ایرانیان دست به دهان وصدقه بگیر" به یک جمهوری سکولارخیزبردارد.
16- نشانه های شخصیتی دراستعداد احمدی نژاد برای مدرنیزاسیون مجدد ایران بسیار زیاد است ومن فقط به یک موردشکلی آن اشاره می کنم. پدرخدابیامرز احمدی نژاد اسامی که برای فرزندانش درپنجاه وچند سال پیش انتخاب کرده"داودومحمودوپروین" است. که هیچ کدام ازاین اسامی دینی صرف به معنای متعارف نیست وحتی نام خواهرمحترم ایشان پروین یک نام صد درصد فارسی است. ازچنین پدری در50-60 سال پیش نمی شود یک پسربنیادگرای دینی صادرشده باشد. همین امروزهم بیشترین همکاران بسیارنزدیک احمدی نژاد را اسامی نه چندان مذهبی وحتی غیر مذهبی تشکیل می دهند. نگاه کنیم : مهرداد بذرپاش، اسفندیارمشایی، کامران دانشجو، محمدعلی رامین و... ونگاه کنیم که یارغاررسانه ای ایشان جناب حمید مولانا بیشتر ازهمۀ عمرمفیدش را درواشنگتن پایتخت امریکا گذرانده است؛ وتوخود حدیث مفصل بخوان ازاین مجمل!
17- می خواهم بگویم که عدوشود سبب خیر اگرخدا خواهد. وحالا که دست تقدیروقضا وقدرچنین یعقوب لیث جسوری رابه رسالت گمارده مامی توانیم بجای ماتم! جشن بگیریم ودرهمین ابتدا ازاوبخواهیم جشن رابرسمیت بشناساند. با همۀ احترامی که برای مهندس موسوی قایل هستم اما اوتوان این تابو شکنی احمدی نژاد رانه داشت ونه اعتقادی به آن داشت. تا بعد. یا...هو
بعد ازتحریر:
من بانام Dalghak.Irani می نویسم.
1- من این یادداشت را در18 ژوئن نوشته بودم ولی انتشار آن رابه احترام اعتراضات غرورانگیز غرور شکستۀ جوانان ایران سرفرازصلاح ندانستم.
2- اینک اما، مایلم آن را بداوری بگذارم تا بلکه انشالله ازسرخوردگی جدید وگستردۀ جوانان جلوبگیریم. ومهمتر اینکه به اهالی اندیشه وقلم تذکار داده باشم که مبادا این هیجان منفی آنان را نیز با خود ببرد وبه اشتباه همۀ تخم مرغهایشان رادرسبد شکستۀ اصلاح طلبان مدعی- ودیگرهیچ- بگذارند ویک بار دیگر در خودشان گیربیافتند وتا چهارسال آینده خودشان راخلع سلاح کنند.
3- من خوشحالم که آیت الله خامنه ای خودش را با احمدی نژاد مساوی تعریف کرد. ولی معتقدم که احمدی نژاد مساوی با آیت الله خامنه ای نیست؛ چرا که حداقل احمدی نژاد فوتبال رابا چرخۀ کامل آن برسمیت می شناسد واین یعنی قبول امرمدرن! محموداحمدی نژاد حداکثربا معمر قذافی، هوگو چاوزودانیل اورتگا قابل مقایسه است. وآیا جامعۀ به "پیشامدرن" رانده شدۀ ایران نمی تواند ازپتانسیل این آدم "خود رأی " وآشنا به قواعد بازی برای کمی بیشتر"لیبرالیسم اجتماعی" – واجب تراز نان شب برای جامعۀ جوان ایران- استفاده کند!
4- دوستان؛ احمدی نژاد مخالف سرسختی مثل" علی مطهری" دارد!وآیا شک دارید که علی مطهری یک متحجر بتمام معناست درحوزۀ اجتماعی وفرهنگی. ومن اعتقاد دارم که احمدی نژاد درادعای مخالفت با سخت گیری های پلیسی واجتماعی – مهمترین عامل ضدمدرن وافسردگی جوانان- دروغ نمی گوید. واینک باتوجه به مقدمات چینش کابینۀ جدیدش وانرژی کسب کرده از رأی جدیدش آمادگی برای کسب رضایت جوانان معترض رادارد.
5- برخی ازدوستان چنان در"نه احمدی نژاد" فرورفته اند که گویا هدف ایرانیان "نه برگشت به مناسبات حکومت مدرن" که"برگشت به گلستان!ازدست رفتۀ قبل ازاحمدی نژاد" است!
6- من برای زندانیان سیاسی شناخته شدۀ اخیر بسیارمتأسفم ودوست ندارم عاطفه ام را معلوم نکنم. ولی سیاست بازیی جدی ومی شود گفت خشن است وما نمی توانیم خودمان را معطل "نوع بازی که آنان انتخاب کردند " بکنیم.
7- اصل مهم برای من این است که : ازچه راهی می شود آیت الله خامنه ای، همپالکی های روحانیش ودین سیاسیش را وابداریم "هیجان درعرصۀ عمومی = امر مدرن " رابپذیرند وراه "بهره وری "برای رسیدن به توسعۀ ایران راباز کنند؛ ولاغیر.
8- والبته من یک دموکراسی خواه نیستم . ایران باید باکمی لیبرالیسم اجتماعی مجدداً به شرایط جامعۀ درحال گذار- مثل شرایط سال 57 – صعود کند ! واین با احمدی نژاد بهتر شدنی است.
9- ونگران غرب وسیاست های خارجی نباشیم. چرا که آنان خودشان بیش ازما هوای خودشان را دارند، وبیگدار بآ ب نمی زنند!
عنوان نوشته برگرفته ازارادتم به مرادم فیلسوف مرتضی مردیهاست وآن غزل زیبایش با عنوان زیباتر"آ یا اتفاق جدیدی افتاده است؟" که دردوم تیر ودرسایت گویا نیوزمنتشرشده است. با تشکر ازایشان وتقدیم به ایشان!

