۱۳۹۶ خرداد ۱۸, پنجشنبه

ترور در تهران: داخلی بود و نه داعشی؛ سیاسی بود و نه مذهبی؛ پیروز نشد بلکه شکست خورد!



1- نگران بودم ولی صراحتاً جرأت ابرازش را نداشتم که با توجه بوضع داخل ایران و اوضاع منطقه رخنۀ ناامنی فیزیکی به داخل ایران چقدر محتمل است. بیاد بیاورید زمانی را که مکرر در مکرر نوشتم که بعد از شروع مذاکرات هسته ای و بویژه بعد از بدست آمدن توافق هسته ای ایران دچار بحران یا بن بست استراتژی شده است. به این معنای دقیق که استراتژی مبتنی بر منافع ایدئولوژیک خامنه ای شکست خورده و استراتژی مبتنی بر منافع ملی حسن روحانی هم نتوانسته عملیاتی شود. و افزوده بودم که هیچ کشوری در دنیا نمی تواند مدت زیادی در حالت "بدون استراتژی" دوام بیاورد. و حتی پیشنهاد کرده بودم که اگر حسن روحانی قصد و توان عملیاتی کردن استراتژی دفاعی منافع ملی را ندارد از سر راه خامنه ای کنار برود تا او کماکان با استراتژی هجومی ایدئلوژیک ایران را اداره کند. منطق قضیه هم در یک مثال نظامی می تواند براحتی تصویر شود. تو با دیگران - بخوان دشمن فرضی-  یا در جنگی و یا در صلح. اگر در جنگی باید بجنگی و اگر تمایل به صلح داری باید صلح کنی. و صلح کردن نیاز به امضای صلحنامه دارد و باید بجنبی. تو نمی توانی دست روی دست بگذاری و بجای جنگ و صلح برّ و برّ دشمنت را نگاه کنی و منتظر هم باشی اتفاقی نیفتد. یک لحظۀ کوتاه بین جنگ و صلح وجود دارد بنام "آتش بس". اما این آتش بس هم باید اولاً دو طرفه باشد و زمانی برای تمهید صلح دایمی. بن بست استراتژی یعنی اینکه تو اعلان آتش بس یکطرفه کرده باشی بدون اینکه نه طرح صلحی پیش نهاده باشی و نه بدتر اینکه حتی آتش بس اعلام شده ات از سوی طرف مقابلت پذیرفته شده باشد. لذاست که علت تامۀ رخنۀ امنیتی منجر به عملیات تروریستی ناموفق امروز به بن بست استراتژی در جمهوری اسلامی مربوط است و لاغیر. و اگر هرچه زودتر این بن بست سه ساله شکسته نشود بیرون آمدن از این چرخۀ تازه شروع شده غیرممکن در حد محال خواهد بود.

2- این هم که چطور بن بست استراتژی اولین قربانی اش را از حوزۀ امنیت می گیرد خیلی ساده است. نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در چهارچوب استراتژی تعیین شده از سوی رهبران سیاسی عمل می کنند. وقتی در استراتژی کشور شکاف ایجاد شد مثل همانکه بین خامنه ای و روحانی رخ داده است بدلیل برجام. فرماندهان و رؤسا و بدنۀ همۀ سازمان ها و تشکل های دیوانی کشور و در رأس همه نیروهای اطلاعاتی و امنیتی نیز دوپاره می شوند و شده اند. تعدادی به استراتژی شکست خوردۀ خامنه ای و تعدادی به استراتژی عملیاتی نشدۀ روحانی گرایش و باورمند شده اند و می شوند. و نه بطور کامل ملزومات استراتژی هجومی (منافع ایدئولوژیک) خامنه ای را می توانند دنبال کنند. و نه بطور کافی ملزومات استراتژی دفاعی (منافع ملی) حسن روحانی را. و دشمن از این خلاء بلاتکلیفی و دوپارگی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی حداکثر استفاده را می کند و کرده و ضربات خود را وارد می کند و امروز کرده. این علت العلل عملیات تروریستی امروز تهران بود.

3- اما خود حادثه ای که اتفاق افتاده - بغیر از خسارت های جانی به شهروندان بی گناه - عملیات بی ارزشی بوده که به هیچ کدام از اهدافش نرسیده؛ اما توانسته تور امنیتی جمهوری اسلامی را کمی - نه هنوز زیاد - سوراخ نشان بدهد. حادثۀ تهران برعکس اغلب حوادث تروریستی داعش در سایر شهرها  - منظورم با هدف ایدئولوژیک و جنگ سنی و شیعه در آسیا؛ و کشتار کفار و صلیبیون و خوش باشان در اروپا است - نه هدف جمعیتی داشته و نه هدف مذهبی. بلکه یک اقدام تروریستی سازمان یافتۀ کاملاً سیاسی بوده علیه حاکمیت جمهوری اسلامی. که مشخصاً دو نماد مقبرۀ آیت الله خمینی - نماد موجودیت جمهوری اسلامی - و مجلس شورای اسلامی - نماد مدنیت ادعایی جمهوری اسلامی - را هدف حملات خود انتخاب کرده بوده؛ و اگر تعدادی بی گناه هم کشته شده اند یکی بخاطر در معرض تروریست ها قرار گرفتن تصادفی است و مهمتر اینکه بدلیل شکست عملیات در رسیدن به اهداف تعیین شدۀ سیاسی. بدیهی است که تیم های عملیاتی اعزام شده مأموریت نداشتند که خودشان یا بمب شان یا سلاح شان را در بیرون مقبرۀ خمینی و در ساختمان اداری مجلس و میان ملاقات کنندگان عادی منفجر کنند. در حالیکه از نظر جمعیتی هرجای تهران مثل بازارهای خرید و مساجد و سینماها و امثالهم اهداف مناسب تر و در دسترس تری بودند. مأموریت آنان در مقبرۀ خمینی رسیدن به حساس ترین نقطۀ داخلی از نظر حکومتی - قبر آیت الله خمینی - و در مجلس ورود به صحن علنی و راه اندازی کشتار هرچه بیشتر از نمایندگان داخل مجلس بوده است. خب در هیچ کدام از دو مأموریت کمترین موفقیتی کسب نکرده اند و ناچار قبل از مردن خودشان مقداری هم به در و دیوار و عابر و ناظر تیر زده اند از باب دست خالی نمردن!

4- البته که این عملیات بفرمان دشمنان منطقه ای جمهوری اسلامی و در طرح و نقشه و شناسایی ها و سازماندهی و لجستیک صد در صد توسط گروه های مسلح ایرانی ضد جمهوری اسلامی تمهید و آماده شده بود و نه داعش. و به احتمال ضعیف فقط در اجرا از برخی عناصر داعش هم کمک گرفته شده است. البته من حتی مشارکت اعضای داعش در اجرای عملیات را هم خیلی جدی نمی دانم؛ و بیشتر معتقدم که داعش بنابدستور یا بنا به معامله (پرداخت پول) از طرف گروه های تروریستی ایرانی؛ فقط قبول مسئولیت عملیات بنام داعش را برند فروشی کرده است. جالب این است که در ویدیوی قبول مسئولیت عملیات از سوی داعش هیچ حرفی از حکومت و حاکمان ایران هم نیست و داعش مدعی می شود که این عملیات یک اقدام مذهبی سلفی بوده علیه شیعیان رافضی و تهدید می کند که ادامه دار خواهد بود تا از بین رفتن همۀ رافضی ها. یعنی طفلک - اولین بار داعش اینقدر مظلوم شده و از من ترحم طفلک می گیرد - داعشی ها اینقدر توجیه نشده اند که این حمله یک حملۀ سیاسی است و ربطی بمذهب و دین ندارد. از اینکه این عملیات موفق نشد موضع سیاسی ندارم. با سوگواری برای جانباختگان. اما از اینکه عربستان با این دست فرمان دارد جبهۀ امنیتی اندیش حکومت ایران را دست برتر می دهد؛ بسیار نگران و متأسفم. چون امنیتی شدن فضا خامنه ای را ساقط نمی کند که هیچ؛ بلکه او را قویتر و زیست و زندگی روزمرۀ ایرانیان را سخت تر و سختتر می کند.

