۱۳۹۸ دی ۲۳, دوشنبه

بعد از 15 دقیقه از اسقاط هواپیمای اوکراینی توسط سپاه تیمسار مرندی سوارش شد و این است روایت او!




این رشته توئیت را در توئیتر منتشر کردم. ویژگی اصلی آن این بود - مثل اکثر مواقع که سیرکم شاهد صادق آن است - که از نظر ثبت زمان این اظهار نظرها زودترین و پیش بین ترین نظرات بیان شدۀ رسمی و غیر رسمی در فضای واقعی و مجازی راجع به سقوط است! میخواهم هم این توئیت ها را پشت سرهم ضبط کنم و هم برای دوستان و مخاطبانی که به توئیتر دسترسی ندارند در دسترس قرار بدهم! امیدوارم مفید هم باشد! یا...هو

1- سقوط هواپیمای #اوکراین چنان تلخی سنگینی بر روانم دارد که تحمل تایم لاین فعلی برایم امکان پذیر نیست. میروم چند ساعت بعد برگردم! آخرا چرا امروز. آخر چرا باز در ایران. آخر چرا ایمن ترین هواپیمای بوئینگ 737. آخر چرا با اینهمه جان عزیز. آخر چرا با اینهمه نخبه و جوانان با رؤیا!

2- #فاجعۀ سقوط هواپیما:
ایران عمدی زده: مزخرف است! امریکا زده: مزخرفتر است! با نقص فنی سقوط کرده: خیلی خیلی بعید است! اینکه پدافند هوایی ایران اشتباهی زده باشد ازهمۀ گزینه ها درستتر است! مسئولیت این فاجعه با ج.ا است و باید تیم فنی مورد تأیید خانواده ها تشکیل و اعلام نظر کند! #تسلیت

3- این یک اظهار نظر نظامی با شناخت دقیق نیروهای مسلح ایران است:
حالت جنگی باعث آماده باش قرمز به نیروهای مسلح ایران شده است. #بویینگ۷۳۷ بشدت ایمن و غیرقابل سقوط فنی بحریم یک توپ ضدهوایی قدیمی - مثل 23 میلیمتری ها - رسیده و یک گروهبان قندعلی خودشیرین یا دستپاچه بدون دستور شلیک کرده!

4- این هواپیما از نسل سوم بوئینگ 737 NG بوده و ایمن ترین طیارۀ دنیاست و تا کنون سانحه ای عمده نداشته و با بوئینگ 737 نسل چهارم معروف به MAX که دو فروند آن سقوط کرد و فعلاً کلاً زمینگیر است فرق دارد.

5- ج.ا دقیق میداند که چه بر سر هواپیمای ساقط شدۀ اوکراینی آمده و اینهمه جان و جوان از دست رفته و ایران را بعزا و ماتم نشانده! بنابراین دارد فرصت را از دست میدهد در اعلان صریح علت سقوط و عذرخواهی و جبران خسارت ها! و الاّ اگر بزودی معلوم شود - میشود - که مورد اصابتی بوده واویلا!

6- اطلاعات منتشر شده در مورد سقوط #بوئینگ_737 - 800 اوکراینی شکی باقی نمیگذارد که این سقوط نمیتواند سقوط نقص فنی باشد؛ زیرا برای هرنوع نقص فنی چندین گزینۀ نجات وجود دارد ونمیشود سقوط طوری باشد که خلبانان فرصت حتی یک کلمه مکالمه با برج را نداشته باشند! حالا احتمال انفجار کابین قویست!

7- من در ارزیابی بلافاصله ام از سانحۀ #بوئینگ گفتم که سقوط ناشی از تیراندازی یک گروهبان قندعلی جوگیر از توپهای مکانیکال بوده؛ الان که خبرهای متواتری میرسد از احتمال برخورد موشک اشتباهی؛ معلوم میشود این جنایت سهوی از یک واحد پدافند هوایی ناشی بوده و باید فرماندهان کلان محاکمه شوند!

8- وقتی فرمانده کل قوای یک کشور یک آخوند قراضه باشد که اینقدر به دقت موشک هایش متمرکز است که امریکایی ها - دژمن - را نکشد! طبیعیست که دیگر وقتی نخواهی داشت برای رسیدگی به آموزش ارتشی که هواپیمای نخبگان کشورت را اشتباهی نزند! لعنت به آیت الله خامنه ای!

9- تأکید در تأکید میکنم که هیچکس - تأکید بر هیچکس - نگفته حکومت ایران عمداً دستور شلیک به #هواپيماى_اكراينى را داده - اگر کسی هم گفته گه خورده - همه گفته اند و گفته ایم یک نفر یا یک آتش بار ضدهوایی اشتباه کرده و طیاره را بجای طیارۀ دشمن مورد هدف قرار داده!

10- اگر تحقیقات بعدی درستی سقوط #موشکی_اشتباهی را تأیید کند؛آن گُه خورده بتوان n هم از الان تعلق میگیرد به جمهوری اسلامی که تاکنون اعتراف و عذرخواهی نکرده!

11- بیانیه های دولت وزارت خارجه و مصاحبۀ رییس هواپیمایی را دیدم وحالا با اطمینان کامل معلوم است که #هواپیمای_اوکراینی با شلیک پدافند ج.ا ساقط شده است. چون این اظهارات هر سه خنثی مشخص میکند که دارند زمان میخرند برای رفع ورجوع ممکن. پدافند گفته زدیم شما ایکائو بازی کنید تا راهی بیابیم!

12- بجای اینهمه سیاستمدار و بیانیه و شامورتی بازی هایشان؛ کافی بود واحد و فرمانده مورد اتهام را میاوردید و میگفت پدافند شلیکی نکرده! اگر مطمئن هستید که شلیکی در کار نبوده!
واقعاً نمیفهمید یا خودتان را زده اید به خریت! #هواپيماى_اكراينى

13- واقعاً این دولت روحانی هم خیلی بامزه و نمکدان است! سخنگوی دولت و سخنگوی وزارت خارجه هر دو از دولت کانادا خواسته اند که اگر اطلاعاتی از چگونگی سقوط #هواپيماى_اكراينى دارند برای کمک بدهند به ایران. به #ترودو گفتم گفت من که از پدافند شلیک کننده بیشتر نمیدانم!

14- #جاستین_ترودو نخست وزیر کانادا #دونالد_ترامپ رییس جمهور امریکا نیست و هم از نظر شخصی و هم از نظر سیاسی بین ایندو یک فاصلۀ 180 درجه ایست. و به این خاطر هم که شهروندان کشور او کشته شده اند هر ادعایی را بزبان نمیآورد بخاطر تبعات روانی آن برای خانواده ها. یعنی حرفش معتبر است!

15- اگر ماجرای سقوط #هواپيماى_اكراينى توسط موشک توسط تیم ارزیابی فنی طوری به اثبات برسد که ج.ا نتواند حاشا کند؛ فرضیۀ اشتباهی زدن موشک را نخواهد پذیرفت و خواهد گفت موشک عمدی شلیک شده و بفرمان و اجرای یک یا چند عنصر جاسوس و نفوذی در پدافند نیروهای مسلح بوده! و شو تلویزیونی!

16- من تا پایان نتیجۀ تحقیقات مورد اجماع بین المللی سکوت میکنم اگر: "نیروهای مسلح ایران بیانیۀ رسمی بدهد و هرنوع شلیک در ساعت و منطقۀ سقوط را تکذیب کند". چون آنها تنها مرجع باخبر از اصل ماجرا هستند و بدلایل زیاد - از دست دادن حمایت مردم - نخواهند توانست دروغ بگویند!

17- چرا خلبان بعد از سانحه با برج تماسی نگرفته است؟
چون وقتی موشک تور - از نظر فنی غیر اصابت مستقیم است - به هواپیما نزدیک شده و باعث تخریب و آتش سوزی در نقاط مختلف بدنه و موتورها شده خلبان فقط به فکرنجات جان مسافران در یک دقیقه فرصت و رساندن طیاره بزمین بوده است!