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱, پنجشنبه

نزاع رهبرورییس جمهوربه بود ونبود ایران آدرس دارد: ازاحمدی نژاد حمایت کنیم.

Laying Down the Law



1- جنگ مادرهمۀ جنگ ها درگردنۀ "حیدر" بین رهبرجمهوری اسلامی ورییس جمهورایران ازسوی همۀ تحلیل گران واندیشه مندان وتریبون داران با مبنای "جنگ انتخابات آینده" بروی سن رفته است وبا چه ذوق وشوق "کون عالم پاره کنی" هم که این ماییم طاووس علیین شده وکشف کرده ایم که رهبرواحمدی نژاد بدین دلیل وبه این شدت بجنگ بی رحم -بقول یارو این دیگرجنگ زرگری نیست (بخوان با جنگ زرگری قابل کمترین توضیحی نیست. اف)- برخاسته اند که بتوانند با دراختیارگرفتن وزارت اطلاعات انتخابات آیندۀ مجلس وبتبع آن ریاست جمهوری بعدی را ازآن خود وجناح وعمله اکرۀ خود کنند. واین تحلیلی یک میلیون درصد غلط اندرغلط اندرغلط است. وعلت اجماع همۀ اعاظم بریک پیش فرض غلط ِ بدیهی هم به این دلیل بدیهی تراست که پایه های فلسفی افکاراین اعاظم کارنشناس برپیش قرض غلط پیشینی استواراست که یک سیستم ناسیستم و"الیگارشیک- آنارشیک" متحجرسرگردان را با فرمول های نقد "حکومت های تمام ومدرن" نقد وبررسی می کنند. که شاعرچه خوب گفته این یکی را: "خشت اول چون نهد معمارکج/ تا ثریا می رود دیوارکج".


2- جمهوری اسلامی یک انقلاب است. وچون انقلاب است همیشه درهرج ومرج است. وچون درهرج ومرج است وهرکسی سازخودش را می زند لذا سازماندهی تقلب شکلی (درسرصندوق رأی وشمارش و...) گسترده درانتخابات آن -مثل زمان شاه- غیرممکن است. -ومهندسی محتوایی یعنی تلاش برای جلب رأی با وعده وعید راست ودروغ هم ذاتی بازی دموکراسی درهمه جای عالم است- وبهیمن خاطرهم ادعای حقنه شده به مهندس موسوی -نخست وزیرمحبوب امام ومنتظربرنده شدن قطعی هم- ازسوی کمیته های مرکزی احزاب مجاهدین انقلاب اسلامی ومشارکت؛ درمورد تقلب گسترده تاسطح 12 میلیون درانتخابات گذشته هم غلط اندرغلط بوده است. بنابراین کسی برای انتخاباتی که قابل تقلب شکلی گسترده نیست درملاء عام یقه درانی نمی کند. آن هم شخص اول ودوم یک کشور.


