1- رهبر جمهوری اسلامی ایران وزیر خارجۀ متدینش را فراخوانده و به او دستور داده تا خانم موگرینی نمایندۀ عالی اتحادیۀ اروپایی را صیغه کند. اما محمد جواد ظریف بشدت سرخ شده و برآشفته که اولاً خودش زن دارد و راضی به این وصلت نمی شود. ثانیاً خانم موگرینی هم خانواده دارد و حاضر بعقد موقت با او نمی شود. ثالثاً هیچ قرابت زبانی و فرهنگی بین خودش که ایرانی و بزرگ شدۀ فرهنگ انگلو ساکسن است با موگرینی که ایتالیایی و از تبار فرهنگ لاتین است وجود ندارد. اما خامنه ای هیچکدام از دلایل و عذر بهانه های مختلف ظریف را نپذیرفته و پاسخ داده است که وجود کشش دوجانبه و عشق همۀ این مشکلات را حل می کند و او بچشم خود شاهد بوده است که در جریان مذاکرات هسته ای با 1+5 نگاه و رفتار شما دو نفر حاکی از عاطفۀ شدید فی مابین بوده است. لذا بدون توجه به عجز و لابه های "پسر لوس" از قائم مقام و رییس قوۀ قضائیۀ خود آملی لاریجانی خواسته است در اسرع وقت برادر بزرگش اردشیر لاریجانی را بخواستگاری بفرستد و خودش نیز حاضر به جاری کردن خطبۀ عقد شود.
2- بند بالا خلاصۀ اتفاقی است که در حال رخ دادن است و شما را از شوک "پیشنهاد صادق لاریجانی برای گفتگوهای حقوق بشری به اتحادیۀ اروپایی" در می آورد. اما جزییات ماجرا.
3- بعد از اینکه اجرای برجام به صخرۀ کنگرۀ امریکا خورد و آنان حاضر نشدند پرزیدنت اوباما زیاده از حد نرمش نشان داده و کل ساختار تحریم های اولیه را نیز بی اثر کند. خامنه ای مصر بود که همان نگاه بشرق محبوب خودش تنها مسیر ارتباط ایران با جهان خارج بماند و ایران از مدار روسیه و چین بسمت غرب - حتی اتحادیۀ اروپا - چرخش چشمگیری نیابد. اما بعلت برخی زیرآبی رفتن روس ها با مخالفان خامنه ای در منطقه و بازی های فرصت طلبانه و منفعت محور چین بویژه در بور کردن ایران جهت عضویت در سازمان اقتصادی شانگهای؛ روحانی موفق شد که اجازۀ محدودی برای رابطه با برخی کشورهای اروپایی - و نه اتحادیۀ اروپا در کل اعضای آن - کسب کند. خب از قبل هم تعداد زیادی هیئت های سیاسی و اقتصادی اروپایی برای تقویت موقعیت روحانی در مقابل خامنه ای - آنموقع هنوز این شکاف محسوس بود - به ایران سفر کرده و قول و قرارهای شفاهیی هم گذاشته شده بود. بنابراین روحانی چند سفر اروپایی به ایتالیا و فرانسه کرد و برخی پروتکل های تفاهمنامه ای را هم امضاء کرد. کار به این مرحله که رسید خامنه ای تشخیص داده شد! که روحانی زیاده از حد مجاز دارد خودش را به اروپا نزدیک می کند. و لذا بلافاصله دستور توقف تداوم این سفرها داده شد و سفر به اتریش لغو شد.