18- لزومی ندارد تا فردا صبر کنیم تا تأیید سقوط #بویینگ_۷۳۷ با موشک را از زبان ج.ا بشنویم. حسین شریعتمداری که از همۀ پشت پرده های اطلاعاتی نظام خبر دارد؛ با کار کردن سقوط بعنوان خبری خنثی و بی اهمیت تأیید کرد که اسقاط طیارۀ مرگ توسط موشک ج.ا قطعیست!

19- اینکه #سپاه در حالت 100% جنگی پروازها را ممنوع نکرده؛ فقط بخاطر "لات بازی ضد تجربه و علم" جمهوری اسلامی بوده است. که میخواسته بگوید:
در حالی پایگاه های امریکایی را زدیم که آب تو دل ملتمان تکان نخورد! دوگانۀ بدبختی چهل ساله: موشک بالستیک میسازند و رفتار فناتیک و ضد علم دارند!

20- قبل از بحث شلیک اشتباه بحث مهمتر پرواز اشتباه است. که تصمیم گیرندۀ هر دوتا هم سپاه بوده است. اگر جلو پرواز اشتباه را گرفته بود شلیک اشتباه پیش نیامده بود. البته حتی در مورد هواپیمای بندرعباسی هم حداقل یک روایت پرواز اشتباه از فرماندهان زمان جنگ دیده ام!

21- دولت و مجموعه اش - بعنوان پادوهای حاکمان اصلی - قطعاً در اهمیت و وزنی نیستند که زدن هواپیما به روحانی و ظریف و امثالهم اطلاع داده شود. اما اینکه خامنه ای هم تا دیروز اطلاع نداشته دروغی کثیف و بیهوده و تحقیر کنندۀ خود خامنه ای بعنوان فرمانده کل قوا است!

22- در جلسۀ نهایی کردن تصمیم "حمله به اهداف امریکایی در عراق" قطعاً ممنوعیت پروازهای داخل و خارج از سوی فرماندهان نظامی و پدافندی ارتش تذکر داده شده است. مخالفان این تصمیم در #سپاه که باعث فاجعه اسقاط #هواپیمای_اوکراینی شد باید محاکمه شوند!

23- یک آدرس هم بگذارم برای رسانه های داخلی #بی_خاصیت:
اگر دنبال کسی هستید که بتوانید گزارشی تهیه کنید از علل منجر به سقوط هواپیما بروید سراغ علت اصلی - عدم ممنوعیت پروازی در عملیات - بروید. و اگر دنبال نام مشخص میگردید. یقۀ دریابان شمخانی را بگیرید که هم بوده و هم رأی داده.

24- و یک نکتۀ قطعی دیگر:
دستور آیت الله خامنه ای بعنوان فرمانده کل قوا به اتاق جنگ تصمیم گیرنده در مورد حملۀ تلافی جویانه به پایگاه امریکایی: من شخصاً با "ممنوعیت پرواز #هواپیماهای مسافربری در روز حمله مخالف هستم
😭
اما هرچه فرماندهان تصمیم بگیرند تأیید میکنم!
😭
بروید دنبال این سرنخ!

25- #سردار_حاجی_زاده ای که با ذهن انباشته از جنایت هولناک زدن هواپیمای مسافربری میتواند بیاید و با تمرکز و خونسردی و خوشحالی از موبموی عملیات موفق در حمله به امریکا سخن بگوید؛ چقدر عنصر کثیف و دروغگویی میتواند باشد که امروز ادعا کند "وقتی فهمیدم طیارۀ خودی را زدیم دلم میخواست بمیرم"!

26- سردار حاجی زاده با تأکید گفت: من بلافاصله از شلیک به هواپیما به همۀ مسئولان اطلاع دادم! همۀ مسئولان هم - بغیر از سپاهیان و آیت الله خامنه ای - هم گفتند که تا روز جمعه اطلاع نداشتند!
نتیجه: در ج.ا بغیر از رهبر و سپاه هیچکس مسئول نیست! این تأیید دقیق حرف ماست! #دروغ_بزرگ

27- اما در پاسخ آنهایی که اعتراف دیرهنگام نظام به #فاجعهٔ_ملی را با هشتگ آفرین به نظام و‌ حاجیزاده بخاطر پذیرش مسئولیت حمله به ارگاسم رسیده اند و میرسند میگویم؛
پنهان کاری در مورد واقعیت هاییست که قابل حاشا کردن باشد و نه درمورد واقعیتهای «آفتاب آمد دلیل آفتاب» #دروغ_بزرگ

28- دروغ ذاتی آخوندست! لطفاً فقط #دروغ_کثیف نگوئید:
حتی چلاقترین آدم نابالغ ذهنی هم درمورد مشکوک بودن سقوط بوئینگ 737 اظهارنظر کرده بود. اگر سپاه بشما اطلاع نداد آیا شما هم حتی سؤال نکردید؟ و آیا پاسخ شما سکوت بود یا انکار بود و یا "خفه شو فعلاً"!؟ خطابم بویژه به #روحانی و #ظریف است!

29- اگر مشابه این فاجعهٔ هواپیما در یک دولت مدرن و معاصر - اعم از استبدادی یا دموکراتیک - رخ میداد؛ شخص اول کشور در همان ساعات اولیه میآمد در تلویزیون و ضمن اعلام اشتباه رخ داده وعذرخواهی و قول جبران مافات میگفت: همهٔ قاصران و مقصران این فاجعه را برکنار و تحویل مرجع قضایی نظامی دادم!

30- مرثیه ام برای جان های پرپر شدۀ شما سرنشینان پرواز مرگ حکومتی!
برای جان و جوانی خودتان و برای رنج بی پایان بازماندگان عزیزتان متأسفم و گریه میکنم. اما یک خبر خوش هم برایتان دارم: خون خواهی پیکرهای پاک و خاکستر شده تان مارا به رهایی از کابوس ج.ا بسیار نزدیکتر کرد! #روانتان_شاد

30- شمخانی:
اثبات هر یک از عوامل تاثیرگذار بر شلیک موشک، می‌توانست نحوه اطلاع رسانی و واکنش کشور به این رخداد را در شرایط کاملا متفاوتی قرار دهد". پاسخ: حرف شما درست است. اما شما باید اصل «سقوط بر اثر موشک خودی» را همان روز اعلام و ارائهٔ جزییات را به پایان بررسی ها موکول میکردید!

31- سپاه با تأکید و مکرر گفته که سامانۀ پدافندی منجر به فاجعۀ شلیک به #هواپيماى_اكراينى را ساعت 12 - فقط 1/5 ساعت قبل از حمله - همانشب عملیات در گلوگاه فرودگاه مستقر کرده: معنای آن این است که تهدید از سوی فرودگاه جدیست! که خود این یعنی حساسیت شدید پرسنل و آتش به اختیار بودنشان!

32- دروغ ذاتی آخوندست! لطفاً فقط #دروغ_کثیف نگوئید:
حتی چلاقترین آدم نابالغ ذهنی هم درمورد مشکوک بودن سقوط بوئینگ 737 اظهارنظر کرده بود. اگر سپاه بشما اطلاع نداد آیا شما هم حتی سؤال نکردید؟ و آیا پاسخ شما سکوت بود یا انکار بود و یا "خفه شو فعلاً"!؟ خطابم بویژه به #روحانی و #ظریف است!

۱۳۹۸ دی ۱۱, چهارشنبه

آیت الله خامنه ای مستأصل از پاسخ قانع کننده به حزب اللهی ها! بدنبال افسران و بسیجیان خودسردرمیان نیروهای سرکوب میگردد!