3- وزارت اطلاعات ازجنبۀ سیاست خارجی است که مهم است. آن هم فقط دو معاونت جاسوسی وضد جاسوسی اش با اولویت اصلی سرویس جاسوسی! چرا؟


الف- برای آیت الله خامنه ای رهبر"جمهوری اسلامی"-درموقف سی ساله- وزارت اطلاعات مهم است درحدحیات وممات. زیرا که بدون تسلط برآن ودردست داشتن اختیارکامل سرویس های جاسوسی آن قدرت تشنج آفرینی دربیرون ازمرزها وبویژه درمنطقه را ازدست می دهد. وحکومت انقلابی که نتواند تنش زایی کند تبدیل به حکومت تمام وعادی می شود وباید پاسخگوی مردمش باشد. وچنین چیزی ازسوی الیگارشی روحانیت غیرممکن عقلی، تاریخی، علمی ومنطقی است. لذا مهمترین رکن پایداری انقلاب آیت الله ها برسیاست خارجی تنش آفرین ودخالت درناآرام کردن منطقه استواربوده واست وخواهد بود وباید باشد وذاتی است. وامکان ندارد که بدون این سرویس جاسوسی قادربه ادامۀ حکومت بشوند. آیت الله خامنه ای بعد ازماجراهای قتل های زنجیره ای؛ اطلاعات سپاه را بطورموازی گسترش داد تا شعارهای مدارا با دگراندیشان خاتمی را پیش گیری ودرمان کند. وبطورطبیعی بخش ضدجاسوسی وزارت اطلاعات را که مسئولیتش یافتن وحذف دگراندیشان تحت نام جاسوس است را به سپاه منتقل کرد. ولی بخش جاسوسی وزارت اطلاعات که پیچیده ترین بخش اطلاعاتی ازنظرآموزش وتکنولوژی است مورداختلاف اصلاح طلبان ورهبر نبود. لذادرهمان وزارت اطلاعات باقی ماند.


ب- برای محمود احمدی نژاد رییس جمهور"ایران" -درموقف اکنون- وزارت اطلاعات مهم است. زیرا پیشرفت ایران درزیربناها وصنایع بالا دستی که نیازبه دانش وفن آوری وسرمایۀ جهانی دارد قفل کرده ومتوقف شده است. احمدی نژاد -بهردلیل که اهمیتی ندارد انگیزه ها- دررویکرد جدید تصمیم گرفته است سیاست تنش زدایی با جهان با اولویت منطقه ای را درپیش بگیرد. لذا برای او ازنان شب واجب تراست که همان بخش خیلی مهم "سرویس های جاسوسی وزارت اطلاعات" را طبق رویکرد سیاسی جدید بازآرایی وسازماندهی کند تا نه تنها تنش زایی نکند بلکه به تنش زدایی هم کمک کند. ولی وزیری که گزارشاتش را به رهبربدهد ودستورازاوبگیرد نخواهد گذاشت سیاست تنش زدایی احمدی نژاد با اولویت منطقۀ دولت های عربی پیش برود. وایران درسال های پیش رو حتی نفتی نخواهد توانست استخراج کند که بفروشد وامرارمعاش کند.


4- وبهمین سادگی دورویکرد تنش زایی ودخالت درامورکشورهای منطقه ازسوی آیت الله خامنه ای ونقطۀ مقابل آن سیاست جدید وتنش زدای احمدی نژاد برای نزدیکی به جهان وپیشرفت ایران درگردنۀ "حیدر" به جنگ رودررو رسیده است. برندۀ این جنگ احمدی نژاد باشد به سعادت ایران وخلاص شدن ازتحجرجنگی آیت الله ها خواهد انجامید بی بروبرگرد. وغلبۀ آیت الله ها براحمدی نژاد ادامۀ نکبت سی ودو ساله و ویرانی ایران خواهد بود وبس. خود دانید. بابا کمی دقیق ترگوش کنید وعمیق ترفکرکنید. چرا با سعادت خودمان عناد می کنیم! یا...هو

ادامۀ نبرد رهبرورییس جمهور؛ و متولیان جنبش سبز: عروس رفته گل بچینه!

