ه‍.ش. ۱۳۹۴ تیر ۲۹, دوشنبه

سونامی توافق در تهران: از رهبر تا گماشته همه دروغ می گویند تا حزب اللهی های هموطنم را فریب بدهند!

این عکس باعث افتخار ایران است. بخبرنگاران خانم
و تعدادشان نگاه کنید. فدای قدمتان! دلقک

1- درست ترین و دقیق ترین اظهار نظر راجع به توافق جامع را روحانی در آخرین جلسۀ هیئت دولت - بلافاصله پس از امضای نهایی توافق وین - بر زبان راند. او گفت: همۀ مذاکرات در کلیات و جزییات توافق وین زیر نظر و با موافقت رهبر معظم انقلاب انجام پذیرفته و مسئولیت سنگینی به گردن ایشان بود". و از رهبر انقلاب تشکر کرد. پس در اینکه توافق وین با همۀ جزییاتش مورد تصویب خامنه ای قرار داشته و گرفته است شکی نیست. نشان به آن نشانی هم که جان کری حرف مرا تأیید کرده که روز آخرین یکشنبۀ قبل از توافق را سیاه ترین روز مذاکرات دو ساله دانسته؛ و اعتراف کرده که او داشته به اعلام شکست مذاکرات می اندیشیده که توافق خامنه ای با آخرین اتمام حجت غرب به وین رسیده و مذاکرات نجات پیدا کرده و توافق اعلام شده است. حرف کری دقیقاً چنین است: "...به گفته کری، آن روز با ارزیابی بسیار جدی در مورد این که توافق اتمی میان ایران و 6 قدرت جهان آیا اصلا انجام شدنی هست یا نه، آغاز شد.... اما چیزهایی تغییر کرد و توانستیم مذاکرات را پیش ببریم و پیش هم رفتیم."... 

2- بنابراین خامنه ای خودش مذاکرات را رهبری و نهایتاً به سرانجام رسانده است. این موضوع از آن جهت مهم است که نشان می دهد هم شخص خامنه ای و هم گماشتگان دنباله رو دور و درازش - اعم از امامان جمعه و فرماندهان سپاه و عناصر رسانه ای مثل کیهان و وطن امروز و جوان و فارس و تسنیم و رجاء نیوز و هم مجلس و غیره - از موافقت خامنه ای با توافق امضاء شده اطلاع لازم و کافی و دقیق داشته اند و دارند؛ و هر گونه پیچاندن موضوع که از فلان شرط و بهمان بند اطلاع نداشته اند؛ دروغی بین و آشکار است برای فرار از مهلکه. 

3- دومین مورد دروغ بزرگی که خامنه ای درانداخته و دنباله هایش هم پی گرفته و بر طبلش می کوبند؛ موضوع بررسی و تصویب و طی مراحل آن در مجاری قانونی - مجلس و شورای امنیت ملی - است. به این معنا که باز هم خود خامنه ای می داند و هم اذناب زیردستش؛ که پروسۀ مصنوعی و مسخرۀ "روز جمع بندی و روز توافق و روز اجراء" بعد از آن بجریان افتاد و پیدا شد، که خامنه ای خط قرمزهای فراتر از تفاهم لوزان را پیش کشید. به این ترتیب که تمام این مدت اضافه شده به مذاکرات صرف جستجو و چانه زنی بیهوده ای شد که طی آن ادبیات و فرمولی پیدا کنند که بتوانند خواسته های خامنه ای را طوری دور بزنند که توی ذوقش نخورد. و فقط به این خاطر و در اینجا بود که آن فرمول مسخره (جمع بندی و روز توافق و روز اجرا) را پیدا کردند. که من هم با دقت کامل نوشته بودم در پست های قبلی و اخیراً مذاکره کنندگان غربی هم با تلویح نزدیک به تصریح چنین شامورتی بازی را تأیید کرده اند. و الا توافق با همۀ جزییاتش - حتی متن پیش نویس قطعنامۀ شورای امنیت که امروز تصویب شد - در هنگام توافق در وین، نهایی شده بود و به تأیید همۀ طرف های مذاکره رسیده بود. بعبارت بازهم دقیق تر توافق وین از روز اعلان آن در 23 تیرماه یک توافق تعهد شده از سوی طرفین بوده و به هیچ قید بعدی مثل تصویب این نهاد و آن کنگره وابسته نبوده و نیست. این شامورتی بازی جدید که فرمول کذایی را پیدا کرد تنها ثمره ای که داشت این است که غرب را قادر ساخت بجای تعلیق و حذف تحریم ها در بازۀ زمانی کوتاهتر آن را عقبتر ببرد و بویژه تصمیم کنگرۀ امریکا را بجلو تصمیم اوباما برای لغو توافق بیاورد. به این معنا که اگر این مرحله بندی مسخره نبود اوباما می بایست قبل از تصویب کنگره و با استفاده از اختیارات خودش تحریم ها را تعلیق موقت بکند و موضوع موافقت یا مخالفت کنگره را در حیطۀ موضوع داخلی امریکا محدود و مسئولش باشد. نتیجه اینکه هر نوع ادعای "در صورت تصویب در مجاری قانونی از طرف ایران" دروغی بزرگتر و ادعایی پوچتر از بهانۀ قبلی است و توافق وین یک توافقِ نهایی است و کسی حق ندارد در آن دست ببرد.

3- موضوع بعدی نقد تندی است که حسین شریعتمداری درانداخت امروز در روزنامه اش، و با خیال اینکه گیر دادن به پیش نویس قطعنامۀ شورای امنیت سازمان ملل مفری داده بدستشان که بدون حمله به خامنه ای - بانی و مسئول اصلی توافق - بتوانند معرکه گیری کنند و - امروز سردار جعفری هم همان حرف کیهان را غرغره کرده - بدون خیس کردن خامنه ای حسن روحانی و ظریف را غرق کنند است. در حالیکه همانطور که در بالا هم گفتم هم محتوای متن قطنامۀ شورای امنیت در فصول مختلف قطعنامه گنجانده و نهایی شده بود. و هم حتی خود انشای پیش نویس قطعنامه هم با نظارت و مشارکت و موافقت اعضای تیم مذاکرۀ ایران تنظیم شده بوده است. لذا تلاش ذلواپسان برای جر زدن در هر کدام از کلیات و جزییات توافق نهایی شده - بخوان امضاء شده - تلاشی مذبوحانه و ناصادق و از روی ریا و فریبکاری است: "برای فریب حزب اللهی های بدنه ای که احساس خیانت دیدگی شدید کرده اند و می کنند از رفتار خامنه ای و بشدت سرخورده و بغض کرده هستند این روزها و اجازۀ واکنش هم پیدا نمی کنند". 

4- اما چیزی که برای ما ایرانیان مهم است نه بغض حزب اللهی ها و بسیجی ها - البته در جای خود برای شخص من خیلی هم مهم است ناراحتی این هموطنان عزیز و مؤمنم - بلکه غصۀ خامنه ایست که حداقل از یک سال پیش و ظهور رسمی داعش آغاز شده است و دارد بسونامی ریزش هواداران تبدیل می شود. این غصه که قصۀ شیرینی برای من است؛ کمی طول و تفصیل دارد اما خوب و مفید است وتحمل - و البته تأمل - کنید:

مقدمۀ یک: می دانم که سپاه پاسداران یک نیروی فرماندهان است و کمتر نیروی زیرست دارد. بعبارت دقیقتر در سپاه تعداد فرماندهان فزونی نسبی دارد به تعداد زیر دستانی که این فرماندهان باید آنان را فرماندهی کنند. بازهم دقیق تر بگویم سپاه نیروی پایور در قالب درجه دار و سرباز بسیار کم دارد و همه یا سردارند و یا سرهنگ. نیروی فیزیکی و عمل کنندۀ سپاه عمدتاً از بسیج و بسیجیان تأمین می شود. درست است که سپاه تعداد نه چندان زیادی سرباز وظیفه هم در داخل خودش جذب می کند و دارد. اما این سربازان کم تعداد یا بچه زرنگ ها و پارتی دارهای شهری هستند که فقط برای فرار از انضباط و خدمت سخت در ارتش به سپاه می روند برای گرفتن برگۀ پایان خدمت؛ و یا تعداد اندک دیگری از بچه های بی سواد و کم سواد نقاط دورافتاده که بیشتر نقش گوشت دم توپ را می توانند بازی کنند و نه یک نیروی رزمی آموزش دیده را. با این پیش مقدمه بوضعیت امروز سپاه می رسم: سپاه بعد از سه سالی که در جنگ سوریه درگیر بود و است. و هر ماه و هفته شاهد بازگشت جنازۀ سرداران و بسیجیان دچار نوعی گسست "این یک جنگ بیهوده و پرهزینه است" شده است در داخل خودش؛ و دیگر نه فرماندهان ارشد و نه بسیجیان داوطلب حاضر به اعزام به جنگ سوریه نیستند و سوریه را از دست رفته می دانند. این پروسه که از مدت ها قبل شروع شده و ادامه دارد وقتی به نقطۀ نگران کننده رسید که داعش جبهۀ جدیدی را در عراق گشود از یکسال پیش. به این معنا که باقی ماندۀ عناصر حاضر به جنگ در سپاه و بسیج ترجیح دادند که اگر قرار است بجنگند به عراق اعزام شوند و نه جنگ بیهودۀ سوریه. زیرا استدلال درستی می کردند و می کنند که اولاً عراق هنوز دولتی دارد که غرب هم خواهان حفظ آن است و هم به آشفتگی و خطرناکی سوریه نیست؛ و مهمتر از همه در عراق باید برای حفظ قبور امامان و امامزادگان و ائمه - تحت عنوان کلی اماکن مقدسه - بجنگند و این واجب عینی است برای یک شیعۀ معتقد. نتیجه اینکه سپاه نیروی داوطلب یا حتی حرفه ای - جنگ با دستمزد مشخص - کم دارد و قادر به ادامۀ حضور مؤثر در همۀ جبهه های عراق و سوریه نیست.

