ه‍.ش. ۱۳۹۱ خرداد ۳۱, چهارشنبه

انّا لله و انّا الیه راجعون. رحلت قهرمان ملت مصر شادروان حسنی مبارک تسلیت باد.


undefined

 
 
1- اینجا دیگر چرخشی! هم در کار نیست. زیرا من از ابتدا هوادار عاشق حسنی مبارک بودم و ماندم و اینک مرگ قهرمان را با شادی تسلیت می گویم. تاریخ مصر خیلی خیلی سریع حق این فرزند خلف خویش را بجا خواهد آورد و قطعی می دانم که ملت مصر حسنی مبارک را در جایگاهی چون آتاتورک برای ترکیه و رضا خان برای ایران به ستایش و قدر دانی خواهند نشست در کمتر از نیم قرنی این زمانۀ چپکی!

2- حسنی مبارک 60 سال برای میهنش جنگید و جنگید و جنگید. در ارتش برای حفاظت از مصر و غرور هم میهنانش! در سیاست برای توسعۀ کشورش. در اقتصاد بخاطر رفاه مصریان و در اجتماع بخاطر صیانت از مدرنیته و "عقب گرد ممنوع".

3- نمی خواهم روده درازی کنم در برشمردن سجایای رهبری حسنی مبارک بر مصر؛ حالا که دیگر معلوم شده در جوامع عقب مانده از قافلۀ پیشرفت و مدرنیته ریاست و رهبری بدون دُزی از انضباط و انسجام مدیریت و متأسفانه با تلفاتی کم و بیش همراه هم امکان پذیر نبوده و نیست. و حسنی مبارک کمترین تلفات ممکن را به مصر سی سال در زیر بیرق مدیریت عالی خودش تحمیل کرد.

4- درست است که او به جرم کهن سنی مرد اما؛ در مرگ یکباره اش - در حالیکه پیش بینی به این زودی نمی شد - می توان برخی سمبل های "دق کردن" هم دید. همانطور که مردن آخرین شاه ایران را هم نمی توان فقط بعهدۀ سرطانش نوشت. حسنی مبارک درست مثل شاه ایران در کمتر از یکسال و نیم از برکناریش مرد درست در روزی که خبردار شد که میهن محبوبش اینک در حال فرورفتن در چنگال یک سازمان ایدئولوژیک واپس گرای دینی است.

5- مبارک بخاطر مصر در مصر ماند و بخاطر مصر حاضر به قفس رفتن و محاکمه و نمایش توده ای آن هم شد در حالیکه در پشت صحنه هنوز هم ژنرال طنطاوی را با نهیب صدا می کرد و حاضر به قبول خفت زندانی شدن نمی بود. معلوم است که مردانی چنین مرد و مغرور و شیدای مردم و سرزمین زادگاه خویش خیلی دوام نمی آورند در دیدن هر آنچه دیدنی نیست.

6- ملت مصر بسیار زودتر از آنچه که ممکن است خواهند دریافت که اگر نه تنها قهرمان مصر حداقل یکی از مردان تجدید ناپذیر میهنشان را از دست داده اند. مطمئنم که بسیار زود مدفن این مرد نکو نام میهن پرست زیارتگاه مصری های رسته از بند خرافه و جهل و عقب ماندگی خواهد شد. مردان و زنان جوانی که در میدان تحریر قاهره آرزوی مرگ او را کردند هنوز یکسال نگذشته از آن کابوسی که رؤیایشان شده بود امشب اشکی در خلوت هم شده بخاطر مبارک قهرمان خواهند ریخت. خدایش آمرزیده است او را! یا...هو

پی نوشت: ترجیح دادم این دو کامنت را هم زیر این پست بگذارم تا دوستانی که به وبلاگ دسترسی ندارند یا از گوگل ریدر و ... استفاده می کنند برای خواندن بی نصیب نمانند از شرح وبسط بیشتر موضوع.
mehdi گفت...
دلقک گرامی انا و لاغیر یعنی دیکتاتوری و عقب ماندگی ،میخواد قهرمان ملی باشه مثل مبارک یا آخوند پیزوری مثل خامنه ای اشکالی نداره که مردم مصر یک چندی هم با سازمان ایدئولوژیک واپس گرای اخوان المسلمین !!به زعم جنابعالی تمرین دموکراسی کنند

خوندن این متن ،پاک نامیدم کرد فکر کنم پست ها بعدیتم به ترتیب نثار فاتحه به روح پرفتوح صدام ،قذافی،پینوشه و .. باشه افسوس ... نمیدونم کتاب تلاش آزادی استاد باستانی رو مطالعه کردید اگر نه سفارش به مطالعه یاحق برای همیشه
Dalghak.Irani گفت...
مهدی جان سلام.
عمده مشکلم در تعلیق برای نوشتن یا ننوشتن همین مشکلی است که شما سرراهم قرار می دهید. وقتی می نویسم لاجرم و برای جلوگیری از رفتن شما تمام ذهنم در گیر می شود و وقت کمی برای هر آنچه زندگی شخصی است باقی می ماند.

