ه‍.ش. ۱۳۹۲ مرداد ۶, یکشنبه

از خوبی دانشگاه احمدی نژاد تا برقع پوشی حسین شریعتمداری و مستند رضاشاه فقید!



1- بنظرم مجوز بخود دادن احمدی نژاد برای تأسیس دانشگاه ایرانیان خبر خوبی است. زیرا دانشگاه به بالارفتن فرهنگ عمومی و سکولاریزه کردن جامعه کمک می کند. مضافاً به اینکه نام ایرانیان داشته باشد و متولی اش احمدی نژاد و مشایی باشند که دید فرهنگی بازتری دارند بویژه در حوزۀ جوانان و زنان؛ و مهمتر اینکه این دید ناشی از انسان کامل احمدی نژاد توجیه مذهبی هم دارد و در مقابل نگاه متحجر روحانیان سنتی حوزه قرار دارد و آن را بچالش می گیرد. واقعیت این است که احمدی نژاد بدون داشتن قدرت ریاست جمهوری و بودجه های نامحدود دولتی و نفتی می تواند عامل بسیار مؤثری بشود در به تعادل کشاندن فرهنگی جامعه و قدرت تخریب مدیریتی هم نخواهد داشت. از آنجائیکه او آدم جسور و مهاجمی است خوشبختانه با یک نهیب چند آخوند عقب مانده جا نخواهد زد و خواهد توانست کار نیمه کاره اش در فرپاشاندن پایگاه اجتماعی دین صلب و ضد مدرنیته را که در سال های اخیر جلو برد و باعث از هم گسیختگی صفوف خشن حزب اللهی ها شد پی بگیرد و خواسته یا نا خواسته بدوران گذار فرهنگی ایرانیان از سنت های مضر خدمت خواهد کرد.

2- بقول معروف آش اینقدر شور شده است که خان هم فهمیده و بنظر می رسد که حسین شریعتمداری چنان عرصه را بر خودش تنگ دیده در مصادرۀ روحانی از یکطرف و تهدید او از جانب دیگر که سرمقالۀ کیهان فردا را خودش نوشته ولی نام یکی از نوچه هایش بنام حسام الدین برومند را پایش گذاشته است. در اینکه سرمقالۀ "پروژۀ ناشیانۀ حامیان فتنه" را خود شریعتمداری نوشته کمترین شکی ندارم. زیرا من دیگر خودم یک متخصص در شریعتمداری شناسی شده ام در طول این سال های متمادی و نثرش را از 100 کیلوتری تشخیص می دهم. اما چرا شریعتمداری با پوشیدن برقع طالبانی صورت جادوگرش را پنهان کرده از نوشتۀ تخریبی اش مثل همیشه نمی توان مطمئن بود. اما بظن قوی خجالت خودش نبوده از انتقادهای مکرری که نه تنها ز سوی اصلاح طلبان و اعتدالیون اطراف روحانی بلکه از بسیاری از اصولگرایان مثل توکلی و سلیمی نمین و روحانیان سنتی هم بشدت ابراز شده در این چند روزه؛ بلکه حدسم این است که از وقاحت خودش ترسیده و چون نمی توانسته بدلیل ضیق وقت و رسیدن بروز تحلیف روحانی پروژۀ تهدید و تحبیب همزمان او را متوقف کند. لذا مجبور از این تقلب آشکار شده است. البته قبلاً هم کیهان در موارد معدودی و هنگام استیصال از بازخورد نوشته های شریعتمداری به اینجور کلک ها دست زده اما این بار برای شریعتمداری واجب شرعی است که پروژۀ تحت تأثیر قرار دادن روحانی از طریق دروغ و تکرار مکرر و هر روزۀ آن، آن را عملیاتی و تازه نگه دارد. و البته کارش هوشمندانه هم است و - طبق قانون گوبلز هیتلری - هر چقدر هم که روحانی محکم باشد بازهم این فضاسازی های هر روز و هر ساعت می تواند قلم نوشتن وزرایش را کُند کند، و از آن مهمتر به دار ودستۀ حداد عادل در مجلس پالس بفرستد که کوتاه نیایند و سنگر لجن پراکنی او پشتیبان شان خواهد ماند.

