ه‍.ش. ۱۳۹۲ آذر ۹, شنبه

یکبار دیگر قالیباف در "صدر" !


1- چون نقیضی برای تعریف ارادتمندم از محمد باقر قالیباف پیدا نشد در جستجوی بغض آلود مخالفان ناتوان و حراف و بدون عملش؛ لذا او را بخاطر اتمام پروژۀ بسیار زیبا و کارآمد دوطبقه کردن اتوبان صدر یک بار دیگر در تالار افتخارات سیرک دلقک ایرانی بر صدر می نشانم و به او و تهرانی ها تبریک می گویم.

2- قالیباف تنها مدیر در جمهوری اسلامی است که ناله نمی کند، فرافکنی نمی کند، رطب و یابس نمی بافد، عذرخواهی می کند، به مردم احترام می گذارد، نه تنها شهر را می سازد بلکه کارخانۀ تولید مدیران جوان هم است برای بخش های دیگر. نشان به آن نشانی که بیش از 20 نفر از مدیرانش در شهرداری را به دولت حسن روحانی صادرات کرده است با سعۀ صدر و بدون ننه غریبم بازی و جلوگیری از پیشرفت بچه هایش به بهانۀ "کار خودم می خوابد". و این رقم بالاترین مدیران جوان جذب شده از سوی دولت روحانی از سازمان های دیگر - چه حکومتی و چه  مردم نهاد - است. با این یادآوری که بسیاری از او ایراد می گرفتند که حلقۀ مشهدی ها را بدون کمترین صلاحیت ها مسئولیت داده است.

3- یک زمانی است که من و مثل من برانداز جمهوری اسلامی هستیم و معتقدیم که تقویت هر بخش و هرکس از بخش ها و مدیران جمهوری اسلامی ضمن آفتابه خرج لحیم بودن باعث طولانی شدن عمر جمهوری اسلامی و ناکارآمدی کلان دخالت دین در دولت می شود. لذا با هر نام و نشانی که کمترین ارتباط و وابستگی به جمهوری اسلامی دارد مخالفت می کنیم. اما زمانی هم است که من و امثال من - بهر دلیل از جمله واقع گرا بودن و زندگی اکنونی مان در شرایط داخل ایران - می خواهیم دوران گذار را از راه مدرنیزاسیون سنت و با حداقل خسارت های حرکت های دفعی - و ناموجود هم - طی کنیم تا انشاء الله این بار به توسعۀ پایدار برسیم. 

4- خب اگر جزو گروه دوم هستیم ناچار باید به احترام قالیباف کلاه از سر برداریم و او را حلوا حلوا کنیم. زیرا او مدیر تمام مدرنی است که در "ناسیستمی بلاتکلیف و نه مدرن و نه سنتی" پروژه های مدرن و بزرگ تعریف می کند و مهمتر از آن این پروژه ها را در بازه های زمانی تعریف شده بثمر می رساند و از چیزی و کسی هم طلبکار نمی شود.

5- من تعجب می کنم از سیاست گزاران جمهوری اسلامی که چطور این هوای ناپاک و بسیار خطرناک تهران را بدست های توانای قالیباف نسپرده اند تا کنون؛ و از مدیریت و ارادۀ مثبت او استفاده نکرده اند برای حل نسبی این مشکل. بهر حال پیشنهاد می کنم دولت روحانی در اولین گام  این مأموریت را به او واگذار کنند و همۀ امکانات لازم مورد درخواستش را هم - از بودجه تا اختیارات - به او بدهند تا بلکه در یک بازۀ زمانی 5 ساله بتواند هوای تهران را از حالت خطرناک خارج کند. به قالیباف دستمریزاد می گویم و روحیۀ مثبتش را هم حسادت می ورزم، هم ستایش می کنم و هم به جوانان توصیه می کنم. یا...هو

۱۷ نظر:

دوست قدیمی گفت...

"مدیرانش در شهرداری را به دولت حسن روحانی صادرات کرده است"
دلقک جان اینو برای خودت مینویسم نمیخواد منتشرش کنی. فکر کنم در این جمله باید گفته شود "...صادر کرده است" به نظرم "صادرات کردن" اشتباه باشد.