1- پینوشه از نظر زمانی و مکانی کمی دور است و من تسلطی کم هم به تاریخ شیلی ندارم. و مطمئن نیستم که اگر مرحوم آلنده کشته نشده بود و شیلی آلنده مانده بود بجای شیلی پینوشه امروز شیلیایی ها وضع بهتر از حال داشتند یانه. صدام بیش از حد بی رحم و قذافی مطلقاً دیوانه بود و هر دو رژیم های انقلابی را اداره می کردند و نه یک حکومت مثل حسنی مبارک.

2- بجد معتقدم که یک شبه دموکراسی سکولار هدایت شده بهترین سیستم سیاسی مناسب جوامع اسلامی فعلی که در آمد سرانه ای کمتر از 20000 دلار - از تولید ملی و نه ثروت خدادادی نفت - است.

3- این رسم نوشتاری من است که باید تکلیفم را برای خواننده روشن کنم که من بالاخره شریک دزدم یا رفیق غافله. و این نباید باعث این باشد که خواننده فکر کند من آدم ها را و رژیم ها را سیاه و سفید می بینم. بدیهی است که مبارک و شاه و بن علی بسیار ایرادات هم داشتند اما در زمان و مکان؛ قضاوت من بنفع اینان است.

4- گذار به دموکراسی از راه ایجاد سیستم درون زا مثل هرانچه که در جوامع غربی در 300 سال گذشته اتفاق افتاده است ناممکن است چون کانون مدرنیته و تسهیلات ارتباطی اجازۀ آن پروسه ای که غرب بدون نمونۀ بیرونی و تهدید بیرونی طی کرد را به جوامع مسلمان نمی دهد. ضمن اینکه خود اسلام هم بدلیل نوع نگاهش به زن کمترین استعداد زایش جوامع مدرن در کوتاه مدت را دارد. و قطعاً باید دزی از هدایت کمتر خشن یک مقطعی از این گذار را تسهیل کند.

5- معتقد هستم که تا جای ممکن همۀ آدم ها باید بتوانند از سهم زندگی خدادادی خود استفاده کنند و کمتر به تو نیکی می کن و در دجله انداز معتقدم. چرا باید من 60 70 سال عمرم را برسر آرمان پسرم یا دخترم ببازم و لذت نبرم لذا خیلی به زایمان سخت طبیعی اعتقاد ندارم در جایی که پزشک حاذقی بتواند با سزارینی هر چه بهداشتی تر هم فرزندم را و هم خودم را نجات بدهد.

6- یکی از دغدغه هایم همین عدم مطالعه است که هم بدلیل دوری از ایران و زبان و هم بعلت ترس از رفتن شما و سعی در حفظ شما بقدر مقدور میسور نیست و چون دیر یا زود به روغن سوزی خواهم افتاد لذا بین ماندن و نوشتن و رفتن و خواندن معلقم!

7- البته در یک نوشتۀ غیر وبلاگی و کمی مشروح قطعاً اینطور نمی نویسم که توی ذوق شما بزند چون فرصت بازکاوی همۀ زوایای خوب و بد موضوع خواهد بود لذا در اینجا فقط منظور اصلی را که "زندگی معمولی برای انسان معمولی است" را که اولویت سیاست می دانم نوشته ام.

8- و... یا...هو

۹ نظر:

میرزا گفت...

از مرگ هیچکس خوشحال نمیشوم اما این صفاتی که برای یک دیکتاتور برشمردی خیلی از سرش زیاد است و تازه دوره قهرمان بازی هم گذشته مدتهاست .مردم میخواهند به حساب بیایند هرچقدر هم از نظر مذهبی دگم باشند.به حساب نیاوردن مردم بلاخره روزی کار دست هر دیکتاتوری میدهد هرچقدر هم صالح ومدرن باشد و برای کشورش کار کند.حقیقت تلخی است اما باید پذیرفت و مردم را به حساب آورد و موافقتشان را جلب کرد با کار و فرهنگ سازی و مهربانی نه زندانی کردن و کشتن .

کورد فرزند دیاکو گفت...

منم بر این باورم که انقلاب افتضاح مردم مصر ، تکرار انقلاب افتضاح 30 سال پیش مردم ایران بود و همون بلای ننگینی که نسل گذشته ی ما بر سر ما آوردند،همون بلا رو! نسل حاضر مصر بر نسل آینده ی مصر آوردند با کمال تاسف.
درود بر حسنی مبارک که در کمال خونسردی از پشت میله ها برای مردم جاهل منقلب افسوس میخورد، روانش همیشه شاد خواهد بود.

ناشناس گفت...

حسنی مبارک دق کرد تا داغ اعدامش به دل کهنه پرستانی که طناب دار بدست بدنبال او میدویدند بماند

ناشناس گفت...

آن درجه تیمساری حلالت باد که بالاخره یادی به مهر از آن پدر و پسر دوران ساز و ایران دوست و حسنی مبارک، قهرمان ملی و سرباز مصر کردی !

mehdi گفت...

