1- علم الهدی گفته است برجام و اف ای تی اف و قرادادهای نفتی سه لکۀ ننگ تصمیم گیری های اخیر مجالس نهم و دهم و دولت حسن روحانی است و باعث از دست رفتن انقلاب خواهد شد. شریعتمداری هم دقیقاً همین حرف را امروز زده و گفته که خط مشی فعلی نفوذ "اومانیسم سکولار" را افزایش داده و مسبب از دست رفتن ایدئولوژی خواهد شد. انصاف و جوانمردی را اگر رعایت بکنیم - که حتماً باید رعایت بکنیم اگر می خواهیم کشورمان از تحجر شریعت رها شود - حرف علم الهدی و شریعتمداری و همۀ جبهۀ "انقلاب مدام" بدون ذره ای تردید منطبق بر واقع است و مو لای درزش نمی رود. زیرا هم برجام باعث شکسته شدن اتوریتۀ هسته ای جمهوری اسلامی شده و هم اف ای تی اف سبب محدود شدن فعالیت سیاست خارجی منطقه ای و اقتصاد هیئتی و رانتی خواهد شد؛ و هم قراردادهای نفتی دارای نقاط ضعف عمده ای در واگذاری حاکمیت ملی است.
2- اما مشکل آیت الله خامنه ای هم چیز کم و کوچکی نیست. و آن این است که کشور از نظر اقتصادی ورشکسته و تولید داخلی مضمحل و بیکاران و ناراضیان بسیار در صفند. خامنه ای یا باید تن به قواعد بازی جهانی بدهد تا بتواند حکومتش را از شورش و سونامی ملت به عصیان آمده و منتظر گشایش در کار وبار و امکانات زیست حداقلی نجات بدهد؛ و یا باید در انتظار سونامی اعتراضات مردمی بماند. و این در حالی است که سیاست های منطقه ای و خارجی جمهوری اسلامی هم در رابطه با همۀ اهدافش شکست خورده و به بدترین وضعیت ممکن که دشمنی اعراب مسلمان سنی باشد دچار شده و به بن بست کامل رسیده است. لذا الان دیگر خیلی دیر است برای جلوگیری از آن سه لکۀ ننگ. و اگر انقلابیون زوری داشتند باید در همان جام زهر اول برجام بمیدان می آوردند و نمی گذاشتند توافق انجام شود. برجام مثل 100 می ماند در مقابل 90 اف ای تی اف و 80 قراردادهای نفتی در خوانش ضرب المثل چو صد آید نود هم پیش ماست.
3- من اظهار همدردی می کنم با انقلابیون و ناراحتی و عصبیت بحق آنان را درک می کنم. زیرا خامنه ای به آنان اطمینان داده بود که اولاً یک انقلابی است و نه دیپلمات و ثانیاً نخواهد گذاشت جمهوری اسلامی حکومت متعارف شود مثل هر حکومت متعارف امروزی در جهان. اما انتظار دارم که علم الهدی و شریعتمداری هم انصاف بخرج بدهند و اینقدر عصبی نشوند از جام زهرنوشی های پی در پی آیت لله خامنه ای. چون او هم اگر چاره ای داشت حتماً زهرنوشی را شروع نمی کرد. آخر کدام آدم عاقلی داوطلبانه زهر می نوشد که خامنه ای را چنین متهم می کنند.
4- حالا شماها می آیید و بمن می گویید که علم الهدی و شریعتمداری همۀ اعتراض و داد و بیدادشان متوجه روحانی است و آنان خودشان را حامی خامنه ای معرفی می کنند و می خواهند خواسته های او را پی بگیرند. پاسخ من بشما این است که بشنوید و باور نکنید: زیرا در ایران از قدیم الایام همیشه شخص اول مملکت خط قرمز بوده در مخاطب قرار داده شدن انتقادی. در عبارتی عریان تر از و اقعیت اینطور می توان گفت که در ایران همیشه پالان را می کوبیدیم بجای خر. همانطور که اصلاحطلبان و مخالفان خامنه ای هیچگاه جرأت خطاب مستقیم به او را نداشته اند و ندارند. این موضوع در مورد اصولگرایان تندرو هم صادق است. آنان نیز ناگزیرند در غیر چاپلوسی و تعریف و تمجید از رهبر یک جایگزین - اینک روحانی - پیدا کنند با تاکتیک بدر بگویند که دیوار بشنود. این همان تاکتیکی است که اعتدالیون و اصلاحطلبان هم بکار می برند و هر نق و نوق خودشان را به کلمه و جمله ای از انبوه هذیان های خامنه ای وصل می کنند تا با استناد به "در راستای منویات رهبری" نظرشان را مطرح کنند و می کنند.
5- اما توسل به نام خامنه ای از سوی علم الهدی و شریعتمداری یک وجه سیاسی محض هم دارد که می خواهند نام خامنه ای را خط بزنند از جام زهرهای پیاپی تا بتوانند اولاً امیدوار باشند که خامنه ای زیاد هم گل و گشاد نکند خودش را در این شرایط اضطراری؛ تا بلکه با لِکّ و لِکّ - اعتراض شدید من به روحانی قلابی همینجاست - از این سونامی جام زهرنوشی بگذرند و دوباره کلون پشت درهای کشور را بیاندازند این بار محکمتر. اما اعتقاد راسخ دارم که تلاششان بیهوده است و خامنه ای بدجوری ترک خورده و دیگر قابل بندزنی نخوهد بود بعد از این سه لکۀ ننگ عمده. البته خوشحال نیستم که با فریبِ استقلال خواهی کشورم را به اضمحلال فعلی دچار کرده و به تسلیم بی اراده تبدیل کرده اند. اما چون غیر از این راه دیگری وجود ندارد برای "یک کمی زندگی در همین حوالی" (ایران) شادی می کنم بر استیصال خامنه ای و جیغ های بنفش علم الهدی و شریعتمداری. و جلزّ و ولزّهر دو نفر را دوست دارم! یا...هو
پی نوشت: امروز جمعه تقریباً همۀ امام جمعه های شهرهای کوپک و بزرگ و مرکز و پیرامون در مورد پذیرش FATF از سوی نظام ناله و چسناله کرده اند و حتماً دستور مرکز بوده که بیاندازند گردن روحانی و خامنه ای را اینبار هم بری از مسئولیت معرفی کنند. یا...هو