Dalghak.Irani گفت...

سلام دوست قدیمی.
چون مجبور بودم توضیح بدهم بدون اجازه کامنتت را منتشر کردم. اما ایراد شما از نظر خط الرسم فارسی نویسی دستوری درست است. اما من هم بعمد بجای صادر کردن صادرات کردن نوشته ام. زیرا می خواستم قویتر از صادر کرده است را القاء کنم. صادرات کردن نوعی "اجبار متقاضی" را هم تداعی می کند در حالیکه صادر کرده است فقط خواست عرضه کننده را پوشش مفهومی می دهد. ممنون از دقت نظرتان و با پوزش که همان نوشته ام را صحیح تر می دانم. یا...هو

مانی گفت...

این هم از آن نکته هایی است که در نوشته های دلقک پیدا میشود ومن خیلی هم میپسندم. به درست و غلطش کار ندارم چون گاهی طنز نهفته ای در خود دارد , گاهی تاکیدی است برای جلب توجه خوانندگان سهل انگار, گاهی همینطوری الهام میشود به نویسنده و در همه حال نوشته را یکنواختی دور میکند . دست مریزاد دلقک جان, اگر چه خیلی هم با قالیبافت موافق نیستم.

غریب آشنا گفت...

و البته دلقک عزیز پر واضح است که برای تأثیر گذار بودن، اولین شرط ثبات شخصیت است که در مراد تو نیست، هر کسی‌ میتواند به هر کسی‌ و هر چیزی احترام بگذارد، من یکی‌ معتقدم که تمام آدمهای حلقه‌های نزام سراپا یک کرباس هستند و اگر چنین نبود به درون حلقه راهی‌ نداشتند هرگز.پس بی‌ سبب به این مشهدی احترام نگذار لطفا.

Dalghak.Irani گفت...

غریب آشنا.
من از ثبات گذشته به بتون آرمه رسیده ام در شخصیت فردی. و چنان منم هستم که گاهی به لجبازی هم متهم شده ام از سوی شماها. این سردار محبوب من هم غیر از دردسر و فراری دادن مخاطب و حذف لینک وبلاگم از اغلب وبلاگ های سبز و الاماشاءالله برای من عایدی نداشته است. حتی ثبات رفتار من باعث شده که در بالاترین هم بایکوت شوم و خلاصه چون ارتباط با من سخت است و یا باید خیلی درشت باشی و یا باید خودت را ریز کنی که با اعتماد به معلم درس و مشق و بحث و فحص را دنبال کنی لذا بارها این سیرک پر و خالی شده از آدم هایی که فکر کرده اند من هم آدم آن ها هستم و بعد که دیده اند آدم رقیب و دشمن شان هم هستم در رفته اند و روز از نو روزی از نو. و فقط دانه درشت های زلال ساز کف رودخانه بوده اند که از روز اول با من بودند و کماکان کلیک بر چشمان سیرکم می گذارند و می آیند و هم روحیه می دهند و هم چراغ سیرک را روشن نگه می دارند. اما راست قضیه این است که من آدم هیچ کس نیستم. بلکه من آدم خودم هستم و سرباز وطنم در حد تشخیص خوب و بد عقل و شعور و سواد خودم. لذا نه با کسی دشمنم و نه با کسی دوست. من فقط با سیاستمداران منفعت مشترک وطنم را دارم. هر کدام به جهت منافع ایرانیان و ایران غش کنند قربانشان می روم و هر کدام پای در راه اوهام و ناشدنی ها - حتی خوب - بگذارند لیچار بارشان می کنم. در مورد جمهوری اسلامی هم من با حکومت شریعت مذهب - بدلیل ناشدنی بودن هم - مخالفم و ساختار حقوقی جمهوری اسلامی را نا کار آمد و پارادوکسیکال و غیر علمی و غیر عملی می دانم و با آن از بنیاد مخالفم. اما در ساختار حقیقی جمهوری اسلامی هرکس بتشخیص من برای ایران کار خوب - چه مقطعی و چه مداوم - بکند او را بخاطر آن کارش تأیید می کنم و ازش ممنون می شوم. اعتقادی هم به تقسیم بندی اصلاح طلب و اصولگرا و پاسدار و مافیا و الیگار و حلقه و از این قبیل مفاهیم دارای کاربرد در تقسیم بندی حکومت های مدرن برای جمهوری اسلامی ندارم و جمهوری اسلامی را تافتۀ جدا بافته ای می دانم که نه قبل از این مِثلی داشته و نه بعد از انقراض انشاءالله مِثلی خواهد داشت. یا...هو

