ه‍.ش. ۱۳۹۴ مهر ۲۳, پنجشنبه

سخنان خامنه ای با نخبگان جوان؛ نژاد پرست، ملی گرا، شرمنده و معترف. با هدف التماس به عدم مهاجرت و باقی ماندن در جمود و تحجر!




پیش از متن: آیت الله خامنه ای دو سخنرانی بسیار مهم داشته اند در روزهای اخیر. یکی از آن ها حرف هایش در جمع مدیران وکارمندان صدا و سیما بود که بسیار نکات کلیدی داشت و من در شلوغی "فتنۀ برجام" وقت نکردم بنویسم. اما سخنان خامنه ای در جمع نخبگان جوان از جنسی کاملاً متفاوت در لحن و گویش و ادبیات و عاطفه و ... بود. بعبارت دیگر هر چقدر سخنرانی اولش از لحن آمرانه و حاکمیتی و رجزخوان و سیاستگذار و تأیید گر افراطی محمد سرافراز و هشدار دهنده و جنگی و ادبیات نظامی داشت سخنرانی اش برای دانشجویان جوان پدرانه و از موضع تواضع و خواهش و تمنا و اعتراف و التماس بود. نگاهی کرده ام به مهمترین گزاره های حرف های دیروز خامنه ای. با این تذکر که برای تحلیل محتوای حرف های خامنه ای قطعاً مطالعۀ عین حرف های او یا گوش کردن به صدا و تصویر او ضروری است و اکتفا به متن تنظیم شده از سوی دفتر او که در سایت ها و مطبوعات چاپ می شود کافی به فهم عمیق نیست. و این علاوۀ دوم که خودم عاشق نوشتن از خبرهای بنیادی "مبتذل کردن مادی معنویت مبتذل" مثل:

برخورد جدی با «آرایش ویژه ماه محرم»/مقابله اتحادیه با هر نوع توهین به مذهب

 هستم! و اگر نظرم را بخواهید می گویم زنده باد زنان و مبارزۀ مدنی "خوشگل عزادارم کن"شان. و اما مورد پسند و خواست شما تحلیل حرف های خامنه ای:

1- اولین تفاوت و مشخصۀ برجستۀ سخنان خامنه ای در جمع دانشجویان و اساتید نخبه این است که او مطلقاً از خدا و پیامبر و دین و مذهب و متافیزیک و ایدئولوژی و نفوذ و این قبیل مفاهیم انباشته در سایر سخنرانی هایش استفده نمی کند. او فقط در شروع صحبتش و از منظر فرهنگ عامه؛ جوانان را توجه می دهد که استعداد و نخبگی شان را از لطف خداوند بدانند و برای خدا و در راه خداپسند از این نخبگی استفاده کنند. چون او می داند که نخبگان جمع آوری شده در دفترش نمی توانند حزب اللهی و ایدئولوژیک باشند. چون ایدئولوژی تمام ظرفیت مغز حاملش را پر می کند و جایی برای علم و دانش نمی گذارد. زیرا دانش از جنس نظریۀ ابطال پذیری پوپر است و ایدئولوژی را بچالش "باطل شد" می گیرد. و بهمین خاطر حزب اللهی اگر هم استعداد داشته باشد هر نوع گزارۀ دانش مستقل را ایگنور می کند. و تنها در موارد استثنایی در دانش های قابل سوء استفاده از سوی ایدئولوژی - من به آن ها لقب دانش های عبوس و در خدمت مرگ شامل دانش هسته ای و نانو و بیو و هوا فضا و تا حدودی پزشکی داده ام - می شود افراد معدود ایدئولوژیک را هم دید.

2- بعد از آن شروعی بی ایدئولوژی؛ خامنه ای به تواضع در حد التماس می افتد و در طول سخنرانی اش اصرار مستمر و پی گیری دارد که اولاً حرفهایش از موضع فهم بالا و برتر نیست، ثانیاً از موضع حاکم و رعیت نیست، و ثالثاً از موضع پدر پیر و خیرخواه و تا حدودی درمانده ایست که می خواهد نصیحت عام بکند فرزندان و نوه های اندیشمند و فهمیده اش را. لذا مرتب می گوید نمی خواهد طولانی حرف بزند و دانشجویان را فرزندان و نوه های خود می داند و هر آنچه می گوید فقط برای صلاح ملک و ملت و خود دانشجویان است و اصرار سمجی برای درست بودن حرف هایش هم ندارد.

3- نکتۀ سوم وقتی است که آیت الله شروع به اعتراف می کند تا دانشجویان را از راه صادق نمایی تحت تأثیر قرار بدهد. او می گوید وضع امروز ما را با چهل سالگی استقلال امریکا و انقلاب فرانسه مقایسه کنید و نه با امروز جهان و غرب. او که این گزاره را تازه به ادبیاتش وارد کرده و در سخنرانیش برای صدا و سیمایی ها هم گفته بود - و من ظن قوی می دهم که از مشاوره های جدید محمد سرافراز رییس فاشیست صدا و سیما یاد گرفته. و اگر چنین باشد باید منتظر انبوه فیلم های قدیمی گیوتینی از انقلاب فرانسه و فیلم های بی رحم و خونریز از جنگ های داخلی و استقلال امریکا باشیم در سیمای جمهوری اسلامی در آینده - پیام مستقیم و مورد نظری دارد که عبارت است از ماعقب مانده نیستیم که بنظرم می رسد این پیام در مقابل پیام معکوس این اعتراف اشتباه مدفون خواهد شد. زیرا گزارۀ بازگشت به دو قرن پیش غرب این پیام بدیهی را دارد که اولاً غرب پیشرفته تر از ماست. ثانیاً پیشرفت همانی است که در غرب اتفاق افتاده و ما دنبال رسیدن بکعبۀ آمال (غرب امروز) هستیم و ثالثاً خامنه ای شرمنده است از عقب ماندگی ایران در طول رهبری خودش و برای اینکه دستاورد ملموسی ندارد که عَلَم بکند مجبور می شود عقربۀ زمان را جابجا کند و ناکارآمدی حکومت انقلابی را با عمر تاریخی آن توجیه کند؛ و مهمتر از نظر من رابعاً است که خامنه ای قصد دارد با  پمپاژ ناامیدی از استحالۀ انقلاب، جوانان را بیم هم بدهد که فیلتان یاد هندوستان نکند و ما فعلاً محکم و پابرجائیم. منظور غیر مستقیم و مستتر در کلام او از مقایسۀ ایران با غرب 200 سال پیش این است که بگوید: ما برای استحاله حداقل 40 سال دیگر فرصت داریم و اگر توافق با غرب را در قالب خروشچفی کردن ایران هم بدانیم هنوز برژنفی مانده تا پیدا شدن گورباچف. این را از این نظر مطمئنم که انقلاب ایران یک انقلاب ایدئولوژیک بوده و فقط با انقلاب کمونیستی در شوروی قابل مقایسه است و نه با انقلاب فرانسه و بدتر از آن استقلال امریکا. خامنه ای این را می داند و چون صلاح نمی داند و نمی تواند به انقلاب اکتبر و چهل سالگی اش اشاره کند به غرب آدرس می دهد. با این اطمینان که مخاطب ناگزیر بمقایسه با شرق بیندیشد و از سقوط سریع حکومت بعد از برجام مأیوس (مخالف) یا امیدوار (موافق) شود.

