ه‍.ش. ۱۳۹۱ بهمن ۵, پنجشنبه

همه در خدمت خامنه ای؛ خامنه ای در خدمت احمدی نژاد. تا کی دوام خواهد آورد!




1- اینک و بعد از سه روز اعتراف می کنم که یکی از بدترین و ترسناک ترین خبرهایی که در طول دو سال گذشته دیده و شنیده و خوانده بودم این خبر نیم خطی خبرگزاری فارس بود که نوشت: "مرتضوی از تأمین اجتماعی عزل شد". ترسیده بودم بشدت و راجع بشدتش نپرسید که آبروریزی است اگر بگویم. بیرون از منزل کار داشتم و در حالی که ترس رنگ از چهره ام برده بود و در سرمای شدید به یخبندان خونم منجر شده بود توی راه رفتنم همه اش به این فکر می کردم که "بالاخره شاخ محمود را شکستند" و پشت بندش مالیخولیای این شکست رهایم نمی کرد که به این ترتیب همۀ همکاران محمود از وزیر و وکیل و مدیرکل و کارگزار و هوادار - بغیر از همان یک روح در جند کالبد معروف به انحرافی - بسمت واگرایی خواهند رفت و حالا که دیده اند احمدی نژاد بازی مرتضویش را باخته سعی خواهند کرد از او دوری کنند و به اردوی "برنده ها" بپیوندند تا بتوانند الاف اولوف خودشان و آینده شان را در غیر احمدی نژاد تعریف کنند و نجات بدهند.

2- القصه در همین وحشت باقی بودم که برگشتم خانه و اولین خبر بعدی را که نگاه کردم این تیتر بامزه و طنز بود که "مرتضوی جانشین خود مرتضوی شد". طبیعی است که اعتراف کنم این خبر هم شیرین ترین خبر چند وقت اخیرم بود و گل از گلم شکفت و بی اختیار گفتم مرحبا و تبارک الله احسن الاحمدی نژاد. زیرا دیگر نه آن واگرایی اتفاق می افتاد در کابینه  و محمود تنها می ماند و زیر ضربات بعدی نحیف و نحیف تر می شد؛ و نه خامنه ای نفسی براحتی می کشید بعد از یک سال و نیم که "آخیش بالاخره یکی از اختلافات از روی میز براندازی از درون کنار رفت". 

3- واقعیت قضیه این است که این اختاپوس بی اندام و ناسازواری که طی 24 سال گذشته خامنه ای ایجاد کرده است در قالب جمهوری اسلامی اینقدر درد و مرض های مرد افکن و جورواجور گرفته و تولید پادزهر کرده و واکسینه شده است که از پا درآمدن آن با امراض مهلکی مثل سرطان و وبا و سل و حصبه و طاعون و تورم و فقر و تحریم و ... بعید بنظر می رسد و تنها راه کشتن این "مجموعۀ امراض" سالم مرضی از نوع ایدز است که ابتدا قوای تدافعی آن را تحلیل ببرد و سپس با اولین آنفولانزای هنگ کنگی یا امریکایی و غربی جان بجان آفرین تسلیم کند. این ایدز حکومتی هم چیزی نمی تواند باشد جز مجموعه ای از زخم های عفونی که هیچکدام التیام پیدا نکند و هر روز و هر هفته هم زخم تازه و کهنه ای جدید در جای دیگری از این اندام بی قواره سرباز کند.

4- الان تقریباً دو سال تمام است که خوشبختانه به فرمول "دمل های چرکین فراوان" دست پیدا کرده ایم و بسرعت داریم پیشروی می کنیم. در مدت این دوسال تحقیقاً هیچکدام از واگرایی های اتفاق افتاده و اختلافات بروز کرده در بین حاکمیت کمترین بهبودی نیافته و مشکلی حل نشده است و هر روز و هر هفته نیز مشکل جدیدی به اختلافات قبلی اضافه شده است. پیشرفت مان اینقدر خوب و سریع بوده است که اگر تا دیروز گیجی بخش حاکم الیگارشی تا آنجا پیش رفته بود که رفقا دچار تناقضات پی در پی در موضع گیری هایشان می شدند و پنبۀ رفیق دیروزشان را می زدند امروز بجایی رسیده ایم که اشخاص صبح موضعی می گیرند و بعد از ظهر بر موضع صبح خودشان قیام می کنند و موضعی 180 درجه خلاف آن را ابراز می کنند. نمونه ها فت و فراوان است مثل موضع گیری های له و علیه عسگر اولادی - احمد خاتمی جدیدترین نمونه اش که در نماز جمعه عسگر اولادی را سکۀ یک پول کرد و امروز گفته بیانیۀ تجلیل از عسگراولادی جامعۀ مدرسین حوزۀ قم بسفارش و ابتکار او بوده است که نوشته شده است - یا آن موضع گیری جلالی رییس دفتر مصباح نسبت به حدادعادل و و و و ...

