| Praying hands |
1- روزفرخنده ای را شروع کرده ام امروزدرهوای بشدت lovely لندن. پست "نقدی زرد به جنبشی سبز" وبا هرفداکاری وجان کندنی که بود وبه همت 20 نفر کاربر نازنین بالاترین داغ شد ومن توانستم کلیک های آنرا به 160 کلیک -تااینجا- افزایش بدهم. این البته غیرازمیانگین 500 خوانندۀ ثابت وبلاگم است وبه آن بعلاوه می شود. اگرازاین 200 کلیک جدید فقط 10 درصد خوانندۀ جدید پیداکنم روز عروسی ام هم خواهد شد امروز. ضمن اینکه درمغز همۀ آنانی که آمده ورفته اند یک علامت سؤال ایجادشده است برای فکرکردن. واین نهایت خواست وتلاش سخت من دراین یک سال برای ایران بوده است. مرسی به همه وخواستم بگویم که چه نگاهی دارم برای سماجتی که سخت وپی گیر ولی پرزحمت وعاشق دنبال می کنم. ناگفته نماند که برای همین لینک جدی ومادر ازبالاترین اخطارگرفتم که اشکال تیترو محتوا دارد نوشته ام. وپاسخی دندان شکن دادم که اگرعذرخواهی نکنند وتکرارشود چنین اخطارهای خنده دار، اقامۀ دعوی می کنم برعلیه شان!
2- من تلاش می کنم که کمترین وکوچکترین امید واقعی را که درگوشه کناری افتاده وتوجه هیچکس را جلب نمی کند با منقاش هم شده استخراج کنم وبه شما ارائۀ بدهم. بجای امید های واهی وبزرگ وانتزاعی که معمولاً فقط خواندنش انتقام ذهنی خوانندگان سطحی وهیجان زده را درلحظه شفا می دهد وسوگواری بدنبال دارد. لذا می خواهم دراین نوشته ضمن یادآوری مجدد وسمج وهمیشگی نقطه نظرم نسبت به راه حل های درایران، سری هم به میز سیاست بزنم درسخنرانی های رهبرومصاحبۀ رییس جمهور ومهمترازهمه کوتاه سخنی ازمشایی. با من باشید. مرسی:
3- بارها گفته ام وبارهای بیشتری تأکید کرده ام وبارهای افزونتری هم سماجت خواهم کرد که: "مشکلات سیاسی درایران مشکلات فلسفی- اجتماعی است وارتباطی با سیاست بمعنای خاص ومدرن وفهم عامه ازسیاست ندارد. به این معنای روشن که اگر همین امروز قانون اساسی درایران به دموکراتیک ترین شکل ممکن تغییرکند ولی دین بمعنای سلطۀ هژمونیک آن درقالب "الیگارشی ایدئولوگ روحانیت" باقی بماند کمترین اتفاقی درزندگی ایرانیان نخواهد افتاد. بگذارید بروم روی مثال ها:
الف- قبلاً هم ازفوتبال مثال زده ام وآن عبارت ازاین بود که اگریکی ازروحانیون ارشد مؤثردرحکومت مثل مراجع تقلید ودربهترین حالت آیت الله خامنه ای، راضی شود وتصمیم بگیرد که برود دراستادیوم آزادی ومسابقۀ تیم ملی ایران را تماشا کند وهنگام پیروزی ایران بتواند یک مترعمامه اش را بهوا پرتاب کند ازهیجان. ازهمان لحظه ایران مشکل مضاعفی نخواهد داشت نسبت به همۀ مشکلات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی که همۀ کشورهای عقب مانده وحتی پیشرفته دارند.
ب- اینک اجازه بدهید با یک مثال سینمایی منظورم را دقیق بکنم: فیلم اخراجی های مسعود ده نمکی نازلترین وابتدایی ترین نوع سینمای تولیدشده درحال حاضراست ولی سینماست. وخود آیت الله خامنه ای هم همواره مسعود ده نمکی را مورد لطف و عنایت وتأیید خودش قرارداده است. حالا فرض بفرمایید که آیت الله خامنه ای دریک دگردیسی فکری حاضربشود که دست زن وبچه اش را بگیرد وبه یکی ازسالن های نمایش دهندۀ اخراجی ها برود وازنزدیک وبا تماشاگرتوده ومعمولی فیلم کارگردان مورد وثوقش را تماشا کند. درچنین حالتی هم بلافاصله مشکلات مضاعف جمهوری اسلامی برطرف خواهد شد. وهمین طوراست که اگرآیت الله تصمیم بگیرد وبه اجرای زندۀ سمفونی مردگان بعنوان غم انگیزترین وعبوس ترین موسیقی ممکن در تالار وحدت و در بین تماشاچی عام گوش کند.
پ- لذاست که تأکید می کنم که مشکلات ایران نرم افزاری وفلسفی هستند. ومشکلات فلسفی همیشه پیش پا افتاده وکوچک هستند که درصورت حل شدن نتایج بسیار بسیار بزرگی همراه می آورند. اینجاست که شما شعف مرا جستجوکنید ازیک حرف مشایی یا یک حرکت احمدی نژاد درمورد برسمیت رساندن آزادی "هیجان درعرصۀ عمومی". وهمین طوراست اگربخواهید دنبال کنید مواضع مرا درخوش آیند ازیکی نفروگروه وحزب وجناح ودسته. وبد آیند ازدیگری.
