ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۹, دوشنبه

هاشمی: اگر به خاتمی اجازه ندهید خودم می آیم. و اگر مقاومت کنید نوار معروفم را منتشر می کنم!




1- این دومین بار است که در چند وقت اخیر هاشمی به نوار دوساعته ای اشاره می کند که در حضور کمیتۀ تحقیق مجلس خبرگان از نهادهای زیر امر رهبری در سال 87 بیان کرده و همۀ آنچه که در این سال ها برسر کشور آمده است بازگو و پیش بینی کرده است. هاشمی این بار هم گفته است که نوار علاوه بر نسخۀ نزد مجلس خبرگان یک نسخه هم در نزد خودش دارد که آن را پیاده و جزوه هم کرده است ولی چون اهل اتحاد است و نه تفرقه از انتشار آن تا کنون خود داری کرده است. اما این بار حرف های او عصبانی و اتمام حجت است. زیرا او بسیار مایل است که سید محمد خاتمی رییس جمهور شود تا او نیز در مقام مشاوره و راهنمایی بتواند جمهوری اسلامی را نجات و ایران را به آرامش برساند.

2- از ناگفته های هاشمی و البته توصیه های مدامش به دیدار کنندگان در تشویق و تحریص خاتمی برای آمدن چنین بر می آید که او فرمول خاتمی در صحنه و خودش در پشت صحنه را بیشتر از همۀ احتمالات موفق و کارآمد می داند. و همچنین معلوم است که خاتمی هم تسلیم شده است و فقط نگرانی اش از تأیید صلاحیتش است و مشروط پذیرفته است که اگر علائم ارسالی نشان دهد که شورای نگهبان سدی در مقابلش نخواهد علم کرد حاضر به نامزدی است. لذا هاشمی با شدیدترین ادبیات دیده شده از او لحن تهدید کننده ای گرفته و تلویحاً قبول کرده که اگر خاتمی نتواند بیاید با اکراه ولی مصمم خودش نامزد شود. اشارۀ مجدد او به آن نوار معروف که در بند بالا گفتم هم نشانه ای دقیق است که اگر بیش از این مقاومت کنید ناگزیر و علی رغم میلم خواهم گفت که در پشت پرده چه گذشته است.

3- این موضوع در آنجا هم تأییدیۀ محکمی می گیرد که حسین شریعتمداری یکی از تندترین و توهین آمیزترین مطالب تاکنون دیده شده علیه خاتمی را در سرمقالۀ کیهان فردا نوشته و در آنجا سید محمد خاتمی را بعنوان فردی فاسد - صفتی که تا کنون بکار نبرده بود - مورد پرسش و سرزنش قرار داده است. به بخشی از نوشتۀ شریعتمداری توجه کنید:
اكنون به اين نكته توجه فرمائيد. سال 1363 است. آقاي خاتمي وزير ارشاد وقت است و سومين جشنواره سينمايي فجر در حال برپايي و انجام است. خبرنگاري از آقاي خاتمي مي پرسد؛ «آيا افرادي كه در عرصه فرهنگ و هنر آلوده به فساد بوده اند، مي توانند دوباره به اين عرصه بازگشته و فعاليت كنند»؟ حالا جواب آقاي خاتمي را بخوانيد؛ «به نظر اينجانب كساني كه مروج پليدترين جنبه هاي فرهنگ ضد اسلامي بوده اند، نبايد كارهاي فرهنگي و از جمله وجهه فرهنگي سينما را به آنان سپرد، هرچند اگر مدعي باشند كه توبه كرده اند. بسيار خوب، در جامعه مي توانند به فعاليت هاي مختلفي مشغول شوند ولي در صحنه فرهنگ و هنر جايي براي آنان نيست. اين اصل، صرفنظر از اين كه خود، يكي از مصاديق بارز پالايش فرهنگي است، حداقل احترامي است كه به انقلاب خونبار اسلامي مي گذاريم».
اكنون بايد از آقاي خاتمي پرسيد؛ چگونه است كه حضرتعالي حضور افراد فاسد و بدسابقه را در عرصه سينما نمي پذيريد ولي انتظار داريد كساني كه دست به صدها مورد از فساد، خيانت و جنايت زده اند در كليدي ترين پست ها و مسئوليت هاي نظام نظير رياست جمهوري به كار گرفته شوند؟! آيا از نظر شما، مسئوليت ساخت يك فيلم سينمايي و يا مديريت يك مجله از مسئوليت رياست جمهوري بااهميت تر است كه افراد فاسد و بدسابقه در آنجا حق حضور ندارند ولي نامزدي براي رياست جمهوري حق مسلم آنهاست؟! تازه، اين در حالي است كه به قول شما آن هنرپيشه هاي فاسد توبه هم كرده اند ولي شما و دوستانتان از يك اعلام توبه ظاهري هم خودداري كرده ايد! 
آقاي خاتمي مي گويد؛ «حذف عناصر فاسد فرهنگي حداقل احترامي است كه به انقلاب خونبار اسلامي مي گذاريم» و بايد پرسيد؛ يعني به كارگيري افراد صدها برابر فاسدتر، نظير اصحاب فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88، بي احترامي به ملت و انقلاب خونبار اسلامي نيست؟!