دلقک گرامی انا و لاغیر یعنی دیکتاتوری و عقب ماندگی ،میخواد قهرمان ملی باشه مثل مبارک یا آخوند پیزوری مثل خامنه ای اشکالی نداره که مردم مصر یک چندی هم با سازمان ایدئولوژیک واپس گرای اخوان المسلمین !!به زعم جنابعالی تمرین دموکراسی کنند

خوندن این متن ،پاک نامیدم کرد فکر کنم پست ها بعدیتم به ترتیب نثار فاتحه به روح پرفتوح صدام ،قذافی،پینوشه و .. باشه افسوس ... نمیدونم کتاب تلاش آزادی استاد باستانی رو مطالعه کردید اگر نه سفارش به مطالعه یاحق برای همیشه

Dalghak.Irani گفت...

مهدی جان سلام.
عمده مشکلم در تعلیق برای نوشتن یا ننوشتن همین مشکلی است که شما سرراهم قرار می دهید. وقتی می نویسم لاجرم و برای جلوگیری از رفتن شما تمام ذهنم در گیر می شود و وقت کمی برای هر آنچه زندگی شخصی است باقی می ماند.

1- پینوشه از نظر زمانی و مکانی کمی دور است و من تسلطی کم هم به تاریخ شیلی ندارم. و مطمئن نیستم که اگر مرحوم آلنده کشته نشده بود و شیلی آلنده مانده بود بجای شیلی پینوشه امروز شیلیایی ها وضع بهتر از حال داشتند یانه. صدام بیش از حد بی رحم و قذافی مطلقاً دیوانه بود و هر دو رژیم های انقلابی را اداره می کردند و نه یک حکومت مثل حسنی مبارک.

2- بجد معتقدم که یک شبه دموکراسی سکولار هدایت شده بهترین سیستم سیاسی مناسب جوامع اسلامی فعلی که در آمد سرانه ای کمتر از 20000 دلار - از تولید ملی و نه ثروت خدادادی نفت - است.

3- این رسم نوشتاری من است که باید تکلیفم را برای خواننده روشن کنم که من بالاخره شریک دزدم یا رفیق غافله. و این نباید باعث این باشد که خواننده فکر کند من آدم ها را و رژیم ها را سیاه و سفید می بینم. بدیهی است که مبارک و شاه و بن علی بسیار ایرادات هم داشتند اما در زمان و مکان؛ قضاوت من بنفع اینان است.

4- گذار به دموکراسی از راه ایجاد سیستم درون زا مثل هرانچه که در جوامع غربی در 300 سال گذشته اتفاق افتاده است ناممکن است چون کانون مدرنیته و تسهیلات ارتباطی اجازۀ آن پروسه ای که غرب بدون نمونۀ بیرونی و تهدید بیرونی طی کرد را به جوامع مسلمان نمی دهد. ضمن اینکه خود اسلام هم بدلیل نوع نگاهش به زن کمترین استعداد زایش جوامع مدرن در کوتاه مدت را دارد. و قطعاً باید دزی از هدایت کمتر خشن یک مقطعی از این گذار را تسهیل کند.

5- معتقد هستم که تا جای ممکن همۀ آدم ها باید بتوانند از سهم زندگی خدادادی خود استفاده کنند و کمتر به تو نیکی می کن و در دجله انداز معتقدم. چرا باید من 60 70 سال عمرم را برسر آرمان پسرم یا دخترم ببازم و لذت نبرم لذا خیلی به زایمان سخت طبیعی اعتقاد ندارم در جایی که پزشک حاذقی بتواند با سزارینی هر چه بهداشتی تر هم فرزندم را و هم خودم را نجات بدهد.

6- یکی از دغدغه هایم همین عدم مطالعه است که هم بدلیل دوری از ایران و زبان و هم بعلت ترس از رفتن شما و سعی در حفظ شما بقدر مقدور میسور نیست و چون دیر یا زود به روغن سوزی خواهم افتاد لذا بین ماندن و نوشتن و رفتن و خواندن معلقم!

7- البته در یک نوشتۀ غیر وبلاگی و کمی مشروح قطعاً اینطور نمی نویسم که توی ذوق شما بزند چون فرصت بازکاوی همۀ زوایای خوب و بد موضوع خواهد بود لذا در اینجا فقط منظور اصلی را که "زندگی معمولی برای انسان معمولی است" را که اولویت سیاست می دانم نوشته ام.

8- و... یا...هو

علي گفت...

سلام دلقک!
1_ چرا خود همین بیماری و محاکمه و... غیره را فیلم و نمایش دیگری نمی بینی برای ادامه همان سیاست مصردوستانه ي ژنرالها و می دانی که خود طنطاوی و ... همه زیردستان و بلکه مریدان مبارکند و مریدان سر از فرمان استاد برنمی تابند.
2_ محض تذکّر: چندمین بار است که قافله را با "غ" می نویسی.
3_ خسته و مانده و مريض نباشي!

ادوارد البی دوم گفت...

به گمانم علتش غفلت اهل قافله باشد، علی.

علي گفت...

شاید جناب ادواردالبی دوم.