ه‍.ش. ۱۳۹۳ تیر ۱۴, شنبه

حاج قاسم مشفقانه می گویم: بچه هایت را بپای جنگ مذهبی نوری مالکی قربانی نکن!


1- بشار اسد یک بعثی است. چه به خانواده و دودمانی که در آن زاده و رشد یافته است، چه به میراث سیاسی بعث شاخۀ سوری که از پدرش حافظ اسد به ارث برده است و چه به اعتبار الیگارشی بسیار منضبط و منسجم و بی رحمی که حزب بعث پایه گذار آن در دو کشور سوریه و عراق بوده است در نیم قرن اخیر. و حزب بعث اگر چه ممکن است در محتوا نعل بالنعل چونان احزاب مارکسیستی بلوک شرق سابق محکم نبوده در سوسیالیسم کاغذی؛ اما از جنبۀ شکلی چیزی کم از احزاب مارکسیستی همدوره و الگویش نداشته است. چه بسبب وفاداری اعضا و چه در بخش انضباط آهنین و بی رحم و متراکم حزبی. این حزب که بن مایۀ ایدئولوژیش مارکسیسم آن روزها - روزهای تشکیل - بوده است اگر بهمان نسبت مارکسیست ها ضد دین و مذهب نبوده باشد در عوض کمترین موافقتی هم با دین و مذهب نداشته است. بنابراین نتیجه می گیرم که بشار اسد دارای یک تشکیلات جهنمی و منضبط نزدیک به توتالیتاریسم روسی بوده و است، که بدلیل مشخصات پیش گفته بسیار سخت جان و غیر قابل فروپاشی ساده هم بوده و است.

2- و بهمین خاطر هم است - دلیل اصلی - بشار اسد توانست با تکیه بر چنین ساختار جهنمی و محکمی چنین طولانی مقاومت کند و رژیمش را از فروپاشی انضباطی و سازمانی نجات بدهد. قاسم سلیمانی که در قالب فرمانده سپاه قدس به یاری سوریه رفت فقط به این دلیل موفق به راه اندازی بسیج سوری و هسته های مقاومت مردمی از سویی و کامیابی در اجرای عملیات نظامی شد که فونداسیون لازم و کافی در بهترین سازماندهای ممکن از سوی میراث حزب بعث در سوریه موجود و عملیاتی بود. تا جائیکه حتی بسیج سوری را هم توانست بر روی مهمات باقی مانده از میلیشای حزب بعث سوار و بسرعت عملیاتی کند. بعبارت دیگر ایران و سلیمانی برای کمک به اسد مشکلات ساختاری و سازماندهی قالب ها را نداشتند و بمحض ورود به خاک سوریه خودشان را در قالب های باقی مانده - اما کهنه شده - از حزب بعث سوریه جایگزین و نوسازی کردند. و متکی بر انضباط سکولار حکومت بشدت متمرکز سوریه موفق به انجام مأموریت شدند. حتی اگر قدرت و انضباط و یکپارچکی حرفه ای ارتش اسد و نیروی هوایی قدرتمندش را حساب نکنیم که حسابی بود و است.

3- حالا وضع بالا را مقایسه کنید با عراق نوری مالکی که نه تنها هیچکدام از عناصر برندۀ فوق را ندارد بلکه شخص خودش هم یک مذهبی سکولار شیعه و تابع هژمون منطقه ای جمهوری اسلامی خامنه ایست. و نه تنها آن فونداسیون بعث سوری را بعنوان قالب کار ندارد بلکه حتی بقایای سازمانی همان فونداسیون را هم در مقابله با خود دارد در همراهی نیروهای بعث و نظامیان صدام با گروه های جهادی اسلام رادیکال. بعبارت دیگر حرب بعث عراق که تا فروپاشی شوروی ایمان و وفاداری اعضایش را از فریبکاری علمی و دنیوی ایدئولوژی مارکسیسم استحصال می کرد اینک همان استحکام را با وحشت انگیزی و بی رحمی و خونریزی بیشتری گذاشته به دوش ایمان اخروی و اسلام جهادی توده های احمق.  لذا بدیهی است که هرگونه دخالت سپاه قدس بقصد کمک به نوری مالکی در الگوی موفق همراهی با اسد یک اشتباه محاسبۀ مرگبار برای ایران است. که در کوتاه مدت بنفع تضعیف جمهوری اسلامی خامنه ای و در بلند مدت بضرر هژمون قدرت منطقه ای و "طبیعی - تاریخی" ایران سکولار خواهد انجامید. و هر چند من از آثار بلند مدت این بازی خطرناک بیمناکم برای ایران؛ اما اینقدر از خسران غیرقابل جبران ادامۀ حکومت مذهب شرعی در ایران مطمئنم که خوشحالی بکنم از پی آمد کوتاه مدت آن که تضعیف شدید حکومت اسلامی فعلی است.

