دیباچه- محمود احمدی نژاد حرف هایی زده و می زند که هیچ کس نمی تواند سر و ته مشخصی از آن را پیدا کند و این آدم غیرقابل پیش بینی را پیش بینی کند. و این به این خاطر عجیب است که بهرحال و با پیشرفت علوم در حیطه های مختلف و از جمله روانشانسی جمعی و فردی اندیشمندان قادرند از هر انسانی با هر دزی از نامتعارف بودن رازگشایی کنند و بگویند که فلان حرف و عمل او ناشی از چه بوده و بلافاصله حرف وعمل متضاد با حرف قبلی ناشی از کدام کمبود و زیاد بود و ... و عامل. اما این کار تا کنون در مورد احمدی نژاد جواب نداده و کسی نتوانسته از شخصیت سادۀ او پیچیدگی های ساده تر را کشف و اعلام کند. من هم خیلی زیاد علاقمند بودم و هستم که سر از کار این آدم بی نظیر در نوع خودش در بیاورم او را هم بشناسم و هم بشناسانم. زیرا که اعمال و گفتار و رفتار او با سرنوشت و زندگی 70 میلیون ایرانی ارتباط نزدیک پیدا کرده است. زمانی که تا یکسال پیش داشتم باور می کردم که با احمدی نژاد می توانیم تا نزدیک ساحل نجات ایران از استبداد دینی - ولو بقیمت استبداد فردی احمدی نژاد - برسیم بسیار در مورد شخصیت او قلمفرسایی می کردم و نبوغ او را و حاضر جوابی او را و خیلی از صفات ممیزه اش را می ستودم. تا اینکه شکست سختی خورد در تابستان گذشته و من هم دیگر رهایش کردم مگر به ذم و نکوهش و صفات منفی مثل ابله و نابخرد و تفاله و ... تند شدم با او. این روزها که دوباره جامعه توجه اش را برده روی این پدیده نتوانستم از ناگزیر گریزکنم و وارد بازی "تو دیگر که هستی" مردم خطاب به احمدی نژاد نشوم. و در همین پروسۀ بازخوانی مجدد شخصیت احمدی نژاد و موضع گیری های سیاسی یکی دو ماه اخیرش بود که با شگفتی مجدد به این نتیجه رسیدم که داوری قبلی ام در عشق احمدی نژاد به باراک اوباما رییس جمهور امریکا چقدر درست و نزدیک به واقعیت بوده است. حالا می گویم چطور:
1- حتماً خواننده های پی گیر وبلاگم بخاطر دارند که من بیشترین شباهت احمدی نژاد را با پیامبران می فهمیدم و معرفی می کردم. او تقریباً همۀ مشخصات پیامبران را دارد از فقیری گرفته تا اطرافیان یا قوم و خویش و یا آدم های حاشیه ای و محروم جامعه، و از امی و بی سواد بودن در معیار زمانه تاوعظ و خطابه، و از شفاهی بودن ادبیاتش تا زبان ساده و کوچه بازاری و ... که قبلاً بارها نوشته ام و نیازی به تکرارش نیست. در این مطلب می خواهم بدو خصوصیت پیامبری دیگر و مهم او متمرکز شوم تا با خوانش ان در متن سیاست های اینروزهای او به ادعایم جامۀ پذیرش بپوشانم.
2- یکی از خصوصیات همۀ پیامبران متکلم وحده بودن در وعظ و خطابه است و پاسخگو نبودن. زیرا پیامبران مدعیند که حرف و خطابه و وعظی که می زنند و می کنند حرف خود انان نیست و از طریق الهام یا وحی به منبع دانای کل آنان فقط مأمور ابلاغ و وعظ هستند. لذا اگر تناقضی است خداوند صاحب کلام صلاح دانسته و اگر پاسخی باید باز این منبع الهام و وحی است که مسئول است. احمدی نژاد هم دقیقاً همینطور رفتار می کند و گویی او خودش صاحب حرف ها و اعمالی که می زند و می کند نیست. چنین می نماید که او نیز با یک منبع بیرون از خودش ارتباط دارد و فقط گفته های او را رله می کند. لذا اینکه او را دروغگو و شیاد و ابله و ساحر و رمال و هر صفت رذیلۀ دیگری بنامند نه می رنجد و نه حتی در مقابل گوینده دچار تشویش و خجالت و انکار می شود. او می گوید و می رود و فردای دیگر حرفی دیگر و عملی دیگر بدون ارتباط با حرف و عمل امروزش. طرفه اینکه در همین وعظ و خطابه نیز وقتی قرار بر رحمت و زیبایی و صفات نیکوست پیامبران خودشان فاعلند و منبع الهام مفعول. یعنی این پیامبر است که خدا را یا امام زمان را یا بت را تعریف می کند. اما وقتی قرار بر قهر و جنگ و کشتار و غضب است بلافاصله منبع الهام را فاعل می کنند و خودشان فقط نقش مخاطب بی اختیار را بازی می کنند و می گویند دستور خدا را اجرا می کنیم.