1- در حالیکه اغلب تحلیلگران و کارشناسان  تمرکزشان بر روی کمیت کشته شدگان و پاسخ جمهوری اسلامی به مجامع بین المللی و کشورها و افکار عمومی غرب هستند. من تمرکزم بر روی کیفیت کشته شدگان - چه بلحاظ هویت فردی و اجتماعی و چه بلحاظ نوع کشته شده با سلاح سرد یا گرم و اصابت به کدام عنصر حیاتی کشته شده ها - است. زیرا اولی سؤال مخالفان جمهوری اسلامی است و پاسخی هم نخواهد یافت چون جمهوری اسلامی در هیچ مقطعی مثل 88 یا 96 هم پاسخی به این خواسته ها نداده و اصولاً پرسشگران را صالح و قابل پاسخگویی نمیداند. اما دومی سؤال موافقان جمهوری اسلامی است و عدم پاسخ به آنان باعث ریزش موافقان و مشروعیت زدایی بازهم بیشتر از حکومت انقلابی خواهد شد. و گیر حکومت هم همینجاست.

2- ضمن اینکه اینقدر "حرف مفت زن ارتزاقی" در رسانه ها و مدیا زیاد است که خودشان بکمک جمهوری اسلامی میآیند و موضوع را لوث میکنند! مثلاً بهمین خبر 1500 کشته از سوی رویترز نگاه کنید که یک معنایش این است که اگر تعداد کشته ها 1000 نفر باشد جمهوری اسلامی در موضع برنده می نشیند و خبر رویترز را بزرگنمایی دشمنان معرفی میکند. البته شخص خودم کشته شدن بیش از 300 تا 400 نفر را اغراق آمیز میفهمم. یا بازهم به ادعای دیگر رویترز در مورد دستور مستقیم خامنه ای جهت تیراندازی مستقیم به معترضان نگاه کنیم. هرآنکس که با شخص خامنه ای و روحیات او اولاً و نوع سیاست ورزی "همیشه در وسط ایستادن او" ثانیاً آشنا باشد؛ خیلی سریع میفهمد که این ادعا واقعیت ندارد و ذهنش بنفع خامنه ای تغییر جهت میدهد. درست است که حتماً خامنه ای دستور "جمع کردن هر چه سریعتر" اعتراضات را صادر کرده؛ اما اینکه مصداق تیر مستقیم را هم به نیروهای سرکوب داده غیر ممکن است. آن جمع کردن سریع اعتراضات هم کاملاً از هر سیاستمدار راست رادیکال - حتی اگر انقلابی هم نباشد - طبیعیست زیرا در جایی هم با استناد به فوتبال گفتم که در تاریخ نتیجه ثبت میشود و نه نوع بازی جوانمردانه یا ناجوانمردانه. ضمن اینکه اجازه به گسترش و تعمیق اعتراضات برای مهار آن در مدت طولانی نتیجه ای عکس میدهد چه از نظر خسارت ها و تعداد کشته ها و چه از جنبۀ متزلزل کردن حکومت ها!

3- برگردم روی ریل خودم و بگویم که چرا خامنه ای دچار دردسر بزرگی شده که حتی میتواند بیشتر از دردسر جنبش سبز هم زیانبار باشد. درست است که در جنبش سبز هم خامنه ای تعدادی از نیروهای وفادارش را در جبهۀ موسوی میدید و ناگزیر به از دست دادنشان تن داد - شاخص ترین و نماد ترینش محمد نوری زاد - اما در آن مقطع هنوز حزب اللهی های وفادار و مسئله دار نشده بقدرکافی زیاد بود که از دست دادن بخشی از آنان خامنه ای را فلج نکند. ضمن اینکه محرومان غیر ایدئولوژیک هم اکثریت قاطعشان توسط احمدی نژاد در جبهۀ خامنه ای حضور داشتند. اما در رستاخیز آبان ریزش نیروها از تعداد هوادارانی شروع شده که در موقع حداکثری بودنشان هم به اندازۀ کافی - حفظ اتوریتۀ مشروعیت بخش نظام - نبودند و نیستند.فاجعه بارتر اینکه اینبار تقریباً بیشتر محرومان غیر ایدئولوژیک هم در جبهۀ مقابل خامنه ای ایستادند . لذا سؤال روز من این نیست که خامنه ای چرا پاسخ مجامع بین المللی و مخالفانش را نمیدهد. بلکه سؤال اصلی این است که خامنه ای در پاسخگویی به موافقانش درمانده است!

4- مهمترین سؤال های خودیها و موافقان جمهوری اسلامی و هواداران شخص آیت الله خامنه ای بقرار زیر است:
الف- چرا نیروهای اطلاعاتی نتوانسته اند واکنش مردم به گرانی بنزین را ارزیابی درست و گزارش بدهند!
ب- اگر مورد اول درست نیست چرا خامنه ای بگزارش ارزیابی اطلاعاتی ها وقعی ننهاده است!
پ- چرا خامنه ای از تصمیم غلط افزایش شوک آور قیمت بنزین حمایت کرده است!
ت- اگر تصمیم افزایش قیمت بنزین ناگزیر یا درست بوده؛ چرا خامنه ای از نحوۀ اجرای غلط آن پشتیبانی کرده است!
ث- در حالی که در علن و بولتن های کتبی یا شفاهی نیروهای خودی از مخالفتش با مشی سیاست ورزی دولت روحانی سخن میگوید؛ چرا خودش را هزینۀ اجرای غلط همین دولت غیر انقلابی و فاسد کرده است!
ج- چرا تبلیغات جمهوری اسلامی در فرافکنی اعتراضات فلج بوده و همۀ عرصه را به مخالفان جمهوری اسلامی واگذاشته و باخته!
چ- اگر ادعای خامنه ای در مورد تئوری توطئۀ  دشمنان و اراذل و اوباش - ضدانقلاب - درست است. چرا نیروهای اطلاعاتی نتوانسته اند چنین توان و بسیج دو ساله ای را کشف و گزارش بدهند!
ح- حالا هم که در کشف توطئه موفق نبوده ایم. چرا از افشای مستند و در صحنۀ این اراذل - مثل عکس و فیلمی از یک رذل مسلح یا آتش زننده یا تخریبگر - قابل رصد در بین مستندات اعلامی جمهوری اسلامی نیست!
خ- چرا اغلب کشته شدگان از سروصورت و قلب و بالا تنه مورد اصابت قرار گرفته اند و دستور دهنده اش کیست!
ر- چرا اکثریت کشته شدگان از فقرا و محرومان و حداکثر ناراضیان اجتماعی در حاشیه بوده اند. و هیچکدام از اینها نه خودشان و نه خانواده هایشان فعال و رهبر و سیاسی و مخالف جمهوری اسلامی و از اراذل مورد ادعا نبوده اند. تا جائیکه دبیر شورای امنیت ملی از رقم وحشتناک 85 درصدی کشته شدگانی میگوید که اصولاً معترض و تظاهر کننده نبودند!
ز- و بالاخره اینکه چرا از انعکاس آتش سوزیها و تخریب ها و غارت ها - که بقول خودمان در روزهای ابتدایی - سر بهزاران بانک و فروشگاه و اماکن عمومی و خصوصی میزند؛ و نشان دادن عوامل اصلی تخریب آنها خودداری میکنید!

5- پاسخ به این سؤال ها نه تنها ساده نیست بلکه بسیاری از آن ها سؤال خود خامنه ای هم است که قادر به درک آن در چهارچوب تئوری توطئۀ سلطنت طلب ها و مجاهدین خلق و امریکا و عربستان نیست؛ و همۀ دیر کرد در یافتن پاسخ هم بهمین درماندگی خود خامنه ای برمیگردد که نه میتواند واقعیت اتفاق افتاده - شورش نان و ناکارآمدی و دشمن تراشی و دیگر هیچ - را باور و تبیین کند و نه قادر به ساختن سناریوی جعلی از دخالت های بیگانگان و عوامل نفوذی و ایکس و ایگرگ است. به این دلیل هم که بدلیل اشراف و دسترسی بسیاری از خودی های سؤال کننده به پستوهای تصمیم سازی و سناریو سازی حکومت؛ هر گونه تلاش جعلی آنان را متقاعد و قانع نخواهد کرد.