4- آنچه که تیترش را گفتم و مجالی برای نکته به نکته و نقطه به نقطه گفتنش نیست و لازم هم نیست؛ نگاه از درون به دخالت ایران در عراق و اوضاع مالکی بود. اما یک وجه پررنگ تر قضیه نگاه متفاوت غرب و اعراب است به بشار اسد و نوری مالکی و حکومت های تحت رهبریشان. واقعیت قطعی این است که مشکل هم غرب و هم اعراب با بشار اسد کمترین ربطی بخود اسد و عملکردش ندارد و مربوط است به مشکل هم غرب و هم اعراب - اسرائیل را در قالب غرب بخوانید همیشه - با حکومت مذهبی ایران و خامنه ای. درست است که در بادی امر که نهضت بهار عربی راه افتاد و سوریه را هم بی نصیب نگذاشت در شورش های محدود در بخش هایی از کشور سوریه چون درعا و حمص و ... غرب - و نه اعراب - و از غرب هم بویژه امریکا و در امریکا هم بویزه دموکرات ها و در بین دموکرات ها هم بویژه اوباما نیم نگاهی به خوش آمد به دموکراسی و حقوق بشر داشتند و گمان می کردند که جنبش های راه افتاده بسوی دموکراسی خواهند رفت و استقبال گرم و سردی هم می کردند؛ اما بمحض اینکه ماجرای لیبی پیش آمد و بعد هم حکومت های جایگزین در بهار عربی بسمت اسلام سیاسی منحرف شدند و نهایتاً ماجراهای مصر رقم خورد؛ دیگر هیچکس نه در بین حامیان این جنبش ها در غرب و چه در بین روشنفکران عرب و لیبرال در کشورهای انقلابی و سایر کشورهای عربی منطقه رغبتی به تغییر حکومت ها نداشتند و ندارند و بشار اسد نیز شامل همین بی رغبتی است برای عوض کردنش. چون بشار اسد کمترین مشکلی برای هیچ دولتی اعم از غربی یا عربی ندارد. چون او شخصاً یک سکولار تا حد ضد مذهب است؛ و در مدت سیاستمداریش در رأس حکومت سوریه کمترین مشکلی برای غرب و اعراب تولید نکرده و نمی کند. مشکل اسد در حال حاضر فقط و فقط رفاقت با ایران خامنه ایست و لاغیر. و اگر اسد پشت یا روی پرده دهانش را از شیر نفت خامنه ای بردارد هم غرب و هم اعراب به بقایش کمک هم خواهند کرد. با این تأکید مجدد که نه غرب و نه اعراب کمترین مشکلی با شخص بشار اسد و طرز فکر سکولار او اولاً و با ساختار سیاسی او در سوریه ثانیاً ندارند.

5- اما نوری مالکی و عراق درست در نقطۀ مقابل سوریه هستند از نگاه غرب و اعراب. به این معنا که غرب کمتر و اعراب بیشتر هم با شخص نوری مالکی بعنوان سیاستمداری مذهبی مشکل دارند و هم با ساختار سیاسی عراق که در حال تبدیل شدن به مردم سالاری دینی خامنه ایست. بعبارت روشنتر اگر در سوریه مشکل تحت هژمون سیاسی خامنه ای بودن اسد را دارند و مصرند که اسد از جمهوری اسلامی خامنه ای برائت بجوید؛ در عراق اما مشکل تحت هژمون فکری و ایدئولوژی خامنه ای بودن را دارند که با برائت جستن و این شوخی ها قابل درمان نیست. بعبارتی بازهم دقیقتر: "اگر مشکل سوریه رفاقت با خامنه ای اسد است؛ مشکل عراق خود خامنه ای حاکم بودن مشکل اصلی است. سوریه اگر یک کشور دومی است در اتحاد سیاسی با ایران؛ عراق اما کشور تابعی است در جزیی از قلمرو حاکمیت شیعۀ خامنه ای. اعراب در پیشانی خط حمله به غرب بعنوان دروازه بان حکومت های متعارف در دنیا فشار می آورند - البته خود غرب هم بهمین نتیجه رسیده است. با احتیاط در بارۀ اوباما که من تشخیص نمی دهم بلاتکلیف بودنش را و چکار خواهد کردش را - که عراق بعنوان جزیی از بلوک عرب باید حکومتی مستقل از هژمون مذهبی - اکثریت یا اقلیت - داشته باشد و نباید حیاط خلوت خامنه ای بماند در دست سیاستمدارانی که همه تبعیدیان دست پروردۀ احزاب ایدئولوژیک حزب الدعوه یا مجلس اعلای انقلاب عراق رشد یافته در قم و نجف هستند. 