غریب آشنا گفت...

دلقک عزیز عدم ثبات شخصیت را به تو منظور نداشتم ، منظورم شهردار تهران بود، تو که در مرغ یک پا دارد استاد هستی‌ و بس، یکی‌ از دلایل ارادت من به تو همین است که گاهی‌ خلاف جهت رودخانه برای شنا کردن تقلا میکنی‌.

ناشناس گفت...

دلقك جان، هميشه يكى دوتا تماشاچى دارى كه يادشان مى رود تماشاچى سيرك هستند و يكهو ورشان مى دارد و حس كارگردانى درشان عود مى كند و از روى صندلى سيرك شروع مى كنند به امر ونهى شما كه چنين كن و چنان نكن و اينرا بگو و اين را نگو. هنوز نگرفته اند كه با با جان اولا دلقك يك سيرك راه انداخته و به زيبايى دلقك بازى در مى اورد كه نمونه ندارد در اين دنياى مجازى، از اول هم گفته اينجا سيرك است و يك دلقك دارد و بسيارى تماشاچى، اعلان هم براى استخدام كارگردان و منتقد فيلم دم درب نچسبانده اند. ما هم داريم كيفمان را از كل برنامه مى بريم، حتى اگر اختلاف نظرى هم داريم قرار نيست كل برنامه را و يا دلقك رو عوض كنيم.
ارادتمند و تماشاچى كيفور سيرك.
افشين قديم

ابوالفضل گفت...

عمودلقک من چندین و چندبار از این اتوبان رد شده ام؛ البته قبل از افتتاح؛ اتوبانی شکیل و غرور انگیز؛ منتها تنها چیز آزار دهنده ای که همش به چشمم میخورد تبلیغات شرکتهای سپاهی برای ساخت این اتوبان بود که باعث می شد یاد دزدهای سپاه بیفتم و زیبای اتوبان برام کمرنگ بشه!

ناشناس گفت...

http://www.khabaronline.ir/detail/325365/weblog/akhani

ناشناس گفت...

ببخشید تیمسار !

در تایید قالیباف البته در کارهای عمرانی گه گاهی اینجا گفته ام بدون آنکه در کلان کار نظرم خیلی به نظر شما نزدیک باشد .
اما یک نکته و سوال ، تکلیف ما چیست با شما ؟ ما که هم درشت نیستیم و هم عادتی هم نداریم بی جهت برای هر کسی که چیزی یادمان داد " ریز" شویم .

ناشناس گفت...