6- البته خامنه ای در همه جا مشکل یکسان ندارد. به این معنا که مثلاً در استانهای مرزی و استان های دارای اقلیت های قومی حداکثری مشکل کمتردارد. زیرا می تواند از جدایی طلب و ضد انقلاب و افراد مسلح و گروهک ها مایه بگذارد که آنها باعث خشونت و کشتار و چه و چه شده اند. اما در برخی از استانها بویژه تهران و البرز و اصفهان و شیراز این فرمول مطلقاً کار نمیکند. زیرا این استانها هم برخوردارتر بوده اند و هم پایگاه های اصلی رژیم مستقر هم در آنجاهاست. 

7- اوضاع هنگامی کاملاً به بن بست میرسد که شمخانی میگوید در استان تهران 85 درصد کشته شدگان آدم های در حاشیه بودند و حتی خیلی از آنان در اعتراضات هم شرکت نداشتند. خب در چنین حالتی فقط یک پاسخ نیروهای بشدت آزرده و مصر به جواب خواهی خودی ها را قانع میکند. و آن تنها پاسخ معرفی کسانیست که این آدم های نامرتبط و در حاشیه را کشته اند و اگر نیروهای حکومت بوده اند فرمانده دستور دهندۀ آنها!

8- واقعیت قضیه این است که خامنه ای خودش هم همین پرسش را از زیردستانش دارد و این زیردستان هم همین پرسش را از خودشان: راستی تقصیر که بود؟ و نمیتوانند پاسخش را بیابند. زیرا مستندی از ضدانقلاب مسلح و هنگام کشته سازی - تعبیر از رژیم - ندارند و نتوانسته اند تمهید کنند و ثانیاً خودشان هم مطمئنند که دستور تیراندازی های کور را آنان نداده اند!

9- بنظر من حکومت همۀ گزینه های روی میز - اعم از نفوذی ها و عوامل ضدانقلاب و سلاح های غیر سازمانی و ... - در مورد کشته شده های بتعبیر خودشان تصادفی و مأموران خودش بویژه در استانهای مورد اشاره ام و علی الخصوص استان تهران و کرج بررسی دقیق و چند باره کرده و به جمع بندی قانع کننده ای نرسیده است. زیرا متوجه شده اند که اغلب کشته شده ها با سلاح های سازمانی هدف قرار گرفته اند و هیچ ردپای مشخصی هم از عوامل ضدانقلاب و نفوذی ها پیدا نکرده اند. و اینجا بوده که با آن وحشت بی پایان روبرو شده اند: "خود سرها در بین نیروهای موظف سرکوب" که بجای اجرای دستورات یا به مافوق هایشان شلیک کرده اند و یا با شلیک کور بمردم برای مخالفت با خامنه ای و بدنامی حکومت!

10- و بدیهیست که در اینجا هم بیشترین ظنشان به بسیج متمرکز شده که هم بدقت سایر عوامل سرند نشده اند و هم بدلیل شباهت با مردم در پوشش و روش بهترین امکان را داشته اند در تیراندازی و آتش زدن و تخریب. ارجاع میدهم شما را به ادعاهای مستند نسبتاً فراوانی که مردم میگفتند دیده اند بسیج خودش آتش بیار معرکۀ تخریب ها و آتش زدن ها بوده!

ز- اما هضم این گزاره - میدانم از نگاه خیلی از شما متهم به تبرئۀ خامنه ای هم خواهم شد و البته باکی ندارم - نه تنها راحت نیست بلکه بسیار نگران کننده و وحشتناک هم بوده و است برای خامنه ای! چون حتی اگر نام این خودسران در بین نیروهای بدنۀ سرکوب را به نفوذ عوامل ضدانقلاب و بیگانه در صفوف خودی فرافکنی کند و نپذیرد که نارضایتی چنان گسترده شده که حتی در داخل نیروی سرکوب خودسری کرده اند؛ بازهم چیزی از دهشت خامنه ای کم نخواهد کرد برای ترسیدن از سایۀ خود از این به بعد. و این ناقوس مرگ رژیم در همین حوالی چند ساله را صدا خواهد داد مثل صدای ساعت بیگ بنی که همین الان سال 2020 میلادی را صدا میزند؛ و سال نو میلادی مبارک! یا...هو

بعد از تحریر: همانطور که بارها گفته ام هیچ حکومتی نمیتواند بدون حداقلی از اتوریته - نفوذ معنوی مشروعیت بخش - در جامعه تحت حکومتش و فقط با تکیه بر نیروی سرکوب - هرچقدر قوی و پرتعداد - دوام بیاورد. و حکومت ناسازگار با زمانه و بسیار مضر جمهوری اسلامی - بویژه در 20 سال اخیر - هم با رستاخیز آبان در حال سقوط از این حداقل اتوریته است و چون نشان داده که بطور ذاتی نمیتواند خودش را بازسازی کند؛ باید منتظر فروپاشی نه خیلی دور و نه خیلی نزدیک خودش باشد! 

۱۳۹۸ دی ۱۰, سه‌شنبه

خامنه ای اشتباه کرد ترامپ هم بل گرفت! ولی طوری نیست هنوز و مذاکره اولویت است.

Image result for ‫حمله به سفارت آمریکا در عراق‬‎


1- حمله به سفارت امریکا در بغداد اوضاع منطقه را بیش از پیش متشنج کرده و معلوم نیست روزهای بزودی آینده آبستن کدام حوادث تنش زای دیگری خواهد بود. اما چیزی که معلوم است این است که هم ج.ا در پی فرافکنی تبعات سنگین رستاخیز آبان بعهدۀ درگیری محدود با امریکاست و هم امریکا در پی حداکثر استفاده از مشروعیت زدایی و ضعف برملا شدۀ اخیر جمهوری اسلامی در جنبش رستاخیز آبان! البته که هردو طرف هنوز هم دنبال درگیری نظامی حداکثری و جنگ مستقیم نیستند و هر دو طرف امیدوارند که در همین تنش های محدود نیابتی در عراق ماهی برنده را آنان صید کنند!

2- اگر روایت امریکاییان صحیح باشد در شناسایی کتائب حزب الله بعنوان حمله کننده به مقر مشترک ارتش عراق و نیروهای امریکایی و کشته شدن پیمانکار امریکایی این خامنه ای بوده که با اطمینان از عدم پاسخ امریکا دستور این شیطنت را داده برای رهایی از فشار "سرخط خبرها بودن" رستاخیز آبان در جامعۀ سیاسی بین المللی و از آن مهمتر تغییر سمت و سوی اعتراضات هواداران خود از "چرا مردم را کشتید و موضع رسمی هم نمیگیرید" بسوی دشمن فرامرزی و امپریالیسم جهانی! اما اگر روایت جمهوری اسلامی صحیح باشد که این کشته سازی امریکایی را هم توطئۀ خود امریکا معرفی میکند این ژنرالهای امریکایی بوده اند که علیرغم میل ترامپ زمان را مناسب ترین یافته اند در پاسخ بهمۀ حملات اخیری - از حمله به ناوها و نفتکش ها و سقوط پهپاد و حمله به آرامکو - که معتقدند مستقیم یا غیر مستقیم کار ایران بوده!

3- گفتم حمله به کتائب علیرغم میل ترامپ بوده را هم به این دلیل قریب به درستی میدانم که معمولاً پرزیدنت ترامپ مواردی را که خود ایده پرداز و سیاست گذارش بوده باشد بلافاصله با توئیت تصمیمش تأیید میکرده و این حمله از آن جمله نبوده است. اما این به این معنا نیست که ژنرال ها خودسر عمل کرده اند بدون دستور ترامپ بعنوان فرمانده کل قوا. بلکه منظورم دقیقاً به "این تصمیم از ایده تا اجرا کجا پروده شده" است که معتقدم کار ژنرال ها در پنتاگون با مشاورۀ پمپئو بوده است و ترامپ با کم میلی دستور نهاییش را صادر کرده!