6- بنابراین چنین بنظرم می رسد که حاکمان تهران حماقت کرده اند که دخالت های نظامی چه هوایی در قالب فرستادن هواپیما و خلبان و چه زمینی در قالب اعزام گردان های سپاه قدس به عراق و چه حتی مشاوره های سازمانده پشت صحنۀ اغتشاشات فرقه ای - مذهبی عراق انجام داده اند و بدتر از آن اخبار متواتر و متراکم این فعل و انفعالات را تکذیب نکرده اند. زیرا اگر همۀ دولت های دنیا هم در عراق به یکی از طرفین کمک کنند به اندازۀ کمترین کمک ایران بعراق مسئله ساز و جنگ افروز نخواهد بود و شد.  چون همۀ دولت ها بغیر از جمهوری اسلامی ایران حکومت های متعارف و سکولار هستند - حتی عربستان - و اتهام ایدئولوژیک بودن و هواداری از مذهب خاص به آنان نمی چسبد و راحت نیست. در حالیکه ایران حتی اگر کمک تسلیحاتی و غیر سیاسی بی طرفی هم بکند برای حل مناقشه؛ متهم به جنگ مذهبی خواهد شد در هواداری از ایدئولوژی شیعۀ خودش و قابل انکار هم نخواهد بود. در نتیجه هرچقدر نیروی نظامی ایران در سرکوب شورشیان مذاهب دیگر - یا حتی فقط تحت این عنوان باشند - موفق بشود بیشتر از آنچه را که خاموش و سرکوب کرده، شعله های آتش و جنگ را در سایر نقاط عراق و منطقه گسترش و عمق خواهد داد. لذا تنها و تنها چارۀ جمهوری اسلامی در کمک به حل مشکل عراق دو چیز است: الف- از شدت رفتار ایدئولژیک - متحجر - در داخل کشور و تبلیغ آن در خارج بکاهد و ب- از ایدۀ ویرانگر تقسیم قدرت سیاسی با تکیه بر هر گونه مذهب و نژاد و دیگر خصوصیات فرقه ای و بویژه با تکیه بر اکثریت عددی مذاهب گوناگون در داخل عراق منصرف شود. یا...هو

۲۸ نظر:

ناشناس گفت...

خوب از واشنگتن پست مطالبت رو کپی میکنی!!

امروز مقاله با این مضمون در مورد قاسم سلیمانی نوشته بود

از تو انتظار نداشتم

Dalghak.Irani گفت...

ناشناس چراغ اول:
من مطلقاً هوادار تیفوسی بلژیک شده ام و می گویم آرژانتین را که می زند بماند قهرمان جهان هم بلژیک خواهد شد اگر ویلموتس مربی شان اینقدر بی تجربگی نکند که وقتی گل دوم را به امریکا زدند چنان حرکتش تابلو بود که کار تمام شد و ما برنده شدیم و تیمش واداد که کم مانده بود ببازند در مقابل امریکا.
اما تا فوتبال را حال می کنم. شما هم لطفاً لینک اریجینال مقالۀ واشنگتن پست را بگذار اینجا که رفقا بروند و مقایسه کنند و اگر تأیید کردند که چه خوب من در حد واشنگتن پست می نویسم و اگر تأیید نشد شما بدانی که هیچ کس در دنیا مثل من نمی نویسد. موضوع خوب و بد و درست و نادرستش نیست. موضوع دربرگیری و شکل و شمایل است. ضمن اینکه تحلیل ها بر موضوعی واحد همیشه می تواند از یک تم اصلی شروع شده باشند. نا امید نباش و انتظارت را از من کوتاه نکن. بخش خوب قضیه را ببین و به همه بگو وبلاگی را می خوانی که برابری می کند با تحلیل های واشنگتن پست. یا...هو

ناشناس گفت...

تحلیل خیلی خوبی بود.بخصوص بحث فونداسیون ها.قدرت احتیاج به فونداسیون دارد.چیزی که جمهوری اسلامی ندارد. یک قدرت بلبشو قدرت محسوب نمی شود. ایران ظاهرا از افغانستان تا سواحل مدیترانه را زیر نفوذ دارد ولی چون فونداسیون ندارد و مدیریت حجره ای اعمال می کند به سادگی با اقدامات یک گروه شبه نظامی کاخ قدرتش بر هم می ریزد.
من نمی دانم این بشار خوش تیپ که از هیچ نظری فازش با این پشمی های ایران نمی خواند چرا خود را پاسوز آنها کرده است؟ بنظرم بنوعی دچار بلاهت سیاسی است!
در مورد داعش ما اگر شانس بیاوریم و در پشت این حرکات داعش نیروهای سازمان دیده بعثی باشند انگاه یکدولت سنی قابل گفتگو در عراق بوجود خواهد امد که از این تشکیلات بلبشوی شبه نظامیان اسلامگرا بهتر خواهد بود.ویدیوی امروز نماز جمعه خلیف بغداد که ادم را یاد هارون الرشید می اندازد نیز جالب بود.یک شکست سنگین تبلیغاتی برای مالکی که این چند روزه بطور سازمان یافته شایعه زخمی شدن خلیفه را منتشر می کردند. حالا خلیفه که خیلی هم از خامنه ای خوش تیپ تر است و قطعا او حسودیش خواهد شد بنام خود خطبه می خواند! این فیلم یک نقطه عطف در جریانات عراق می تواند محسوب شود. این فیلم می تواند سنی های زیادی را ترغیب کند تا به فراخوان داعش برای پیوستن به دولت او بپیوندند.حالا داعش یک رهبر باین پیدا کرده است.نیروی سوم عراق حالا جنبه رسمی تری یافت و احتمالا قابل گفتگوتر خواهد بود و شاید بد نباشد که امریکا گفتگو با انان را هم شروع کند تا بتواند با تمام جریان های تاثیر گذار در عراق در تعامل باشد.
نیروی داعش باعث کاهش وزن ایران در مذاکرات اتمی نیز هست.داعش فشار کمرشکنی را بر حکومت ایران وارد کرده و خواهد کرد. یک اره دو دم شده ولش کنند یک جور و اقدام بکنند یکجور.

