۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۴, چهارشنبه

تیغ آیت الله ها برگلوی امام زمان! آیا خونریزی درکاراست؟ (بخش نخست)



یکی از خوانندگان درخواست کرده بود به مسایل مهدویت و دستگیری های اخیر و ارتباطات الهی وشیطانی مورد ادعای طرفین دعوا بپردازم که چون مناسب و سؤال روز است.. دانسته هایم را می گویم:


1- از سوابق پیش از ریاست جمهوری احمدی نژاد در رابطه با مهندس مشایی و ارتباط مهندس مشایی با نیروهای ماورایی در قالب امام زمان اطلاعی یا وجود ندارد  و اگر وجود دارد تا کنون چیزی مطرح نشده است. ظاهراً سابقۀ اولین ارتباط این چنینی بین آقایان برمی گردد به موضوع نامزدی احمدی نژاد برای انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 84 خورشیدی. به این روایت که احمدی نژاد در مورد کاندیداتوری خود دچار تردید و دو دلی بوده است که مهندس مشایی به او یک جملۀ کلیدی می گوید: "شما بروید جلو پیروز هستید." و از این جاست که رابطۀ مهندس مشایی و احمدی نژاد بسطح مرید و مرادی معنوی و لازم وملزومی مادی ارتقاء پیدا می کند. به این عبارت توضیح دهنده و دقیق که مشایی و احمدی نژاد می شوند مثال منبع آب و شیراستفاده از آب این منبع. همانطور که منبع آب بدون شیر قابل بهره برداری نیست، و متقابلاً شیر منبع بدون وجود آب در منبع چیز بدرد بخوری نخواهد بود؛ مشایی و احمدی نژاد هم به تنهایی و بدون وجود دیگری قادر به شروع و پیش بردن این پروژه نمی شدند. اگر وارد بحث خصوصیات ذاتی و شخصی "چرا ایندو متناسب ترین زوج شدند" بشوم مطلب گسترده و بسیار طولانی می شود. لذا از اینموضوع می گذرم و بلکه هم در ادامه و بمناسبت و ضرورت سخن به برخی از مهترین این ویژگی ها اشاره بکنم.


2- این دو یار جفت شدۀ تصادفی و غیربرنامه ریزی شده و...(نظریۀ تقارن) به این ترتیب است که دولت نهم را تأسیس می کنند. آب زلال که در منبع مغز مشایی ریخته می شود - از جهان ماوراء یا نیروی برتر ذهنی یا خدا یا امام زمان و... که عنوان مورد پسند و تبلیغ خود دولت همان "امام زمان" است - از شیر احمدی نژاد - که بازوی اجرایی و تبیین مادی مصارف محتویات مغز رحیم مشایی است- جاری می شود و به شکل گیری دولت امام زمان منجرمی شود. اوج نمود ظاهری و عمومی این پدیده در هالۀ نوری است که در اولین سفر و سخنرانی رییس جمهور در سازمان ملل مطرح می شود؛ و خیلی سریع و گسترده مورد تبلیغ قرارمی گیرد.


3- اصلاح طلبان مذهبی بعلاوۀ جامعۀ سکولار تحت بیرق شان  و هرکدام با انگیزه و باورهای متفاوت تبلیغات منفی گسترده ای را شروع می کنند و این موضوع را خرافات و تحجر و عقب ماندگی ذهنی و جدید اصولگرایان جا می اندازند؛ تا جائیکه احمدی نژاد را وادار می کنند برای اولین بار توی عمرسیاسی خودش به مطلبی حساس شود و وجود فیلم ملاقات خود با آیت الله جوادی آملی را تلویحاً منکر شود. از اینجاست که با پیدا شدن دم خروس خرافه و تحجرمادی در اردوی دولت، شایعه و واقعیت درهم تنیده می شود و نمونه های بعدی و پشت سرهمی مثل صندلی خالی در هیئت دولت یا بشقاب خالی بر سر سفره های دولت با ادعای "ویژۀ امام زمان" و... ساخته و مطرح می شود. تا آنجا که دیگر کمتر کسی در جبهۀ عقل گرایان می ماند که به خطرناک بودن تحجر تازۀ احمدی نژاد و مشایی باور یقینی پیدا نکرده باشد.


4- در سوی دیگر قضیه و بزرگان و دانه درشت های الیگارشی روحانیت در جناح راست اما؛ با این موضوع بسیار متفاوت برخورد می شود. به دو دلیل کلیدی:

اول به این دلیل که آیت الله خامنه ای بعنوان تنها روحانی مکتب مشهد که به شورای انقلاب راه یافت خودش و در تأسی از مکتب موعودگرای مشهد یک موعود گرای دو آتشه هم است. و همراه با او مصباح یزدی مؤثرترین متفکر شیعۀ غالی هم خودش یک موعود گرای متعصب بود و است.  تا جائیکه در یک سال قبل از انقلاب دستور آیت الله خمینی مبنی بر چراغانی نکردن بمناسبت نیمۀ شعبان را نادیده می گیرد و همین یکی ازنقاط ضعفی می شود که جناح چپ الیگارشی و در سال های اخیر به آن سرپیچی استناد و مصباح را خارج از دایرۀ دوستداران آیت الله خمینی معرفی می کنند. 
دوم به این دلیل که همۀ روحانیت شیعه هم باوری عمیق یا "دکان"ی به موضوع امام زمان دارند و همۀ نظریۀ ولایت فقیه و قدرت سیاسی و حاکمیتی خود را بر روی فونداسیون حضرت مهدی بنا کرده اند. لذا اگر کوچکترین خدشه ای بجایگاه مهدی موعود غایب - که حق ندارد تا روحانیان وفقیهان زنده هستند ظهورکند - وارد شود بلافاصله باعث نامشروع شدن نایب برحقش! که همان ولی فقیه است هم می شود.


5- بنابراین جناح راست الیگارشی نه تنها با این پدیده مخالفت نکرد بلکه خودش هم تا توانست به این ایده پروبال داد چون از نفوذ بسیار مؤثر امام زمان در بین توده های شیعی باخبر بود و می دانست که گسترش چنین ایده ای باعث سکوت مؤمنان ناراضی و جذب بیشتر حزب اللهی های راضی خواهد شد. تاجائیکه ما شاهد هستیم که تا همین اخیراً و تا اسفند سال 89 هیچ کدام از روحانی و غیرروحانی جناح راست به مخالفت با این پدیده برنمی خیزد و حتی خودشان در این پروژه های تبلیغی و تبیینی مشارکت فعال می کنند.


6- اگر کسی اهل خبره و نکته سنجی و "بصیرت!" بود از همان ابتدا هم می توانست تشخیص بدهد که آب زلالی که به منبع فیض مشایی ریخته می شود رگه های آشکاری از ناخالصی سکولاریسم دارد. ولی گفتم که هم رهبر و تئوریسین های بزرگ موعود گرا بودند؛ و هم دیگر اجزاء جناح راست الیگارشی از پول های فراوان نفتی که دولت امام زمان به پایشان می ریخت سرمست. بنابراین یا این رگه های ناخالصی را تشخیص نمی دادند و یا اگر تک و توکی مثل علی مطهری متوجه می شدند می گفتند انشاءالله گربه است، و سر در آخورهای خویش می کردند. تا اینکه کار به دولت دهم رسید و آن جنجال و شورش و جنبش بپا شد و اولویت رفت بسمت دفع فتنه و بقیۀ موارد بعنوان فرعیات به حاشیه رفتند.