گفتی:
"در مورد جمهوری اسلامی هم من با حکومت شریعت مذهب - بدلیل ناشدنی بودن هم - مخالفم و ساختار حقوقی جمهوری اسلامی را نا کار آمد و پارادوکسیکال و غیر علمی و غیر عملی می دانم و با آن از بنیاد مخالفم. اما در ساختار حقیقی جمهوری اسلامی هرکس بتشخیص من برای ایران کار خوب - چه مقطعی و چه مداوم - بکند او را بخاطر آن کارش تأیید می کنم و ازش ممنون می شوم. اعتقادی هم به تقسیم بندی اصلاح طلب و اصولگرا و پاسدار و مافیا و الیگار و حلقه و از این قبیل مفاهیم دارای کاربرد در تقسیم بندی حکومت های مدرن برای جمهوری اسلامی ندارم و جمهوری اسلامی را تافتۀ جدا بافته ای می دانم که نه قبل از این مِثلی داشته و نه بعد از انقراض انشاءالله مِثلی خواهد داشت. یا...هو"
مرحبا!! زدی توی خال! توی این چند سالی که گاه گاهی سری به وبلاگت می زنم که مبادا دست از پا خطا کنی! این چند خط را باید بعنوان بهترین جملات شما قاب طلا گرفت بخصوص اینکه گفتی اولین و آخرین در نوع خودش!البته ما ایرانیها همه چیز را عادتا سیاه و سفید می بینیم در این مورد نیز کسانی که از شما خوششان می اید مهر صحت بر تمام اندیشه های شما می زنندولی دوست دارم شما را دوست 70 درصدی که برخی مواقع به هنگام قدم آهسته "تک" میزند بنامم.از حوصله و قبول آرای مخالف خودت نیز تقدیر می کنم . شما سرباز راستین وطن هستی که برخی مواقع دست نشون خوبی هم نداره و تیر هاشو الکی هدر می ده!
قدم رو گفت

Dalghak.Irani گفت...

سلام.

به غریب آشنا.
ببخشید کج فهمی مرا. گویا این سندرم عدم اعتماد بنفس چنان نهادینه است در ما که تا یکی چوب برمی دارد بلافاصله هدف را خودمان می بینیم و منقبض می شویم برای دفاع. بنابراین کل آن کامنت جواب شما زیر رادیکال می رود و هر چند جذر رندی هم دارد اما عددی که مورد نظرم بود نمی شود. در مورد ثبات شخصیت قالیباف هم باید ضمن در نظر داشتن همۀ مؤلفه های سازندۀ شخصیت انسان ها به این هم توجه داشت که من واقعاً هم مطمئن نیستم که قالیباف یک فدایی و هوادار پروپا قرص آیت الله خامنه ای نباشد. من در حقیقت سعی می کنم ایشان را با توجه به گزاره های رفتاری لیبرال مصادرۀ مطلوب بنمایم و جمهوری اسلامی را از افتخار به چنین مدیری خلع سلاح بکنم. زیرا اعتقاد دارم که در ایران امروز اهالی عقل داریم و اهالی نقل. هرجا کسی عقلانی رفتار می کند نه می تواند و نه باید به اردوگاه نقل - روحانیان سنتی - رانده شود زیرا در چنین صورتی ما به اردوگاه نقل این امتیاز را می دهیم که گاهی عقل هم مورد استفاده شان قرار می گیرد. در حالیکه این گزاره غلط است و نقلیون از عقل استفاده نمی کنند. شاید هم یک مطلب اختصاصی و ساده تری بنویسم برای نشان دادن کاربرد ایمان دینی که موضوعی غیر مادی و نقلانی است و فرق آن با کاربرد تجربۀ دنیوی که موضوعی کاملاً مادی و عقلانی است تا نشان بدهم که چرا از ایمان دینی رفتن روی مین - جنبۀ مثبت و ایثارگرایانه - و عملیات انتحاری - جنبۀ منفی و تروریستی - در می آید و امکان ندارد توسعۀ مادی و ساخت و ساز و پیشرفت مادی از آن درآورد و در مقابل چرا از عقل دنیوی نه آن ایثار روی مین رفتن در می آید و نه آن بستن بمب به خایه های خود. در حالیکه توسعه و آبادانی و علم و پیشرفت و زیبایی و ... جزو حیطۀ عمل و نفوذ مطلق عقلیون (لیبرال ها)است. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

از افشین عزیزم هم سپاسگزارم که مثل همیشه به یاریم شتافته. منتهی این مورد سیرک . دلقک را چنان محکم و اسطقس دار بیان کرده که ناگزیر خودم هم شک کردم و مجبور شدم بروم جلو آینه و ساعت ها دنبال قرمزی نوک دماغم بگردم که بی فایده بود.

