ه‍.ش. ۱۳۹۲ تیر ۲۰, پنجشنبه

آیا قالیباف معاون اولی حسن روحانی را می پذیرد!

 Horsewoman

1- وقتی می گوییم انتخابات و رأی گیری بلافاصله واژۀ دموکراسی در ذهن مان نمودار می شود. و وقتی می گوییم دموکراسی بلافاصله جامعه ای توسعه یافته به ذهن مان متبادر می شود. لذا رأی به دموکراسی جز در هنگام رفراندم به صورت بندی حکومت پارادوکسیکال و بی معناست. چون ما به چیزی رأی می دهیم که با فرض محقق بودن پیشینی آن مجاز به رأی دادن شده ایم. بنابراین در هیچ کدام از دموکراسی های محقق شده در روی زمین مردم رأی به دموکراسی یا توسعۀ سیاسی نمی دهند بلکه به برنامۀ "چگونگی ادارۀ کشور در ابعاد زیستی" خودشان رأی می دهند. این توضیح را لازم دانستم تا مجدداً تأکید کنم که منظورم از رأی سیاسی و تفاوت آن با رأی اجتماعی چیست و چرا اصرار دارم که بهترین و طبیعی ترین انتخابات در همه جا انتخاباتی است که از آرای اجتماعی شهروندان تبعیت کند و نه آرای سیاست محض.

2- با این مقدمه مجدداً بر می گردم به اینکه درست است که حسن روحانی برای پیروز شدن در انتخابات مجبور از سیاسی شدن (اپوزیسیون نمایی) شد. اما او از همان فردای انتخابات به این فکر است که چگونه برگردد بمسیر طبیعی و آرای خودش را در قالب خدمت اجتماعی بریزد. اصلاً همۀ مفاهیمی مثل فراجناحی و اعتدال و میانه روی و  ... بنوعی فریاد کردن همین مفهوم غیر سیاسی بودن فرد منتخب است - تعبیر خوبی داشت رفسنجانی که می گفت من خودم به اندازۀ کافی سیاسی هستم و کابینه ام کابینۀ کار و خدمت است -. خب مشکل ترین کار روبروی روحانی برای غیر سیاسی کردن آرایش هم راضی کردن دوجناح سیاسی است که یکی (اصلاح طلبان) مردم پشتیبان او را در اختیار دارند (قدرت نرم) و دیگری (اصولگرایان) بخش انتصابی و بسیار زورمند حاکمیت (قدرت سخت) را در اختیار دارند. و روحانی بدون حاقل کمک هر دو قادر به هیچ کاری نخواهد شد. و روحانی در حال حاضر فقط بهمین مشکل فکر می کند و دنبال راه حل می گردد.

3- و طبیعی است که نمود چگونگی سیاست ورزی روحانی نوع چینش کابینۀ او خواهد بود. بنابراین نتیجه می گیریم که اگر روحانی بتواند کابینه اش را طوری بچیند که کمترین چالش ابتدایی با دو جناح سیاسی کشور را داشته باشد؛ اولین قدم درست در راه هدفش را برداشته است. و البته مهمترین قدم هم. کابینۀ روحانی مثل همیشه وزرای مهم و وزارت های پرچالشی دارد مثل وزارت کشور و اطلاعات و خارجه و ارشاد که روحانی باید با آیت الله خامنه ای به توافق برسد. اما کابینۀ پستی هم دارد بنام معاون اول که هر چند تا ظهور احمدی نژاد خیلی مقام تابلویی نبود و مردم نمی شناختند و در خیلی از موارد هم نقش چرخ پنجم درشکه را بازی می کرد. اما با آمدن احمدی نژاد و بحث شیرین معاون اولی مشایی این پست از سایه به آفتاب افتاد و اهمیتی سیاسی پیدا کرد. تا جائیکه در همین ابتدا بسیاری محمد رضا عارف را معاون اول توصیه می کردند و می کنند بعنوان رییس جمهور بالقوۀ اصلاح طلبان که اگر فداکاری نمی کرد روحانی رییس نمی شد.

4- به باور من اما دکتر عارف بدترین گزینه برای معاون اولی روحانی است و قالیباف بهترین آنان. در مورد چرا عارف بد است می گویم که با همۀ احترامی که برای شخص ایشان قائل هستم دکتر عارف بعد از انتخابات بیش از حتی ظرفیت خودش سیاسی کرده شد از سوی رفقا؛ و قرار گرفتن او در پست معاون اولی روحانی نماد اصلاح طلبان سیاسی - منظورم وابستگی تشکیلاتی است - خواهد بود و نه تنها جبهۀ اراذل و اوباش راست را برخواهد آشفت بلکه بخش میانه رو جناح راست را هم از روحانی بشدت دور خواهد کرد. البته ترجیح شخص خودم نام های نازنین و بزرگی مثل مهندس زنگنه و دکتر نجفی است برای معاون اولی. اما بنظرم می رسد در شرایط فعلی و با توجه به مشیی که روحانی علاقه مند به مشق آن است بهتر از محمد باقر قالیباف پیدا و ممکن نخواهد بود.