5- درست است که خامنه ای تلاش کرده با حداکثر زخم بندهای کهنه ای که در اختیارش مانده روی این زخم ها را بپوشاند تا خونریزی و تعفنش از چشم و دل مردم پنهان بماند اما - و این اما همۀ امید ماست - پوشاندن روی زخم ناسور بمعنای بهبود آن نیست و آن زخم با چسبیدن دستمال کثیف به زخم ناسور و کنده شدن دوبارۀ آن به خونریزی شدیدتر و متعفن تری خواهد انجامید و ناله های آخر جمهوری خامنه ای گوش فلک را پر خواهد کرد. خوبی قضیه هم در اینجاست که تعدد این زخم های کهنه و تازه همه از قدرت و ابهت رهبری خامنه ای هزینه خواهند کرد و هر روز بیش از روز پیش داشته های خامنه ای حتی برای پوشاندن زخم های جدید را هم از او خواهد گرفت. بعبارت مستقیم تر همۀ امید و پز و افتخار ریز و درشت الیگارشی و وابستگان و دلبستگان به ولایت خامنه ای به این بود و است که اگر اوضاع از دست هرکس هم خارج شود از دست ولایت فقیه با آن اختیارات فراتر از اختیارات خداوند در نخواهد رفت و او آب رفته را بجوی بازخواهد گرداند. حالا اگر ببینند و می بینند که دو سال است ولایت حضرت آقا در ملموس ترین و راحت ترین وظیفۀ تصریح شدۀ قانونی اش که هماهنگ کردن سه قوه است در مانده معلوم است که از او نا امید شده و مثل عسگراولادی جام زهر را خواهند نوشید.

6- خامنه ای قوۀ قضائیه را طوری دست بسته که بزرگترین افتخار دو سال گذشته اش همین اعدام این دو جوان زورگیر بوده است. زیرا حتی به قاضی القضات اجازه نداده که همان چهار منتخب اعدامی از پروندۀ بزرگترین فساد مالی تاریخ که محکوم شده اند را هم یکسره کند و حکم آنان را اجرا کند. خب طبیعی است که دیوان عالی کیفری که نتواند بعد از 5 ماه از صدور رأی اعدام در دادگاه بدوی به تصمیم ابرام یا نقض برسد احساس حقارت و پوچی می کند و بر می دارد برای صیانت از علت وجودیش تلفنی حکم اعدام غیر قانونی زورگیران را در کمتر از دو ساعت تأیید می کند. از سوی دیگر خامنه ای قوۀ مقننه را طوری برده زیر تخم محمود احمدی نژاد که بزرگترین و مؤثرترین مصوبۀ شش ماهه اش شده نصویب چندبارۀ ممنوعیت دوشغله ها که آن را هم کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان گفته است: "مجلس را چه به این گه خوری های زیادی."

7- از سوگلی جدید خبر رسان خامنه ای رسایی نقل شده است و حالا دیگر تأیید هم شده است که خامنه ای گفته: "بروید اختلافات را کنار بگذارید یا من برخورد می کنم". این هم طنز تلخی است مثل همان یاوۀ "هرکس اختلاف کند خیانت است" چند وقت پیشش. خامنه ای که اتفاقاً مرد جنگ و برخورد هم است اگر توان برخورد داشت نه آن تهدید بی خاصیت اولی را می کرد و نه این قمپز الکی دومی را در می کرد بلکه برخورد می کرد و طرف را بخاک سیاه می نشاند. او زور برخورد ندارد زیرا تنها اختیار باقی مانده برای برخورد عزل احمدی نژاد بدلیل عدم کفایت سیاسی است. او چون نمی تواند این برخورد را بکند بنابراین مهار دیگرانی که خودشان هم تسلیم ذاتی هستند مشکلی را حل نخواهد کرد. و البته این مهار هم ابدی نخواهد بود و بزودی مهار شدگان حرمت خواهند شکست و به صحنه بازخواهند گشت.

8- این بهترین سناریویی است که در حال پیشروی است و همه می دانند که بقیۀ حرف و حدیث هایی که راجع به انتخابات و کاندیداها و این قبیل می گویند برای مشغول کردن خودشان است و تا اوایل اردیبهشت آینده حتی مشخص نخواهد شد که آیا احمدی نژاد خواهد ماند یا نه و اگر احمدی نژاد بماند تازه باید تصمیم بگیرد که انتخابات را برگذار خواهد کرد یا نه. چون احمدی نژاد که خاتمی نیست ملاحظۀ هزار کس و ناکس را بکند غیر از آبرو و قول خودش و بی رحمانه سرنوشت ملتش. احمدی نژاد اگر راضی به صحنه آرایی انتخابات نباشد آن را برگذار نخواهد کرد. و حالا دیگر معلوم شده است که "او می تواند". حالا هم که خامنه ای را وادشته مجلس برود زیر دستش بنشیند و بودجه های مورد در خواستش را از صندوق توسعه ملی بدهد و اسمش را بگذارند هدیۀ دولت و مجلس به 20 میلیون گدایان ایران زمین. اما چه کسی باور می کند که بیچارگان پولی بگیرند و نام کسی جز احمدی نژاد را بخاطر بسپارند. زد و خورد بازهم شدت خواهد گرفت الا اینکه فعالیت منفعل مطهری برای استیضاح وزیر کار نیز یا اصلاً سرنخواهد گرفت و یا اگر مطرح شود شکست خواهد خورد. یا...هو

۵ نظر:

ناشناس گفت...