Saint Jerome in Meditation



1- خوب شد که خبردیشب سایت غیررسمی "دولت یار" واقعیت نیافت ودرعوض نامۀ آیت الله خامنه ای بعنوان اولین سند رسمی وبدون کمترین خدشه ای درغیرقانونی بودن آن منتشر شد. تاکنون همه جوردخالت وقانون شکنی ازآیت الله سرزده بود. ولی همیشه صحبت ازنظر وتمایل واستمزاج وتوصیه و...ازاین قبیل تعاریف تعارفی بود برای فرارازتبعات قانون شکنی آشکار رهبرجمهوری اسلامی. حتی وقتی محمود احمدی نژاد با پافشاری به حقوق قانونی خود که دراصول متعدد قانون اساسی -بی نیاز از هرگونه تفسیروتأویل- مصرح شده است؛ آیت الله را وادارکرد که دستوریا حکم یا نظرش را کتبی کند؛ بازهم درعرصۀ عمومی فقط صحبت ازنامۀ رهبری بود و اصل نامه نگاشتۀ آیت الله خامنه ای هیچگاه دررسانه ها منتشرنمی شد. لذا نامۀ آیت الله خامنه ای خطاب به حیدرمصلحی اولین نامه ازنوع قانون شکنی -آن هم قانون اساسی- است که دررسانه ها منتشر شده است واین موفقیت بزرگی برای رییس جمهور است. زیرا که این نامه با شکستن صریح اصولی متعدد ازاختیارات ریاست جمهوری درقانون اساسی که چنان زلال وصریح هستند که با هیچ تأویل وتفسیرهم نمی توان به این اختیارات خدشه وارد کرد؛ رییس جمهوررا درموقعیتی قرارمی دهد که به همۀ شکایت ها وناله ها وزورزدن های طفیلی های الیگارشی روحانیت درجناح راست سنتی وبرای قانون مدارنشان دادن خودشان وقانون شکن معرفی کردن احمدی نژاد پوزخند بزند وآنان را مسخره کند. چرا که آیت الله خامنه ای متولی این امام زاده بنام جمهوری اسلامی است ونه محمود احمدی نژاد.


2- این بوق وکرنایی که طفیلی وقفیلی اصولگرایان راه انداخته است فریبمان ندهد. این جیغ های ازروی وحشت واستیصال برای گم کردن دم خروس "پایان تظاهربه قانون گرایی قلابی وسی سالۀ جمهوری اسلامی انقلابی" است وآن ها بسیار بیشتر از من وشما می دانند که این کارچه هزینه های گرانی را درپیش خواهد داشت در نبردی که بنظرمی رسد درگردنۀ "حیدر" به نقطه عطف رسیده است ودرهمان جا هم تعیین تکلیف نهایی خواهد شد بزودی. چنین پیش بینی می کنم که رییس جمهور با اعتماد بنفس وبی اعتنا -مثل همیشه- به کارهای معمول دولتش خواهد رسید، وحیدر مصلحی ووزارت اطلاعات را با هم ازکابینه اش حذف خواهد کرد. اوبظن قوی دیگر مصلحی را به جلسات هیئت دولت ونشست های کابینه راه نخواهد داد واگربنا به مصلحتی ناچار از تحمل حضورمحدود او دربرخی جلسات باشد آن جلسات را به خنده و شوخی خواهد گذراند بدون اینکه بخواهد تصمیمی کلیدی درمقابل جاسوس رسمی رهبر بگیرد. ضمن اینکه خواهد توانست کلیۀ مسئولیت های امنیتی واطلاعاتی را رسماً از گردن خودش ساقط کند؛ صبرخواهد کرد تا ازاشتباه رقیب استفاده کند وضربه اش را در جایی غیرقابل پیش بینی وبا هدف ایجاد شوک  جدید بزند.