5- البته یک نکتۀ طنز هم دارد این نامگذاری عملیات تهران بنام داعش و آن این است که اعراب حالا نمی دانند در مقابل دنیا چه بگویند که حداقل در ظاهر ادعای مخالفت شان با داعش را اثبات کنند. زیرا اگر داعش تروریست است و عملیات داعش بد است و محکوم است و با آن مبارزه می کنند؛ باید برای همه بد باشد و نمی شود از داعش اعلام برائت کرد و عملیات در ایرانش را نادیده گرفت و حتی حمایت کرد. اما گروه ایرانی مسئول عملیات حادثۀ امروز تهران گویا چنان از خشم مردم ایران وحشتزده هستند که حتی حرف ارباب سلمان را هم زمین اندخته اند برای "بعهده گرفتن مسئولیت عملیات تهران بنام خود گروه تروریست ایرانی" و گفته اند: لا؛ سیّدی! این یک فقره اعلامیه را می دهیم به برادر ابوبکر بغدادی! یا...هو

۵۰ نظر:

ناشناس گفت...

قسمت ناراحت کننده اش همینه که شکست خورد. قبر خمینی اگر منفجر میشد کارمای قبر رضاخان بود و نمایندها هم اگر شهید میشدند این علمیات تروریستی تبدیل میشد به قتل سیاسی که خیلی بهتر بود. متاسفانه مردم بیگناه مردن باید سیاست مداران که دنبال جنگ هستن ترور بشن نه مردم انتخاب مکان درست بود ولی اگر در انتخاب هدف دقت می کردند بهتر بود مثلا حوزه علمیه قم مناسب است یا امام جمعه اصفهان دعای خیر داره ترورش!

ناشناس گفت...

من کامنت های خودم رو که در متن قبلی شما فرستاده بودم در این مطلب شما هم دوباره ارسال میکنم چون از نظر موضوعی به مطلب اخیر شما مربوط هستن:
یه سری نکاتی در مورد حادثه تروریستی تهران مطرح شده که باعث ایجاد فضای مبهم و شک آلود نسبت به ماهیت این حملات تروریستی شده:
1. هویت تروریست ها: تروریست ها چه کسانی بودند؟ عرب خارجی، عرب ایرانی، ایرانی، یا تعدادی از تروریست ها عرب و تعدادی دیگر ایرانی بودن؟ اظهارات برخی از شاهدان عینی نشون میده که حداقل یکی از تروریست ها ایرانی بوده چون به زبان فارسی جملاتی رو فریاد میزده است:
http://news.gooya.com/2017/06/post-4418.php
فیلم پخش شده از سوی داعش هم نشون میده که دو نفر از تروریست ها به زبان عربی صحبت می کردن. ولی تحلیل نوع کلمات به کار برده شده نشون میده که اگرچه لهجه عربی این دو تروریست فصیح بوده ولی زبان عربی استفاده شده کاملا غریب بوده و احتمال قوی تروریست ها عرب نبوده و عربی را آموخته اند:
http://news.gooya.com/2017/06/post-4416.php
شبکه بی بی سی فارسی هم در تحلیلی اعلام کرد که احتمالا تروریست ها زبان عربی رو آموخته اند و عرب نیستند.

2. تعداد تروریست ها: تعداد تروریست ها در حرم خمینی 2 نفر و در مجلس 4 نفر اعلام شد. در حالیکه یکی از شاهدان عینی تعداد 8 نفر تروریست را اظهار میکند و یک شاهد هم اعلام میکند که با توجه به صحبت های بین تروریست های حرم خمینی و رفتار آنها به نظر میرسید پشتیبانی هایی از بیرون حرم دریافت می کنند:
http://news.gooya.com/2017/06/post-4418.php
جالب است که پس از پایان این ماجرا و کشته شدن تروریست ها، تنها 3 جسد از تروریست ها در مجلس یافت می شود! همچنین به احتمال قوی هر گروه از تروریست های حرم و مجلس یک تیم پشتیبانی هم در بیرون از محوطه این مکان ها داشتند که بعد از عملیات متواری شده اند.

3. انتخاب مکان و زمان عملیات تروریستی: انتخاب یک ساختمان جنبی مجلس به جای خود مجلس و همچنین حرم خمینی آن هم در زمانی خلوت و پس از برگزاری مراسم ارتحال خمینی بسیار عجیب به نظر می رسد. چرا تروریست ها در زمان شلوغی عملیات خود را انجام ندادند؟ چرا در مکان های بسیار پرجمعیت تر مانند مترو عملیات انجام ندادند؟ به عکس زیر از لحظه انفجار تروریست انتحاری دقت کنید که توسط رسانه های رسمی حکومت منتشر شده، تروریست مذکور در فضایی خالی و خلوت خود را منفجر می کند:
http://www.fardanews.com/files/fa/news/1396/3/17/518124_198.jpg

4. چگونگی ورود تروریست ها به ایران و مسلح شدن آنها: مورد مهم دیگری است که توجه ها رو به خود جلب کرده. اگر تروریست ها به صورت رسمی وارد ایران شده باشند. هویت آنها و مبدا ورود آنها توسط وزارت خارجه ثبت شده و تاکنون باید اعلام میشد. همچنین اگر تروریست ها عرب بوده و از طریق رسمی وارد کشور شده بودند حتما باید توجه وزارت اطلاعات به ورود آنها جلب میشد. بنابراین ناچار باید این احتمال را در نظر گرفت که تروریست ها به صورت غیرقانونی از مرز وارد کشور شده اند. ولی باز هم این سوالات پیش میاد که مگر مرزهای کشور حفاظت نمی شود. فرض میکنیم که تروریست ها از مرز وارد شده اند. چگونه فاصله بین مرز تا تهران رو بدون کوچکترین جلب توجهی طی کرده اند؟ مسئله دیگر تا بن دندان مسلح بودن این تروریست ها هست. اگر این تروریست ها از مرز وارد شده باشند چگونه آن همه سلاح (نارنجک جنگی، کلاشینکف و جلیقه های انفجاری) را تا تهران بدون جلب توجه حمل کرده اند؟

همگی موارد بالا بالاجبار باعث هدایت ذهن ها به یک سو می شوند. اینکه تروریست ها ایرانی بوده و داخل خود ایران و تهران بوده اند و از جای دیگری نیامده اند. البته این فقط یک احتمال هست و طی روزهای آینده با انتشار اطلاعات بیشتر شاید موضوع بیشتر روشن شود.

ناشناس گفت...

دو مورد دیگر رو هم اضافه میکنم و یک احتمال دیگر رو هم مطرح می کنم.
1. شکل و فرم عملیات تروریستی: عملیات تروریستی تهران با حمله تروریست ها به دو فضای بسته و با تیراندازی کور و جلیقه های انفجاری انجام شده. در حالیکه شکل عملیات تروریستی معمول داعش حملات تروریستی در فضای باز هست. علاوه بر این نوع جلیقه های انفجاری استفاده شده در تهران هم بر اساس عکس هایی که خود رسانه های حکومت منتشر کردن با جلیقه های انفجاری داعش متفاوت هست. داعش معمولا از مواد منفجره مثل c4 یا مواد ساده تر استفاده می کنه. ولی جلیقه های انفجاری تروریست های تهران تنها متشکل از تعدادی نارنجک جنگی بوده.

2. استفاده تروریست های تهران از سیانور: تاکنون هرگز گزارش نشده که تروریست های داعش از سیانور استفاده کرده باشند. ولی بر اساس گزارشات رسانه های خود حکومت یکی از تروریست ها که زنده دستگیر شده سیانور داشته است. استفاده از سیانور از چندین دهه پیش توسط گروه های مسلح ایرانی و تروریست های ایرانی معمول بوده.

احتمال دیگری که میشود مطرح کرد با توجه به لهجه عربی تروریست ها، شکل و فرم عملیات تروریستی و غافلگیر شدن نیروهای اطلاعاتی ایران اینست که احتمالا این عملیات ترور توسط تروریست هایی غیر عرب و غیرایرانی ولی با مشورت گروه های ایرانی مانند سازمان مجاهدین انجام شده است. انتخاب محل عملیات که شامل مجلس و حرم خمینی میشده هم احتمالا با مشورت یک گروه ایرانی بوده. ولی عاملان ترور احتمالا افرادی از شمال آفریقا یا تروریست هایی از کشورهایی غیرعرب بوده اند و محل ورود تروریست ها هم مرزهای شمالی یا شرقی بوده و نه از مرزهای غربی و از عراق. اگر واکنش های سیستم اطلاعاتی ایران رو در هنگام ورود تیم های ترور قبلی مرور کنیم متوجه می شویم که در همگی این موارد شیوه ای که تیم های تروریستی قصد ترور از طریق آن داشتند، بمب گذاری بوده و محل ورودشان نیز از مرزهای غربی و از عراق بوده. چون سیستم اطلاعاتی ایران نفوذ قوی و جاسوس های فراوان در عراق و سوریه دارد تمام این عملیات های تروریستی قبل از به مرحله عمل رسیدن توسط سیستم اطلاعات ایران کشف میشد. علاوه بر این شیوه ترور که مبنی بر بمب گذاری بوده و نه تیراندازی کور نیاز به مدت زمان طولانی و آماده سازی و ساخت بمب داشته که زمان لازم رو به نیروهای اطلاعاتی ایران برای مقابله میداده. در فیلم هایی که از سوی وزارت اطلاعات ایران در سایت های حکومتی پخش شده تمام این مراحل یعنی ورود تروریست ها از مرزها، سکونت در شهرهای مرزی، خرید و تهیه مواد لازم برای ساخت بمب و ساخت بمب و زیر نظر بودن تروریست ها توسط مامورین اطلاعاتی در فیلم توضیح داده می شود (با جستجو در گوگل میتوانید این فیلم ها رو پیدا کنید).