7- اوضاع فتنه! که کمی سروسامان گرفت و جنبش سکولارهای سبز در 25 بهمن هم مؤثر نشان نداد و بسیاری دلایل ریز و درشت دیگر که قبلاً گفته ام و برملا شدن بسیار شیرین دُز ناخالصی آب زلال منبع؛ روحانیت حاکم یکباره متوجه شدند که دیگر به این آب توی منبع نمی شود گفت زلال تحجر با رگه های ناخالصی سنت های عرفی؛ بلکه باید آنرا منبع الهام یک سکولاریسم زلال بحساب آورد. اینجا بود که بالاخره اصولگرایان از خواب گران بیدارشدند و پروژۀ "کی بود کی بود من نبودم" را کلید زدند. لذاست که ما شاهدیم که در این دوسه ماه اخیر تکذیب پشت تکذیب است که صادر می شود و بانیان و مستند سازان و روایت کنندگان و حدیث خوانان و تولید کنندگان یکی از هزاران دست پخت خودشان برای تحمیق توده را که همان فیلم "ظهور نزدیک است" است را انکار و تکذیب می کنند. در حالیکه با صدای خودشان و با زبان خودشان و مستند به آیه و حدیث و سیره و سنت و... سیدخراسانی و شعیب ابن صالح و این موارد را گفته اند و ساخته اند می ایند و با وقاحتی باور نکردنی از یک ملحد هم می گویند ما نگفته ایم.


8- بگمانم اما این تیغ جدید بگلوی امام زمان براحتی قابل جمع شدن نخواهد بود. زیرا که در بخش دولتی و خارج از مناسبات قدرت الیگارشی این پروژۀ وجه "ایمان"ی قوی دارد برعکس تصور و تصویر روحانیان که امام زمان را دکانی برای مشروعیت طایفه سالاری خویش و ولایت فقیه مورد سوء استفاده قرارداده و می دهند. و اگر درنظر بگیریم که بسیاری ازپیاده نظام رسمی یا غیررسمی روحانیت در بین نه تنها توده های مردم؛ بلکه میان مأموران نظامی و اتنظامی و قضایی هم به امام زمان ایمان دینی و نه صوری دارند؛ در آن صورت مشخص می شود که روحانیت و آیت الله خامنه ای با چه دشواری عظیمی روبرو هستند در برخورد با این پدیده؛ که قرار بود قاتق نان خونین شان شود و حالا دارد قاتل جان شیرین شان می شود. یا...هو

مرگ جیمی کارتردرایران؛ تولد باراک اوباما در پاکستان!

The Trial




1- ازدموکرات ها مثل همۀ چپ های سیاسی خوشم نمی آید وبارها گفته ام. اما باید به باراک اوباما تبریک گفت برای کشتن بن لادن درپاکستان. اینک که معلوم شده است که ازبین گزینه های مختلف طرح های پیشنهادی نظامیان وامنیتی هایش برای اجرای عملیات وازجمله بمباران محل اختفای بن لادن؛ این شخص رییس جمهور امریکا بوده که نوع عملیات موفق را انتخاب کرده است؛ باید به نمرۀ کارنامۀ اوباما افزود. وبعد از توجه به انتخاب انداختن جنازۀ بن لادن دردریا؛ حتی می شود به امریکا واوباما نمرۀ 20 داد؛ بعد ازسال ها طرح ها وعملیات های بازنده یا کم برنده. چه اگربن لادن زنده می ماند یا جنازه اش نگاه داشته می شد تا بعد ازاعلام عمومی خبر؛ صدها مشکل لاینحل تولید می کرد وجود مرگ یک قدیس سلفی مسلمان برای حال وآیندۀ جهان!


2- این گفتۀ بارها مکررم دیگرکهنه شده است که یکی ازعلت های اصلی پدیده ای بنام القاعده وبن لادن که ازنقش تیغ آمریکا بودن بروی نیروهای روس برگشت به روی امریکا، و ولینعمتش را سلاخی کرد در11 سپتامبر؛ والبته همۀ نام دزدی ها وهویت دزدی های مسلمانان منطقه ازیکدیگر؛ ریشه دررقابت مذهبی شیعه (ایران) وسنی (با پیشتازی مذهب رسمی عربستان سعودی بعنوان زادگاه پیامبروجایگاه کعبه)  دارد دربعد ازانقلاب ایران وچنگ ودندان نشان دادن به سنی های سلفی با ژست ام القرای اسلام! وتا این فاکتورتحریک کننده ازمیان نرود؛ مشکل تروریسم اسلامی والقاعده وطالبان وپاکستان هم حل نخواهد شد. چرا که سنی های سلفی متکی به ثروت نفت عربستان ازنظرروانی مذهب خودرا بازنده یافته اند دربرابرشیعۀ بحکومت رسیده درایران. وتا ایجاد خلافتی اسلامی بسبک صدراسلام درکشوری چون پاکستان یا افغانستان آرام نخواهند گرفت ودنیا گرفتارباقی خواهد ماند کماکان.


3- اینک اما فقط مرگ بن لادن بعنوان سمبل تروریسم نیست که شادی آوراست که قطعاً درمیان مدت بزودی بسیاری ازتروریست ها را به صرافت بازنگری نا امید خواهد انداخت؛ با نتیجۀ قطعی پایین آمدن محبوبیت تروریسم قهرمان. امید بیشتر از سویۀ دیگرماجرا می آید ازتهران: جمهوری اسلامی بروایت احمدی نژاد ومشایی. دولت ایران درتمام طول یک سال گذشته وبعدازشکست شورشیان شیعۀ الحوثی در یمن؛ سیاست آشتی مذهبی درپیش گرفته است مطلقاً. چه دعوت ها ومراودات رییس جمهوراحمدی نژاد را نگاه کنیم با وازحکام کشورهای مسلمان منطقه؛ وچه موضع گیری های بسیارهوشمندانه ودیپلماتیک دولت درمقابل تحولات خاورمیانه وشاخ آفریقا؛ وچه همین الان را نگاه کنیم درتعجیل صالحی برای برقراری مشتاق رابطۀ سیاسی با مصر؛ یا حتی به دعوای اخیررهبربا احمدی نژاد نگاه کنیم برسر وزیر اطلاعات وسیاست های جاسوسی -قبلاً واخیراً درپست جداگانه ای توضیح داده ام- همه وهمه نشانه های غیرقابل تردیدی را نشان می دهد ازتلاش جدید دولت احمدی نژاد برای سکولاریزه کردن سیاست خارجی.


4- ملاقات بهنگام مرگ بن لادن با ایران احمدی نژاد دست آوردی چنان سترگ خواهد داشت برای آرامش منطقه وجهان بزودی که ازحساب خارج باشد شمارشش اگرتیغ تیزی که آیت الله خامنه ای کشیده است بقصد گلوی احمدی نژاد درسوگ مرگ دوست نازنینش مهندس مشایی خنثی شود انشاء الله! وایران آزاد اگر قبل از مرگ جیمی کارتر اتفاق بیفتد؛ من قول می دهم که درتشییع جنازۀ طبیعی اش فاتحه بخوانم برای مرگ سیاسی اش درصحرای طبس! یا...هو

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۳, سه‌شنبه

خیابان خالیست جوانان؛ تسخیرکنید خیابان را با عشق؛ با خنده؛ با نجابت؛ با عرف؛ با موسیقی با شادی!