خدا رحمت کند صدام را گفت

ناشناس گفت...

جناب تیمسار، متاسفانه باید با نظرات شما مخالفت کنم. بعد از جنگ آمریکا و عراق و سرنگونی صدام ، آمریکا انتظار داشت همانطور که در ژاپن و آلمان و حتی ویتنام اتفاق افتاد ، مردم قدر آزادی را بفهمند و به جای جفتک اندازی ، از شعورشان استفاده کنند و ارتقای عقلی ، فکری و سیاسی بیابند. متاسفانه چنین ظرفیتی در منطقه به دلایل عدیده موجود نیست و هنوز ساختار عشیره ای ،قومی و مذهبی به جای دموکراسی و قانون در خاورمیانه حرف اول را می زند. آنجا که در سوریه اقلیت علوی به یمن ریاست اسد صاحب مناصب بالا هستند چه در عراق که شیعیان فقط به دلیل شیعه بودن مالکی هر بار او را به نخست وزیری بر می گزینند و یا عشایر سنی فقط برای مخالفت با مالکی شیعه سر سربازان شیعه را می برند ، چه در ایران که یاد ندارم تا کنون یک وزیر سنی یا مسیحی یا زرتشتی بعد از انقلاب داشته باشیم و چه در اسراییل و جنگ کهنه و مهوع یهودیان و مسلمانان و بسیار امثال دیگر.در چنین ساختاری آمریکا دیگر تصمیم به مداخله ندارد و با فرمان آتش به اختیار اجازه داده همه منطقه آنقدر در سر و کول هم بزند تا جانشان درآید!. جنگ امروز در عراق فردا گریبان ایران را هم می گیرد و دیر نخواهد بود که سنی نشینان جنوب ایران ( خوزستان، بو شهر ، و بلوچستان ) همراه با کردستان و آذربایجان داعیه جدایی سر بدهند. در صورت عدم سرکوب سنی ها در عراق ، حمام خون بعدی در ایران است . اگر این زایمان دردناک منجر به بهبودی برای حتی یکی از این اقوام می شد می شد گفت نتیجه وسیله را توجیه می کند ولی تجربه نشان داده در چنین شرایطی فقط اندازه و قامت دیکتاتور ها کوتاه می شود و پیشرفتی وجود نخواهد داشت. جانشین گورباچف در اسیای میانه شدند علی اف و اصغر اف و چند اف و پف دیگر اما تغییری در حکومت توتالیتیر داده نشد فقط هزاران سر در جنگ های تعیین مرز و قلمرو از بدن جدا شدند( اذربایجان ، ارمنستان، چچن و اینگوش ، گرجستان ، ابخازیا و در انتها اوکراین و روسیه). امروز ایران در پیشگیری از آمدن جنگ به داخل مرزهایش مجبور به دخالت در عراق و سوریه است وگرنه فردا باید شاهد ویدیو های بریدن سر سربازان ایرانی به دست گروه های بی پرنسیب و احمق باشیم.اما واقعیت این جنگ ها هم قومی قبیله ای است و اگر در سطح روزنامه ها چنین القا می شد که عربستان سنی بی طرف و ایران شیعه داخل جنگ است ولی واقعیت ها قابل کتمان نیست . اگر امروز عراق کنترل نشود (هر قیمت) پرده بعدی جنگ ایران و عربستان است موفق باشید.

ناشناس گفت...

کشته شدن خلبان ایرانی در عراق نشان می دهد که همانگونه که تصور می شد تحویل هواپیماهای سوخو پوششی فریبکارانه برای عملیات هوایی ایران بوده است .نیروی زمینی سپاه هم که درگیر است. کم کم دامنه این جنگ گسترده خواهد شد و اگر نیروهای مخالف مالکی ببینند که نیروهای ایرانی در برابر آنان قرار دارند ممکن است دامنه جنگ را کم کم به خاک ایران بکشانند.هیچ جنگی یک شبه شروع نشده است و ابتدا با مقدماتی همراه بوده است . امروز مالکی هم رسما اعلام کرد که پست نخست وزیری را تحویل نخواهد داد و این یعنی قصد او بر جنگ است.