مقدمۀ دو: اگر خاطرتان باشد در حدود چند ماه - کمتر از یکسال - پیش خامنه ای دو فقره فرمان بسیار مترقی صادر کرد در رابطه با مهاجران افغان. فرمان اول راجع به شناسنامه دادن به فرزندان افغان ها در ایران بود. و دیگر حق تحصیل مهاجران در مدارس و دانشگاه های ایران. این دو فرمان که با حسن ظن و استقبال از سوی بسیاری از مجامع حقوق بشری و مخالفان جمهوری اسلامی هم مواجه شد. و البته همزمان با این دو دستور پروژۀ اخراج مهاجران افغان را هم که در دولت احمدی نژاد با سماجت پیگیری می شد متوقف شد و از روی میز سیاست ایران حذف گردید. این فرامین سه گانۀ خامنه ای در حقیقت رابطۀ وثیق و تنگاتنگی داشت با آنچه که در مورد کمبود نیروی عمل کنندۀ میدانی سپاه گفتم. به این معنا که خامنه ای تصمیم گرفت با وعده های تأمین حقوق بر زمین ماندۀ مهاجران افغان در طول سالیان دراز بتواند اولاً آنان را به آینده شان در ایران امیدوار کند و ثانیاً بتواند کمبود نیروی انسانی جبهه ها را از آنان تأمین کند. زیرا پول هم اینقدر نبود که بتواند افغان ها را نقد بخرد برای جنگیدن. در نتیجه ترکیبی از پرداخت های کم و وعده های درشت را انتخاب کرد برای جذب افغان ها به جنگ مذهبی. البته خامنه ای یک نیم نگاهی هم به پروژۀ تکثیر جمعیت مورد آرزویش داشت و دارد از طریق زاد و ولد بیشتر افغان ها در ایران. تطویل نمی دهم که زیره بکرمان بردن شود در مقایل بدیهیاتی که خوب می دانید. فقط به نتیجه اشاره می کنم که خیلی زود این طرح خامنه ای لو رفت و با معلوم شدن حضور افغان ها در سوریه دولت افغانستان هم وارد ماجرا شد و باقی قضایا. اما مهم این است که این پروژه هم نتوانسته است خلاء نیروی رزمنده در سپاه و سوریه و عراق را پرکند.


5- حالا اگر توافق هسته ای را در پازل این واقعیت های برشمرده ام در دو مقدمه قرار بدهیم. و به آن اضافه کنیم سه واقعیت دیگر همزمان را که یکی باز شدن پای غرب به ایران است در پی آمد توافق اخیر؛ و دومی تشخیص درست و اصرار بخشی از حاکمیت انتخابی که خامنه ای را برحذر می خواهند از پیگیری و ادامۀ استراتژی شکست خوردۀ جاه طلبانۀ ضداستکبارش در منطقه. و سه دیگر فشار افکار عمومی و نخبگان لیبرال - اعم از مذهبی یا سکولار - برای دست کشیدن از شیطنت های منجر به جنگ های مذهبی و فرقه ای؛ خوب می توانیم عمق غصه و نگرانی خامنه ای و تندروان را درک کنیم از سونامی جدید ریزش هواداران باقیمانده در امروز توافق. زیرا نه خامنه ای خودش باور دارد آن پاسخ طنزش به آن دانشجوی پرسشگر که گفته سیاست ضد اسکتبار و ضد امریکا کماکان ادامه دارد و خودتان را آماده کنید. و نه آن دانشجو و سایرین جدی می گیرند این پاسخ خامنه ای را که در مقابل سؤال "با توافق با شیطان بزرگ مسئلۀ ضد استکبار بودنمان چه می شود" داده شده بود در جلسۀ اخیر دانشجویان خودی با خامنه ای.

6- در پایان یکبار دیگر بر نگرانی امروزم برمی گردم و از همۀ هموطنان حزب اللهی ام می خواهم که بیشتر فکر کنند و تجربه های اشغال سفارت امریکا و انگلیس و جنگ و قطعنامه و هسته ای و توافق فعلی را عمیق ببینند. و نکند خدای ناکرده مجدداً آلت دست وعده ها و سیاست های ناشدنی قرار بگیرند و تیغی را که خامنه ای از دست شان علیه استکبار گرفته را بحلقوم زنان و مردان و دختران و پسران هموطن و همسایه و همشاگردی و همنسل خود نشانه بروند به بهانۀ مبارزه با مظاهر تمدن و زندگی. عزیزان مؤمنم چه خوب یا بد پیاده کردن یک الگوی فرسوده در زمان ومربوط به جوامع بدوی در 1400 سال پیش نه ممکن است و نه مقدور. پس هر چه زودتر بصف فرزندان مدرن خودتان در خانواده - اعم از خواهر و مادر و فرزند و برادر که از صلب سنتی شما ولی شبیه و مقلد مدرن ها شده اند - بپیوندید و بگذارید هم دنیای مان نجات پیدا کند و هم مهمتر دینمان که بشدت در سراشیب سوء استفاده است. یا...هو

۱۰۶ نظر:

ناشناس گفت...

سوالات اساسی:
آیا فریب دادن هموطنان حزب اللهی کار خوبی است؟ آیا هموطنان حزب اللهی می دانند که دارند فریب می خورند و از فریب خوردن خود شکایتی ندارند؟ آیا این هموطنان دوست دارند فریب بخورند و صرفا در پی ایفای نقش مخالف خود هستند؟ آیا حزب اللهی اجازه دارد آگاهانه فریب بخورد؟(نوعی تقیه)

ناشناس گفت...

عالی تحلیل میکنی و بسیار خوب مینویسی.
ازت متشکریم

ناشناس گفت...

یارمحمدخان کرمانشاهی
تحلیل بسیار درست و بجایی است علاوه بر خطر مورد اشاره در نوشته شما یعنی شیفت شدن مبارزه با آمریکا به مبارزه با آمریکا دوستان (طبقه متوسط) در داخل، خطر دیگر شیفت شدن خود نیروهای حزب اللهی به سمت روحانیت رادیکال (فرد اعلی آن مصباح یزدی) پس از سرخوردگی و مایوس شدن از رهبری در پیامد کوتاه آمدن در برابر آمریکا است و در نتیجه احتمال کودتا است که مقدمه آن می تواند در مجلس آینده و استیضاح روحانی و سپس پیشروی تا بیت باشد

ادوارد البی دوم گفت...

تحلیلی عالی در مورد سپاه بود. متشکرم.

رومی گفت...

سلام بر پدر عزیز،

مانند همیشه عالی و زیبا نوشتید و از خواندن تک‌ تک‌ جمله‌ها لذت بردم.

امروز جمله‌ای رو از وزیر اقتصاد آلمان شنیدم (گفتگو به زبان آلمانی‌ و پیش از سفر) که شما چندین ماه پیش بیان کردید. نقل به مضمون:
"یکی‌ از هدف‌های سفر ما به ایران اینه که ایران رو دوباره به جامعه جهانی‌ برگردونیم و با کمک به بهبود وضعیت اقتصادی ایران، جایگاه پرزیدنت روحانی‌ و میانه رو‌ها رو تقویت کنیم که میانه رو‌ها بتونن در برابر تند رو‌ها بایستند و به پیشرفت اصلاحات داخلی‌ کمک کنن."

شنیدن این جمله‌ها از زبان یک سیاستمدار کهنه کار غربی نشان از هدف اصلی‌ توافق وین داره که بحث اتمی‌ یک موضوع جانبی شده دیگه. روشنه که غرب هم به فکر منافع اقتصادی و تا حدی سیاسی خودش، ولی راه حلی‌ که برای خاور میانه پیدا کردن ایران و در مرکز می‌بینه. یکی‌ از گزارش گرها هم ایران رو غول خفته منطقه نامید به خاطر داشتن ثروت‌های فراوان زیر زمینی‌، انسانی‌ و موقعیّت منطقه ای. گفته شد که آلمان خواهان به دست آوردن جایگاه تاریخی‌ خودش در ایران که به چینی‌‌ها واگذار کرده. جالبه که گزارش گر‌ ایران رو در گذشته دومین شریک تجاری آلمان پس از آمریکا نامید!!!

امیدوارم که دوره تیره اما آموزنده ایران به پایان رسیده باشه و روز‌های روشن در راه باشن. نشانه‌ها هم همین رو میگن!

دوستدار همیشگی‌ پدر عزیز،
رومی

ناشناس گفت...

قشنگ بود دلقک. این توافق هدیه ای بود از سمت غرب که این فرصت را به ایران داد که به جامعه بین المللی برگردد. مطمئن هستم که اگر خامنه ای اندکی سخنرانی هایش را نرم کند و بساط مرگ بر آمریکا جمع شود، این تهدیدهای گاه و بیگاه کاخ سفید که گزینه نظامی داریم و غیره هم حل می شود.

