ه‍.ش. ۱۳۹۲ فروردین ۳۱, شنبه

آیا دو چچنی تروریست بوستون عاملان خامنه ای بوده اند؟ چرا!

 جوهر برادر کوچکتر
جوهر سارنائوف برادر کوچکتر تیمور

1- دیروز نوشتم (اینجا) که واکنش سریع و تند خامنه ای در محکومیت حادثۀ بوستون امریکا در نوع خود اولین و بسیار سؤال برانکیز است. و اضافه کردم که خامنه ای از ترس رادیکال تر شدن سیاست های اوباما - ناشی از فشار افکار عمومی امریکا و نو محافظه کاران بخاطر این حادثه - دست به چنین شتابزدگی زده است.

2- اینک اما با روشن شدن ماهیت دوبرادر تروریست که هم اهل چچن بودند و هم قیافۀ کاملاً غربی داشتند و هم تازه مسلمان بودند؛ این ظن بسیار قوت می گیرد که این دو برادر تحت استخدام و آموزش عوامل خامنه ای - سپاه قدس سپاه پاسداران - این مأموریت را انجام داده اند و آیت الله خامنه ای دست پیش گرفته است که در هنگام روشدن نتیجۀ تحقیقات پلیس امریکا بتواند به موضع گیری - من اولین رهبر بودم که محکوم کردم - خویش استناد و واقعیت را انکار و خنثی کند.

3- برای خود من محرز است که تحلیل مزبور با احتمال قریب بیقین عین واقعیت است. اما شما این را بعنوان یک گمانه در گوشۀ ذهنتان داشته باشید تا بزودی واقعیت برملا شود و به درستی یا نادرستی آن پی ببرید. این را بدین جهت هم مطمئنم که امروز یکی از مهمترین دستورکارهای نمازهای جمعه سرتاسر ایران محکوم کردن حادثۀ بوستون بوده تا جائیکه شخصی مثل سید احمد خاتمی امام جمعۀ امروز تهران که یکی از سفرای مرگ - مطلق - خامنه ایست چنان مرثیه ای سروده در نماز برای اظهار همدردی که اگر کسی او را نشناسد گمان می کند کارل پوپر مرحوم خطیب جمعۀ تهران بوده است.

4- مهمتر اینکه چچنی های جوان انتخاب شده برای این مأموریت چنان با دقت انتخاب شده اند که تقریباً نتوان با هیچ چسبی هم به قبای خامنه ای دوخت شان: سفید پوست اروپایی، سنی مذهب، خارج از حوزۀ نفوذ اسلام شیعی خامنه ای و بی ارتباط با تبلیغات و مداخلات حوزۀ قدرت خامنه ای بدلیل مناسبات حسنۀ تهران و مسکو؛ و البته بدون کمترین حساسیت خامنه ای به کشتار چچنی ها از سوی پوتین در سال های پیشین و اوج شورش های داغستان! یا...هو


پی نوشت: فکر نمی کردم تحلیل "آفتاب آمد دلیل آفتاب"م اینقدر کج فهم و بدفهم داشته باشد. لذا چند دلیل مکمل را اضافه می کنم:
1- این ترور توسط نئونازی های غربی انجام نشده است و مسلمانان مسبب آن بوده اند. 
2- بنابراین علت اینکار نه نفرت و اعتراض راست های افراطی غرب و عملی محدود و شخصی که عملی ایدئولوژیک و سازمان یافته بوده است.
3- هیچ گروه مسلمان تروریست شناخته شده یا ناشناسی مسئولیت حمله را بعهده نگرفته است و بطور طبیعی مسئولیت حمله و پشتیبان ایندو یک کشور و دولت بوده است. و دولت ها مسئولیت ترور را نمی توانند بپذیرند!
4- بمب ها طوری طراحی و ساخته شده اند که به کشتار هرچه ممکن محدود و خرابی کم با سروصدای تبلیغاتی و مجروح بسیار بیانجامد. که چنین هم شده است. - ترور انسان دوستانۀ جمهوری اسلامی -
5- بمب ها از نظر فنی و تکنیکی طوری ساده و ابتدایی طراحی شده اند که یک تیم قوی عملیاتی و فنی در پشتش نمایان نباشد و کسان عادی با امکانات کم هم بتوانند چنین مواد انفجاری را در اختیار گرفته و بسازند.
6- مهم انتخاب نفرات بوده که باید کمترین سوء ظن و رفتار ناهنجاری - مثل یک طالب یا مسلمان افغانی یا پاکستانی - حتی در ظاهر و پوششان در سابقه شان مورد توجه نیروهای امنیتی نبوده باشد.

