ه‍.ش. ۱۳۹۳ خرداد ۷, چهارشنبه

سکوت مرموز علی مطهری در بارۀ اعدام غافلگیر وغیر قانونی مه آفرید خسروی!



1- مدت ها بود که عادت کرده بودم به تنها صدای باقی مانده از شهرت پدر در قالب پسر؛ و علی مطهری تنها صدایی در جمهوری اسلامی بود که فارغ از جناح بندی ها از هر نوع بی قانونی قوای جمهوری اسلامی انتقاد می کرد. چه راجع به حساسیت منفی ما مدرن ها در دفاع سرسختش از محدودیت زنان و سبک زندگی مدرن؛ و چه راجع به خوش آیند ما در دفاع از حقوق قانونی میرحسین و کروبی و حتی ستار بهشتی. بنابراین هنگامی که چند روز پیش داشتم از عدم رعایت قانون در کشتن مه آفرید خسروی می نوشتم؛ مطمئن بودم که همزمان یا بلافاصله از انتشار نوشته ام علی مطهری هم به کمک خواهد آمد در انتقاد از و افشای این بی قانونی. چه دیده بودم که او ملاحظه ندارد در دفاع از حق به تشخیص فقه پدر مرحومش مرتضی مطهری. و به خوب و بد بودن و مجرم و بی گناه بودن "فرد مورد ظلم بی قانونی واقع شده" کاری ندارد.

2- اما امروز که یکهفته از اعدام از روی ترس و بدون رعایت تشریفات قانونی مه آفرید می گذرد نه تنها علی مطهری در این باره حرفی نزده و موضعی نگرفته بلکه اصلاً پیدا نبوده در هیچ رسانه ای و گویی در تعطیلات بکلی سری فرستاده شده باشد. بکلی سری از این جهت که گفتم مطهری تنها صدا از این قماش بود و است و رسانه ها چه به عادت شنیدن صدای متفاوت و چه به طمع تیراز بیشتر و آگهی و درآمد گرسنه اند همواره که صدای لرزان تنها کسی را که می تواند به قبرستان بی قانونی جمهوری اسلامی اعتراض صوری بکند منعکس بکنند. و این یعنی رسانه ها حتماً بسراغ مطهری رفته اند برای پرسش از مسایل روز؛ اما قفل دهان او باز نشده است برعکس چند وقت اخیر.

3- این غیبت کبرای مطهری را اگر بگذاریم کنار تو حلق رفتن صدای حسن روحانی در چند روز اخیر که دیگر شلتاق های کلامی چند وقت اخیرش به متحجران خامنه ای را ادامه نداده؛ بهتر می توانیم به نتیجه برسیم که این جملات کوبنده و مسلسلوار از حلقوم تحجر پایدار پایداری چه معجون شفابخشی بوده برای تقویت خامنه ای و باید منتظر روزهای سخت تری برای روحانی و دولتش بود:

الف: احمد خاتمی دیروز:
«ما نمی‌خواهیم کسی را به زور به بهشت بفرستیم ولی شما با اظهارات خود جاده جهنم را برای کسی صاف نکنید.»
ب- مکارم شیرازی امروز:
  «اینکه برخی مسئولان {حسن روحانی} گفته بودند با زور شلاق نمی‌توان افراد را به بهشت فرستاد ما هم این گونه می‌گوییم، اما می‌گوییم با دست خودمان درهای جهنم را به روی مردم باز نکنیم.»
پ- احمد جنتی دبیر شورای نگهبان امروز:
 برخی که «دلشان» با آمریکاست خلاف نظر علی خامنه‌ای عمل می‌کنند و این مساله «درد» و «رنجی» برای رهبر است.
ت- محمدرضا نقدی فرمانده بسیج:
  «اگر بخواهیم خوب از پس این موضوع [شش قدرتی که 1 را هم به 5 قدرت اصلی اضافه کردند که بتوانند از پس جمهوری اسلامی بربیایند] بر بیایم کافی است ۱۰ سخنرانی آخر ولی امر خود مقام معظم رهبری را عمیق بخوانیم.» نقدی همچنین اظهار کرده «بسیجی برنامه‌ریزی دقیق زندگی خود را براساس ولی مطلقه فقیه انجام می‌شود {می‌دهد}.»
4- منظورم از آوردن نقل قول های تهاجمی و تک جمله ای از عناصر اربعۀ قدرت اصلی جبهۀ تحجر خامنه ای - عبارتند از نمازهای جمعه و مراجع حوزه و شورای نگهبان و بسیج سپاه پاسداران - برجسته کردن مظلومیت روحانی و جبهۀ عرفی نیست. چون جبهۀ شرعی عقب نشینی نمی کند به ترفند مصالحه طلبی هیچ کس از جمله روحانی؛ بلکه فقط باید شکست بخورد که از تهاجم دست بردارد؛ لذا وحشتم مثل همیشه از خیانت جبهۀ عرفی است که با اولین "پِخ" متحجران می روند بکما و گویی نه خانی آمده است و نه خانی رفته است؛ و مردم را در همان تعلیق 35 سالۀ بین زندگی و مرگ نگه می دارند. و این وحشتناک ترین حالت ممکن است. جناب حاج شیخ حسن هم فریدون و هم روحانی! با شما هستم! یا...هو

۳۳ نظر:

ناشناس گفت...

در مورد اعدام امير خسروى با شما موافقم اين جنايت بود. ولى با شيطان همسفره شدن، مسموميتش هم كشنده است. تا الان هم براى اين زنده مانده بود چونكه اطلاعات خطرناك براى بيت نزد فرد بتازگى دستگير شده تضمين زندگيش بود و حالا كه ان شخص بدام افتاده، كار را يكسره كردند.

ناشناس گفت...

عقده ی ثروت ثروتمندان را نداریم اما آیا ما هم در این خرابشده حق زندگی داریم؟:
پنت‌ هاوس‌ های 20 میلیاردی در تهران!

رمضانی یکی از فعالان بازار در خصوص بهای خانه در برج‌های تهران می‌گوید: با توجه به میزان امکانات و درجه لوکسی، بهای هر برج متفاوت با برج دیگری است و هر برج جدیدی که ساخته می‌شود تعریف تازه‌ای از رفاه را ارائه می‌دهد



این روزها وقتی در برخی از خیابان‌های شمال تهران در حال گذر هستید، با برج‌ها و آسمان‌خراش‌هایی مواجه می‌شوید که زیبایی و شکوهش نظر هر ببینده‌ای را به خود جلب می‌کند؛ برج‌هایی که هرکدام از درون، کاخ‌هایی از اعصار مختلف زمان را یادآوری می‌کنند.

