1- باز این حسین شریعتمداری ابله دسته گل به آب داد و در یک اقدام ناجوانمردانه و با هدف سیاسی خراب کردن رییس جمهور اعتدال و اصلاح ما - منظورم سلمانی یا آرایشگر نیست - حسن روحانی رفت سراغ برادر ایشان حسین فریدون و ادعا کرد که جناب آقای حسین فریدون علاوه بر فساد مالی و همکاسگی با مدیران حقوق های نجومی؛ در رابطه با تحصیلات دکترای روابط بین الملل خود در دانشگاه شهید بهشتی نیز تقلب و تخلف کرده و بدون احراز شرایط لازم ورود به این تحصیلات از رانت سیاسی برادر رییس جمهورش استفاده کرده است. پرواضح است که حسین شریعتمداری برای پوشش دادن گاف قبلی خودش در مورد اتهام فساد مالی و مشارکت در تحمیل مدیران فاسد به هیئت مدیره های بانک های دولتی می خواسته است اوضاع را وارونه جلوه داده و برادر نابغۀ رییس جمهور تدبیر و امید را یک آدم کودن و تنبلی معرفی کند که حتی با اینکه توانسته دختربسیار با استعدادش را به اوج موفقیت تحصیلی و کاری - مشغول خدمت صادقانه در شرکت دویچه بانک در لندن - برساند خودش از پسِ گذراندن امتحانات لازم برای ادامۀ تحصیلات phd در عنفوان جوانی - او فقط 53 سال دارد - نیامده است. واقعاً متأسفم بر این همه استعداد سوزی و نخبه کشی در کشور. آیا یک آدم عاقل توی این خراب شده نیست که به دروغ پراکنی های کیهان شریعتمداری پایان بدهد؟!
2- اما ماجرا چیست:
بهتر است ابتدا معرفی نخبگی حسین فریدون را از قلم برادر بزرگوارشان جناب حجت الاسلام دکتر حسن روحانی رییس جمهور امید مردم ایران - با تدبیر حفظ حکومت حضرت آیت الله امام خامنه ای - شروع کنیم. رییس جمهور محترم در مقدمۀ کتاب خودشان و در رابطه با معرفی خاستگاه و جایگاه و بیوگرافی خانوادۀ محترمشان چنین مرقوم فرموده اند:
... ما دو برادر و سه خواهر هستیم. برادر من آقای حسین فریدون (روحانی) است که در اوایل پیروزی انقلاب فرماندار نیشابور و بعد مدتی فرماندار کرج بود، سپس سفیر جمهوری اسلامی ایران در مالزی شد و چند سال هم از سفرای ج.ا.ا در سازمان ملل متحد در نیویورک بود و هم اکنون به عنوان مشاور وزیر امور خارجه فعالیت میکند...این بخش از نقل قول عیناً جملات کتاب حسن روحانی (اینجا) است. اما در جای دیگری هم از ایشان نقل شده که بردارشان حسین آقا قبل از انقلاب در مبارزات ضد سلطنت مشارکت فعال داشته و در سازماندهی استقبال از امام خمینی کاره ای بوده و در 11 روز تا 22 بهمن هم جزو تیم حفاظتی سران زندانی شدۀ رژیم شاهنشاهی بوده است. اما من از این بخش بسیار بسیار مهم صرفنظر می کنم - فکر کن یک پسر دهاتی 15 ساله که قطعاً شاگرد کلاس راهنمایی بوده مبارزی سترگ هم در مقابل رژیم مستقر بوده است - ای خاک توسرت شاه بدبخت - امروز اتفاقاً روز درگذشت شاه هم است در قاهره که مثل پدرش در کمتر از دو سال پس از تبعید دوری از وطن را تاب نیاورد و دق کرد و مرد - که حسین فریدون 15 ساله هم داشت حکومتت را بر می انداخت پس از نوش جان شیر و موز اهدایی.
