A break away |
1- اینک که در آستانۀ تشکیل نشست شش ماهۀ خبرگان رهبری هستیم؛ تا برای نخستین بار رویارویی جدید و کیفی مهدوی کنی و مصباح یزدی را تجربه کنیم و قطعاً آثار مبارکی خواهد داشت. می خواهم شما را با داوری مستندم در مورد جبهۀ تازه تشکیل شدۀ پایداری گرم نگه دارم به انتظار خوشحال. زیرا که هر چقدر صحنه شفاف باشد و مردم بدانند کی به کی است می تواند تصمیم گیری را آسان و مبارزه را هدفمند کند.
2- جبهۀ پایداری تشکیل شده است از هستۀ سخت و بسیار خطرناک و بسیار پر زور هواداران حکومت دینی سلفی و طالبانی که در منش متعصب به نص دین سنتی و تاریخی جاری شده از 1400 سال پیش در صحرای حجاز تا کنون است. و در روش معتقد به مبارزۀ خشن؛ هتاک و خونریز همانند تکفیری ها و سلفی ها و القاعده.
3- سابقۀ تشکیل بدون تشکیلات مشخص این نحله بر می گردد به قبل از انقلاب و مشخصاً آتش زدن سینما رکس آبادان؛ که در ادامه با سر به نیست کردن امام موسی صدر در دستان قذافی امتداد یافته اند و سپس هر نوع عملیات حذف و ترور و آتش سوزی و ویرانگری مظاهر تمدن جدید و... را بخود اختصاص داده اند. اینان در دهۀ 60 در تقابل پنهان با امام خمینی و هوادار آیت الله خامنه ای، در ریاست جمهوری هاشمی تا سه سال اول همراه او، در ریاست جمهوری خاتمی در تقابل همیشگی با او و در شروع ریاست جمهوری احمدی نژاد صحنه گردان اصلی و موجد سوم تیر 84 بوده اند.
4- اینان که در تکامل و تحول روبه پیشرفت خود و گذشتن از دوره های مختلف مبارزاتی خویش اینک در تئوری دینی و حوزه با مصباح یزدی و خوشوقت، در بخش اطلاعاتی با پورمحمدی و فلاحیان دیروز و اطلاعات امروز سپاه پاسداران، در بخش قضا با امثال نیری و رییسی دیروز و حسینیان و محسنی اژه ای امروز، در قسمت رسانه ای با امثال حسین شریعتمدار و صفار هرندی و در حوزۀ اجرا با همۀ نیروی موسوم به لباس شخصی ها و در حوزۀ تبلیغی با خطیبانی مثل طائب و ذوالنور و سعیدی ها، بخش اصلی و مهم مداحانی مثل حدادیان و ارضی و در حوزۀ انتظامی با امثال رادان شناخته می شوند؛ مسئول هر اقدامی هستند که یا اراده ای برای تعقیبش ممکن نشده و یا اگر هم ژستی از سوی حکومت گرفته شده است هیچ نتیجه ای حاصل نشده است. مثل فاجعۀ سینما رکس، گم شدن موسی صدر، ترور های دوران هاشمی در خارج، قتل های زنجیره ای، دو حادثۀ فجیع کوی دانشگاه تهران، سوختن سینما ازادی و جمهوری و ...، فاجعۀ کهریزک و گمشدن مجسمه های میادین شهر ها، بهم زدن و به آشوب کشاندن هر نوع تجمع، سوزاندن دفتر رییس مجمع تشخیص و... تنها مسطوره های مختصری از هزاران جنایتی است که اعضای بی نام و عنوان جبهۀ پایداری امروز مرتکب شده اند.
5- اینان یک دشمن قطعی و دایمی دارند. آن هم دانش و تمدن نوین است. اعضای معلوم و نامعلوم جبهۀ پایداری در طول عمر سی و سه سالۀ خود و با توجه به مخالفت با معیار "دانش و تمدن نوین منادی نسبیت و پلورالیسم" از خیلی ها عبور کرده اند و کماکان عبور می کنند. به این معنا که هر رجل سیاسی و یا نحلۀ فکری که در جناح راست سنتی کمترین گرایشی به تساهل و مدارا و معیارهای حداقلی تمدن جدید نشان دهد، از آن شخص و فکر عبور کرده و او را زمین گیر می کنند. جناح راست سنتی و در رأس آن رهبری چه بخواهند یا نه نمی توانند از این گروه "هستۀ سخت ایدئولوژیک" عبور کنند زیرا بدون اینان کمترین شانسی برای بقا در سیاست ندارند. بعبارت دیگر همۀ موجودیت گروه جناح راست سنتی در "رفتار ها و گفتار ها و عملکرد حذفی و بسیار خشن" جبهۀ پایداری ریشه و پایگاه دارد. و بدون صحنه آرایی ایدئولوژیک ضد بشر آنان نه طرفداری دارند و نه بدتر می توانند این طرفداران اندک را سازماندهی و بهره برداری کنند.
6- البته اینان در تشکیلات اعلام شده شان برخی چهره های مشکوک را که من از سابقۀ ضد مدنیت آنان خیلی خبر ندارم هم تعبیه کرده اند که مشخص ترین آن ها یکی صادق محصولی است و دیگری با قر لنکرانی. بنظرم می رسد که چهره های مثل اینان را یک کمی برای تلطیف کردن چهرۀ خونین عناصر اصلی است و دو دیگر بهره برداری های سیاسی و تشکیلاتی از ثروت محصولی و ارتباط هنوز قطع نشده اش با احمدی نژاد. و همچنین تمرین دادن لنکرانی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری بعد از احمدی نژاد.
7- در یک چنین معادله ایست که من برای مشایی و از طرف او برای برخی اقدامات ساختار شکن احمدی نژاد شیهه می کشم. زیرا این دو خودشان از داخل این نحلۀ فکری بیرون آمده اند. و شکافی را که باعث شده اند در همین "هستۀ بسیار سخت و متصلب" موجودیت تحجر دینی بوده است. و شما حق بدهید که شکافتن یک چنین "موجودیت وحشتناک و دیرپایی" بسیار بسیار بسیار حیاتی و راهگشاست برای آینده ای که انتظار داریم. باز هم تأکید می کنم که اینان بجز از راه همین اقدام مبارک مشایی غیر قابل مقابله بوده اند و هستند. رهبر اگر بخواهد از اینان عبور کند یاوری ندارد. وجناح راست اگر عبور کند قدرتی برایش نخواهد ماند. و تا روزی که تکلیف این گروه خشن و بسیار متحجر معلوم نشود. انتظار هر گونه تحولی در درون جمهوری اسلامی به دروغ سیزده شباهت مطلق دارد. یا...هو
بعد از تحریر:
یک راه سادۀ راستی آزمایی برای اینکه مطمئن باشید بدون جبهۀ پایداری جمهوری اسلامی وجود نخواهد داشت این است که واژۀ "مردم" را که سران جناح راست، امامان جمعه و جماعت و رهبر و غیر آن در بین اصولگرایان بکار می برند. دقیقاً منطبق است به پیاده نظام کم ولی پر قدرت جبهۀ پایداری.