اما از آن طرف قطعه پازلی که برای من لاینحل مانده این است که تکلیف فساد سپاه در این توافق چه می شود؟ بخور بخورها چه می شود؟ اگر شرکت های غربی به ایران بیایند که دیگر جایی برای فعالیت مافیایی سپاه باقی نمی ماند. آیا مقاومت شخص سردار جعفری به این خاطر است. دوست دارم خوش بین باشم که ایران به جامعه بین الملل بر می گردد (چون بهترین زمان است و بهترین دولت برای این کار) اما نمی توانم بدبینی هایم به خرابکاری احتمالی سپاه و تحجر را مخفی کنم.

عصبانی گفت...

خیلی لذت بردم از بخش مربوط به سپاه. میفهمم که چرا سعی میکنی سمت تحلیلهای نظامی نری. اما بعضی وقتها از دستت در میره و خیلی هم خوب و دقیق و خواندنی است.
ممنون

ناشناس گفت...

حسن روحانی کاری کرد که پای نظام رو برد درست روی مین جهنده ضد نفر پا رو برداره جهش و انفجار نه را پس نه پیش موقعیت اره

دوست قدیمی گفت...

اینم تایید نوشته تیمسار:

"عباس عراقچی، معاون وزارت خارجه ایران و از مذاکره کنندگان ارشد هسته ای گفته است توافق هسته ای باید در کلیت آن تایید یا رد شود.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، آقای عراقچی روز دوشنبه گفت شورای امنیت ملی ایران یا مجلس، هر یک که مسئول تصمیم گیری درباره توافق هسته ای باشند، نمی توانند این توافق را با اصلاحاتی بپذیرند، بلکه باید کلیت آن را رد یا تایید کنند."

دوست قدیمی

ناشناس گفت...

https://www.youtube.com/watch?v=jpzgjaZxF4w

ناشناس گفت...

خامنه ای هیچ وقت فرمان مترقی صادر نمی کنه و اگر هم فرمانی ظاهرا مترقی باشه باید دنبال باطنش بود که شما خوب باطنش رو بیان کردید ولی همچنان نام مترقی رو روی فرمان های نیرنگ کارانه خامنه ای گذاشته اید.
اکثریت مطلق حزب اللهی ها هم با حرفهای شما نظرات و اعتقاداتشون عوض نمیشه اکثر اونها در محیط بسته ای قرار دارن که خاصیت این محیط اینه که تندروهای مذهبی بار میاره و از اون گریزی نیست و متاسفانه امکان نفوذ به این محیط ها هم بسیار کم هست حتی در مدرن ترین حکومت ها هم این تندروهای مذهبی همچنان رشد می کنن.
اما در مورد بندهای قطع نامه و متن توافق درسته که همه و به خصوص خامنه ای از بند بندش خبر دارن و در جریان بودن ولی ماهیت خامنه ای و سپاه طوری هست که با کمی احساس قدرت و دور شدن خطر باز احساس احمقانه خودبزرگ بینی و استکبار بینی شون گل میکنه و شروع می کنن زیر قول هاشون زدن. و اتفاقا وقتش که برسه خود دولت روحانی و ظریف هم که شما تبرئه کردین در بازی زیر میز زدن شرکت می کنن همونطور که وزارت خارجه ظریف امروز بیانیه داده و گفته که منظور قطع نامه شورای امنیت موشکهای ایران نبوده در حالیکه هر احمقی میدونه که دقیقا منظور موشکهای ایران بوده که انواع بالستیک شون از جمله شهاب سه قابلیت حمل کلاهک هسته ای رو دارن.
هدف خامنه ای و سپاه از حمله های اخیرشون ریزش های بدنه بسیجی و حزب اللهی نبوده بلکه دقیقا دولت روحانی و بدنه ی حامی آنها یعنی طبقه متوسط بوده و حرفهایی که زدن رو هم واقعا عملی خواهد کرد و فقط حرف واسه گول زدن چن تا بچه بسیجی نبوده. بچه بسیجی های شستشوی مغزی شده رو به سادگی میشه گول زد نیروهای طرفدار خامنه ای و سپاه هم به قدری در پول و قدرت و رانت غرق شدن که به وقتش که برسه واسه حفظش هر کاری میکنن و نیاز به بهانه الکی مثل آمریکا ندارن. هدف خامنه ای و سپاه از تهدید های اخیر حفظ یه مشت بسیجی ساده نیست هدف حفظ قدرت و رانت و پول عظیمی هست که قراره به زودی سرازیر بشه و نشاندن طبقه متوسط سرجای خود و راه ندادن اونها به سر سفره عظیم ثروت آقایان هست. اگر خامنه ای و سپاه و بازار سنتی ساکت بمونن و شرکتهای غربی و ثروت و تکنولوژی و فرهنگ غربی و روش اقتصاد شفاف و آزاد غربی وارد ایران بشه سپاهیان و بازاریان و روحانیون برخودار از منافع حکومتی به ناچار به حاشیه رانده خواهد شد و طبقه جدیدی از کارآفرینان خلاق و وابسته به تکنولوژی روز و دانشگاه پدیدار خواهد شد. اونها نگران قدرتمند شدن طبقه متوسط و نشستن افراد جدید سر سفره هستند. یه مقدار عمیق تر قضیه رو ببینید.

ناشناس گفت...

با ناشناس ساعت ۱:۰۷ کاملاْ موافق هستم. باید افکار عمومی را جهت دهی کنیم که اینها چه پروژه ای برای طبقه تحصیل کرده ایران دارند.
آینجا را بخوانید: http://www.rajanews.com/news/217493

ارد گفت...

جناب تیمسار عزیز مطلب متینی ست ممنون،
در تائید این نوشته باید بگم من نه تنها نگرانی ام از جنس نگرانی امروز شماست که بیشتر حتی پیش بینی میکنم همین اتفاق-فشار بر مردم- بزودی شدت بیگره و البته چند وقتی هست که روضه ش و خوندن و این طرح در حال اجراست
به هر حال امیدوارم نوع ادبیاتی که برای ابراز این نگرانی استفاده کردین در تعدادی از بچه اسلامیست های سیرک اثرگذار باشه، که این خودش کار بزرگیه

ناشناس گفت...

من نگران فرصت سوزی اخوندا هستم، اگه اوضاع داخلی متعارف و با ثبات نباشه سرمایه گذار خارجی ایران نمیاد این اخوندا هم که خدایی کار مثبت دستشون نمیره انجام بدهند! فقط نفت خام یامفت با کمتر از نصف قیمت زمان مموتی می فروشند که همونم ملاخور می کنند.

الف گفت...


تیمسار گرامی

به نظرم باید فرمان مترقی را از هر کسی پذیرفت و تشویق کرد، چه آنکه فرماندهان «مترقی» غربی هم فرمانهای مترقی را برای رضای خدا صادر نمی کنند، اما آنجا سیستم به گونه ای است که همه مجبورند در چارچوب عقلانیت عمل کنند و امیال گند احتمالی را هم در همین مسیر کانالیزه کنند، اما اینجا متاسفانه چنین نیست.

اما در مورد از دست رفتن سوریه و احتمالا یمن، چون می دانم که شمادر بند ایدئولوژی نیستید می پرسم: صرفنظر از اینکه در ایران چه خری حاکم است، واقعا اگر جمهوری اسلامی سنگرهایش را یک به یک از دست بدهد، خطر نمی رسد بیخ گوش مردم؟ به عبارت دیگر، باید مثل دوستان جنگ خواه از شکست های جمهوری اسلامی در خاورمیانه خوشحال باشیم یا ناراحت؟
چون مثل اینکه رفته رفته پول سعودی اثر کرده، فلسطین که کاملا رفته سمت سعودی، در یمن دارند پیشروی می کنند و سوریه هم که اظهر من اشمس است، می ماند دو جبهه منفک از هم در عراق و لبنان که شما خودتان استاد هستید، وقتی دشمن میان دو جبه شما باشد چه می شود!

مازیار وطن‌پرست گفت...

تحلیل بسیار خوبی بود ممنون.
آیا ممکن است با تضعیف جمهوری اسلامی در غزه و سوریه و یمن، حضرات با یک چرخش احمدی‌نژادی ایدئولوژی خود را کمی "ایرانیزه" و "کوروشیزه!" بکنند؟ و ازین رهگذر چیزکی به منافع ملت بخت برگشته بماسد؟
چقدر این‌ها این ملت و منافعش را تحقیر و لجن مال کرده‌اند.

برای زدن "روحانی" دارند همان سلاح مطمئنی را بکار می‌برند که با آن رفسنجانی و اصلاحطلبان را زده‌اند: "معیشت مردم"! که نشان داده اسلحهٔ بسیار کارآمدیست و حالا حالاها کاربرد دارد. تا وقتی آگاهی تودهٔ مردم بالاتر نرود و منافع واقعی خود را تشخیص ندهند در بر همین پاشنه خواهد چرخید. بخصوص که تیم اقتصادی روحانی هم نگاه بلند مدت و ساختاری به اقتصاد دارد و به مردم هم نمی‌شود ثابت کرد این دولت -چنانکه خودشان گفته‌اند- واقعا تا حالا فقط سرگرم آواربرداری از زلزلهٔ اقتصادی احمدی‌نژاد بوده‌است.

خُسن آقا گفت...

من که همان روز اول گفتم که اگر قرار است توافقی صورت بگیرد گرفته شده است و خود خامنه‌ای هم آنرا تایید و امضا کرده. این "کش" دادن‌ها هم تنها برای خریدن آبرو برای سید بی آبرو سید علی خامنه‌ای است.

ناشناس گفت...