3- خب حالا می رسیم به اصل حرف این مطلب و نشان دادن نخبگی و نبوغ حسین فریدون و بی آبرویی حسین شریعتمداری بی آبرو در گیر دادن های واقعاً الکی به این مرد دانش پژوه و فرهیخته که انصافاً یکی از مصادیق برجستۀ "زگهواره تا گور دانش بجوی" سفارش حضرت رسول گرامی اسلام است. دلیل آفتاب آمد دلیل آفتاب برای اثبات این گزاره هم بشرح زیر است: "حسین فریدون 53 سالش است. او همه چیز دارد از دنیوی و اخروی - دنیوی را برای قافیه نوشتم. و الاّ نامبرده فرصتی نداشته برای اندوختن مال و منال و کل عمر مفیدش در خدمت انقلاب و مردم بوده و جز حقوق بخور نمیر کارمند عالی رتبۀ دولت نه درآمدی داشته و نه ارثیه ای از پدر که طبق فرمایش دکتر روحانی مردی یتیم و فقیر بوده است - لذا آدمی با این درجه از خلوص و عشق خدمت چه احتیاجی دارد که با داشتن نوه و نتیجه برود دنبال تحصیل مدرک - آنهم در رشته ای سیاسی بنام روابط بین الملل - و بخواهد دکترا بگیرد. صرف علاقۀ او بتحصیل نشان از آن دارد که نامبرده بنام حسین فریدون مثل تک ستاره های نامتعارف دنیاست که در سنین بازنشستگی و بعد از فراغت از زندگی اکتیو می روند دنبال تحصیلات دانشگاهی و اغلب با شگفتی و تحسین تیتر می خورند در رسانه ها که: "یک مرد یا زن 60 - 80 ساله مسن ترین قبولی کنکور امسال فلان رشته در فلان دانشگاه است". پس شکی نمی ماند که حسین فریدون یک کشته مردۀ دانش است و همانطور که گفتم سفارش پیامبرش را بجا آورده و قبل از "چندسال بگور مانده" هم اصرار به تحصیل مدارج علمی دارد در قالب دانش برای دانش.
4- البته که آنچه که در بند سوم گفتم فقط آخرین چشمه از نبوغ و خاص بودن جناب فریدون است و الا طبق فرمایش دقیق برادرشان رییس جمهور محترم ایشان تا 15 سالگی - لابد سوم دبستان تا دوم راهنمایی - مشغول مبارزه با رژیم ستمشاهی بوده اند و الا شرکت دانش اموزان در برخی از راهپیمایی های هیجانی - آنهم در کلان شهرها و نه سرخه و سمنان - که نام مبارزه با رژیم سلطنتی نمی گیرد. بعد از 15 سالگی - از تولد مبارکشان در دی 1342 تا بثمر رسیدن مبارزات شان و ساقط کردن رژیم ستم شاهی در دی ماه 1357 - کلاً درس و مدرسه را رها کرده اند و ابتدا در کمیتۀ استقبال از امام خمینی مشارکت فعال کرده و در همان حال زندانبانی هویدا و نصیری و رحیمی و خسروداد و جهانبانی و ... را متقبل شده اند؛ و بمحض پیروزی انقلاب فرمانداری شهرستان نیشابور را پذیرفته اند و سپس بدلیل سن کم - 16 سال - دلشان برای برادرشان حسن روحانی - حکم پدر را هم داشته است با اختلاف سنی 15 ساله 1327 تولد حسن - 1342 تولد حسین - تنگ شده و منتقل شده اند به تهران با فرمانداری کرج. در اینجا بوده که حسن روحانی هم نبوغ برادرش را کشف می کند و از کمالات او و ودانش و زبان خارجی فهمی او - بدون هیچگونه تحصیلات کلاسیک بعد از سوم راهنمایی - شگفت زده شده و با گفتن یک "سبحان الله" غلیظ برای اینهمه لطف خدا به خاندان روحانی او را ابتدا چندبار تفریحی برده به ستاد پدافند هوایی ارتش - روحانی رییس این ستاد در طول جنگ بود - تا بی سابقه در جنگ نباشد و سپس واسطه شده است تا حسین جان سفیر ایران در مالزی شده و با هزار بدبختی و ایثار و فداکاری 8 سال هم این پست حقیر را تحمل کرده است. در اینجاست که حسین فریدون فهمیده که یکی دیگر از نخبگن نابغه (صادق خرازی) بدون دیپلم و بدون یک کلمه انگلیسی دانی بجای پست در پیتی سفیر کبیر شدن در مالزی جهان سومی یکراست رفته به مقر همۀ خوبان و خوبرویان عالم در نیویورک و شده سفیر ایران در سازمان ملل متحد. لذا با کسب اجازه از اخوی دکتر حسن روحانی حسین جان قصۀ ما از همان مالزی با یک هواپیمای چارتر پرواز کرده رفته به نیویورک و تا قبل از روی کارامدن این کثافت احمدی نژاد هم نیویورک را گلکاری کرده است.