Charles I Insulted by Cromwell's Soldiers (partial detail)

Charles I Insulted by Cromwell's Soldiers



1- هنگامی که بزرگترین آرزویم برای کامیابی ایران را تثبیت نام تیم فوتبال پرسپولیس اعلام کردم دراین وبلاگ؛ ومعدودخواننده های اتفاقی ام قاه قاه خندیدند وهوُام کردند به بیچاره دلقک، مطمئن نبودم که بتوانم فلسفه ام را به شما آموزش بدهم وبباورانم. زیرا که ادعایی بسیارغریب ودورازعقلانیت ابزاری ومسخره! کرده بودم ازقلم سخت خوان آدم ناشناسی. لذا حد اکثر اگرمسخره نمی شدم احساس خواننده این بود که "یک حرفی دارد این قلم ولی نمی تواند حرفش را درست بیان کند" ومن مغموم وافسرده برخلاف روی سیرکم پناه می بردم به پستویم ومی گفتم ای خدا!


2- اما روزگاربسرعت بنفع زندگی دگرگون شد ومحمود احمدی نژاد قدم های استوار ومردانه اش را گذاشت درهمان راهی که من تازه شروع کرده بودم نقشه اش را روی کاغذ کالک. وامروزروزدیگری است؛ بسیارمتفاوت ازدیروزی که من کلافه بودم از حساب خالی ام وچک هایی ازوعده که بدست شما می دادم ونمی توانستید نقد کنید به عقل تان. احمدی نژاد درحال کوبیدن جاده ایست که قراراست کاروان بازگشت ما به دنیا ازآن عبورکند. وچه می گویم درحال عبوراست. چون جاده وهدف برهم منطبق است ونام زندگی دارند هردو. حسابم سرشارازدست آورد های احمدی نژاد جدید است. کافی است به اولین عقل بانک چشم تان مراجعه کنید وچک های وعده دارمرا نقدکنید وحالش را ببرید.



3- این هایی را که می گویم رازمگوست درمقابل الیگارشی که جزمرگ زندگی هدفی ندارد. نه اینکه بدجنس باشند ونخواهند بلکه مهم این است که می خواهند ولی نمی توانند. چون ابزاردین قدیم برای دنیای جدید بیش ازاندازه کند وکهنه است. اما- واین اما مهم است- چون این موج برخاسته به همت احمدی نژاد درراستای فطرت زندگی انسانی است قابل کنترل وجلوگیری توسط هیچ مرگ اندیشی نیست لذا با صدای بلند می گویم که چه اتفاقی افتاده وچرا امروزبهترین روزهای ایران 32 ساله است:



4- قبل ازاشاره به برخی علایم خوشبختی درپیش ایرانیان این گزارۀ فلسفی را اضافه کنم که: "هرچیزی درطبیعت وازجمله انسان باید درحالت تعادل قراربگیرد تا به آرامش وجوهروجودی خویش برسد. هرعدم تعادلی قطعاً ناپایداراست وهمیشه در کشمکش وجدال خواهد بود برای برگشتن به تعادل. انقلاب یک عدم تعادل لحظه ایست درجامعۀ انسانی حتی اگرگروهی به ضرب وزوروترس ورعب این لحظۀ تاریخی را به 32 سال یا صد سال تقویمی طولانی کنند. راهی جزبرگشتن به تعادل وثبات نیست وگروگان گیران لاجرم باید تسلیم قانون لایتغیر "تعادل" شوند درطبیعت. وامروزما درراه بازگشت به تعادل هستیم وکسی را یارای جلوگرفتن ازآن نیست چه من بگویم یا نه!" پس می گویم:


5- ماجرا ازخیلی وقت پیش سرانداخته شده بود دردولت احمدی نژاد که اوج آن آن جشن های خیابانی مستمریک هفته ای بود درقبل ازانتخابات 88 وما وشما غافلانه وکمی ناجوانمردانه هم همۀ آن جشن وپایکوبی نا متعارف تا آنروزدرجمهوری اسلامی را که دست آورد سیاست ورزی احمدی نژاد بود یکجا واریزکردیم به صندوق ذخیرۀ بلا تکلیفی "اصلاح طلبان مذهبی". ونمی خواهم به گذشته برگردم و کدورتی بردل هایتان بنشانم که امروز روزلذت بردن است ونه دعوا برسرآدم ها!


6- اگربه نقطه عطف برگردم باید ازنوروز90 شروع کنم که شما تعطیلاتی دلپذیرتر از همۀ عمرنوروزی جمهوری اسلامی گذراندید. که نه بخاطر گرانی بنزین بود ونه بعلت صدقه های! (بخوان بخشی ازسهم نفت) احمدی نژاد گدا پروراصلاح طلبان! و نه هیچ عامل مادی مثبت ومنفی دیگر. این آسودگی بی سرخرگذراندن بود که درروان ناخود آگاه شما جاری می شد به ضرب ایستادگی بسیاربسیاربسیارسخت احمدی نژاد درمقابل روحانیان ضد شادی وموسیقی ونوروز وزیبایی. البته که کیفش را می کردید وهرکدام برای خود توجیه عقلانی مثل دست آورد های جنبش سبزیا هوای پاکیزۀ تهران یا طبیعت زیبای شمال و... می تراشیدید درخلوت. ولی نبود هیچ کدام این ها علت اصلی وتامه! آن دلیل غایی جزاین نبود که چهارروحانی ارشد شیراز به خانه رفته بودند ازدست موسیقی رییس جمهوردرحافظیه. وآن سه مرجعی که اعلامیۀ (حرام) مشترک داده بودند درمقابل آزادی ورزش بانوان؛ دربی اعتنایی دولت.


7- گروه گروه روحانیان ارشد درحال بازگشت به حوزه وسنت های مبارک دین هستند. وگروه گروه روحانیان جوان سکولار درحال پیوستن هستند به اردوی دولت احمدی نژاد با فلسفۀ انسان وایران محورش. فضایی که درحال تنفس هستید وگمان می کنید فقط هواست که بدلیل بهارواردیبهشت آمده است وبزودی خواهد تمام شد؛ فقط هوا نیست. شما درحال تنفس فضایی هستید که اسمش "جامعه بسوی تعادل زیست" است وتمام نخواهد شد. چون بزرگترین مانع که کهنگی روحانیان در بازار روز است به اجبار یا به اختیارخیابان هارا ترک می کنند وخواهند کرد بیشترهم.


8- روحانیان سیاسی هیچ یاری ندارند وهیچ یاری برای جلوگرفتن ازتسخیرخیابان های خالی ازاغیارتوسط شما مردم ایران به پیشتازی جوانان. همه وهمه درجبهۀ احمدی نژادیم خواسته یا نا خواسته؛ دیده یا نادیده؛ معترف یا لج باز؛ حتی فرزندان روحانیان. نه پاسبانی حاضربود به شما گیربدهد ونه پاسداری. نه کارمندی حاضربود به سازروحانیان برقصد ونه کارگری. نه بسیجی حاضربود به روی شما تیغ بکشد ونه هنرمندی؛ ونه ... ونه... ونه.... همۀ آنان نیز چون ما دریک بلاتکلیفی گیرکرده بودند در ناچاری زن وفرزند وپدرومادر.


9- وحالا که رییس جمهورسینه سپرکرده برای بازگشت زندگی به ایران هیچ کدام آنان دیگربه دستورهیچ مقامی ازالیگارشی به روی زندگی فرزندان وپدرمادران خویش تیغ نخواهند کشید. پس نفس عمیق بکشید وخیابان های خالی را (عرصۀ عمومی) را به تسخیرخود درآورید که این سم مهلک بی بو وبی خاصیت عبوسی وعزا؛ وبی کمترین نشانه برای دیده شدن توسط چشمان غیر مسلح وحس شدن جزبه حس غریزه های ناب توده؛ تارانده شده است توسط پایداری رییس جمهورتان.