نشانه های قابل تامل زیادی در مخالفت سپاه (صحبت های جعفری)، رابط خامنه ای و رفسنجانی(صحبت های ولایتی)، رفتار تند و کندهای مجلس، سردار نقدی (صحب تند امروز بر علیه توافق) و ... وجود دارد. واقعاْ نمی دانم کدام سناریوی زیر درست است:

۱) توافق با {مدیریت} خامنه ای انجام شده، روحانی و ظریف تنها ابزار آن بوده اند و این داغ کردن ها:
۱-۱) همه فیلم است برای حفظ آبروی خامنه ای و سلب مسئولیت از او و کنترل عواظف حزب اللهی ها (نظر دلقک)
۲-۱) فیلم نیست و جدی است برای بخشی از حکومت (سپاه و بسیج) برای شروع پروژه عبور از خامنه ای (نظر برخی در اینجا)
۳-۱) بالانس قدرت ها از طرف خامنه ای برای قدرت نگرفتن زیادی روحانی (نظر بسیاری از تحلیلگران بی بی سی)

۲) توافق با مدیریت روحانی و رفسنجانی و با اصرار و چانه زنی و تهدید به استعفا و ... به خامنه ای تحمیل شده است و هنوز کار زیادی در پیش است.

تبریزی گفت...

سلام بر دلقک عزیز
تیمسار جان بعد از تصویب جامعه اروپای وسازمان ملل در ژنو صحبت در مورد تایید توافق نامه هسته ای زر اضافی است و به نظر من فقط میخواهند سر مردم را شیره به مالند تا پولهای ازاد شده را سرکیسه کنند ویا در جهت منافع خود مصرف کنند گرچه اقای سیف سخت درب بانک مرکزی را بسته ولی به هر حال همه سران چه در ایران چه در جهان چشم به یک ثروت عجیب 50تا 180میلیارد دلاری دارند کهبه تنهای میتواند حتی گره مشکلات یورو را در اروپا باز کند ولی در داخل ما هنوز میخواهیم بدانیم کنگره امریکا این توافق را میپذیرد یا نه اصلا اگر نپذیره چه میشه شرایط محیط زیست دریاچه ارومیه شور شدن اب چاهها کاهش شدید باران ورشکستگی کارخانجات واردات بیرویه بیکاری جوانان باید مورد توجه دولت مردان قراربگیره نه سرمقاله کیهان میگویند از جمعیت 74میلیونی 13.5میلیون بیکار جوان داریم نمیدانم چرا برای زربه زدن به روحانی کیهان ان را مهم نمیداند وسخنان وکلای امریکای را نوشخوار میکند

عسکر گفت...

و دست آخر اینکه در نهایت:

جناب دلقک خان هم به صـفوف اعتدال گرایان (روحانی و هاشمی) پیوستند ....

تبریک عرض می کنم جناب دلقک و متشکرم

عبدالکس قرنه گفت...

ناشناس ساعت ۱۹:۵۲ خامنه ای خودش هم نمی دونه چه کار کرده. سران نظام هم مثل ما مردم گیج و گولن. اونبار یادتونه فیروزآبلادی و جعفری اشتباه فهمیدن و تبریک گفتن؟ الان هم همینطوره. خامنه ای رید به خودش.

ناشناس گفت...

بە تمام ھم وطنام توصیە میکنم ذخیرە ای برای روز مبادا داشتە باشن. ایران تو منطقە ای آشوب زدە س و جنگ جھانی سوم با ائتلاف آمریکا و متحدانش علیە دشمنی نامرئی بە نام تروریسم در جریانە. حرفای خامنە ای و ھم قطارانش دایر بر ادامە کمک ھای تسلیخاتی بە ھم پیمانانش، کە معنی جز تروریستھای لبنان و سوریە و سایر جاھا نمیدە، گواھی بر این مدعاست کە دیر یا زود پای خود ایران ھم بە این دعواھا کشیدە میشە. و حرفای امروز بندربن سلطان تو سایت ایلاف بیشتر موید این قضیە س. با توافق ھستە ای گشایش موقتی در رفاە مردم شاید اتفاق بیفتە، اما ھیچ انتظاری نداشتە باشین ایران آبادتر از الانش بشە. ھنوز پردە ھای دیگر نمایش ھستە ای و سایر خزعبلات موندە. اون دوستانی ھم کە دم از اصلاحات و اعتدال میزنن، انگار تو خوابن.گول این آرامش رو نخورین

ناشناس گفت...

و در ضمن... بە وقایع خارجی دیگر کە خیلی از حرفا و وقایع داخل ایران مھم تر ھستن توجە کنین... وگرنە حرفای خامنە ای و سپاھیان پشیزی اعتبار ندارە، نە برای جھانیان، نە برای خودشون. از خمینی بالاتر نیس، کە یک ھفتە قبل از قبول قطعنامە 598 با صراحت بر ادامە مسیر جنگ تاکید کردە بود، اما در کمال بیشرمی پس از چند روز قطعنامە رو پذیرفت. سفر ھیات حماس و فتح بە عربستان اشارە روشنیە بە تغییر معادلات در خاورمیانە. حرفای وزیر آلمانی مبنی بر دست کشیدن ایران از دشمنی با اسرائیل خودش گواە خیلی چیزاس

ناشناس گفت...

فروختن کشور رو به بسیجی ها تبریک میگم، بنده مثل دلقک احساس دلسوزی برای شما ندارم و اگه دست من بود همتون رو می انداختم کوره ادم سوزی تا دیگه با زندگی و اینده مردم بازی نکنید، رک میگم این توافق ننگین ترین توافق در کل تاریخ جهان بوده و علت تاریخی بودنش هم همینه توی خود متن توافق هم اومده " توافق استثنایی" استثنا ار این جهت که تا به حال چنین خفتی رو هیچ کشوری در دنیا قبول نکرده بود که با مدیریت اسلامی این اخوندا ما اولین کشور جهان شدیم که همچین تسلیم نامه ای رو امضا کردیم، واقعا مصداق صلح امام حسن هست این توافق نامه که چند سال بعد خودشم مرد و به درک واصل شد! ولی برای بنده که مهم نیست خیلی وقته که مردم ایران مهم نیستند و ایران خودش برای اخوندا مهم نبوده و نیست اگر جنگ میشد برای من مهم نبود اگر هم تسلیم بشیم برای من مهم نیست هر وقت به من حق انتخاب دادند میان اصلاح طلبان یا اصول گرایان اونوقت بنده میام و راستش رو میگم، هیچکدوم!

ناشناس گفت...

دلم واسه کامنتای غریبه آشنا و برنو زیر خاکستر تنگ شده بد جور...امیدوارم شادو سالم باشند

ناشناس گفت...



روزنامه ماورا الخبر(چاپ مراکش): جهان عرب به شرق خیره شوید.

روزنامه ماورا الخبر چاپ رباط دیروز گزارش مفصل روزنامه پر تیراژ خود را به قدرت روزافزون ایران در جهان عرب اختصاص داد و با چند توصیه خواستار واقع بینی حکام عرب شد.

این روزنامه در گزارش خود که به صورت خلاصه اینجا قرار گرفته آورده است:

بهار عربی، بیداری اسلامی یا هر چیزی که میخواهید اسمش را بگذارید ، در چند ساله گذاشته جز فقر و کشتار چیزی برای جهان عرب به ارمغان نیاورده!


اعراب! ما فریب خورده ایم مثل گذشته...

همدیگر را به چه بهانه ای میکشیم؟

شیعه؟سنی؟رافضی؟تکفیری؟

بهتر نیست چشمان نابینای خود را باز کرده و به اطراف خود نگاه کنیم؟!

غرب هم دیگر از ایرانی ها ترس دارد

اما ما تدبیری نکرده ایم، آنها همسایگان چندهزار ساله ما هستند و ما راه فراری نداریم

باید با آنها همزیستی کنیم

ولی میدانیم آنها همیشه با ما مشکل داشته اند.

این مسئله با تغییر حکومت آنها حل نمیشود

ایرانی ها جز خودشان هیچکس را نمی پذیرند

این را میتوان از ضرب المثل معروفشان فهمید آنها میگویند: تنها یک ایرانی میتواند دوست یک ایرانی باشد.

آنها مغرورند ، از سخنان رهبرانشان و مردمشان میتوان این را حس کرد.

این میتواند یک برگ برنده برای ما اعراب باشد و اگر هم مثل چند سال گذشته سیاست عاقلانه ای در پیش نگیریم آنها سرزمین های دیگر جهان عرب را یکی پس از دیگری تصاحب خواهند کرد بدون کمترین واهمه ای،

خود حکام عرب میدانند چه میگویم.


آنها برای ورود به خاک همسایگانشان از هیچکس اجازه نمیگیرند!


آقایان! ما فریب خورده ایم آنهارا دیگر نباید جیش الصفوی نامید

اگر میخواهید حرف من را درک کنید تاریخ این کشور را بخوانید

صفوی ها هیچ وقت به مدیترانه نرسیده ایند، آنها هیچوقت در یمن نفوذ نداشته اند.

می دانید ایرانی ها چه میخواهند آقایان؟

آنها به دنبال بازپسگیری خاک نیاکان باستانیشان هستند نه نیاکان صفوی خود.

عراق، سوریه، لبنان، یمن و بعد از آن بحرین و...

مذهبیون ما گفتند حکومت ایران خواهان تشکیل نوعی حکومت صفویست اما من میگویم اشتباه می کنید؛

نگاه رهبران ایران از مرو تا قاهره است! آنها یک دستشان را روی مرزهای غربی افغانستان گذاشته اند و دست دیگرشان را در سواحل مدیترانه ای سوریه و لبنان!