اشرافیت در خانه‌های شمال تهران به قدری است که حتی اگر از دور هم به آنها نگاه کنی باز هم برق میلیاردها دلار ثروتی که به پای این ساختمان‌ها ریخته شده چشم‌ها را می‌زند. سرمایه در گردش صاحبان این خانه‌ها به قدری است که اگر قرار باشد خانه‌ای ویلایی یا آپارتمانی فوق‌ لوکس با قیمت‌های چند صد میلیارد تومانی بخرند، نه‌تنها خدشه‌ای به سرمایه‌شان وارد نمی‌شود بلکه این املاک برایشان حکم سرمایه‌ای جدید را پیدا می‌کند که پس از مدتی با چند برابر قیمت اولیه معامله خواهد شد.

اما در گوشه دیگری از این شهر، ساختمان‌هایی با نمای آجری و در برخی موارد ساختمان‌هایی ساخته شده از جنس حلب که دغدغه هر لحظه ساکنان آنها فرو ریختن سقف خانه‌هایشان است، وجود دارد؛ ساختمان‌هایی با قد و قامتی کوتاه که دارندگان آنها سال‌هاست که نتوانسته‌اند نمای خانه‌شان را حتی با یک سنگ معمولی جلا دهند. در شهری که برخی دغدغه‌شان قطع یارانه ۴۵ هزار تومانی‌شان است، عده‌ای دیگر به دنبال خرید ملک در برج‌های آسمان‌خراش با امکاناتی همچون دیوار طلاکوب، شیرآلات طلا، تراس‌هایی با وسعت بیش از ۲۰۰ متر، دید پانورامای ۳۶۰ درجه (دید سراسرنما و چهارطرفه)، سالن‌های مطالعه، مبلمان‌های ساخت معروف‌ترین برندهای دنیا، قفل و کلیدهای هوشمند و انگشتی، سونا و جکوزی اختصاصی، سالن بیلیارد، آشپزخانه با مبلمان‌های مارک‌دار و سینمای خانوادگی هستند.

در چنین شرایطی بر خلاف اظهارات متولیان امر، روند رو به رشد بهای خانه هنوز متوقف نشده و هر چند که دیگر خبری از صعود نجومی سال‌ ۹۱ نیست اما همچنان فاصله بسیاری بین بهای ملک و ساختمان و متوسط درآمد هر خانوار وجود دارد. البته گرانی و تورم‌های امروز به علاوه بالا رفتن نرخ مسکن امری است که بر قشر متوسط و ضعیف اثر می‌گذارد و بالا‌نشین‌ها هیچ فشاری از این اوضاع نا‌به‌سامان اقتصادی حس نمی‌کنند و همچنان به دنبال زندگی لوکس‌تر هستند اما دهک‌های پایین جامعه هر روز کمر خود را زیر بار فشار‌ها خم می‌کنند و از ترس و دلهره گرانی نجومی نان و برنج و قطع ناگهانی یارانه‌ها شب را به صبح می‌رسانند.

ناشناس گفت...

در این بین در حالی که مسئولان امر از ثبات در بازار مسکن سخن می‌گویند اما گزارش‌های میدانی ما از بازار مسکن تهران از رشد ۵ تا ۱۵ درصدی قیمت مسکن در مقایسه با نیمه دوم سال گذشته حکایت می‌کند.

قیمت مشخصی برای خانه‌های شمال تهران وجود ندارد

در این بین یکی از فعالان بازار در منطقه زعفرانیه تهران با بیان اینکه قیمت ثابتی برای ملک در مناطق شمال تهران نمی‌توان اعلام کرد، از جهش ناچیز قیمت‌ها سخن گفت و اظهار کرد: در مورد هر یک از خانه‌ها متناسب با نوع امکانات و تجهیزات به کار برده شده قیمت متفاوتی ارائه می‌شود که مشتری می‌تواند مورد دلخواه خود را متناسب با موجودی و سلیقه خود انتخاب کند.

بهرامی با بیان اینکه رکود در بازار خرید و فروش همچنان حکم‌فرماست، ادامه می‌دهد: البته در مقایسه با نیمه دوم سال گذشته، تعداد معاملات خرید و فروش افزایش یافته است اما در مقایسه با مدت مشابه در سال‌های گذشته همچنان تعداد تقاضا پایین است.

بر اساس این گزارش، در حال حاضر یک واحد ۱۵۰ متری در برج مروارید به عمر ۱۲ سال به قیمت ۱.۵ میلیارد تومان به فروش می‌رسد. این در حالی است که برای خرید یک واحد نوساز در این منطقه حداقل باید متری ۱۷ میلیون تومان هزینه شود.

گفتنی است یک واحد ۶ سال ساخت، طبقه اول، دو خوابه ۱۲۰ متری در الف، ب، ج محمودیه به قیمت یک میلیارد و ۵۵۰ میلیون تومان برای فروش گذاشته شده و این در حالی است که برای خرید یک واحد نوساز ۱۰۰ متری در این منطقه دست‌ کم باید یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان پرداخت کنیم.

بر همین اساس پیگیری‌های ما نشان می‌دهد که قیمت پایه آپارتمان‌ها در زعفرانیه ۱۳۵ میلیون ریال برابر هر مترمربع است و در هر طبقه دو درصد به این قیمت پایه افزوده می‌شود؛ بدین صورت که یک واحد مسکونی نوساز در سیمین زغفرانیه، ۹۰ متری، دو خوابه، ۱.۲ میلیارد تومان قیمت‌گذاری شده است.

تعیین قیمت سلیقه‌ای است

محمودی یکی دیگر از بنگاهداران منطقه شمال تهران در خصوص اینکه این قیمت‌ها بر چه اساس و نحوه‌ای تعیین می‌شود تاکید کرد: تعیین قیمت‌ در بازار مسکن این روزها سلیقه‌ای و بدون دخالت مشاوران املاک به متقاضیان اعلام می‌شود و از طرف دیگر خریداران هم چاره‌ای جز قبول کردن خواسته اجباری فروشنده‌ها ندارند.

اما در محدوده خیابان دولت که از مناطق قدیمی تهران محسوب می‌شود به اذعان فعالان ساختمانی تغییر چندان محسوسی در قیمت‌ها ایجاد نشده و بالا بودن قیمت در این منطقه باعث شده تا مالکان چندان بر افزایش نرخ تاکید نکنند تا خریدار راحت‌تر اقدام به خرید مسکن مورد نظر کند.

ناشناس گفت...

