Constellations |
1- یک دیپلمات جمهوری اسلامی در کشور آلمان به اتهام ایجاد مزاحمت برای یک دختر بچۀ سیاهپوست 10 ساله مورد تعقیب و بازخواست پلیس آلمان قرار گرفته است و باعث تنش در روابط دو کشور شده است. جمهوری اسلامی با احضار سفیر آلمان در تهران به برخورد خشن و خارج از عرف مصونیت دیپلماتیک مأمور سیاسی میانسال خود اعتراض کرده است. در توضیح اصل ماجرا اما چنین آمده است که مادر این دختر بچه به پلیس گفته است که روزهایی پیش تر این مرد ایرانی موهای دخترش در پارک را لمس و نوازش کرده و دخترش گفته است که احساس کرده مرد ایرانی قصد بوسیدن او را نیز داشته است. آن مادر و دختر چند روز بعد هنگامی که دیپلمات ایرانی را مجدداً در مسیر دیده اند به پلیس نشان داده و باعث احضار او به ادارۀ پلیس شده اند.
2- اگر حتی فرض را بر این قرار بدهیم که کل این گزارش از جانب مادر و دختر آلمانی عین واقعیت بوده و کمترین دروغ و بزرگنمایی و اشتباه دختر ده ساله و از این قبیل هم در انعکاس آن دخالت نداشته است؛ بازهم خیلی بسختی می توان باور کرد که مردی ایرانی و 45 ساله و غیر سادیست جنسی با انگیزۀ جنسی به آن دختر بچه نزدیک شده باشد. زیرا که او با علم به تبعات چنین عملی که می دانست مغایر با قوانین آلمان است آن هم در یک پارک عمومی و هنوز تازه بودن گرفتاری آن دیپلمات دیگر در برزیل چنین بی احتیاطی کرده باشد. و اتفاقاً این مورد بشدت و قوت می تواند از سوء فهم یک دختر 10 ساله نسبت به تفاوت های فرهنگی ناشی شده باشد. بعبارت دیگر موضوع می تواند بسادگی اینطور بوده باشد که دیپلمات ایرانی در سر راه عبور خود به این بچۀ سیاهپوست برخورده و بهزار و یک دلیل عاطفی - و نه جنسی - بسمت او کشیده شده باشد برای ناز کردن پدرانه و اظهار محبت به او که دختر ترسیده و آن گزارش را به مادرش داده است. - سنگالی، سیاهپوست و جهان سومی بودن دختر بچه هم ظن مؤانست را تقویت می کند -
3- این همه را گفتم که انتقاد کنم از جوانانی که با بزرگ نمایی نقاط ضعف جمهوری خامنه ای در سایت های شبکه های اجتماعی خدمات خوبی در مشروعیت زدایی از خامنه ای و حکومتش انجام می دهند اما گاهی - مثل این مورد - توجهی به این اصل نمی کنند که هر چقدر پروپاگاندا در مورد بزرگنمایی نقاط ضعف و وقایع واقعاً اتفاق افتاده - مثل مورد دیپلمات برزیلی - می تواند مشروعیت زدا و یاری دهنده باشد. اما کمترین اشتباهی در بزرگنمایی وقایعی که صحت آن قطعی نیست می تواند تخریب کننده و در خدمت رژیم و خامنه ای باشد. لذا از اینکه این موضوع را به موضوع داغ و تبلیغات پرحجم تبدیل کرده اند گله و شکایت کنم.