از نظر شما اليگارشي چه كساني هستند؟ ايا شامل هاشمي و اسهال طلبان حكومتي هم ميشوند؟ م.ب.

MOHAMMAD1360 گفت...

سلام دلقك عزيز من وشما در بيشتر مواقع درباره احمدي نژاد يا به قول شما پيامبر ديوانه و كاركرد هاي اون اختلاف داشتيم احمدي نژاد هرگز سياستمدار محبوب من نبوده و نيست ولي تعهدش به خواسته هاي ما به مراتب بيشتر از امثال خاتمي است كه جز اصل نظام هيچ چيز ديگه اي نميشناسه و مابقي تعارف هست به حرفهاي جديد اين فرد توجه كنيد درباره نسبت بين اسلام و دموكراسي جاي تاسف هست كه در اين جمع به اصلاح فرهيختگان و نخبگان كسي نيست كه بپرسه در اين حكومت اويزون بين اسمان و زمين شما روشنفكران ديني چگونه ميتوان به عنوان مثال براي همجنس بازان حقي قايل شد باور كنيد حسرت روزهاي رو ميخورم كه اويزان طناب پوسيده اين جماعت بي خاصيت بودم

ناشناس گفت...

آقای دلقک آیا خطری از جانب مصایح یزدی بیش از خامنه ای تهدید کننده نیست؟ اگر مصباح اندیشه حکومت طالبانی داشته باشد و احمدی نژاد با دار و دسته اش و رسایی ها قدرت قبضه کنند ملت چه خاکی بر سر کندوو

Dalghak.Irani گفت...

سلام به دوستان.
قطعاً هاشمی و بخش روحانی اصلاح طلبان جزو الیگارشی هستند. اما همانطور که در سایر موارد نظری پرسیده شده از من اعتراف کرده ام من صلاحیت و توان علمی ورود به بحث های تئوریک را ندارم و استفاده ام از واژه های این چنینی جنبۀ نزدیک کردن ذهن خوانندگان به فهم نزدیک تر به واقعیت تحلیل هایم را دارد. ضمن اینکه مطمئن هستم که این واژگان هم مثل همۀ مفاهیم علوم انسانی از سیالیت زیادی برخوردار هستند و نمی توان دسته بندی های داخل این مفاهیم را فقط با گفتن یک تک واژه مثل الیگارشی توضیح داد. ممکن است بهمین زودی مطلبی مفصل تر بنویسم برای توضیح منظورم.
در مورد اصلاح طلبان مذهبی حرف شما درست است و آنان قدرت و مهمتر از آن جرأت نزدیک شدن به تابوهای دینی اسلام سنتی را ندارند و هم نمی توانند و هم نمی خواهند با ورود به این تابوها خودشان را در مظان اتهام خروج از دین و مذهب مراجع و علمای اسلام سنتی - غالب روحانیان ارشد - قرار بدهند و بسوزند و راهی برای اصلاح از درون نماند. ضمن اینکه بهیچ عنوان مشکل اصلی و فعلی ایران را آزادی همجنس گرایان و مذاهب غیر رسمی از دید حکومت نمی دانم. ما فعلاً در مرحلۀ پذیرش شیعیان ایران هستیم و اکثریت شیعه هنوز نتوانسته اند حداقل آزادی های مدنی برای خودشان را تمهید و تثبیت کنند.
از جانب مصباح یزدی خطری را احساس نمی کنم زیرا نمایندۀ آنان در حکومت آیت الله خامنه ای است و سقوط یا عقب گرد خامنه ای برابر با سقوط و عقب نشینی تفکر مصباحی خواهد شد و آنان مطلقاً شانسی ندارند بدون قدرت خامنه ای که برگردند به قدرت. یا...هو

ناشناس گفت...

با سلام ، من تطادفآ با ویدئو زیر در مورد فراخوان ۲۲ بهمن امسال برخورد کردم ، آیا شما اطلاع دارید ، اگر نه ، شما هم لطفآ
اطلاع رسانی کنید ، به نظر میاد به خاطر وقت کم احتیاج به کمک دارند
من خودم خواننده بالاترین هستم و امکانش را ندارم ، ولی اگر شما امکانش را دارید از طریق بالاترین این کار را انجام بدهید
با سپاس

http://www.youtube.com/watch?v=HzT9oLnRmXQ