3- احمدی نژاد ومشایی تنها نقطه ضعف شان نداشتن عقبۀ نخبگان کاربلد ودرشت است به این معنی که جبهۀ احمدی نژاد دوژنرال برجسته دارد که یکی ستاد است ودیگری صف؛ وبقیۀ نیروهایش سربازان جان برکف هستند. لذا اگرژنرال ها زده شوند سربازان قادربه ادامۀ جنگ نخواهند بود. درحالیکه آیت الله خامنه ای پشت به یک عقبه ای حداقل 300 ساله دارد که ایدئولوژیی 1400 ساله دارند وخرابکاری سی ساله؛ وهمه کاره (بخوان مختار) وهیچ کاره (بخوان بدون مسئولیت). وبا افتادن یکی؛ دیگری می تواند جنگ را ادامه بدهد. بهمین خاطرهم است که قبلاً گفتم تا احمدی ومشایی حذف فیزیکی (بازداشت یا ترور) نشوند الیگارشی روحانی قدرت غلبه برآن هارا نخواهند یافت. حتی با وجود هاشمی رفسنجانی که بازگشتش را درلابلای نامۀ گستاخ وقانون شکن رسمی آیت الله خامنه ای می توان احساس کرد. 


4- راستش می خواستم یک مطلب پروپیمان وساده فهم ازجبهۀ نبرد درحال حاضر بنویسم برای امشب. ولی چنان مغزم را قفل کرده انفعال عاجزانۀ همه و همه وهمۀ ریزودرشت جبهۀ اصلاح طلبان مذهبی مدعی رهبری جنبش سبزمرحوم که مغزم را نه تنها ازتمرکز خارج کرده بلکه نفسم را هم بشماره انداخته ازنگرانی ایران؛ برای آدرس غلطی که برای بارسوم است این ها نشان می دهند به راه برون رفت ایران. دو بار قبلی یکی درجریان دوم خرداد بود. که بدون قبول بشکست کشاندن دوم خرداد و حاضرنبودن برای کمترین گفتگویی دراین باره. باردوم را هم درجریان انتخابات 88 وجنبش سبز بوجود آوردند که بازهم حاضربه هیچگونه مسئولیت پذیری نشدند و نیستند وبحث راجع به آن را ذنب لایغفر کرده اند. واینک بارسوم است که بدون کمترین توانی برای تحلیل درست ازاوضاع روز،حودشان را وجوانان را بسکوت و انفعال کشانده اند وبازهم دارند آدرس غلط می دهند به جامعه. نه ازداخلی ها خبری هست ونه ازخارجی ها اثری. نه ازاحزاب پیشرو! مجاهدین ومشارکت خبری هست ونه ازسایت های جرس وکلمه اثری. نه ازفیلسوف ها ی شان خبری هست ونه از روشنفکرانشان. نه ازتلویزیون هایشان خبری هست ونه ازرسانه های شان و... البته که بازهم می گفتم بمن چه. اما آنان نه تنها خودشان را پنهان کرده اند بلکه با گماردن صدها جوان هیجانی واحساساتی ودیگرهیچ؛ همۀ رسانه ها وسایت ها ووبلاگ هارا هم بروی کوچکترین خبر وتحلیلی دوقفله کرده اند. طنزقضیه این جاست که تا دیروز در واقعیت هیچ خبری نبود وما دراینترنت رژیم را هم سرنگون کرده بودیم وداشتیم سهم تقسیم می کردیم. وامروزکه درواقعیت دیگرگونی غیرقابل باوری درساختارهای جمهوری اسلامی درجریان است. ما دراینترنت بازی زیبایی سگ های فلان آدم غربی معروف را داغ می کنیم. بقول شادروان عمران صلاحی "حالا حکایت حکایت جنبیدن ماست" عروس رفته گل بچینه! یا...هو

۱۳۹۰ فروردین ۳۱, چهارشنبه

کودتای سفید سپاه بنفع روحانیت احمدی نژاد را تهدید می کند!