ناشناس گفت...

ناشناس جان

با حرف های شما موافقم بجز ان قسمت اخر که ایران را مجبور به دخالت در عراق دانسته اید.دخالت برای که و برای چه؟ نکند دوباره خامنه ای می خواهد زیر پرچم وطن پرستی پنهان شود؟این دعوای حیدری ها ونعمتی ها به ما چه ارتباطی دارد؟مملکت ما مدتهاست که در اشغال داعش است.بگذار خوب توی سر هم بزنند. غصه جوانان را هم نخور آنها هم مانند همتایان عراقی خود لباس شخصی زیر اونیفرم خود پوشیده اند! بگذار ابتدا کسی که این مشکل را زاییده به اتفاق آقازاده هایش به جنگ برود و وقتی سرش توپ فوتبال شد خواهی دید که مشکل اصلی او بوده است والا شیعه و سنی صد ها سال است که با صلح و دوستی با هم زندگی کرده اند.
زمانه ندیدی که جنگ آورد؟
سر سرکشان زیر سنگ آورد؟


ناشناس گفت...

بلژیک نتوانست تمرکز بازی با آمریکا راداشته باشد و مستحق باخت بود و باخت، اگر بازی با همان کیفیت می توانست ارائه دهد یقین دارم پیروز بازی بود حداقل با دو گل اختلاف. اما چرا نتوانست متمرکز باشد جای صحبت دارد.

Dalghak.Irani گفت...

آره دلم سوخت براشون. علت بهم خوردن تمرکزشان هم شانس بختگی دقیقۀ 8 بود که هیگواین بزیبایی گلش کرد. کمپانی که هم اشتباه اول را مرتکب شد در لو رفتن توپ هنگام نفوذ او و هم همان توپ لورفته بپای او خورد و کمانه کرد افتاد روی پای هیگواین کاملاً خودش را باخت و بغیر از یک سیو عالی در مقابل شوت دی ماریا در نیمۀ اول بقیۀ مدت نیمۀ اول را کاملاً عصبی و بهم ریخته بود و چند بار توپ های خطرناکی را لو داد یا به کرنر زد و او کاپیتان و ستون تمرکز بلژیک باید بود. آرژانتین هم خیلی حرفه ای - حتی کثیف - بازی کرد در وقت کشی حتی قبل از دقایق بعد از گل در نیمۀ اول و دفاعی و فشرده بازی کردن که زیبایی بازی را هم از بین برد و البته آرژانتین به هدفش رسید و بلژیک بی تجربه حذف شد. یا...هو

ناشناس گفت...

فرق تیم مستحکم و با تجربه ای مثل آلمان با بلژیک همین است، بازیکنان بلژیک کاملا آموزش دیده هستند برای من مشخص هست که تک تک آنها از پنج یا شش سالگی در باشگاههای بی نام و نشان (و خدمتگزار به کشور و انسانیت) یک به یک آموزش دیده اند و به این مرحله رسیده اند. چسب پا در بازیکنان بلژیک بی نظیر است یعنی وقتی تحت فشار صد در صد طرف مقابل هستند (که باید تعادل خود را از دست بدهند) عین ژیمناست ها بدنشان کج و کوله می شود ولی نه توپ را از دست می دهند و نه زمین می خورند این یعنی سالها و سالها آموزش دیده اند و پرورش یافته اند. اما آرژانتین توانست تمرکز این تیم را با همان حرفه ای گری و با ضدفوتبال به هم بزند، بعید می دانستم آرژانتین اینچنین کاری بتواند انجام دهد. فرق آلمان با بلژیک همین می شود، آلمان همواره از حداکثر توانایی خود استفاده خواهد کرد اما بلژیک صدافسوس اسیر شد و بازی را به بازیکنانی معروفتر اما کم مایه تر واگذار کرد.

مانی گفت...

نفهمیدم باید درباره دخالت ایران در عراق فکر کنم یا فوتبال آرژانتین و بلژیک , اما و این اما مهم است که این دو موضوع چندان بی ربط نیستند به هم .و ربطشان این است که همه را میخکوب میکنند پای کیبردهایشان با غیر قابل پیش بینی بودن پیشرفت یا پسرفتشان.همه فکر میکردند بلژیک میبرد و حقش هم هست که ببرد. و همه فکر میکردند و هنوز هم فکر میکنند که حمله غرب به کشورهای جهان سوم دموکراسی را در این کشورهای چنان محکم میکارد که آن کشور بهشت میشود میرود پی کارش! و تازه این که چیزی نیست دموکراسی کاشته شده گل میدهد و میوه میاورد چنان که دهان همه را آب میاندازد و خلایق گروه گروه با دموکراسی بیعت میکنند . وحالا جناب خلیفه که به قول دوستان در همین سیرک خیلی هم خوش تیپ است سربر آورده و بیعت میطلبد به شرط چاقو و دشنه و هر چه که دم دست است برای لت و پاره کردن بیعت نکنندگان.و دوستان هنوز که هنوز است برای بوش غش و ضعف میکنند همانطور که دارند برای تیم بلژیک میکنند. خلاصه ما مانده ایم که اگر تیم بلژیک شایسته برد بود چرا به هم ریخت و باخت و اگرجرج بوش خیلی شجاع و جسور و دوستدار دموکراسی بود, بقیه اش که گفتن ندارد دارد؟