4- اما اگر آیت الله خامنه ای شیطنت کتائب را سبب شده باشد که بنظر خودم هم روایت امریکایی صحیح تر بنظر میرسد؛ با این اطمینان انجام گرفته که امریکا - مثل دفعات قبل - واکنش سختی نشان نخواهد داد و موضوع با اهداف ج.ا ختم به خیر خواهد شد در جمع کردن رستاخیز آبان از روی میز طرفداران خودش در داخل! بنظر من هم همانطور که گفتم خامنه ای بخاطر شناخت خوبی که از ترامپ دارد مطلقاً پیش بینی چنین حملۀ گسترده و آشکاری بمواضع کتائب در داخل عراق را نداشت. زیرا علاوه بر رفتار شناسی شخص ترامپ خامنه ای امریکا را بازیگری قاعده مند - در ظاهر هم شده - میداند و فکر نمیکرد که امریکا در داخل کشور میزبانش به بخشی از نیروهای مسلح آن کشور حمله ای تا این حد گسترده و کشنده و ویرانگر بکند. زیرا که کتائب در قالب حشدالشعبی بخشی از نیروهای مسلح عراق شناخته شده و رسمیت یافته!

5- حالا اما برعکس ارزیابی خامنه ای حادثه تا این حد عمیق و غیر قابل تصور پیش رفته و باید راه حلی بیابد. حمله بسفارت امریکا گزینۀ خوبی بوده و خامنه ای دستورش را صادر کرده با این تأکید و اطمینان و اعتماد که "حمله باید خیلی جدی اما کاملاً کنترل شده باشد" تا هم تحقیر و خشم نیروهای بدنۀ کتائب را ترمیم کند و هم باعث فاجعه ای - مثل اشغال سفارت امریکا - بزرگتر نشود! لذا طبق فهم من این حمله و همین امروز جمع خواهد شد و درگیری نیابتی فعلی در همین حد فیصله پیدا خواهد کرد تا هر دو طرف فرصت ارزیابی حرکت های بعدی خودشان را - در چند ماه آینده - داشته باشند!

6- البته این حمله به ترامپ هم این فرصت را داد که حملۀ امریکا به کتائب را هم تأیید کند و هم با مقصر دانستن خامنه ای در حمله بسفارت امریکا در عراق از زهر اقدام پیشنهادی ژنرال هایش کمی آسوده تر شود!

7- طبق قولی که داده بودم - اما اینک خیلی مختصر دیگر - یک اشاره ای هم بکنم به رستاخیز آبان و شورش نانی که وقایع اخیر بین جمهوری اسلامی و امریکا پیامد و برای بهره برداری - برای خامنه ای از یاد بردگی و برای امریکا بیاد ماندگی - از آن صورت گرفته است:

در پست بعدی: دارم مینویسم!

۱۳۹۸ آذر ۹, شنبه

عکس نوشتِ "بین دو هیچ" یعنی سرگردان میان خشونت گرسنگان و فانتزی آوارگان!

تصویر مقدس بالا هرآنچه را که من و ما ممکن است - حتمی نیست - بتوانم و بتوانیم در طول روزها و ماه ها و در طویل ترین مقالات و رساله ها و کتاب ها بگوییم خلاصه کرده است و تمام:

1- معرفی شخصیت ها:
الف- مردی 50 تا 60 ساله در سمت چپ تصویر که در حال جوریدن کیسه پلاستیک است و میتواند نماد محرومان باشد و در جستجوی معیشت!
ب- نفر وسط جوان زود شکسته شدۀ زیر 35 ساله ای که میتواند نماد طبقۀ متوسط در حال اضمحلال فعلی ایران باشد!
پ- نفر سمت راست جوان کمتر شکسته شدۀ زیر 45 ساله ای که میتواند نمایندۀ اپوزیسیون جمهوری اسلامی - با تأکید بیشتر بر خارج از کشور- باشد!

2- معرفی رفتارها و طرز نشستن ها:
الف- پیرمرد در حال جستجوی داخل کیسه پلاستیک است و میتواند نماد دنبال سیر کردن خودش باشد! در ضمن او نسبت به جوان نشسته در وسط حالت بیخیالی دارد و سخت مشغول کاری که انجام میدهد است!
ب- جوان وسطی اما هم دستانش را روی هم نهاده و هم پاهایش را در هم گره زده - نزدیک به مفهوم دست و پا بستگی - و نگاهی خیره دارد به جلو پایش و افق دوردستی را در چشم انداز ندارد!
پ- جوان میانسال سمت راست اما در حالیکه متمرکز بر صفحۀ موبایلش است یکطرفی هم نشسته و کمی بی اعتنا و نامحترم نسبت به جوان وسطی کلافه!

3- معرفی پس زمینه هایی که بنظر میرسد انعکاس روبروی سوژه ها در شیشیۀ پشتشان باشد:
الف- پشت مرد نسبتاً مسن نه گشایشی قابل تشخیص است و نه بستگی قابل ذکری. گویی در مقابل او یک نوع آشفتگی خنثی هست و او نه امید چندانی دارد و نه کاملاً ناامید است!
ب- پشت جوان وسطی مطلقاً سیاه قیرگون و شب ظلمت است در بیرون و او از جلو و عقب با سیاهی بنظر غیر قابل زدودنی قاب گرفته شده است!
پ- پشت مرد جوان عینکی سمت راست یک مانیتور آبی رنگ کوچک اما شفافی دیده میشود که میتواند نماد دنیای دیجیتال و پنجرۀ او برای تنفسی راحت تر باشد!

4- تفسیر کلی عکس:
عکاس نام عکسش را "بین دو هیچ" انتخاب کرده که حکایت از وضع جوان وسطی در بین دو سوژۀ دوطرفش است. در یک طرفش مردی میانسال رو به پیری که دنبال نان است و شورشش لاجرم پرخاشگر و زخمی و خشونت بار خواهد بود. و در طرف دیگرش جوانی رو به میانسالی که دغدغه و همت اعتراضش از تلفن دنیای موبایلش و فضای مجازی فراترنمیرود و نیست! لذا طبقۀ متوسط میان دو هیچ گرفتار شده که یکطرفش هیچ خشونت فرودستیست و طرف دیگرش هیچ اپوزیسیون موبایلی و شبکۀ اجتماعی! و جوان "بین دو هیچ" راهی نمی یابد و کلافه است غرق در سیاهی!

5- نکات مهم دیگر تصویر یکی غیبت زن است و فضا کاملاً مردانه و خشک. و دیگری نیمکت آبی رنگ واگن که هر سه سوژه مشترکاً بر روی آن نشسته اند. این تنها نقطۀ با رنگ آبی وروشن و امید بخش میتواند ایران و وطن باشد که هنوز اتصال طبقات و گروه های مختلف را میسر میکند!

6- و یک توضیح ضروری:
من این عکس را از اینستا گرام عکاسش برداشتم بدون اجازه و بنظرم رسید که بجای روده درازی از هنر این عکاس خیابان دردانه استفاده کنم. بدیهیست که من خودم نه تخصص عکاسی دارم و نه متخصص خوانش عکس و تصویر هستم. و بدیهی تر است که هرآنچه نوشتم برداشت خودم است و ربطی به منظور عکاس ندارد. چون مطلقاً ایشان را نمیشناسم و از دیدن استوری های اینستاگرامش هم جز یک هنرمند عکاس شکار لحظه ها دستگیرم نشد. تا جایی که دیدم همۀ عکس هایش مستندهای بدون "سوژۀ دانا" - یعنی کسی که در عکس است از نیت عکاس باخبر باشد -است. اما اگر هم این عکس مستند "سوژۀ دانا" باشد. و حتی اگر کمی هم دکوپاژ شده باشد هیچ از ارزش مستند ناب بودنش کم نکرده و نمیکند. و من امیدوارم که این عکسش چنان معروف شود که جایزۀ بهترین عکس سال جهان را ببرد که قطعاً لیاقتش را دارد. و نهایتاً اینکه عکس میتواند از زوایای دیگری و در جزییات بیشتری هم دیده و معرفی شود از سوی اهالی فن! و شما هم اگر نکته ای بنظرتان رسید میتوانید بیان کنید! یا...هو

۱۳۹۸ آذر ۱, جمعه

خندۀ تهران را که کشتند؛ اشک ایران را در آوردند تا خشم حاشیه روفتگان را پادافره بگیرند!