4- شریعتمداری که قریب به یقین از حرف های امروز هاشمی خبر داشته احتیاط کرده که فعلاً مستقیم به هاشمی نپردازد و برود سراغ خاتمی که نفر اول خطر نامزدی است. و چون بشدت وحشت می کنند از آمدن خاتمی خواسته است عمق ناامیدی و استیصالش را با دشنام ها و هتاکی های بیشتر بپوشاند. پس نقداً باید منتظر اتفاقات بازهم بیشتری باشیم در 15 روز آینده و امیدوار باشیم که خامنه ای و اراذلش مثل شریعتمداری عصبانی باشند و از این عصبانیت بمیرند! انشاءالله.

5- و این آفتاب آمد دلیل آفتاب را هم بگویم که ورود هرکدام از هاشمی یا خاتمی به صحنۀ انتخابات کل صحنه را تغییر خواهد داد و معتقدم که برخلاف پیش بینی کارشناسان؛ اصولگرایان بوحدت حداکثر حرکت نخواهند کرد و فقط بخشی از آنان با نامزد واحد خواهند بست و بقیه پنهان و آشکار - برای هاشمی زیاد و برای خاتمی کم - به هاشمی و خاتمی خواهند رأی داد. به ترتیب زیر:

الف- همۀ خیل بیشمار نخودی ها که یا بر اثر توهم و یا برای جمع کردن اعانه و یا سنگ مفت گنجشک مفت آمده اند بلافاصله دستشان را جا خواهند رفت.
ب- جبهۀ پایداری و لنکرانی با پررویی و هتاکی بیشتری هم خواهند ماند.
پ نامزد جناح راست سنتی هم در این صورت محتمل ولایتی خواهد شد زیرا خیلی مطمئن نیستم که قالیباف حاضر باشد با خاتمی یا هاشمی رقابت کند. البته او بدون اینکه چنین محظوری را اعلام کند ترتیبی خواهد داد که بطور طبیعی حذف شده و نامزد ائتلاف سه نفره نشود.

6- درچنین آرایشی است که نیمی از اصولگرایان نیز به جبهۀ هاشمی خواهند پیوست و در صورت آمدن خاتمی با او مخالفت آشکار نخواهند کرد. چون وضع بی ثبات فعلی علاوه بر کشور منافع شخصی بسیاری از اصولگرایان را هم تهدید می کند. و این دلیل که آنان بخاطر محافظه کاری و ترسو بودن و تعارفات مذهبی و سنتی؛ زبانی بروی خامنه ای نگشوده اند در علن هنوز. یا...هو

۱۰ نظر:

آرسین گفت...

دلفک بسیار هوشمندانه این دوپست اخیر را منتشر کردی!
باعث شد بسیاری گارد ضدرفسنجانیشان پایین بیاید!
آفرین هردو بسیار عاقلانه و نبوغ صحنه گردانی بود‍!

ناشناس گفت...

جی میگن که زن لنکرانی ، لنکرانی را تهدید کرده به طلاق، در صورت کاندید شدن.

ناشناس گفت...

تیمسار نا امیدم کردی!بنظرم دوباره این مقاله را با عجله نوشتی ! از بس که برای نجات ایران عجله داری!! تا همین چند وقت پیش می گفتی که حضور خاتمی را به صلاح نمی دانی. اتفاقا از باب اینکه بدانی این چند روزه حجم تبلیغات و اظهار نظرها در حمایت از خاتمی بالا رفته است و با توجه به حجم ثابت طرفداران او می توان حدس زد این ارتش سایبری است که شروع به تبلیغ برای آمدن او کرده است! چرا؟ چون خاتمی تکه ابری است که می تواند ماه! رفسنجانی را پنهان کند! حضور خاتمی می تواند مانع از حضور هاشمی شود و چون فردی فوق العاده بی عرضه و دمدمی مزاج است براحتی می تواند حذف و یا توسط خامنه ای کنترل شود. او لاستیک زاپاس خامنه ای است که در شرایط آخر می تواند اقتدار خامنه ای را حفظ کند. هاشمی کم از خاتمی ضربه نخورده است.در دوم خرداد این خاتمی بود که باعث تضعیف باند هاشمی گردید. تنها کسی که خامنه ای از او می ترسد نه اصلاح طلبان بلکه هاشمی رفسنجانی است. بدین منظور بعید نیست او از وجود خاتمی که تدارکاتچی است استفاده کرده و بخواهد با تشویق به نامزدی او جلوی هاشمی را بگیرد. این آخرین ضربه مهلکی است که خاتمی به مردم ایران با بی کفایتی خود هدیه خوامد کرد.