5- در مورد شخصیت دلپذیر حقیقی و حقوقی قالیباف نکته ای ندارم که بگویم و قبلاً بمناسبت گفته ام و شمای غیر سیاسی نیز اگر هم توصیف "بی نظیر" مرا تاب نیاورده اید اما "کم نظیر" بودن او را پذیرفته و تأیید کرده اید. اما بد نیست به این نظر خودم هم اشاره بکنم که از نظر من قالیباف هم از روحانی اصلاح طلب تر است و هم مدرن تر! لذا فقط به برخی از مهمترین دست آوردهای معاون اولی قالیباف بسنده می کنم و موضوع را به پایان می برم:

الف- معاون اولی قالیباف خیلی به مصداق "گربه را دم حجله کشتن" شبیه است. به این معنا که بمحض اعلان معاون اولی او؛ در جناح اصولگرا و اصلاح طلب با دو شوک مثبت برای اصولگرایان و منفی برای اصلاح طلبان روبرو خواهیم شد که به تعادل سیاسی خواهد انجامید. اصولگرایان شوکه خواهند شد زیرا انتظار ندارند نفر دوم کابینۀ نامزد منتخب اصلاح طلبان یک هم جناحی اسمی - حتی - آنان باشد. بنابراین بشدت استقبال خواهند کرد و بخش بسیار تند رو مصباحیه را به حاشیۀ نابودی خواهند راند. اصلاح طلبان نیز بهمان دلیل پیشین شوکه خواهند شد و ناراحت که رفیقشان در همین ابتدای امر بدمستی کرده و به آرای آنان توهین شده است. اما اصلاح طلبان نیز بسرعت تمکین خواهند کرد زیرا بخش میانه رو و عاقل آنان برهبری خاتمی شرایط را درک می کنند و با احساس مسئولیت برخورد خواهند کرد؛ و بخش تند رو اصلاح طلبان هم چاره ای جز تمکین ندارند و بعد از کمی غرو لند خواهند پذیرفت. زیرا اگر نپذیرند از بازی اخراج خواهند شد و مثل اصولگرایان پایگاهی هم در قدرت ندارند که بخواهند ناز و کرشمه بیایند.

ب- معاون اولی قالیباف بلافاصله اردوی مجلسی لاریجانی را به پشت روحانی منتقل خواهد کرد و این بسیار مهم است که کابینۀ روحانی چه برای گرفتن رأی اعتماد و چه برای کار کردن بدون تنش با مجلس اصولگرا با بخش لاریجانی مجلس ائتلاف نانوشته ای بکند. همین خوشبینی اولیه را سرایت بدهیم به قم و مراجع و امامان جمعه تا اعتماد آیت الله خامنه ای به حسن ظن روحانی تا بهتر بفهمیم که انتخاب قالیباف چه داروی معجزه گری می تواند باشد. و البته چه کسی حاضر می شود از معاون اولی به توانایی ذهنی و عملی و چالاکی روانی و فیزیکی قالیباف بگذرد. می خواهم بگویم که انتخاب قالیباف اگر هم اجبار سیاسی باشد یک شانس کم نظیر هم است برای روحانی.

پ- حسن روحانی با اینکه با "من سرهگ نیستم" رأی گرفته اما او در حوزۀ نظامی بیشتر به ارتش و کلاسیک ها نزدیک است - شاید بیشتر بخاطر فرماندهی پدافند هوایی - تا به سپاه و نیروهای بسیجی. و لذا معاون اولی قالیباف به او این فرصت را خواهد داد که با سپاه هم نزدیک شود و زبان بسیج را بهتر یاد بگیرد. و می دانیم که داوری سپاه در مورد رییس جمهور چقدر می تواند تعیین کننده باشد. چه از جنبۀ مثبت و ایجابی و چه در هنگام رأی منفی و سلبی.

ت- دلم نمی خواهد بدهکاری شخصی روحانی به قالیباف را یادآور شوم در صحنه ای که "گاز انبر" را اضافه کرد به پروندۀ قالیباف و هیجان دز اصلاح طلبی جوانان چنان بالا زد که فراموش کنند که قالیباف هیچگاه نه گازانبری بوده و نه از آن کلمۀ حسن روحانی گفته استفاده کرده است. اما حالا که گفتم آن را منها می کنم از خیر عمومی و حداکثر به روحانی توصیه می کنم که از قالیباف عذرخواهی خصوصی بکند راجع به این غلط مصطلح (گازانبر سردار) که مسببش او شد در افکار عمومی.

6- می ماند اینکه حتم دارم خود دکتر روحانی و مشاورانش هم به این پیشنهاد من بسیار فکر کرده اند و حتی جزو گزینه های اصلی در رادارشان در حال شناسایی هستند. اما نگرانی من از عدم قبول قالیباف است. زیرا در جای دیگری هم گفته ام که او مدیر درجه اول و نفر اول بوده همیشه و معمولاً این قبیل مدیران به جانشینی تن نمی دهند. لذا از قالیباف هم درخواست می کنم که اگر روحانی به چنین پیشنهاد راه گشایی رسید او نیز بخاطر کشور بپذیرد و بیش از 10 هزار صفحه برنامه ریزی های خودش برای ادارۀ کشور را هم با طیب خاطر در اختیار ستاد دولت جدید قرار بدهد. یا...هو

۱۶ نظر:

ناشناس گفت...

استاد تا کی میخوای تو توهم زندگی کنی؟

دوره گرد گفت...

استاد گرانمایه... دلقک عزیز... تیمسار...