۳۷ نظر:

ناشناس گفت...

دلقک جان تحلیل امروزت کمی‌ ناقص بود، اتفاقا ترس حکومت از این هست که سناریو دستاویز نشه برای حرکتهای آمریکا، اما این انفجار هیچ دست آوردی برای ایران نداشته که بخواد این همه زحمت بکشه تا انجامش بده بعد هم بگه ما نبودیم.

Dalghak.Irani گفت...

مثلاً چه دستاوردی باید می داشت که منکرش شده اید. همین که جامعۀ امریکا را بهت زده کرده و دولت مردان شان را ناتوان از جلوگیری ترور در داخل امریکا دست آورد کمی است. یادمان باشد که این حادثه را در ردیف 11 سپتامبر مهم و غافلگیرانه ارزیابی کرده اند. یا...هو

مسلم گفت...

دلقك چه معنی داره ایران این كارو بكنه بعد بگه محكوم میكنیم؟ مثلا كشتن چند آدم بیگناه چه نفعی به حال ایران داره. شاید خامنه ای خواسته با تحریك امریكا قبل از انتخابات، به ایران حمله بشه كه در اون اوضاع بتونه مخالفین رو سركوب كنه. اما این كه گفته محكوم می كنیم و همه هم به دنبالش عجیبه.لطفا توضیح بده چرا؟

Dalghak.Irani گفت...

من توضیح دیگری ندارم که بدهم. چون شما بدیهیات مربوط به دشمنی های ایدئولوژیک با حربۀ - بدشمن ضربه بزن و تعادل جامعه اش را مختل و حاکمانش را منفعل کن - مشکل داری و دنبال توجیه سود و زیان قضیه در بین دولت های معمولی و روابط معمولی می گردی. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقك!

ناشناس گفت...