4- در همین بخش اعترافات می توانم موارد دیگری را هم استنناج و نشان بدهم. اما برای گریز از تطویل کلام فقط یک پاراگراف از جمع بندی سخنان خامنه ای انتخاب کرده ام که با تحلیل ساختار ادبی جمله محتوای آن را برملا می کنم و تمام. خامنه ای بعد از همۀ حرف های احساساتی و عاطفی با لحن "ترا خدا قبول کنید"ش راجع به تافتۀ جدا بافته نشدن و عدم مهاجرت و ترجیح رفتن بدهات (اردوهای جهادی) بجای اردوهای اروپایی (مراکز دانش و فناوری و پژوهش و نخبگی)   و برشماری دست آوردهای انقلاب و تعظیم و تکریم بجوانان نخبه می گوید:
جمع‌بندی من از همه‌ی این حرفها، عبارت است از خوش‌بینی مستدل نسبت به آینده؛ نه فقط شعار، نه فقط رجزخوانی؛ واقعیّت این است. آینده‌ی کشور به توفیق الهی، به فضل پروردگار، آینده‌ی خوبی است؛ انبوه جماعت جوان این کشور، در دل خود نخبگان زیادی دارند؛ حالا عمده نخبگان دانشگاهی هستند، در بخشهای دیگر هم نخبگانی هستند که ولو دانشگاهی نیستند امّا به‌معنای حقیقی کلمه نخبه‌اند، میتوانند نقش‌آفرینی کنند.
خامنه ای با گنجاندن "خوش بینی مستدل" و "نه فقط شعار و نه فقط رجزخوانی" در نتیجه گیری حرف هایش بدو مورد مهم اعتراف می کند. او وقتی کلمۀ مستدل را صفت خوش بینی قرار می دهد مفهومش این است که "می دانم از استدلال هایم در این جلسه قانع نشده اید. لذا تأکید می کند که خوشبینی اش به آینده استدلال هایی دارد که در این جلسه بیان نکرده است. و چون این جلسه اصلاً برای تشریح همین خوشبینی مستدل تشکیل شده بود. پس اگر استدلال بیان نشده ای مانده به این معناست که استدلالی وجود ندارد برای خوش بینی اش. چون اگر استدلالش همین چرت و پرت های همواره اش بوده باید جمله اش را اینطور ابراز می کرد: "جمع بندی من از همۀ این حرف ها و مستند به استدلال هایی که گفتم - حتی با اضافه کردن حرف توجیهی "و برخی را هم فرصت نشد بگویم" - خوش بینی به آینده است. مورد دومی که گاف اساسی خامنه ای در این جمله است مربوط است به نه فقط شعار و نه فقط رجز خوانی. ما وقتی از ترکیب "نه فقط" در پیشوند هر چیزی (در اینجا شعار و رجزخوانی) استفاده می کنیم معنایش این است که قبلاً و در جاهای دیگر و در سخنرانی های دیگر گوینده شعار و رجزخوانی چنان پررنگ و همیشگی بوده است که گوینده (خامنه ای) برای اینکه این سخنرانی اش را متمایز کند از سخنرانی های رجزخوان و شعاری خودش بمخاطب جوانش اصرار می کند که حرف های امروزش را در قالب سخنان همیشگی و روزمره اش راجع به ما دوتا را چهارتا کردیم و این ماییم طاووس علیین شده نبینند و نشنوند. زیرا او خودش می داند که چه ذهنیت منفی از عملکردش - بویژه در دانشگاه - وجود دارد. البته او قبلاً هم خواسته که دانشجویان را بفریبد بصداقت اعترافش به ضعف ها. چیزی که مطلقاً در سخنرانی های عمومی او غایب بوده تا کنون. آنجائیکه گفته:
...برای کشورتان کار کنید. میتوانید شما کشورتان را بسازید، میتوانید ضعفهایش را برطرف کنید؛ ما ضعفهای زیادی داریم. من خیلی ستایش میکنم از وضع کشور امّا شاید کمتر کسی به قدر من اطّلاع دارد از ضعفهایی که در کشور وجود دارد. میدانیم خیلی ضعف داریم؛ این ضعفها را باید برطرف کنیم؛ شما باید برطرف کنید. میتوانید شما آن کسی باشید که هندسه‌ی صحیح سلامت این کشور را طرّاحی کنید؛...

5- اما ختم ختم کلام قبل از تکمله! خامنه ای که کلام اولش را با یک گزینۀ نژاد پرستانه و شوونیستی عامیانه شروع کرده در ستایش از هوش برتر ایرانی نسبت به سایر نژاد ها و انسان های غیر ایرانی - ادعایی سخیف و اثبات نشده و شعاری و احساساتی و فریبکار - حالا که کارد مذهب را زنگ زده می یابد وارد جلد ملی گرایی شده و همۀ خدمت ها و خیانت های برشمرده اش را در قالب خدمت و خیانت به ایران می ریزد و حتی ابا ندارد از استعمال "ناموس ملی" که از جنبۀ فقهی شرک مطلق است و اسلام چیزی بنام ملیت را برسمیت نمی شناسد آن هم در حد ناموس ملی.و آن را کفر می داند. یا...هو

تکمله: ممکن است برای برخی خوانندگان حزب اللهی عزیز و سمپات های چپ آیت الله خامنه ای این پرسش بدیهی پیش بیاید که دلقک به بهانۀ کمبود زمان و مکان خیلی از حرف های خامنه ای راجع به انقلاب و دست آوردهای خودکفایی و از این قبیل را عمداً ایگنور کرده و نادیده گرفته است. لذا ناگزیر توصیح می دهم که این سخنان که از سوی قاطبۀ نخبگان حاضر در جلسه در قالب "دعوت خامنه ای به نخبگی در قرون وسطی" و یا "رهبر درخواست اختراع دوبارۀ چرخ را از نخبگان دارد" فهمیده خواهد شد - منظورم تحلیل محتوای عقلانی و جزء بجزء مثل من نیست بلکه منظورم حس رسوب کرده در خودآگاه و ناخودآگاه نخبگان در هنگام ترک جلسه است و حتی معتقد هستم که قطعاً دانشجویان در بین خود گفتگوهای موافق و مخالف کرده یا می کنند اما خرد حسی غالب شان منفی خواهد بود - اما در مورد آن بخش انقلاب انقلاب کردن خامنه ای عرض می کنم که اولاً خامنه ای همۀ کلمات مکررش با واژۀ انقلاب را بدون صفت اسلامی بکار برده و حتی یکبار هم نگفته انقلاب اسلامی. چون می داند که صفت اسلامی بار منفی و کهنگی و ضد دانش القاء می کند. و ثانیاً هر آنچه که راجع به "ما می توانیم" گفته در قالب "ما در جنگ توانستیم" و مربوط به دورۀ آیت الله خمینی و اوایل انقلاب و شور لله بودن و بیگانه ستیزی القایی بوده است. هرچند در بخشی ازاین ارجاعات محق بوده و ما در دورۀ جنگ به کارهای مثبتی در حوزه های فنی دست یافتیم. اما همین را هم هم با اغراق گفته و هم تعمیم داده به سرتاسر انقلاب و رهبری خودش. در حالیکه خودکفایی های بدست آمده اولاً محدود بوده و ثانیاً با مهندسی معکوس بوده و ثالثاً معیوب بوده و هزینه های زیاد انسانی ناشی از سعی و خطا داشته و مهمتر اینکه بسیاری از این برشمرده های خامنه ای اتفاق نیفتاده و ما قطعات اریجینال را از دلال های اسلحه و تکنولوژی بین المللی با قیمت ها گران در حد سرسام آور خریده ایم تا سرپا بمانیم.

۶۵ نظر:

ناشناس گفت...

به نظر من حرفهاش درست بود وبهش اعتقاد داره . چون کارنامه اش در حوزه صنایع دفاعی نشون میده مومن به این امرهست.درثانی ما برای وصل کردن آمدیم نی برای فصل کردن .اگر استرتژی جدیدش ملی گراییست چرا ما جرقه را بادش نزنیم اگرریگی به کفش نداریم ها

Dalghak.Irani گفت...

برای من وطن و خاک و ملیت و مذهب و خدا و پیغمبر و شیطان و مارکس و محمد و علی و مهدی و بوش و اوباما و محمد رضا و پوتین و اسد و خامنه ای و روحانی و هیچ و هیچ زهرماری ارزش پیشینی ندارد قبل از انسان؛ و آزادی خنده در خانه اش و قهقهه در شهرش و سکس بدلخواه متعهدش. بقیه مزخرف است و گور بگور شود و خامنه ای و ایران خواهی اش. زنده باد انسان و زنده باد عشق زمینی (هنر و موسیقی و سینما و رقص و آزادی فریاد دوستت دارم به دختر همسایه). افتاد! یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک نزن به جاده خاکی ارگاسم و دختر همسایه مال بیست دقیقه است بقیه روزرا چکار کنیم نکند توصیه بعدی زنده باد یه قل دو قل است.به قول خودت ما دنبال روزنه ای هستیم برای یارکشی وقتی کاپتان میخواد تو تیم ما باشه بگیم نه این عین خریت است اتفاقا کارنامه دوسال گذشته اش به هر دلیل به سمت ما بوده.

ناشناس گفت...

مازیار وطن‌پرست
از صفحهٔ فیس بوک جناب دکتر حسین قاضیان

معجزه‌ی «کشور»
ـــــــــــــــــــــــــــ
پیشترها می گفتند «نظام» و گاهی «مقامات عالیه‌ی نظام». نام‌‌های مستعاری برای رهبر٬ هر گاه که نمی‌خواستند هزینه‌ای بر دوشش بگذارند یا نمی‌خواستند خبط و خطایی را مستقیماً به ایشان نسبت دهند. حالا نام جدیدی در حال اضافه شدن است: «کشور».
آن‌طور که کیهان در مورد دلایل تصویب ۲۰ دقیقه‌ای جزئیات برجام می‌نویسد «ساعتی قبل از تشکیل جلسه علنی، نمایندگان در جلسه‌ای غیرعلنی شرکت کردند که در آن جلسه علی لاریجانی اعلام کرده بود تصمیم کشور بر تصویب جزئیات طرح فوق‌الذکر است! در این هنگام و در پی اعتراض برخی نمایندگان مبنی بر اینکه منظور از کشور چه کسی است وی به بیان اینکه «همان که می‌دانید»! اکتفا کرده بود! »
در این موارد معمولاً همین اشاره کفایت می‌کند و نمایندگانی که می‌دانند چطور انتخاب شده‌اند و می‌دانند چطور ممکن است با یک اشاره دیگر راهی به مناصب عمومی نداشته باشند٬ همان یک اشاره به سر دویدن می‌اندازدشان جوری که تعداد موافقان جزئيات طرح از تعداد موافقان کلیات هم پیشی می‌گیرد: این است معجزه‌ی «کشور».

