ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۱۶, سه‌شنبه

سید حسن خمینی: بجای خونخواهی پدر از خامنه ای؛ حرف مستند نوری زاد را تکذیب می کند!

سید احمد خمینی و پسرش یاسر

1- محمد نوریزاد به احترام و دفاع از آزاد مرد مؤمن و یار وفادار مهندس بازرگان آقای مهندس توسلی مطلبی نوشته با عنوان "جنازه ای به اسم قاضی صلواتی" و در آنجا یازده سال حبس صادره برای پیر فرزانه محمد توسلی 75 ساله را تحلیل مستندات کرده است. و علی رغم میل باطنی اش مجبور شده مهمترین مستند حکم این جلاد - قاضی را که نامۀ معروف و منسوب به امام خمینی در مورد نهضت آزادی ایران است را مورد واکاوی تاریخی قرار دهد تا ثابت کند که حکم صلواتی از بنیان بر روی یک دروغ و جعل بنا نهاده شده است.

2- این مطلب که درتاریخ 5 آبان ماه در وبسایت نوریزاد منتشر شده است با تأخیری 9 روزه امروز پاسخی گرفته است (اینجا) از "مؤسسۀ تنظیم و نشرآثار خمینی" که خواه ناخواه بنام متولی و رییس آن سید حسن خمینی باید محاسبه کرد. این جوابیه که بحر طویلی است از پرچانگی برای متقاعد کردن خواننده در گیجی از طولانی بودن متن - مثل کلک خودمان در انشا نویسی های مدرسه - نتوانسته مستنداً حرف های مستند نوریزاد در مورد جعلی بودن نامۀ خمینی به محتشمی پور وزیر کشور وقت را پاسخ بدهد. و لذا متمسک شده به یک سری حرف های احساساتی که اتهام جعل به سید احمد فرزند خمینی تن او را در قبر می لرزاند و خمینی اله گفته و بله تأیید کرده احمد را و او به پدرش کلک نزده است. در صورتیکه نوریزاد انبوهی از مستندات گفته های قاضی رسیدگی کننده به شکایت نهضت آزادی و کارشناسان خط رسیدگی کننده به این نامه و ... را معرفی کرده است که پاسخ مستدلی نگرفته است. برای نمونه این سه سؤال کلیدی نوریزاد هیچ پاسخ متناسبی نداشته است در جوابیۀ مؤسسۀ نشرآثار امام:

الف- چرا این نامه در هنگام حیات خمینی و همانموقعی که محتشمی پور استعلام کرده و پاسخ گرفته است منتشر نشده و در سال 69 بعد از مرگ خمینی انتشار یافته است؟

ب- قاضی رسیدگی کننده مدعی شده است که نزد سید احمد خمینی رفته است و به او گفته است که نامه جعلی است و اگر حکم صادر کند نهضت آزادی برنده خواهد شد. سید احمد خمینی برگشته و به قاضی گفته است که درست است خط و انشاء مال من است ولی محتوا را پدرم خودش گفته و من نوشته ام؟

پ- بعد از شکایت نهضت آزادی مبنی بر جعلی بودن نامه؛ سید احمد خمینی به عموی بزرگش آیت الله پسندیده نامه نوشته و از او درخواست عاجزانه کرده که بحرمت حفظ آبروی امام و خانواده و فامیل؛ او (پسندیده) دست خطی صادر کند و بر خائن بودن ملی ها و نهضت آزادی شهادت بدهد؟

3- جای تعجب اینجاست که سید حسن خمینی بجای خونخواهی خون هدر رفتۀ پدر کشته شده اش از دستگاه طلمۀ خامنه ای؛ رفته است دنبال تطهیر پدرش از جعل نامه های تاریخی و مهم پدر بزرگش توسط او. در حالیکه سید احمد خمینی این نامه ها را از روی اعتقاد و موضع گیری های شخصی اش جعل نکرده است بلکه ایشان در یک دام اطلاعاتی گیر افتاده بوده و چاره ای جز اجرای دستورات تیم امنیتی محیط شده بر خودش را نداشته است.

4- من برای اولین بار و راجع به نامۀ جعلی برکناری آیت الله منتظری از قایم مقام رهبری موضوع چگونگی را نوشته ام. لذا در اینجا فقط کلیات آدرس های تاریخی چرا چنین شده است را یادآوری می کنم:

الف- آنچه که غیرقابل تردید است این است که کلیۀ مکاتبات مهم و تاریخساز آیت الله خمینی بعد از سال 66 خورشیدی را سید احمد خمینی پسرش نوشته و صادر کرده است. این موضوع به دو دلیل  اتفاق افتاده است. دلیل موجهش وضع جسمی و سلامت کاری آیت الله خمینی در دو سال آخر عمرشان بوده است که اجازه داده احمد پسر مورد وثوقش نامه های او را نوشته و با مهر یا امضای او صادر کند. دلیل دومش اما که سیاسی و امنیتی و بسیار مهم بوده است این بوده که سید احمد توسط مثلث ری شهری و فلاحیان و بهدایت قریب به یقین خامنه ای در یک تور فریب اطلاعاتی گیر افتاده و برای جلوگیری از انتشار مستندات راجع بزندگی شخصی اش مجبور بهمکاری شده است.