سلام دلقك عزيز
امريكاييان مغرور تحمل اين مساله رو ندارند كه باور كنند كه نيروهـاي
امنيتي كشورشون ناتوان از برقراري امنيت هـستند حتي اگر يكي دو بار اين اتفاق افتاده باشد
پس از ١١ سپتامر، افكار عمومي در امريكا جريحه دار شد و امريكاييان سرخورده رضايت دادن كه كشورشان وارد دو جنگ بشود براي تنبيه كساني
كه روياي امريكايي را به سخره گرفته بودند و جامعه امريكا را به چالش كشيده بودند
اقاي خميني جنگ را براي جمهـوري اسلامي يك نعمت خواند و حرف كاملا درستي زد ، چون در سايه جنگ تمامي نيروهـاي مخالف خود را سركوب كرد و ولايت فقيه را تثبيت كرد
امروز كه خامنه اي در سوريه درگير است و اين امكان را ندارد كه جنگي توسط حماس يا حزب الله به راه بيندازد ، شايد يك بمب گذاري در امريكا
و ضربه زدن به وجهـه دولت به شدت صلح طلب اوباما كمكي باشد براي فرار از فشار تحريمها ، زيرا كه حكومت خامنه اي رويايي نظامي را ترجيح مي دهـد
متاسفانه جنگ امروز براي خامنه اي يك نعمت است
خامنه اي رويارويي با غرب را اجتناب پذير مي داند.ولي علاقه مندست كه زمان انرا خود انتخاب كند ( البته به صورت جنگي فرسايشي ، همانند انچه در ويتنام اتفاق افتاد )
خامنه اي ديده است كه غرب دوازده سال پس از انكه صدام حسين را تحريم شديد كرد ، به عراق حمله كرد و اين حمله زماني اتفاق افتاد كه عراق در فقر و فلاكت افتاده بود و از نظر نظامي هـم صدام چند سال اخر ديگر توان تجهـيز ارتش خود را نداشت و جنگ افزارهـاي ارتش صدام هـم ديگر به روز نبود ( از جناب تيمسار معذرت مي خواهم كه در حضور ايشان اظهـار نظر نظامي مي كنم ، اگر چه شايد درست نباشد چون من اصلا تخصصي ندارم در اين زمينه و فقط گمانه زنيست )
و در صنعت نظامي ، كهـنه و قديمي به حساب مي امد و مردم عراق هم از دست صدام به ستوه امده بودند و كمترين مقاومتي در برابر امريكاييان نكردن كه هيچ ، با گل به استقبال ارتش امريكا رفتند
شايد خامنه اي نمي خواهـد كه دست روي دست بگذارد تا به نقطه اي برسد كه صدام و عراق رسيدند
اينهه تحريك اسراييل هم در همين راستا قابل توجيه است
اگر خداي نكرده حكومت در اين انفجار نقشي داشته باشد ، پيامدهـاي بدي براي ايران دارد
دوستاني كه عقيده دارند كه مگر جنگ چه منفعتي براي ايران دارد !
توجه داشته باشند كه جنگ ايران و عراق براي ايران هـيچ منفعتي نداشت كه بماند، ضرر و زيان ان تا چند نسل ديگر جامعه ايران را رها نخواهد كرد
ولي براي اليگارشي اخوندي يك نعمت و هديه الهي بود
امروز هم در بر همان پاشنه مي چرخد
پاينده باشيد

ناشناس گفت...

کار خودشه.

ناشناس گفت...

سلام دلقک عزیز.
راستش هر بمبی که در دنیا می ترکد منهم ناخودآگاه فکر میکنم دست چلاق خامنه ای در کار است. دلیلش هم این است که حیات خامنه ای به بحران و خونریزی و دشمنی وابسته است. متاسفانه پول بیکرانی هم که باید خرج آبادانی و آینده فرزندان این سرزمین شود مطلقا و بی بازخواست دست او است. به هر حال در حد گمانه زنی می شود حرفهای شما را قبول کرد. اما بدبختانه به دلیل تجربه وتشکیلات و پول فراوران و امکانات دولتی، تیم خامنه ای آنقدر قوی عمل میکند که ردی نماند.
الان اعلام شد بمب گذار دوم دستگیر شد. خدا کند که سرنخهای محکمی بدست بیاید و ریشه این حرکات بیرحمانه خشکانده شود.

ناشناس گفت...

اما من فکر می کنم حالت سومی هم ممکنه و اون اینکه باتوجه به شرایط داخلی وخارجی ایران ترس خامنه ای از قربانی شدن به بالاترین حد خود رسیده و در صورتی که پیام نوروزی و تغیر گویش خامنه ای رو جدای این اتفاق بدونیم میشه نتیجه گیری کرد که چین با توجه به حساسیتهای بوجود اومده در کره شمالی و حتی کره شمالی سودی به مراتب بیشتر از ایران نسیبشان میشه
با تشکر از دلقک عزیز...یا هو

Dalghak.Irani گفت...

دوستان توجه داشته باشند که خامنه ای و امریکا در حال جنگ سرد و غیر رسمی هستند و روابط شان حداکثر خصمانه بودن را دارد. یا...هو

ناشناس گفت...

تا حواس اوباما جمع باشد که بداند با چه آدم هایی طرف است . ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان! اوباما با چه کسانی می خواهد باب گفتگو و منطق را باز کند؟ اخیرا هم که عده ای از روشنفکران از جمله بریژینسکی که طراح معروف کمربند سبز بود و همان بود که با قدرت دادن به مسلمانان بزرگترین چالش این قرن را رقم زد , نامه ای به اوباما نوشته اند و خواستار برخورد ملایم با ایران شده اند! به آقای برژینسکی باید گفت , همت بس است! هنوز آن طفل قبلی را که زاییده اید نتوانسته ایم بزرگ کنیم!