من فکر میکنم با ناموفق بودن عملیات های قبلی تروریست ها در ایران و عملکرد فوق العاده سیستم اطلاعاتی ایران در کشف این عملیات ها موجب شد اتاق های فکر تروریستی مدل جدید رو برای دور زدن نیروهای اطلاعاتی ایران طراحی کنند. این اتاق های فکر از روش عملیات موفق تروریستی داعش در فرودگاه آتاتورک ترکیه الهام گرفتند. در عملیات تروریستی فرودگاه آتاتورک، تروریست ها از چچن و روسیه وارد ترکیه شدند و اهل چچن و ازبکستان بودند. بنابراین در عملیات ترورسیتی تهران هم اولا تروریست ها به جای ورود از مرزهای غربی و عراق که نیروهای ایرانی اشراف اطلاعاتی کاملی در آن دارند از مرزهای دیگر و کشورهایی وارد ایران شده اند که نیروهای امنیتی ایران چندان اشرافی نسبت به آنها ندارند. دوما شیوه ترور به جای بمب گذاری به تیراندازی کور با کلاشینکف و کلت و جلیقه های انفجاری با استفاده از نارنجک تبدیل شده. تمام این سلاح ها رو میشود به راحتی در بازار سیاه ایران یا در کردستان ایران تهیه کرد و نیازی به حمل آنها از مرز نیست. و در ضمن تروریست ها نیازی به ساخت و طراحی بمب هم که پروسه ای طولانی است را هم به دلیل استفاده از جلیقه های نارنجکی نداشته اند. در عملیات فرودگاه آتاتورک هم، کل عملیات نه مستقیما توسط خود داعش که توسط احمد شاتاتوف تروریست چچنی که به داعش پیوسته بود به صورت مستقل انجام شده بود. در مورد عملیات تهران هم احتمال قوی توسط یک گروه گمنام تروریستی وابسته به داعش ولی به صورت مستقل طراحی شده و از مشورت ها و اطلاعات گروه های ایرانی و احتمالا مایک دآندریا مسئول عملیات ایران در سازمان سیا هم استفاده کردن. به این ترتیب سازمان های اطلاعاتی ایران و از جمله وزارت اطلاعات این بار رودست خوردن و غافلگیر شدن.

ناشناس گفت...

ضمن اینکه دقایقی پیش بیانیه شورای امنیت ملی ایران منتشر شد که در حقیقت احتمال اول یعنی ایرانی بودن تروریست ها و طراحی شدن عملیات داخل ایران را تایید می کند. در بیانیه تاکید شده که تروریست ها ایرانی های پیوسته به داعش بوده اند.
با در نظر گرفتن این بیانیه مهم، ترکیب احتمال اول با دوم صحیح ترین حالت به نظر میرسد. به این صورت که تروریست ها ایرانی بوده اند و در ایران عملیات را طراحی کرده اند و سلاح ها را هم از داخل ایران تهیه کرده اند. ولی از طرق مختلف از جمله اینترنت با داعش نیز ارتباط داشته اند و احتمالا از مشورت های گروه های دیگر ایرانی مانند سازمان مجاهدین هم استفاده کرده اند.

مانی گفت...

این هم کمکی که دوستان از ترامپ و عربستان انتظار دارند! و نتیجه این کمک هم بستن فضا و دست روحانی و آزار بیشتر مردم خواهد بود نه هیچ چیز دیگر.

ناشناس گفت...

کسی کمکی از هیچ خارجی انتظار ندارد. در صورت صحیح بودن دخالت خارجی بدون حمایت داخلی، این حادثه می تواند تبعات حضور نظامی در خارج از مرزها هم باشد. حال شما می توانید هر طور تفسیر کنید.
راستی آیا شبکه اینترنت در اطراف محل حادثه بعد از وقوع،قطع نشد؟

ناشناس گفت...

شاید هم میخواهند یکی از کله گنده های نظام را ترور کنند و این کار مقدمه آن ترور بوده.

ناشناس گفت...

کار خود سپاه بود.

ناشناس گفت...

یک نفر تا چه حد میتونه بی رحم و سنگدل باشه. ببینید میزان سبوعیت خامنه ای رو که بعد از کشته شدن 13 نفر و زخمی شدن 43 نفر تمام این حوادث غم انگیز رو به "ترقه بازی" تشبیه کرده. در سخنرانی خامنه هیچ جمله ای مبنی بر همدردی با بازماندگان و تسلیت به آنها وجود نداره. واقعا رهبر یک کشور تا چه میتونه بی تفاوت نسبت به مردمش باشه حتی دیکتاتورها هم در چنین حوادثی پیام های همدردی و همدلی با مردم می فرستن. حتی برعکس خامنه ای زمانیکه مردم ایران هنوز در شوک و غم این حادثه هستند، فرصت رو غنیمت شده و استفاده سیاسی هم به نفع خودش از این حادثه کرده. معمولا در چنین حوادثی دیکتاتورها ناامنی رو بهانه میکنن برای تشدید فضای امنیتی و سرکوب مردم. خامنه ای هم مجال نداده و چند ساعت بعد از حادثه فرمان "آتش به اختیار" به تمام به قول خودش "هسته‌های فکری و فرهنگی و عملی و جهادی" داده که هر جور که دلشان میخواد با دولت و مردم مقابله بکنن. به عبارتی ما با یک جور "قانون جنگل" در ایران طرفیم. هر کسی میتونه به مردم زور بگه و جان و مال مردم رو در اختیار بگیره چون خامنه ای دستور داده. متاسفانه چنین حوادث و عملیات های تروریستی به هیچ عنوان تاثیر مثبت روی سیاست های خامنه ای نه تنها نخواهد گذاشت بلکه با تاثیر منفی موجب تشدید و جان گرفتن دوباره سیاست های سرکوب در داخل و تهاجم در خارج خواهد شد.

Mein Droid گفت...

نه دوست عزیز این نتیجه جمهوری اسلامی و سیاست های آن است

مکنزی گفت...

با تشکر از ناشناس ۶:۵۵ آخر مگر سپاه دیوانه است که خودش پز امنیت خودش را نابود کند؟ یکم تئوری توطئه نیست این حرف؟!

واکنش رهبری کاملا قابل انتظار و مناسب بود ایشان از جایگاه رهبر جمهوری اسلامی پاسخ دادند نه مسئول کشور ایران، منظورشان این بود که ما می دانیم این ترور ها مانند 8 سال جنگ تحمیلی ما به ملت ایران نتیجه سیاست و رفتارهای خودمان است اما دشمنان بدانند با کشتن مردم ایران جمهوری اسلامی از صدور انقلاب منصرف نخواهد شد چون مردم ایران را که خودمان هم داریم می کشیم و اصلا ارزشی ندارند برای ما، خیلی صادقانه بود.

Dalghak.Irani گفت...

فرصت نمی کنم کامنت های طولانی را هنگام تأیید برای انتشار مطالعه کنم. قبلاً خواهش کرده بودم از نوشتن کامنت های نوستراداموسی چند کلمه ای و از سوی دیگر بحر طویل های چند صفحه ای اجتناب کنید که متأسفانه گاهی فراموش می کنید. اگر نظری دارید در کوته ترین متن و با اشاره به مهمترین دلیل نگاهتان بنویسید و یادتان باشد که اینجا یک وبلاگ است و جهت همۀ نوسشته ها و تحلیل های دیگر رسانه ها فضای کافی و ماسب ندارد. یا...هو

ناشناس گفت...