حالا می فهمم که معنای تعصب چیست و چگونه می تواند بهترین آدمها و باهوش ترین ذهن هایی چون تو را هم گرفتار کند... چند ماه زور زدی که قالیباف را بچپانی به ملت و برایت نوشتم و نوشتیم که جان برادر، مردم این معشوق چشم سبز تو را نمی خواهند و امکان ندارد که رای بیاورد، گوش ندادی.. حالا سر فرمان را کج کردی که معاون اول... بیخیال دلقک...
دیگر به نظرم بحث را احساسی کردی و آن تحلیل تقریبا درست را درباره اینکه قالیباف گزینه بهتری است برای ریاست جمهوری (و من هم تا حدودی و فقط تاحدودی موافق بودم با آن ولی یقین داشتم که امکان ندارد به گواه کامنتهایم) را هم کنار گذاشتی و تعصب را سوار شدی و قضیه را احساسی کردی و می خواهی هر طور شده نظرت را اندکی هم شده اعمال کنی ... بابا پنجاه درصد رای دهندگان به علاوه سی چهل درصد باقیمانده ی تحریمی قالیباف را نخواستند دیگر... تمام... اگر به صلاحشان هم هست نخواستند و چه کسی است که بتواند بگوید من صلاح اکثریت قاطع مردم را بهتر از خودشان می دانم... می بینی ما همه در درون خودمان یک دیکتاتور کله شق داریم مثل همانها که فحششان می دهیم... دیکتاتوری که نمی خواهد کوتاه بیاید و نمی خواهد نظر جمع را بپذیرد و فکر می کند عقل کل است... اگر بنا به این باشد که مردم نمی فهمند و من می فهمم و غیره خب همین الان هم در حکومت با این دست آدمها طرفیم تحول می خواهیم چه کار... این جمله خیلی کلیشه ایست ولی ظاهرا واقعا ما مشکل فرهنگی داریم... به زور می خواهیم بقیه را ببریم به بهشتی که خودمان تعریف می کنیم... فرض کن همه جوانها و سبزها( که از آنها نیستم شخصا) و پیران باتجربه و نخبگان و غیره و غیره نفهم هستند و اشتباه می کنند... من و تو چه حقی داریم که برایشان تکلیف تعیین کنیم وقتی یکبار به ما یک نععع قاطع گفتند.. مثل آقای مثلا ولیعهد! که می گفت دموکراسی باشد اما پادشاه هم باشد که فصل الخطاب را در شرایط بحرانی بدهد و کسی نبود به او بگوید که پسر جان مشکل همین فصل الخطابی بودن حکومت است...
از تو خیلی آموختم در این مدت و این ماهها ولی این بار دیگر واقعا داری نامیدم می کنی... احساساتی نشو... من هم معتقدم روحانی آنقدر هم که فکر می کنند موفق نخواهد بود به دلیل قفل استراتژیک منطقه و خریت راستی ها و تصلب و مثل حزب توده عمل کردن چپی ها ولی چه باک... مردم خواستند و قطعا عقل میلیونها نفر بهتر از عقل یک نفر کار می کند و گرنه کسانی همین الان داریم که عقل خود را بر عقل میلیونتی ترجیح می دهند... از تو انتظار نداریم واقعا... بیخیال شو این قالیباف را و دعا کن که بفهمد که کلید پیروزی در سیاست امروز ایران طبقه متوسط مدرن است ( حالا با هر میزان از مدرن شدگی) این کلید را روحانی پیدا کرد و برد... قالیباف هم تا زمانی که بخواهد با مساجد و هیات مذهبی و جماعت خشمگین و حمله ور کار کند یا باید به تقلب امیدوار باشد یا همین مقدار رای بالاتر نخواهد آورد... این آدم اشتباهی افتاده در آن جناح... منظورم این نیست که بیاد لای اصلاح طلبان احمق ولی خب آن طرف افتادن هم به صلاحش نیست و دیدی که نبود... هرچند حتی اگر بفهمد هم بعید می دانم بتواند خط عوض کند... پس با او خداحافظی می کنیم.. البته با تاسف از اینکه آدم لایقی به خاطر شعور سیاسی پایین و بلد نبودن ظرافت های کار و بی اعتنایی به مردم و چشم داشتن صرف به بالا فرصت خدمت به ایران را پیدا نکرد و نخواهد کرد.. راست می گویی حیف!

Dalghak.Irani گفت...