ناشناس گفت...

! اول یک فرصت به ایران می دهند تا انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تکلیفش معلوم شود که چه کسی می اید تا تکلیف ایران را معلوم کند! بعد که او آمد باز صبر می کنند تا این بار تکلیف ریاست جمهوری ایران معلوم شود تا ببینند با چه کسی طرف هستند! و دوباره روز از نو روزی از نو . مقداری موش و گربه بازی تا زمانی که انتخابات آمریکا دوباره از راه برسد! حالا آقایون دست خانوم ها رقص! حالا برعکس

ناشناس گفت...

amrika khamenai ra be goh khordamn mindaze che fek kardh
i... inpofyozha brai mardom gair mosala zerangand

ناشناس گفت...

اینجا هم یک بلاگر احمدی نژادی، تلویحا و در جهت مطلب شما در این مورد خبر رسانی کرده:
http://megaenherafi.blogfa.com/post/202

ناشناس گفت...

اینها از مرگ و خون ارتزاق می کنند. یکشنبه گذشته بیست سال پس از جنگ همه جا بلز هم مراسم تشییع شهدای جنگ کرفته بودند.

ناشناس گفت...

خوشم میاد هر چی کس شعر به اون ذهن پارانوییدت میرسه مینویسی. تک شاخ نامریی را شکر که هیچ کاره ای.

هومان گفت...

زده ای به سیم آخر دلقک جان, کلا تحلیل گریه داری بود چون که تحلیلهای قشنگترت که امید میداد به حقیقت نپیوست دست به دامن تحلیل های غم انگیز وترسناک شده ای . امیدوارم این تحلیلت صد و بیست در صد غلط باشد به نفع همه ماست مگر نه؟

ناشناس گفت...

من هم این تحلیلت رو قبول ندارم . به نظرم این یه جور خودزنی میاد شبیه به 11 سپتامبر. (هر چند نمیدونم مواضع شما در قبال 911 چیه؟)
اما فکر میکنم اگه محکوم کردن ها و اعلام براعت کردنها افاقه نکنه و دست اخر انگشت اتهامات به سمت خامنه ای نشونه بره ، خامنه ای هم برای اینکه ادای تنگها رو دربیاره و مظلوم نمایی کنه مجبور میشه یه خودزنی مشابه در داخل ایران انجام بده و بندازه گردن یکی دیگه.!!!

ناشناس گفت...

با تحلیلتون کاملا موافقم

مسلم گفت...

دلایلی كه واقعا آدم وقتی اینارو كنار هم میذاره احساس خطر بیشتر از همیشه نسبت به حمله آمریكا احساس می كنه:
1. تقویت سیستم دفاعی كشورهای خلیج فارس
2. نصب موشك های پاتریوت در تركیه و ارسال ناوهای جنگی به خلیج فارس
3. بمبگذاری اخیر در بوستون و سایر حملات تروریستی نسبت داده شده به ایران
4. اهدای اسكار به فیلم آرگو
5. بن بست مذاكرات هسته ای
6. صلح بین تركیه و نیروهای پ ك ك
7. تنگ تر كردن حلقه تحریم ها جهت ایجاد نارضایتی داخلی
8. سفرهای مكرر مقامات آمریكایی به خاورمیانه
اینهمه و صدها شواهد دیگر كه وجود داره همگی از آینده ای شوم حكایت می كنه. مگه نه تیسمار؟

ناشناس گفت...

بهتره به آخر حکومت طالبان مراجعه کنید تا همه چی براتون مشخص بشه.

محمد گفت...