فرمان از تهران و اجرا از بغداد و دمشق و بیروت و صنعا این واقعیت امروز ماست.

برخی میگویند چرا غرب به آنها حمله نمی کند؟
جوابش ساده است ایرانی ها همه جا هستند ولی هیچ جا نیستند!



آنها باهوش تر از آنند که با غرب وارد برخوردی نظامی شوند



برخوردی که غرب میداند به محض آنکه پایش به مرزهای ایران برسد 80 میلیون ایرانی آماده نبرد خواهند شد...


هم ما هم غربی ها نبرد آنها با صدام را فراموش نکرده ایم

نبردی که اگر کشورهای غربی با رهبر عراق همکاری نمی کردند شاید به فتح بغداد توسط نیروهای ایرانی می انجامید

آن هم ایران آن روزها.


اما اکنون آنها قوی تر از گذشته هستند

و هیچ قدرتی در خاورمیانه توان ایستادگی مستقیم در مقابل آنها را ندارد،

ترکیه را ببینید، , ببینید چگونه در باتلاق سوریه گرفتار شده است...


عربستان را ببینید چگونه بغداد و صنعا را از دست داد.

این نتیجه نبرد مستقیم و بدون اتحاد همگانی با آنهاست.


به خاورمیانه نگاه کنید کدام کشور مانند انسانی نجیب در ظاهر تماشا میکند و آرام است؟ ترکیه؟ سعودی؟ مصر يا ایران؟


وقتی دیپلمات کهنه کار انگلیسی در مورد سیاست های ایران در منطقه گفت آنها مانند نجیب زاده ها رفتار میکنند ، به عمق سیاست ایرانی ها باید پی میبردیم.


آنها سیاس هستند، بازی را با کارتهایشان به خوبی یاد گرفته اند و دلیل این مسئله که اکنون در ایران آرامش حکمفرماست قطعا همین است...


آنها در خاورمیانه ای که در آتش می سوزد ثبات و آرامش خود را حفظ کرده اند.


هر چند از سیاستهای ضد عرب ایرانی ها دل خوشی نباید داشت ولی آنها دشمنان قابل احترامی هستند!


آنها قواعد را رعایت میکنند ولی هر چه باشد ، بالاخره ایرانی هستند.

حکام عرب به خواب عمیق رفته اند و بسیاری از مسائل را درک نمیکنند ولی باید یک چیز را به آنها و جهان عرب گوشزد کرد.
جهان عرب! به شرق خیره شوید...


صدای پوتین های سپاهیانِ ایران به گوش می رسد. آنها بیدار شده اند و بی واهمه به قلب جهان عرب زده اند.

منبع: http://55online.ir/news/صدای-پای-سربازان-ایرانی-در-قلب-جهان-عرب

کبک نخبه گفت...

ما بچه حزب اللهی ها رو خیلی هالو فرض کردی اگه فکر میکنی به خاطر توافق از آقا رو برمیگردونیم. بعد آقا گزینه دیگه ای نداریم. هر کار هم بکنه ازش حمایت میکنیم. بگذریم که همین توافق هم برای حفظ نظام و بیت المال واجب بود. آقا قطعا همه تلاشش رو میکنه که عواید مادی توافق هسته ای حتی الامکان خرج نیروهای مومن و متعهد بشه و تا حد امکان کمتر گیر روحانی و اکبر کوسه برای غربی کردن کشور بیاد. اگه از آقا جدا بشیم هم آقا لطمه میخوره هم ما. ما که به لحاظ عده و نفرات الان جوری نیستیم که جلوی غربی شدن مملکت رو بگیریم و به قدرت سازمانی و نهادی حکومت نیاز داریم که همسو باشه که به خاطر آقا هست. آقا هم که نمیشه بدون طرفدار بمونه. بدون حامی بمونه توی فتنه های بعدی آسیب پذیر میشه. نیروی انتظامی با اون طرز سوسولیش توی فتنه 88 نشون داد به تنهایی نمیتونه جلوی فتنه ها وایسته. درسته نمیشه مملکت رو برد به 1400 سال پیش ولی توی همین وضعیتی که کامل غربی نشده باشیم از یک طرف و بیت المال دست بچه های مومن و متدین باشه که میشه حفظ کرد. شما عمر و عاص های زمانه میخواین با این حرفا بین ما و آقا شکاف بندازین تا بعدش هر دومون رو بتونین لت و پار کنین. کور خوندین.

ناشناس گفت...

حالا که ایران توی باتلاق یمن و منطقه گیر کرده پول می دن به روزنامه های درجه چند کشورای درجه چند تا ازشون دفاع کنه. پیام ملت اینه که پول ملت رو به باد ندین. با این شامورتی بازیا به جایی نمی رسین. دودش تو چشم هممون می ره.

ناشناس گفت...

كبك نخبه شما برو به امر مقدس اختلاس كردن برس و اينجا وقتت رو تلف نكن.
علي الخصوص كه پول زيادي داره پخش ميشه و دير برسي، رو هوا زدن بقيه برادرا.

ناشناس گفت...

"کبک نخبه" اول فکر کردم حالت مزاح و سربسر گذاشتن داره ولی ظاهرا جدی هست و مواضع آخرین حزب الله هست، واقعیتش هم همین هست اگر پولی بعد از رفع تحریم به ایران برسد خرج همین ها می شود و چیزی برای دوستانی که در خیابان رقصیدند نخواهد بود یعنی چیز چندانی نخواهد بود. آزادی های اجتماعی و سیاسی هم وقتی پول مابین این آقا و دوستانش پخش بشود باز هم خبری نخواهد شد، امیدوارم که اشتباه می کنم البته. فقط نکته ناگفته ای که این جناب اشاره ای نکرد، خوب حالا یمن و سوریه و عراق و احتمالا در آینده ایران و لبنان را می خواهید چه کنید برادر؟ محض اطلاع مطمئن باش ای برادر که ما لبنان و سوریه برای کشته شدن نخواهیم رفت. حالا می خواهید چه کنید؟ تسلیم می شوید یا به کشتن و کشته شدن ادامه می دهید؟ تا کی؟ با کدام پول؟ این سوال جدی هست و امیدوارم که جدی هم جواب بدهید.

"یک نظر"

ناشناس گفت...

ارام بودن به معنای قوی بودن نیست.خوب عربستان هم قبل از جنگ اجباری با یمن که برایش پیش امد. جزیره ثبات بود. پس لابد او هم قوی بوده؟در مورد ایران چون مردمان پیشر فته ای داردو بعد از چهل سال انقلاب . مسائی جور واجور انقلاب صیقل یافته حاضر نیستند به ساز جنگ و تفنگ و فتنه گری بپردازند.شرابی است که از جوش افتاده. میگم که ربطی به حکومت اخوندی نداره. اونا که جنگ افروزند. سواد و پیشرفت ایرانی ها ریشه تاریخی دارد.و این انقلاب فعلی هم برای انها تجربه زیادی داشت.اگر ارامش دارد هیچ ربطی به قدرت حاکم ندارد.اعراب چون تازه به انقلاب و بهار عربی رسیده اند توی سر هم می زنند.و تازه ما مگر کم در این سالها توی سر هم زدیم. و همه اش هم بیخود.هنوز این احمقها دارند اعدام می کنند.در یمن تا کنون سه هزار ادم کشته شده. در عربستان حول و حوش 50 نفر. در ایران ما از انقلاب تا کنون 2000000 میلیون ادم کشته شده. حالا ارامش در کجا بیشتر بوده؟مطمئن باش در هر نطه از کره خاکی هر چقدر خریت بیشتر باشد ادم کشتن بیشتر است.

ناشناس گفت...

اين مطلب مال ٦ ماه پيشه!

ناشناس گفت...

پیرو سخنان گهر بارم خدمت اون یار خوش خیالم حزب الله بگویم. این مسیری که اعراب دارند می روند. ما قبلا رفته ایم. و الته با هزینه بسیار زیاد و بیشتر نیروی انسانی و مالی.از سال 60 به اینطرف کشور در گیر جنگ و خون ریزی و برادر کشی بوده.انفجارات متعدد. اعدام های ده هزار نفری!! خوب مگه یادت رفته.اینها حساب نیست.کشور ما در این سی سال از همه کشور های فعلی که درگیر جنگند بیشتر اسیب دید.ولی مردم ما همانطور که اسلام را شنا ختند. ماهیت زشت جنگ و خون ریزی و ادم کشی را هم شنا ختند. به کرد های ما بنگر.متو جه شدند که تفنگ راه حل نیست.زمان همه چیز را حل می کند.من حتی معتقدم که زمان اخوند را هم ادم می کند. هر چند موضوعی دور از دسترس بنظر می رسد. ولی امر محالی نیست.چون با مردم ایران زندگی می کنند.

عسـکر گفت...

کبک نـخبه (همون حزب اللهی عزیز) ظاهراً طرفدار جبهه پایداری است ، به هر حال هر کسی

حق داره هر جور که دوست داره فکر کنه و از هر کسی که دوست داره حـمایت کنه

ولی بنده ، همانطور که گفتم ، هم خوشحالـم از اینکه شخصیتی اعتدال گرا هـستم و هم

خوشحالـم از اینـکه تونسـتـم بسیاری از هـموطنانـم را اعتدال گرا کنم.

از اینکه تیمسار نیز از ااعتدال گرایان حمایت می کنه خوشحالـم.

ناشناس گفت...