دانشجوی نانوخبه! گفت...

اولا که عبوس خودتی و هفت... استغفرالله! نانو و بیو کجاش عبوسه؟!

دوما شما یک کشور در این جهان یا جهان های موازی دیگر پیدا کنید که رهبران مذهبی داشتند و به پیشرفت علمی قابل قبولی رسیده باشند، اون وقت یک عده از خدا بی خبر می ایند،ایران را با بورکینافاسو مقایسه می کنند که یعنی بعله ما هم خیر سرمون پیشرفت کردیم! نمی فهمند کشوری به قد و قواره ایران الان باید اگر نه جز 10 کشور اول دنیا، حداقل جز 20 تای اول می بود.

سوما اینم چند تا جوک!

نمیدونم کدوم یکی از مسئولین محترم رو دعوت کرده بودند یک برنامه ای برگشت گفت، زمان شاه موبایل نبود ولی بعد از انقلاب موبایل بود و این یعنی پیشرفت!

معروف بود به شوخی یا راست که یکی از ائمه جمعه یکبار گفته بودند که شما بروید اروپای سال 1394 میلادی را با الان ایران مقایسه کنید تا بفهمید ما خیلی هم پیشرفته هستیم! این جواب گویی شبهات به این روش فقط از کیسه حکمت این عزیزان در می آید و اینجور آدم را قانع می کنند.

البته پیشرفت علمی کشور که مهم نیست، مهم غیرت و عزت ماست که حفظ شد به برکت انقلاب.

Dalghak.Irani گفت...

حزب الله مزخرف و چرت و پرت نگو. اسمت را هم برداری رسمت و خطت قابل شناسایی است. من و تو و همۀ ابناء بشر هم موجودیت مان را بطور صد در صد و مستقیم و بقاء مان و تلاش مان و تحمل رنجهای بیشمار مان را بطور غیر مستقیم و اعتراف نکرده - بخاطر رسوم مسخره که اخوندها مبدع آن هستند - مدیون همان 15 دقیقه لذت ناب هستیم. امر مقدس را مبتذل نکن. خامنه ای فقط یک راه دارد برای پذیرفته شدن و آن برداشتن نعلین کثافتش است از خرخرۀ زیست جوانان و مردمان. با اولین کوچکترین نشانه بدیهی است که از او استقبال خواهم کرد. اما این اتفاق نخواهد افتاد چون روحانیان شیعه کاسبان سکس حلال بی قید و شرط برای خود و حرام برای دیگران هستند و بر غیرت ناموس مردم یکه تازی می کنند. یا...هو

ناشناس گفت...

تحلیل خود گویی و خود خندی شما تالی فاسدی دارد که البته تالی فاسد همه افکار و منطق استدلالی شما است و آن اینکه اسلام با علم سازگار نیست. برای ابطال این مقدمه فاسد یک مثال می زنم از قرآن که منبع اولیه احکام اسلام است و اینکه چقدر با علم امروز نزدیک است:
ستاره شباهنک یا شعرا یا به انگلیسی Sirius یکی از درخشان ترین ستاره های آسمان شب است،این ستاره در صورت فلکی سگ بزرگ در فاصله 8.6 سال نوری زمین قرار دارد،و علت درخشان بودن این ستاره نسبت به زمین نیز نزدیکی این ستاره نسبت به ماست.
اما این ستاره دارای یک ستاره همدم است که آنها را بعنوان Sirius A و Sirius B طبقه بندی می کنند،که این ستاره نیز در مداری می چرخد و این دوستاره هر 49.9 سال به هم نزدیک می شوند که نتیجه آن ایجاد طوفان های مغناطیسی و سریعتر شدن چرخش دوستاره است که میلیاردها ولت برق را ایجاد می کند.این انرژی در خطوط مغناطیسی به طرف خورشید جاری می شود،که خورشید آن را مانند لنز به همه سیارات انتقال می دهد.در  سوره النجم آیه 8 و 9 آمده است:

سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد.﴿۸﴾تا آنکه فاصله او به اندازه دو کمان یا کمتر بود.﴿۹﴾ 

در آیه  ﴿۴۹﴾ آمده است:

  اینکه او است پروردگار ستاره شعری. ﴿۴۹﴾ 

حال اگر آیه ۹ که به نزدیک شدن کمان یا مدار دو ستاره اشاره می کند را بصورت کسری در کنار آیه ۴۹ که به خود ستاره شعرا اشاره می کند بگذاریم،عدد ۴۹.۹ که زمانی است که ستاره شعرا به هم می رسند بدست می آید. 

http://lightgrid.ning.com/m/group/discussion?id=4024228%3ATopic%3A82953

منبع: وبلاگ معجزات علقی قرآن /رامین فخاری

http://miraclesofthequran.persianblog.ir/

نگو قبول ندارم بگو نمی خواهم قبول کنم خلاص

ناشناس گفت...

حزب الله دیگه کیه اونموقع که تو لم داده بودی لب تیمز من جونم کف دستم بود تو میدون انقلاب. توکه با جنبش سبز بدنت کهیر میزنه واسه ما میدونداری نکن یکبار ۵۷ تریکمون زدید به سرتا پای ایران بحر خزرهنوز که هنوز قهوه ایه از اون مستر پیس تان.
بریده ای از خاطرات فروغی در هنگام کنفرانس پاریس برای حل وفصل امور جنگ اول جهانی
من و مشاور و انتظام‌الملک و عبدالحسین‌خان پسر مشاور در یک اتومبیل که متعلق به شاه است نشستیم، مسیو پرنی و رحیم‌خان آدم مشاور در اتومبیل دیگر. شوفر ما انگلیسی و از سفارت انگلیس گرفته شده، اتومبیل دیگر و شوفرش از ماژرلونبرگ است... حوالی غروب، اتومبیل ما نرسیده به کفنده قریب شش فرسخی قزوین به ‌واسطۀ نقص فنی که پیدا کرد متوقف شد. اتومبیل دیگر پیش رفته بود. ما تنها و بیچاره ماندیم.» (ص۱) هر چند اتومبیل سرانجام تعمیر شد و سفر تداوم یافت اما از همین ابتدا معلوم بود که دیپلماسی ایرانی با شوفر انگلیسی آخر و عاقبت چندان خوشی به همراه نخواهد داشت!

فروغی‌‌ همان دوران در نامه‌ای خصوصی خطاب به محمود وصال (وقارالسلطنه) به تاریخ ۱۷ دسامبر ۱۹۱۹، که سال‌ها بعد در آذرماه ۱۳۵۴ در مجلۀ یغما منتشر شد، با اشاره به قرارداد وثوق‌الدوله با دولت انگلیس نوشته بود: «ملت ایران اگر وجود داشت، اگر در ایران افکار عامه موثر بود، آیا دولت ایران جرئت می‌کرد این قرارداد اخیر را با انگلیس ببندد؟ آیا دولت انگلیس جرئت می‌کرد چنین ترتیبی را به دولت ایران تحمیل کند؟ اگر بدانید در فرنگستان و امریکا از بسته شدن این قرارداد چه محشری برپا شد. اگر می‌دیدید انگلیس‌ها در عین اینکه خود را از تنگ و تا نمی‌اندازند چقدر متزلزل و نگران بودند و هستند؛ اما چه فایده، ملت ایران که در بین نیست. ایرانی‌ها که نمی‌خواهند داخل آدم باشند، دیگران هم کاسۀ گرم‌تر از آش نمی‌توانند بشوند...»

ناشناس گفت...

حزب الله زدی به هدف همه زور زدن و موجودیت تفکر دلقکی و به قول شما ارگاسم ظرف 20 دقیقه ارضا می شود وپس از آن یک پوچی و بیهودگی که خوب بعدش چی ... امر مقدس شما مبتذل است چون ذاتش مبتذل است و به حرف تو مقدس نمی شود امر مقدس خود ساخته نیست خدا ساخته است

رامیار گفت...

باز هم یک تحلیل محتوای خیلی خوب دیگه در این وبلاگ. وای که چقدر من این تحلیل محتواها را دوست دارم. این ظرافتهایتان مثل دقت به انقلاب و نه انقلاب اسلامی و نوع کلمات شاهکارند. واقعا ممنون. البته هنوز هم بهترین تحلیل محتوایتان را آن مورد سخنرانی در جمع پلیس میدانم و اینکه در جمع پلیس که با قانون درهم آمیخته است یکبار هم کلمه قانون را استفاده نکرد و همه اش اقتدار و قدرت بود. خیلی ممنونم که مینویسید. تو رو خدا بیشتر بنویسید. باز هم بنویسید و بیشتر. تمام که میشه متن ناامید میشوم که حالا دوباره باید صبر کنیم تا مطلب بعدی منتشر بشه.
دوم اینکه میخواهم یک تقدیر جانانه کنم از این پاسختان:
"برای من وطن و خاک و ملیت و مذهب و خدا و پیغمبر و شیطان و مارکس و محمد و علی و مهدی و بوش و اوباما و محمد رضا و پوتین و اسد و خامنه ای و روحانی و هیچ و هیچ زهرماری ارزش پیشینی ندارد قبل از انسان؛ و آزادی خنده در خانه اش و قهقهه در شهرش و سکس بدلخواه متعهدش. بقیه مزخرف است"
واقعا زنده باد عشق زمینی.