ب- این تور اطلاعاتی مورد بحث بظن غالب عبارت بوده است از صحنه ای تدارک دیده شده توسط تیم اطلاعاتی مثلث یاد شده در بالا و بدام افتادن سید احمد در این صحنه که احتمالاً پای زنی هم در میان بوده و تهیۀ فیلم و عکس و تحت فشار قرار دادن سید احمد که اگر همکاری نکند آبرویش را خواهند برد. و لذا وادار پسر خمینی به نوشتن آنچه که اینان می خواستند در نامه های منسوب به خمینی. البته که این مسایل را من از روی شکم و حدس وگمان خالی نمی گویم زیرا بدلایل زیر می تواند در مورد سید احمد واقعیت داشته باشد:

ب1- سید احمد برعکس سید مصطفی علاقه ای به آخوندی نداشته است و زندگی نامه اش می گوید که او بسیار دیر و فقط به دستور و اصرار پدرش وارد جرگۀ روحانیت شده است. تازه آن هم هنوز جدی نبوده تا شهادت مصطفی و اجبار مضاغف به سید احمد که دیگر نمی توانست بهانه هم بیاورد. لذا آدمی با روحیۀ زندگی مادی و سرخوش - او یک فوتبالیست جدی هم بوده است - طبیعی است که از کمی تفریح و زندگی متفاوت در خلوت هم استقبال می کرده است. بنابراین گیر انداختن چنین آدمی در یک صحنۀ "تابو" برای روحانیت و بویژه فرزند رهبر انقلاب کاری بسیار بسیار ساده ای بوده است برای آن مثلث شوم خامنه ای، ری شهری و فلاحیان!

ب2- سید احمد خودش مواضع سیاسی نسبتاً لیبرالی داشت تا جائیکه حتی مجاهدین خلق را هم مثل سایر روحانیان در قدرت آن روز دفع نمی کرد و یادمان نرفته که در اوایل دهۀ 60 یکی از بنیانگذاران جمعیت سیاسی بود که راه سوم نامیده می شد و کسانی مثل طاهر احمد زاده استاندار خراسان مهندس بازرگان هم جزوش بودند. البته این جمعیت شکل نگرفت و از حرف بعمل در نیامد هیچگاه. لذا اگر اجبار تیم اطلاعاتی مثلث مزبور نبود انتظار می رفت که مواضع خود خمینی در مورد لیبرال ها را تعدیل هم بکند و نه اینکه خودش بر ضد آن ها تشدید تا حذف را در پیش بگیرد.

ب3- سید احمد بعد از اینکه مثلث شوم نامه های برکناری آیت الله منتظری - بویژه نامۀ توهین آمیز اول - را در سال 68 و نامۀ دستور حذف لیبرال های نهضت آزادی را در سال 69 جعل و منتشر کرد. - و خدا می داند و تاریخ خواهد گفت که چه دستورات مهم و سرنوشت ساز دیگری را در بین سال های 66 - 69 بنام خمینی نوشته و صادر کرده است - دیگر نتوانست بار سنگین چنین خیانتی را تحمل کند و یادمان باشد که سید احمد رفت به کوشک نصرت قم و بیش از دو سال و نیم چله نشست. بغیر از این فشار روحی طاقت فرسا چه چیزی باعث این کناره گیری و انزوای مطلق او در کوشک نصرت می توانست باشد.

4- تا اینکه بالاخره جانش به لب رسید و تصمیم گرفت با پرده برداری از حقایقی که اتفاق افتاده برای خودش فداکاری "هرچه بادا باد" تدارک ببیند و برای ملت و کشور و میراث پدرش راه برون شد و شفافیت و رهایی از دست مافیای اطلاعاتی امنیتی مثلث شوم. و دیدیم که آن "هرچه بادا باد" چه زود بسراغ پدر سید حسن آمد و او فقط پس از چهار روز از اولین بارقه های "می خواهد زبان بگشاید" در هفته نامۀ نه چندان جدی "امید"؛ زندگیش را در 50 سالگی باخت. او هم پدرش و هم مادرش بیش از 90 سال عمر کردند و در خانواده شان میراثی از بیماری قلبی دیده نشده است. مصطفی هم که مدعی اند شهید شده می تواند درست باشد به احتمال مرگ در جوانی نسبی اش"!

5 و نهایت اینکه سید حسن که خودش سال ها پیش به عماد باقی گفته است که نیازی دادستان ارتش قتل پدرش توسط وزارت اطلاعات را تأیید کرده است؛ اینک اجازه می دهد بحر طویل و انشاء بنویسند که پدرم جاعل نبوده است. در حالیکه عاملان قتل پدرش همه سر و مر گنده حکومت می کنند و کمترین اقدامی برای خونخواهی پدرش نکرده است و نمی کند. نوریزاد مدعی نشده است که سید احمد از روی عمد و نیت و موضع سیاسی دست به جعل زده است. هیچکس دیگر هم سید احمد را یک جاعل مختار قبول نمی کند. محمد فقط گفته است نامۀ مستند حکم مهندس توسلی نازنین توسط صلواتی ملعون یک نامۀ جعلی است. آقای سید حسن خمینی لطفاً برو دنبال آمران جعل که قاتلان پدرت هم هستند و الا دفاع از جاعل نبودن پدرت که نه آمر جعل بلکه مباشر آن بوده است نه بدرد دنیای مملکت می خورد و نه بدرد آرامش روح آن مرحوم! یا...هو 
به بالاترین لینک شود لطفاً. با تشکر

۳ نظر:

ناشناس گفت...

دلقک مهربان

از نظراتی که می نویسی بسیار ممنونم. امیدوارم من هم توان تحلیلی در اندازه تو پیدا کنم.

ناشناس گفت...

با سلام

از تحلیلهای خوبی که می کنی ممنون و سپاسگزارم. امیدوارم موفق باشی و همچنان بتونم از تحلیلهات استفاده کنم.

ناشناس گفت...

باید اسم این نوری زاد رو میزاشتی دلقک...مرتیکه کلا زده کانال 5---توقع دارید بهش نخندند