حالا اینجور حملات تروریستی اگه تکرار شد ، میشه گفت که ترور به ایران هم سرایت کرده و باید نگران شد ولی اگه دیگه اتفاقی نیفتاد و بگیر و ببندها زیاد شد اونوقته که میشه فکر کرد که یک سناریو دیگه است از نظام در جهت مظلوم نمایی و برائت از تروریسم که اخیرآ انگشت اتهام بین المللی بیش از پیش به سمت ایران نشانه رفته و بوی اتحاد منطقه ای بر علیه ایران بمشام میرسد. در اینصورت اینکه ایا واقعآ تروریست واقعی در کار بوده یا خیر ؟ نمایندگانی از افکار عمومی تروریستهای بهلاکت رسیده را روئیت کرده اند یا خیر ؟ سوالاتی خواهد بود که جواب آنها تعیین کننده است ، چرا که ممکن است فقط چندین نفر از مردم عادی قربانی نمایشی شده باشند که در آن دو طرف درگیر در اصل یکی بوده اند و تروریست مرده ای هم در کار نباشد. منافع این سناریو در مقابل مضار آن ( کاهش سطح امنیت در کشور ) بسیار بیشتر خواهد بود . اینکه یک زن مهاجم زنده دستگیر شده و وزیر محترم هم اعلام کردند که عقبه تروریستها شناسایی شده اند ، میتواند حاوی پی آمدهای بدی برای جامعه مدنی داشته باشد و هر آنچه که تو تصورش را نتوان کنی هم از این کوزه بدر آید . باید منتظر ماند.

اوس جواد گفت...

من نمیدونم وزارت اطلاعات میگه که اینها از عناصر داعش هستند که هویتشون هم مشخص شده و گروه کوچکی از تیم تروریستی بزرگی بودند که قرار بوده که در شهرهای مختلف دست به عملیات بزرگی بزنند که این دو گروه به هر حال یه جوری قسر در رفتند تیمی که در حرم امام دست به این کار زدند قرار بود در مراسم ۱۴ و ۱۵ خرداد دست به این کار بزنند که موفق نشدند
بعد شما دلقک داری چی میگی حالت خوش نیست
این اتفاق دیروز تفاله کوچکی از یه تیم تروریستی بزرگ بود که با هوشیاری متلاشی شد

Dalghak.Irani گفت...

گذشته از اینکه شما ناشناس های رنگارنگ و اینقدر محافظه کار و ترسو که حتی از انتخاب یک آیدی بدون قابلیت کمترین رفرنس - منظور حتی داشتن اکانت در دنیای مجازی است - وحشت دارید و دریغ می کنید. من گناه دارم بخدا که هم مجانی می نویسم و هم آموزش می دهم و هم سعی می کنم با وادار شما به تفکر از انجماد ذهنتان جلوگیری کنم اینقدر مورد عدم مفاهمه از جانب شماها قرار بگیرم. که بقول آن دوستمان که در پست قبلی دلش بحالم سوخته بود در مورد کامنت ناشناسی که گفتۀ طنزم در مورد مراجعۀ الجبیر وزیر خارجه سعودی به وبلاگم را جدی گرفته و مرا از اینهمه خودشیفتگی برحذر داشته بود. من در پیشانی وبلاگم هم گفته ام که بجای تمرکز بر خود پدیده ها (چه اتفاقی افتاده است) متمرکز می شوم بر فلسفۀ پدیده ها (چرا اتفاق افتاده است) تا شماها را از سطح حوادث بعمق ببرم و یاد بدهم که فکرتان را بیشتر بکار بگیرید. اما وقتی با اظهار نظرهای نفهمیده مواجه می شوم خستگی بر تنم می ماسد که چرا اینقدر مصرید که مغزتان را بکر نگه دارید تا هنگام مرگ. مگر از دست و پا و آلت تناسلی و گوش و چشم تان استفاده نمی کنید برای زیستن. خب مغز هم یک عضو حداقل در سطح آلت سکسی تان باید مورد استفاده قرار بگیرد و فکر کند. لذا اگر هم اطلاعات منتشر شدۀ بعدی چه از سوی حکومت یا سایر منابع معتبر - اگر هرچه حکومت می گوید را هم معتبر بدانید - در مورد خود پدیده مغایر با گفته های من - باز در مورد خود پدیده - باشد - که در مورد این پست نیست - بازهم تغییری در نقد من بر فلسفۀ پدیده که شرح چرا این اتفاق افتاده و می افتد است نمی دهد و شما می توانید به توسعۀ مغزتان مصرف کنید. گناه دارم بخدا کمی هم شما کمک کنید به فهم درست خودتان! یا...هو

ناشناس گفت...

بسیار عالی تیمسار خدا رو شکر که هستی واقعا از تحلیلات لذت میبرم مرسی

يکي از خدمه کـشـــتـي غـول پـيـکر اصـلاحـات گفت...

بايد به ريشه هاي اين ترور توجه کنيم
....................
وقتي ميان شيعيان و سني ها (ايران و عربستان) اختلاف مي افتد، بايد انتظار چنين حوادث تلخي را داشت

راه حل پيشنهادي بنده، چيزي نيست جز اتحاد ميان شيعيان و سني ها (اتحاد بين ايران و عربستان)، و اين همان راهي است که اصلاح طلبان سالهاست که بر آن تاکيد دارند.

فلذا ، اولين قدم را بايد زودتر برداشت ، يعني به رسميت شناختن فرهنگ و تمدن عظيم و با شکوه عربستان.
....................

پالادیوم گفت...

منت مجانی نوشتنت رو سر خواننده نذار، وبلاگ نویسی انتخاب خودت بوده و کسی مجبورت نکرده! در ثانی کلیک همین خواننده ها به وبلاگت اعتبار میده و باید منتشون رو هم بکشی. اگه تو زندگی شخصیت شکست خوردی و در جایگاهی که خودت رو مستحق میدونی نیستی تقصیر این بنده های خدا نیست که هراز گاهی عقده های دیده نشدنت توسط مخاطبین خواص رو سرشون پیاده میکنی! زیاد خودت رو دست بالا حساب نکن و تحلیل های درپیتی که قدرت دفاع ازشون رو نداری را در پشت کلمات قلمبه سلمبه من در اوردیت (فلسفه لیبرالیزم) و فلسفه وجودی پدیده ها و غیره ماسمالی نکن و بعد تو چشم چار بقیه فرو نکن! تو درست در همون جایگاهی هستی که باید باشی، یک بازنشسته جلاکرده از وطن و سوسیال بگیر لندن نشین که درد بی همزبونیت تو غربت رو داری با وبلاگ نویسی و هابی مورد علاقت پر میکنی پس دست کامنت گذار ها رو ببوس که همینا فقط دارن جدی میگیرنت!
یه نشونی هم میدم بهت که خودتو بیشتر بشناسی، اگه حرفات برش داشت و حداقل حرف توده مردم بود، عشقت قالیباف الان رئیس جمهور بود و با اون وضع لجنمال از صحنه سیاست پاک نمیشد. این حرفارو نمیگم که خودت رو اصلاح کنی چون نه فرصتش رو داری و نه استعدادش رو ولی میخوام یخورده با خودت روبروت کنم که زیاد هوا برت نداره! از اون طرف گنده گوزی میکنی از این طرف میگی شوخی کردم. هرجا کم میاری میزنی به صحرای کربلای فلسفه و چیستی و چرایی در صورتی که در مورد فلسفه حضور خودت تو دنیای مجازی رو راست نیستی! دست بردار تیمسار بزا احترامت سرجاش بمونه!

ایوب گفت...

جناب تیمسار در مورد آتش به اختیار هم توضیح دهید لطفا که این دیگر در تخصص شماست . آنقدر سوژه زیاد و پشت سر هم شده که آدم میماند به کدام برسد.

پالادیوم گفت...

صداقتت رو هم دیدم، اینقدر وجود نداشتی که کامنت قبلیم رو پخش کنی! نتونستی جلوی حرفام دوکلمه حرف حسابی بزنی مجبور به سانسور شدی! هاهاها
دیدی که ایدی هم گذاشتم که نگی ترسو بودم ولی خودت قضاوت کن ترسو کیه الان :)
دست بر دار پیرمرد، ادمای همسن تو مثل درخت میوه باید میوه بدن، برات واقعا متاسفم!

یستشیر فرمانفرمائیان گفت...