دوره گرد زبانت را نمی فهمم. لطفاً آرامتر بنویس تا ببینم از چه می گویی. من فقط بدل از همۀ آنان انبوه خبرنگاران و رسانه هایی که گفتند قالیباف می خرد و خریده این هوا. وقتی دیدم خبری نشد و خودش هم نجیبانه حتی گله هم نکرد از شکستش و هیچکس هم نگفت بارک الله - حداقل در غر زدن از جهت تخریب هایی که شد و می دانیم که اگر دیگری بود چه می کرد با بوق های در اختیار -. و البته بخاطر اینکه دلم می خواهد روحانی موفق بشود تا امید جوانان بازهم نا امید نشود. و در راستای دعوت خود روحانی برای معرفی نامزدانی که دلمان می خواهد در کابینه باشند و فقط در محدودۀ وبلاگ نویسی ناچیز و برد خیلی خیلی محدود یک پیشنهاد نوشته ام و دلایلم را نیز بر شمرده ام. حالا این چه جوری قابل مقایسه است با دیکتاتوری حاکمان سیاسی که کمترین ابزارشان آپولو کردن تو ماتحت مخالفان شان است در شکنجه گاه ها شما باید پاسخ بدهید. شما در حالی بمن خطاب می کنید "حق ندارم" که بخودتان این حق را می دهید که بمن بگویید حق ندارم. اگر من حق ندارم برای شما تعیین تکلیف کنم شما چرا حق دارید برای من تعیین تکلیف کنید. می بینی چه دور باطلی است این دیکتاتوری "حق داری حق نداری". پس نفس عمیق بکش و مطمئن باش که مقاله نوشتن حتی در پر تیراژترین نشریات جهان جزو مصادیق دیکتاتوری نیست. نه من مرجع تصمیم روحانی هستم و نه مخاطبان من می توانند قالیباف را برای معاون اولی روحانی انتخاب کنند. هر متنی را که می نویسم با هدف خدمت است و لاغیر. ممکن است در 99 درصد موارد هم اشتباه بکنم یا نکنم ولی انتظار دارم که از تجزیه تحلیل شخصیت من به نقد نوشته ام اهتمام کنید. اگر هم قولت را صادق بگیرم برای گلی بگوشۀ جمالت در نخواستن قالیباف از سوی ملت مگر همۀ وزیر و معاونان روحانی را ملت خواسته اند که برای قالیباف نکتۀ منفی باشد. خیلی آشفته و عصبی بودی متأشفم. یا...هو

ناشناس گفت...

الان دیگه دارم به این نتیجه می رسم که شاید این صفحه داره توسط خود قالیباف مدیریت میشه! دلقک جان یکم دیگه اصرار کنند کلا آنهایی هم که با قالیباف بد نبودند هم بد می شوند و این همون اشتباهی هست که خود و اطرافیان قالیباف هم امسال انجام دادند. اینکه ایشان چقدر لیاقت و قدرت دارند را بایستی همه بدانند، نه اینکه شما یک نفر فقط به زور این را بدانی!

شما از همه چی و همه انتقاد می کردی و تحلیل می کردی اما به قالیباف که می رسی کلا هم لحنت عوض می شه و هم مدل تحلیل کردنتان! شما ظاهرا آب در اختیارت نیست ولی شناگر ماهری هستی! شما به نظر من دوباره بنشین یک نگاهی به این نوشته های اخیرتان در مورد قالیباف بنداز... شاید هم موضوع کلاه و نمد است ! که اینقدر اصرار داری بر خلاف نظر اکثریت و حتی شواهد، یه پست اجرایی برایشان در نظر بگیری! نقش شما در برنامه های پیشنهادی قالیباف برای دولت چیه؟
منطقی نیست که شما هیچ منفعتی نداشته باشی ولی این همه خودتونو خراب کنی برای این شخص.

خب نظامی هست، باشه!‌مگر فقط نظامی ها می توانند موفق باشند؟ اصلا در کجای دنیا حکومت گران نظامی پایانی خوش داشتند؟

تعصب شما روی این شخص بحدی زیاده که آدم بی طرف به خودش می گه شاید شما هم از دشمنانش باشی و همه این ها رو می نویسی که نتیجه معکوس بگیری که اگه اینطوره داری موفق می شی... چون بعید می دونم حتی خیرخواه قالیباف هم الان در این موقعیت بتونه مثل شما از طرز فکر و تعصب کور نظامی ها در دل خوانندگان تنفر ایجاد کنه بطوری که خواننده تو دلش بگه همون بهتر که نشد!

ضمنا داخل پرانتز عرض کنم که با آمدن قالیباف به عنوان معاون اول هرگز پشت روحانی آدمی بیشتر از اینی که الان هست اضافه نمیشه بلکه الان کسانی که پشت قالیباف بودن دارن اونجا رو خالی می کنند و این در سیاسیون ایران به تجربه ثابت شده که وفادار نیستند حتی به دوستان قدیم و هم جبهه! بنابراین زیادم جابجایی افراد نیاز به جابجایی فرمانده یا در سرگروه نداره در سیاست ایرانی! تاریخ را دوباره بخوان مرد!

سه چرخه گفت...

سلام دلقک عزیز

ابتدا به دوره گرد
میخواهم بگویم اینکه مردم و یک سری تحریمی ها قالیباف رو نخواستند که نمیشود مهر "تمام" به پرونده یک نفر زد، اگر مردم همیشه بهترین گزینه هاشون رو انتخاب میکردند که شاید اصلا انقلابی اتفاق نمی افتاد، یا اصلا الان خیلی وضعشون بهتر بود. در کل به نظرم قدرت تشخیص مردم ملاک صد درصد نیست اینجا(برای دوستانی که ادعا دارند حتی نیم قدم هم شده جلوتر از مردم عامی فکر میکنند).
به نظر من اگر هیچ تبلیغاتی صورت نمیگرفت روحانی و قالیباف با اختلاف رای دو سه ملیون میرفتن دور دوم، درسته که اون وقت 36 میلیون نمیشدن کلا، اما مطمئن هستم که اگر فرضا بالاسر تحریمی ها هم می ایستادی و میگفتی حتما باید رای بدی بازم روحانی و قالیباف میرفتن مرحله دوم. قالیباف تو دو ماه انتخابات نابود کرد خودش رو. منظورم این هست که قالیباف نه با عملکرد 14 سالش که مطرح شده که با یک سری حرف خودش و دیگران که طی دوماه زده شد از چشم افتاد، حالا شما میخوای بر مبنای افعال یا گفتار در مورد یک نفر قضاوت کنی؟