1- حال و روزم خوش نیست. ابداً فکر نمیکردم که وقتی شروع کردم به نوشتن هشدارهای "تهران دیگر نمیخندد" به این زودی و نزدیکی ایران چنین گریه کند! ولی کرد و چه تلخ گریه کرد و چه دردناک و دهشتناک. حتی وقتی آخرین پست را - از آن سه گانۀ منحوس - در جمعۀ گذشته مینوشتم خبر نداشتم که شنبه گریۀ تلخ ایران نازنین را ببینم! اما میدانستم که دستور افزایش ناگهانی و شدید قیمت بنزین دقیقاً در همان سناریوی "حذف طبقۀ متوسط" جا سازی شده و کمترین ارتباطی با آنچه که چپ ها میگویند و آنرا به سیاست های نئولیبرال و توصیه های صندوق بین المللی پول برای اصلاح ساختاری اقتصاد ایران و دولت حسن روحانی مربوط میکنند ندارد. بعبارت دیگر حسن روحانی و دولتش کمترین نقش ممکن در این تصمیم گیری را داشتند و یک خرابکاری - اشاره خواهم کرد در ادامه - و تصمیم بگرانی بنزین مطلقاً از سوی شخص آیت الله خامنه ای ابلاغ و در جلسۀ سران قوا فقط صورت بندی شده است که بنظر من تصمیم خامنه ای هم خواستۀ همان بخش عدالتخواه تحت هدایت مجتبی خامنه ای و طائب و سپاه و برای تقویت بخش انگل و بیکار و تنبل و اراذل اوباش کف طبقات محروم و فقیر بوده است!

2- یاد شما می آورم که خامنه ای در این اواخر و در سخنرانیهایش - بویژه یک سخنرانی مشخص - موضوع مصرف بالای بنزین و نگرانی شدیدش از آن را مطرح کرد و این علنی شدن همان دستوریست که بگرانی بنزین ابلاغ کرده بود. علنی کردن این دستور در قالب نگرانی هم فقط با این تصور غالب عملی شده بود که شنیدن نگرانی خامنه ای از مصرف بنزین بطور غیر مستقیم جامعۀ هدف را - بازخوانندگان منویات خامنه ای - را متوجه و راضی خواهد کرد که گران شدن بنزین دستور و خواست رهبر و بقول خودشان ولایت بوده و حتی یکباره اعلام شدنش هم  نباید واکنش منفی ولایتمداران را بر بیانگیزد! و این تصور البته درست بود و در بین نیروهای ولایی عمل کرد. مشکل آنجایی پیدا شد که:

الف- حجم نفری نیروها و سربازان ولایی خیلی کمتر از برآورد خامنه ای شده بود و است. و با اینکه سکوت کردند و بدون واکنش ماندند اما برای سرایت دادن آن به تأثیر مؤثر؛ قدرت کافی نداشتند. و البته در مجموع تمایل زیادی هم نداشتند. و سکوت خودشان هم اجباری و بغض در گلو بود و است.

ب- در مقابل اما؛ حجم نفری تهی دستان و فرودستان و فقراء بسیار بیشتر از برآورد خامنه ای بود و است. این حجم از 20 میلیون مورد نظر عدالت طلبان که بیشتر طبقات تنبل و از کار افتاده و انگل و آسیب دیدۀ اجتماعی و وابسته به کمیتۀ امداد و بهزیستی و امثال آن بود و است؛ به 60 میلیون افزایش یافته بود و است؛ و علاوه بر 20 میلیون طبقات محروم کارگران ساده  و حاشیه نشین و امثال آن؛ 20 میلیون دیگر از طبقۀ متوسط که شامل کارمندان میان رتبۀ دولت و کارگران ماهر و امثال آن بود بزیر خط فقر رفته و حاشیه نشین شده بود و است. 

پ- بدلیل بستن کامل سیاسی و اجتماعی جامعه در تبلیغات کرکنندۀ تحریم و امریکا ستیزی و بی اعتبار شدن اصلاح طلبان و حذف همۀ نهادهای مدنی واسطه بطور کامل؛ نیروهای امنیتی و اطلاعاتی رصد کنندۀ اوضاع جامعه فقط وقت و توان رصد کردن سطح جامعه را داشتند که آنهم جز افسردگی و بی عملی فعالان حوزۀ مدنی را آدرس نمیداد؛ زیرا نه تنها در داخل هشداری دریافت نمیکردند بلکه ما مخالفان در خارج را هم متقاعد و ساکت و غرق در پروپاگاندای "خامنه ای برنده است" می یافتند و به خامنه ای همان ترجیع بند مورد تمسخر خودشان "کورش آسوده بخواب" شاه فقید را میدادند!

ت- میتوانم اطمینان داشته باشم که محتمل در جلسۀ سران قوا برای نهایی کردن این دستور خامنه ای حداقل رییسی باید خواستار پرداخت یارانه های جدید همزمان با اعلام گرانی به 6 میلیون خانوار - 20 میلیون عاطل و باطل که شرحش رفت - شده باشد و روحانی با استدلال نداشتن نقدینگی کافی نپذیرفته باشد. و این همان خرابکاری ناخواسته ایست که در بالا گفتم روحانی کرده! زیرا اگر یارانۀ جدید آن 20 میلیون - طفیلی قفیلی - همزمان با اعلام گرانی داده میشد هم آن 20 میلیون فعال بالفعل میشدند برای کمک به جلوگیری از شورش ها و هم بخش بزرگی از 12 میلیون خانوار یارانه بگیر جدید باقیمانده را هم فریب میدادند که از هیجان منفی منجر به واکنش بپرهیزند!

ث- و بالاخره اینکه نیروهای امنیتی و اطلاعاتی رصد کنندۀ جامعه چنان از تأثیر تبلیغات ضد امریکایی و ضد دولت روحانی - میگویند مشکلات از دولت روحانیست و بقیه اش هم تقصیر امریکاست - مطمئن و خودباور شده بودند از سویی و هم مشغلۀ زیاد در مبارزه با فرهنگ طبقات مدرن و بگیر و ببندهای فرهنگی و حجاب و بعضاً اقتصادی از جانب دیگر؛ که حتی حوزۀ اصلی مأموریت ضد نفوذ غرب خود را هم فراموش کرده بودند و کمترین اشرافی به تلاش های شورش سوار غرب و برخی مخالفان دارای پایگاه اجتماعی مثل سلطنت طلبان نشده بودند! البته منظورم این نیست که ادعای طرفین - چه جمهوری اسلامی و چه امریکا و سلطنت طلبان در نقش داشتن در اعتراضات - درست است. اما میتواند کاملاً غلط هم نباشد و این هم طبیعی و هم بدیهی و هم حق مخالفان است!

ج- سادگی و بلاهت ذاتی از سویی و غرور و اعتماد بنفس کاذب بیش از حد نیروهای عدالت خواه توزیع محور - برابری همه در فقر - آنان را از دستۀ سوم - 20 میلیون نفری - 6 میلیون خانوار - سقوط کرده از طبقۀ متوسط در متن شهرها به طبقۀ فقیرپناه برده به حاشیۀ شهرها در سالهای اخیر غافل کرده بود و عدالت خواهان گمان میکردند که سقوط اقتصادی باعث سقوط فرهنگی هم شده - تا اندازه ای درست هم است - و این 6 میلیون خانوار ناگزیر بدامن رژیم پناه خواهند آورد و بر پایگاه اجتماعی ضعیف شده شان خواهند افزود!