The Reading



1- هنوزخبرنیمه شب سایت "دولت یار" مبنی برشکست آیت الله خامنه ای از احمدی نژاد برای برگرداندن مصلحی به وزارت اطلاعات را هیچکدام ازخبرگزاری های رسمی ایران اعلام نکرده است. لذا تا اعلان رسمی این خبرشگفت انگیز ودرعین حال بسیارحطرناک بایدتأمل می کردم تا این تحلیل را بنویسم. اما چون بعیداست با توجه به روحیۀ احمدی نژاد این خبرصحت نداشته باشد، وبدلیل احساس خطری که می کنم، ترجیح دادم که قبل ازصبح ایران دست به کیبورد ببرم.


2- عقب نشینی آیت الله خامنه ای ازتصمیمی که گرفته بود وبا سروصدای زیادی هم همراه شد؛ وجناح اصولگرا آن را یک پیروزی نهایی برای ولایت فقیه تبلیغات کردند ممکن است درظاهربسیارشعف انگیزباشد برای هواداران احمدی نژاد درمقابل آیت الله خامنه ای ولی- واین ولی مهم است- تندروی درسیاست همیشه هم جواب نمی دهد وممکن است عقب نشینی آیت الله یک دام وتله باشد برای احمدی نژاد.


3- آیت الله خامنه ای وبتبع آن الیگارشی روحانی وهمۀ ریزه خواران سی سالۀ این الیگارشی دروضعیت آچمز وبسیاروخیمی گیرافتاده اند. وتقریباً هیچ سناریوی آماده وکارآمد سیاسی ندارند که بشکل قانونی وبدون هزینه های هرج ومرج وخیابان کشی بازی را ادامه وپیروزنهایی هم بشوند. چه هراقدامی ازسوی آنان همانطورکه گفتم با واکنش حزب اللهی ها وتوده های هواداراحمدی نژاد مواجه خواهد شد ضمن اینکه این دولت تا همین امروزهم موردتأیید رهبربوده است وبعنوان خدمتگزارترین دولت معرفی شده است. لذا چه بخواهند ازراه استیضاح جلوبروند وچه بخواهند زیاده روی های احمدی نژاد را تحمل بکنند درنهایت پیروزاین نبرد احمدی نژاد خواهد بود. بعبارت دیگر هرنوع پروژه کشدارومدت دار که طراحی بکنند برای متوقف کردن احمدی نژاد امکان برنده بودنشان را نابود خواهد کرد.


4- بنابراین تنها راه باقی مانده که احتمال موفقیت دارد یک کودتای ساختگی ازسوی سپاه برعلیه احمدی نژاد ومشایی خواهد بود. مستمسک هم معلوم است. خواهند ادعا کرد که اسلام وکیان دین درخطربود وما طبق شرح وظایف خود عمل کرده ایم. سناریو بسادگی می تواند این باشد که یک شب بدون هیاهو واحدی ازسپاه ثارالله تهران هم رییس جمهوروهم معاون اولش را درخانه هایشان دستگیر وصبح روزبعد با مستقر کردن فضای رعب ووحشت درتهران وبرخی شهرهای هدف مردم را و هواداران احمدی نژاد را غافلگیر کرده وازهرنوع عکس العملی عاجزکنند.


5- البته این سناریو که تنها سناریوی با احتمال موفقیت زیاد است تبعات وضرر های داخلی وخارجی زیادی هم خواهد داشت برای الیگارشی. ولیکن منافع آن درخلاص شدن ازتهدید های روزمرۀ رییس دولت ازسویی وترس ازآینده وانتخابات بعدی را بکلی مرتفع خواهد کرد.  لذاست که گمان می کنم اگراحمدی نژاد باتهدید آیت الله خامنه ای به استعفا وشوراندن هوادارانش به چنین پیروزی ناباور وسریعی رسیده بهتربود چنین کاری را نمی کرد وهمه چیزرا به ریسک وقمارنمی گذاشت. چه درچنین سناریویی حتی ممکن است جان اسفندیاررحیم مشایی هم برسراین کم تدبیری ازبین برود.