4- آیت الله خامنه ای برای نظامیان سخنرانی کرده است. محتوای سخنان ایشان مخلوطی ازواقعیت وتوهم وسیاست وآرزومندی وموعظۀ آخوندی است مثل همیشه. لذا ورود به آن امیدی نمی آفریند. امید اما درجلسۀ آیت الله با فرماندهانش ازصندلی های حسینیۀ امام خمینی بلند است. آنجاییکه پرسنل نظامی بجای نشستن ناراحت و معذب وتحقیرکننده برکف حسینیه وعذاب کشیدن دوسویۀ محتوایی وشکلی؛ راحت و فارغ ازفشارترکش های زمان جنگ دربدن ها وهمینطوراقتضای سن بالایشان نشسته اند وسخن سخنران را یا می شنوند واغلب تحمل می کنند ویا هیچ کدام ودرعوالم خود سیرمی کنند. واین حرکت خوب وروبجلویی است اگرآیت الله راضی شود تا به همۀ جلسات عام هم سرایت وعمومیت یابد.
5- درسوی دیگر رییس جمهورمصاحبۀ مطبوعاتی داشته است وبه پرسش های خبرنگاران پاسخ گفته است. سخنان رییس جمهور دوبخش عمده داشته است. یک بخشی سخنانی سیاسی ودیپلماتیک است که بشدت واقع گرا ومنطبق برسیاست مدرن است. چه حرف هایش درمورد دخالت های قدرت های بزرگ وچه حرف ها وموضع گیری های بسیارهوشمندانه اش درمورد تحولات منطقه. اما بخش دوم حرف های رییس جمهوردرحوزۀ فلسفۀ سیاسی بیان شده است که هرچند برای شنوندۀ عام ومدینه فاضله ای می تواند جالب وخلسه آورباشد مثل حرف های چپ های ارتدکس درقرن بیستم میلادی. ولی با واقعیت فلسفۀ زیست بشرمنافات دارد وهمخوان نیست.
6- ایشان درآنجایی که وارد تاریخ می شود وازنابودی سرمایه داری وعدالت صحبت می کند سخت به بیراهه می رود. واین البته به نوع انسان شناسی ایشان ارتباط دارد. ایشان انسان را قانع وعادل ذاتی می داند وگمان می کند که سرمایه داری یک ایدئولوژی است که کسانی درغرب آنرا طراحی وبه بشرتحمیل کرده اند. درحالیکه بشر نه تنها قانع وعادل ذاتی نیست بلکه ذاتاً لذت جو، بهترخواه، بهبود خواه وزیاده خواه است. واورا هرجوری رها کنی مثل گربۀ مرتضی علی فقط روی دوپای منافع شخصی ولذت بیشترش فرودخواهد آمد. وسرمایه داری حاصل چنین فرآیندی است و کسی را یارای نابود کردن آن نیست. چون اگربتوان سرمایه داری را نابود کرد در حقیقت باید پیشرفت وروبه بهبود حرکت کردن انسان را مهارکرد که این هم ممکن نیست. البته که برخی دستکاری های موردی برای توزیع متعادل ترلذت کم موجود در جهان می توان انجام داد که سیاستمدار خوب وبد درهمین مدیریت توزیع لذت است که کمی باهم متفاوت ومختلف می شوند. ایضاً اینکه حرف احمدی نژاد دراین مورد قابل اعتنا ونگرانی نیست. چون این یک آرزوی دیرینه است ودرعمل اتفاق نمی افتد و نخواهد افتاد. ضمن اینکه اولویت اول مشکلات ماهم نیست.
7- اما امید اصلی ازسوی سومی می آید. آنجایی که اسفندیاررحیم مشایی دریک جملۀ مثل همیشه موجز اینطورگفته است:
8- مهندس مشایی دراین فرازازسخن کوتاهش که می گوید: "ایجاد تقابل بین عناصر سرشناس مذهبی و دینی با عموم جامعه ..." حرف ها ونظریات ساختارشکن خودش را ازسوی "عموم جامعه" معرفی می کند تا این پالس را مکرر کند که هرآنچه من گفته ام ومی گویم خواست عمومی جامعه است ولذا به روحانیون هشدارمی دهد که دردام باخت ومقابله نیفتند. البته روحانیون خودشان این را می دانند وبهمین خاطرهم است که تلاش هایشان برعلیه مشایی وحذف او تلاشی مذبوحانه وکمرنگ است تا کنون.
"به گزارش خبرآنلاین اسفندیار رحیم مشایی گفت: یک جریان بولتن نویس حرفه ای به صورت متمرکز مشغول تولید خبرهای تحریف شده یا کاملا جعلی برای مراجع سیاسی و فرهنگی کشور هستند.وی با طرح این موضوع افزود: ایجاد تقابل بین عناصر سرشناس مذهبی و دینی با عموم جامعه امر شیطنت آمیز و خطرناکی است که توسط بعضی باندها پیگیری می شود.رئیس کمیسیون فرهنگی دولت همچنین گفته است: نباید اجازه دهیم افراد و جریان هایی که از مبارزه دولت و نظام با فساد خودشان و منتسبانشان ناراحت و ناراضی هستند در کشور فضای دروغ پردازی و تهمت افکنی را رواج دهند."
9- وسخن نهایی خودم که اگرامیدی قطره ای ولی واقعی بشما می دهم قطره ایست که اگرجریانش ادامه یابد دربلندمدتی کوتاه به اقیانوس گشایش درزندگی اجتماعی ایرانیان خواهد انجامید. وبرای کوتاه مدت وروزمره اش هم حداقل این خوبی را دارد که با تعدیل نفرت شما ازاحمدی نژاد زندگی شخصی شاداب تری را برای شما تدارک می کنم. ومگردلقک ها رسالتی جزشادی ملت هایشان دارند! یا...هو
..........................
شاهد صادق ازغیب رسید. وهمین الان برادرم با خانواده اش ازایران برگشت وگفت که تحلیلم ازداخل ایران منطبق با واقعیت شاد بود. شاد باشید.