خامنه ای قصد قفل کردن کشور در وضعیت بلاتکلیفی استراتژیک رو نداره. منتها مجبوره گذار به استراتژی درهای باز رو به صورت تدریجی پیش ببره. حرف ها و مواضع تند خامنه ای صرفا برای آرام نگه داشتن و حفظ کردن قلاده نظامیان و تندروها در دست خودشه. داره فرایند گذار رو مدیریت می کنه. جای نگرانی نیست.

Dalghak.Irani گفت...

پالادیوم عزیز
چه احترامی هم گذاشتی که بماند. شما که آفتابه برداشتی بروی من و هرچه که "خود پیروزت" بلد بودی استفراغ کردی روی من! خب اگر من جزیی از دلشدگانم مملو از عقده های نوستالوژی شکست های شخصی. شما که لابد در طرف مقابل من هستی و سرشار از موفقیت و کامیابی اینجا چه می کنی! پس اندازه نکهدار که اندازه نکوست. و من هم کسی نبوده ام که در 8 سال وبلاگ نویسی منتی سر کسی گذاشته باشم و بندرت در قالب درد و دل خواسته ام که خواننده ها هم بخشی از مسئولیت "رسم برقراری ارتباط" را بعهده بگیرند. و یک سؤال: خداوکیلی و بعنوان یک انسان خود شما چقدر احتمال داشت که چنین نقد رادیکالی از شخصیت 70 ساله ات را در دید عموم بگذاری! در مورد قالیباف هم که آدرست بود می گویم که انتخاب توده می تواند همیشه درست نباشد و محکوم کردن من بدلیل اختلاف دیدگاهم با اکثریت - و در عین حال همراهی ام با تصمیم توده بعد از رقابت - وجه منطقی ندارد. البته که اگر این اظهار فضل شما راجع بمن غرور و خوشنودی اندکی هم در شما ایجاد می کند من چرا باید مخالفش باشم. مگر مقصود همۀ ما از دور هم جمع شدن تولید رضایت متقابل نیست؟ و رضایت تو حتماً مقدم است نسبت به خوش آیند من. چون شما فرصت سنی بیشتری داری برای لذت بردن از زندگی. یا...هو

ناشناس گفت...

کار خود سپاه است هم حوادث دیروز و هم اسید پاشی امروز ، با این توضیح: نیروهای اجرایی ترور و اسیدپاشی کادر سپاه نیستند ولی سپاه سالها است در جنبشهای سلفی غرب ایران نفوذ کرده هم برای کنترول آنها هم برای تحریک آنها در موقع نیاز. بر خلاف نظر بسیاری از مراجعان این بلاگ، وضع ایران در سطح منطقه اصلا مناسب نیست و نتایج همکاریهای غیر تمیز ایران و ترکیه و قطر در حال علنی شدن است و حکومت ایران وحشت کرده.

دستور به آتش به اختیار موقعی از سوی اینها صادر می‌شود که نا امید شده باشند. پروژه مظلوم نمایی و قربانی تروریست بودن جواب نداد و رهبر عصبانی است. مواظب خود و خانواده خود باشید این وضع بالاخره می‌گذرد. برای خانواده کشتگان این کار کثیف آرزوی صبر دارم.

درضمن ناشناس بودن را من احتیاط حداقل میدانم نه ترس. گوگل و فیسبوک مال گلوبالیستهای بی وجدان هستند که نماینده‌شان اوبامای مادر به خطا بود. خیلی از کسانی که اینجا کامنت میگذارند اطلاعات خود ایران هستند، امنیت نسبی است در جریان باشید.

پالادیوم گفت...

ببینم این رسم برقراری ارتباط سیقه جدیده؟ نویسنده بر اساس قشر مورد هدفش باید روون بنویسه که همه بفهمن! قلمبه سلمبه نوشتن جز گیج کردن خواننده فقط میتونه دلیل گنده گوز بودن نویسنده باشه!
جواب سوال: حالا اگه تو اتوبوس بودیم حتما بخاطر ناتوونی فیزیکیت جامو بهت میدادم. شما که ادعای مدرن بودن داری خودت هنوز درگیر سنتی عزیز!تو دنیای مدرن جناب تیمسار دنبال مفاهیم سنتی احترام به موی سفید و سن وسال نگرد چون وجود نداره تو باب اندیشه! من هر انتقادی بهر سنی رو روا میدونم. چطوره که با فرمول شما به سن خامنه ای هم احترام بزاریم و بزاریم برینه تو کشورمون؟
اگه انتخاب قالیباف انتخاب توده نبود تو هم بر اساس ادعای قبلیت استشمامگر حس توده نیستی! البته برا من روشنه که با توده مردم زاویه داری ولی این فکت رو اوردم بزارم جلو چشمت تا خودت قضاوت کنی که چقدر بی دلیل خودتو تافته جدابافته میدونی در صورتی که در معنای مثبت اون نیستی!
برات متاسفم تیمسار که داری به مخاطبات توهین میکنی، منظورت اینه که هیچ ادم خوشبخت و موفق و نرمالی نباید مخاطب تو باشه و وبلاگت رو برای بدبختا و عقده ای ها و شکست خورده ها باز کردی! (ازطرف خودم از همه مخاطبین محترم عذرخواهی میکنم)

Dalghak.Irani گفت...

حتماً دروغ کثیف نمی گویی پالادیوم . فقط اشتباه کرده ای در فرستادن کامنت قبلی ادعاییت و دیلیت شده قبل از ارسال و الا من هیچ کامنتی از تو را حذف یا حبس نکرده ام و در یکماه گذشته از دیگران هم کامنتی حذف نشده است. من که شناسنامه ام دست توست و تو ناجوانمردانه و بدون شرم از اطلاعات شخصی ام - خودم بشما داده ام - سوء استفاده می کنی در اتلاق پیرمرد "برای تحقیر" و لاطئلات چرت و پرت شده ای آدم خوبۀ داستان و شجاع چون یک کلمۀ پالادیوم قبل از ارااجیفت تایپ کرده ای و من شده ام ترسو که آدرس و مشخصات شخصیت حقیقی ام را پرچم وبلاگم کرده ام با عکس و تفصیلات. من که گفتم از حوشحالی تو بیشتر خوشحال می شوم حتی بقیمت نارحتی خودم پس دیگر چرا کرم میریزی در این فضای مجازی. من که نمی دانم زن یا مردی و چه سنی داری. در نتیجه با این خرسندی به بازیگوشیت نگاه می کنم که جوانی شاهد باشی تا روزی به کار لذتم بیایی در این سن تنهایی! یا...هو

پالادیوم گفت...

اگه سانسورچی نیستی اینو هم پخش کن. ادعای شجاعت میکنی که اسم و رسمتو پرچم وبلاگ کردی و من هم حالو پشم نفهمیدم که سوار ایده اکبر گنجی خواستی اسم و رسمی برا خودت درست کنی و در نهایت نه دستت به خمره عسل رسید که هیچ تنبونت رو هم تو فضای مجازی به باد دادی!
تیمسار لذت تو سن تو جز مفعولی تو چیز دیگه ای نیست!

ناشناس گفت...

شکل جواب دلقک را به پالادیوم پسندیدم.
البته من هم یکبار از اطلاعات شخصی دلقک در کامنتی استفاده کردم و از شما معذرت می خواهم.
در آینده کشور و حکومت آینده محتاج بخشایش بی اندازه ای هستیم.

اوس جواد گفت...

درست صحبت کن نفهم خودت هستی تو به چه حقی داری به کسانی که مخالف تو نظر میدهند نفهم میگی مثل اینکه حالت خوش نیست
باشه تو راست میگی ولی حق توهین نداری

اوس جواد گفت...

قلمبه سلمبه صحبت کردن هنر نیست من با این حرفها کاری ندارم که میگی در پیشانی وبلاگم نوشتم که بجای تمرکز بر خود پدیده ها
(چه اتفاقی افتاده است) متمرکز می شوم بر فلسفۀ پدیده ها (چرا اتفاق افتاده است) تا شماها را از سطح حوادث بعمق ببرم و یاد بدهم که فکرتان را بیشتر بکار بگیررید اصلا سوادم به این چیزها نمیرسه تو داری میگی این حوادث تهران کار داعش نیست من میگم هست با توجه به مطالبی که وزارت اطلاعات گفته که اتفاقا خیلی هم با عق و حقیقت جور در میاد
حالا تو میگی ما که حرف وزارت اطلاعات رو باور داریم نفهم هستیم و از مغزمون استفاده نمیکنیم خب باشه تو راست میگی
حقیقت مشخص است

ناشناس گفت...