رامیار گفت...

ناچارم دومین نظر را هم بنویسم با خواندن این نظرات بقیه کاربران:
همین که کاربران فکر میکنند لذت سکس در همان 20 دقیقه است و بعد چی نشان میدهد چقدر با هم فاصله داریم در درک از بدیهیات.
آزادیهای ساده انسانی تمام جامعه را میسازد. تمام آن را. اتفاقا بدبختی جامعه ما از زمانی شروع شد که این آزادیهای انسانی و عشقهای زمینی دختر همسایه را دستکم گرفتیم و رفتیم سر نجات و تعالی انسان.
عشق زمینی و آزادی فردی سازه تمام جامعه ماست. بدون این آزادی میشود خانه روی آب حتی اگه ابرانسان هم رهبر جامعه باشه. با آزادیهای فردی و عشقهای زمینی است که آجر روی آجر میسازیم و هر کس به عشقش چیزی را کشف میکنه در خودش که جامعه ای بر روی آن بنا میشود. من که لیبرال نیستم و تفکرم هم مشخص است در این وبلاگ اعتراف میکنم که عشق به دختر همسایه و آزادی عشق ورزیدن و کارهای ساده فردی اساس و پایه تمام فضایل یک جامعه و پیشرفتهای آن است. بجز آن جامعه ای عبوس دستوری و حبابی داریم.
اساس جمهوری اسلامی هم بر نفی این آزادیهای فردی است. حجاب و روابط زن و مرد اس اساسی نظام است. تعارض میان جامعه و نظام هم در همین مبارزه است. زنده باد دلقک که از روز اول به همین آزادیهای فردی تاکید کرد.

ناشناس گفت...

فقط یک سوال، حالا چرا جناب رهبر از عرش به فرش آمده که حال نخبگان بدبخت را بپرسد؟

ناشناس گفت...

مثلی هست ما خیک را ول کردیم خیک دلقک ما را ول نمیکنه.
اما حالا که مد شده هرکس پپسی برای خودش وا میکنه و کردیتی میدهد که منابع خبری از من دلقک ایده میگیرند و فلان ارگان وفلان نفر به حرف من واکنش نشان داد و مطالعات میدانی تا اندازه ای این امر را تایید میکنه .بگذارید من هم یک قمپز اینجا در کنم تا جگرتان خنک شود . هر سه ماهی که پارسال پرورش داده بودم نهنگ بلعید و اخریش را دیروز خورد نوش جانش و نوش جان ملت امپراطوری ایران از هزاره های شناسنامه دار از کار افرینان رهیده از کمونیست دانشگاه به آغوش کپیتالیزم و نخبگان ناسیونالیست توسعه گرا البته یک نخ هم از عقبه سپاه ابرهه به حاج حسین شیرین زبان دادم که آتش تهیه اش را روشن کرد .
حالا دوست داشتی منتشر کن یا نکن
حزب الله

گمگشته گفت...

سلام

"برای من وطن و خاک و ملیت و مذهب و خدا و پیغمبر و شیطان و مارکس و محمد و علی و مهدی و بوش و اوباما و محمد رضا و پوتین و اسد و خامنه ای و روحانی و هیچ و هیچ زهرماری ارزش پیشینی ندارد قبل از انسان؛ و آزادی خنده در خانه اش و قهقهه در شهرش و سکس بدلخواه متعهدش. بقیه مزخرف است و گور بگور شود و خامنه ای و ایران خواهی اش. زنده باد انسان و زنده باد عشق زمینی (هنر و موسیقی و سینما و رقص و آزادی فریاد دوستت دارم به دختر همسایه). افتاد! یا...هو"

یکی از زیباترین مطالبی که در کل عمر وبلاگ خوانده ام از دید من

ممنون که مینویسید تیمسار.

ناشناس گفت...

دلقک sex hungry بودن بد دردی هست که برخی هیچوقت التیام نمیابند. میگن برای دزصد زیادی از مردم سکس بی اهمیت میشود. نمیدانم چرا برای تو درست نمیشود ولی تو که میگی گور بابای ایران زنده باد سکس چطور بود که برای جدا نشدن اسکاتلند از بریتانیا نشستی مقاله نوشتی؟
به تو چه که دغدغه سیاسی برای فرو نپاشیدن بریتانیا داری؟ ولی گور بابای ایران!
Yahoo

ناشناس گفت...

ببین عکس های خامنه ای با پوتین عوض شده، یاد مقاله ت افتادم

http://news.gooya.com/didaniha/archives/2015/10/203366.php

ماهور

ناشناس گفت...

دلقك جان، انتظار زياد دارى كه اين دوزارى قديمى براى بسيارى ......... بيفتد. ( خالى گذاشتم كه هر كس با خلاقيت خودش پر كند ) . تاريخ پر از احمقهايى است كه فكر ميكنند چون نطفه شان به علت جبر طبيعت در يك گوشه اين كره خاكى بسته شده ، تا ابد با حس ناسيوناليستى و جغرافيايى و مذهبى اون گوشه دنيا بايد دهن بقيه رو سرويس كنند. متاسفانه ايت طرز تفكر در هر گوشه دنيا هم فراوان است
ارادت ، افشين قديم.

Dalghak.Irani گفت...

در ضمن محتمل کسانی باشند که انتظار پرداختن به انبار موشک و ازمایش موشک بالستیک با کلاهک تی ان تی! داشته باشند از نگاه سابقۀ نظامی من. اما می دانید که من تمایلی به تحلیل های نظامی ندارم و هنوز از نوشتن راجع به توانایی های نظامی جمهوری اسلامی و بدلیل تعصب ارتشیم و میهنی ام پرهیز دارم مثل همیشه. لذا این نمایش ها و آزمایش ها چون جنبۀ سیاسی و اقناع حزب اللهی دارد و اشتباهات پی در پی ای است که مرتکب می شوند اهمیتی هم ندارند و مطلقاً شلیک بخودی است و خیلی جدی نگیرید. زیرا هیچگونه تهدید نظامی بالقوۀ نزدیک هم - چه رسد به بالفعل - از خارج مرزها ایران را تهدید نمی کند. یا...هو

عصبانی گفت...

به ناشناس معجزه قرآن :

نمیخواهم وارد بحث معجزه بودن یا نبودن قرآن بشوم فقط این دست معجزاتی که شما علم میکنید بسیار مسخره و بی پایه است. مبنا قرار دادن یک واقعیت علمی و بعد استخراج یک سری عدد برای توجیه آن بسیار بی پایه است است. اما یک سوال:
اصولا چون تقویم اسلامی قمری است در قرآن هم هرجا صحبت از سال شده منظور سال قمری است چطور یک دفعه اینجا مبنا سال شمسی شد ؟ 49.9 سال شمسی تفاوت زیادی با 49.9 سال قمری دارد. حتی اگر گاه شمار عبری هم بگیرید باز 49.9 سال شمسی با عبری تطابق ندارد.

در ضمن بر این اساس وبلاگ دلقک هم معجزه دارد : شما ششمین کامنت این مطلب را گذاشته اید ساعت 23 شب و 2 ضربدر 3 میشود 6 !!

پراگماتیست گفت...

با درود بر تیمسار ایرانی و با سپاس از این تحلیل لذیذ؛

1. به نظر من ظرف چند سال آینده انقلاب اسلامی ایران به پایان می رسد. البته از زاویه دیگر می توان گفت که انقلاب شکوهمند 57 تازه متولد خواهد شد. دو خواسته اصلی جامعه از ایشان نخست پذیرش هژمونی آمریکا و غرب در سیاست بین الملل و دوم پذیرش هژمونی آمریکا و غرب در فرهنگ است. ایشان در همین مسیر حرکت می کند و تدریجا به هر دو خواسته تن خواهد داد. هیچ راه دیگری جز این وجود ندارد و نخواهد داشت. بدین وسیله مراتب قدردانی و سپاس خود را از مسیری که ایشان در این راستا انتخاب کرده اند اعلام می کنم.

2. از آنجا که مردم به این دو خواسته بی توجهی می دیدند. از ایشان دلخور بودند و وقتی کسی از کسی دلخور باشد دستاوردهایش را هرچقدر بااهمیت نادیده می گیرد. ایشان در صنایع نظامی موشکی و غیره دستاوردهای ارزشمندی داشته اند. علت این که جامعه نمی پذیرد این است که خواسته های اصلی خود را بی پاسخ دیده است.