3- این 20 میلیون نفر محور اصلی و بانی کلیدی اعتراضات اخیر شدند/هستند و دارند هم انتقام سقوط خودشان را میگیرند و هم امیدوار هستند که باعث تغییراتی برای بازگشت خودشان بمنزلت قبلی بشوند. به این 6 میلیون خانوار یا یارانه نخواهند داد و یا اگر هم بدهند آنان قبول کرده و راضی نخواهند شد. زیرا اینان هنوز نوعی منیت و غرور شهروندی خود را حفظ کرده اند و تا تبدیل شدن برعیت که 20 میلیون نفر اول شده اند و 20 میلیون نفر دوم هم در بین راهند؛ فاصلۀ نسبتاً زیادی دارند و حکومت را آسوده نخواهند گذاشت! 

4- میماند آن 25 میلیون نفر آخر که 10 میلیون شان فعلاً پا روی پا انداخته و قهوه مینوشند و کسشعر تفت میدهند در قطعی اینترنت شان و 15 میلیون نفری که خطر را حس میکنند اما بخاطر ترس از سرکوب، مرتب بخودشان "انشاءالله گربه است" تلقین و تمرین میکنند؛ و امیدوارند که این طاعون سقوط بورطۀ "در آرزوی معیشت همسایگان سه سال پیششان" یقۀ آنان را نگیرد. در حالیکه سرنوشت محتوم این است که جامعۀ ایزوله و عقب مانده و بی ارتباط با جهان را جز به طریق کرۀ شمالی نمیتوان اداره کرد! یا...هو  

پ.ن:
نشان دادن تقسیم بندیهایم با اعداد برای فهم راحت تر موضوع است و طبق برآورد خودم نزدیک بواقعیت جامعه هم است. و الا بدیهیست که هرگونه عدد و آمار مستند فقط از راه های پژوهشی و علمی و نظر سنجی و تحلیل داده ها قابل اتکای قطعیست. و همینطور است در شمردن مختصات و مشخصات هرکدام از این چهار پنج گروهی که اشاره کردم. و گرایشات و عواطف و کنش واکنش های جوامع انسانی را نمیشود با اعداد ریاضی تقسیم قطعی کرد و همۀ این گروه ها در هم تنیده اند و مرتب تعدادی از این گروه به گروه دیگر جابجا میشوند. اما در کلیت بحثم تا حد یقینی اطمینان سندی و عقلی و حسی و شهودی دارم.

پ.ن2:
ایلنا گزارش داده که در جلسۀ تصویب قیمت بنزین سهمیه ای در تاریخ 17 مهر روحانی اصرار به بنزین 1200 تومانی میکرد اما رییسی قبول نکرده و گفته 1500 تومان باید باشد. همان که من در پست قبلی گفتم و در این پست هم ادامه اش را گفتم. اینرا گفتم که بگویم چقدر دلم میسوزد برای خودم که همۀ مسایل را از چند روز تا چند هفته و ماه و حتی سال پیش از برملا شدن ریشه یابی میکنم و میگویم اما به اندازۀ کافی توجه و تشویق نمیگیرم!

۱۳۹۸ آبان ۲۴, جمعه

آیت الله مجتبی خامنه ای در قامت یک رهبر موفق!

Image result for ‫مجتبی خامنه ای‬‎


1- موضوع نارضایتی بخشی از هواداران عدالتخواه آیت الله خامنه ای - در ضمن هواداران تیفوسی محمود احمدی نژاد دوره اول ریاست جمهوری او هم هستند - از عملکرد او در حوزۀ عدالت اجتماعی و مبارزه با فساد و رانت به جلوتر از - حتی - تشکیل دولت اول روحانی برمیگردد! به این معنا که این عدالتخواهان در عین حالی که شدیداً مواضع انقلاب و نظریۀ انقلابی رهبر جمهوری اسلامی را قبول داشتند و دارند؛ اما در حوزۀ عملیاتی کردن این سیاست ها به او ایرادات زیادی وارد میدانستند. این نحلۀ فکری عدالتخواه چندین و چند بار بصورت علنی و در مقابل خامنه ای و ده ها و صدها بار بصورت محرمانه و یا بتلویح این نارضایتی را ابراز کرده بودند. مثل نقدهای رادیکال رحیم پور ازغدی یا فعالیت های سعید زیبا کلام و برخی نوشته های خارج از کانتکست نظریات ارشادی خامنه ای در کیهان و نشریات وابسته! اما سودی نبخشیده بود و در بهمان پاشنه قبلی گاهی به میخ و گاهی به نعل رهبر جمهوری اسلامی - در علن بسیار توفنده و در خفا تخفیف به لیبرال ها - می چرخید. 

2- این نارضایتی از عملکرد خامنه ای در حوزۀ عدالت اجتماعی ابتدا با کمی سرخوردگی به سکوت و سرگردانی "چه کنیم" این نیروی عدالتخواه انجامید! اما بعد از مدتی اینان مصمم شدند که با وارد کردن شوک بدولت روحانی نظام را متوجه راه غلطی که در پیش گرفته بکنند. لذا برای آزمایش نقشه شان اعتراضات اقتصادی مشهد در دیماه 96 را برنامه ریزی و هدایت کردند! نتیجه هرچند ترسناک اما بنفع آنان تمام شد. اعتراضات بلافاصله به حدود صد شهر و شهرستان و استان در سراسر کشور سرایت کرد با یک پالس سیاسی که مخالفان و ضد انقلاب سوار اعتراضات کردند و مردم معترض بجای دولت و معیشت کل حاکمیت و نظام را هدف گرفتند. شروع کنندگان این اعتراضات ابتدا بشدت ترسیدند و بفاصلۀ نزدیکی اما امیدوار شدند و خندیدند! ترسیدند به این دلیل که فکر کردند اگر این اعتراضات گسترده با شعارهای سیاسی رادیکال بمراکز استانها و شهرهای بزرگ و دانشگاه ها سرایت پیدا کند کل نظام را با فروپاشی مواجه کند. اما خندیدند وقتی اطمینان حاصل کردند که این سرایت اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد! هم ترس و هم خنده شان یک علت دیگر هم داشت و آن مربوط به خاستگاه اجتماعی معترضان بود که اغلب از محرومان و جوانان پایگاه اجتماعی نظام سیاسی بودند. این خاستگاه اجتماعی معترضان هم ترساننده بود برای خامنه ای و ستاد اجرایی او در مناصبی که مستقیم تحت گزینش و رهبری او بودند و امیدوار کننده بود برای طیف عدالتخواه که بتوانند منویات خودشان در وادار خامنه ای به تغییرات مهم در صدا و سیما و سپاه و قوۀ قضائیه را عملی کنند!

3- نکتۀ کلیدی این نقشه و پروژه این بود که دو نفر از قدرتمندترین و با نفوذترین روحانیان حاکمیت اجرایی در جبهۀ آنان بودند. این دو نفر عبارتند از مجتبی خامنه ای فرزند بسیار محبوب خامنه ای که نقش قائم مقامی و مشاور ارشدی و امین او را دارد در بیت رهبری و حسین طائب رییس سازمان اطلاعات سپاه! لذا پروژه خیلی سریع شروع شد و درکم و بیش یکسال - سال 97 -  بثمردهی نشست و کشور را روی ریل مورد انتظار عدالتخواهان اسلامی قرار داد! البته ابر و باد و مه و خورشید و فلک هم چه در خارج - مثل خروج ترامپ از برجام - و چه در داخل - بیعرضگی روحانی و اضمحلال اصلاح طلبان - دست بدست هم داد که پروژه فراتر از انتظار بانیانش هم پیش برود!