3- و اما دریغ است که به گردانندگان تلویزیون من و تو و مهمتر از آن به سازندگان فیلم مستند رضا شاه سلامی نکنم و دست مریزادی نگویم. قبلاً هم در ماجرای خوانندگی دختر محجه آرمیا گفته ام که فارغ از اینکه چه نام هایی حقیقی و حقوقی گردانندگان تلویزیون من و تو هستند؛ این تلویزیون در عرض سه سال هزاران برابر کارهای تبلیغاتی و رسانه ای رسانه های فارسی زبان خارج از کشور مؤثر بوده و توانسته تأثیرات تدریجی و هنرمندانه و بسیار عمیقی را در جوانان ایرانی بوجود بیاورد. فیلم مستند رضا شاه دیگر اوج این تأثیرها بوده و با استقبال بسیار خوب ایرانیان مواجه شده است. و مهمتر از آن چنان حرفه ای و هنرمندانه از جنبه های تکنیکال - با آن ریتم دلنشین - ساخته شده است که به بیننده فرصت نفس کشیدن هم نمی دهد؛ و معلوم است که اثر پرخرجی هم بوده از جنبه های آرشیوی که استفاده کرده و برخی از ویدیوها و عکس هایش حتی تا کنون در جایی دیگر بطور مجزا نمایش داده نشده است. و هنر نویسندۀ بسیار چیره دست هم نریشن ها و هم فیلم نامه دیگر آخر یک کار مستند تاریخی است که هدف تأثیر گذاری تبلیغی را هم در خودش مستتر دارد. او رضا شاه را همانطور معرفی کرده که بوده و اگر بخش دوم رفتار رضاشاه را با اطرافیان حریمش مثل تیمورتاش را در اندازه های تاریخ دست ساز مخالفان رضا شاه نقل می کنند پررنگ نکرده؛ اما هیچ نقطه ضعفی از رضا شاه را هم بی جهت پوشش سفید نما نکرده است. دستشان درد نکند؛ نه بخاطر اینکه من سلطنت طلب باشم یا نباشم بلکه به این دلیل که از ابزار مدرن با شرافت مدرن استفادۀ خوبی کرده اند. هرچند که ایرانیان حق دارند به تاریخ گذشته ای که روحانیان حذفش کرده اند دسترسی پیدا کنند در انتخاب راه آینده. باز سوء تفاهم نشود که منظورم انتخاب رژیم پادشاهی بجای جمهوری است؛ نه بلکه منظورم این است که جوانان می فهمند گذشته را و گذشتگان را با عبرت و درس آموزی؛ و نه کینه توزی و انتقام بخاطر بسپارند و منصف باشند در داوری. یا...هو

۱۰ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
-بر عکس نظر شما من شک ندارم که انصاف در روایت این مستند رعایت نشده بود.مستند را یک بار دیگر ببینید استاد چرا که بر عکس قول شما "او رضا شاه را همانطور معرفی" نکرده که بوده. این مستند حاوی مغالطات بزرگی از جمله مغلطه ی "چسب و چیدن" واقعیات است.
پیش فرض غیر علمی!:
من با رضا شاه مشکلی ندارم، مشکل من با مستند است
- شما به طور قطع سلطنت طلب نیستید و اما شاید خواستار نظام پادشاهی مشروطه باشید.
- شک ندارم شریعتمداری شناستر از شما نداریم
ممنون که هستی و ما را به حال خودمان رها نکردی!
دوستت دارم
الی...

تبریزی گفت...

سلام بر دلقک عزیز
دیدی که چگونه تراختور پرپر شد
موضوع رضا شاه هم به نظرم جالب بود پیش اتاترک ترکی صحبت میکرد البته فکر کنم که چون توتیپ قزاق بوده ترکی را انجا یاد گرفته بوده تو واو هر دو نظامی هستید وهمانطور که تو از قالیباف طرفداری کردی طبیعی است که طرف پدر ارتش ایران را نیز بگیری اما تاریخ میگوید که او هرس عجیبی روی پول وزمین وطلا داشته میگویند وقتی تبعید میشود یک چمندان جواهرات سلطنتی را با خود تا گمرک برده بوده ونماینده گمرک به ایشان میگوید چمدان را بزار زمین وبعد از خاک ایران خارج شو ویا بیشتر املاک شمال را مصادره وبه خوداش میفروخت به حدی که اکنون هم در بعضی اسناد مازندران نام ایشان وهمسران اش دیده میشود البته متر نکردم ولی میگویند بیش از یک ونیم میلیون هکتار بوده خدایش بیامرزد چون یک بار سفر خارجی کرد دهها الگو از انجا به ایران اورد از بلوار گرفته تا کشف حجاب و...ولی شاهان قاجار دهها بار رفتن وفقط کشور را وامدار غرب کردن وبا خود جوک اوردن مثل تولت فرنگی وناصرالدین شاه ویا این که مظفرالدین شاه به صدرالعظم اش بگوید چطور بچه های فرانس فرانسه حرف میزنند ولی توی پدرسوخته بلد نیستی

ناشناس گفت...