با سلام
با ناشناس دوم موافقم که نظام جنگ با غرب را غیرقابل اجتناب می داند و سعی دارد زمان آن را خودش تعیین کند .
اضافه می کنم که اگر جنگ نشود و فقط رسانه ها به روی هم آتش بگشایند آن وقت می شود حماسه س سیاسی که آی مردم بیایید .
اگر هم جنگ شود به پس از انتخابات و دولت تازه می افتد که زمان مناسبی است . خیلی بهتر از پایان کار یک دولت و یا بهبوهه ی انتخابات است .
معتقدم خامنه ای برای احیای کاریزمای خودش نیاز به جنگی دارد تا در پوشش آن برخی اطرافیان را تصفیه کند و
آن ها را به کشتن بدهد. و از آنجایی که خامنه ای خود را دوقلوی خمینی می داند می خواهد توانایی های خود را در اداره ی یک جنگ هم نمایش بدهد و حماسه ای دیگر بیافریندو چه بسا مثل خمینی خیلی زود پس از پذیرش صلح بمیرد و مهر کپی برابر اصل بر پیشانیش بزنند .
مدل جنگ هم همان مدل جنگ ویتنام است . طولانی و چریکی . چرا که خامنه ای هم می داند که نظامیانش مرد روز جنگ نیستند و خیلی زود صفوف لشکر از هم می پاشد و پراکنده می شوند . اما تا آنجا که من می دانم لازمه ی جنگ چریکی جنگل است و یا حداقل کوهستان و در کویرهای بی پایان ایران که تا هزاران متر آن طرف تر هیچ سرپناهی وجود ندارد چه طور می خواهد بزن و در رو عمل کند .
اما به عقیده ی من هر اتفاقی قرار است بیفتد بهتر است زودتر بیفتد . تورم و بی کاری و جدیداً رشد منفی اقتصاد غیر قابل تحمل شده است .

ناشناس گفت...

دمت گرم خیلی دیگه این کس شعر بود حیف وقتی که گذاشتم این مطلب دایی جان ناپلونی رو خوندم

ف.ايراني گفت...

ناشناس هفتم تجويز برژينسكي در اون زمان درست بود. اشتباهات ناشي از نگاه ساده‌انگارانه سايروس ونس، وزير امور خارجه و سردرگمي كارتر بود.

در حال حاضر هم برژينسكي فهميده كه احتمال چرخش قدرت نرم در ايران وجود داره و هيچ بعيد نيست كه جمهوري اسلامي دوم و استحاله شده‌اي چه بسا قبل از پايان همين دهه ميلادي به متحدي براي آمريكا در منطقه تبديل بشه! براي همين حتي‌الامكان نمي‌خواد آمريكا براي ايران به صورت سخت و قهري وارد عمل بشه و هزينه‌ سنگين ديگه‌اي در خاورميانه متقبل بشه.

ناشناس گفت...

ف ایرانی . طرح کمربند سبز بریزینسکی که با هدف تقویت نیروهای مذهبی بر علیه کمونیسم ارائه شد لقمه ای گنده تر از دهان بود . مثل اینکه برای مقابله با افعی دست به دامان اژدها شوید! شاخه داخلی این طرح کمک های مالی هنگفتی بود که شاه به حوزه های علمیه می کرد و در حقیقت مار را در آستینش می پروراند.در حقیقت بجای اینکه روی فرهنگ و شعور مردم منطقه کار کنند دست به دامان بی فرهنگ ها و متحجران شدند. نتیجه اینکه چاشنی بمب اتمی را زدند که کنترلی بر ان نداشتند. در مورد امکان چرخش نرم قدرت باید گفت هنوز آخوند جماعت را نشناخته اند که هنرش چرخاندن و پیچ دادن و بازی دادن مردم است.باید در ایران زندگی کرده باشند و با پوست و گوشت خود این جماعت را حس کرده باشند تا بفهمند که چه کلاهی سر انها می رود. ما ایرانی هستیم و اینها را خوب می شناسیم.

ناشناس گفت...

دلقک جان این برند لباسش تو تویتر و ارمان بد جوری قلقلک می ده هان

ناشناس گفت...

بهار مي شود آيا دوباره زنده کند شکوفه هاي اميد درون گلدان را؟


ائتلاف خاتمي مشايي

نظرسنجي

http://etelaf.persianblog.ir


ف.ايراني گفت...