۱-حد اقل یک سال است که به انحای مختلف سعی در رادیکال کردن (ایدولوژیزه شدن) سیاست های خارجی و داخلی ایران را دارند. جمهوریخواهان آمریکایی و نتانیاهو هنوز در رویای شیرین ۸ سال ریاست جمهوری احمدی نژاد هستند.
۲-آمریکا تبدیل به صادر کننده گاز طبیعی شیل شده و در صدد انحصار بازار های انرژی و حذف رقبای خود است. ایران و قطر در وحله اول مهمترین رقبایی هستند که باید حذف شوند. ایجاد بحران در خاور میانه و برافروختن جنگی فرسایشی و دراز مدت که برنده ای نداشته باشد, به معنی حذف این رقبا و رونق بازار سلاح های آمریکایی است.
۳-اگر چه عربستان , امارات و.. نیز سر انجام در مهلکه چنین جنگی نیز خواهند سوخت ولی حمایت آمریکا از آنها برای تشدید فشار ها بر روی ایران و رادیکال کردن سیاست های خارجی و داخلی ایران و همچنین اهمیتی است که این کشور ها بعنوان مشتری های سلاح های آمریکایی دارند.

صداقت گفت...

سلام
تیمسار گرامی
ممنون بابت مطالبی که منتشر میفرمایید
پالادیوم، شما حداقل احترام و چگونگی رفتار اولیه در برخورد با یک بزرگتر را بلد نیستید؛ سایر موارد پیشکش. تمام سخرانی های که از دکتر رنانی شنیدم با این شعر از مولانا شروع شده بخوانید شاید در نوع ادبیاتتان تجدید نظر کردید.
از خدا جوییم توفیق ادب بی‌ادب محروم گشت از لطف رب
بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد بلک آتش در همه آفاق زد
مایده از آسمان در می‌رسید بی‌شری و بیع و بی‌گفت و شنید
درمیان قوم موسی چند کس بی‌ادب گفتند کو سیر و عدس
منقطع شد خوان و نان از آسمان ماند رنج زرع و بیل و داس‌مان
باز عیسی چون شفاعت کرد حق خوان فرستاد و غنیمت بر طبق
مائده از آسمان شد عائده چون که گفت انزل علینا مائده
باز گستاخان ادب بگذاشتند چون گدایان زله‌ها برداشتند
لابه کرده عیسی ایشان را که این دایمست و کم نگردد از زمین
بدگمانی کردن و حرص‌آوری کفر باشد پیش خوان مهتری
زان گدارویان نادیده ز آز آن در رحمت بریشان شد فراز
ابر بر ناید پی منع زکات وز زنا افتد وبا اندر جهات
هر چه بر تو آید از ظلمات و غم آن ز بی‌باکی و گستاخیست هم
هر که بی‌باکی کند در راه دوست ره‌زن مردان شد و نامرد اوست
از ادب پرنور گشته‌ست این فلک وز ادب معصوم و پاک آمد ملک
بد ز گستاخی کسوف آفتاب شد عزازیلی ز جرات رد باب

ارادتمند شما صداقت

آتنا گفت...

مدير محترم وبلاگ
لطفا از درج کامنتهاي افراد بي ادب که قصد حمله شخصي دارند و همچنين قصد دارند با راه انداختن جنگ رواني، اعصاب مدير وبلاگ و ديگر مراجعه کنندگان به اين وبلاگ را خورد کنند، اجتناب کنيد.

البته خودتان مدير وبلاگ هستيد و من صرفا پيشنهاد مي کنم. البته اکثر خوانندگان اين وبلاگ متوجه هستند که اين شخص قصد جنگ رواني دارد و قصد تبديل کردن وبلاگ به يک محيط سرشار از فحش و ناسزا
_________________________________

در خاتمه بايد گفت
وقتي فرد کامنت گذار، سن و سال طرف مقابل را وسيله اي در جهت توهين به او قرار ميدهد ، مشخص است که در چه خانواده اي تربيت شده و با چه فرهنگي بزرگ شده. هدف چنين فردي، از کامنت هاي پياپي و سريالي که سرشار است از ناسزا و فحش، چيزي نيست جز راه انداختن جنگ رواني.

تصميم نهايي با مدير وبلاگ است. با اين توضيح که بسياري از خواننده ها دختر يا زن هستند و تحمل ادبيات مـشـمـئـز کـنـنـده را ندارند.


ایوب گفت...

تیمسار از شما بعیده. باز افتادی تو تله این مهمل گوهای بی مغز که قصد اتلاف وقت و انرژیتو دارن؟ ول کن کل کل با این پالادیوم بی مغزو که سطح فهمش از همون کامنتی که به خاطر نوشته ات در مورد وزیر خارجه عربستان نوشت معلومه.

پالادیوم گفت...

اتنا
نه لابد تو خوبی که به خانواده من بند کردی. جهت اطلاع تو در یک خانواده تحصیل کرده و با اصالت بدنیا اومدم و تو یکی از قدیمی ترین دموکراسی های دنیا رشد کردم و مدرسه و دانشگاه رفتم و الانم یه بیزینس خیلی موفق رو اداره میکنم.
توکل زندگیم یادگرفتم تن به پاچه خوری و دست بوسی ادمای خودخواه و اصولا هیچ بنی بشری ندم، از حقم دفاع میکنم، جلوی ادمای عبوس کوتاه نمیام، اتوبوس رنگ شده رو جای قناری نمیخرم، مغزمو به دری وری نمیدم، اصولا انتی دیکتاتورم چه از نوع بزرگ و چه کوچولو
حالا تو بگو کی و از کجایی؟
......
صداقت، بزرگتر باید معلم ادب و احترام باشه تا نسل به نسل احترام ادامه پیدا کنه، تیمسار جونت به هیچکس احترام نمیزاره اونوقت توقع داری مثل گوسفنب بربر نگاش کنم و بزارم هرچی دلش میخواد بارتون کنه؟ انگار منظور اون کامنتش رو نفهمیدی!
۰۰۰۰۰۰
اوس جواد،
این بابا عادت کرده همه رو دور از جونت گاو و گوسفند خطاب کنه خودشو پروفسور و فیلسوف. بعضی وقتا لازمه یکی تنظمیش کنه!

مانی گفت...

گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی بسیار شبیه طرفداران سفت و سخت آن هستند , وقتی چیزی مطابق میلشان نباشد دهان باز میکنند و واژه های یکسان بیرون میدهند. یکی از شانس های خامنه ای و حکومتش داشتن چنین دشمنانی است. دستشان برسد قتل عام هم میکنند. فعلا با دشنام و ناسزا و آویزان شدن به ترامپ و عربستان دلخوشند.
به گفته دوست:
ای درختان عقیم ریشه تان در آبهای هرزگی مستور,
یک جوانه ارجمند از هیچ جاتان رست نتواند.
ای گروهی برگ چرکین تار, چرکین پود,
هیچ بارانی شما را شست نتواند.

ناشناس گفت...

دلقك محترم، شما چرا وسط بحث جدي، آب روغن قاطي ميكني و با فردي كه تيكه هاي ركيك ميندازه دهن به دهن ميشي ؟ من در حال خواندن متن شما و كامنتهاي دوستان بودم كه جر و بحث شما با اين پالونيوم زد تو حالمون. گور باباش، محل اين و امثال اين يالقوز نذار و اجازه بده بحث مثبت بمونه. در ضمن يكي از ناشناسها نكات تكميلي قشنگي را با رفرنس اضافه كرده بود، حالا يه كم طولاني شد، چه عيبي داره. تا باشه از اين كامنتهاي مثبت و تحليلي. بدينوسيله دمت گرم آقاي ناشناس با اين كامنت قشنگت و ايول آقاي دلقك با تحليل جالبت

ناشناس گفت...

بابا محل اين يارو بددهنه نذارين ملت، بذارين بره يه وبلاگ ديگه گرد و خاك كنه. داراي خانواده با اصالت و بزرگ شده در مملكت دموكراتيك و داراي بيزنس موفق، يارو انگار داره cv شو تعريف ميكنه. اگه يكي از اينها هم راست بود، وسط بحث نميگفت برو ك.. بده. شيشكي به اون نزاكتش

Dalghak.Irani گفت...