ناشناس گفت...

درتعجبم از مردمی که فقط درد و مرگ و آوارگی رو برای همسایه میبینن و اصلا احتمال اینکه روزی این موارد هم سر دچار خودشون هم بشه براشون افکاری غیر قابل باوره . تاریخ دنیا سرشار از ممالکی است که در عین آبادانی در زمانی کوتاه به ویرانه ای تبدیل شدند .خواهش میکنم بحث داعش رو جدی بگیرین .رضایت مردم از حکومت به اندازه 200 بمب اتم نیرو داره و تا حالا کسی نتونسته نگاه چپ به مملکتی که مردمش ازش راضین بکنه . بسیجی عزیز ایجاد نارضایتی در مردم در این برهه حساس کنونی گناهی است که امام زمان به راحتی ازش نخواهند گذشت.

ناشناس گفت...

دلقک گرامی

نظرتان درباره بازی آلمان چیه چطور آلمان فرانسه ای که قدرتمند هم بود رو شکست داد
بازی رو دیدید؟ هرچیزی که برای پیروزی لازم بود فرانسه داشت بازیکن خوب استراتژی مربی خوب انگیزه این رو چطور تفسیر می کنید؟

ناشناس گفت...

ویدیوی نماز جمعه ابوبکر البغدادی را دیدم. از خامنه‌ای تمیزتر و عاقل تر به نظر می‌آمد. از مالکی هم که یک سر و گردن بالاتر ظاهر شد.

اگر بنا به قبول کسی به عنوان ولی امر مسلمانان باشد خدا وکیلی بهترین ولی همین بغدادی است. دمش گرم. پوزه خیلی ها را بخه خاک مالیده.

ناشناس گفت...

از شما با اين همه تجربه نظامي بعيد بود كه توصيه به عدم دخالت در عراق بكنيد عراق حياط خلوت ماست كه اگر داعشيها را نتوانيم كنترل كنيم پس فردا سربازانمان را در ايران سر خواهند بريد در ضمن عربستان با اين همه كثافت كاري گور خودش را مي كند

Dalghak.Irani گفت...

مانی عزیز راجر فدرر سویسی دارد با جوکویچ صرب بازی می کند فینال ویمبلدون را که هم ماری بریتانیا را جاگذشته قبل از نیمه نهایی و هم پسر اسپانیا رافائل نادال را. پس بدان و آگاه باش من خودم هم بارها گفته ام اوباما را دوست دارم همانقدر که می خواستم بلژیک پدیده بشود یا ماری برنده شود و ... که نشد. منظورم این است که خوبی خوب است بازی خوب هم ملاک است. همین

دوست دیگرم که آلمان را پرسیده و بازی با فرانسه . خب آلمان همیشه آلمان است و آن ها استثنایی است اگر در نیمه نهایی همۀ جام های جهانی حاضر نباشند. ضمن اینکه شخصیت تیمی آلمان قدیمی تر و محکم تر از فرانسه است و فوتبال بازی فرصت ها و شانس هم است. یا...هو

ناشناس گفت...

نه دیگه تیمسار ! اینجا رو دیگه اشتباه کردی !
از هازارت و روزی که او هازارت نبود ، که بگذریم ، تیم بی ستاره بلژیک مطلقا شانسی نداشت در برابر فقط مسی .

وقتی یونان در جام ملتهای اروپا قهرمان شد کارشناسان وطنی و مشخصا شخص مجید جلالی با اعتماد به نفسی زاییده یک عمر متکلم وحده بودن و پشت تریبون سیما اعلام کرد که ستاره سالاری در فوتبال به تاریخ پیوست و آنک سیستم سالاری !
گذشت زمان اما چه زود تنها کارشناس شهر را به این نتیجه رساند که کمتر چرت بگوید .
ستاره ها اگر در روز خودشان باشند حتما نتایج را تغییر خواهند داد چنانچه مسی در دقیقه نود در برابر ایران و نیجریه و بوسنی و امان از آن پاس سی چهل متری که دی ماریا قدرش را ندانست و مطمئن باش تیمسار که اگر مسی راضی به نتیجه نبود جهان فوتبال را در برابر توانای هایش به شگفتی و حیرت وا می داشت .