اما دلقک جان من این مطلب رو در پست قبلی میخواستم بگم که پاکش کردم، به نظرم اگر روحانی 30 سال در تصمیمات استراتژیک این کشور نقش اول تا دست چندم رو داشته، و با هوش و ذکاوتی که در استفاده از کلماتش در یکی دوتا مصاحبه بعد از انتخابات دیدم و در جواب تمام سوالات جوابی رو که میخواستیم انگار داشت میداد لذا حس خوبی در من ایجاد شده که ما رو ناامید نخواهد کرد در کابینه. و قالیباف هم گویا اولین نفری بوده که تمام برنامه هاشو فکر کنم به روحانی داده، نیاز به گفتن نیست که خودش میدونه اگر شخص خودش حضور نداشته باشه بعید هست که تیم روحانی به برنامه عریض و طویل اون دقتی داشته باشه.

خلاصه کابینه روحانی جواب خیلی از سوالات رو میده که در چهار سال آینده صحنه سیاسی مملکت چطور خواهد بود. و البته یک امتحان بزرگ هست برای روحانی. من که مثل نتیجه شب کنکور منتظر روز اعلام کابینه هستم،
خیلی دیگه جو سیاست ما رو گرفته :-) . . .

شهروند گفت...

سلام دلقك عزيز
١- اقاي روحاني هرگز به اقاي قاليباف پيشنهاد معاون اولي را نخواهد داد ، زيرا آخوند جماعت انحصارطلب تر از آن است كه تحمل حضور فردي برجسته در مجموعه خود را داشته باشد ، همانطور كه از كابينه هاشمي و خاتمي آدمي در قواره رييس جمهور در نيامد ، در كابينه روحاني هم فردي كه بالقوه توان رياست جمهوري را داشته باشد ، بيرون نخواهد امد ، به خاطر همين اقاي عارف كه راي نيم بندي براي خودش دست وپا كرده بود ، قربانيش كردند ، چون در قواره يك برنده انتخابات نبود
٢- در باب مديريت در جمهوري اسلامي و بازگشت جناب قاليباف به صحنه سيرك ، علاقمندم به نكته اي اشاره كنم ( با اجازه شما )
پس از گذشت سي وپنج سال از عمر جمهوري اسلامي ، هنوز حكومت نتوانسته است در شهرهاي كوچك و كلانشهرها ، سه اداره برق و گاز و آب و فاضلاب را با شهرداريها هماهنگ كند ، وقتيكه يك اداره به خاطر كابل گذاري يا لوله گذاري يا كانال كشي ، آسفالت كوچه و خياباني را مي كنند ، شهرداري دوباره اسفالت مي ريزد ( يا بهتره بگم وصله و پينه مي كند ) باز فرداش اونيكي اداره نيايد باز دوباره همان كوچه و خيابان را مورد مرحمت قرار ندهد !
٣- مديرت در جمهوري اسلامي به صورت عام اينست كه : ساختماني را كه با صد ميليون هزينه ساخت توسط بخش خصوصي تكميل مي شود ، اقايان با پانصد ميليون مي سازند و در رسانه هاي انحصاري و يكسويه براي خودشان به به و چه چه هم مي كنند!
٤- در پايان سوالي كه براي حقير تا به امروز بي جواب مانده است و شايد نكته كليدي در داستان انتخابات باشد اينست كه :
فرض را بر اين بگذاريم كه بر روي اقاي قاليباف از چند سال پيش سرمايه گذاري شده بود تا ايشان رييس جمهور اينده شود ( زيرا شهردار تهران پستي بيشتر سياسي است تا تخصصي ، براي سرشناس شدن و جا افتادن در بين مردم ، مخصوصا بعد از انتخاب احمدي نژاد براي شهرداري و شنيدن رايحه خوش خدمت توسط اقاي خامنه اي از شهرداريه تهران ! )
چرا در زمان تبليغات اقاي قاليباف اينهمه تأكيد داشت روي وفاداري به بيت و اصولگرايان افراطي ! به قول ما عوام اينهمه چاكرم و نوكرم مي كرد ! دليل عدم اطمينان و اعتماد به ايشان چه بود با انهمه ابراز ارادت و تبعيت ؟ دليل ترس بيت از رياست جمهوريه قاليباف چيست ؟
جناب دلقك نازنين ، فرموديد كشتيبان را سياستي ديگر امد دقيقه نود ،
ولي هـيچ نشانه اي تا به امروز اقاي خامنه اي بروز نداده است كه روشن كند سياست ديگري كه بر گزيده است چيست ؟ از روي حرفهاي امثال شريعتمداري و امثالهم بيشتر نوعي اجبار براي شمارش اراي مردم و كنترل شديد دولت اينده برداشت مي شود ، نظر شما چيست ؟
پاينده باشيد

هستی گفت...

من نه مخالفم با معاون اولی قالیباف نه موافق با خودش هم همینطور. اما برایم دلقک و نظرش مهم است واینجا میخواهم فقط بپرسم دلقک جان چرا و چطور اینقدر مطمعنی که قالیباف گاز انبری نبوده و اصلا این کلمه را استفاده نکرده؟ آیا قالیباف در آن جلسه در خواست مجوز برای دانشجویان کرده که با آنها خوش و بش کند؟ دریک جلسه دولتی , امنیتی جمهوری اسلامی کسی میتواند از دانشجویان طرفداری کند و برایشان مجوز راهپیمایی آرام بخواهد و امنیتشان را هم تامین کند؟ مگر اینکه بخواهد وخودش هم بگوید که مجوزرا میخواهم که چون دامی در سر راهشان پهن کنم . همان گاز انبر .