سیرک تیمسار دلقک وبلاگ سیاست موسیقی ادبیات اجتماع سینما فوتبال جدی مسخره طنز کودکی دشنام پروفسوری تودگی فلسفه بی سوادی و و و و و و باید شماها را متقاعد کرده باشد که من قاطیم. آدم های قاطی هم طیفی هستند بین دیوانه و نابغه که کمترین هاش ابلهانند و بهترین هاش هنرمند. این جماعت قاطی که من هم یکی از آن ها هستم متسامحاً بایک کلمه می توان جمعشان کرد و آن هم "نامتعارف" است. من از رفتار و گفتار و وجناتم می بارد که آدم نا متعارفی هستم و این نامهعارف بودن را هم دوست دارم و برایم فرقی نمی کند که ابله خطاب بشوم یا نابغه. چون من خودم را هنرمند می پسندم. این وبلاگ اگر در همۀ دنیا بی نظیر نباشد حداقل مطمئنم که در زبان فارسی بی همتاست. نه بخاطر من و دیگری و محتوا و شکل و خیلی موارد معمولی دیگر. بلکه فقط به این خاطر که هم پست هایش و هم کامنتدانی اش عین زندگی روزمره و برشی از جامعه اداره می شود. همۀ ما با آیدی های مجازی وجود حقیقی هم داریم و در جامعه با نواع گوناگونی از هر آنچه اینجا مستوره هایش را می بینیم در تماس و معاشرت و معامله و عشقبازی و قهر و دشنام و نوازش و مهر و انواع احساسات خوب وبد خودمان و دیگران درگیر هستیم. معمولاً وبلاگ ها و سایت ها تبدیل به گعده هایی می شوند در محدودۀ همعقیده های نویسنده و دارندۀ وبلاگ و موضوعات هم محدود به یک یا دو زانر است و شناسنامه شان را از نظمشان می گیرند و هر تازه واردی هم بلافاصله تشخیص می دهد که وارد کجا شده و اگر دوست داشت می ماند و در غیر اینصورت اولین کلیکش آخرین کلیکش هم می شود. اما سیرک من اعتبارش را از بی نظمی اش می گیرد همانطور که زندگی هم همینطور است و همیشه ما را غافلگیر می کند و اصلاً می خواهیم که غافلگیر شویم حتی اگر ناراحت هم بشویم. چون چیزی ناراحت کننده تر از "یکنواختی" نیست. اگر بخواهم شرح چگونگی بدهم 8 سال دیگر وقت می خواهم و دوباره باید همۀ آنچه را که بارها شرح داده ام مجدداً بنویسم. پس تحمل کنید که شناسنامۀ وبلاگ مرا عوض نکنیم و شماها همه هم بخاطر همین هستید با این تنوع جمع اضدادتان. و الا کسی اگر امیدی به پیدا کردن کالای مورد نیازش در دکانی نداشته باشد به آن مغازه نمی رود. همیشه این امید را زنده داریم که اگر امروز مطلب مورد پسندتان نبود فردایی خواهد بود که نوشته مورد تأییدتان را پیدا کنید. این را برای بویژه آتنا موقتی - آتنا دایمی عزیزمان که زندان است و چه دختر بیستی - نوشتم و برای صداقت و دوستانی که نگرانم هستند در مقابل آن شاگرد ناخلف. اما عیبی ندارد اگر همۀ شاگردان و فرزندان خلف در بیایند که می شود یک جامعۀ مرده و بدون کشمکش و کسی نمی تواند مثل من گنده گوزی کند که پسرجان احترام بزرگترت را نگهدار چون بغیر از همان خراب شده ای که تو بزرگ شده ای در همۀ فرنگی که ما داریم زندگی می کنیم بزرگی و کوچکی مثل آیه های انجیل و قران و تورات در نزد مؤمنین مقدس است!یا...هو
اوس جواد شکایت تو را هم رسیدگی خواهم کرد صبر کن بر می گردم

آتنا گفت...

__________________

........ معمولاً وبلاگ ها و سایت ها تبدیل به گعده هایی می شوند در محدودۀ همعقیده های نویسنده و دارندۀ وبلاگ و موضوعات هم محدود به یک یا دو ژانر است و شناسنامه شان را از نظمشان می گیرند و هر تازه واردی هم بلافاصله تشخیص می دهد که وارد کجا شده و اگر دوست داشت می ماند و در غیر اینصورت اولین کلیکش آخرین کلیکش هم می شود....... + +‌ + + + + + + + + +

...... پس تحمل کنید که شناسنامۀ وبلاگ مرا عوض نکنیم و شماها همه هم بخاطر همین هستید با این تنوع جمع اضدادتان. و الا کسی اگر امیدی به پیدا کردن کالای مورد نیازش در دکانی نداشته باشد به آن مغازه نمی رود. همیشه این امید را زنده داریم که اگر امروز مطلب مورد پسندتان نبود فردایی خواهد بود که نوشته مورد تأییدتان را پیدا کنید.

+ +‌ + + + + + + + + +
__________________

Dalghak.Irani گفت...

اوس جواد نازنین
بخاطر رنجیدنت از من عذرخواهی می کنم. اما آن کامنت کلی به بهانۀ تو نوشته شده بود اما نه خطاب به شخص شما. همیشه از این گاف ها می دهم. بعنوان مثال یکبار یک کامنت از همین انواعی که شما را نارحت کرده نوشتم زیر کامنت دوست یزدیم که اگر بهترین ومهمترین و وفادارتری و نازنین ترین خوانندگانم نباشند قطعاً یکی از کم نظیرتر ها هستند - اخیراً هم بی احترامی بزرگتری به ایشان کردم در پاسخ ندادن به بحث رهبر آینده که یادم است بزودی خدمت شان شرح بدهم - لذا خدمت شما عرض می کنم که کامنت مزبور قصد اذیت کردن شما را نداشت و منظورم یک گزارۀ کلی بود. القصه در مورد مشکلت در مورد کار داعش بود و نبود عرض می کنم که مقاامات رسمی تا اینجا حرف مرا نقض نکرده اند. گفته بودم ایرانیند تأیید کرده اند که ایرانیند. گفته بودم مربوط به گروه های مخالف جمهوری اسلامی در داخلند تأیید کردند که تعدادی از غرب - بخوان کردستان - و تعدادی از جنوب - بخوان خوزستان بودند که می دانیم در هر دو نقطه گروه های مسلح مخالف حکومت وجود دارند و گفته اند که زن دستگیر شده راهنما و بلد و برناه ریزشان بوده می توان حدس قوی زد که از رابطان مجاهدین بوده باشد. گفته اند عضو داعش و فعال در عراق و سوریه بودند اما نگفته اند قبل از داعش عضو کدام دسته و گروهی بوده اند. و حتماً بخاطر بسیار زیاد محرمانه و سری نمی توانستند هم نرسیده اند اطلاعات را کامل کنند و هم از جهت امنیتی و ملاحظات سیاسی نمی توانستند بگویند که گروه های داخلی اینان را معرفی کرده ان تا در یک تماس حقیقی یا صوری شناسنامۀ داعشی بگیرند و تحت لیسانس این گروه عمل کنند که منابع داخلی لو نروند و یکهزار و چند دلیل پیچیدۀ دیگر. پس خیلی هم نباید می پذیرفتی که عرض من کاملاً غلط بوده چون خودت بچشم خودت دیده ای که اینان داعشی های سابقه دار و تیر بوده اند. حتی عملکر نرم این ایرانی ها نسبت بداعشی های اصیل نشان می دهد که خیلی هم داعشی نبودند. داعش اگر بهر دلیل به هدفی شلیک کند مغزش و قلبش تنها هدف های موجهند ولی آیا متوجه شده ای که بسیاری از مجروحان مقاومت نکرده در مقابل شان فقط از ناحیۀ پا و بعضاً بازو هدف قرار گرفته و جراحت های کمتر خطرناک برداشته اند و ... برای توهینی هم که قصدم نبود و تو احساسش کرده بودی رسماً پوزش خواستم و بازهم ببخشید. بازهم شکایتی داری بگو زیرا نمی خواهم اول پیاله با اوس جواد با بدمستی شروع شود. پالا دیوم را هم ولش. او همۀ حرف های مثبتی که بلد است از خود من یاد گرفتۀ و سگ پاسوختۀ وبلاگ من است و توهینش هم بخاطر این بود که فکر می کرد توهین کند حتماً یک جوابی می دهم و این تنها آرزوی او هم است: دیالوگ با استاد. حتی اگر شده با بجان خری ناملایمات کلامی! دوستت دارم و رسم من نیست که مهمان را در هنگام ورود تعظیم نکنم. یا...هو

پالادیوم گفت...