10- آسوده باشید که اگرقدرنعمت بدانید تابستان دلپذیری پیش روخواهید داشت اگر احمدی نژاد بتواند شیطنت های اقتصادی الیگارشی را هم رفع ورجوع کند انشاء الله. مرگ را؛ ومهمترسیاست را! (برای زندگی خواهان می نویسم ونه برای قدرت پرستان) سه طلاقه کنید درخیابان ها. وزندگی تان را وشادی تان را وموسیقی های زیرزمینی تان را وجوانی تان را کول کنید  وبیایید درخیابان ها: با عشق، با عرف، بانجابت ایرانی، باشورجوانی، با خدای مهربان وشخصی، با زنده باد زندگی و... - ازعرف جلونزنید وهول نشوید تهران لندن نیست وبورلی هیلز. گزک دست الیگارشی مرگ اندیش ندهید وصبورباشید وشاد.-


11- مطمئن باشید هزاردرصد که این راه شکستی نخواهد داشت اگر-واین اگر مادر همۀ اگرهاست- یک نفردرهیئت حاکمه باشد که انسان را وزندگی را وزیبایی را پاس بدارد. وشادمانه می گویم که امروزاحمدی نژاد هست وقرص ومحکم وناباورهم! شکست زمانی خواهد بود که هیچ کس وهیچ کس پناهی نداشته باشد ازدست گزمه های دیگرجوش وخودجوش درداخل این سم مهلک مرگ خواهی سی ودو سالۀ روحانیان واذناب مرگ اندیش شان.


12- نافرمانی مدنی هزینه نخواهد داشت درموضوعات زندگی اجتماعی. می توانید با خیال آسوده بخشنامه های حکومتی را نادیده بگیرید برای راهپیمایی حکومتی. می توانید آسوده باشید ازنوع موسیقی که دوست دارید ونوع لباسی که محبوب تان است با شرط هول نشدن وقدم بقدم. حتی سیاست هم اگرترجمه اش کنیم به کمی بیشتر در آزادی مطبوعات تکه های مثبتی را علامت می دهد امروزدرگزارشات ومصاحبه ها وتحلیل ها وتفسیرهای منتشره با احتیاط. وعلامت را آنجا سرانجام بدهم که آخوند فاشیست و درجه چندمی چون ذوالنورگفته است: "کافی نیست احمدی نژاد بگوید رابطۀ من و رهبر رابطۀ پدروفرزندی است. بلکه اوباید به رابطۀ مرید ومرادی، مطیع ومطاعی ومقلد ومرجعی اعتراف کند رسماً! یا...هو

راه من احمدی نژاداست مقابل روحانیت سیاسی! اگرراه بهتری داری چرا پنهانش کرده ای!

Abramović performing Bruce Nauman's Body Pressure.

Seven Easy Pieces





جناب دلقک ..
متاسفانه بوی فاشیسم بدجوری تو نوشته هات موج می زنه ... و پیروزی گل اندامان سیمین ساقتان محمود جان و پارتنرشان مشاعی پیروزی فاشیسم مذهبی است که قدم آخر در بر باد دادن ایران است یا نمیدانی و برصف پیرهن سیاه ها پیوستی یا دانسته برای کاریکاتور های هیتلر و گوبلز کف می زنی من که امیدوارم هیچگاه موج بنیان کن فاشیسم به دیار ما نرسد اما چون تو آرزوهایم را چون پیش بینی های لایتغیر برزبان نمی رانم (مبارک رفت بر خلاف آرزوی تو)و میترسم از دوران سیاهتر از 30 سال پشت سرمان از دورانی که شاید حجاب و آواز رفتن دختران به ورزشگاه و .. آزاد باشد اما اندیشه زیر پای جوانان غیور طرفدار نازنینان شما له میشود ... خاطر تان باشد که حکومت هایی چون آلمان نازی و ایتالیای فاشیسم از با ثبات ترین حکومت های قرن گذشته با تعریف شما بودند و اگر سرت پایین بود و به چشم انداز و آرمان های رایش سوم کاریت نبود برلین قبل از جنگ بسیار مکان مطبوعی برای زندگی در آرامش بود اما اگر سری می جنباندی باید برای پیشرفت نژاد آریا کار اجباری می کردی در جایی که فرسنگ ها با کافه ها و باله ها و خیابن های زیبای برلین فاصله داشت.



حناب ناشناس 
سلام
به محضرمبارک عرض می کنم که: من دردعوای درگرفته بین الیگارشی روحانی با احمدی نژاد هوادارپروپاقرص احمدی نژاد ومشایی هستم وتا قرینه ای ازانحراف احمدی نژاد ازاهدافش نبینم وتشخیص ندهم براین هواداریم اصراروتبلیغ خواهم کرد. زیرا که ازنگاه فلسفی من عبورازاین ناسیستم بلاتکلیف ومذبذب 32 ساله به لیبرال دموکراسی غربی محال ممکن است. وتا کشورحکومتی با ثبات وباروابط تعریف شده درمناسبات قدرت پیدا نکند صرف شعارهای آزادی خواهانه ازمنظر سیاسی وحقوق بشرنخواهد توانست ایران را مجدداً بمدارمدرنیته وزندگی اجتماعی آزاد برگرداند. حضرت عالی خوب بود که دراین کامنت مبارک بجای القای این همه نگرانی از فاشیسم ازاندیشۀ خود برای ایران درحالت فعلی کمی می نوشتید تا حقیرهم با مطالعۀ آن واگرراه حل منطقی وبهتری بود به جرگۀ تببین کنند گان وتبلیغ کنند گان آن می پیوستم. این حرف که من خودم راهی ندارم وبه هرراه دیگری هم معتقد نیستم قابل عنایت نیست. صورت مسئله کاملاً مشخص است: ایرانیان سی ودو سال است دردست یک مشت آخوند متحجربه گروگان گرفته شده اند وجان ومال وثروت وزندگی و زیست دروطن وطبیعی ترین حقوق غریزی وحیوانی شان را هم ازدست داده اند. لذا هرکسی که احساس مسئولیت می کند بایدواردگودبشود وراه حل بدهد تا بهترین راه را برگزینیم وایران مان را ازاین درماندگی وعقب ماندگی نجات بدهیم. من می گویم باید بین شکاف های ایجادشده درحاکمیت مانوربکنیم واویی را که بیشترشبیه ما وایده های ماست برعلیه دیگری تقویت ویاری کنیم تا بتوانیم گام اول را بسمت  "آرمانشهر مان" برداریم. وبرای اینکاروقت می گذارم وفسفرمی سوزانم وچشم می فرسایم و زندگی شخصی ام را تعطیل کرده ام. مستنداتم را ودیده هایم را واستنباط هایم وچرا احمدی نژاد هایم را می گویم وشما وخوانندگان ومخاطبان می خوانند وتصمیم می گیرند. اینکه شما بیایید وبا ترساندن من ازکلمۀ فاشیسم بخواهید مرا هم مثل خودتان منفعل وناامید وتعطیل کنید؛ بدون اینکه جایگزینی داشته باشید ویا به استدلال های من نقد وایراد مستدل وارد کنید که نشد کار. لخت شوید وبیایید میدان بگویید راهم غلط است وراه درست را نشان بدهید. نکند باید منتظرباشیم واقعاً آقا امام زمان بدادمان برسد.