6- احمدی نژاد بهتراست ازاین موضوع عدول کند چون دستورمداخله جویانه وعلنی شدۀ آیت الله خامنه ای برای برگرداندن مصلحی به اندازۀ کافی هزینۀ تضعیف کننده داشته است برای کل الیگارشی. ونباید احمدی نژاد جوگیربشود وتخته گازبرود که همۀ دست آورد های تاکنونش را هم ازدست بدهد. بازهم باید منتظر اعلان رسمی خبر باشیم وواکنش های بازیگران صحنه را رصد کنیم تا بتوانیم اوضاع را تحلیل کنیم. من اگرجای احمدی نژادبودم اینکاررانمی کردم ومثل همیشه با سیاست رفتارمی کردم. یادمان نرود که اینجا قدرت الیگارشی سی ساله به بازی گذاشته شده است وکار بسادگی برخورد با فلان وزیر ووکیل وبهمان روحانی ورییس فلان قوه نیست. قبلاً هم گفته ام آیت الله خامنه ای درتوطئه چینی وامورنظامی وامنیتی بسیارکارکشته است و چه بسا باطراحی قبلی این دام را چیده باشد. یا...هو

۱۳۹۰ فروردین ۳۰, سه‌شنبه

آخرین تضرع های آیت الله خامنه ای اززبان ِ زبان بسته هایی مثل باهنر!



1- محمدرضا باهنرهمیشه آدم دست دومی بوده درمیان همۀ کوتوله های سی سالۀ جمهوری اسلامی. چه زمانی که ازروحانیت ومرگ برادرش سوءاستفاده می کرد در جوانی برای رزرو کوپه ای درقطارکرمان بقصد تخریب ایران! وچه بعد ازآن که بالاترازمعاونت مجالس بی خاصیت جایی درحد گنده گوزی هایش نصیبش نمی شد و نشد. 

2- ایشان بعدازاینکه فرمان آتش تهیه را صادرکرد آیت الله خامنه ای برعلیه اردوگاه احمدی نژاد، اخیراً وبا تأخیرزیاد فرصتی پیداکرد که درجواب خبرنگاری راجع به عدم تشکیل وزارت ورزش ازسوی دولت پالسی را بفرستد راجع به بنی صدریزه کردن احمدی نژاد وعدم کفایت سیاسی رییس جمهورازسوی مجلس. من البته حرف اورا واجدکمترین اهمیتی نمی دانستم تا دراین وانفسای کمبود وقت وجا پستی را هم راجع به گفتۀ ایشان بنویسم. اما چون درپست قبلی ازمنتفی بودن استیضاح رییس جمهور ویا حذف فیزیکی اوگفته بودم ودلایل را نیاورده بودم. لذا برآن شدم که هم بخاطر ای میل یکی ازخوانندگان که پرسیده چرا؟ وهم بخاطرکامنت خواننده ای که تحلیلش را 180 درجه با من متفاوت معرفی کرده ومهمترین مستمسکش قدرت آیت الله خامنه ای بوده است درقانون وفراقانون؛ این مطلب را بنویسم وبگویم چرا احمدی نژاد را نمی توان بنی صدری کرد.

اول- انبوه هواداران ترسناک: 

الف- خوانندۀ دیگری لینک داده بود مرا به محرمانه نیوز. ومن برای اولین بارسری زدم به این سایت هواداردکتر! نوشته مثل اغلب نوشته های حزب اللهی های ازاین دست نوشتۀ معتبرومستدلی نبود. اما نویسنده هرکاستی هم که درسوادش ونگارشش ومواضع واستدلالش داشت؛ یک چیزرا بعمد فراموش نکرده بود. یکی امام نامیدن خامنه ای ودیگری (ارواحنا فدا) درمقابل تکرار مکررنام امام خامنه ای. والبته همۀ دشمنان مدرنیتۀ مرا هم بفضاحت بباد ناسزا گرفته بود؛ با این پیام زیرین آشکار که خامنه ای را اما م می کنیم، وجانمان را هم فدایش می کنیم. اما امام خامنه ای (ارواحنا فدا)یی که دکتررا تأیید کرده ومی کند وباید بکند ونه غیرازرییس جمهور مقتدای مارا.