3. محمدرضا پهلوی زحمات زیادی برای ایران کشید. دستاوردهای بسیار او در صنعت، اجتماع، فرهنگ، سیاست قابل انکار نیست. با این حال انقلابیون که خواسته های اصلی خود را نادیده می دیدند، همه این دستاوردها را یا انکار می کردند یا حتی بدتر خیانت می دانستند.

4. رهبر ایران می داند که در صورتی که به خواسته های اصلی مردم ایران توجه نکند، اگر همه آسیا را فتح کند یا مردم خواهند گفت: کم است، اروپا باید فتح می شد و یا خواهند گفت: این توطئه ایست برای نابودی ایران. هزینه های بسیار و سرسام آور این کار اگر صرف ایران می شد ما شاهد پیشرفت واقعی می بودیم.

چنین موضع گیری هایی را در هر زمینه ای شاهد هستید و خواهید بود اگر خواسته های اصلی بی پاسخ بمانند.

5. محمدرضا شاه سی و هفت سال حکومت کرد و جز یکی دو سال حکومتش با اقتدار تمام همراه بود. او زحمات بسیاری برای ایران کشید اما چون به خواست اصلی مردم توجه نکرد، سرانجام همه زحماتش را خیانت دانستند و آن شد که می دانید. رهبر معظم انقلاب هوشمندتر از آن است که در نهایت به نوعی همان اشتباه را تکرار کند. او سرانجام به خواست مردم تن خواهد داد.

در این زمینه شواهدی وجود دارد که یکی از آنها را در کامنت دیگری می گذارم.

پراگماتیست گفت...

حجت الاسلام علی سعیدی نماینده آیت الله علی خامنه ای با گفتن اینکه "حوادث تاریخ قابل تکرار هستند و باید مواظب باشیم که در دام نیفتیم" همچنین هشدار داده است که "اگر بنا باشد از رهبری «خوب اطاعت» نشود و خواص و مردم رهبر را تنها بگذارند؛ یا رهبری مانند حضرت علی منزوی می‌شود، یا مانند امام حسین کشته و یا مانند امان زمان از چشم‌ها غایب می‌شود."

این سخنان در حالی گفته می شود که گوینده اطلاع دارد حکومت از دهها نوع موشک و سلاح و دهها نوع نیروی ضد شورش برخوردار است.

ناشناس گفت...

چی میشد ما هم به جای اینهمه مرگ بر امریکا و فحش به غرب و لات بازی الکی، اندازه ترکیه از خودمون زرنگی نشون می دادیم که اینطور حال اروپا رو میگیره، یادتونه ترکیه می خواست عضو اتحادیه اروپا بشه، راهش نمیدادند و سراغ کد خدا رو می گرفت؟ چقدر تحقیرش کردند، حالا اینو ببینید


http://www.bbc.com/persian/world/2015/10/151015_u14_eu_turkey_deal

واقعا به این میگن حالگیری از غرب، نه اونیکی مثلا ما در ایران خرد باخته با حفظ عزت و بدبختی خودمان انجام دادیم که اخرش هم کارمون به ترکمنچای اتمی رسید!

ناشناس گفت...

به نظر من الان وقتشه الیت جامعه بلوغ خودشون را نشون بدند .ووارد یک دیالوگ سازنده با حکومت بشن.یک مذاکره بزرگ ملی اعم از ایرانیان خارج از کشور .نقشه راه باید این باشه ما توانایی دفاعی مجموعه حاکمیت را به رسمیت میشناسیم اما ولی این اما مهم است تو راه را برای آزادی اجتماعی اقتصادی بازکن بازی برد برد .هم تو قوی بشو و هم ما حوزه اجتماعی را غیر ایدیولوژیک میکنیم. سیاسیون آخوند شده حاکمیت را داشته باشند .آخوندهای حوزه از حاکمیت پاکسازی بشوند .دانشگاه و سپاه دو بال اصلی حاکمیت بشه. این بهترین تعادل هست و به نفع ایران .

ناشناس گفت...

خیلی مطلب خوبی بود. دلقک جان خمینی تنها کسی بود که شکوهمند آمد و شکوهمند رفت. خامنه ای هر جور که بره شکوهمند نیست حداقل مقداری ذلیلمند است.

ناشناس گفت...

دلقک تحلیلات رو باید با طلا بنویسن. مرسییییی

ناشناس گفت...

شاید در برهه ای از زمان عده زیادی خیانت می دانستند و یا موافق نبودند ولی اکنون به که می گویند خدا بيامرز. شاه یا خمینی؟

ناشناس گفت...

دلقک جان چند کامنت اول را که خواندم و عصبانیت حزب الله را دیدم بسیار لذت بردم. چون به خال زدی. اگر به یک کچل بگویید کور ناراحت نمی شود ولی اگر بگویید کچل خون جلوی چشمش را می گیرد.

ناشناس گفت...

نکته حرف های امروز جنتی هم جالب بود که دیگر از برجام حرف نزنید و برجام تمام است و ... و مخاطب این حرف ها دلواپس ها هستند که بیش از این خامنه ای را لخت نکنند.

ناشناس گفت...

من فلسفه دلقک را نفهمدیم. اگر وطن و ملت و ایران و ... مزخرف است و زندگی یعنی سکس ۲۰ دقیقه ای با دختر همسایه و قهقهه و ... پس چرا در این وبلاگ را می نویسید و جسمتان در لندن و روحتان در ایران زندگی می کند؟

رامیار گفت...

عزیزی که نوشتی فلسفه دلقک را نفهمیده‌ای. ساده بگویم. بدون همون سکس به قول تو 20 دقیقه ای (که ما آن را شالوده آزادی فردی و نماد زندگی آسوده و بدون اجبار می‌دانیم) شکل دهنده جامعه سالمی است که برای ایران میخواهیمش. بدون آن آزادیها ایران ما همیشه همین ایران بیمار و سودازده و غم آلوده است.
بنابراین نه تنها هیچ منافاتی ندارد وطن پرستی با آن آزادی فردی که از قضا بسیار هم درست فرموده اند که بدون آن آزادی فردی هیچ وطن و فلسفه و دین و نظامی ارزش فکر کردن نداره.

رامیار گفت...

بعد هم چرا متن را درست نمیخوانید؟ نوشته هیچکدام از آنها ارزش پیشینی ندارد قبل از انسان. کجا نوشته زندگی یعنی 20 دقیقه سکس؟

ناشناس گفت...

دلقک مطلبت خیلی توپ بود.روزمان را ساختی.اما من موندم این یارو که گفته ممکنه خامنه ای غیب بشه منظورش چیه؟

ناشناس گفت...

اینقدر مز خرف ننویسید.هی سکس و هی نمی دانم دختر همسایه و ... اصل این سه چیز است ازادی-نظم-قانون. هر کشوری در جهان این سه چیز را دارد.برنده هست و راهش به دهی می رسد.هر کشوری انها را نداشته باشد.ایران فعلی و در سالهای اینده؛ایران از میان رفته و غش کرده و سکته کرده در انتظار اوست.این که دیگر گفتن نداشت. اما یک نکته... قبلنا به غلط گفته می شد تا شاه کفن نشود-این وطن وطن نشود. یادتان که هست. الان باید گفت تا حوزه کفن نشود . ایران هم وطن نشود.خوش خیالی زیاد هم موقوف . باید فکری کرد. اخوند، جانور سالمی نیست.

ناشناس گفت...

دلقک تو بهترین تحلیلگری هستی که می شناسم. اما این چه اسمیه انتخاب کردی؟ یعنی مثل بهلول؟

ناشناس گفت...

منظور سکس تنها نیست. سکس با عشق همراهه.عشق و عاشقی کل عمر آدم رو دربر می گیره.

ناشناس گفت...

دلقک این گامبو چی می گه؟ فیروزآبادی: ما نگران توطئه های آمریکا در چین هستیم!!!!

ناشناس گفت...

حالا که همه جمع شدند تفسیر کنند، وحی دلقک رو (تقصیر این باباست که حرف های بالای 18 به شما میزنه شمام کپ می کنید) اونیم که سوال میکنه خودش رو احتمالا زده به نفهمی! ولی دلقک ایران "خامنه ای" برایش ارزشی ندارد، همانطور که برای خامنه ای ایران "دلقک" ارزشی ندارد، دوما مسئله فقط سکس نیست، هرچند سکس مسئله مهمی است و ما به خاطر شرم و حیای مدرن خودمان خجالت می کشیم که عنوان کنیم و واقعا هم خجالت دارد در قرنی که بشر مریخ را گرفته ما در ایران باید از این آخوندا اجازه بگیریم که شورتمان در اتاق خواب چه رنگی باید باشد؟! مسئله بسیار شبیه همین کاریست که دولت اسرائیل با جوان های فلسطین می کند برای شما چپول ها و خر مذهبی ها تا بفهمید مثال از فلسطین می زنم که بالاخره از ایران مهم تر است برای شما!