دیروز شونزدهمین فلسطینی از اول سال 2015 میلادی تا حالا به دست سربازان اسراییلی کشته شد.
خداییش خامنه ای و جمهوری اسلامی وحمایت از فلسطین جوک نیست؟ آمار کشته های سوریه رو نگاه کنین.

جعفر گفت...

تجمع سکوت معلمین رو هم تحمل نکردند، اقای روحانی ندیدم بیایی از مردم حمایت بکنی/ بخواهی؟ حامی روحانی همون 6 کشور هستند که ایشون رو از صندوق دراوردند، با این وضع روحانی شکستش از طلوع افتاب فردا قطعی تر هست در انتخابات مجلس و خبرگان، چون خودش از مردم می ترسه و نمی خواهد از قدرت مردم استفاده کند و فکر می کند مسئله خانوادگی هست و خود خانواده خمینی باید حل کنند مسئله را و گور بابای مردم! الانم برای ما عشوه میاد چون در اقلیت هست اخوند در اقلیت همیشه روشنفکر می شود همچین که خرش از پل بگذرد کار تموم است. ادم به افعی می تونه اعتماد بکنه ولی به اخوند نه.

ناشناس گفت...

رژیم جمهوری اسلامی از همان ابتدای شکل گیری و بر اساس سیاست‌های کلان روح الله خمینی، به ایجاد تنش در منطقه، صدور تروریسم و تلاش برای به هم زدن نظم در کشورهای منطقه تحت عنوان صدور انقلاب اقدام نمود.

روح الله خمینی و اطرافیانش به خوبی دریافتند که استقرار حکومت دیکتاتوری در ایران تنها در سایه «استراتژی بحران زایی» میسر است، و اولین بحرانی که بر ملت ایران روا داشتند، حمله به سفارت آمریکا بود. این اقدام نابخردانه که حمله به خاک کشور دیگر تلقی می شد، بزرگترین خیانت به کشور ایران بود، چه آنکه بعدا و در زمان حمله صدام به ایران، رابطه ایران و آمریکا به بدترین شکل ممکن در آمده بود، و در معادلات جهانی، ایران دشمن آمریکا محسوب می گشت.

غیر از حمله به سفارت آمریکا و گروگان‌گیری دیپلمات‌هایی که توان دفاع از خود نداشتند، رژیم جمهوری اسلامی با تلاش برای «صدور انقلاب» به کشورهای منطقه، باعث شد تا کشورهایی که با ایران بهترین ارتباط را داشتند، به دشمن ایران تبدیل شوند.

افزون براین اعدام های پی در پی و قتل عام ارتشیان، تشکیل سپاه برای از بین بردن قدرت ارتش، سبب تضعیف نیروهای مسلح شد و صدام درکمین، بخوبی از این فرصت استفاده کرد. وی آرزویی را که حتی در خیال خود جرات تصور کردنش را نداشت، عملی کرد و ارتش عراق رسما در تاریخ ۳۱ شهریوی ۱۳۵۹ به خاک ایران حمله کرد.

با حمله صدام، این مردم ایران بودند که هزینه بحران سازی‌های رژیم را پرداخت کردند، و برای دفاع از مام میهن، تن نازنین خود را سپر گلوله‌های ارتش بعث عراقی نمودند، و چه دلاورانه «خونین شهر» از چنگال صدام به‌در آوردند. تا سوم خرداد شصت و یک، مردم ایران برای دفاع از خاک کشور خود با تمامی وجود هزینه دادند، و بعد از بازپس گیری پرافتخار خرمشهر، پیشنهاد آتش بس به ایران ارایه شد.

هر عقل سلیمی و هرانسانی که خوی صلح و بشردوستی می‌داشت، چنین پیشنهادی را می‌پذیرفت، ولی سیاست‌های رژیم ولایت فقیه بر این بود که ابتدا عراق و سپس اسراییل را متصرف شوند و با شعار «راه قدس از کربلا می گذرد»، بر طبل ادامه جنگ کوبیدند.

صدها هزار کشته و زخمی حاصل ادامه جنگ بود، طبق اعتراف رژیم، قریب نیم میلیون دانش آموز به جنگ فرستاده شدند، که از این تعداد، قریب یکصد و نود هزار نفر آنها جان خود را از دست دادند، چه آنکه از این کودکان در تاکتیک‌های «یورش با امواج انسانی» یا همان «سرباز یک بار‌مصرف» استفاده می‌شد.

اوج جنایت رژیم زمانی مشخص می شود که به شعارهای روح‌الله خمینی رجوع می‌کنیم، و گفته معروفش را به یاد آوریم: «اگر جنگ بیست سال هم طول بکشد، ما ایستاده‌ایم».

بالاخره رژیم ولایت فقیه، پس از آنکه صدها هزار ایرانی را به کشتن داد، و پس از اینکه زیربنای اقتصادی کشور را نابود ساخت، جام زهر را سر کشید و قطع نامه را پذیرفت. بدون شک تاوان افکار مشوش سران رژیم برای حکمرانی بر جهان اسلام، صدور انقلاب و تسخیر اسراییل را جوانان ایران در آن دوره و نسل های بعدی داده و خواهند داد.

ناشناس گفت...

در حالی که چند سال از پایان جنگ می گذرد، سوالات زیر نزد افکار عموی مطرح است:

یک- اگر رژیم جمهوری اسلامی به ایجاد تنش در منطقه و تلاش برای صدور انقلاب دست نمی‌زد، آیا صدام از حمایت های لازم برای حمله به ایران برخوردار می شد؟

دو- اگر رژیم جمهوری اسلامی به سفارت آمریکا حمله نمی‌کرد، و دیپلمات‌های آن کشور را به گروگان نمی‌گرفت و روابط ایران را به بلوک غرب در آستانه جنگ نمی‌کشانید، آیا صدام جرات حمله به ایران را پیدا می‌کرد؟

سه- اگر رژیم جمهوری اسلامی به قتل عام فرماندهان ارتش و سرکوب آنها اقدام نمی‌کرد، و ایران همچنان یک ارتش مقتدر می‌داشت، ایا صدام جرات حمله ایران را پیدا می‌کرد؟

چهار- حاصل ادامه جنگ بعد از بازپس‌گیری خرمشهر چه بوده است؟ چرا باید این جنگ به قیمت کشته شدن صدها هزار انسان ادامه می یافت؟

پنج- چرا افرادی که هیچ سابقه و تحصیلات نظامی نداشتند، یک شبه به درجات بالای نظامی می‌رسیدند؟ چرا برای عملیات‌های نظامی غلطی که این افراد طراحی می‌کردند، و به کشته شدن هزاران شهروندان ایرانی منجر می‌شد، هیچ دادگاه نظامی تشکیل نشده است؟

شش- تکلیف فساد مالی گسترده‌ای که در خریدهای اسلحه وجود داشته است، چه می شود؟ چه کسانی برای دریافت رشوه های کلان، بر طبل ادامه جنگ می کوبیدند؟

شورای ملی ایران یادآور می شود که طبیعت این رژیم بر جنگ و خونریزی و بحران‌زایی بنا شده است و حتی پس از آنکه با نهایت خواری مجبور به قبول آتش بس شده‌اند، شاهد آن هستیم که بحران دیگری را با برنامه‌های هسته‌ای خود به مردم ایران تحمیل می‌کنند، که ضرری معادل ضرر جنگ بر اقتصاد ایران داشته است.

شورای ملی ایران ضمن ادای احترام به تمامی آنانی که برای دفاع از کشور به میدان جنگ رفته‌اند، سران این رژیم را مسوول خون‌های ریخته شده می‌داند، و یادآور می‌شود که تا زمان حضور این افراد در مصدر قدرت، امکان رخ دان چنین جنایاتی وجود دارد. تنها راه برون رفت و نجات کشورمان گذر از جمهوری اسلامی و دستیابی به ساختار حکومتی برمبنای حقوق بشر، دمکراسی، رفاه و امنیت برای همه ایرانیان می‌باشد.

پاینده ایران

vqh گفت...

حزب الـ.... درمانی و حزب الـ... فریبی
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=30358
:)))

من تعارف ندارم ، حزب الله احمق تر از اونیه که فکر و تعقل داشته باشه ، خامنه ای خیلی راحت دوباره اینارو خر میکنه و بهشون سازمان میده ... مردم هم بعد از یه مدت از روحانی خسته میشن و خامنه ای و حزب الله برای مداوای زخم جام زهر2 به پاچه گیری مردم مشغول خواهند شد.

بهترین راه نابودی جمهوری اسلامی هست و مقدمه ی اون به لجن کشیدن مقدسات مذهبی هست

ناشناس گفت...

هدف اصلی روحانی در مذاکرات هسته ای انداختن ترک در تحریم ها بوده است و نه حل مسئله. سوال اینجاست که حالا گیرم که مقداری دلار از طریق این ترک ها نشت کند آیا با امید یه ترک و شکاف می توان کشور بزرگی مانند ایران را اداره کرد؟
حماس هم که دید که پول و پله طرف عربستانه به ثمن بخس خامنه ای را فروخت و رفت دست بوس شاه عربستان.اگه فردا حسن نصرالله را دیدین طرفای سفارت عربستان پرسه می زنه تعجب نکنین. همین موضوع خامنه ای را عصبانی کرد و تو نماز گفت ما هنوز هم گاوهای منطقه ای خودمان را شیر خواهیم داد! اگر نداشتیم شیرخشک!اگه نداشتیم آب قند! این نشان می دهد تا پول داری رفیقتم قربون بند کیفتم!تمام هارت و پورت و ارزشهای ایدئولوژیک آقایون بر اساس پول نفت زبان بسته بوده است. به محض اینکه پول تمام شد دوستان سابق دشمنان امروز می شوند و می شاشند به همه آرمان های امام راحل!
از طرف دیگراین المانیه هم عجب حالی داد به اقایون! آلمان اصلی ترین کشوری است که در اروپا که ایران روی آن حساب می کند و بیشترین مراودات صنعتی را با ایران دارد با صد نفر آدم آمد بعد کلی خوش و بش نگذاشت و نه ورداشت و گفت اگر می خواهید با ما رفیق باشین با اسراییل هم باید رفیق باشین! مقام عظما هم جوش آورد و تو نماز گفت که من اگر از چاه های نفت بگذرم از اسراییل نمی گذرم! تازه رییس جمهور فرانسه هم که دوست نزدیک اسراییل است می خواهد به ایران بیاید و اینا عزا گرفته اند مبادا بیاد نماز جمعه و در خطبه های پیش از نماز سخنرانی کنه و بگه شنیدم که این طرفا حقوق بشر رعایت نمی شه!

