1- یا مشاوران خوبی ندارد روحانی و یا جنسش تقلبی است و ما را گذاشته سرکار.دومی را نه خودم قبول دارم و نه دلم می خواهد که صحت داشته باشد. زیرا بدجوری "تنها راه حل نزدیک و سالم است برای عرفی تر شدن حکومت ایران بعد از این همه خسارت غیر قابل جبران"! بنابراین پس از اینکه مجبورم قبول کنم که هاشمی و روحانی دروغ نمی گویند در مورد خواست جدی شان برای بهبود اوضاع حکومت بعد از 35 سال نکبت در ایران؛ مجبورم هم بپذیرم که آنچه می کنند از فهم سیاسی خودشان و مشاوران شان سرچشمه می گیرد و آنچه نمی کنند از نفهمی سیاسی خودشان و مشاوران شان. لذا تلاش می کنم از همین وبلاگ فکسنی مشاورۀ مجانی بدهم به دولت حکومتی که حقوق بازنشستگیم را هم قطع کرده و من با بنفیت دول بیگانه در خدمت شان هستم.
2- گروهی از انسان های اولیه و متدین به شریعت اسلام که بدون تردید فرزندان وحشتناک "انقلاب اسلامی اشتباه ایران برهبری آیت الله خمینی در 35 سال پیش" هستند - مستقیم یا غیر مستقیم - چند هفته است 300 دختر نوجوان هموطن نیجریه ای شان را بگروگان گرفته اند برای عرضه به بازار بردگان جنسی؛ و در تکمیل جنایت شان امروز هم حمله کرده اند به روستاها و 300 نفر دیگر از هموطنان شان را به فجیع ترین وضع ممکن مُثله کرده اند. و همۀ این اعمال را با بسم الله شروع کرده اند و با لااله الا لله محمد رسول الله بپایان برده اند.
3- نمی دانم تا کنون چند دولت و ملت با صدور پیام این اعمال بدوی تر از عصر حجر را محکوم کرده و با دولت و ملت نیجریه اظهار همدردی کرده و آمادگی برای کمک رسانی خود را اعلام کرده اند. ولی می دانم که در ایران آرزوی برزبان نیامدۀ خامنه ای در دیدار اعتکافیون این بوده که هنگام اعتکاف از خدا بخواهید که چونان بوکوحرام نیجریه بشوید در ثبات شریعت و قرآن؛ و از آن مهمتر که علامه مصباح یزدی فقط لفظ بوکوحرام را استفاده نکرده و در سخنرانی اش راجع به امر بمعروف و نهی از منکر آدرس دقیق عملکرد آنان را داده بمخاطبان که "امر بمعروف و نهی از منکر اسلامی یعنی راه بوکوحرام".
4- و ایضاً می دانم که شما آخوندها همه اعقاب بلافصل همان مراجع و روحانیونی هستید که مرحوم "رشدیه" را بخاطر تأسیس اولین مدارس سبک جدید و علم جدید در ایران می خواستند زنده زنده کباب کنند. اما از طرف دیگر برخی از شما - از جمله خودشما رییس جمهور محترم - مدعی هستید که روشن اندیش شده اید و در غرب تحصیلکرده اید و زمانه را دیده اید و دگم ها را شناخته اید و خرابی های سی ساله را تجربه کرده اید و احمدی نژاد داشته اید و ... و لذا حالا دیگر می دانید که پاداش به بها دهند و کار و دانش و آگاهی و برنامه ریزی و هنر و ... و نه به بهانه و دین و خرافات و عصبیت و جاهلیت و رسوم قبایلی؛ و وعده می دهید که برای عذر تقصیر و جبران مافات آمده اید. عملاً هم گاهی نشانه هایی بروز می داهید مثل وزیری که بزبان بین المللی حرف می زند و خودت که توئیتر می شناسی و آن سومی که در فیسبوک حساب دارد و چهارمی که کتاب نوشته و ....
5- حالا اما غیضم را و غصه ام را و اشکم را و آهم را و نا امیدیم را می نویسم: چه واقعه ای می توانست در دنیا اتفاق بیفتد که بهتر از این فاجعۀ نیجریه در دسترس شما باشد برای جلوه گری طناز در همۀ عرصه ها:
الف- به تبلیغ و ترویج مذهب شیعه کمک می کرد.
ب- به هدف برچیدن پروژۀ ایران هراسی ات کمک می کرد.
پ- در تبلیغ وجهۀ صلح طلبیت مؤثر بود.
ت- کلیت محکوم کردن تندروی و دگماتیسم دینی را ارمغان می آورد؛ در مقابل اتهام معیارهای دوگانه. یعنی: خوب و بد کردن رادیکالیسم مذهبی و دینی به "داعش بد" چون علیه سیاست ما هستند؛ و "حزب الله خوب" چون برای قدرت ما می جنگند؛ و "بوکوحرام" بما چه مربوط است چون در کشور دورافتاده و بیچاره ای در افریقا کشتار و تجاوز کرده و می کنند.
ج- و مهمتر از همه یک پالس بسیار قوی و پیشرونده می فرستادی به تندروان و رادیکال های داخلی (بوکوحرام شیعه) که با عقب افتادگان ذهنی کنار نخواهی آمد و حاضری در صورت لزوم به سخت ترین شکل ممکن با آنان در بیفتی و بجنگی. البته نترس می دانم اغراق می کنم در بارۀ شما. منظورم این است که یک خط اظهار تأسفی، پیام دیپلماتیکی، محکوم کردن صوریی، تعارف امدادی به مسئولان نیجریه و ... از سوی خودت، یا حداقل وزیر خارجه ات، یا مثلاً از سوی سخنگوی وزارتخانه ات، اگر بازهم زیاد است از سوی آبدارچی دفترت و ... بالاخره یک اظهار وجودی می کردی که همۀ فایده های برشمرده ام بکنار حداقل به آن جوان مجرد محروم پیر شده در سی و پنج سالگی و بیکار و روی عرشۀ بلم های هجرت و مرگ مالزی و اندونزی و چه و چه امید می دادی که رأی شما هنوز گرم است و دارد خونم را در جریان نگاه می دارد. یا...هو