به گفته این فعال بازار مسکن، بهای ملک در محدوده دولت از ۸ تا ۱۰ میلیون تومان متغیر بوده چنانکه قیمت یک واحد ۲۵۰ متری در دیباجی فرعی ۲ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان و در سه‌راهی دولت حدود یک میلیارد و ۹۰۰ میلیون تعیین شده است. البته بهای هر مترمربع از یک خانه نوساز با فول امکانات در منطقه دروس تا ۱۴.۵ میلیون تومان هم می‌رسد.

کاهش ساخت‌ و سازها در سال جدید

ناگفته نماند که خانه‌های کلنگی در منطقه اختیاریه نیز به قیمت متری ۱۵ میلیون تومان به فروش می‌رسد. هرچند که تعداد فروشندگان این واحدها بسیار محدود هستند اما به اذعان بنگاهداران این منطقه تعداد تقاضا برای خرید و ساخت این واحدها نیز در مقایسه با گذشته کاهش پیدا کرده چراکه درصد سود این بازار در مقایسه با سال‌های قبل خیلی کمتر شده و همین امر عامل اصلی پررنگ‌تر شدن فعالیت بساز و بفروش‌ها به شمار می‌آید.

از سالن‌های بی‌ستون تا شیرآلات کریستال

این روزها مشتریان خانه‌های لوکس در برج‌های تهران به شدت افزایش یافته و هر روز هم بر تعداد کسانی که زندگی در پنت‌هاوس‌های لوکس مدرن را بر زندگی در خانه‌های ویلایی ترجیح می‌دهند، افزوده می‌شود. در حال حاضر برج‌هایی در فرمانیه، زعفرانیه، کامرانیه و سایر مناطق شمیران وجود دارد که متراژ آن از ۳۰۰ متر شروع و تا ۱۲۰۰ متر افزایش می‌یابد در حالی که سالن‌های بی‌ستون، استخرهای معلق داخل واحدها، آشپزخانه‌های تمام اتوماتیک، شیرآلات کریستال، حسگرهای امنیتی، چوبکاری‌های دست‌ساز ایتالیا، زمین تنیس، تونل‌های آبی دوار، برکه و آبشار، باغ پرندگان، پارک کودک، سالن‌های مخصوص برپایی همایش‌ها و جشن‌ها و کارواش تنها بخشی از امکانات موجود در آنهاست.

رقابت بر سر ارائه امکانات رفاهی در برج‌های شمال تهران

رمضانی یکی از فعالان بازار در خصوص بهای خانه در برج‌های تهران می‌گوید: با توجه به میزان امکانات و درجه لوکسی، بهای هر برج متفاوت با برج دیگری است و هر برج جدیدی که ساخته می‌شود تعریف تازه‌ای از رفاه را ارائه می‌دهد.

وی بر این باور است که واحد‌های مسکونی در برخی از برج‌های تهران حتی از بهترین هتل‌های پنج ستاره کشور نیز زیباتر و مجهزتر است، به طوری که نور، صدا و موسیقی در همه واحدهای این برج با سیستم هوشمند کنترل می‌شود.

به گفته وی در صورتی که علاقه‌مند به خرید ملک در طبقات بالایی برج‌های آسمان‌خراش در منطقه ولنجک تهران باشید، دست‌کم باید برای هر مترمربع از این واحدها که متراژ‌های داخلی آنها کمتر از ۳۰۰ مترمربع نیست، ۱۷۰ میلیون ریال پرداخت کنید.

پیگیری‌ها نشان می‌دهد که قیمت آپارتمان‌ در این برج‌ها با احتساب افزایش دو درصدی در طبقه پانزدهم به ۲۲ میلیون تومان هم افزایش می‌یابد. ناگقته نماند که در این بازاری که بسیاری قادر نیستند برای خرید خانه ۱۵۰ میلیون تومان هزینه پرداخت کنند، مشتریانی هستند که برای خرید یک پنت‌هاوس فوق لوکس در منطقه ولنجک تهران با دیوارهای طلا کوب بیش از ۲۰ میلیارد تومان هزینه می‌کنند.

خانه‌هایی که با کمتر از یک میلیارد تومان هم می‌توان خرید!

اما یکی دیگر از فعالان بازار از افزایش ۵ تا ۱۵ درصدی قیمت ملک در متراژ‌های کوچک‌تر خبر داد و تصریح کرد: دارندگان خانه‌های نوساز تمایل چندانی به فروش ملک خود با قیمت‌های قبلی ندارند و معتقدند که قیمت مصالح ساختمانی در سال گذشته بعضا تا ۳۰ درصد افزایش یافته است. بر همین اساس عرضه بر اساس قیمت‌های گذشته دور از منطق است.

البته در صورتی که موجودی اولیه‌تان حدود ۶۰۰ میلیون تومان باشد، قادر به خرید خانه‌ای با متراژ ۷۴ متر در میدان هروی پاسداران و یک واحد ۸۰ متری در قلهک (یخچال) خواهید بود. اما نباید فراموش کرد که قیمت ملک متناسب با محدوده ساخت، نوع طراحی و امکانات آن متفاوت بوده و در برخی موارد بهای یک مترمربع از آن حتی به کمتر از ۷ میلیون تومان و در برخی موارد به حدود ۹ میلیون تومان هم می‌رسد.

ناشناس گفت...

می دانی این کاخها به قیمت نابودی چه زندگی هایی و اشک های دریایی چه مادرانی حاصل شده است ؟

تف!