اکثر این دعوا و تحقیر ها را اسرائیل متوجه جوانان و غرور جوانی فلسطینی ها می کند تا فلسطینی ها تصور نکنند آن خراب شده ی مقدس، خانه خودشان است!

در نظر بگیرید که چه تعداد جوان ایرانی در خیابان الان مشغول یادگیری زبان خارجی و تلاش برای فرار از خانه خود هستند؟ ایران وقتی ارزش دارد که جوان ایرانی در آنجا ارزش داشته باشد، وقتی ارزش دارد که جان ایرانی ارزش داشته باشد و در کشور خودمان با ما غریبگی نشود، من نباید در خانه خودم نگران باشم که چه می خورم و چه می پوشم و چه غلطی با جوانیم دارم می کنم!

این مسئله ربطی به دین و مذهب هم ندارد، برادران خودشان بهتر می دانند تا الان حزب الله زرد رنگ لبنان جرات نکرده به جوانان لبنانی درس اخلاق و تقدس مبتذل به قول دلقک بدهد!
ولی این سیاه جامگان ایران، دستشان را از شورت مردم بعد 37 سال هنوز در نیاوردند.
خنده داره که این ها که کل فلسفه ی وجودیشان با محللی گره خورده و تنها چیزی که از دین خدا یاد گرفته اند نوشتن کتاب قوانین اروتیک حول محور عورت انسان است! بعد آمدند اینجا می گویند سکس و اورگاسم چه اهمیتی دارد :) بروید از آخوند محلتان بپرسید چه اهمیتی دارد، به شما نشان می دهد.

ناشناس گفت...

مازیار وطن‌پرست
آمدم دو کلمه حرف راجع به موضوع روز (دختر همسایه، سکس در فلان دقیقه و غیره) بزنم که دیدم ناشناس ۲۴ مهر ساعت ۲۱:۵۴ (آخه چرا یه اسم الکی برای خودتون نمی‌ذارید؟ اصلا هر دفعه عوضش کنید) حجت رو تمام کرده و خیلی بهتر از اونی که من فکرش رو بکنم مطلب رو شکافته. اما مشکل سر نوشتهٔ دلقک و ارزش یا بی‌ارزشی سکس و ... نیست. مشکل اونیه که -فکر کنم- رامیار هم اشاره کرد: کسی که خودش رو بخواب زده رو نمی‌شه بیدار کرد.

اون جناب yahoo عجیب بند رو آب داد. همیشه موضع اولترا آوانگارد داشت ایندفعه موضع ماقبل متحجر. بنا رو بر حسن نیت می گذارم و می‌گم ایشون مواضعش همونیه که همیشه می‌گفته بنابراین خواهش می‌کنم برای رسیدن به هدف (در اینجا: کوبیدن دلقک) به هر وسیله‌ای متشبث نشید. بی‌پرنسیب بودن از متحجر بودن هم خطرناکتره.

Dalghak.Irani گفت...

رنانی: با حضور زنان در جامعه به توسعه می‌رسیم
شرق: «زمانی می‌توانیم ادعا کنیم ایران در مسیر توسعه قرار گرفته که زنان را از پستوخانه‌های منازل به بیرون بکشانیم و تمایل و عادت رفت‌و‌آمد بین خانه و گشت‌وگذار در بازار را به عادت به رفت‌وآمد در مسیر منزل به کتابخانه و منزل به نهادهای مدنی تبدیل کنیم». این بخشی از سخنرانی محسن رنانی است که در آیین افتتاحیه دفتر جمعیت زنان مسلمان نواندیش (شاخه اصفهان) به زبان آورد. او شش‌ماهی می‌شود كه هیچ دعوتی را برای سخنرانی نپذیرفته است، چیزی که خود او هم در ابتدای سخنانش به آن اشاره می‌کند بی‌آنکه از دلیل یا دلایل خاصی نام ببرد. بااین‌حال، این یکی را پذیرفته است. خودش می‌گوید: «از آنجا که معتقدم تا تحولی در مناسبات و نقش اجتماعی زنان ما رخ ندهد هیچ تحولی در توسعه یافتگی جامعه رخ نخواهد داد، در نشست‌ها و برنامه‌هایی که به‌نوعی کمک به توانمندسازی و اجتماعی‌شدن زنان است مشارکت کرده‌ام. پذیرش دعوت برای شرکت در مراسم افتتاحیه دفتر جمعیت زنان نواندیش نیز از همین روی بوده است».

چون مربوط بهمان سکس مورد نظر و تبلیغی من است. لیدش مصاحبه اش را گذاشتم خود سخنانش را در روزنامۀ شرق شنبه 25 مهر بخوانید. یا...هو

ناشناس گفت...

من و همسرم برای PhD آمدیم کانادا و تا فارق التحصیلی ۱۰۰،۰۰۰ دلار پول جمع کردیم، فقط با حقوق دانشجویی .حالا اگر توی ایران مونده بودیم در حال گدایی بودیم.

ناشناس گفت...

جنتی
«برجام قدم اولی بود که برداشتند و موفقیت‌هایی هم پیدا کردند سپس سراغ بقیه موارد خواهند آمد که اگر به اینها رو بدهیم و دولت و ملت مقاومت نداشته باشند، فردا می‌گویند اسرائیل را به رسمیت بشناسید ، حقوق زن و مرد را مساوی کنید، حکم قصاص را بردارید، ازدواج همجنس‌بازان را تأیید کنید و ارتباط خود را با حزب‌الله ، سوریه و عراق قطع کنید.»

ناشناس گفت...

آنقدر تحليل استخوان داري بود که ارزش دو بار خواندن را داشت. البته اگر تعريف از خود نباشد بايد بگويم که قسمت شماره 4 را قبل از خواندن حدس ميزدم!
در مورد آقاي خامنه اي ميخواستم اين نکته جالب را بازگو کنم که ايشان تا کنون از لغت "برجام" استفاده نکرده است و من نميدانم کدام آدم رندي جرأت کرد براي اولين بار اين ترکيب را بسازد! اگر يک بار ديگر به اين لغت نگاهي بياندازيم متوجه ميشويم که چه حرفهاي ناگفته اي در آن نهفته است!!!

ارادتمند هميشگي هر چند Friend Request ما در فيسبوک Apply نشد و ما همچنان ناشناس مانديم!

فاميل دور

ناشناس گفت...

تا اونجا که یادمه رهبر خودش طرفدار ایده مهاجرت نخبگان با اسم رمز "فرار ضد انقلاب ها" بود، حالا چی شده که نظرش عوض شد؟

Dalghak.Irani گفت...

ضمن سپاس از دوستانی که بدرستی منظور من از بکار بردن واژۀ "سکس" را تبیین کردند و آن نبود و نیست غیر از اینکه می خواستم با استفاده از کلمۀ "سکس" کلیۀ زیبایی ها و لطافت ها و مهربانی ها و صداقت ها (در قالب عریان بودن فکری و جسمی) و هنرها و سرگرمی ها و با هم بودن ها و تولید انرژی های مثبت و متفق و متحد بودن ها و در یک کلام زندگی شاد و با نشاط را بیاد شما بیاورم و نقطۀ معیوب اصلی را که زن ستیزی روحانیت مرتجع است نشان بدهم؛ دو منظور شکلی هم داشتم و دارم در استفاده از کلمات نا متعارف در عرف گویش جدی ایرانیان. یکی از این دو عبارت از این است که واژۀ نازنین "سکس" تنها و تنها و تنها واژۀ مثبت باقی مانده در فرهنگ جهانی و انسانی است که آخوندها نتوانسته اند با تلفظ و استفادۀ معکوس از آن آن را دستمالی و به ضد خود تبدیل کنند. در حالیکه همۀ واژه ها و مفاهیم مثبت و سود آور را از مهرورزی و عشق گرفته تا اپیستمولوژی و سانتریفیوژ و همه و همۀ واژه های علمی و فنی و دنیوی و اخروی و مادی و معنوی را تصرف عدوانی کرده و به اضداد خود تبدیل و از معنا و مفهوم اصلی تهی کرده اند. لذا امروزه حرف زدن با واژه های متعارف خیلی سخت است و مخاطب نمی تواند بدرستی با کلمه و جمله و از منظر مفهوم اصلی ارتباط بگیرد. در حالیکه "سکس" بسادگی و بدون پیچ و خم های زبان مشترک بین مدرنیته و سنت مخاطب را بلافاصله وصل می کند به لذت و شادی و جنبه های خوش آیند زندگی. مورد دومی هم که از نظر شکلی منظور داشتم از استفاده از واژۀ "سکس" تیز کردن گوش خوانندگانی بود که هم به این واژه ها کشیده می شوند برای مطالعه و کشف لذت پنهان و هم کمک کنم به عادی تر کردن راز مگوی حیایی! در بین مذهبی ها و کسانی که بیشترین مخالفت علنی و در عین حال بیشترین کشش و اشتیاق پنهانی به اینجور ادبیات لخت دارند. و در حالیکه رگ گردنشان در برابر من جهیده پرخون صفحات بازکرده شان در اینترنت نیمی سایت های پورنوست. و در پایان یادتان بیاورم مجدداً آخوند شیعه - من بقیه را مطمئن نیستم - قدرتش بر روی کنترل شونبول فرنود و مهبل زینب بنا شده و تا این اسلحۀ ناموسی مخوف از اختیارش خارج نشود او قدرتش را از دست نمی دهد و جامعه سعادتش را بدست نمی آورد. اما تا دین هست و مذهب هست و - اگر ابدی نباشد تا قرن هایی چند هنوز هست - آخوند هست این اسلحۀ ناموس پرستی - بمعنای سروری مردان بزنان و نه بمعنای تعهد به قرار و ازدواج - هم کم و بیش خواهد بود. پس تنها راه باقیمانده ترساندن آخوندها از راه "آوردن هیجان عمومی به کوچه و خیابان است" و راندن مجدد آنان بمسجد و محراب. و این راه با تمرد های مدنی از رعایت حجاب اجباری و تبعیت از پوشش و گویش رسمی و مشارکت داوطلبانه در شوهای غیر مذهبی حکومت - شوهای مذهبی غیر قابل جلوگیری است و مشارکت در آن با رویکردهای مدرن نوعی تولید همان هیجان عمومی در خیابان است و خوب هم است -و همکاری های غیر اجباری و اختیاری با برنامه ها و طراحی های مدرن ضد مرنیته - مثل خندوانه - است و نباید انجام بگیرد. در عوض موسیقی زیر زمینی و هنرهای مختلف در خارج از کنترل نظارتی و سانسوری حکومت و ... برای تولید شادی و انرژی بهترین فعالیت های رهایی بخش است.یا...هو