3- دومین صفتی که می خواهم برجسته کنم شیفتگی طبقاتی همۀ پیامبران از جمله احمدی نژاد است به طبقه ای که خودشان از آن طبقه برخاسته اند. یعنی طبقۀ فقرا و محرومان و مطرودان. که مکمل طبیعی این شیفتگی طبقاتی آشتی ناپذیری با اشراف و پولداران و متنعمان دودمانی است. این دودمانی از این جهت خیلی مهم است که پیامبران و از جمله احمدی نژاد به تبار و قبیله و خانوادۀ اشخاص مرفه و اشراف متوجه هستند و نه به ثروت و قدرت بالفعل آنان در لحظه. تو اگر بچۀ خانوادۀ بدبختی بوده باشی اگر الان هزاران هم ثروت و قدرت اندوخته باشی مهم نیست مهم فقط بی تبار بودن اشرافیت توست. بویژه اینکه ثروت تو - مثل امیر خسروی یا خاوری - در عصر پیامبری من (احمدی نژاد) نصیب تو شده باشد. این شیفتگی طبقاتی یک شیفتگی همه شمول جهانی است چون پیامبر مصلح کل جهان است و باید چتر حمایتش برسر همۀ محرومان طبقاتی گسترده شود.
4- در چنین متن پیامبرانه ای بدیهی است که کل افریقا بعلاوۀ بخش مهمی از امریکای لاتین و کشورهایی بی نفت و فقیر در آسیا و از همه مهمتر رنگین پوستان مهاجر در قاره های اروپا و امریکای شمالی جزو امت پیامبر احمدی نژاد شناخته بشوند و می شوند. یکی از میلیاردها امت ذهنی احمدی نژاد باراک حسین اوباماست. مردی فرزند یک بردۀ کنیایی در امریکا و اینک رییس جمهور امریکا. احمدی نژاد با هیچ رییس کشوری در غرب به اندازۀ اوباما همدلی و همراهی نکرده است. او ابتدا منکر این بود که سیستم غرب اجازه بدهد یک سیاه پوست رییس جمهور شود. اما وقتی اوباما پیروز شد احمدی نژاد جزو اولین رؤسای کشورهایی بود که برای او پیام تبریک فرستاد و مورد طعن و لعن رقبای سیاسی اش هم قرار گرفت. نگاهی به کارنامۀ احمدی نژاد در چهار سال گذشته تردیدی باقی نمی گذارد که او حتی یکبار هم با نام از اوباما انتقاد نکرده است. او یا با واژۀ کشور "امریکا" و یا اگر قرار بر محکومیت شخص بوده با نام هیلاری کلینتون به سیاست های امریکا انتقاد کرده است. و دیگر این گفتن ندارد که در تمام این چهار سال یکی از آرزوهای برآورده نشده اش ملاقات و دست در گردن اوباماانداختن بوده است.
5- حالا اگر به موضع گیری های دو ماهۀ اخیر احمدی نژاد برگردیم کاملاً پیداست که می خواهد هرجور شده هم طبقۀ محبوبش که جزیی از امت اوست در کاخ سفید بماند. در سیاست خارجی کمترین حرفی که بضرر اوباما باشد نمی زند. حتی در امریکا وقتی مورد سؤال سی ان ان قرار گرفت گفت چون به انتخابات امریکا اثر می گذارد من اظهار نظر نمی کنم ووو... که احصاء همۀ موارد مطلب را بسیار طولانی می کند و باید به منابع غیر ذهنی هم مراجعه کنم. می خواهم به اینجا برسم که اگر اتهامات رقبای داخلی احمدی نژاد را در تعمد آشفتگی بازار ارز بپذیریم بعید نیست که اینطور باشد زیرا نشان دادن ایران به هن و هن افتاده در اثر تحریم ها قطعاً رأی دهندۀ خسته از جنگ امریکایی را سرشوق خواهد آورد برای رأی دادن به باراک حسین اوباما. البته احمدی نژاد همۀ این ادعا ها را نیز پاسخ نمی دهد زیرا که او فقط کاری را می کند و حرفی را می زند که منبع الهامش به او دیکته کند. این یک بحث کاملاً جدی و قابل باور است و گمان نکنید که منظورم از منبع الهام مشایی یا شخصی دیگر است. من نمی دانم کی و چگونه من فقط نشانه های روش شناسانه اش را مطمئنم. یا...هو
بعد از تحریر: یک علامت مهم دیگر اینکه همۀ رفقای سیاست او رفقای امتی او هستند مثل چاوز و اورتگا و مورالس و ... تا همۀ حاکمان افریقایی!