2- من خودم اولین کسی بودم که فاشیسم را به احمدی نژاد نسبت دادم. چون اولین کسی هم بودم که ازشش سال پیش می گفتم احمدی نژاد مخالف روحانیت است. در دورۀ اول ریاست جمهوریش وبادیدن بسیاری ازرفتارهای ناپختۀ سیاسی اش وازخدا پنهان نیست ازشما چه پنهان تحت تأثیرمنفی ظاهردهاتی اش وبیشترازهمه تحت تبلیغات منفی چپ های سازمان یافتۀ مذهبی معروف به اصلاح طلبان متقاعد شدم که اگرمهدی کروبی مدرن شده تامرزپذیرش سکولاریسم رییس جمهورشود بلکه با خطر کمتری بتوانیم ایران را بمدار لیبرالیسم اجتماعی رقیق برگردانیم. لذا با حرارت بسیار شروع کردم به تبلیغات برای ایشان. بعد ازانتخابات 88 هم با اینکه به گواه نوشته هایم مطمئن بودم که ازامام زاده های چپ الیگارشی آبی گرم نخواهد شد چون اگرمی شد درهمان رأی پرزورما به سید محمد خاتمی می شد؛ ولی با این همه به احساسات جوانان تهرانی احترام گذاشتم وکمترین جنبشی ازجنبش سبزرا با تمام توان پی گرفتم وتوجیه وتببین وتبلیغ کردم. ولی متأسفانه دراین قسمت برندۀ باخت ملت شدم ومعلوم شد که دوسال تمام سرنارا ازسرگشادش زده ایم.


3- اینک نشانه های بسیارقوی ازاحمدی نژاد عاقل ودرراه درست دیده ام ودراینجا هم نوشته ام ومی خواهم با اوبه مقصدم که ایرانی با آزادیهای اجتماعی متعارف وزمین خط کشی شده ای برای بازی سیاست طرازجهان سوم است رهسپارباشم. قبلاً هم گفته ام که هروقت احمدی نژاد پالون کج کرد برای زمین زدن ایران اولین کسی خواهم بود که باسنسورهای قوی دریابم وهوارکنم برای ایرانیان. واین را هم گفته ام وشما که خوانندۀ قدیمی وبلاگ هستید می دانید که من حتی فاشیسم را به آنارشیسم فعلی ترجیح می دهم. ضمن اینکه آیت الله خامنه ای وشرکا بسمت فاشیسم روسی وتوتالیتر استالینی رهسپارند بدون شک واحمدی نژاد درورژن جدید فاشیسم را هم نشان نمی دهد تاچه رسد به فاشیسم دینی.- متناقض است حرفتان دراین بخش ازکامنت چون فاشیسم دینی نمی تواند آزادی زنان وتفریح وسبک زندگی متفاوت را تحمل کند- اما اگربسمت فاشیسم کافه های برلین برود قطعاً من همراهش خواهم بود درقبال ماندن زیرعبای خامنه ای بسوی بیابان های پیونگ یانگ.


4- زیادی ترسیدی استاد هنوزمنزل ها فاصله داریم با دروازه های یک لقمه زندگی راحت وبی سرخروباخدای مهربان درایران. شما جلوتراززمان شیپورت را به صدا درآورده ای وآنهم فقط درحد شیپورچی ونه کسی که بگوید ای مردم راه ازاینجاییست که من رهسپارم دنبال این دلقکی که پیش بینی اش درموردمبارک غلط بوده راه نیفتید. من گفته بودم روح مدرنیته درمصر مساوی با روش پرزیدنت مبارک نباید سقوط کند که الحمدلله نکرده هنوز. وسقوط شخص مبارک هم فقط حماقت غرب واوباما شد که بعد ازآن نتوانست اشتباهش درمورد بحرین استراتژیک منافع نفتی اش را مرتکب شود. مبارک تختش را به خیانت غرب باخت مثل تاج شاه ما. ولی خوشحالم که مبارک روشی را اتخاذ کرد که کشورش فرونپاشید. تاریخ ازمبارک به بزرگی ونیکی یاد خواهد کرد واین بود نظرنرفتن من درمورد مبارک.


5- یک باردیگر این حرف دنیای انسان مدرن را تکرار می کنم. اگرحسن نیت دارید اینقدر دنبال انگیزه ها وپیش بینی های ازروی حدس وگمان نروید. برنتیجۀ اعمال آدم ها روی صحنه خیره شوید. اگرنتیجۀ کاراحمدی نژاد لرزش تمام وجودی  عناصر خطرناکی مثل خامنه ای ومصباح وشریعتمداری وطائب ونقدی و... بود چرا باید فقط بخاطراینکه شکل ماست ونه ازطبقۀ اشراف است ونه ازطبقۀ روحانیان واتفاقاً کمی چروک هم مثل اغلب ما ازریخت افتاده ها اورا پس بزنیم. بازهم کامنت بگذارید که این میمون است ودروغگوست وهمه را بخاک سیاه نشانده است وکودتا کرده است و هر آنچه که رقبایش درالیگارشی بارش می کنند را برای من بنویسید بدون یک خط سند. موفق باشید. یا...هو

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۲, دوشنبه

درهواداری ازرهبرمعظم انقلاب: کشتن احمدی نژاد ومشایی؛ تنها راه حل است هنوز!

Las Hilanderas


مژده: هم زمانی کشته شدن اسامه بن لادن با مرگ سیاسی آیت الله خامنه ای؛ ودر نظریۀ "تقارن" که من به آن اعتقاد درام، تقارنی بسیارمبارک است. ودنیا می تواند برای سال های آینده ای بسرعت وبزودی مطمئن ازمحو اسلام گرایی سیاه وضد زندگی ازهرنوعش درجهان باشد. واما بعد:

1- روزنامۀ کیهان برای چند دهمین بار درعمرنیم قرنی خودش که همه نیز مربوط به سال 89 و90 است سه ساعت دیرتراز روزهای آرامش الیگارشی ونا آرامی روانی جامعه بسته شد. وهمۀ این تأخیرهم همیشه مربوط است به سرمقاله های حسین شریعتمداری برعلیه دولت احمدی نژاد ومشایی که قبلاً هم گفته ام ودیگرتکرارنمی کنم. شریعتمداری ودرسرمقالۀ امروزکیهان هرچقدرجرح وتعدیل کرده نتوانسته دم خروس تهدید به مرگ احمدی نژاد را بپوشاند. واگرشده حتی دردوواژه "بود ونبود" اعلان جنگ را یاد آوری کند. آنجالیکه دراواسط مقاله این جمله را آورده است:
خوشبختانه رئيس جمهور محترم، همانگونه كه از ايشان انتظار مي رفت با حضور ديروز خود در رياست جمهوري و شركت در جلسه هفتگي هيئت دولت، از يكسو، به دلشوره و نگراني مردم كه بي علت نبود، پايان داد و ان شاءالله در ادامه مسير رگه هاي باريك احتمالي از تكرار رخداد پلشت ياد شده را نيز محو خواهد كرد و از سوي ديگر، خواب خوش دشمنان بيروني و دنباله هاي حقير و بارها شكست خورده داخلي آنها را نه فقط آشفته، كه به كابوس تبديل كرد و مي ماند جريان انحرافي كه اميد است رئيس جمهور محترم و مردمي، توصيه دلسوزانه دوستان واقعي خويش را ناديده نگيرد و از كنار دغدغه آنان كه نشان داده اند، نه سوداي سود دارند و نه غم بود و نبود، [من های لایت کرده ام]آسان عبور نفرمايند.