4- در ادامه اما برای تبدیل برخی تفاهمنامه ها به قرارداد؛ علاوه بر مشکل عدم همکاری بانک ها یک دمل چرکین قدیمی هم سرباز کرد. آن هم این بود که اتحادیۀ اروپایی وارد جریان شد و مدعی شد که ایران با هر عضوی از اتحادیۀ اروپا هم که بطور مستقیم وارد رابطه شود شرط غیرقابل تغییرش وضعیت حقوق بشر در ایران و پاسخگویی در این باره است. در اینجا بود که مجدداً همۀ توافق ها برگشت خورد؛ و خامنه ای حاضر به پذیرش بحث حقوق بشر در ایران نشد. اوضاع در کشمکش چه باید کرد قفل شده بود که مردم بریتانیا به کمک خامنه ای آمدند و علت اصلی مخالفت او با اتحادیۀ اروپایی یعنی بریتانیا را از اتحادیه خارج کردند. خامنه ای که از خارج شدن انگلیس خبیث دست سالمش را ... - بکجا می مالید را من خبر ندارم چون دست معیوبش حالت طبیعی خوشحالی مالیدن دستها بهم را ممکن نمی کرد - مالید و شبانه روحانی و ظریف و سه برادر لاریجانی ها را احضار کرد و نه تنها مجوز راه انداختن بحث حقوق بشری - معلق مانده از زمان خاتمی - را مجدداً داد؛ بلکه تأکید کرد که طوری محکم کاری کنند که چسبندگی چرب و شیرین قرار دادها با اتحادیۀ اروپایی چنان سخاوتمندانه باشد که اروپای بی بریتانیا را از امریکای جنایتکار هم جدا کند و اختلاف ایجاد شده را تا سه طلاقه کردن همدیگر پیش ببرد.
5- خب نقش ها را هم که قبلاً توضیح دادم. اردشیر لاریجانی مدعی شود که ماه ها قبل به ظریف مأموریت داده باب گفتگوهای حقوق بشری با اتحادیۀ اروپایی را باز کند. به جانشین و رییس قوۀ قضائیه اش دستور داد که اولین تمرین رهبریش را با صدور دستور "پیشنهاد گفتگوهای حقوق بشری به اتحادیۀ اروپایی" تمرین کند و بروحانی و ظریف هم تکلیف کرد که این گوی و این میدان بروید ببینم چند مرده حلاجید در اختلاف انداختن بین اتحادیۀ اروپایی با امریکای جنایتکار و انگیس خبیث. و الا این بازی جدید چیزی غیر از تسلیم ایران برای ادامۀ دنبالۀ بحث های حقوق بشری قطع شده از زمان محمد خاتمی نیست؛ و در حقیقت پیشنهادی در کار نبوده و نوعی اعلام تسلیم و آمادگی است. اینکه این ترفند چقدر کار خواهد کرد هنوز معلوم نیست. اما چیزی که از روی میز سیاست در سال های بعد از تحریم می شود قطعی برداشت کرد این است که اتحادیۀ اروپایی دیگر آن گسستگی سابق از ایالات متحده را ندارد و همانطور که بانک های اروپایی خط مشی ایرانی شان را از امریکا می گیرند؛ دولت های اروپایی هم نه می توانند و نه می خواهند که بخاطر ایران رابطه با امریکا و حالا دیگر بریتانیا را سرد و منفعل کنند.
6- اگر این نکتۀ اتفاق افتاده را هم اضافه کنیم که بریتانیای ترزا می با وزیر خارجه اش بوریس جانسون برخلاف دیوید کامرون و دیوید هاموند بسیار سختتر خواهند گرفت به جمهوری اسلامی - کما اینکه در همین کمتر از یکماه گذشته از دولت جدید بریتانیا هم در سیاست های رسمی و هم در سیاست های رسانه ای در مقابل ایران نوعی خوانش "در ایران همه سر وته یک کرباسند" مشخص است. نگاه کنید به نوع برخورد بی بی سی فارسی با اعدام فله ای تکفیری سلفی های سنی در روزهای اخیر - لذا اتحادیۀ اروپایی تمایل چندانی نخواهد داشت که قبل از تعیین رییس جمهور بعدی امریکا اولاً و مهمتر از آن دادن فرصت چانه زنی های کشدار با اتحادیۀ اروپا به ایران همزمان با بهره برداری از روابط اقتصادی عادی با اروپا ثانیاً رغبت خوشحالی نشان بدهد؛ و اتحادیه را بازندۀ دو طرفه - حقوق بشر در حال مغلطۀ ایران و پیوندهای اقتصادی بدون رضایت امریکا و بریتانیا - کند. یا...هو