بعدشم عده ای مجبورن پلاکارد دست بگیرن که
فابیوس حیا کن!
این مملکتو رها کن!
حالا فهمیدین که چرا ظریف بعد توافق خوشحال نبود و بی سر و صدا آمد رفت مشهد تا مثل فیلم پاشنه طلای ناصر ملک مطیعی آب توبه سرش بریزن؟!
یک امضایی پای توافق انداخته و حالا موقع نقد کردن چک هایی است که وعده داده ولی مشکل اینجاست که این چک ها احتیاج به شصتا امضای دیگه هم داره تا نقد بشه.چن وخت پیش ظریف باد توی غبغب انداخته بود که بعله ما کاری کردیم که قطعنامه شورای امنیت از ذیل بند 4 در بیاید و به بند هفتم اسباب کشی کند حالا مشخص شده است که بند چهار پیشگیری بود و بند هفتم الزام آور ! یعنی اگر به مفاد آن عمل نشود حق کاربرد قوای نظامی دارند! یاد جوک غضنفر افتادم که برای اولین بار رفته بود جشن تولد وقتی برگشت گفتند چی شد تحویلت گرفتند؟
گفت آره خیلی
منو انداخته بودند وسط و می رقصاندند و هی اسم یک گل را تکرار می کردند
گفتند اسم کدوم گل رو؟
گفت هی می گفتند:
اسکل ه رو ! اسکل ه رو!

نشاشیده شب درازه!

عسـکر گفت...

من تعجب می کنم ،

با اینکه پیروزی بسیاری بزرگی نصیب دولت آقای روحانی شده و پنج قدرت بزرگ جهانی (آمریکا ، انگلیس

، فرانسه ، آلمان و اتحادیه اروپا) در مقابل دیپلماسی آقایان روحانی و هاشمی ، زانو زدند و به شکست

اعتراف کردند ، باز هم یک عده آمدند اینجا و آیه یأس می خوانند و در صدد ناامیـد کردن ملت همیشه

قهرمان ایران برآمده اند.

در حالی که آقای روحانی گفتند: زشت ترین کار ممکن ، مأیس کردن ملت ایران است.

- گفت...

دلقک گرانمایه

ضرورتی نمی بینم مطالبی که کبک "نخبه" به درستی بیان کرد تکرار کنم. اما به نظرم جنبه ی ناگفته ی مهمتر واساس مشکل حزب الله سقوط اخلاقی ست که به طرزی حیرت آور و روز افزون طی این سالها (خصوصا پس از 88)ادامه یافته و به این نقطه رسیده که آگاهی به بازی خوردن و آلت دست واقع شدن شان هیچ اثر جدی بر روی رابطه بیمارگونه با رهبر شان ندارد. هیج جاخوردن و به خود آمدنی در کار نیست.

رابطه رهبر-پیرو در سیستم ایدئولوژیک ولایت فقیه امروز بیشترین شباهت را با آنچه از داستانهای درون مافیای سیسیل روایت می کنند دارد و هر فرد ولایی خود را در راهی تصور می کند که نقطه ی پایان آن قربانی شدن در راه مطامع شخص رهبر است، نه شهادت. ایمان به ایدئولوژی و مذهب جای خود را به سرسپرده گی داده است. و در میان سر سپردگان آن کس که احساس می کند از پشت خنجر خورده خود مورد سوظن قرار خواهد گرفت و طرد شدن او به معنای مرگ اقتصادی-اجتماعی نیز هست.

قشر مذهبی از آغاز انقلاب پیوسته با رانتها و امتیازات گوناگون از طرف حکومت مذهبی متورم و پروار گشته و این هردو در بحران ها بر علیه مردم به یاری یکدیگر شتافته اند. اما دقت کنید که امروز با پدیده ی جدیدی روبرو هستیم. تا چند سال پیش از این واکنش حزب الله در مقابل بسیاری اعتراضات به حکومت نوعی نوجیه مذهبی با ته مایه ای از حق اکثریت و اشاره به رفراندم 98 درصدی بود. امروز ماله کشی ها با قیاس رژیم مقدس با حکومتهای امریکا و اسرائیل انجام می پذیرد.

واقعیت این است که حزب الله به نیکی و کمال به جنایت پیشه گی این حکومت آگاه است و به درستی خود را -در همه ی زمینه ها- در جایگاه همدست و شریک جرم می بیند. آنها هیچ توهمی نسبت به جایگاه و اعمال خود ندارند و نیز منافع خود را در بازی در زمین و طبق قواعدی که رهبر پیش پایشان قرار داده می بینند. سرسپرده گی به ولایت فقیه برای آنان نه فقط جزئی از مذهب است، که آب، نان و جایگاه اجتماعی ناشی از رانت خویش را مدیون او می دانند.

گول زدن شخصی که در خودفریبی پیش دستی می کند کار عبثی است، اگرچه این کار انرژی زیادی هم از سیستم نمی گیرد.
حزب الله توان بازپیوستن به مردم را از دست داده و سالهاست که پل های پشت سر خود را -آنچنان که امروز بی پرده می فهمد- به دست خود و با کمال میل ویران نموده. و البته روان جمعی این گروه از آنجا که یک به یک مسخ و اخته شده و از درون به زنجیر کشده شده اند راهی جز ادامه ی سرسپرده گی کورکورانه نمی بیند.

-

Dalghak.Irani گفت...

چندین بار توضیح داده ام که کبک نخبه یک خودی است و ارتباطی با حزب الله ندارد. او سعی می کند دیالوگ محافل خصوصی سران حزب الله در پشت سرما و نگاه بما را بازگو کند و الحق موفق هم است. از نظر من کامنت های او از این نظر مهم است که ما متوجه این نکته بشویم که "بلکه هم جامعۀ ایران نه آن شکلی که ما داریم چهره پردازی می کنیم بلکه بیشتر شبیه چهره ای است که آخوندها از آن استفاده کرده اند در 37 سال گذشته". و خوب است که مرتب بخودمان کردیت اکثریت شمال شهری ها را ندهیم و هول نشویم که گویی آخوندها همۀ 37 سال گذشته و حالا هم با ضرب و زور و دگنگ به ایران حکومت کرده اند. کبک نخبه ما را در مقابل واقعیتی از چهرۀ واقعی قدرتمندان ابله قرار می دهد که با افتخار به نادانی ناشی از آموزش ندیدگی توده به همۀ ما دهان کجی می کنند و ما را تا سرحد جنون تحقیر و بازی خورده معرفی می کنند و چهچهۀ برخورداری از تحمیق مردم سر می دهند. اما در مورد حزب اللهی های بدنه مطلقاً حرف عزیزان را قبول ندارم که می گویند آنان تغییر پذیر نیستند. بلکه هم مثال های میدانی و هم مشاهدات شخصیم و همینطور آمارهای رسمی نشان از تغییرات تند و کند در بین هواداران نظام بسمت زندگی خواهی و شاد زیستی دیده ام و باور دارم. یا...هو

ناشناس گفت...

کبک نخبه من نیستم دست ناپاکیست شدیدا ارتجاعی برای اینکه این موفقیت عظیم را تبدیل به زهر کند مراقب باشید ۴چشمی که مثلث (اسراییل. عربستان. ترکیه)همان عثمانی سخت منکوب شده و گیج واگیج هست و افکارسلفی را دارد وارد فصای مجازی میکند تا انتقام بگیرد .حواستان خیلی جمع باشد الت دست مشتی مزدور نشوید مکر ندیدید آخرین کامنتهایم مربوط به حوادث ۵۷بود آن کامنتهای روایی را برای امروز زده بودم دوباره ایران صدر منطقه هست نگذارید این خون جوانان مان به هدر برود نگذارید مقاومت جانانه تان در برابر تحریمها به هدر برود دنیا به احترامتان کلاه از سر برداشت .اندیشکده سادات بگین خط را داد سه سناریو فقط در دست است حمله سایبری به تاسیسات حمله هوایی که هر دو احتمال موفقیت کمی دارد کارامد ترین امر سناریو سه انقلاب بوسیله مردم که برادر کشی بشود بسیار هوشیار باشید .درهای رفاه و کپیتالیسمی که بشارت داده بودم به سمت ایران می آید اقتصادهای نوظهور بریکس یک آی دیگر پیدا کرد به احترام شما بزرگترین کوچ سرمایه و تکنولوژی بعد از دهه نود میلادی (روسیه و چین)در راه است .بسیار باید هوشیار بود و با همدلی حزب الله و سکولارو همه فرزندان ایران که دلمان برای ایران میتپید با سرعت به روزهای شکوهمند پرشیا برویم .گول حرفهای کودن ها را نخورید ما از نسل ۵۷برتریم نسل ۵۷یک کشور در حال ترقی را بدان فاجعه برد ما آن فاجعه را گرفتیم امپراطوری تحویل دادیم .
حزب الله

ناشناس گفت...