ناشناس گفت...

من نمی دانم مردم ایران چند بار باید از سوراخ خاتمی گزیده شوند تا بفهمند که این ره به ترکستان است! ما از موش آزمایشگاه کمتر نیستیم! موش هم با آن مغز کوچکش دو بار که یک راه اشتباه را رفت عاقبت راه صحیح را پیدا می کند و به پنیر می رسد!

Dalghak.Irani گفت...

سلام آرسین
خیلی ممنون تعریف خوبی بود. اما من هرچند استعداد خوبی دارم که نمایشنامه بنویسم متأسفانه بازیگر خوبی نیستم. دلیل محکمش هم اینکه خوانندگان زیاد و نازنینی مثل شما دارم که فقط بخاطر سادگی دلقکی ام و روراستی قلمم کلیک رنجه می فرمایید و اینجا حضور بهم می رسانید. در پست قبلی و در یک کامنت مختصر توضیح دادم چگونگی نگاهم به اوضاع را. ضمناً من خودم هم مثل رضا پهلوی فکر می کنم یا حداقل گمان دارم که او نیز چون حقیر می اندیشد. برای ما نجات وطن یک گام به پیش هدف اصلی است با اینکه جفتمان از جمهوری اسلامی ناامیدیم و اصلاح پذیری آن را نمی توانیم باور کنیم. با این همه اعتقاد دارم که اگر همین جمهوری اسلامی حق شهروندی رضا پهلوی را برسمیت بشناسد تا او هم بتواند در وطنش زندگی و کار و فعالیت کند دست از براندازی برمی دارد. یا...هو

ناشناس گفت...


تیمسار نا امیدم کردی! تا همین چند وقت پیش می گفتی که حضور خاتمی را به صلاح نمی دانی. اتفاقا از باب اینکه بدانی این چند روزه حجم تبلیغات و اظهار نظرها در حمایت از خاتمی بالا رفته است و با توجه به حجم ثابت طرفداران او می توان حدس زد این ارتش سایبری است که شروع به تبلیغ برای آمدن او کرده است! چرا؟ چون خاتمی تکه ابری است که می تواند ماه! رفسنجانی را پنهان کند! حضور خاتمی می تواند مانع از حضور هاشمی شود و چون فردی فوق العاده بی عرضه و دمدمی مزاج است براحتی می تواند حذف و یا توسط خامنه ای کنترل شود. او لاستیک زاپاس خامنه ای است که در شرایط آخر می تواند اقتدار خامنه ای را حفظ کند. هاشمی کم از خاتمی ضربه نخورده است.در دوم خرداد این خاتمی بود که باعث تضعیف باند هاشمی گردید. تنها کسی که خامنه ای از او می ترسد نه اصلاح طلبان بلکه هاشمی رفسنجانی است. بدین منظور بعید نیست او از وجود خاتمی که تدارکاتچی است استفاده کرده و بخواهد با تشویق به نامزدی او جلوی هاشمی را بگیرد. این آخرین ضربه مهلکی است که خاتمی به مردم ایران با بی کفایتی خود هدیه خوامد کرد.

ناشناس گفت...

بروتوس, تو هم ....! چرا کامنت مرا حذف کردی تیمسار عزیز؟

Dalghak.Irani گفت...

من فقط تحلیل نوشتم و خودم نفیاً یا اثباتاً اظهار نظر نکردم. اگر قلمم را خوشحال فهمیدی از حب علی نبود بلکه از بغض معاویه بود. ضمن اینکه لابد هاشمی با خاتمی قرار مداری می بندند مثلاً بمحض اینکه نگذاشتند استعفاء بدهد و از این جور کارهای ساده و کمتر نیازمند دل و جرأت. من نمی دانم ولی تعیین کننده هم نیستم که احتیاط بکنم تصمیمی که هاشمی و خاتمی خواهند گرفت مطلقاً تحت تأثیر دنیای مجازی نخواهد بود. بالاخره حرف حساب که حالی شان می شود. یا...هو

میثم گفت...

اگر خاتمی بیاید البته رای می آورد چرا که:
1- طبقه زخم خورده و رنج دیده سیاسی به او رای می دهند چرا که او را نماینده خواسته های سرکوب شده خود می دانند.
2- طبقه زخم خورده و رنج دیده اقتصادی هم به او رای می دهند چرا که او برایشان تداعی گر خاطرات خوش گذشته و نان سنگک 50 تومانی بوده است.
(در واقع به نوعی خاتمی می تواند تجلی حماسه سیاسی و اقتصادی باشد برای مردم:)
اما من اصلا اینکار را صلاح نمی دانم چرا که فقط مرگ نظام را برای چند سالی عقب می اندازد. مرگ یکبار و شیون هم یکبار.

ناشناس گفت...

خاتمی سوپاپ اطمینان نظامه، درسته. ولی این دفعه میتونه جلوی این حاشیه و فضای جنگی که علیه ایران صورت گرفته وایسه