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
با اين بساطي كه از زمان روي كار آمدن دولت روحاني ، خامنه اي راه انداخته است ، ظاهرا چون هاشمي را نتوانست از قدرت بيرون كند و گندكاريهاي دولت احمدي نژاد دست ايشان را براي ادامه پروژه يكدست كردن حكومت بست
حالا تغيير تاكتيك داده است ، اجازه داده است تا هاشمي و يارانش دولت را تشكيل دهند ولي از روز اول آنها را در كيسه انداخته است و با چوب افتاده به جونشون .
اصلاح طلبان كه تكليفشان مشخص شده است ، تا زمانيكه خامنه اي زنده باشد ، حق ورود به هيچ انتخاباتي را ندارند ، حتي بعنوان وزير هم نبايد انتخاب بشوند ( حتي اگر خيلي كاربلد هم باشند )
حالا مانده طيف هاشمي و يارانش كه بايد باز هم به قيمت نابودي ايران و ايراني ، مفتضح شوند ، تا ديگر كسي حتي صدايي ضعيف و ناتوان از مردم در حاكميت باقي نماند
خامنه اي نادان فكر مي كند اگر كسي نباشد تا حرف دل مردم را بزند و راي بياورد ، مردم هم حرف دلشان را فراموش مي كنند يا به عرفي گرايي متحجرانه ايشان روي مي آورند ، درحاليكه مقبوليت امثال هاشمي يا روحاني به خاطر گفتن حرف مردم نيست ، بلكه به خاطر شنيدن حرف و خواسته مردم است در درجه نخست .
همانطور كه خامنه اي براي پاسخ به روحاني از افرادي كه نقل قولشان را ذكر كرديد استفاده مي كند ، هاشمي و حتي خاتمي هم در شرايط فعلي بايد به كمك روحاني بشتابند و بخشي از حرفهاي عرفي گرايان را كه خوشبختانه بر پايه منطق بشر است ( برخلاف متحجرين كه در اوهام سير ميكنند و اراجيف مي بافند ) فرياد بزنند ، حقير اعتقاد دارم كه آقاي هاشمي با حمايت مستمر و قاطعانه از دولت روحاني نقشي تاريخي براي آينده ايران بازي كند ، البته به نفع خودش هم هست، دولتي را كه با حمايت مستقيم ايشان بر سر كار آمده است ، فقط مذاكراتي را به ثمر برساند كه تمام اعتبار توافق احتماليش به حساب رهبر ريخته خواهد شد و دستاوردي جزء كاهش چند درصدي تورم - كه تازه آنهم به خاطر ركود وحشتناك اقتصادي بوجود آمده است - باشد
دست دولت در سياست خارجي كاملا بسته است ، در اقتصاد هم كه با فساد گسترده اي كه در جمهوري اسلامي و به خصوص دولت احمدي نژاد بود و هست ، با خزانه خالي و آقا بالاسر و رقيبي مثل سپاه ، دولت جاي مانور و اثرگذاري زيادي حداقل تا دو سال آينده ندارد ، بهترين و موثرترين جايي كه اتفاقا پاشنه آشيل حكومت است ، حمله به افكار و قوانين شرعي و متحجرانه حاكميت است ، دولت با بيان و ترويج عرفي گرايي از طريق هر تريبوني كه در اختيار دارد و توسط حاميان خارج از دولت حتي ، مثل هاشمي ، خاتمي ، ناطق نوري ، علي مطهري ، و تأييد علني بر رفع حصر و آزادي زندانيان سياسي ، خواب متحجرين را آشفته كند و حذف آخرين گروه عاقلان در حاكميت را پر هزينه و شايد هم غير ممكن كنند
حرف و تبليغ زندگي و منطق براي متحجرين و خامنه اي مثل نور خورشيد براي خون آشامان ميماند ، آنها مرگ خود را در زندگي وعرفي گرايي جامعه مي دانند
اميدوارم آقاي هاشمي به كمك روحاني بشتابد تا روند خوبي كه روحاني در چند هفته گذشته داشت ، ادامه دهند
در مورد مطلب زيباي قبلي شما كه فرصت نوشتن كامنت براي حقير فراهم نبود عليرغم ميل قلبي ، بايد خدمتتان عرض كنم اين آخوندها احتمالا شنيده اند كه خيلي ها قصد دارند بعد از سرنگوني حكومت ، از هر درختي يك آخوند آويزان كنند ، قصد كردند درختي باقي نگذارند

ناشناس گفت...

در پاسخ به ناشناس و تًف!

چرا مانند کمونیست‌ها هر کسی‌ رو که ثروتمند و پولداره رو فاسد میدونید و منبع ثروت اونها رو نابودی ایران و ایرانی‌؟ بر پایه کدام مدرک به همه ثروتمند‌های ایرانی‌ انگ دزد بودن میچسبانید؟

همین نگاه گدا پرور‌های انقلاب کننده بود که سرمایه‌ دار‌های بزرگ و مغز‌های بزرگ اقتصادی رو از ایران فراری داد. پس گمان می‌کنید که کارخانه‌‌ دار‌های بزرگ می‌رن میدون شوش زندگی‌ می‌کنن؟ کسی‌ که چند صد میلیون دلار سرمایه داره و حقوق چند صد کارگر و مهندس رو میده، حقشه که یک خونه با بهترین امکانات رفاهی داشته باشه. حالا این خونه ۵ میلیون دلاری هم خیلی‌ گرون به حساب نمیاد!!

هر کسی‌ باید بتونه که پولش رو هر جایی‌ که دوست داره خرج کنه و اگه خواست ۵۰ میلیون دلار رو برای یک ویلا یا یک پنت هوس پرداخت کنه.

همراه

ناشناس گفت...

خوب اخه اینا سیاست مدار نیستن خرداد ماه که حکومت به کلید ساز نیاز داشت اگه باجش روگرفته بود حداقل بخاطر خودش و نه ما مردم الان منتظر کودتا سپاه نمی بود به راحتی می تونست قدرت رو در دست بگیره اگه حرف از کنار گذاشتن سپاه و خامنه ای میزد فوقش اونا می گفتن میزاریمت کار که هزینش غیر قابل جبران میشد چون همه تخم مرغا تو سبد کیلد ساز بود ولی الان به راحتی میتونن انگ خیانت بزنن و بزارنش کار. کاش زودتر بزارن کیلد ساز کنار تا تکلیف مردم هم روشن بشه که جز تفنگ زبان دیگه ای را اخوند نمی فهمد

ناشناس گفت...

همراه
این تعدادی که دارای ثروت شرافتمندانه هستند شاید یک درصد هم نباشند. اکثرا وابسته به باند ها و رانت های خامنه ای هستند که یک شبه میلیاردر شده اند.درامد عظیم نفت 500 میلیارد دلار به جیب قشر خاصی رفته است که بازتاب آن را در کاخ ها و پورشه ها و بوگاتی ها می بینیم. آن دو درصد هم با اتش آن 98 درصد می سوزند.

تف

مانی گفت...

همراه گرامی , وقتی امکانات و منابع وقدرت در دسترس گروهی یا گروهایی خاص است که راه را بسته اند با زور (درجمهوری اسلامی ) یا با قانون که آنرا هم خود نوشته اند ( در کشورهای پیشرفته سرمایه داری وبخصوص آمریکا) که فقط کسانی میتوانند از این امکانات و منابع استفاده کنند که با قدرتمندان و زورگویان یا قانون گذاران همکاسه باشند و این نامش دزدی است نه چیز دیگر نه آن کوشش و زحمت که مینمایانند و کار آفرینی که به آن افتخار میکنند .مگر میلیونها آموزگار , پزشک , کشاورز ,کارگر وهنرمند کار نمیکنند زحمت نمکشند؟ پس چرا به این ثروتهای افسانه ای هیچگاه نمیرسند نه تنها نمیرسند که همیشه هم نیازمند باقی میمانند چون قافله دزدان سرمست بس تند میرانند. هم در ایران و هم در همه جهان. و این نامش دزدی است دزدی امکانات دزدی شرایط ,دزدی اطلاعات از مجرای های خاص. و کمونیستها گناهشان این است که دوسه گام پیشترند ...
گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند
جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد .

ناشناس گفت...

اصولا حرف مفت زیاد میزنیم. شما رفتی سرشماری کردی یا مرکز امار سندی منتشر کرده که میگی 98 درصد اینجوری و دو درصد اونجوری. قبول که یه عده ای از راه نا مشروع به ثروت میرسن تو همه دنیا هم هست اما جالبه برام که سریع در مورد هر چیزی بر اساس معیار خودمون خط کشی دقیق هم میکنیم

ناشناس گفت...

دوست گرامی، تًف،

این آماری که شما نوشتید، بیشتر احساسی‌ ه تا علمی‌.

مشکل من با نوع نگاه شما و خیلی‌ از جامعه ایران به ثروتمندان ایرانه که باعث فراری دادن سرمایه‌ دارهای کارآفرین می‌شه. سرمایه دار تا زمانی که از سوی دولت و جامعه احساس امنیت نکنه، سرمایه خودش رو ریسک نمی‌کنه.

بهتره به ثروتمندان به چشم کارآفرین نگاه کنیم (نگاه کلی‌ به یک گروه) و دزدها رو هم تک‌ تک‌ صدا بزنیم (نگاه به فرد گناهکار).

می‌دونم که دستگاه قضایی ایران فاسد و ناکارامده برای پیگیری فساد مالی، ولی این به ما این مجوز رو نمیده که همه رو به یک چوب بزنیم و گناهکار بخونیم. در فردای ایران آزاد هر کسی‌ پاسخگوی کارهای خودش خواهد بود و تنها دادگاه‌های سالم، می‌تونن به جرم گناهکار‌ها رسیدگی کنن. نیازی هم نیست که مردم تو خیابون مازراتی‌ها و بوگاتی‌ها رو آتیش بزنن یا به خانه‌های چند میلیون دلاری حمله کنن!!

همراه

ناشناس گفت...

ببینم شما رفتی سرشماری کردی و از دارایی استعلام گرفتی که همه اشان سرمایه دار کارخانه ای بودند؟! اگر از حساب احتمالات هم سر در بیاوری و عملا توی بازار صنعت بوده باشی می بینی که سرمایه داران صنعتی ما بعد از انقلاب به قهقرا رفتند چون اگر در باغ حوادث کشور هم بودی می دیدی که هم کشاورزی و هم صنعت عملا متلاشی شد. فقط یک قلم 500 میلیارد دلار گمشده است! شما می خواهیم بخاطر چند نفر سرمایه دار صنعتی که الان اثری از آنها نیست مانند مهندس خیام و ارج آب تطهیر روی دست رانت خواران و زمین خواران و دلالان بریزی. احتمال اینکه کسی از راه کوشش و خلاقیت و کار آفرینی در جمهوری اسلامی به این ثروت افسانه ای برسد تقریبا صفر است!
با احترام

حرف مفت زن!

ناشناس گفت...

دوست گرامی، حرف مفت زن،

من هیچ آماری در کامنت‌های خودم ندادم که بخوام برای اونها سرشماری و استعلام کنم. تمام حرف من درباره نوع نگاه کلیشه یی به یک بخش ویژه از جامعه (ثروتمند، کارگر، روستایی، ...) است. شما حق ندارید که بر پایه حدس و گمان یا احساسات یک دسته از مردم رو گناهکار بدونید و همه اعضا اون دسته رو با یک چوب بزنید.

در ضمن، شما هم هیچ آماری ندارید و تنها بر پایه احساسات خودتون نظر میدید. این حکومت کومونیستی اسلامی گدا پرور‌ همه پایه‌های اخلاقی‌ جامعه رو به حد نابودی کشونده!

همراه

ناشناس گفت...

دوست گرامی همراه

ایا تصور می کنید علت ترس سرمایه داران در سرمایه گذاری برای انجام طرح های صنعتی و کشاورزی در ایران, نگاه حسودانه! مردم بینواست؟!
یا اینکه بخاطر عدم ثبات سیاسی و اقتصادی کشور و عدم وجود برنامه ریزی های استوار توسعه است؟ هر روز یک سازی در این مملکت زده می شود. یکی از اقوام ما ابتدا پادو بازار بود و از راه دلالی از پادویی بازار به ثروتی انبوه رسید. بعد یک روز فیلش یاد هندوستان کرد و خواست یک خدمتی هم به وطن کرده باشد پس رفت و یک کارخانه ریسندگی در یکی از شهرهای کوچک سرمایه گذاری کرد تا مثلا تولید را شروع کند! نتیجه اینکه بعد از چند سال خون دل خوردن کارخانه را بست و لاشه اش را فروخت و نیمی از ثروتش را در این قمار صنعتی باخت! یک روز رفته بودم بازار بهم گفت فلانی پوستم کنده شد!پولم بدرک! جونم را برداشتم و فرار کردم! بعد یکسری مغازه در بازار را بهم نشان داد و گفت این مغازه های پاساز را می بینی اگر بجای کارخانه اینها را خریده بودم الان قیمتش ده برابر شده بود! تف به تولید و تولیدی!

ناشناس گفت...

ناشناس طرفدار سرمایه دار عزیز

فرمایش شما در اصول کلی کاملا متینه و از حقیقت هم تهی نیست و ما ایرانیها تا حدی این خصلت حسادت به سرمایه دار رو داریم.
اما
مفهوم پولدار و ثروتمند الزاما با سرمایه دار یکی نیست. سرمایه دار کسیه که از ثروتش در راه تولید کالا و یا خدمت در کنار عامل کار کارگر و سایر عوامل به طور مستقیم یا غیر مستقیم استفاده می کنه و از این رهگذر منافع مادی خودش رو می بره حالا در دنیا بحث سر سهم هر یک از این طرفین ازین منافعه و برخی مخالفا می گن اینقدر که سرمایه دار از منافع بر می داره حقش نیست و قص علی هذا
در ایران تعداد سرمایه دار ها (چه مشروع و به حق و چه ناحق) خیلی کمتر از پولدارهاس. به عبارت دیگه بسیری پولدارها هستن که نه پولشون از راه تولید کالا و خدمات بدست اومده و نه این پول رو (هرجور که بدست اومده) وارد چرخه تولید کالا و خدمت می کنن، جناب ناشناس دقت کنیم که این دسته اون گروهی نیستن که همیشه گفته شده بهشون احترام بگذاریم چون باعث چرخش چرخ اقتصاد می شن ( و البته این بدین معنا نیست که به پولداری که پولش عامل سرمایه نیست الزاما بی احترامی بشه)
برخی اقتصاد دان ها با اغماض می پذیرن سرمایه نامشروع حضورش در اقتصاد بهتر از عدم حضورشه حالا درست یا غلط محل بحث ما نیست.