4- با این افزوده که اصولاً حمله به بدنۀ رژیم بجز در جایی که می توان بهره برداری قطعی برای تضعیف خامنه ای کرد مطلقاً مجاز نیست و بضرر آزادی خواهان تمام می شود. زیرا که همۀ بدنۀ رژیم حتی تا سطوح رده اول هم جزیی از مردم ایران هم هستند و زدن اتهامات ناروا و بازی کردن با آبروی آن ها علاوه براینکه خیلی از ایرانیان را میازارد بلکه باعث وحشت بدنۀ رژیم هم که بالقوه نود در صد جزو تغییر خواهان هستند می شود و پیشروی راه های تغییر خواهی را با مقاومت بدنه مواجه می کند. بعبارت دیگر اگر ده مورد از گاف های رژیم از دستمان در برود و از آن بهره برداری نکنیم. خیلی بهتر است که یک مورد بدون مبنا و دروغ و اثبات نشده را به رژیم - آن هم در بدنۀ رده پایین - نسبت بدهیم. ! یا...هو
11 نظر:
من هم همسن و سال دلقک عزیز هستم وزمان انقلاب دانشجو دانشگاه تهران. و دانشجو همیشه در صحنه گیج و منگ و قاطی پاطی که خودشم نمیدونست چرا مرگ بر شاه میگه در حالیکه حضورش در دانشگاه از سر تصدق همون با با شاه بود که اونجا رو باز کرد تا ما فهممون بره بالا وبگیم مرگ بر شاه و بریم با سلام و صلوات آخوندای دو زاری رو بکنیم وزیر و وکیل مملکت.
اگه رضا پهلوی فرا خوان برای 16 آذر داده
معنیش این بوده که به عقل کل هایی که تا رضا حرف میرنه حساب و کتابای باباشو میخوان و گوش نمیدن خود این بچه چی میگه بفهمونه اون بابام بود تموم شد و رفت و اینم منم.آدم زمان خودم و با تفکر مدرن.
کسی رو هم اجبار نکرده. میخوای برو نمیخوای خب بشینید تا 500 ساله دیکه با همین آخوندا . آدمیزاد به همه چی عادت میکنه .
1- من از نظر ترجیح سیاسی یک راست ماکیاولیست نسبی گرا هستم. ولی اینجا سیاسی نمی نویسم.
2- بنابراین آن جستجوی عقبه را قبول ندارم که گر حکم کنند مست گیرند در شهر هر انچه هست گیرند چه نادرش باشد یا محمدخان قاجار و چه خامنه ای باشدو احمدی نژاد نبی و قس علیهذا!
3- در حکومت کردن آن هم در جامعۀ ملوک الطوایفی صدر مشروطۀ ایران نمی شود فقط با من بمیرم تو بمیری و حالا شما بفرمائید جلو رفت و جلو برد. برخی ستاره ها هم ممکن است در زدودن تاریکی ها نورشان بی موقع باشد و کورکننده و زدوده شوند گاهی. ونه بیشتر. تاریخ شهادت می دهد کدام حاکم چند نفر و از کدام نفرات را به مسلخ فرستاده است. گفتم داوری در سیاست مثل خود امر سیاسی نسبی است.
4- من البته دلی ندارم برای سوختن که خودم را جزغاله کردند زنده زنده مثل جریان پختن قورباغه و خودم هم نفهمیدم کی آشم را بار گذاشتند. بنابراین دلسوزی برای اشخاص و سیاستمداران جزیی از نقشۀ راه من نیست. از هر قماشی که باشند.
5- این هیولای هفت سری را که اینک دچارش هستیم ما؛ من بهتر از خیلی ها می شناسم. بنابراین اگر ذره ذره نیروهای موجودمان را جمع کنیم و هر ذره ای هم در راستای جایگاه و صلاحیت و بهترین کاربردش هم راستا فشار بیاوریم آیا بشود آیا نشود است چه برسد به امروزه روز که لیبرال ها دیکتاتورند و مذهبی ها سکولار و جمهوری خواهان سلطنت طلب و مشروطه خواهان جمهوری خواه و سکولارها مذهبی و کلاسیک ها نامتعارف و انقلابی ها محافظه کار و چه شود! و ... ای!
6- خیلی با من حال نکرده ای در باهم کمی برویم در عمق. من آدم ها را و نحله های فکری را بهانه قرار می دهم که حرف خودم را بزنم و نه برای اینکه برای آنان نانی بپزم. رضا پهلوی هم اگر در جایگاه تاریخ تعریف کرده اش تلاش کند شاید صدای بیشتری باشد برای رهایی. و الا نه بدار است و نه ببار که تورا ترسانده از عنقریب گرفتار پادشاهی بی بته و جقه و دزد. ضمن اینکه حاکم در جهان سوم معمولاً باید برای روز سقوطش دزدی کند و الا بچه هایش گرسنه می مانند آن ها که عادت ندارند مثل ما مردمان پاپتی گرسنه بخوابند و دم بر نیاورند. پس خیلی به حساب های بانک های سوئیس نزدیک نرویم که نام همه در انجاست. آسیاب به نوبت.
