| دیوار نگاره ای در چهلستون از جشن و پایکوبی چهار شنبه سوری! |
قبل از تحریر:
آن داستان "رهایی از راه آگاهی" اگر مشرف به رهایی دفعی و یکباره و شورش و انقلاب است حرف چرتی است. زیرا مردم فقط هنگام واگذاری تعقل و جو گیر شدن بمناسبت حادثه ای نا شناخته است که بجان می زنند و شورش می کنند و الا مرد عاقل هیچگاه انقلاب نمی کند. موضوع این نیست که مردم نمی دانند دردشان چیست و منشاء دردشان کجاست. که می دانند. موضوع این است که مردم چگونه می توانند از منشاء دردشان و در نتیجه دردشان رها شوند. تا روزی که نسخه این باشد که با تعقل تصمیم بمردن بگیرید و به خیابان سرازیر شوید بدیهی است که کسی گوش نخواهد کرد. و مثل من منتظر قالیباف خواهد ماند. رهایی از راه دانایی هم همین است که مردم در حال مبارزه اند: زندگی می کنند و اگر رژیم اجازه بدهد روزنه های زندگی را گشاد و گشادتر می کنند بتدریج. و اگر اجازه ندهد مثل کرۀ شمالی می مانند به امید روز تصادف: که یا جنگ است و یا فروپاشی"!
1- "قبل از تحریر" این پست همان "بعد از تحریر" پست قبلی است. و در فارسی ضرب المثل زیبایی داریم که می گوید: "از قضا سرکنجبین صفرا فزود". و کار برد آن زمانی است که عنصری یا پدیده ای بر ضد خودش عمل کند. مثلاً اگر دارویی برای درمان دردی است نه تنها درد را درمان نکند که باعث افزایش درد هم بشود. چنین بنظر می رسد که "جنبش سبز" هم تبدیل به مصداق آن ضرب المثل شده است و نه تنها نتوانسته مشکلات مردم - با تمرکز بر طبقۀ متوسط شهری و بویژه جوانان مدرن - را کم کند که خودش تبدیل بمشکلی شده در راه همان جوانانی که آن را راه انداختند.
2- یک تعداد آدم های مشخص مجازی با اولویت 80 در صد خارج نشین بزخو کرده ایم و منتظریم تا روزی مناسبتی اعم از ملی یا مذهبی پیش بیاید و فضای مجازی را پر کنیم از حماسه و جنبش و انقلاب و تظاهرات و توی پوز رژیم زدن و ... انواع اقسام شعر و شعار و مزخرف و سیاست و "اگر من بنشینم و اگر تو بنشینی و پس چه کسی برخیزد" و مهملاتی از این دست که برای روز "جنبش درجریان و برای تقویت هیجان" ساخته شده اند و نه برای دعوت یک جوان مجازی در یک وبلاگ یا سایت اجتماعی از مردم واقعی برای انقلاب کردن؛ و روز مردم را خراب کنیم و به رژیم خونریز که نزده هم می رقصد بهانه درست کنیم برای بستن کمترین فضاهای تنفسی اجتماعی و فرهنگی و جشن و سرور و زندگی.
3- جمهوری خامنه ای و آخوند های متحجر و پاسداران عقب افتاده خیلی با جشن و نوروز و چهارشنبه سوری و بزن و بکوب و خنده و تفریح دسته جمعی سر آشتی داشتند که در سه سال گذشته با مصادرۀ بی جهت و بچه گانۀ این قبیل جشن های ملی و برساختن توهمات سیاسی با تبلیغ استفاده از ظرفیت های چنین روزهایی عملاً به هژمونی تفکر ضد بشر رادان ها و نقدی ها و طائب ها مجوز داده ایم که بر بدنۀ مردمی نیروهای سرکوب مسلط شود، و تحت بهانۀ "دعوت سیاسی ضدانقلاب" برای تظاهرات ضد رژیم؛ ابتکار عمل محلی را هم از آنان بگیرند، تا اگر در روستایی و محله و شهری هم جوانانی می توانستند با چشم پوشی این نیروهای بدنه بر سخت گیری های دستوری فرماندهان دست و پایی بجنبانند؛ و خنده و تفریحی محدود بکنند؛ دیگر جرأت این سرپیچی از دستورات سازمانی را نداشته باشند و مجبور شوند هر دختر و پسری را که در خیابان می بینند بتوهم تظاهرات سیاسی از حداقل تفریح و جشن و خنده هم محروم کنند. نکنیم اینکار را بخدا جوانان داخل کشور نیاز به همین تنفس های تنگ و حداقلی دارند. موضوع دقیقاً این است که تنها کسانی که دعوت های اینترنتی ما را جدی می گیرند نیروهای فاشیست رژیمند برای ایجاد محدودیت های بیشتر اجتماعی. و الا کاملاً مشخص شده است که کسی از جمعیت هدف ما کمترین عنایتی به این مسخره بازیها ندارند. اگر نا آگاهیم آگاه شویم و اگر برای تفریح اینترنتی خودمان تفریح و زندگی غیر مجازی و واقعی هموطنان مان را ملعبۀ دست نیروی سرکوب می کنیم از این تفریح اینترنتی صرفنظر کنیم. یا...هو