4- اینان از بخش تبلیغات که مهمترین قسمت هم بود شروع کردند و ضمن ایجاد سازمان های فرهنگی و هنری حرفه ای در تحت لیسانس سپاه از علی عسگری بیعت مجدد گرفتند که تحت نظر اینان کار کند و او هم الحق و والانصاف تا کنون به تبعیتش وفادار بوده و هر نوع پاکسازی و استخدام و پخش برنامه های چه تولید سازمان فرهنگی سپاه (اوج) و چه تولید های روتین و سابقه داررا مو بمو بدستور این گروه سیاست گذار رادیکال انجام داده است. دو حوزۀ دیگر نیازمند تغییرات از نظر عدالتخواهان یکی خود سپاه بود و دیگری قوۀ قضائیه! بنظرم در مورد تغییرات در سپاه ابتدا دنبال متقاعد کردن سردار جعفری برآمده اند تا از بروز تردید در بدنۀ هوادران جلوبگیرند و چون موفق نشده اند ناگزیر خامنه ای را وادار بعزل او و نصب سردار سلامی و تیم همراهش را کرده اند. اما در مورد لاریجانی تردید ندارم که اصرار به تعویض هرچه سریعتر او بوده و این خامنه ای بوده که با استناد به چندماه باقی ماندن از دورۀ ریاست دهسالۀ لاریجانی مقاومت میکرده است. و نهایتاً خامنه ای زیر فشار و اصرار محبوبترین پسرش تسلیم شده و دو سه ماه مانده به پایان دورۀ لاریجانی او را با ابراهیم رییسی جایگزین کرده است. البته ابراهیم رییسی هم انتخاب گروه عدالتخواه و مجتبی و طائب بوده؛ و قطعاً او و پدر زنش علم الهدی - اگر هم مستقیم نه - در جریان شروع اعتراضات در مشهد بوده اند. و الا اگر خامنه ای قصد دادن قوۀ قضائیه به رییسی را داشت قطعاً او را بتولیت آستان قدس که از پستهای حساس و طویل المدیریت ثابت است نمی گمارد. من البته معتقدم که رفتن فتاح به بنیاد مستضعفان هم بخشی از این پروژه بوده اما چون وارد همۀ تغییرات شدن مطلبم را خیلی طولانی میکند صرفنظر میکنم.

5- آیا اینان چکار میخواهند بکنند و آیا در آنچه میخواهند بکنند موفق بوده اند و میشوند یانه؟ در یک فشردگی تک جمله در مورد اهداف اینان باید بگویم که اینان دنبال موارد زیادی هستند که به برخی از مهمترین ها - بدون اولویت بندی - اشاره میکنم: 
الف- "کارآمد کردن نظام" بنفع معیشت مردم در حوزۀ اقتصاد (توزیع عادلانۀ فقر)! 
ب- سرکوب شدید سبک زندگی و فرهنگ لیبرال در حوزۀ اجتماعی!
پ- خرید خدمت تکنوکراتها، هنرپیشگان و اهالی فکر غیر ایدئولوژیک و در عین حال غیر سیاسی و قابل خرید برای تولید کالاهای فرهنگی سفارشی و ایدئولوژیک! 
ت- قدرت نمایی منجر برعب یا تشویق و ترغیب جوانان مستأصل برای پیوستن به آنان با خود توجیهی "اگر به اینان نپیوندیم یا باید طرد شویم و یا باید از کشور فرار کنیم که هر دو راه هم بتباهیمان منجر خواهد شد"!
ث- مبارزۀ قضایی و تنبیهی بدون تبعیض با مفاسد اقتصادی که تنها تبعیضش برای خودیها توی بوق نکردن آنان و رسانه ای کردن و تبلیغات در مورد مفاسد غیر خودیها باشد!
ج- قطع ارتباط داخل و خارج از راه کیفری و تعیین مجازات های سنگین برای ارتباط های مجازی ضد سیستم با خارج از کشور!
چ- برداشتن موضوع اصلاح طلبان از روی میز حساسیت. زیرا آنان دیگرموجودیت اثر گذاری ندارند و برخورد با آنان هزینۀ بیهوده است! 
ح- مبارزه سختگیر با همه اشکال فرهنگ مدرن اعم از کافی شاپ ها و بازارها و پوشش ها و موسیقی و سینما و غیره! مبارزۀ شکلی.
خ- تلطیف محکومیت قضایی در مورد مخالفان محروم مثل کارگران و معلمان و معترضان سیاسی غیر برانداز و غیر تشکیلاتی!
د- عدم حساسیت نسبت به ماهواره و تولیدات اینترنتی فعالان سیاسی خارج از کشور و حتی ترویج غیر مستقیم بخشی از آن برای تشدید بی اثری و عقیمی سیاسی اپوزیسیون!
ذ- برخورد شدید با براندازان در داخل کشور با اولویت و شدت دارندگان و وابستگان تشکیلاتی!
ر- مبارزه با تبلیغات زندگی های معروف به لاکچری در فضای مجازی و محدود کردن شاخ ها و مورد اقبال ها در شبکه های اجتماعی!
ز- سانسور هر نوع تولید فرهنگی اعم از کتاب و فیلم و مطبوعات و غیره نه تنها آنهایی را که بقول و بفکر خودشان محتوای بد و مضر دارند. بلکه سانسور آدم های بدی هم که حتی محتوای خوب و مورد پسند همین عدالتخواهان ضدغرب را تولید میکنند!

6- البته موارد زیادتر از جدول حروف الفبای فارسی است اما نه حوصله و نه لزومی به ذکر همۀ آنها است. میماند اینکه آیا اینان موفق شده اند و میشوند؟ بله تا اینجا نه تنها موفق بوده اند که فراتر از انتظارشان هم از جامعۀ هدفِ حذف - طبقۀ متوسط فرهنگی مدرن - انفعال و تسلیم گرفته اند بلکه از جامعۀ هدفِ تثبیت - محرومان و فقرا و معیشتی ها - پالس های تأیید زیادی گرفته اند و مهمتر اینکه در آرامش کامل و بدون چالش نقشه شان پیشرفته است. البته هدف گذاری سیاسی فعلی شان تسلط بر قوۀ مقننه و مجریه است که آن هم با موفقیت در حال پیشرویست و در غیاب هرگونه حادثۀ غیر مترقبه مجلس را امسال و ریاست جمهور را سال دیگر پس خواهند گرفت. مشکل این نیست که اینان با توطئه و با استفاده از قدرت در حال اجرای پروژه شان هستند. بلکه سوگواری اینجاست که بدلیل فساد و بیعرضگی اصلاحطلبان - و حالا اعتدالیون هم - بسیاری از مردم با رغبت بسمت راه نجات اینان دلبسته اند!

7- پس در کوتاه مدت و قبضِۀ همۀ ارکان حکومت موفق شده اند و تا 1400 تکمیل خواهند کرد. اما در اینکه در بلند مدت هم تداوم خواهند داد تردید زیاد دارم و بستگی به فاکتورهای زیادی خواهد داشت از جمله واکنش جامعه به اوضاع اقتصادی طبقات فرهنگی در حال اضمحلال، نقشه و نوع بازی امریکا در مقابله ای که ترامپ سرانداخته و از هم مهمتر توان حفظ وحدت فعلی نیروهای تندرو اعم از اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و ... چون این نیروهای عدالتخواه مثل همۀ این چهل سال در همۀ موضوعات هم موضع و هم فکر نیستند و تند و کند دارند و بمحض ورود به مراحل بالاتر قدرت دچار اختلاف اولاً و دگردیسی ثانیاً میشوند و معمولاً جر میخورند! 

8- اما فعلاً چیزشان! تو توپ است و بشدت در حال تاخت و تاز هستند؛ تا جائیکه حتی تصاویر روی دیوارهای سفارت سابق امریکا را هم با مفاهیم جدیدتر و عمیقتر و زیباتر جایگزین میکنند، و حتی به کسی مثل قاسم سلیمانی هم رحم نمیکنند که روز 13 آبان افسار روح الله زم را در دست او بخیابان آورده اند. در حالیکه قاعدتاً افسار زم باید به طائب داده میشد یا یک اطلاعاتی - امنیتی شناخته شده! قبلاً هم گفته ام که سلیمانی را فقط بحرمت خامنه ای و فریب هوادارانش در جای خود حفظ کرده اند و حالا پیغام مشخصی میدهند که باید جزو ما باشی اگر راغب به بقایی! چون اینان حتی عناصر وفادار سخت به خامنه ای ولی متعادل تر مثل قالیباف و سلیمانی را هم خارج از دایرۀ فکری خود میدانند و حاضر بشراکت دادن آنان نیستند! یا...هو