دوره گرد گفت...

:-)
این را گذاشتم که بگویم عصبی و آشفته نبودم و فقط متعجب بودم که متاسفانه در اینگونه جاها احساسات معلوم نمی شود!اینکه تاثیر حرفهای ما هم چقدر است مطمئنم مال من که هیچ است ولی خب خودمان باید با خودمان رک باشیم و جدی بگیریم دیگر...
دلقک عزیز و سه چرخه گر کامنت هایم را یادتان باشد من مخالف قالیباف نبودم و نیستم و به نظرم اگر رییس جمهور می شد از خیلی جهات بهتر هم بود ولی اتفاقا یقین داشتم نمی شود به همان دلیلی که سه چرخه نوشت : خودش... از دهان او بوی تعفنی به مشام می رسید و می رسد که طبقه متوسط نمی توانست هضم کند، حالا یا ذاتا دهانش بد بو بود( که نبود به گواه خیلی چیزها که دارم در تهران می بینم) یا شبها با کسانی پیاله می زد که آنها اینگونه بودند... بحث در انتخابات تماما عقلانی نیست و قالیباف این را نفهمید... اگر او همان رویکرد مدرن و تمیزی را که در شهرداری (نه فقط در امور عمرانی بلکه در حوزه فرهنگ و هنر و مجلات و مراسم هم) دارد در پیش می گرفت و انقدر چشمش به آن کرکسی نبود که به قول خودت روی دوشش بنشیند قطعا می برد و ما را از شر اصلاح طلبان نجات می داد و این انحصار مسخره آزادی خواهی و فرهنگ دوستی را می شکست ولی خب نتوانست یا نخواست نمی دانم... اصولا مشکل خوب های جناح راست همین است... نمی توانند داخل ذهنشان را به سمت مردم بچرخاند و بیشتر به نظام فکر می کنند تا مردم و مردم این را می بینند و رای نمی دهند ولو از روی لج.. خب بالاخره تبلیغات پایه انتخابات است و اتفاقا نشان می دهد که هر نیرو چقدر زیرکی و رندی برای اداره کشور دارد...
در مورد دور باطل ((حق نداری و حق نداری)) هم دلقک واضح است دیگر! صندوق رای مشخص کرده است... و همان صندوق هم تعیین کرده که هر کابینه ای هم روحانی معرفی کند ( به فرض بدترین) به هر حال مورد تایید مردم است... درست است قبول دارم که مردم ملاک نیستند و به نظر من اصلا نیستند اگر شخصی بخواهم بگویم... ولی در متن دارم حرف می زنم... از این حرف که مردم مهم نیستند چیزی بیرون میآید که در خاورمیانه قرنهاست دیده ایم چیست و این همان دیکتاتوری است... هر کس به سهم خودش! من نقد شخصیت نکردم و قطعا می توانی تا ابد به ذکر و مدح قالیباف بپردازی! بیشتر تعجب کردم چون به نظرم مردم جواب قالیباف را داده اند و دیگر جایی برای ادامه بحث نمی ماند حالا شما البته مختاری... ضمن اینکه برخی از لغات را هم که به کار میبری مثل نجابت و اینها واقعا نمی توانم بفهمم چون نجابت و حیای فرماندهان بزرگوار را و فرامین شان را در خیابان به وضوح دیده ام! می گویی قالیباف فرمان نداده؟ فرض کن بپذیرم که فرمانده نیروی انتظامی کوچترین فرمان غیر نجیبانه ای نداده!! ( کسی که خودش علنا می گوید من رضاخانم و چه ام و چه ام) پس میان حضرات چه می کند؟ همین سوال بود که باعث شد حرف درست امثال تو شنیده نشود و قالیباف رای نیاورد چون مغرورانه کوچکترین اهمیتی به پرسش مردم و باهام آنها نداد بس که از بالا مطمئن بود... از سال 84 درس نگرفت دیگر و از 92 نمی دانم گرفته یا نه!

پسر شجاع کاشی گفت...

اگر مانعی سترگ تر از همان یک جمله «گاز انبر» نبود، باز هم امید جندانی نمی رفت که این مطلب صورت پذیرد. هر چند فردای انتخاب حسن روحانی در فیس بوکم چنین نوشتم (که جالب می شود که قالیباف معاون اولی بشود! )

nezam گفت...

مثل اینکه نذر کردی قالیباف را به جایی برسونی ریس جمهور نشد معاون اول نشد مشاور نشد کفش جفت کن
اینقدر اصرار رو نمیفهمم

تبریزی گفت...

سلام بر دلقک بزرگوار
خبری دیدم از رادیو زمانه که حتما نظر شما را نیز جلب کرده در خصوص خشکسالی 30ساله برای ایران وقتی متن را خواندم بسیار متاسف شدم درست است که شاید سیرک تو جای این حرفها نباشد وبازی میمون ادم نما وشغل زردوهودینی فقل بازکن باید در ان حضور داشته باشند ولی اگر توانستی مطلبی در مظلومیت دریاچه های خشک ایران که ظاهرا تبدیل به صحرا خواهند شد بنویسی تا شاید کسی ببیند ممنون میشوم.