2- بقیۀ سرمقالۀ شریعتمداری قصۀ حسین کرد است با محوریت اینکه: "درطول قهر رییس جمهورهمۀ دشمنان ومخالفان جمهوری اسلامی طرف احمدی نژاد را گرفتند و هیچ کدام ازموضع رهبردفاع نکردند" وازاین صغرا نتیجه گرفته است که: "پس تو(احمدی نژاد) هیچ کس نیستی وآن که ستون وخیمۀ جمهوری اسلامی است آیت الله خامنه ای است." لذا من برآن شدم که ازموضع طرفداری ازحاکمیت الیگارشی به ریاست آیت الله خامنه ای به بررسی راه های نجات جمهوری اسلامی بروایت 32 سال گذشته بپردازم:


3- طرح مجمل صورت مسئله:
آیت الله خامنه ای دریک اقدام غیرقانونی -ونه فراقانونی حتی چون غیرقانونی قانون شکنی آشکاراست وقابل تأویل وتفسیرتوجیه شرعی نیست- ازاحمدی نژاد خواسته است تا ازاختیارعزل ونصب وزرایش صرفنظرکند ووزیراطلاعات استعفاء داده اش را به سرکاربازگرداند. ودرحالیکه احمدی نژاد درحال بررسی این دخالت غیرقانونی وپیدا کردن راه حل بوده است. وهنوزپاسخ آری یا نداده بوده است؛ رهبردریک اقدام شتابزده وفرا قانونی دیگری خودش به وزیرموردنظر ومستعفی اش نامه نوشته واورا بدون رأی اعتماد مجدد مجلس ابقاء کرده است. احمدی نژاد به این عمل فرا قانونی دوم واکنش نشان داده ودردفترکارش حاضر نشده است.

4- ازاین جا به بعد ماجرا اینطورپیش رفته است: احمدی نژاد حاضربه قبول هیچ پیشنهادی نشده است بغیرازاینکه رهبرفرمان غیرقانونی خودش را پس بگیرد و وزیر مربوطه عزل وکارها طبق قانون ووظایف واختیارات ازسرگرفته شود. این چالش و کشمکش ادامه یافته است وچون هیچ کدام ازطرفین حاضربه عقب نشینی نشده اند؛ قهر رییس جمهوربه بیش ازده روز افزایش یافته است. وجود رییس جمهوری که نیست دررسانه ها مورد بحث وتحلیل وتفسیرقرارگرفته است وبا طولانی شدن آن کار تا زیرسؤال رفتن موجودیت جمهوری اسلامی بالا گرفته است. دراین جاست که آیت الله خامنه ای پیشنهاد کرده است که احمدی نژاد به دفترکارش برگردد ودرجلسۀ هیئت دولت حاضرشود وتضمین کرده است که مصلحی را ازتهران دورخواهد کرد تا در جلسۀ هیئت دولت شرکت نکند. ورهبرواحمدی نژاد فرصت یک هفته ای مجددی به همدیگر می دهند برای مذاکره ومباحثه جهت حل مشکل. تا درجلسۀ هفتۀ بعد دولت این مشکل حل شده باشد وکابینۀ کامل تشکیل جلسه بدهد. -این روده درازی تفسیر و تحلیل این حرف دوکلمه ای احمدی نژاد است هنگام بازگشت به سرکار، که گفت: "مشکل بین من وآقاست وانشاءالله حل می شود." اوازفعل مضارع "می شود" استفاده کرد ونه فعل گذشتۀ "شد"؛ لذا معلوم است که احمدی نژاد بنا به مصالحی پیشنهاد عادی سازی اوضاع درعلن را پذیرفته است ونه حل شدن همیشگی چالش را-

5- راه حل ها:

الف- آیت الله خامنه ای حرف خودش را پس بگیرد واجازه بدهد که رییس جمهور وزیرش را عزل وفرد مورد دلخواهش را نصب نماید: درچنین حالتی آیت الله اتوریتۀ ولایت فقیه مطلقۀ خودش را ازدست می دهد ودیگر قادر نیست هرروزیک صفحه کاغذ پاره بی سروته شامل ناممکن های جان آدمیزاد تا شیرمرغ را بفرستد تلویزیون که سیاست های کلی نظام (واژۀ من درآوردی آخوند ها) را تصویب کرده است و بدتر اینکه درچنین حالتی بچه های خودش هم برایش تره خرد نمی کنند تاچه رسد به بقیۀ الیگارشی وغیرآن و... این البته علاوه وفراترازمشکل اولیۀ بدرشدن اختیارکامل اطلاعات وجاسوسی ازانحصارخودش است.

ب- احمدی نژاد حاضربشود حکم آیت الله خامنه ای را قبول کند ومصلحی را به کابینه برگرداند با این پیش شرط قطعی وحتمی که اولاً این آخرین فرمان دخالت گری باشد که آیت الله صادرمی کند وثانیاً همۀ مخالفت های الیگارشی درسایرنهادها و سازمان ها مثل مجلس وقوۀ قضائیه ومنابرومساجد وکوی وبرزن وروزنامه وشبنامه و... با دولت برای همیشه برچیده شود تا احمدی نژاد بتواند طبق فتوا وسلیقۀ مشایی و خودش کشوررا برای آمدن ولایت حقیقی آماده کند. این را ه حل ظاهرخوبی دارد و آیت الله می تواند پیروزی خودش را برخ بکشد. ولی عیب بزرگ این پیروزی ِآیت الله دردومورد است: اول اینکه کل غربیلک را که بدهد دست احمدی نژاد معلوم نیست در کدام پیچ احمدی نژاد ازپشت رل خواهد پرید بیرون وجمهموری اسلامی را رهسپار دره خواهد کرد. دوم اما مربوط است به الیگارشی ریزودرشت وبویژه ریزه خواران قدرت آن مثل فامیل لاریجانی ها، هاشمی ها، باهنرها، عسگراولادی ها و.... هزاران ازاین اسامی که درجناح -بیشترراست وکمترچپ- الیگارشی خون ایران را می مکند. اینان دیگر حاضرنخواهند شد تا احمدی نژاد بدون عنان را بپذیرند چون می دانند گفتن الف ِآری به احمدی نژاد همزمان خواهد بود با گفتن میم ِمرگ قدرت و ثروت خویش!

پ- ریزه خواران الیگارشی درمقابل پیروزی مشروط وظاهری آیت الله؛ راه حل اول (شکست ظاهری وموقتی رهبر) را می پسندند وبه رهبرمی گویند تو کوتاه بیا و بگذار وزیررا اخراج کند. آنوقت ما با اهرم های قانونی خود درمجلس وقضا وثروت درجریان خود در بازارجلوی احمدی نژاد را سد می کنیم ونمی گذاریم همۀ مارا با هم بفرستد ته دره. اما هم آیت الله خامنه ای وهم خوداین سرجوخه های بی سرباز می دانند که درحالت جدید احمدی نژاد دندان توده های هوادارش را بجنگ شان خواهد فرستاد. یعنی هرمخالفتی بکنند درادبیات توده ای وفقیرنوازش هضم کرده وبه مردم خواهد گفت که اینان هستند مانع سعادت ونیکبختی که من وامام عصربرای شما خواسته ایم. والبته سرجوخه هایی مثل توکلی ولاریجانی ومطهری وباهنر ونبوی و... بهترازهمه می دانند که چقدرمتنفرند حزب اللهی ها ازآنان. بعبارت دیگر اگر هنوز اراذل واوباش وبرخی متدینین درجبهۀ ولی فقیه دیده می شوند فقط به اعتبار شخص خامنه ایست واگرقرارباشد زیرعلم توکلی سینه بزنند ترجیح می دهند برگردند توی جبهۀ دکتر.