ناشناس گفت...

دوست عزیزی که گفتی سالها در قرآن سال قمری است شما از کجا می دانی منظور از آیات مورد اشاره سال قمری است آیا خداوندی که آفریننده سال و ماه است فرق سال قمری و شمسی و غیر آن را نمی داند؟ لب مطلب رو ول کردی و چسبیدی به ظاهر که خودت رو گول بزنی

عصبانی گفت...

به ناشناس معجزه قرآنی:

شما هم اگر قران را مطالعه کنید متوجه میشوید منظور از سال در قرآن سال قمری است :

سوره یونس آیه 5 : اوست کسی که خورشید را روشنایی بخشید و ماه را تابان کرد تا شماره سالها و حساب را بدانید.
آنچیزی هم که اینجا برای شماره سالها مشخص شده ماه است نه خورشید چون از واژه قَدَّرَهُ استفاده شده مفعول به اینجا هُ است که مفرد مذکر است شمس مونث است و قمر مذکر و اگر خورشید هم وسیله سنجش سال بود از مثنی استفاده میشد یعنی قدرهما.

البته اگر داستان کهف را هم در قرآن مطالعه کنید مدت خواب آنها 309 سال ذکر شده و در تورات 300 سال باز هم میبینید که منظور سال قمری است چون 309 سال قمری برابر با 300 سال عبری میشود.

خلاصه کلام اون 49.9 و معجزه ای که گفتید با عرض پوزش چرت است.

با عرض پوزش از بقیه بابت بحث خارج از موضوع

ناشناس گفت...

با جوابی که آقای عصبانی دادند در صورت درست بودن، چون من در این زمینه اطلاعاتی ندارم، به جای به ناشناس معجزه قرآنی ........... خیلی جالب بود ممنون

ناشناس گفت...

کلیه تئوری های معجزات ریاضی در قرآن بی اساس و پایه هستند که اغلب اشتباه هستند و واقعیت ندارند. پاره ای از این به اصطلاح معجزات در واقع معجزه نیستند و کاملاْ محتمل در ریاضیات هستند. یک قضیه جالب ولی آموزنده در ریاضیات وجود دارد که در اعداد کوچک، احتمال مرتبط بودن کمیت های نا مربوط به صورت عجیبی بالا است. می توانید به صورت خلاصه در اینجا بخوانید:
https://en.wikipedia.org/wiki/Strong_Law_of_Small_Numbers
اولین کسانی که در ایران از این دست معجزات ریاضی را مبنای ایمان خود قرار دادند مهدی بازرگان و بعدها ملی مذهبی ها بودند. هنوز در میان قشر جوان تحصیل کرده اغلب دکتر و مهندس، پایه قبلی ایمان آنها بر مبنای همین ریاضیات است که گویی قضیه خاص و اعجاز عجیبی در قرآن نهفته است برای اهل ریاضیات. در حالی که اصلاْ این طور نیست.

ناشناس گفت...

عصبانی 19:05

خیلی موثر پاسخ دادید، بی آن که موضوع را شخصی کنید - دانسته شما تحسین برانگیزست. مایل بودم مورد را از زاویه دیگری نیز باز کنم. آن فاصله 49 و خورده ای (یا هر چه بود، گوییم ایکس) نمی تواند عددی ابدی و ازلی باشد، مگر آن که فرضیه انبساط جهان هستی را بخواهیم نادیده گرفته و یا بگوییم هر بار که کتاب های مقدس را باز می کنیم آمار و ارقام شان تغییر می کند.

ناشناس گفت...

". . . در ریاضیات وجود دارد که در اعداد کوچک، احتمال مرتبط بودن کمیت های نا مربوط به صورت عجیبی بالا است. می توانید به صورت خلاصه در اینجا بخوانید:"

49 یک عدد کوچک ست و با احتمال بالا در مجموعه های(سِت ها) گونه گون پدیدار می شود و این دال بر آن نیست که لزوما آن محموعه ها مرتبط بنابراین قضیه ای که شما بدان اشاره کردید در ریاضییات. اما برای این که منصفانه برخورد کرده باشیم عدد مورد نظر بود 49.9 و این احتمال تکرار را میلیون ها بل میلیارد ها برابر کمتر می کند بسته به کمییت (شماره یا population) مجموعه های به کار گرفته شده. نتیجه این که فرضییه اعداد کوچک در این جا اطلاق نمی کند. ارادتمند، با در نظر گرفتن انبساط دائمی جهان هستی با نظر کتابی موافق نیستم، ولی نظریه اعداد کوچک شما در این مورد نافذ نمی باشد.

ناشناس گفت...

چه نوشته هجو و احمقانه ای واقعا چه جوری شما علوم روز را به استمنا و مهبل پیوند زدی گوزن و شقایق یعنی همین.عجب روزگار بدی را میگذرونه وب فارسی .هر بزمجه ای جرات میکنه نظر بده . مردک بی ریشه تو اصلا میدونی علم چیه .با مدرک سیکل زمان شاهت اومدی برای نخبگان شرور تحویل میدی .چرا به اینجا رسیدیم که هر کله پوکی به خودش جرات بده با سکس به ملیت ما بزنه.و یک مشت نفهم هم مثل بز اخفش تایید کنند که سکس بهتر است از ملی خواهی .الاغهایی که نفهنیدند مدرنیزم چیست و پدر سکولاریزم را در اوردید بهتر است بدانید این ملک و میهن با آب نیامده که با آب رود .ملک نادر و حسن صباح هیچوقت به تاراج خزان بی هویتی مباد

عصبانی گفت...

به ناشناس بزمجه :

جواب من فقط برای بخشی که گفتید "مردک بی ریشه تو اصلا میدونی علم چیه .با مدرک سیکل زمان شاهت اومدی برای نخبگان شرور تحویل میدی ."

برای تغییر درجه از سرهنگی به سرتیپی طی دوره دافوس الزامی است. دانشکده دافوس هم 1314 زمان رضاشاه تاسیس شده است.
مدرک دافوس معادل کارشناسی ارشد است.
پس لطفا قبل از بکار بردن کلمات در مورد معنی آنها دقت کنید.
البته مدرک نشانه علم نیست اما این مردک - به قول شما - حداقل مدرکش فوق لیسانس است. لطفا قبل از چرت و پرت گفتند کلمات را کمی مزه مزه کنید.

ناشناس گفت...

این به قول یک دوستی همان روش تبلیغ معکوس است. یعنی دفاع بد از صد حمله بدتر است این وبلاگ با دفاع بد از تحول خواهان و خواسته هاشان میخواهد به آنها حمله کند.
هم چنان است نظر دلقک در مور رادیکال شدن جنبش سبز و نسبت دادنش به مجاهدین!
خوب بگو منظورت از رادیکال شدن جیست؟ کسی اسلحه دست گرفت؟ میخواهد مطالبات ما را که حکومت قانون و شفافیت و جدایی دین از سیاست است به تحزیه طلبی و سکس تنزل دهد.
Yahoo

ناشناس گفت...

یا هو جلوی دلقک اسم جنبش سبز را نیار ایشون به سبزی آلرژی دارند .

ناشناس گفت...

برای معجزه قرآنی چند تا سوال به ذهنم رسید.