سه چرخه گفت...

من تصمیم گرفتم فعلا در کنار دلقک از قالیباف دفاع کنم،

دوره گرد قبول دارم که بحث من و شما زیاد نفوذی در جامعه نداره، ولی برای جمع خودمون مثل شما شأنی قائل هستم که بحث میکنم، شاید روی دلقک توانستیم تأثیر بگذاریم که اون هست که وبلاگش خواننده داره؛

هستی عزیز، شما باز دارید به نقل قول های آورده شده در مناظرات و غیره اشاره می کنید، در صورتی که قالیباف چند سال بالاترین فرمانده نیروی انتظامی، و چند سال شهردار تهران بوده و کارنامش رو هر شهروند عادی ای میتونه با چشم ببیند، از سال 78 به بعد نیروی انتظامی مشکلی با دانشجویان نداشته.

اما من یک نکته رو میگم، تنها لکه ننگ قالیباف رو نامه ای که به همراه فرماندهان سپاه در سال 78 به خاتمی نوشتند میدونم، و البته دلقک نیز برای اون مسئله ملاحظات سازمانی رو دلیل آوردن، اما به نظرم میشه حتی ادعا کرد که بینش افراد در طول زمان ثابت نیست، همانطوری که هاشمی ای که در زیر دستش قتلهای زنجیره ای اتفاق افتاد الان هیچ کدوم از ما بهش خرده نمیگیریم، چون منافعش با منافع ما گره خورده(حالا کثیف ترین شکل تحلیل رو عرض میکنم که فرض کنید)، حالا به نظرم اگر مسائل و مزیت هایی که دلقک برای قالیباف برمیشمارد رو درصدی هم محتمل بدانیم ارزشش را دارد که فعلا از جرمهای نکرده قالیباف هم چشم بپوشیم.

در ضمن اینکه با حضور قالیفاف دولت میتونه ادعا کنه -مستقیم به هیچ وجه که خطرناک هست، و آتو میشود- که کابینه با پشتوانه 25 میلیونی تشکیل شده ، که البته فرق داره با کابینه ائتلافی که از سر ناچاری برای کسب اکثریت انجام میشه مثلا در اسرائیل، بلکه از سر قدرت رئیس دولت است و صد در صد مزیت نسبی خواهد آورد برای روحانی نسبت به کابینه 18 میلیونی.
سوای تمام بحث ها بنده باز هم بعید می دانم که قالیباف در کابینه نباشد و قالیباف هم پیشنهاد را قبول نکند.

نکته دیگر اینکه یک لحظه با خودمون بنشینیم و احساس رو به کناری بگذاریم- سخت است برای ما ایرانی ها، باور کنید- و در مورد قالیباف و کارنامه او فکر کنیم.

برخلاف دوستان من احساس خوبی از او در ذهن دارم و برمیگرده به سال 88 در تلویزیون که باز هم اینجا گفته ام قبلا، که در گفت و گوی خبری شبکه دو یک بار حاضر نشد معترضین رو اراذل و اوباش بخواند و لغت فتنه رو به کار ببره بر خلاف خواست و اصرار و تلقین و جز زدن های مجری مفلوک، و اتفاقا همیشه از مراعات حال همدیگه مخصوصا مراعات حال سیستم نسبت به کسانی که اعتراض داشتند گفت. و به نظرم مرد میخواست در اون شرایط اون طور صحبت کردن. که حتی من فکر میکردم که چه انسان باهوشی هم هست که یک جمله هم حتی در تأیید صحت نتیجه انتخابات نزد و با مهارت از جواب به این سؤال طفره میرفت و با حماسه حضور مردم و چند تا مقام معظم قضیه رو فیصله میداد، من نمیدانم که قبل از این انتخابات چه بلایی بر سرش آمد که هوشش آب رفت اونطور.

در ضمن ما هیچ اظهار نظری در حمایت از مردم در اون بازه زمانی توسط رئیس جمهور محبوبمان جناب دکتر حسن روحانی نداریم. داریم؟(شاید هم توقعی نیست و کاره ای هم نبود و نباید الکی خودش رو میسوزاند، پس اگر متضیات زمانی رو برای روحانی در نظر میگیریم برای دیگرانی هم که دستِ جادویی خاتمی پشتشون نیست در نظر بگیریم) و باز هم این قالیباف بود، شهردار فاسدِ! تهران که گفت طبق تخمین ما 3 میلیون نفر در تهران در 25 خرداد در خیابان بودند، و این سندی شد که دیگه کسی از تندروها نتونست زیرش بزنه، و فقط تونستن توجیهات مسخره در بی اهمیت بودن 25 خرداد ارائه کنند.

و اینجا میگم که بله، کسی در اون برنامه و اون شرایط خطیر که حیثیت نظام برای تقلب زیر سؤال رفته بود اون طور جانب وسط رو گرفت که به طور ضمنی حمایت از مردم معنی می داد، دفاع از تجمع آزاد دانشجویان در جلسه شورای امنیت ملی براش کار راحتی میتونسته باشه.

قالیباف نهایت آرمان های من نیست، اما به نظرم یکی از مؤثرترین افراد میتونه باشه در کابینه روحانی با مختصات سیاسی فعلی ایران.