من فكر كردم منظورتون نحوه مواجه با بحران ناآرامي‌هاي سياسي-اجتماعي در ماه‌هاي منتهي به انقلاب بوده.

برژينسكي در چند ماه نزديك به انقلاب معتقد بود كه نبايد رژيم پهلوي در برابر معترضان عقب‌نشيني كنه و به هيچ عنوان شاه نبايد از ايران خارج بشه، در حالي كه سايروس ونس خلاف اين بي‌توجه به ماهيت سازش‌ناپذير نيروهاي انقلابي و ايدئولوژي‌هاي تماميت‌خواهانه‌شون معتقد بود رژيم بايد مصالحه كنه و امتياز بده. در پس‌زمينه ذهنش هم احتمالاً سقوط رژيم پهلوي رو براي سياست خارجي آمريكا فاجعه‌اي با ابعادي كه بعداً ديده شد نمي‌دونسته و فكر مي‌كرده مي‌تونه با رژيم جديد روابط و همكاري‌ها رو در بدترين شرايط با مقداري سردي حاكم بر مناسبات دو كشور دنبال كنه.

كارتر هم كه سياست جمهوري‌خواهان محافظه‌كار رو در رابطه با حمايت از رژيم‌هاي ولو استبدادي در برابر خطر كمونيسم مي‌خواست عوض كنه، طبعاً جانب ونس رو گرفت و شاه هم در اثر سرطان، مشكلات روحي و البته از همه مهم‌تر تقريباً تهي بودن اطرافش از اشخاص داراي ذكاوت و استقلال رأي، ناتوان از اتخاذ سياست درستي در برابر ناآرامي‌ها بود و همين هم باعث شد كه انقلابيون زودتر از چيزي كه فكر مي‌كردن و غيرمنتظره پيروز بشن.

در مورد تقويت مذهب در برابر ماركسيسم بايد قبول كرد كه اتفاق نادري در ايران افتاد. روحانيت و نيروهاي مذهبي از اون‌جايي كه اساساً هميشه محافظه‌كار هستن كسي فكرش رو نمي‌كرده كه اولاً انقلابي بشن و ثانياً بر موج انقلاب در صورت وقوع به اون راحتي سوار بشن.

چنين واقعه‌ و تحولي در حوزه علميه و روحانيت رو بايد در شخصيت و كردار خاص آيت‌الله خميني جستجو كرد كه بعد از انقلاب و حاكم شدن، بقيه روحانيت رو هم با خودش بالا كشيد. نبايد انتظار داشت چنين چيزي از سال‌ها قبل قابل پيش‌بيني بوده باشه كه يك روحاني سالخورده و نچندان صاحب نفوذ در آراء نخبگان فكري و دانشگاهي‌هاي جامعه، رژيم داراي اون ارتش عظيم و نيروهاي امنيتي قوي رو كه كنترل بر شريان‌هاي اصلي اقتصادي كشور هم در دست شاه و فرمانده كل قواش بوده رو به اون شكل موجبات سرنگونيش رو فراهم بياره. اون هم با بسيج كردن مردم جامعه‌اي كه وضعيت عمومي معيشتي‌شون در شمايل كلي رو به بهبود بود، گرچه همزماني فعال شدن چهار گسل حاشيه‌نشين‌هاي ميراث اصلاحات ارضي، نارضايتي از فساد و شكاف اقتصادي-اجتماعي كه نتيجه طبيعي دوره رشد اقتصادي در كشورهاي در حال توسعه هست، عقب‌مونده بودن ساختار سياسي و دور نگه داشتن طبقه متوسط از تصميمگيري‌هاي سياسي و البته چپ‌گرايي و فضاي هيجاني كه جريان و شرايط غالب دانشگاه‌ها شده بود، تا حد زيادي بستر رو براي انقلاب مساعد كرد ولي با اين حال وقوع تحول انقلابي اينطور نبود كه گريزناپذير و اجتناب‌ناپذير باشه.

ناشناس گفت...

