The Gross Clinic |
طبق قولی که تکرارکرده ام وبه بهانۀ بازنشر "پست بلی اتفاق جدیدی افتاده است درپست قبلی باعنوان "خالی نبودن عریضه و..." که درآنجا هم گفتن ازعلت کمی آرای کروبی درانتخابات 88 دریک مقالۀ مستقل یادکرده ام ونهایتاً به بهانۀ کامنت آقای امید که ازچرایی آرای مهدی کروبی بعنوان مستند تقلب استمداد کرده است؛ والبته بخاطراینکه جنبش سبزدرحال حاضرموضوعیت ندارد وصحنه ازبیخ وبن عوض شده است؛ این نوشته را اختصاص می دهم به داستان شکست شیخ شجاع اصلاحات؛ تا هم یادی کرده باشم ازایشان وهم ارادتم را تجدید کرده باشم به صداقت ویکرنگی اش وهم برخی نکات نه جندان پنهان آن روزهارا یادآوری بکنم.
1- کروبی وقتی درشهریور87 نامزدی خودش برای ریاست جمهوری را اعلان کرد و با صراحت یک سیاستمدارمدرن ولیبرال اعلام کرد که برای رییس جمهورشدن نامزد شده است ونه برای ادای تکلیف ودرراه خدا وازاین طرحات معمول وبدیهی در جمهوری اسلامی هنوزهیچ تنابنده ای ازجناح اصلاح طلب اعلام موضع نکرده بود.
2- وقتی سید محمد خاتمی با کلی یالواریاخار (خواهش وتمنا وناز وقمیش وبروجلوبیا عقب) بالاخره دربهمن ماه حاضربه کاندیداتوری اصلاح طلبان شد؛ معلوم بود که مثل دورۀ اصلاحات وماجرای آخرش مصطفی معین اصلاح طلبان می خواهند ازروی جسد کروبی عبورکنند برای پیروزی. خاتمی چه دانسته وچه ازروی حسن نیت اولین میخ را به تابوت نامزدی کروبی کوبید. با این دلیل بی دلیل که کروبی حریف احمدی نژاد نیست درحالی که اشتباه برآوردشان حداقل یک بار ودرجریان انتخابات 84 پاسخ منفی گرفته بود درآرای کمتر معین درمقابل کروبی.
3- هنگامی که شعبده بازی اصلاح طلبان به نامزدی مهندس موسوی صعود کرد و محمد خاتمی درست وازخدا خواسته ازدام گریخت؛ بنظرمی رسید که می توان در شرایط برابر وبا اخلاق مبارزۀ سیاسی؛ نفر برتررا ارتقاء داد. زیرا که مهندس موسوی با ستادی کوچک وافرادی مثل خودش غیرسیاسی وکم نام ونشان وبدون هو وجنجال وارد عرصۀ رقابت شده بود.
4- تا اینکه بالاخره رایزنی ها به نتیجه رسید واحزاب مجاهدین ومشارکت که فرقی هم با هم ندارند مصمم شدند که بدلیل احتمال رأی آوری -ودیگرهیچ- مهندس موسوی ازاو حمایت کنند. ورود این باند حزبی قدرت طلب به صحنه وبودن دست کاریزمای روحانی خوش تیپ درپشت همه مناسبات را عوض کرد. آنان درکمترین مدت ستاد غیرسیاسی مهندس موسوی را بمحاصرۀ خود دراوردند وخودشان درمقام سیاست گذار وگردانندۀ اصلی تبلیغات وبرنامه ریزی مهندس موسوی جای گرفتند.
5- ازاینجا بود که چماق سبز متولد شد ومهدی کروبی درهرجایی که می خواست تبلیغات ومیتینگ بگذارد بویژه دردانشگاه ها با حملۀ سبز های به هیجان آمده وتحت هدایت دوحزب پیش گقته مواجه شد. ازآنجائیکه جامعۀ هدف مهدی کروبی دانشگاهیان مدرن انتخاب شده بودند وبرای طبقات محروم بستۀ تسهیم پول نفت پیش بینی شده بود. که همان را هم دانشجویان باید تبلیغ می کردند وبه همۀ اقشارسرایت می دادند -احمدی نژاد درحال اجرای آن است ودرست می گوید که پایه ای گذاشته که تا صدسال دیگر هم دولت مردی جرأت حذفش را نخواهد داشت ویکی ازدلایل احمدی ستیزی جدید هم همین موضوع است والیگارشی می خواهد تا وقت باقی است این طرح را بشکست بکشاند وپول به مردم ندهد تا عادت شود ودیگرنتواند درمان کند- لذا این حملات سازمان یافته دردانشگاه ها بسیارگران تمام شد. چه دانشجویان لیبرال و پیش روی مثل دفترتحکیم وادوار تحکیم که هستۀ اصلی تبلیغات کروبی بعهده شان بود با جوبسیارسنگین چماق های سبز عملاً نتوانستند محیط گفتگوهای مدرن واقناعی راه بیندازند.