دوره گرد گفت...

سه چرخه قبول دارم بخشی از حرفاهایت رو ولی انها هم مثل تلاش تا حدودی درست دلقک برای قالیباف در انتخابات بی فایده است... امکان نداره قالیباف پستی تو کابینه ی روحانی داشته باشه!

ناشناس گفت...

سلام به دلقك و دوستان

توصيه ام به دلقك اينه حال كه متهم به تعصب در علاقه و احساس به شخص جناب قاليباف شدي ، اين بحث را تمام كن و بيش از اين در اين گرداب معطل نمان برادر ، قاليباف مدير اجرايي خوبي هست و تيم و اراده قوي در مديريت اجرايي دارد ، اما در سيستم حكومتي اين نظام امتياز مثبت اين چنيني جلوه منفي دارد ، سرسپردگي به اربابان قدرت بالاترين معيار رشد و ارتقا محسوب ميشود و انسان هاي أزاده و سليم و نفس بايد سكوت پيشه كنند تا در چرخه بمانند و يا بايد حذف كامل شوند ، از اينكه قاليباف خودش را در اين سيستم تا اين مرحله حفظ كرده و ارتقا داده يعني چي ؟
من يكي از دوستان نزديك دوران جنگ آقاي قاليباف هستم و تقريبا در يك رده مسئوليت بوديم و ايشان از لشكر ٥ نصر مدت كوتاهي در للشكر ما مسئوليت داشتن و با رفتار و كردار ايشان آگاه هستم ، ايشان نمي خواهد بفهمد كه مردم ايران از حكومت فاصله گرفتن و در اوج اين فاصله ايشان دم از ولايت مداري خودش ميزند و از طرفي من دقيقا ميدانم و از نزديك ميدانم حضرت قاليباف هيچ اعتقادي به ولايت مداري ندارد و دور از مروت است مدرك رو كنم ، اين سردار از اصل خود دور شد ، چرا امثال بنده با موج مردم همراه شديم و استفاده ابزاري از شهدا و جنگ و چفيه فلسطيني ها و كلماتي مثل دفاع از ارزشها و ولايت مداري و غيره برايمان چندش آور شده ولي قاليباف با ولع خاص از اين كلمات استفاده ميكنه ، چرا كه اگر اين نقاب را از چهره بردارد شهرداري آشخانه خراسان جنوبي را هم به ايشان واگذار نميكنند !!
اما مطمئن باش برادر ايشان اعتقادي به اين حرفها ندارد ، و در جريان حيات جنبش سبز زرنگي خاصي كرد خودش را همسو كند با موج سبز ، و بعد از اعلام جمعيت سه ميليوني ٢٥ خرداد ٨٨ ، در شهرداري تهران بستر جذب افراد داراي سوابق اصلاح طلبي و متعادل مهيا نمود و به ما اميد داد كه دل و جان قاليباف در نهايت با ما است و حفظ محسن هاشمي در مديرت مترو اين شائبه را ايجاد كرد ايشان در پشت پرده با هاشمي همراه و زد و بند دارد و مايع اميدواري ما بود ، و دشمني احمدي نژاد به او اين شائبه را دامن ميزد . بسياري از دوستان و از جمله بنده در ستاد ايشان فعال بوديم تا دو ماه اخر قبل از انتخابات هوس قدرت و دنيا طلبي ايشان و مشاورانش با وعده هاي كودتاچيان بالفطره از مردم و آرمانهاي سبز ايراني گذشتن و به يقين رسيد اينبار هم حكومت قصد شمردن راي در صندوفها را ندارد و عروسكي از صندوق بيرون خواهد آمد و اين دام براي قاليباف نبود ، اما حس بويايي ايشان سيستماتيك ايشان را به يغما برد ،.
در مورد مسائل مالي اگر بداني چه بر سر شهرداري تهران آمد در مديريت شهرداررجديد تهران برملا خواهد شد و بدهي چهل هزار ميلياردي تهران در پشت اسناد و مدارك سازي گم شده عيان خواهد شد ،
ايشان بايد صداقت داشته باشد به اشتباهات خويش اشتباه كند و نقاب را از چهره بردارد مثل مير حسين مرد نجيب باشد و صادق و به ما بپيوندد و بداند ما مردم بايد راي دهيم تا مسئوليت خدمت به ما نصيبت شود نه تملق و چاپلوسي و ولايت مداري كني تا استخواني جلوي تو سردار و همرزم من و دوستان شهيدم پرت شود تا به زور و اجبار بخواهي ه من و شهروندان ما خدمت كني برادر.
تيمسار به قاليباف بگو از اين تريبون به ما بپيوندت و از اين لحظه بفهمد تيمسار و سرلشكر و شهردار شدن با راي و افكار عمومي ارزشمند است و بس آغوش ما باز است از دوستان اصولگراي واقعي يا جعلي تا از قدرت بياييد پايين و با بل ما مردم پرواز كنيد در قله هاي قدرت

ناشناس گفت...

اصولگرایان اله، اصلاح طلبان بله
مردم هم که به یک شخص نه گفتند پشم هستن !
شلوار روحانی پرچم میشودبا اینکار

ناشناس گفت...

يعنى قاليباف خودشم اينقد به خودش باور نداره كه تو دارى. علاقه ى تو به قاليباف درست عين علاقه ى بچه ى من به شيث رضاييه.