اما پولداری که پولش رو از راههای غلط و نامشروع بدست آورده و وارد چرخه سرمایه هم نمی کنه مثلا قاچاقچی که پولش زیاد شده و باهاش کارخونه یا هتل یا همچین چیزی هم نمی زنه یا یک آدم مختلص که اموال دولت و ملت رو با رانت به جیب زده و از این اموال هم هیچ تولید یا شرکت مفیدی هم نزده این هیچ جوری حتی با اغماض هم نمی شه توجیهش کرد.

برداشت عموم مردم الان اینه که اکثر پولدارها جزء این دسته هستن و سرمایه در به شمار نمیان حالا درسته یا نه من نمی دونم

ناشناس گفت...

دوست من

امار نمی خواهد.چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟ بقول سعدی که حکایت کرد که یک نفر را دید و گفت از کجا می ایی گفت از حمام گرم کوی تو! سعدی گفت خود از زانوان کثیف شتری ات پیداست! ببین نرخ بیکاری فقر چه می کند در این مملکت؟ حال می خواهی باور کنم این کاخ هایی که هر روز مثل قارچ رشد می کنند و گوش شیطون کر ,چشم نکنم! روز به روز قشنگ تر هم می شوند حاصل سرمایه داری و کارآفرینی اقتصادی است؟!
آنکه پورشه و بوگاتی و مازاراتی سوار می شود در تهران آقازاده است یا پسر مهندس ارج؟ بد هم نگفتی چه کیفی دارد آتش زدن یک بوگاتی 500 هزار دلاری کف خیابونای تهران توسط مردم گرسنه!

ناشناس گفت...


صمد بهرنگی داستان زیبایی دارد بنام 24" ساعت در خواب و بیداری!" داستان از این قرار است که پسر فقیر یک دستفروش که از شدت فقر با باباش شب ها توی گاری می خوابید! دلباخته یک عروسک خرسی پشمالو پشت ویترین یک مغازه اسباب بازی فروشی در شمال شهر می شود و هر روز به پشت شیشه می رفته است و با عروسک درد دل می کرده است و آرزوهای بچه گانه خودش را به او می گفته است . او شروع به جمع کردن پول توجیبی ناچیزی که از پدر فقیرش می گرفته می کند تا بتواند عروسک را بخرد. پس از مدتها یک روز که برای دیدن عروسک خود به پشت ویترین می رود با ناباوری می بیند که یک ماشین آخرین مدل در کنار مغازه می ایستد و یک بچه شیک و تر و تمیز با بابای پولدارش از ماشین پیاده می شوند و به درون مغازه می روند و ناگهان او می بیند دست صاحب مغازه توی ویترین رفت و خرس اسباب بازی را برداشت! و بعد پسر پولدار بابایش در حالی که خرس را در بغل گرفته بود از مغازه خارج و سوار بوگاتی خود می شوند و می روند! پسر هاج و واج و بهت زده می شود در همین حین ناگهان نگاهش به داخل ویترین مغازه اسباب بازی فروشی می افتد و یک مسلسل اسباب بازی را می بیند و بعد بخود می گوید:

" ایکاش مسلسل پشت شیشه مال من بود!"

ناشناس گفت...

فرمایش های شما دوستان درسته و من هم با بیشتر آنها موافقم (دلیل اصلی عدم سرمایه گذاری یا تفاوت سرمایه دار و پولدار و ...). من هم تولیدی هایی که شرایط بحرانی دارند و نیمه ورشکسته هستند, میشناسم و هم دلالهایی که در چند سال به یک مولتی میلیاردر تبدیل شدن.
همه حرف من اینه که "برداشت کلیشه ای" درباره پولدارها یا سرمایه دارها درست نیست. حتی کسی که از راه دلالی ثروتمند شده, در صورتی که مالیاتش رو پرداخت کرده, باید احساس امنیت کنه و به چشم یک شهروند سالم در جامعه دیده بشه. اگه قراره کسی محکوم بشه, تنها در یک دادگاه سالم و احتمالا در فردای ایران آزاد خواهد بود. به شخصه یک کارخانه دار محترم رو می شناسم که یک ویلای چند میلیاردی خودش رو زیر قیمت فروخت که بتونه حقوق کارگرها رو بده و کارخانه خودش رو از ورشکستگی نجات بده و چند صد نفر رو هم از بیکاری نجات بده (دست کم برای چند ماه که از این ستون به اون ستون فرجه!). حالا به نظر شما ایشان چه حالی میشه اگه ماشین BMW خودش رو کف خیابون توی آتیش ببینه!
متاسفانه ایده های کمونیستی اسلامی جامعه ایران رو مسموم کرده و عموم مردم بدون اینکه بدونن همونجوری که حکومت میخواهد فکر میکنن. اون آقایی که ماشین بوگاتی داره و میاد برای بچه اش عروسک میخره, چرا باید به دست یک نیازمند آسیب ببینه یا در بدترین حالت کشته بشه؟ حتی اگه پولش رو از راه دزدی به دست آورده باشه, تنها دادگاه سالم باید در باره مجازات تصمیم بگیره.
در ضمن برای اون ماشین بوگاتی برای ورود به ایران دست کم ٢٠٠ میلیون تومان مالیات داده شده که احتمالا صرف پرداخت یارانه نقدی به اون بچه نیازمند میشه! آیا نمیشه وقتی یک بوگاتی میبینید به اون ٢٠٠ میلیون مالیات که در واقع درآمد برای مردم به حساب میاد, نگاه کنید!!
همراه

ناشناس گفت...

یک نکته هم فراموش کردم بگم اینکه برای به دست آوردن برابری اجتماعی و از بین بردن نابرابری در تقسیم ثروت باید ریشه های اون رو درمان کرد.
نوع رفتار و سیاست گذاری حکومت اسلامی کمونیستی در ایران ریشه بیشتر نابرابری ها است و حکومت برای شانه خالی کردن از این مسولیت, آدرس عوضی میده و پولدارها رو گناه کار میدونه! مردم هم ناآگاهانه فریب حکومت رو میخورن و با حکومت همرای میشن در این زمینه!
همراه

ناشناس گفت...