ب- ازمحرمانه نیوزتشویق شدم که بعدازماه ها سربزنم به وبلاگ آهستان دوست حزب اللهیم امیدحسینی. دیدم ای بابا! فقط اردوکشی خیابانی کم دارند این حزب اللهی های دوپاره بعد ازشروع جنگ درکرمانشاه پارسال وجنازۀ روبموت صادق اشک تلخ؛ -جزورده اول رهبران انصار بود یادمان نرود-. بهانه گویا مطلبی بوده که امید حسینی نوشته بنام "احمدی نژادی ها" وخودش را خارج ازدایره معرفی کرده. وبا چنان هجمه ای به بی بصیرتی وخیانت روبروشده ازسوی یاران دیروزکه حاضرشده شهادتین هم بگوید دروبلاگش جهت مرگ واقعی.

پ- این ها نمونه هایی است ازهواداران "شهری-حزب اللهی-دست به کیبورد احمدی نژاد. ومن که حتی درمقابل دشنام های ناموسی سبزها عقب ننشستم؛ اعتراف می کنم که اگریکی ازاین محرمانه نیوزی ها ومخالفان امید حسینی را درخیابان ببینم حاضرم عقب نشینی که سهل است به گُه خوری هم بیفتم بلانسبت خانم ها وآقایان. درطرف دیگراما یکبارهم گفته ام من فیلمی را دیدم ازتبلیغات دوسال پیش احمدی نژاد که مصاحبه می کردند با دونفرخانمی که کمپین هواداران احمدی نژاد درآمریکا را اداره می کردند. واین دوخانم با معیارهای فرهنگ امریکایی هم لخت قابل نامگذاری بودند. این هم ازطرفدارن آلا مد رییس جمهور.

دوم- سایر دلایل به اشاره:

الف- فضای جامعه با فضای سال 60 خورشیدی قابل مقایسه نیست.

ب- آیت الله خامنه ای کاریزمای امام خمینی را که ندارد هیچ. بعدازجریانات اخیر کمترین مشروعیتش را هم ازدست داده است درحدبدنامی.

پ- من قبول می کنم که امام خمینی ازانتخاب ریاست جمهوری بنی صدرراضی بود. ولی او هیچ گاه رأی خودش را علنی نمی کرد. با این تدبیر هم که روزمبادایی مثل عزل بنی صدر کسی نتواند سند بکند که توچطورعادل ومدبری که رییس جمهور مورد تأیید خودت را یکساله عزل می کنی. درحالیکه آیت الله خامنه ای بسیار فروترازآن رفته درماجرای رییس جمهورمحبوبش که بتواند با کلیشۀ انقلابی "میزان حال فعلی افراد است" ازاین باتلاق دربیاید.

ت- بلی اگرآن اتفاقات تبلیغات مستقیم آیت الله خامنه ای بنفع احمدی نژاد درکردستان نبود. وبدترازآن آن نمازجمعۀ بعد ازانتخابات وترجیح احمدی نژاد به همه وازجمله هاشمی نبود. وآن سرکوب وکشتاروحشیانه بدستورمستقیم رهبردربعد ازانتخابات نبود و... شاید یک مفری باقی می ماند اگر ازپیاده نظام منسجم وترسناک احمدی نژاد بیم نمی کرد. ولی حالا دیگر نه.

سوم- تصمیمات حیات وممات رژیم:

الف- احمدی نژادطوری بسته عمل کرده درموضوعات حساسی ازجمله اقتصاد و بویژه هدفمندی یارانه ها؛ که هیچکس دیگرنمی تواند ازپس پاسخ آن برآید درمقابل "چه ادامۀ منجربه تورمش. وچه قطع آن وعدم پرداخت نقدی به توده های محروم."

4- ومی توان این دوسیه را ادامه داد درگروگان هایی که احمدی نژاد ازگروگان گیران سی ساله وماهرملت ایران گرفته است. که هرکدام برای بهم ریختن حکومتی مستقرومحکم هم کفایت می کند. حکومت آخوند ها که اصلاً حکومت نیست وثباتی ندارد برای بازی های خطرناک! یا...هو
 ...............................
پی نویس. 5 ساعت بعد ازانتشاراین پست؛ ساعت 01:15 بعدازنیمه شب تهران.
خبرسایت دولت یار: اولین پیروزی بزرگ وقابل پیش بینی:
"رییس جمهوردقایقی پیش گفت که مصلحی دیگروزیراطلاعات نیست!"