مستند از حعت نشان دادن تغییرات اجتماعی بسیار عالی بود. اما جانب انصاف رعایت نشده بود. البته خود دلقک هم قطعا میداند که رضاشاه فقط این چهره پیامیرگونه نداشت و منفی های زیادی هم داشت که گقته نشد. مستند سفارشی بود در جهت وجیه نشان دادن خاندان پهلوی.. منصف نبود ولی جالب بود

Dalghak.Irani گفت...

سلام تبریزی.

آمدم به بهانۀ امدنت بگویم که آن خواسته ات راجع به وضع خشکسالی و محیط زیست و نوشتن من. ماجرا خیلی وحشتناک است از جنبۀ تعریف هایی که دکتر کرمی یا عیسی کلانتری و ... کرده اند و می کنند و غم انگیز تر از این است که در سیرک بشود مطرح کرد. انشاءالله که طبیعت مهزبان تر بشود و مهمتر از آن این وبای سیاسی برطرف شود که متخصصان بدانند چه باید بکنند. چون وقتی فلسفه حاکمانت قضا و قدری شد و الهی به امید تو ناله های عقل راه بجایی نخواهد برد.
نگران تراختور هم نباش تازه اول کار است و حقتان هم بود که به تیم محبوب ببازید! یا...هو

ناشناس گفت...

هرچه مستند بسازند و تعریف و ستایش و پرستش کنند و از آن طرف هم برعکس پیشرفتهاش دوران او را ندیده بگیرند فایده ندارد تاریخ تحریف پذیر نیست دیگر, شاید پیش از اینترنت بود ولی دیگر نیست.باید بپذیریم که همه بزرگمردان تاریخ عیبهای بزرگی هم دارند. رضا شاه با همه خدماتش بی سواد , عقده ای و دزد هم بود دست نشانده انگلیس هم بود اواخر مانند پسرش دور برش داشت که انگار کاره ای است واربابانش با پس گردنی انداختندش پایین.فردا که مستند جمهوری اسلامی را ساختند و اینهمه جاده و دانشگاه را نشان دادند و برتری دانشجویان دختر به پسر را نمونه آوردند یادمان نمیرود که .....

ناشناس گفت...

در جواب ناشناس عزیزی که جمهوری اسلامی را با رضا شاه مقایسه میکنند و برتری دانشجویان دختر به پسر در رژیم را نشانه پیشرفت می‌خوانند باید بگویم متأسفانه مغلطه می‌کنید چرا که رای دادن زنان، بیرون آمدنشان از خانه، مشغول تحصیل و کار شدنشان در زمان رضا شاه به حمایت و حتا اصرار رضا شاه بود اما دختر دانشجوی امروز نه تنها به خاطر حمایت جمهوری اسلامی به اینجا نرسیده بلکه اگر کمی‌ رویشان میشد کلا دختر‌ها را از حق تحصیل محروم میکردند همانطور که با سهمیه بندی جنسی‌ تا حدودی کردند و نه تنها رژیم اسلامی اصراری به کار کردن و درس خواندن دختران ندارد بلکه به هر بهانه تمایلش به در آشپز خانه کردن آنها را نشان میدهد. دختران امروز ایران اتفاقا ثمرهٔ همان تلاش‌های پهلوی هستند که با دختران افغانستان تفاوت میکنند و هر چه قدر هم که پهلوی‌ها کوبیده شوند باز هم همین که ۳۴ سال است رژیم نتوانست زنان و مردان ایرانی را که مزه زندگی‌ را قبل از انقلاب چشیده بودند و سینه به سینه حتا زیر بمباران جنگ برای هم و نسل بعد نقل کردند کار خودشان را کرده اند و زندگی‌ و لبخند را فقط میشود پنهان کرد اما نمی‌توان از بین برد. بقیه حرفها دیگر لقلقه زبانی‌ است، جامعه ای‌‌ که زندگی‌ را اول نفهمد و نخندد دمکراسی‌ را هم نخواهد فهمید.

Dalghak.Irani گفت...

