‏نمایش پست‌ها با برچسب http://dalghakirani.blogspot.com/2011/03/blog-post_06.html. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب http://dalghakirani.blogspot.com/2011/03/blog-post_06.html. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ مهر ۱۷, یکشنبه

آقای مهاجرانی؛ موضع بگیر در بارۀ اختلاس و پاکدستی. بدهکاری به سکون جنبش؛ روشنفکر!


Gather Ye Rosebuds While Ye May



1- دوست دارم با نام و یاد و تبریک تولد مهدی کروبی شروع کنم که دیشب سورپریز کرده خانواده اش را و بجز حبس اندیشه اش بقیۀ مسایل خوب گزارش شده از سوی فرزند ارشدش. و یاد کروبی مرا می برد بحال و هوای انتخاباتی که فکر می کردیم داریم شق القمر می کنیم ولی نتیجه فتح الاجل در آمد. وکشیده شدم بدنبال نام های کرباسچی و عبدی و نجفی و مهاجرانی که دست بیعت داده بودند به مهدی برای تا کاخ ریاست جمهوری. وتصمیم گرفتم این چهار اسم گنده را بهانه کنم برای ورود به کمپین کروبی. لذا برای کرباسچی و نجفی و عبدی با صفتی در خور خوش آمد گفتم به سیاست لیبرال ولی برای مهاجرانی نوشتم که او را در حیطۀ ادبیات بیشتر دوست داشتم و کاشکی خلف وعده نکرده بود و به سیاست باز نمی گشت. ولی او بازگشته بود و من هم کاره ای نبودم که بخواهم یا بتوانم مانعش بشوم!

2- وقتی مغزم کلید کرد روی نام مهاجرانی؛ یکباره بهمنی از این وقایع سریع و تعیین کنندۀ دو سال گذشته آوار شد روی اندیشه ام و به شکل یک پرسش در آمد: "دکتر عطاءالله مهاجرانی کجاست؟" و هرچه گشتم اثری از بودنش نیافتم. ولی باید پیدایش می کردم. زیرا که روشنفکر سیاسی؛ ادیب داستان نویس نیست که هر موقع دلش خواست ظهور کند و در غیر دلخواهش غیبت. کسی که جامۀ سیاست پوشید و بدنبال قدرت بود باید که روی صحنه باشد و واکنش نشان بدهد و چون و چراهای جامعه را پاسخ بگوید برای هر فعل و ترک فعلش.

3- پس شروع کردم به تعقیبش از همان روز ورودش به خیمۀ کروبی تا بتوانم با بازسازی راه رفته اش و آدرس های نشان داده اش پیدایش کنم و استیضاحش کنم که نه گفته ای برای چندمین بار از سیاست بیرون رفته ای و از آدرس های غلطی که به جامعه داده ای پوزش خواسته ای. و نه حاضر هستی که در میدان بیایی و از درستی آدرس هایی که داده ای دفاع کنی. سیاست و مردم و جنبش و زندان و شکنجه و کشته شدن و تجاوز دیدن و ... یک کشور و یک ملت که سرگرمی و تفریح روشنفکر سیاسی نیست برای بازی کردن و در رفتن!

4- گفتم که روز اول با کروبی شروع کرد. روز دوم به جنبش سبز موسوی پیوست. روز سوم رهبری جنبش سبز در خارج را بعهده گرفت. روز چهارم در بی بی سی پنبۀ آیت الله خامنه ای را زد. روز پنجم سر از پا نشناخته از این شهر به آن کنفرانس و از آن پایتخت به این همایش رفت و آمد و... با کلمه گفت و با جرس صدایش را درآورد. روز ششم مثل اسب های مسابقه که در پایان یک کورس سنگین بدنشان را باید سرد کنند شروع کرد به قدم رفتن دور مانژ. روز هفتم از تلویزیون بی بی سی غیبت کرد و فتیله را پایین نگه داشت. روز هشتم فتیله را جای دیگری روشن کرد وگفت مبارک وابسته و فاسد و خامنه ای مستقل و پاک است. روز نهم به غیبت صغری رفت در قبال پاسخ بچه های سبز که فریاد اعتراض شان بلند بود که ما مگر مسخرۀ شمائیم با این تلون مزاج! روز دهم به روزنامۀ عربی گفت: لندن را ده ساله برنامه کرده بودم. ولی فعلاً که نه از پاویون دولتی که از ایران خارج شدم توانسته ام برگردم و نه امیدی به برگشتن از دروازۀ مسافران عادی دارم. روز یازدهم مهاجرانی باز هم در بی بی سی بود! وروز دوازدهم مثل همۀ عمر جمهوری اسلامی دزدی و اختلاس و چپاول بود. و مهاجرانی هنوز هم می گفت: "من به جرأت می توانم قسم بخورم که در زندگی شخصی آیت الله خامنه ای حتی یک نقطۀ خاکستری هم نیست".

5- و مهم روز نحس سیزدهم بود که دکتر مهاجرانی باید مَرد و روشنفکر و سیاستمدار در میدان شهر حاضر می شد و به جوانان می گفت که در مورد استقلال و پاکدستی حاکم بعنوان گزینه های "صلاحیت زمامداری" اشتباه کرده است و آن سخن بی ربط کتابخانۀ کینزیگتون برای عبور از پاویون حکومت در فرودگاه خمینی بود که آیت الله خامنه ای خام نشد و راه نداد . لذا تنها رانت من قطع دشنام های شریعتمداری کیهان بود و برداشتن نام بهاءالله و شهرت شیر خر خورده.

6- ولی مهاجرانی به غیبت کبری رفته بود و روز چهاردهم هم آمد  3 میلیارد دلار اختلاس که بوی تعفن فساد همۀ ارکان واجزاء آیت الله مستقل و پاک و معصوم در دوجهان پیچید و انس و جن را به واکنش اَه اَه پیف پیف انداخت؛ ولی بازهم از دکتر عطاءالله مهاجرانی خبری نشد که نشد. نه درسایتش. نه در وبلاگش. نه در رسایش. نه در جرسش  ونه در هیچ کجای دیگر. لذا رنود درست نتیجه گرفتند که یا دکتر شرمنده شده است از گاف سیاسی بی منفعتی که بنفع خامنه ای داده بود و بی صدا برای همیشه سیاست (بازی با سرنوشت مردم) را کنار گذاشته است. و یا آنچنان که وانمود کرده نفع پاکدستی خامنه ای فقط بسکوت کیهان در باره اش ختم نشده است. و از پاویون حکومت خبرهای خوشی شنیده است! یا...هو