1- دعوت مبارک و غیرمنتظرۀ عربستان از وزیر خارجۀ ایران جهت مسافرت به آن کشور؛ علاوه بر همۀ شادی هایی که برای منطقه و جهان دارد از نظر دور شدن از تنش های - در حقیقت جنگ های آغاز شده - مذهبی بسیار خطرناک بین شیعه و سنی؛ یک ویژگی بسیار مهم هم دارد که آن عذرخواهی تلویحی عربستان از دولت حسن روحانی است. زیرا می دانیم که روحانی از روز اول نشستن بر صندلی ریاست جمهوری ایران اولاترین هدف سیاست منطقه ای اش کاستن تنش با عربستان و همکاری با این کشور قطب اصلی مخالف "هژمون شیعۀ خامنه ای" در منطقه و جهان بوده است. که اوج آن زمانی بود که محمد جواد ظریف در اولین سفر منطقه ای خود به مسقط و ابوظبی رسماً خواستار سفر به ریاض شد اما عربستان پاسخ منفی داد و او را نپذیرفت. حالا عربستان با دعوت رسمی از ظریف آن موضع را پس گرفته و و بطور ضمنی به اشتباه خود اعتراف و جبران مافات کرده است.
2- خیلی مهم نیست که هنوز دعوت نامۀ ادعایی بندربن سلطان به وزارت خارجه رسیده یا هنوز در راه است بلکه مهم همان اعلام رسمی وزیر خارجۀ عربستان در کنفرانس خبری بود. این دعوت علاوه بر اهمیت شکلی که گفتم نوعی پوزش خواهی هم است. از نظر محتوایی هم بسیار زیاد مهم است و مهمترین جنبۀ اهمیت این روند جدید عربستان این است که حکومت عربستان به تغییر استراتژی سیاست خارجی ایران تحت هدایت دولت روحانی متقاعد شده؛ و با اعتماد به آن می خواهد در تنش زدایی با مهمترین رقیب و دشمنش در خاورمیانه گام های عملی بردارد. اما چرا اعتماد - حتی - ابتدایی عربستان به سیاست خارجی ایران اینقدر مهم است.
3- یک تحلیل غالب مدعی است که علت رویکرد جدید عربستان بسمت ایران محصول شکست های سیاست خارجی اش - تغییر و تبدیل های مقام های امنیتی و خارجی عربستان در ماه های اخیر را هم پشتیبان تحلیل خود می کنند - می دانند. اما بنظرم این توضیح قانع کننده نیست و هر چند دلیل فرعی می تواند باشد اما علت اصلی نیست. زیرا اعلام علنی دعوت از وزیر خارجۀ ایران یک نوع اشتیاق را حامل است و نه اکراه و اجبار برای مذاکره را. چون هنگامی که تو مجبور از مذاکره با دشمنت هستی لزومی به ساز و آواز و خوشحالی و اعلام و جار زدن نداری، و معمولاً تماس ها بیشتر در کریدورهای بسیار پنهان و از راه های غیر علنی دنبال می شود. لذا بنظرم می رسد که عربستان قبول کرده است که دولت روحانی یک آدمک جلو صحنه از قدرت شریعت هماورد طلب خامنه ای نیست؛ و خودش دست بالا را دارد و تعیین کننده است.
4- این اطمینان عربستان بعد از نه ماه از روی کار آمدن روحانی در ایران نشان می دهد که سیاست خامنه ای در انگولک کردن شیعیان منطقه بر ضد دولت های عرب و بالا بردن تنش با همسایه ها؛ به سیاستی آرام تر و آشتی جویانه تر با همسایگان سنی مذهب و عرب خود تغییرات قابل توجهی کرده است و این جز در سایۀ تغییرات استراتژیک در خط مشی حکومت ایران نبوده است. زیرا بخش ارتباط ایدئولوژیک سیاست ایران از طریق سپاه پاسداران و مشخصاً سپاه قدس و قاسم سلیمانی اعمال می شود و نه از مجراهای رسمی دیپلماتیک و وزارت خارجه. پس دولت روحانی توانسته خط مشی اعتدال و میانه روی را خود را به سپاه هم منتقل کند که در موفقیت نهایی عرفی تر کردن حکومت از سوی هاشمی و روحانی فاکتور تعیین کننده ایست.
5- برداشت کلی ام از اتفاقات اخیر در داخل کشور هم حس خوبی را منتقل می کند و با اینکه مرتب اخبار تحرکات تندروها در جهت مخالفت با سیاست های فرهنگی اجتماعی روحانی و لغو سخنرانی ها و کنسرت ها و تجمع علیه بی حجابی و ... در حال انتشار و دریافت است. اما رجوع به روزنامه ها و رسانه ها و ومواضع هادیان تندروها نشان می دهد که این حرکات شان بیشتر از استیصال و در ماندگی و احساس ضعف هر روز فزاینده شان است و نه قلدری هایی که در سال های اصلاحات انجام می دادند. بررسی جزیی تر این موارد را قول به آینده ای نزدیک می دهم. و فقط خواستم بگویم که اگر ادبیات بیشتر تهاجمی شدۀ اخیر روحانی - بویژه در خطاب قرار دادن گفتمان مقاومت در برابر جهان - اولاً و اقدام به تحرکات بیشتر از سوی نیروهای اصلاح طلب در نوشتن و گفتن - هرچند لغو و حذف هم بشود - ثانیاً تداوم یابد؛ فضای مناسبی را ایجاد خواهد کرد و تندرو های شریعت و ایدئولوژی را ناچار به عقب نشینی خواهند کرد. انشاءالله. یا....هو