۱- چطور شماره ۴۹ عدد کامل است ولی‌ آیه ۹ اعشاری؟ آیا قانون خاصی‌ برای اعشار بودن هست؟

۲- چرا آیه ۸ در نظر گرفته نشده؟ چون میشد ۴۹.۸

۳- اگر محاسبت دوباره انجام شود و نشان دهد که عدد صحیح ۴۹.۸ سال است آیا توجیه معجزه شما تصحیح خواهد شد؟

۴- چرا نمی‌توان گفت ۹*۸=۷۲ و با ۴۹ میشود ۴۹.۷۲ که محاسبات بعدی درستی‌ این عدد را نشان خواهد داد؟

۵- آیا هنگامی که آیات به پیغمبر نازل می‌شده است با شماره نازل می‌شده است یا اینکه این شمارات در قرون بعد به آیات قرآن اضافه شده است؟

از این نمد بسیار می‌توان ساخت فقط هنوز مانده‌ام چگونه شماره آیات به اعشار گرفته میشوند؟

یک شکاک

Dalghak.Irani گفت...

عصبانی عزیز. خیلی ممنون از پاسختان به بزمجه. اما من فقط کامنت ایشان را از این جهت تأیید کردم که دوستان متوجه بشوند که حرفم در مورد زن ستیزی اخوند ها و تحجرشان چون حمله به ایدئولوژی است مؤثر است و واکنش هایی مثل بزمجه را به صحنه می آورد. چون نامبرده قطعاً با اگاهی از سنگینی حمله ام کامنت داده و می تواند نمایندگی کند از حسین شریعتمداری و یا پیام فضلی نژاد و یا یکی از گماشتگان و مأموران آن تفکر. بدلایل زیر:

کامنت ایشان حاکی از این است که او برای اولین بار آمده اینجا و کمترین شناختی از من و ما وبلاگ من نداشته است. چون رسم نیست که کسی در اولین ملاقاتش با یک وبلاگ قدیمی بلافاصله کامنت بدهد و او و نوشته اش را تأیید یا تخطئه بکند.

2- وبلاگ من جایی لینک نیست که اتفاقی آمده باشد و حتی خسن آقا هم مدتی است مرا از وبلاگ گردانش حذف کرده و لینک هم هنوز به بلاترین نرفته بود. پس ایشان با آدرس و منظور آمده است که همین کامنت را بگذارد برای منحرف کردن اذهان از متن اصلی که ضعف و استیصال خامنه ایست.

3- زیرا اولاً من هیچ کجا سکس را وطن پرستی و ایران دوستی ارجحیت نداده ام و اگر سوء فهمی هم اتفاق افتاده بود به اندازۀ کافی کامنت توضیحی در بالای کامنت او وجود داشته که اشتباهش را تصحیح کند.

4- من مشخصاً در کامنت آخرم شونبول فرنود و مهبل زینب را تنها منفذ های شبیخون فرهنگی از دید آخوندها معرفی کرده ام و ربطی به ایران و سیاست نداشته. - البته از نظر فیزیکی هم تنها سوراخ های نفوذ در انسان همان سوراخ های طبیعی هستند! -

5- بنابراین بزمجه یا میهندوست نمایی اش را از ناموس ملی خامنه ای گرفته است و یا پاسداران ایدئولوژی مثل ایران دوستی احمدی نژاد.

6- آن گزاره های نادر و ایران و هویت و سبز و این قبیل نشخوارها هم برای موجه کردن خودش و بی اعتبار کردن کل صورت مسئله است. چنانکه افتد و دانی.

7- البته یک درصد اگر هیچکدام این ها نباشد و ایشان فقط آدم ابلهی باشد که احساساتش را بیان کرده است؛ شک ندارم که جزو سبزهای شنبه است. سبزهای شنبه سبزهایی هستند که نه رأی دادند در 88 و نه تظاهرات بودند و نه باتون خوردند و نه هزینه دادند و در عوضش در خارج جنبش موسوی را مصادره کردند و یا از آن تابلویی ساختند برای پناهندگی بخارج و اینک پشیمان و سرخورده و پادرهوا مانده اند. یا...هو

ناشناس گفت...

کریمی قدوسی گفته «برجام با هیچ یک از اصول مندرج در اسلام، قانون اساسی و آرمان‌های انقلاب مطابقت ندارد.»

ناشناس گفت...

نشریه خط حزب الله سایت رهبری: تحصن جلوی مجلس کار ناشایستی بود.
کامنتهای مطلب: عده ای در بیت رهبری نفوذ کرده اند!

ناشناس گفت...

یه حرفی رو دوست داشتم بهتون بزنم. قبلش این که من یه دانشجو ام که مثل خیلی ها درست بعد از قضایای سال هشتاد و هشت اومدم خارج (کره جنوبی).

خیلی پوست کنده بگم، من در عین این که خیلی از شما خوشم میاد اما گاهی هم ازتون بیزار می شم. دلیل هر دوش یک چیزه اونم این که اکثر پیش بینی هاتون درسته. یه وقتایی روزای تاریکی می رسن و مدام پیش بینی های ناامید کننده... اونوقت هاست که از سر زدن همیشگی به سیرک دست بر می دارم و ازتون بیزاز می شم. نه این که از شما بدم بیاد اما تحملش رو ندارم. ما فقط به جبر روزگار صاف به دنیا اومدیم تو یکی از عجیب ترین کشورای دنیا... اما خوب این روزا خیلی بهترن. اخبار رو که می خونم مدام یاد تحلیل های شما میفتم. راستی عجب اوضاع بامزه ای شده. خامنه ای بدبخت مونده چه جوری هم توافق رو نگه داره هم نگه من بودم. بیانه ی بیت در مورد حضور حجازی برای جلسه تصویب برجام خیلی بامزه ست، لقمه رو دور سر خواننده اونقدر چرخونده که نفهمه مخلص کلام اینه که آره حضرت آقا گفتن تصویب کنید تمام. حالا لاریجانی هم اومده گفته برجام کار رهبری بود، یه بزن بزن در راهه. سیرک این جوری خوبه

ماهور

مازیار وطن‌پرست گفت...

"عده‌ای در بیت رهبری نفوذ کرده‌اند"
این جمله‌ای کلیدی و اس و اساس نگاه ایدئولوژیک به سیاست از این منظر است. رجوع شود به انقلاب فرهنگی مائو در چین.

ناشناس گفت...

مجلس از دست رقیبت شریعتمداری خیلی شاکی بود، نمیدونم ایت الله هم از دست افتضاح مجلس عصبی بوده یا نه شریعتمداری خودش عصبانی بود.

ناشناس گفت...

نظر دکتر رنانی واقعا درسته، آدم میتونه مطمئن باشه از نشانه های صد در صد پیشرفت ایران به سمت عقلانیت، پیشرفت بانوان در عرصه اجتماعی و خصوصا اقتصادی هست، چون ما به نیروی کار پر انرژی برای فرار از بحران اقتصادی هم نیاز داریم، فقط اعتبار و بستن قرارداد با خارج کافی نیست.

ناشناس گفت...

خوب انگار هیچکس حاضر نیست مسئولیت نوشیدن جام زهر را به عهده بگیره، لاریجانی گفته رهبر بوده و رهبر گفته به عهده مجلس خودشون مختارند!

Salamati گفت...

شکاک عزیز، چیزی بنام نازل شدن قرآن نداریم. شعر‌های عربی‌ گفته محمد، حاصل سال‌ها کار بازرگانی و دیدار از ایران و روم است. و از نظر ادبی‌ کار پر ارزشی است اما گفتار خدا نیست. پاینده باشید و همیشه شکاک

مازیار وطن‌پرست گفت...

عجبم آمد از آقای فرخ نگهدار و مقاله‌اش در روزآنلاین:
http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/-99b9b9e7d0.html

از مقاله عجیب‌تر، تعریضی بود که در فیس‌بوک بر همین مقاله نگاشته‌بود:
"از پائیز ۸۹ به این سو، به دنبال ارسال نامه ای سرگشاده به آقای خامنه ای، کوشیده ام مولفه های تازه ای را در طراحی راهبردهای سیاسی معرفی و سودمندی و ثمرمندی تکیه بر آنها را به محک تجربه و روندهای واقعی سیاسی مدلل سازم. مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری ۹۲ نخستین تجربه استراتژیک - و اکنون مبارزات میان معماران برجام و مخالفان آن - دومین تجربه استراتژیک بسیار مهم برای همه فعالان و نخبگان سیاسی است. در مقاله ای که امشب در روزآنلاین انتشار داده ام کوشیده ام نشان دهم که با کدام دلایل مولفه های معرفی شده از سال ۸۹ تا امروز واقعا و در عمل کارآیی دارد و تحول ساز است."

دلقک جان، این رفیق سابق چه می‌فرماید با نثری اینقدر نثر ساده و محتوایی اینهمه پیچیده؟
یعنی رهبری عالما، عامدا و به دلایل فنی/توصیه‌ای از دخول در دعواهای سیاسی داخلی دست برداشته و نه از سر اضطرار تحریم‌ها؟ چقدر موافقی؟ یا به عبارت بهتر نظرت چیست؟