دلقك جان، همانطور كه شما هم ميگوييد اين رشته سر درتز دارد حالا تهش به خامنه اى مربوط باشد يا تندرو هاى جمهورى خواهان و يا هر دو زمان تععين مىكند ، به آخرين توييت برادر بزرگتر چچنى به پدرش توجه كنيد،
افشين.

http://farsi.alarabiya.net/fa/international/2013/04/21/آخرین-پیام-بمب-گذار-بوستون-به-پدرش-مرا-را-ببخش-آنها-برای-من-تله-گذاشتند-.html

مسلم گفت...

شاید بی ربط باشه اما امروز كه نامه آقای خمینی بابت آتش بس جنگ ایران و عراق رو می خوندم توش اشاره كرده بود كه به توصیه فرماندهان سپاه دستیابی به سلاح لیزر و اتم در سال های پس از جنگ اجتناب ناپذیره. حالا اونموقع واقعا آقای خمینی نمی دونست كه سلاح اتمی حرامه؟ اگه ایشون سلاح اتم رو مجاز می دونن پس لابد به هر قیمتی باید بهش رسید. حتی اگه با تقیه شده باشد.

ناشناس گفت...

لنكراني آمد!

ناشناس گفت...

ف ایرانی.وقتی یک نظریه پرداز با چیز مهیبی مانند قدرت بازی می کند و در مورد آن نظر می دهد و باید بدقت ماهیت قدرت های جابجا شونده را بشناسد و آنگاه دارو لازم را بسازد.آقای بریژینسکی باید حتما ماهیت گروه های مذهبی اسلامی را مورد مطالعه قرار بدهد.دوز زیادی از کمک های مالی را به دسته جات مذهبی و حوزه های علمیه تزریق کردند و بعد که این سرطان پخش شد می خواستند با سرکوب آن را جمع کنند!این فقط مختص ایران نبود. آمریکا در افغانستان هم مرتکب همین اشتباه شد . بصرف مبارزه با اشغال افغانستان شروع به کمک های هنگفت به گروه های جهادی کرد و این گروه ها در اولین فرصت هسته های تروریستی بر مبنای ایئولوژی های نابخردانه را تشکیل دادند و دست صاحب خود را گاز گرفتند!! اگر آمریکا افغانستان را به روسیه بخشیده بود برایش بسیار بهتر بود و برای مردم افغانستان هم بهتر بود.
در مورد شخصیت آیت الله خمینی هم باید گفت روحانیت شیعه دویست سال است که برای رسیدن به قدرت در ایران کار کرده است و بر خلاف تصور ما انقلاب مشروطه هم در همین راستا بوده که با زعامت آیت الله بهبهانی و طباطبایی صورت گرفت . اگر نگاهی به اعضای مجلس اول بیاندازید گوش تا گوش آخوند ایستاده است و رضا شاه کاسه کوزه آنها را به هم زد. ولی بعد با اشتباه شاه و اجازه دادن به فعالیت و سخنرانی افرادی مانند نهضت آزادی و دکتر شریعتی , بنزینی بر آتش نهفته روحانیت ریخته شد و روحانی ناراضی آیت الله خمینی مورد اقبال مردم قرار گرفت ولی اگر او نبود مردم یک روحانی ناراضی دیگر را مورد اقبال قرار می دادند . اگر چه شخصیت منحصر بفرد خمینی نیز در این روند شتاب بخشید! چه کسی فکر می کرد که یک پیرمرد هفتاد ساله که بنا به مقتضای سن او از دنیا سیر است و طمعی به قدرت و دنیا اصولا نباید داشته باشد و تازه روحانی هم باشد و از آن بالاتر مرجع تقلید هم باشد و از آن بالاتر عارف هم باشد! پس از رسیدن به ایران راه را برای کیش شخصیت خود هموار سازد؟؟!!! ولی اگر او هم نبود این جماعت خر مسلک کس دیگری را برای سوار شدن پیدا می کردند که قرعه بنام خمینی افتاد! درست مانند شطرنج که شما با سوار هایتان را فعال می کنید و بطرف شاه حریف هجوم می آورید و در آخر قرعه بنام یکی از سوار ها مثلا اسب می افتد تا شاه را کیش و مات کند! آن اسب آیت الله خمینی بود!