Dalghak.Irani گفت...

ناشناس اول که به کپی پیست کردن مقاله ام از واشنگتن پست اتهام زده بودی. حالا که رفتم و مقالات و تحلیل های آقایان را خواندم بیشتر به این نازیدم که گویا آن ها از وبلاگ من کپی پیست می کنند. چون من ده سال پیش گفته ام جنگ مذهبی جنگ هویتی است که ایران کانون راه اندازی آن است و مشخصاً از 5 سال پیش در وبلاگم بارها نوشته ام. بنابراین منصف باش و برو در واشنگتن پست کامنت بگذار که حق کپی رایت مرا بدهند که بدجوری بی پول شده ام! یا...هو

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
Dalghak.Irani گفت...

علی رغم سختی حذف کامنت ها برای شخص من کامنت بالا بدلیل داشتن نظریات نژاد پرستانه بر علیه اعراب و سیاهپوستان و بویژه شخص رییس جمهور محترم امریکا حذف شده است. خواهش می کنم رعایت کنید. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقك جان، من هم رفتم مقاله واشنگتن پست را خواندم و به نظرم آمد كه نتيجه گيرى ها و مشاهدات نويسنده منطبق بر نظرات قبلى و قديمى شما در سيرك است كه اين مىتواند كاملا بر اساس نگرش واقع گرايانه به حوادث اطراف باشد ، البته براى خوانندگان جديد و خوانندگان واشنگتن پست سخنانى جديد و تر و تازه است ، اون ناشناسى هم كه اشاره به كپى كارى شما كرده بود هم از آن دسته اى است كه تا اسم دهن پر كن واشنگتن پست مياد ، بنا رو بر اين مى گذاره كه بعله دلقك "ايرانى" حتما مقاله رو از وب سايت "آمريكايى" مونتاژ كرده، البته گناهى هم نداره بعد از يك عمر هارت و پورت ايرانى شنيدن و ماشين مونتاژ سوار شدن، از پيكان بگير تا پژو. همه ما تا حدودى متوهم شده ايم.
ارادتمند، افشين قديم

ناشناس گفت...

رعایت چی رو بکنیم؟
رعایت کی رو بکنیم؟
کسی در جایگاهی ایستاده که به مراتب ازش بزرگتره. کسی که فقط با زر زدن جایزه نوبل بهش میدان اما به هیچ یعنی ٠% از قولهای که داده عمل نکرده و نمیخاد عمل کنه. حالا من به اسبش گفتم یابو انوقت به تو بر خورده؟
در تبهکاری عرب شک داری؟ بخش بیشتری از مصیب و رنجهای تاریخی ایران و ایرانیان از شمشیر خونآلود
عرب است. آیا تو به این شک داری؟




FZT

ناشناس گفت...

fzt

ناراحت نشو.تیمسار آدم با تحمل و نظر بلندی است. بخشی از سخنانت درست بوده که آن را با روشی نادرست بیان کردی.خیلی از سیاستمداران آمریکایی و مردم آمریکا نیز به نتیجه شما رسیده اند تا آنجا که رامسفلد او را بطور غیر مستقیم یک میمون نامید و رییس مجلس نمایندگان آمریکا هم تهدید به دادگاهی کردن او کرده است .مماشات ها و سیاست های او نه در جهت مردم آمریکا که تنها برای فریب رای دهنده گان بوده است و چنین شخصی قطعا "محترم" نمی تواند بوده باشد. بویژه آنکه حاصل این فریبکاری را هم اکنون در خاورمیانه با چشم خود می بینیم و منافع مردم منطقه و ایران را در خطری هولناک انداخته است و می رود که برخلاف ادعاهای (زر زدن!) حقوق بشری اش خامنه ای را از تله مذاکرات هسته ای نجات دهد تا بدین ترتیب ضربه دیگری به صلح جهانی زده باشد!.ولی همیشه بدان که راه تخلیه خشم, دشنام مستقیم نیست. زبان بی ادبانه حتی اگر مشتمل بر نکته صحیحی باشد گوش خواننده را آزار می دهد. می توانی از این به بعد هر چه که نوشتی ابتدا صبر کنی تا آرام شوی و بعد آنرا به نحوه صحیح تری ویرایش کنی. خواهی دید که تاثیرش بسیار بیشتر خواهد بود.در مورد اعراب هم عرب را مترادف اسلام مگیر. اعراب هم خوب و بد زیاد دارند و حتی می توان گفت در تطبیق خود با واقعیت های امروزین جهان از ما ایرانیان موفق تر بوده اند و با جهان همزیست ترند.
باز هم بنویس داداش

مانی گفت...