6- دوستت دارم و این مختصر را هم به بهانۀ کامنت تو نوشتم برای همه و قصد نداشتم برای تخطئۀ نظر محترم و شنیدنیت. یا...هو
یکی از درس های بسیار واقعی و خوب ماکیاول هم وظیفۀ سیاستمدار است در حفاظت از قدرتش با هر الا کلنگی. البته معطوف به رضایت حکومت شوندگان - که همه وقتی فیلسوف را لعنت می کنند اغلب به این ظرافت معطوف به رضایت مردم اشاره ای نمی کنند - بگذریم. لذا مهم این نبود و نیست که فرح چقدر مدرن و خوب و نازنین و تودل برو بود و است. مهم این بود و است که او ملکه بود و باید بر مبنای زمانۀ ملتش مشق سیاسی می کرد و رفتار. حالا اگر او طریق ملکه نفر تی تی را رفته بود و ما نپکیده بودیم خوب بود یا رفتار سوپر مدرنش را کرد و حالا نه او ملکه است و نه من در وطنم. ضمن اینکه جذام و جشن هنر را در دوسوی یک کنتراست بدبختها و خوشبخت ها جامعه می فهمید و نه چه ملکۀ نازنین و مدرن مردمی. مرسی. و به هومان تکمله بزنم که از کجا تشخیص داد من ضد زنان هستم. آخر من ضد کی هستم که ضد خانم ها باشم به این خطرناکی نازنین! یا...هو
کمی دلگیر شوی اشکال ندارد!اما اما,اما, اما من فکر میکنم,نه تنها فکر میکنم که احساس هم میکنم و تنم میلرزد که ما دوباره بعد از این همه بدبختی بخواهیم دست به دامان خاندان پهلوی شویم ودوباره به عقب برگردیم. آن شاهنشاهی نه سال 57 که سال 32 تمام تمام شد آن زمان فرح حتما دختر بچه ای بوده نه ملکه و گناهی در فروپاشی شاهنشاهی نمیتوانست داشته باشد. امید دوباره بستن این خاندان در حد همان بازی امام زمانی و مهدی موعود و خرافات دیگر است حالا بگیریم خرافه ای در شکل و شمایل کراواتی و مدرن آنقدر که دلقک مدرن ما را هم از خود بیخود کرده و به فریاد واداشته که شان پادشاهی را پایین نیاورید و روشنفکر نشوید.طنز جالب ناخواسته ای نوشته دلقک ما : که عایجناب درست است که من شب و روز به نکوهش خرافه و ستایش مدرنیت میپردازم اما,و این اما مهم است که شما نباید باور بفرمایید باید در همان بالا بالا دست نیافتنی و با جلال و جبروت ادای شاه شاهان را در بیاورید بترسانید از خشمتان مردم را و بنوازید و بفریبید ضعیفان از پا افتاده را و امید بفروشید به آنان برای روز بازگشت به خرافه مدرن دست ساخت خود دلقکمان.....یاهو
و سخن آخر دلقک جان مااز کاروبار و کشتار همه شاهان ازکورش بگیر تا نادر و محمد علی شاه واحمد شاه واردیم و همه را دانه دانه شمرده ایم فقط حرفمان این است که آنها در جایگاه زمانی خودشان بودند نه در بیرون آن, ولی خاندان پهلوی هرگز نبودند. شاهنشاهی در ایران با قاجار مرده بودو پهلوی ها بزک شده( با هنرنمایی انگلیس البته) آن مرده بودند که بر دوش ایران شاه زده گذاشته شدند که بگور بسپاردش و53 سال طول کشید تا این مرده را به خاک بسپاریم.حالا دوباره بیاییم این مرده را از خاک بیرون کشیم و بر فرق سر بنشانیم؟
من هم دوستتان دارم و از خواندن نوشته هایتان لذت میبرم. زنده و پایدار باشید.
با اجازه تان یک پاسخ کوتاه به سحر خانم بدهم وبروم زحمت کم کنم:
ما به این بچه کار نداریم اصلا, بچه است دیگر. به دلقکمان کار داریم که به این بچه چیز یاد ندهد این بچه 50سالش است اگر میخواست چیزی یاد بگیرد تا به حال یاد گرفته بود. تازه از قدیم گفته اند عاقبت گرگ زاده گرگ شود , گرچه با آدمی بزرگ شود همین.