احسان
دوست عزیز "همراه" به گونه ای صحبت می کنند که انگار مملکت صاحب دارد و کارخانه دار کارخانه داریش را می کند و رئیس ریاستش را. چه می گویی دوست عزیز؟ در آن مملکت خراب شده که بودم، خواه ناخواه با بسیاری از شرکت ها در ارتباط بودم، ریسندگی ها همه تعطیل از دم، مردم پول ندارند خرج شیر و ماستشان را بدهند از کدام کارخانه و از کدام مولد می گویید؟
این سرمایه داری نیست، این دزدی در روز روشن است.

ناشناس گفت...

همراه عزیز
وضعیت فعلی ما در بهترین حالت شبیه وضعیت کشورهای امریکای لاتین یا کره جنوبی در دهه هفتاد و هشتاد میلادیه
راه نجات هم همون راهیه که اونا رفتن کنار رفتن مافیای نظامی و روی کار اومدن احزاب واقعی سیاسی کمابیش نماینده واقعی مردم، ایجاد ثبات و اجازه واقعی به ورود سرمایه خارجی و حضور سرمایه داخلی در عرصه تولید
اگه این اتفاق نیفته چه شما دوست داشته باشی چه نه همین چیزی می شه که شوخی و جدی دوستان می گن یعنی دشمنی قشر ضعیف با مافیای ثروتمند

ناشناس گفت...

همراه گرامی
پولدارها همون حکومتیها و متصلین به حکومت هستن نه یک گروهی که حکومت آدرس اونها رو به مردم می ده

ناشناس گفت...

آقای روحانی موسوی و کروبی را می بینند و عبرت می گیرند و میدانند که این مردم اهل ایستادگی نیستند. موسوی را با شعار "موسوی دستگیر بشه ... ایران قیامت میشه" فرستادیم در دهان گرگ و خودمان رفتیم خانه هایمان. الان هم داریم همین بلا را سر روحانی می آوریم. والا یه تجمع یا کمپین برای حمایت از سیاست های روحانی مگر چقدر هزینه دارد. خودمان حاضر نیستیم کوچکترین حرکتی بکنیم آنوقت انتظار داریم دیگران به خاطر ما هست و نیست شان را بدهند.

ناشناس گفت...

به احسان و دوستان گرامی دیگه که به فساد گسترده اشاره کردند,
در اینکه فساد مالی گسترده در بین حاکمان, وابسته های حکومت و نظامیان سپاهی و بسیجی, هزاران نفر رو یک شبه میلیاردر کرده شکی نیست. از طرف دیگه هم این فساد ها نفس ده ها میلیون از مردم ایران رو گرفته و بسیاری رو به زیر خطر فقر برده و هر روز باقی مانده قشر متوسط رو به مرز فقیر نزدیک میکنه. این نکته ها اینقدر روشنه که نیاز به گفتن انها نیست.
ولی باز تکرار میکنم که ریشه این ویرانی برمیگرده به حکومت ناکارآمد, حاکمان فاسد و نظامیان رانت خوار. و این انها هستند که باید مجازات بشن و پاسخگویی ویرانی هایی که به بار آوردن نه ثروتمند ها, پولدارها و سرمایه دارها!!! معلومه که وجه اشتراک حاکمان فاسد و اطرافیان اونها با ثروتمندان معمولی تنها پولدار بودن آنهاست. ولی این اشتراک نباید به سوی دو قطبی کردن فقیر در برابر غنی پیش بره که بیشتر بدبختی برای فقیر ها به بار میاره!
اگه کسی هم میخواهد مسلسل بگیره و بره توی خیابان برای اجرای عدالت, بهتره که بره سراغ ریشه های این درد که حاکمان, وابسته های اونها و نظامیان سپاهی هستند. وگرنه که کشتن پولدارها و آتیش زدن ماشین هاشون برای حکومت تبلیغ هم میشه. فردا یک برنامه میسازن که ملت حزب الله با تجمل گرایی و ... مخالفه و به همین خاطر عده ای جوان بسیجی این کار ها رو کردند!!! و به راحتی گناه فساد حکومت رو به سمت پولدارها هول میدن.
هر وقت ایران آزاد شد, میشه همه اون حاکمان و وابسته های پولدار رو از هر کجای دنیا که باشند به ایران آورد و حسابشون رو گذشت کف دستشون و همه پول هایی رو که به ناحق بالا کشیدن رو از حلقوم شون بیرون کشید. دیگه نیازی نیست که به صورت کور به اجرای عدالت و آسیب رساندن به هر کسی که پولداره پرداخت.
همراه

ناشناس گفت...

مدیران شرکتهای دولتی ، بازیگران سینما و تلویزیون ، فوتبالیستها و ورزشکارانی در رده های قهرمانی ، دلال ها ، صاحبان کارخانجات خصوصی که عموما مدیران شرکتهای دولتی در سنوات قبل هستند و . . .
دوست عزیز ! استثنایی که شما احتمالا میبینید ، قائده را نقض نمی کند .
اطمینان داشته باشید امنیت سرمایه داران هیچگاه به مخاطره نخواهد افتاد مگر توسط گروهی از هم صنفی های خودشان البته با ابزار طبقه محروم .
آنان اگر اراده کنند خشن ترین گروه نظامیان را بر سر کار خواهند آورد و تسمه از گرده مردم خواهند کشید .
به شوخی تلخی می ماند اعطای لقب کار آفرین به جماعت سرمایه دار در ایران .
این را هم بگویم که بنده مخالف رفاه حداکثری برای نخبگان علمی و ورزشی نیستم ، باید اینگونه باشد ، اما آنچه میبینیم حالیا سوئ استفاده از موقعیت و خوش رقصی برای صاحبان قدرت و ثروت است .

ناشناس گفت...

«هنرمند ارزشی»:
«برای عزم ملی» و «با مدیریت جهادی»‌ست که داریم میریم برزیل فوتبال تماشا کنیم!
مردم بدونن ما از نون زن و بچه‌مون گذشتیم که داریم می‌ریم جبهه‌ی برزیل بجنگیم!

«سیدجواد هاشمی» مدیر پروژه‌ی مزبور: [ چرا کسي نسبت به ليست مديران باشگاه ها و مربيان و پيشکسوتان که با همين گروه به جام جهاني اعزام مي‌شوند، حساسيتي ندارد؟ آيا آنجا ديگر بحث پول بيت المال نيست؟ آيا مردم مي دانند درآمدي که از حضور هنرمندان بدست مي آيد، صرف حضور مديران و پيشکسوتان فوتبال در جام جهاني مي شود؟ بياييد بپذيريم که هدف اين پروژه بسيار والاتر از اينگونه بحث هاست. ما به عنوان جزء کوچکي از اين جامعه و در راستاي نامگذاري سال جاري با عنوان سال اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملي و مديريت جهادي وارد اين کارزار شده ايم و از مردم عزيزمان و ارباب جرايد تمنا داريم که هر گله و شکايت و توهيني دارند آن را بسوي سرمايه گذار اين پروژه نشان بگيرند و حرمت هنرمندان خود را حفظ كنند و بدانند که آنها فقط و فقط به عشق پرچم مقدس و سه رنگ جمهوري اسلامي ايران قصد اين سفر را کردند].

