ه‍.ش. ۱۳۹۱ آبان ۲۸, یکشنبه

خامنه ای منفعل: سنگ سیاست را با بمب هسته ای بسته؛ و سگ سرکوب را با وقاحت آخوندی رها کرده!

File:Right and Left by Winslow Homer, 1909.png

Right and Left


1- امروز در ایران سؤال همه اعم از مدرن و سنتی و سکولار و حزب اللهی این است: "پس کار خامنه ای چه است در جمهوری اسلامی؟" و چرا ایشان اینقدر منفعل و بی عرضه است در رهبری جامعه با آن همه اختیارات مطلقه و قانونی و فرا قانونی. و ایشان چه وقت باید مثل یک فرمانده نظامی - حوزۀ بشدت مورد علاقه اش - وارد میدان شود و با توپی و تشری و تصحیح مسیری و اظهار نظری مشخص جامعه را از حداقل ثبات مورد نیاز برخوردار کند. و آیا نباید یک دهم هم شده به میراث سلفش امام خمینی - بدون ارزش داوری در مورد تصمیمات و خروش هایی که داشته است - وارد شود و افسار کشوررا از رهاشدگی "هرکس برای خود" به کمترین طمأنینه و هماهنگی برساند!

2- بخش خیلی کوچک - باقیمانده از خیل 20 درصدی سال های پیش - مرکب از مزدوران هتاک و حزب اللهی های محروم هنوز هم اصرار دارند که رهبری از دخالت در امور جزیی و وظایف و مسئولیت ها و اختیارات قوا خود داری می کنند و این را یک امتیاز در رهبری ایشان می دانند. گذشته از اینکه این گزاره کاملاً غلط است و آیت الله خامنه ای هرجا که مربوط به استیفای حقوق قانون اساسی مردم است  همواره حاضر است و بضرر مردم وارد صحنه علنی می شود؛ مثل قانون مطبوعات در مجلس ششم و بی اثر مطلق کردن مجالس هفتم و هشتم و انتخابات 88 ریاست جمهوری - از دخالت های "استنباط حامیان"ش که هر روزه و هر ثانیه ایست می گذرم - اما امروز یک حرفی دیدم از حجتی وزیر جهاد کشاورزی خاتمی که گفته است: (اینجا)
مقام معظم رهبری جلسه ای که با مسئولان دولتی داشتند گلایه داشتند و گفته بودند که انتظارم این بود که حجتی بگوید، فلان کارها را می کنم اما در جلسه رای اعتماد گفته است:« تلاش» در جهت افزایش محصول.

*هنگامی که برنامه هایم را برای کسب رای اعتماد در مجلس ارائه می کردم از واژه خودکفایی استفاده نکردم. اصرار من روی افزایش بهره وری بود. اما انگار گناه بزرگی مرتکب شده ام. با بچه های وزارت کشاورزی کار مشترکی را آغاز کردیم که در نهایت به افزایش تولید گندم منتهی شد. این شد جرم من که نمی دانم چگونه باید تاوان آن را پس بدهم.

*من غیرمستقیم از به کار بردن لفظ خودکفایی پرهیز می‌کردم به‌خاطر این تفکر غلطی که در بعضی از دوستان ما هنوز هم وجود دارد که فکر می‌کنند خودکفایی، یعنی خودکفایی به هر قیمتی.

3- می خواهم نشان بدهم که خامنه ای در چه جزییاتی دخالت می کرد در گذشته و حتی بر سر انتخاب یک لغت "تلاش برای افزایش بجای خودکفایی در تولید گندم" بهانه می گرفت و وزیر خاتمی را سرزنش می کرد. حال چه اتفاقی افتاده است که در طول 7 سال گذشته اش در همین کالای استراتژیک گندم کوچکترین ایراد و تذکر علنی یا مخفی نگرفته ونداده است جای شگفتی دارد زیرا "چرا 2/5 میلیارد دلار واردات گندم کردیم در حالیکه گندم کشاورزان خودی تبدیل به کود و علوفۀ دام شد" یکی از سؤال های روی میز مجلس از رییس جمهور منتخب رهبر است.

4- واقعیت این است که خامنه ای با گروگان گیری سیاست خارجی ایران با پروژۀ هسته ای از سویی و با تجهیز مسلح تا دندان نیروهای امنیتی و سرکوب جامعه را و ایران را نابود کرده است و راه برگشتی هم ندارد. زیرا او دیگر با خاتمی نجیب و بی سیاست و روشنفکر و آدم حسابی سرو کار ندارد. بلکه حریف او اینبار یک پاچه ورمالیده ای از اندرونی فکری خودش است که اگر بخواهد نُطُق بکشد با گشودن پروندۀ اختیارات و دخالت های مدیریت کُشش از سوی پسر خلفش احمدی نژاد روبرو خواهد شد و حکایت لختی پادشاه روی دایره خواهد افتاد.

5- لذا خامنه ای خودش را زده به خریت و شتر دیدی ندیدی می کند تا بلکه معجزه ای شود و بقول شجونی "این سه ماهه هم تمام شود و احمدی نژاد بزباله دان تاریخی رؤسای قبلی روانه شود". اما رهبر معظم مطمئناً کورخوانده و این تو بمیری از آن توبمیری ها نیست و او نخواهد توانست از قیچی بی لیاقتی خودش و بیدانشی قلش (احمدی نژاد) و از دست حزب اللهی های تازه هشیار شده در سیاست داخلی و اوبامای ناچار برای سخت گیری های بیشتر و محتوم در سیاست خارجی جان سالم بدر ببرد. سؤال اینک دیگر چه وقت هم نیست. اینک سؤال نهایی فقط این است "باچه هزینه ای برای ملت و ایران تودهانی خواهد خورد و بزباله دان تاریخ خواهد پیوست" بزودی. - زودی تاریخی نه فردا و نه یک هفته که حداقل شش ماه تا دوسال است - غیر از این اگر اتفاقی بیفتد حتماً در سنت تجربه و دانش بشریت باید یک آکولاد باز کرد و نوشت: "قوانین تکوینی دنیا برای همۀ کرۀ زمین است بجز یک کله گربه ای بنام ایران". یا...هو

۴ نظر:

بایرام گفت...

استاد همانند همیشه جان کلام را فرمودید. پاینده باشید.

ناشناس گفت...

عجب! یعنی تمام فرصت سوزی های خاتمی فقط به خاطر نجابتش بود؟! اگر این طور است من جرأت و جسارت احمدی نژاد را هزار بار بر چنین نجابتی ترجیح می دهم.

ناشناس گفت...

تیمسار جان
دارم از دیروز کامنتی که در آهستان پای "ماهی گیری در استخر اوین!" نوشته ای را میخوانم ... لذت بخش مینویسی
پاینده باشید

ناشناس گفت...

یکبار دیگر با خواندن نوشته هایت هم سرشار از دریغ و حسرت شدم هم لبریز از امید و شوق. ممنون تیمسار عزیز