تیمسار مهم نیست فکر کنی سگ پاسوخته ویلاگتم و یا استاد منی و از این حرفا که مختص ذهن متوهم و خودبزرگ بین خودته! همین که از خوانندهات عذر خواهی کردی معلومه تاثیر خودمو گذاشتم!
تا دفه بعدی که من پالادیوم و تو پالادیوم لازم بشی،یا...هو!

م گفت...

تیمسار گرامی
کامنتهای سخیف و پر از عقده پالادیوم را خواندم و بسی متاثر شدم از این حجم نفرت و کینه و عقده و کثافت که در ذهن این آدم جا گرفته و خود را از خانواده ای خوب و صاحب بیزنس میداند!
اسم پالادیوم هم نشانه عمق حقارت این موجود چندش آور است که احتمالا از از پاساژ پالادیوم زعفرانیه گرفته. جایی که مکان فخر فروشی عده ای پولدار بی دغدغه است تا خود را تافته جدا بافته نشان دهند.
این ابله اگر جرات داشت اسمی و رسم واقعی خودش را میگفت تا اینکه از پشت یک اسم مستعار تمام لجنهای درونش را بیرون بریزد!
تیمسار، من مشابه این رجاله ها باز هم دیده ام که معمولا در خارج زندگی میکنند و فحش میدهند اما نهایت کاری که میکنند تحلیل های آبدوخیاری و بساط منقل و وافور است.
لطفا این آدمهای خود برتر بین را از سیرکت بیرون انداز که بوی گندش بد مشام آزار است.
اینجا جای تحلیل و بحث است چه درست و چه غلط. نه جای تخلیه عصبی مزخرفات و عقده ها
تیمسار، تقریبا اکثر خواننده ها سیرکت را دوست دارند و تحلیل هایت و قلمت خوب و جالب است.
من خودم به شخصیت تو و سایر مسائل شخصی یا رفتاری تو هیچ وقت کاری نداشته ام و فقط نظراتت را در مورد مسائل مختلف میخوانم و اگر هم مخالف باشم در هر قضیه ای مثل قالیباف یا همین پست آخر که گذاشتی در مورد داعش، هرگز اجازه توهین و ناسزا و هدف گرفتن شخصیت تو را به خودم نمیدهم.
م

ناشناس گفت...

تیمسار شما گویا در نیروی هوایی بودین. سردار باقری گفته یک عملیات گسترده هوایی علیه داعش انجام خواهد شد. قاعدتا نیروی هوایی ارتش ایران باید از فانتوم اف-4 استفاده کند که یک بمب افکن هست. دو سوال از شما دارم: اول اینکه آیا واقعا فانتوم های ایران پس از حدود 4 دهه در وضعیتی هستند که بتوانند بدون حادثه اقدام به عملیات کنند؟ و آیا نیاز به سوخت گیری هوایی پیدا میکنند و اگر بله با توجه به اینکه ارتش ایران فاقد هواپیمای سوخت رسان است چگونه اینکار انجام میشود؟ دوم اینکه آیا فانتوم های ایرانی به فناوری های روز برای افزایش دقت بمباران مجهز شده اند که بمباران آنها موجب کشتار افراد بیگناه و زن و بچه ها نشود؟

ناشناس گفت...

حالا یک بحثی بین دلقک و پالادیوم شده و هر دو هم حرفشان را زدند ، لطفآ هیزم بیار معرکه نباشیم و کامنت ها را به بیراهه نبریم.

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
Dalghak.Irani گفت...

کورش عرفانی محترم
اینجا تبلیغ لینک مجاز نیست. مگر اینکه از قلم معتبر و شناخته شده و مرجع قبول شده در داخل ایران باشد. لذا تبلیغ لینک نوشته تان در گویا نیوز را حذف کردم و انتظار دارم که چه خودتان و چه گماشته یا سمپات احتمالی تان رعایت بکنید و از تبلیغ در اینجا صرفنظر کنید. اینکه رژیم ایران بدلیل فرار از فروپاشی متوسل به تروریسم خودساخته شده که نیاز به تحلیل ندارد و کافی است هر واقعه ای از هر دست را در این کلیشۀ از چهل سال پیش ساخته شده قرار داد و داد از تنور بیرون.

پالادیوم
از خودت هم محافظت کن و از حس خوبی که در کامنت آخرت پیدا کرده ای لذت ببر که بالا پائین هر تلاشی دادن لذت به خود یا دیگری است که البته لذت دادن بدیگری هم غیرمستقیم برای لذت خود است. با اینکه من صدها بار شده که از خوانندگان عام یا خاص عذرخواهی های متنوع کرده ام. اما بازهم نمی توانم - نمی خواهم هم - مطمئن باشم که در عذرخواهی از اوس جواد دیالوگم با شما حتی یک هزارم درصد هم مؤثر نبوده است. لذا از حفاظتی که از دوستانت و مطلوم ها کرده ای و از زیر دست تحقیر من نجات داده ای خوشحالی و من هم از خوشحالی تو خوشحالم. یا...هو

ناشناس گفت...

جناب دلقک نوع نوشته های شما حالا چه به صورت خواسته یا ناخواسته تداعی کننده سمپات با جمهوری اسلامی می باشد اینکه عربستان با استفاده ابزاری از مخالفان ایدِلوژیک حکومت اسلامی به داخل مناطق حساس تهران نفوذ می کند و ناموفق بیرون می اید و پیروز این میدان پروپاگاندا جمهوری اسلامی می باشد نوعی تخیل فانتزیک می باشد و اینکه تا یه حدود کمی جمهوری اسلامی واداده است !!
هیمنه امنتیتی جمهوری اسلامی ترک برداشته و اگر حتی یک درصد که شما ان را ندید گرفته اید که جناح اقتدارگرای نظامی رژیم این سناریو را تدارک دیده باشد هم اشاره نکرده اید و به سهو یا عمد ان را ندید می گیرید که برای تحلیلگر منصفی مثل شما علامت سوال بزرگی است
اقتدار جمهوری اسلامی ترک بزرگی برداشت هرچند که عملیاتی کور و فقط به زعم شما ضررش برای مردم عادی بود
اما من به شما قول می دهم ضرر ان برای جمهوری اسلامی چندین ده برابر بود ترس بزرگی میان طرفداران جمهوری اسلامی افتاده !!!و برای مردم عادی که به صورت سنتی بود جمهوری اسلامی را به نبودش ترجیح می دهند نیز شرایط در حال تغییر و تحول است
خامنه ای عرصه را باخته ترس در او تمایان است به افسران نرم خود استفاده از قدرت اتش و عبور از نهادهای دست و پاگیر و دولتی را چیشنهاد می دهد اینها علامات کوچکی است؟!!!
لطفا تحلیلهای خود را از قالب تحلیلهای سفارشی پروپاگاندای جمهوری اسلامی خارج کنید با تشکر

ناشناس گفت...

اگر تظاهرات برای پول های خورده شده توسط بانکهای وابسطه به سپاه، دوباره انجام نشه، من قبول میکنم که این کار خود سپاه نبوده( مثل بمب گذاری در حرم رضا در مشهد).

ناشناس گفت...

https://www.youtube.com/watch?v=_hT7vFTJHrY&t=1133s
با سلام. می خواستم نظر شما را درمورد استفاده از علی علیزاده در برنامه تحلیلی مجری امنیتی یامین پور بعنوان کارشناس جویا شوم. مدتی است که اقای علیزاده در تحلیل هایش گویا مقامات ایرانی را مخاطب قرار می دهد و سعی در کشاندن انها به مسیر عقلانیت دارد. ایا این دعوت به معنای احتمال استفاده از نظرات ایشان در تمامی زمینه هاست یا صرفا استقبال از تحلیل های امنیتی ایشان است که به مذاق حاکمیت خوش امده؟

ناشناس گفت...

به نظر میرسد در تحلیل خود بیش از اندازه درگیر جزییات و گمانه زنیهای ذهنی شده اید.
افراطگرایی سنی دارای ایدئولوژی واضح ضد شیعه است و هزارن نفر مغزشسته دارای آرزوی انجام عملیات تروریستی در دامان خود پرورش داده
اینکه با ذره بین به دنبال تفاوتهایی جزیی نحوه اجرای عملیات بگردیم و از اصل موضوع ایدئولوژی افراطی و ویزگیهای ذهنی مغزشسته ها غافل بشیم باعث فاصله گرفتن از حقیقت و فانتزیسم میشه
هر چند ممکنه فانتزیسم در ظاهر جذابتر از حقیقت گرایی باشه