حمله به رضا شاه جز با حربۀ دیکتاتوری و استبداد سیاسی - آن هم فقط در 5 سال آخر حکومتش - مطلقاً امکان ناپذیر و رسواست. آن حربۀ دیکتاتور هم وقتی دقت کنیم که داریم راجع به 80 سال پیش صحبت می کنیم و نگاهی به نقشۀ جغرافیای سیاسی آنروز منطقه - حتی جهان - بیاندازیم حربه ای بشدت زنگ زده است. یا...هو

ناشناس گفت...

من گفتم فردا که مستند جمهوری اسلامی را میسازند یادمان نمیرود که ..., نگفتم برتری دختران در دانشگاها کار جمهوری اسلامی است , شما سلطنت طلبها انگار خواندن یا درست خواند را دوست ندارید. به دلقک جان هم بگویم که بت بزرگ ارتشتارانت اگر زنده بود تا حالا با آمپول هوا خدمتت رسیده بود..آنان که با آمپول هوا در زندانهای رضا جانتان جان باختند مگر جه کسانی بودند ؟ مانند شما باسواد , مدرن, دوستدار ایران و آزادی و سربلندی اش . امااو و پسرش همه را بله قربان گو میخواستند و بس. حمله به رضا شاه هم ادامه خواهد داشت چه شما این حمله را رسوا بدانید چه نه.

ناشناس گفت...

سرسره ناصرالدین شاه، سرسره فتحعلی شاه یا سرسره مرمر وسیله‌ای به شکل سرسره بوده است که برخی دیگر شاهان سلسله قاجار از آن برای آمیزش جنسی با زنان حرم‌سرای خود استفاده می‌نموده‌اند.
نحوه استفاده از سرسره بدین صورت بود که شاه و تمامی همسران برهنه می‌شدند. شاه در پایین سرسره و در مکانی که بدن وی را ثابت و با حالت مناسب نگاه می‌داشت، مستقر می‌شد و همسران یکی یکی از بالای سرسره به پایین سرازیر می‌شدند و بعد از تماسی مختصر از شاه جدا می‌شدند تا نفر بعدی به پایین سرازیر شود.[۱] در مورد موقعیت شاه دو روایت هست (طاق‌واز خوابیده زیر سرسره[کجای منبع ذکر شده زیر سرسره؟]و یا قرار گرفته در روبروی آن).
جان والتر می‌نویسد:[۲]
فتح‌علی‌شاه ساعاتی را به خوشی صرف آن می‌کرد که زیبارویان حرم لخت و عریان، یک به یک از سرسره (ای که به همین منظور ساخته شده بود) پایین بلغزند و در میان بازوهای آقایشان قرار گیرند و سپس در بازی‌کنان در حوض غوطه‌ور شوند.
علی اکبر دهخدا می‌نویسد:[۳]
الان درست پنجاه پنج روز و پنج ساعت و پنج دقیقه بود که من به بعضی ملاحظات چرند و پرند ننوشته بودم، یعنی عادت یک سال و نیمه خودم را ترک کرده بودم و چنانکه همه ایرانی‌ها می‌دانند ترک عادت موجب مرض است. یعنی .... و همان‌طور که خاقان مغفور فتحعلی‌شاه قاجار اگر روزی دو ساعت زیر سرسره عمارت نگارستان طاق‌واز نمی‌خوابید ناخوش می‌شد و ....
اروند ابراهاميان نیر می‌گوید:[۴]
بنا بر یک داستان، فتح‌علی‌شاه هر روز به عریان پشت دراز می‌کشید تا زنانش لخت و عریان از روی او سر بخورند.
سابقه تاریخی[ویرایش]
هر چند این سرسره به نام سرسره ناصرالدین شاه مشهور است، تاریخ‌دانان شاهان پیش از او را ابداع‌کننده و استفاده کننده از این وسیله می‌دانند. داریوش شهبازی می‌نویسد: فتحعلی‌شاه، پدر بزرگ ناصرالدین شاه که به قولی بیش از هزار همسر داشت، چندین سرسره برای خود در نقاط مختلف ایران بنا کرده بود که از جمله می‌توان به سرسره باغ نگارستان، سرسره کاخ سلطنت‌آباد، واقع در محوطه‌ای که امروز پادگان نظامی چهارراه پاسداران در آن واقع است، و سرسره ری، در دل کوه، اشاره کرد. این سرسره‌ها توسط رضاشاه تخریب گردیدند.

TodayBoy گفت...

سلطنت طلب نیسته و نبوده ام اما مستند رضاشاه را با اشک به پایان بردم به خاطر اینکه ملت ناسپاسی هستیم. نخبه کشی در ما ریشه دوانده است. درود بر شرف رضاخان که مردانه به ساختن ایران همت گماشت.