FTZ محترم و ناشناسی که به کمکش آمده!
نظرشمامحترم ,و البته بر عکس درست است! این غوغا که اکنون در خاورمیانه میبینیم نتیجه ترکتازی بوش شجاع شماست نه اباما.اگر از مردم آمریکا بپرسید که پرسیده اند میخواهند سر بازانشان درخاورمیانه بمانند 70-80 میگویند و گفته اند نه! پس شما غصه منافع آمریکا را نخورید. و بر عکس نظر شما اباما خامنه ای را درچنان تله ای انداخته که راه پیش و پس ندارد اشکال شما این است که مانند حزب الهی ها فکر میکنید چون مذاکره میکنند دیگر با هم یک دل و یک جان شده اند. اما اعراب بحث دیگریست که به اباما ربطی ندارد راه و روش آنها .

ناشناس گفت...

چندین خبر هست که احتمالا لازم است در مورد آنها تحلیلی بنویسید:
اول - نئوکان ها در رابطه با سیاست خارجی اوباما به گروه کلینتون نزدیک شده اند. لینک
http://www.nytimes.com/2014/07/06/opinion/sunday/are-neocons-getting-ready-to-ally-with-hillary-clinton.html?partner=rss&emc=rss
به نظرم آمد این نزدیک شدن نه برای انتخابات ریاست جمهوری است بلکه برای دورخیزی بسیار نزدیک می باشد. اصولا در انتخابات ریاست جمهوری هیلاری رقیب نئوکان ها ست و این نزدیکی بی معنی مخصوصا با شرایطی که اوباما برای دمکرات ها بوجود آورده است
دوم - جنازه های بیشتری در حال حمل به ایران هستند امروز سه نفر در مشهد تشییع شده اند. در تکریت شکست در صفوف شیعیان افتاده و تسلیم شده اند. به هر دلیلی توان جلوگیری از داعش فعلا وجود ندارد. ایران بیش از حد خود را درگیر کرده است و این می تواند برای کشور بی دفاعی مثل ایران بسیار گران تمام شود. تا به حال حکومتی ها را اینگونه درمانده و ترسیده ندیده بودم، حتی در اوج جنبش سبز. به کجا می رویم؟

ناشناس گفت...

و موردی که یادم رفت:
در عرصه رسانه داعشی ها کاملا بازی را برده اند، این آقا را که خلیفه نمود اند یک هنرپیشه واقعی است، شبیه شمایلی است که از امامان شیعه همواره دیده ایم، نورانی (یا با کمک گریم نورانی اش کرده اند)، شیک پوش. داعش با سرعت در حال فروش نفت است، یعنی اینها تعدادی مومن به دین وحشی نادان نیستند، در کمترین حالت بعثی ها راهنمایی می کنند و یا شاید اسرائیل!!! نمی دانیم ولی بسیار کاردان هستند. نمی دانم کجا نقشه کشیده شده و می شود اما بسیار حساب شده و با مدیریت بالا کارهایشان را پیش می برند.

ناشناس گفت...

توصيه به عدم دخالت در عراق صحیح است و عراق هم حياط خلوت مانیست. باید حواسمان به خودمان باشد.

اگر زیاده روی کنیم مرزهای شرقی ما(بخوانید مشهد) تهدید خواهد شد. ضربه زدن به اماکن معروف این شهر برای حامیان داعش ارگاسم به همراه خواهد داشت.

هرگز فراموش نکنید پاکستان یک استان ۱۲۰ میلیونی و بی نظم و بی مسوولیت به مالکیت عربستان سعودی و مرکز خطر می‌باشد. پاکستان انبار تولید خشونت است و عملا تحت کنترول دولت نمی‌باشد.

قبلا هم با دزدیدن سربازهایمان بی لیاقتی بعضی فرماندهان ما ثابت شده و حالا همان فرمانده بی‌لیاقتی که عزل شده بود مسوول حفاظت کل مرزهای ایران شده.

ما در عراق به هیچ جا نمی‌رسیم و فرستادن هواپیما و خلبان و دادن فتوی که سنگ روی یخ بود فایده ندارد.

حاج قاسم برنامه ریز عملیات بازپس‌گیری تکریت بود که این عملیات با شکست مفتضحانه وی و ارتش غیر ملی عراق به پایان رسیده است.

ناشناس گفت...

عراق ادعا کرده که 12000 سورتی پرواز در این چند روزه انجام داده است! آیا با این چهارتا سوخو اینکار را انجام داده است؟ مسلما نیروی هوایی ایران و سوریه درگیر شده اند . این علامت خوبی نیست. این یعنی اعلان جنگ رسمی.البته برای کسی که بجز از طریق سرکوب و قلدری حرف دیگری بلد نیست رفتار دیگری متصور نیست. عقلانیت سیاسی و نظامی در این حکومت وجود ندارد.

ناشناس گفت...

وضعیت ما شبیه فیلم های تخیلی هالیوود شده که یک دایناسور داره میاد ما رو بخوره درست در آخرین لحظه ناگهان یک دایناسور دیگه پیدا می شه و بعد به جان هم می افتند و با هم میجنگند و ما فرار می کنیم!