هومان جان اول که نه دلگیری و دلخوری مال مجالس روضه خوان هاست نه سیرک دلقک ها ودوم اینکه آن سال 32 را فراموش کن که خوب شد انجوری پیش نرفت که تو دوست داشتی. یاد حزب اللهی ها می افتم در حسرت حکومت رجایی که فقط چون فرصت حکومت نیافت اسطوره کردند مثل کندی در امریکا و همۀ ناکامان که قهرمان های پیروز همۀ تاریخ شکست خوردگان هستند و نه پیروزان.
خیلی وقت نیست که در سیرک من تماشاگری و الا فرق سنت و خرافات را نوشتم یک زمانی در ستایش از جشن عروسی باشکوه پرنس ویلیام در بریتانیا در آن بگیر ببند ورشکستگی اروپا. پس من اگر معیار باشد قدمت و سنت و فرهنگ در برابری همه با خرافات یکی از خرافی ترین ها هستم.
متأسفانه نه با سفارش تو و نه با آرزوی من مردم ایران مثل مردم همۀ جهان عقب مانده جز به حیرت از شکوه پادشاه یا تقدس فقیه نمی روند توی صف و نظم نمی گیرند به تمکین و رفتن سر کار و زندگی. هرکس جز این دوباشد و مثل یکی از ما مردم اینقدر چوب تو ماتحتش می کنند که یا او هم یا شاه شود و یا فقیه. مثل اینکه باور کرده ای ما در زمان کورش دموکراسی ملی و زمان محمد دموکراسی مذهبی داشته ایم. پاکستان و هندوستان با هم جر خورده اند از هم دیگر در همان نزدیکی هایی که مصدق پوپولیست مجلس را تعطیل کرد و گفت دموکراسی در بهارستان است در جوار شعبان بی مخ. حاتم قادری حرف خوبی زده بود سالها پیش راجع به پیرمرد جنتلمن که با انگلیس مبارزه می کرد در حالی که خودش شبیه ترین ایرانی هابود به جنتلمن - سِر های انگلیسی. پس زیاد هم غصه نخور راجع به کودتا یا قیام یا بی سیاستی یا نفت ملی یعنی چه آنموقع!
اگر کاشانی جای خمینی امده بود زود هنگام خیلی هم معلوم نبود بعداً خمینی نتواند مارا یک راست برگرداند بعصر شیخ شهید! فضل الله نوری. لذا تاریخ خوانش های مختلف دارد و یک خوانش همیشه درست ترین خوانش نیست. داشتم راجع به پاکستان می گفتم که ببین اسلام چه بروز دموکراسی همزاد هند آورد که امروز برای نان شب خیلی هم بی نیاز نیستند و نظامیان نبودند الان چندتا بنگلادش دیگر هم از بغل شان کنده شده بود.
مشکل آنجایی است که سیاستمداران هم مثل من هنرمند باشند و از سیاست یک فانتزی بسازند درست و پیمان و هی آرزو های دور ودراز کنند و فوت کنند توی پاچۀ همدیگر.
و اما finally
1- من که جلو افتاده ترین خوشبینم در رفتن این رژیم دینی. هنوز صدای پای آینده را پشت در بیت رهبری حتی تشخیص هم نداده ام چه رسد بفرمایش شما که همین فردای تقویمی را بدون سر خر فقیه و سلطان می دانی و می خواهی و می خواهی قلم پای جفت شان را قلم کنی با احساسات.
2- بگذار اگر زوری داریم همه جمع شویم و یک هول حسابی بدهیم به این اختاپوس 1400 سال در انتظار حکومت مستقیم فقها. تا اگر یک تکانی دادیم مطمئن باش که رضا پهلوی جلو صف نخواهد بود و فرصت داریم یکبار دیگر اورا بفرستیم بغل دست اجدادش در زباله دان تاریخ. ولی تا از زباله دان خبری نیست خود تاریخ را چند باره مطالعه کنیم با منطق. و نه منطبق بر آرزوهایمان. یا...هو