6- خیلی طولانی شد وزد ازصفحه بیرون بنابراین راه حل های دیگرمثل مرگ آیت الله خامنه ای یا برکناری او وازاین قبیل هم حتماً مطرح شده است ومی شود در جلسات الیگارشی. ولی بدلایل برشمرده دربالا راه گشا نیست. چون صورت مسئله این نیست که رهبر چه کسی باشد. بلکه مشکل وسؤال این است که با احمدی نژاد چه باید کرد. فرض کنیم یکی دیگررهبربشود مناسبات قانونی ازسویی وارادۀ ورییس جمهوری احمدی نژاد ازطرف دیگر عنصرثابت این چالش؛ درصحنه حاضر خواهند بود وهرحرکتی دراین میدان باعث سقوط بیشترخواهد شد.

7- لذا بجد وبعنوان یک متعصب به ادامۀ خوشبختی سی ودوسالۀ حکومت دینی در ایرا ن عرض می کنم: "تنها وتنها راه نجات ایران اسلامی ام القرای روحانیت شیعه واذنابش کشتن احمدی نژاد ومشایی است" که عین درآوردن چشم فتنه توسط حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام خواهد بود. وهرروزوساعتی که ازاین امرواجب کفایی غفلت شود گویی خنجری سمی به پهلوی روحانیت سیاسی شیعه می رود. البته این کار براحتی کشتن سید احمدخمینی نخواهد بود؛ وممکن است تبعات اجتماعی داشته باشد. ولی با حساب هزینه-فایده و"بود ونبودی" که شریعتمداری آماده کرده است بهترین وتنها راه حل است. خود دانید! یا....هو

جلسۀ کابینه درتهران؛ آخوند ... درقم! یا من برای زندگی حلال درروستا می نویسم!

The Kiss



1- آخرین تیترجرس: "مزروعی: جنبش سبزماهستیم ولی مانع فعالیت دیگرافراد و گروه ها نیستیم!". آخرین بهترین تیترکلمه: "میرحسین موسوی روزنامۀ جمهوری اسلامی را درروزکارگرافتتاح کرد!" آخرین بهترین تیترداغ بالاترین: " خودتان یک خبردرپیتی ازنوع جنسی یا سرگرمی بگذارید دراینجا. چون تیترهای بالاترین هر ساعت عوض می شود. مواظب باشید که تیترانتخابی تان گرفتاری ایرانیان نباشد فقط. چون پذیرفته نیست" بعلاوۀ مقدارمعتنابهی روضۀ حضرت رقیه وآگهی های ارزان سکس فروشی تلفنی و اینترنتی. البته کیهان تهران را هم می توانید به این لیست اضافه کنید درجهت مقابل. که امشب نخواهد توانست روزنامه را بموقع ببندد؛ مثل همۀ مواقع بحران درحاکمیت وتمام!


2- تیتروهدف من هم معلوم است ازابتدا: "جلسۀ کابینه درتهران؛ آخوند درقم!" نام چه مصلحی باشد چه خامنه ای یا خاتمی خوش تیپ والبته روشنفکران کاتولیک ترازپاپ فرقی نمی کند. قم مرکزدین؛ تهران مرکزسیاست. من سواربرواقعیت های ممکن رهسپارم. اگرکسی راه کوتاه تروبهتری دارد نشان بدهد. والا کامنت بی ادب "کُ..." ندهد که تأیید نخواهم کرد. می توانید بنویسید مزخرف یا مهمل یا هرچه بغیراز کلماتی که درمتن خودش نباشد آزاردهنده است برای اعاظم خوانند گان سرورمن.


3- چه با نثرمن خوگرفته باشید -وچه خوب- وچه عادت نکرده باشید هنوز. یکبار دیگر می گویم: من هیچ چیز وهیچ چیز وهیچ چیزرا بدون معنا وچندقلو آبستن واجبار به خوانش نمی نویسم. چه علایم نگارش باشد، چه واژه وکلمه باشد وچه حرف ربطی مثل "واو". وشما موظف (بخوان توصیه وراهنمایی) هستید همه را طوری بخوانید که بتوانید همۀ مشروحی را هم که من نمی نویسم بفهمید واستنباط کنید.


4- درپست صبح وقبلی نوشته بودم که بطورقطع ویقین حیدرمصلحی درجلسۀ امروزدولت - حداقل- غایب خواهد بود. ودرهنگام منتشرکردن بود که به احترام تعهدم به سبزها وبرای عدم تحریک حساسیت عزیزان جوان و... حذف کردم.


5- دست آورد های 10 روزقهرسیاسی هوشمند رییس جمهورفراتراز باوراست ومن ازترس دشمنان احمدی نژاد امساک می کنم درنوشتن همه. چون من ضریب هوشی ام وتمرکزم وویژگی خوانش عمق کلماتم واحساس مسئولیت دردناکم ازاتفاق دشمنان حاکمیتی احمدی نژاد بیشتراست. وآنان هم این وبلاگ را می خوانند. پس به یک دست آورد عمده فعلاً بسنده می کنم تابعد. احمدی نژاد برساختۀ "جریان انحرافی دردولت (بخوان احمدی نژاد ومشایی) خودش" توسط الیگارشی را به "جریان انحرافی در بخش هایی ازنظام  (بخوان حاکمیت به ریاست رهبر)" بازگردانده وقبولانده است. این البته خیلی خیلی زیاد مهم است درپروسۀ اصلاحات مورد نیازما وپروژۀ اصلاحات رییس جمهور!


6- واما موضوع متن این مقاله مربوط است به موسیقی وکنسرت وسینما وتئاترو فوتبال وهنر وپرسپولیس خواهی من. به این معنا که بسیاری ازخوانندگان من چنین باور دارند وداوری می کنند که من دغدغۀ طبقۀ متوسط به بالای شمال تهران را دارم وعنایتی به همولایتی های خودم ندارم؛ زیرا که هیچ کدام ازموضوعات هدف من دغدغۀ دست صدم آن ها هم نیست. چون این موضوع علاوه براینکه اهانت بخود من بعنوان یک دهاتی ایرانی است؛ ممکن است شبهاتی هم درمخاطبان بی سواد روستاییم ایجاد کند. لذا تصمیم گرفتم که توضیح کوچکی بدهم برای سروران روستایی و ساکن در شهرستان های کوچک.


7- حاج آقا اسهال گرفته ونمی تواند امروزبرود راهپیایی دولتی. حاج خانم خون دیده ونمی خواهد طبق آموزه های مذهبی خودش محیط مقدس مسجد را بیالاید به گناه. برادر حزب اللهی ام می خواهد دورکعت نمازبا خلوص نیت بخواند درجمع رفقای همدرسش به نیت آمرزش روح پدرش. جوان هنردوست می خواهد یک صدای موزیک راحتی برای خودش گوش کند بی دغدغه. این ها ازدست گزمه های خود جوشیده وخودروییده چه مذهبی ها به خشونت وزشتی وچه متجدد ها بمسخره وهوُ چه خاکی برسرشان بریزند. آنجا یک روستاست یا یک شهرکوچک. متروپل تهران نیست که سگ صاحبش را نشناسد وهرکسی هرکاری که امکانات ومیلش را دارد بکند. آنجا یا همه باهم نسبت سببی ونسبی دارند ویا همدیگررا می شناسند. آیا حاج آقا باید برود به راهپیمایی ووسط راه ... توی دست های منصورارضی تاباورکنند که مریض است. آیا حاج خانم باید خودش راعرضه کند به طائب که ثابت کند ح... است. سخت است وخیلی سخت است درمحیط کوچک با ارزش های مورد وثوق وهرانسانی برای خودش زندگی کردن. من می گویم باید زندگی را آزاد کنیم ازدست گزمه های حکومت وغیرحکومت. واگررویم ونماد هایم بسوی شما طبقۀ متوسط است بدین خاطراست که شما سواد وامکانات ومحیط فراخ تری دارید برای تحمیل زندگی روستاییان شوخ گیرافتاده به مرگ حاکمان عبوس. همین!