و از این جالب‌تر:
[مردم بدانند که فرزندان اين خاک از قراردادهايي که روزي آنها را تامين مي کند گذشته اند تا در کنار تيم ملي حضور داشته باشند. مردم بدانند که ستارگان سينماي آنها نمايندگان و سربازان آنها هستند در جبهه فرهنگ که در برزيل به دفاع از ارزش هاي آنها خواهند پرداخت].

ناشناس گفت...

خوب است که هر روز به معلوماتمان اضافه میشود. نمی‌دانستیم که دلالان هم مالیات میدهند و اگر بوگاتی وارد نشود، بچه‌های این کشور بدون یارانه می‌مانند.

ناشناس گفت...

ناشناس و ناشناس گرامی,
من هیچ آماری از تعداد پولدارهای دلال, دزد, سپاهی, مدیر دولتی سابق و ... ندارم و علاقه ای هم ندارم که بر پایه احساسات یا تخیلات تز بدم و بخشی از جامعه رو دزد و فاسد بنامم.
از کامنت نخست که نوشتم تا اینجا تنها خواستم این نکته رو بگم که از دید کلیشه ای و احساسی به بخشی از جامعه (پولدار, کشاورز, کارمند, ...) بپرهیزیم و همه رو با یک چوب نزنیم. اگر کسی گناهی انجام میده, فقط همون شخص باید مجازات بشه و نه همه کسانی که مانند اون شخص زندگی میکنن.
اصلا گمان رو بر این بگذریم که ٩٨ درصد پولدارها از راه های غیر مولد (دلالی و ...) یا اصلا خلاف قانون (دزدی, قاچاق, رانت خواری, ...) میلیاردر شدن و هیچ کدام هم یک ریال مالیات نداده! تنها راه انسانی و درست برای برخورد با اونها, محاکمه در دادگاه های سالم و برخورد قانونی با انهاست و نه بستن به رگبار مسلسل یا آتش زدن ماشینشون کف خیابون! تا زمانی هم که ایران آزاد نشه, کسی نمیتونه امیدی به برگزاری دادگاه سالم داشته باشه. اگر کسی نمیخواهد تا روز آزادی منتظر بمونه و میخواهد همین حالا حق پولدارها رو کف دستشون بگذاره, بهتره که با سپاهی ها و حاکمان شروع کنه که گناهشون سنگین تره تا دلال های سودجو که از سوراخ سنبه های اقتصاد ایران سو استفاده کردند و پولدار شدن.

سپاس تیمسار که این چند کامنت من رو منتشر کردید.

پاینده باشید,
همراه

ناشناس گفت...

آقای همراه،
بنده ناشناس اولی هستم که خبر قیمت ملک در شمال تهران را گذاشتم
در هیچ کجای نوشته ی بنده، کسی دزد و یا فاسد خطاب نشده و این برداشت شما از نوشته ی من است.
بنده حتی نوشتم مهم نیست که اینان چه کسانی هستند.
ضمنا دید انقلابی هم ندارم و روشنفکر چپ اندیش هم نیستم!
اما اگر دوست دارید بدانید:
در غرب طبقه ی بورژوا و "سرمایه دار" وجود دارد.
این طبقه فرهنگ خاص خود، سینمای خاص خود، نقاشی خاص خود و موسیقی خاص خود دارد.
در ایران اما، اکثرا "پولدار" وجود دارد که نه فرهنگ خاص طبقه ی خویش دارند، نه سینمای خاص خود و نه هیچ چیز خاص خود!
اینها نه صاحب اندیشه اند و نه صاحب ایده.....
اینها نه "استیو جابز" هستند و نه " وارن بافت"...
قصد کلی گویی نداشتم و البته همیشه استثناتی بوده و هستند.
شما هم از آن طرف بام نیفتید...خواهشا!
....
ناشناسی اولی

ناشناس گفت...

دوستان در كامنت هايشان به نقش و تاثير اقتصادى ، اجتماعى ، فرهنگى و سياسى سرمايه در كشور از زواياى مختلف اشاراتى داشتند. وجه مشخصه سرمايه " قدرت " است همان نيرويي كه روابط انسانى را تحت تاثير شديت خود قرار داده. سرمايه فراتر از درك عاميانه ان كه داراي هاى مالى تصور ميشود، بوده وهست. بدام انداختن و رام كردن و هدايت كردن اين نيرو خود به نيروى ديگرى نيازمند ميباشد. چيزى كه به ان انقلاب گفته شده و تقريباً اكثر جوامعه بشرى انرا تجربه كرده اند. ولى نهايتاً از انجاي كه اين انقلابيون هم نياز به استفاده از " قدرت" براى ايجاد روابط بهتر يا به قولى عدالت اجتماعى را با همان نيرو به پيش ميبرند در نتيجه دير يا زود خودشان از رامكنندگان به رامشدگان تبديل ميگردند. مثالهاى شما دوستان در بالا نشانه هاى ان در وطن خودمان است. انسان ذاتاً شيفته و اسير " قدرت" است. ميل به داشتن " قدرت" موتور محركه پيشرفت جوامع بشرى بوده و غير قابل صرف نظر. ايا ما اين " قدرت" را داريم از " قدرت" صرف نظر كنيم ؟ سوال اين است؟

ناشناس گفت...

ناشناس اولی گرامی,
قصد توهین یا آزردن شما رو نداشتم و پاسخ های من بیشتر بر پایه کامنت های دیگر دوستان نوشته شده و نوشته شما تنها محرک کامنت های من و دیگران بود. بنابراین پوزش میخواهم اگر از نوشته های من آزرده شدید. آزادی بیان نباید به آزردن دیگران برسه و من هم هیچگاه همچنین قصدی نداشتم.
امیدوارم که تیمسار این کامنت من رو به عنوان آخرین کامنت منتشر کنند. چون در این سیرک معمولا تنها پست های تازه برای گفتگو باز هستند.
همراه

ناشناس گفت...

دوست گرامي كارخامه دارها اكثرا ورشكسته اند و انهايي كه در پنت هاوس مي نشينند اكثرا از قشر دلالهاي نفتي قاچاقچيان شيشه و برخي پرشكان وابسته و زير ميزي بگير هستند اكثر بوگاتي سواران محترم هم جوانان ٢٠تا٣٠ساله اند كه احتمالا كار افرين نبوده اند ي