اما به آن دوست جوانم که نه درشت است و نه می خواهد ریز دیده شود عرض می کنم که شما همین که قبول داری درشت نیستی بلافاصله نتیجه می دهی که ریز هم نیستی. ولی آن طنز من بیشتر متوجه همین محدودۀ کامنت دانی بود و سربسری که می گذاریم با همدیگر. و الا انسان ها اغلب شان متوسط و معمولی و عاقل و زندگی کن هستند و کمتر با صدای بلند یا درگوشی حرف می زنند. اما ریز و درشت های تعداد کم هم صدا دارند و هم سیما و هیاهو مال این هاست و کل کل هم بخشی از ابزارشان. بدیهی است که راه تنفس من توسط نگاهبانی امثال تعداد زیاد شما نگاهبانی می شود و من بدون بزرگی شما جوانان می میرم. پس درشتی بشما نکرده ام و درشت هم نیستم در مقابل شماها. یا...هو

تلخک تو هم برادران قاچاقچی را کمی تخفیف بده و بیشتر از خود اتوبان و مناظرش لذت ببر تا تعقیب تابلوهای سازندگانش - که دستشان هم درد نکند - با کلیشه هایی که ساخته اند و مطمئن نیستیم زندگی را غمزده تر نکن. یا...هو

حسين60 گفت...

تيمسار جون اگه نبودي من امشب تا صبح ديوونه مي شدم با اين نه اي كه امشب به قلبم خورد . الان كه مطلبتو دوباره خوندم و نظرات رفقايي كه نديدمشون ولي انگار ميشناسمشون رو مي بينم آروم تر ميشم . غريب آشنا دوست دارم من , همين طور افشين خان قديم , دوره گرد نازنين , عمو دلار مرفه بي درد , شهروند گل , سه چرخه باجنبه و همه دوستان آشنا و هم دخترت مستانه كه يه مدته نيستش فكر كنم تو يه كامنتي دلخورش كردم قهر كرده . مي دونم جاي اين حرفا اينجا نبود زير پل صدر سردار قالي , به بزرگي خودت ببخش تيمسار دست خودم نبود . يعني ميشه قبل از مردنم بتونم ببينمت تيمسار جون . دوست دارم

ناشناس گفت...

دلقك عزيزم، شيرينى قضيه اينجاست كه در ظاهر دلقك تمام مباحث جدى و گاهى تلخ سياست كثيف جمهورى اسلامى را براى تماشاچيانت به نمايش مى گذارى و چه زيبا حد اقل براى من. اما ما هم در ظاهر تماشاچيان سيرك همه مى دانيم كه دلقك ما تيمسار وطندوست ماست، من هم شخصا به سربازان وطن كه خدمت كرده دروان شاهند و به عشق وطن در دوران نكبت بارجمهورى اسلامى هم خدمت كرده اند چه بسا نزديك به ٤٠ سال از عمرشان را در خدمت گذرانده اند احترام و ارادت خاصى دارم . كما اينكه يكى از نزديكان عزيز من هم شامل اين دسته اند. دلقك عزيزم به دنبال دماغ قرمزت در آينه نباش . من بيشتر قلب قرمزت را كه براى بهتر شدن كشور و مردمت مى تپد مى بينم.
ارادتمند ، افشين قديم

سه چرخه گفت...

فقط براي حسين ٦٠ عزيز كه اميدوارم همه دنيا برايش آري بشود . . .

http://youtu.be/OLSSZico9lU

تو، خودت جام جهاني. . .


و ممنون دلقك عزيز كه هستي و خيلي چيزها رو يادآوري ميكني، و نظر من هم درباره قاليباف كه مشخص است و مثبت، به نظرم اون جمله كه در چند پست قبل زديد رو بايد اينجا تعميم داد به اين شكلِ ينظر ما فعل و لا من فعل. اگر اين عينك ابتدايي را برداريم شايد ديديم كه اي بابا شايد تا يك جاهاي خوبي و رسيدن به يك آبادي اي كه "همه حرف هم رو خوب ميفهمن" با اين بابايي كه ازش بدمون ميومد هم مسير هستيم شايد.

حسين60 گفت...

ممنون سه چرخه عزيز خيلي لطف كردي . عالي بود