8- یک تکملۀ اقتصادی هم اضافه کنم برای عزیزانی که سهام دارند دربورس تهران: درخبرها دیدم که حباب شاخص های بورس ترکیده وبهای سهام سقوط کرده است. خواستم بگویم که نگران نباشید. چون آن قسمت افت ارزش سهام که تحت تأثیربی ثباتی ظاهری ناشی ازاختلاف رهبرورییس جمهوربوده است -که بوده است-  بزودی با ثبات بیشتری جبران خواهد شد. چون سنسورهای بازار خیلی خوب می گیرد اوضاع را. وما بعدازسی ودو سال وبرای اولین باردرراه تشکیل حکومت هستیم. و حکومت یعنی ثبات! صورت بندی حکومت البته امرمهمی است. اما- واین اما مهم است- قبل ازصورت بندی حکومت خود ونفس حکومت است که گوهربی همتاست برای آرامش زندگی انسان. وما بزودی حکومت خواهیم داشت مسئول! یا...هو

۱۳۹۰ اردیبهشت ۱۱, یکشنبه

نمی خواهم تیترتحریک کننده بزنم. احمدی نژاد سربلند است!



1- علی لاریجانی رییس مجلس که درروزهای گذشته سخت تحت فشارافکارعمومی و برخی همکارانش درمجلس بود برای نشان دادن علایمی ازحیات دراختلاف رهبر و رییس جمهور؛ بالاخره امروزازمخمصه نجات پیدا کرده وگفته است: "موضوعی نیست که با تدبیرمقام معظم رهبری حل نشود. ولزومی برای تشکیل جلسۀ غیرعلنی هم نیست." واژۀ "تدبیر"درادبیات سیاسی جمهوری اسلامی کلمه ای با بارمنفی است وهم معناست با سازش،بی عرضگی، کاررا به فردا فکندن و.... -این البته طبیعی است به این علت مهم که دین اجتماعی جوابگوی هیچ راه حلی برای دنیا نیست و "تدبیر" حاکم اسلامی دراین است که مردمان را پادرهوا وگیج نگهدارد برای دوشیدن بنام الله.-بنابراین ازادبیات استفاده شده توسط لاریجانی چنین استنباط می شود که آیت الله خامنه ای دچارشکست وهزیمت شده است. البته من اعتقاد دارم که این شکست بسیارسنگین بوده وسنگین ترهم خواهد شد. ولی برای بروزوظهورقلۀ این کوه یخ شکست بزودی؛ باید چندروزی صبورباشیم. اگربازگشت احمدی نژاد با شکست او انجام شده بود؛ علی لاریجانی نه درپیش ازتشکیل جلسۀ علنی مجلس ودرگوش نمایندگان وبا آن ادبیات "تدبیر" ؛ که باید درنطق غرایی ازجایگاه رییس ودرشروع رسمیت یافتۀ مجلس صحبت می کرد با ادبیات: "درنظام مقدس جمهوری اسلامی حرف اول وآخربا ولایت امرمسلمانان جهان حضرت آیت الله خامنه ای است وهمه به آن تمکین دارند؛ ازجمله رییس جمهورمحترم." وسه صلوات ومقداری هم مرگ بر ضد ولایت فقیه تحویل می گرفت برای گوش های رادیو مجلس.


2- نشانۀ دوم بازگشت پیروزاحمدی نژاد اجازه دادن به تعدادی ازنمایندگان مجلس برای باریابی وسخنرانی درجمع آنان است. اودراین صحبت گفته است که مشکلی بین او وآیت الله خامنه ای است ودارد حل می شود. وتأکید کرده است که بخش هایی از نظام انحرافاتی دارند وباید اصلاح شوند. واگرموضوع دعوارا بیاد بیاوریم که برسر حوزۀ امنیت واطلاعات است به اهمیت این بخش منحرف بیشترواقف می شویم. و اینکه احمدی نژاد کدام بخش مهم را می خواهد اصلاح کند. البته بگزارش یک وبلاگ نویس درروزهای قبل هم احمدی نژاد همین انحراف دربخش هایی ازنظام را به او ودوستانش گفته بود وموضوع جدیدی نیست.


3-آخرین نقل قول ضرغامی صدا وسیما هم درمورد پدروفرزندی احمدی نژاد و رهبر چیزتازه ای نیست وقبلاً هم احمدی نژاد ازاین تعبیراستفاده کرده است. باید منتظر تشکیل جلسۀ هیئت دولت باشیم تا ساعتی دیگرواولاً ببینیم حیدرمصلحی خواهد بود یانه. وثانیاً به حرف های خود احمدی نژاد استناد بکنیم برای تشخیص همه یا بخش اصلی واقعیت. من خوشحالم که احمدی نژاد پیروزبرگشته است.چون همانطور که درپست ها ی اخیرهم نوشته بودم؛ آهسته آهسته داشت نگران کننده می شد این غیبت. و دور نبود که اگربه کنش جدیدی نمی انجامید تبدیل به واکنشی برعلیه خود احمدی نژاد می شد این قهرهوشمند سیاسی. که خوشبختانه آیت الله خامنه ای نتوانست بیش ازاین تحمل کند این صحنۀ خطرناک برای ولایتش درانظارجهانی را وبا قبول نظرات احمدی نژاد به این دورازمبارزه مهرآتش بس زد.


4- این ماجرا درنهایت برای دولت دست آورد های گرانسنگی داشت که بنظر من بزرگترین آن شفاف شدن جبهۀ همۀ اراذل واوباش هتاک وبی سواد وچماق دار درزیرعبای آیت الله خامنه ای بود ورهایی احمدی نژاد ازاین بخش بسیارمخرب برای آبرویش. ازسردارقاسمی گرفته تا منصورارضی، ازآخوند طائب گرفته تا آخوندها سعیدی قم وسپاه وذوالنور، ازمداح حدادیان گرفته تا حسن عباسی استراتژیست، از حسین شریعتمداری کیهان گرفته تا حسین قدیانی و...خلاصه هرچه آت آشغال درشت بود درجبهۀ مشترک؛ اینک خودشان را با رهبرتعریف کرده اند وخداراشکر.


5- پیش بینی من این است که چه حیدرمصلحی درجلسۀ امروزباشد یانه. کاراوبعنوان وزیراطلاعات احمدی نژاد ادامه نخواهد یافت. فرمول چگونگی را نمی دانم ولی در کمترازیک ماه آینده مشخص خواهد شد. دوم این بشارت را به دانشجویان ودانشگاه ها بدهم که کامران دانشجو هم که ازهیبت احمدی نژاد دربرخورد با مصلحی سکته یا غش کرده بود بزودی کابینه را ترک خواهد کرد وقطعاً وزیرعلوم بعدی وزیری دانشمند ترومتساهل خواهد بود. 


6- نهایت اینکه شکاف بین احمدی نژاد وآیت الله خامنه ای شکافی قدیمی و بین حاکمیت مطلق یک الیگارشی روحانی یا حاکمیت توده های مردم ایران است وتا آرام گرفتن دربسترسعادت حکومت عرفی وحکومت تام ومسئول؛ وزندگی آزادتروشیرین تربازنخواهد ایستاد. استراتژی را تشخیص می دهم ولی تاکتیک های احمدی - مشایی منحصربخودشان است وتا اتفاق نیفتد قابل پیش بینی نیست. وهنگامی که اجراشد من می توانم توضیح بدهم.