5- دکتر روحانی به اینجا که می رسد کمی تواضع بخرج می دهد و دیگر اشاره ای به نبوغ برادرش نمی کند و فقط با اشاره به پست های بعدی ایشان در وزارت امور خارجه و روابط بین الملل مرکز پژوهش و تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام بریاست حضرتشان؛ از سختی مراحلی که این فرزند فداکار ملت گذرانده به سکوتی خسارتبار می گذرد. چرا می گویم این سکوت روحانی خسارتبار است؟ به این دلیل که من و امثال من دربدر دنبال الگو می گردیم که بجوانان معرفی کنیم و امید را زنده نگه داریم و بقول میشل اوباما - که خانم ترامپ هم تقلید کرد - "هرچه تلاش کنی آش می خوری" را جا بیاندازیم در فرهنگ ایرانی. دیده اید که من حتی به دیوید بکهام انگلیسی - انگلیس ام الفساد کرۀ زمین! - متوسل می شوم یا به کریستیانو رونالدوی پرتغالی که الگو پیدا کنم. در حالیکه آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم. آقای رییس جمهور؛ شما چطور حاضر شدید که فقط برای فروتنی و شکسته نفسی خود و خانوادۀ محترمتان از معرفی حسین نابغه بما و جامعۀ ما خود داری کنید. درست است که این اوج انسانیت شما را می رساندو لله کارکردنتان و برادر بسیار بسیار فرهیخته تان. اما یک لحظه تصور نکردید که نوابغی چون حسین فریدون فقط متعلق بشما و خودشان نیستند و جامعه به شناختن آنان و بالیدن به آنان نیاز حیاتی دارد! برای اینکه متوجه شوید زبانم لال چه خیانتی کرده اید بما و جوانان در عدم معرفی کامل برادر نابغه تان فریدون خان؛ یک بار دیگر بطور خلاصه تر می نویسم که حسین فریدون چه گوهریست:
6- حسین فریدون پسر 10 سالۀ سرخه ای است که با رژیم شاه مبارزه کرد. در 15 سالگی رژیم را ساقط و نسبت به تثبیت انقلاب همت گماشت. در 16 سالگی فرماندار نیشابور شد. و هنوز هم شاشش کف نکرده بود که فرماندار کرج شد. جنگ اما امان از جنگ؛ ایشان در جنگ شرکت فعال داشت که پست و نحوه و جبهه و سالش معلوم نیست اما مهم هم نیست همینقدر که ادعای "در جنگ شرکت داشته" در ویکی پدیای او نوشته اند برای پست بعدی او کافیست. مقام بعدی او ورود به وزارت خارجه بوده با قبول سفیر کبیری ایران در مالزی. و 8 سال هم بدون هیچ چشم داشتی در این پست مهم خدمت کرده. اما به این هم قانع نشده و وقتی فهمیده همۀ زیر دیپلم ها فرستاده می شوند به نیویورک - با صادق خرازی کری داشتند - احساس مسئولیتی عمیق کرده و از مالزی مستقیماً و با هواپیمای چارتر پرواز کرده به نیویورک. خدا لعنت کند این مموتی کثافت را که با آمدنش کل خط ایثار و فدارکاری را قطع کرده و بطور بدیهی ضربه خورده بکمر حسین آقا و از نیویورک دیپورت شده به بغل امن بزرگترش در ریاست مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت - دکان هاشمی - و این چنین بوده که 8 سال از بهترین سال های عمر این نابغه دانش و کمربستۀ خدمت هدر رفته. تا اینکه خوشبختانه شما ما را بشدت فریفتی - فریفتن کلمۀ مثبت است و برای عشق بکار می رود - و رییس جمهور شدی و حسین جان برادر را چون کانگورویی مادر همه جا با خودت حمل کردی. آقای روحانی عزیز؛ خواهش می کنم این فروتنی غیر لازم و این تقوای نادیده در بشر - بعد از علی ع - در خودتان را کنار بگذارید و اگر هم هنوز پرهیز دارید از معرفی حسین آقا و خدماتش؛ حداقل از نحوۀ تحصیلات ایشان از سوم راهنمایی تا فوق لیسانس را بیان فرمائید تا هم جامعه بداند با چه نوابغی از هموطنانش روبروست و افتخار کند و هم مراکز علمی جهان گرته برداری کنند از مردی که از 15 سالگی ترک تحصیل کرده و خودش را وقف خدمت برای اسلام کرده و اینک در 53 سلگی حتی یک دکترا را هم از او دریغ می کنند.
7- البته امروز سخنگوی بسیار بسیار محترم و انشاءالله دکتر دولتتان جناب نوبخت فرمودند تلویحاً که شما متوجه شده اید به غضنفر بودن حسین جان در کابینه تان و خواسته اید که او را از خودتان بکَنید. اما چون ما اخلاق اسلامی را رعایت نکرده و پرسیده ایم "پس حسین کو؟" مجدداً او را برگردانده اید بروی سن! اما حسن جان این تو بمیری از توبمیری های شریعتمداری نیست و ما یقه ات را نخواهیم رها کرد تا معرفی تمام و کمال بردارت. یا خودت معرفی می کنی بی کم و کاست. یا شریعتمداری معرفی می کند با کم و زیاد خودش. من البته که طرف شریعتمداری خواهم بود در آنروز. شرمنده! یا...هو
بعد از تحریر: سخنان نوبخت که من آن گزاره را استخراج کردم. :
*{ درباره هجمه و اتهام زنی به دستار ویژه رییس جمهور} فقط آقای فریدون مشمول عنایات منتقدان نیست، بخشی نقدها منصفانه است اما جاهایی که تهمت باشد خود را موظف میدانم پاسخ بدهم. بلافاصله در یک مورد به قوه قضاییه شکایت کردیم. البته روحیه دعوا و ماجراجویی نداریم.وزارت علوم بیانیه لازم را در مورد تحصیل ایشان دادند، همه مراجع مسائل را کنترل میکنند. چند روزی برای مساله تحصیلات در منظر عموم نبود، دیدید که چه داستانی به پا شد مواد منفی زودتر به ذهن مینشیند و این غیر اخلاق است. این اقدامات با آموزههای اسلامی ما فاصله دارد؛ به ویژه از آنها که از ما رعایت اخلاق را مطالبه میکنند، انتظار بیشتری میرود.گویا حسین فریدون را می خواستند کم کم غایب کنند تا حذف بی سروصدا. اما چون مطبوعات حساس شده اند مجبور از بازگشت شده برای عادی سازی. و الا کسی که از راهنمایی تا فوق لیسانس را نخوانده ملا شده برای درس شب امتحان دکترا از جلسات هیئت دولت غیبت نمی کند