ف.ايراني گفت...

جناب ناشناس انقدر به انقلاب مشروطه ايران كه نخستين انقلاب مدرن در آسيا بود، نگاه تقليل‌گرايانه نداشته باشيد.

جريان ليبرال‌دموكرات‌هاي تخيلي (ايده‌آليست) هم در اون زمان خيلي ضعيف نبود. همون ليبرال‌دموكرات‌هاي تخيلي كه بخشي‌شون كه بعداً آب‌ديده شدن و با واقعيات جامعه ايراني در اون زمان آشنا شدن، به سياستمداران پراگماتيستي مثل تقي‌زاده، فروغي و غيره بدل شدن كه ركن بوروكراتيك حكومت پهلوي اول رو رام خودشون كردن و پروژه ملت‌سازي و مدرنيزاسون آمرانه رو در دهه اول حكومت رضا شاه به جلو بردن و البته در دهه دوم حكومت پهلوي اول، زير بار استبداد خودشون هم له شدن ولي در عين حال اين سياستمداران كه محصولات انقلاب مشروطه بودن در همون دهه اول كارهاي درخشاني رو كردن كه ماندگار و غيرقابل بازگشت شد. شايد فرق ما با افغان‌هاي همسايه علاوه بر داشتن منابع نفت و گاز اين عامل مهم هم هست كه ما در تاريخ‌مون چنين دهه و دوره درخشاني رو داشتيم (!) كه متأسفانه به جز در ابعاد ضعيف و كوچكترش در دهه چهل ديگه تكرار نشد.

در جريان انقلاب مشروطه البته اين طبيعي بود با توجه به اقتدار سنتي‌يي كه روحانيت داشته موضع‌گيري سرآمدان‌شون بر روند انقلاب مشروطه مؤثر واقع بشه و عده زيادي‌شون بتونن به نهادهاي انتخابي راه پيدا كنن، اما اين فرسنگ‌ها با اين مسئله كه بيش از هفتاد سال بعد از مشروطه در ايراني كه به مراتب مدرن‌تر بود آيت‌الله خميني تونست اقتدار سنتي روحانيت رو با اقتدار كاريزمايي خودش دربياميزه و تئوري شرعي-فقهي «ولايت فقيه» رو در سطح كلان سياست و حكومت در ايران از طريق اقتدارش تثبيت كنه.

ب تو چه تیکه تیکه ششده!! گفت...

خدایا ما رو از شر همه ی دلقک ها راحت کن...

ب تو چه تیکه تیکه شده!! گفت...

خدایا ما رو از شر همه ی دلقک ها راحت کن...

ناشناس گفت...

ف ایرانی اگر به تاریخ مشروطه نگاهی کلی بیاندازیم خواهیم دید که نطفه این حرکت در باغ سفارت انگلیس بسته شد و با حمایت آشکار انگلیس بود. گربه محض رضای خدا موش نمی گیرد! بعد هم سیر وقایع مشروطه راکه نگاه می کنیم خیلی شبیه حوادث انقلاب اسلامی 57 است. همه جا صحبت از حرکت ها و تجمعات روحانیون و اقشار مذهبی است. بعله! من هم دست دارم که انقلاب مشروطه برگ زرینی از تاریخ کشورم باشد ولی حقیقت ممکن است چیز دیگری باشد. چگونه یک جمعیت بشدت بی سواد و بی خبر دست به یک انقلاب مدرن می خواسته بزند؟!!با عقل جور در نمی آید.صرف وجود شعارهای متعالی دلیل بر تطهیر یک حرکت اجتماعی نیست . در همین انقلاب 57 هم شعار ها کلا در جهت آزادی و عدالت و بهبود مستضعفین بود ولی آیا عملا در این مسیر بود؟

ناشناس گفت...

http://www.wnd.com/2013/04/boston-bombers-followers-of-irans-ayatollah/