6- درهمۀ این مدت هم مرتب القاء می شد که درهم استراتژی وهم تاکتیک "فقط نه به احمدی نژاد ودیگرهیچ" کروبی باید به نفع کاندیدای رأی آور(مهندس موسوی) کناربرود ومرتب چه بصورت رسمی وچه بصورت شایعه این تاکتیک محیلانۀ خود را در بین جوانان به هیجان آمده ازرنگ سبزرسوخ ونفوذ می دادند.
7- کمپین کروبی چون هستۀ تفکربسیارقوی داشت وبرنامه محوربود توانست تا اندازه ای این حملات دامنه دارودشمنانه ودیگرهیچ را خنثی کند وراه خودش را بازکند تا جائیکه فیلسوفی به سخت گیری وپروپیمانی سیدجواد طباطبایی هم ازمهدی کروبی حمایت کرد. اما هرچه به روزهای آخرتبلیغات انتخاباتی نزدیک شدیم ستاد کروبی و خود کروبی بدلیل تجهیزات وسازماندهی ومنابع مالی بسیارضعیف ترازدورقیب به سراشیب افتادند.
8- درست است که هستۀ فکری کمپین کروبی با مشارکت کرباسچی وعبدی ونجفی بسیارقوی بود ولی درشاخه های بعداً پیوسته مثل زید آبادی وسحرخیزو... عدۀ لازم را نداشت. گفتم که ازتحکیم وحدت هم با چماق کشی فرصت گرفته شده بود. واگربه همۀ این ها اضافه کنیم نفوذ یا ورود محمدعلی ابطحی کارنابلد ولاف زن بعنوان رییس ارتباطات وتبلیغات کروبی را -من درهمان موقع به مهندس عبدی کامنت دادم وگفتم که ابطحی مال این حرف ها نیست وسند دادم ازدورۀ خاتمی-که مهدی کروبی درروزهای پایانی وحساس تبلیغات کم بیاورد وازنفس بیفتد. توپخانۀ تبلیغاتی مهندس موسوی هم البته بدون موافقت اومرتب درحال شلیک انتخابات دوقطبی بین موسوی واحمدی نژاد بود. کروبی که برای تبلیغات خودش هم انرژی کم داشت دیگرنایی نگذاشته بودند برای تکذیب این تبلیغات منفی که سمج ولجوج القاء می شد وشایعه می شد که کروبی انصراف داد و...
9- البته کروبی خودش هم خوب تقسیم انرژی نکرده بود لذا هم درمناظره های تلویزیونی خیلی قبراق نبود وهم ازسوی ستادش درمورد بزرگترین نقطه ضعف او راجع به پول گرفتن ازشهرام جزایری پاسخ قانع کننده ومدرن تمهید نشده بود. چه او باید ضمن گفتن وجه روحانیتی این پول گرفتن های معمول درانتها می گفت که از جنبۀ سیاسی کاردرستی نکرده است وعذرخواهی می کرد.
10- لذا وقتی رسیدیم به روز22 خرداد 88 کروبی چندین بارتوسط رفقا شهید شده بود وحتی بسیاری ازهوادارنش هم یا به شایعۀ قوی انصراف اواعتقاد پیدا کرده بودند ویا به تبلیغات دوقطبی موسوی واحمدی نژاد متقاعد شده بودند. لذا کروبی درروز رأی گیری جزو سبدانتخاباتی تاکتیک رفقا "یا به مهندس موسوی رأی بده یا انتخابت [خارج ازالیگارشی] احمدی نژاد پلید خواهد بود!" اینکه بعداً لطیفه ساختند که حتی کرباسچی بعنوان معاون اول کروبی به مهندس موسوی رأی داده؛ ناشی ازهمین طنز تلخی بود که جریان داشت. وپربی ربط هم نبود این جوک شریعتمداری! یا...هو
...........................
شنبه ساعت 21:30 لندن:
بخشی ازپایان مقاله ام را شریعتمداری درکیهان کارکرده. بغیرازحذف جملۀ کلیدی آخرمقاله هم به متن وفاداربوده وهم نام دلقک را آورده. ضمن تشکرازایشان بخاطرتوجه دادن خوانندگانش به نام خودم که باعث افزایش خوانندگان "کیهان خوان"م می شود. انتظاردارم که ازوبلاگم بیشترنقل قول کند. والبته رفرنس را فراموش نکند که این حداقل وفاداری به اصول حرفه ای روزنامه نگاری است. یا...هو