یک هفته بودم کبک سامری را آوردند در باسنش دمیدند تا کامنت بپراکند و شما را مشغول کند .عربستان از آن میترسد که هفت سال دیگر باید نفت را دو دستی تقدیم ایران کند تا ایران آنرا تبدیل به کالای با ارزش افزوده کند .
http://www.businessspectator.com.au/article/2015/7/15/global-news/iran-world-just-got-another-emerging-economy

http://khabaronline.ir/detail/438242/World/diplomacy

خیلی حواس جمع باشید تا مثل ۵۷گولمان نزنند هراکلیوس پیش شاپور زانو زده نزده سعد ابی وقاص در کنار ایران اردو زده تا قادسیه دوم رقم بزند از آشوب و بیتابی ما
حزب الله

ناشناس گفت...

دلقک با این قرارداد آغا شدیدا تضعیف شده. کاری هم نمی تونه با جوونا بکنه چون دست از پا خطا کنه پرونده حقوق بشری ایران راه می افته. منتظر فرصتن. غرب داره جمهوری اسلامی رو استحاله می کنه. حرفای رسایی و وزیر اقتصاد آلمان رو بخونین.

ناشناس گفت...

سه نقطه عزیز

نکته خوبی را اشاره کردید. آدمی که خواب است را می شود بیدار کرد ولی آدمی که خود را به خواب زده است را نه! این جماعت که حالا علم حکومت را به سینه می زنند بیشتر از آنکه منطق بر اعمال و گفته هایشان حاکم باشد دنباله رو جیب خویش هستند. این حکومت برای آنها نفع دارد پس به هر طریقی سعی در توجیه آن می کنند.یا مستقیما عسکر سایبری هستند و یا غیر مستقیم. یا ساعتی پول می گیرند و یا نفع شخصی خودشان ایجاب می کند که با تمام قوا به حمایت از حکومت بپردازند. از اول انقلاب با این جماعت حزب اللهی در تماس بوده ام و خوب آنها را می شناسم. هر چه از انقلاب گذشت متعقلین آنها کنار کشیدندو احیانا مخالف حکومت هم شدند و جای آنها را دزدان و اختلاس گران و ریاکاران و نان به نرخ روز خورها گرفتند. یک ریشی گذاشتند و تسبیحی و مدام آقا آقا کردند و به مال و منالی رسیدند کم و یا زیاد! حالا توقع داری خودشان را در این وبلاگ جر ندهند؟! اگر ورق برگردد همه چیزش در خطر است ویلای خارج از کشورش و اقامتش و مال و منالش. پس نوکر عیر مستقیم حکومت و نوکر مستقیم خودش است. به صراحت می دانم که از هر هزار تای آنها یکی از آنها هم به پشتوانه منطق و یا حتی ایدئولوژی که سنگ آن را به سینه می زنند طرفداری حکومت نمی کند. نصیحت من به اینان این است که بدنبال ارباب دیگری بگردند همچون حماس اگر زرنگ باشند.

بسیجی واقعی اول انقلاب

ناشناس گفت...

آق یا خانم حزب الله
من اصلا خط فکری شما رو تشخیص نمیدم. حزب الله چه اعتقادی به کشور و اونم با اسم پرشیا میتونه داشته باشه؟ حزب الله یک برچسبه برای تمایز بین کسانی که تفکر ولایت فقیه رو قبول دارن با اونایی که ندارن. اگر شما انتقادی به ولایت فقیه داری چرا اسم حزب الله رو انتخاب کردی؟ اگر معتقدی که مردم سال پنجاه و هفت اشتباه کردن این اسم یعنی چه؟ حتی ملی مذهبی هایی که نقش پر رنگی در ایجاد این سیستم داشتن و الان خودشون مغضوب هستن میگن نفس انقلاب کردن اشتباه نبوده بلکه به بیراهه رفت. اگر شما میگی اساسا اشتباه بوده خب اسم سلطنت طلب رو زیر کامنتهات بگذار. اگر هم میگی بیراهه رفته باز آی دی حزب الله نشان دهنده تفکریه که معتقده انقلاب تا حالا یک ذره هم منحرف نشده از اهداف اولیه ش. بعدش هم بنظر شما سیستمی که در عرض یک هفته بیش از بیست و نه هزار میلیارد تومن اختلاس در اون فقط علنی میشه( مطمئن هستم ارقام بیشتر از اینهاست) و قدمی هم در جهت اصلاح نه برداشته نه میخواد برداره چطور میتونه امپراطوری تشکیل بده؟ واقعیت اینه که سیستم به سمت انحطاط داره میتازه و این تفکر و این تئوری که به اسم جمهوری اسلامی و یا ولایت از کتاب ها بیرون اومد و عملا مورد سنجش قرار گرفت سیستم غلطیه و متاسفانه مکانیسمی هم برای اصلاحش در نظر گرفته نشده و میلی هم به اصلاحش وجود نداره. با یک بنیان حکومتی غلط وبدون تمایل به اصلاح به هیچ وجه نمیشه امپراطوری تشکیل داد. اون پولهایی هم که قرار آزاد بشه بهیچ عنوان خرج بازسازی نخواهد شد و فقط جیب اختلاس گران رو پرتر میکنه. ریختن پول در ایران مثل ریختن آب زلال در بشکه حاوی لجنه که تهش سوراخه.همین الانش هم رقم این پولها بین بیست نه میلیارد تا صد و پنجاه میلیارد دلار در نوسانه که خودش نشون میده چقدر این سیستم فاسد و بی در و پیکره. هیچ امپراطوری در زیر این طرز تفکر بوجود نخواهد آمد .

ناشناس گفت...

این حزب الله باز هم اومد و چرت و پرت گفت. اون از امپرا طوری و هلال شیعی اش.که تا همین چند ماه پیش کل وبلاگ را پر کرده بود.و می گفت قرار است کل خاور میانه از ان ایران شود.و ارم کوروش و خامنه ای!! را اون بالا بچسبانیم.اینم از شعبده جدیدش که در این وانفسای ضعف و لکنت جمهوری اسهالی حرف گندهتر از دهن می زند.اینا یک عمر با شعار می خواستند مملکت اداره کنند.در صورتی که پیش بردن امر مملکت یک موضوع اسانی نیست. یک منظومه را باید در یک کلیت هماهنگ اعم از سیاسی-اقتصادی -فرهنگی-اجتماعی به پیش برد.این توازن در هر موردی بهم بخورد کار ملک از میان می رود.جمهوری اسهالی ارکستر سمفو نی کیست که اجزایش بر تن هم زار می زند.و تنها چیزی را که ندارد. هما هنگی است.اما ابلهانی هستند که مدعی اند فردا اسهالی نفت خام می گیرد هواپیما و کشتی مدرن تحویل می دهد.یارو هنوز نمی تواند دستمال کا غذی درستی بسازد.نمی تواند نفتش را درست محا فظت و استخراج کند.چه غلطای زیادی.حزبی کی رو می خوای فریب بدهی. ما به اندازه کافی فریب خورده ایم.چهار تا کشور غربی اومدند برای منافع خودشان. قرار نیست چیزی عوض شود.خامنه ای تو هم رید.حضرت ماه. یادت که هست. امپراطوریت هم که مثل عروس تعریفی گوزو از اب درامد.خجالت نمی کشید بعد از چهل سال دور خودتون چرخیدید. و مملکت ویرانه ای را برای مردم درست کردید. و حالا درست نقطه سر سطر. رسیدیم در اغاز 57.از صفر باید شروع کنیم. با ضرر و زیا نهایی که در کل عالم خاکی بی مانند بوده است.شما چقدر پر رو و وقیح اید.چقدر زشت و کثیفید. چقدر احمق و از مر حله پرتید.چقدر ارتجاعی و عقب مانده اید. چقدر متوهم و بی خا صیت اید. همه اینها را فقط خدا می داند.چون خارج از حد تصور ماست.

جعفر گفت...

خوب لابد نادانی و نااگاهی مردم هم تقصیر شاه بوده! ولی بعد 37 سال هنوزم نادان هستند این مردم؟ یعنی به عینه جمهوری اسلامی را ندیدند؟ عصر ارتباطات هست نا سلامتی، پس اباذری بد هم نمی گفت که کرم از خود مردم مظلوم ایران است.

ناشناس گفت...

دلقک لازم نیست شخصیت کبک پخته اختراع کنی که به ما یادآوری کنه پشت سرمون چی میگن. من هم فکر میکنم نیروهای باقی مانده با نظام یک سری نون به نرخ روز خور هستند وگرنه مگر چشمشان کور هست که نوه نتیجه های خمینی را در کانادا و سایر آقازاده های پرشه سوار را نبینند بعد بیان به مردم عادی واسه رنگ مانتو یا کراوات گیر بدن مگر اینه دیگه آی کیو در حد جلبک باشه که کاری نمیشه براشون کرد.

نسیم

عسـکر گفت...

پاسخ به بسیجی اول انقلاب

حضرتعالی هم به من تـهمت زدید و هم به بقیه حزب اللهی ها و اعتدال گرایان بزرگوار تهمت زدید

دوست قدیمی‌ گفت...

تیمسار نازنین تبریک میگم،

نشانه‌ها نشون میده که حکومت داره به آرامی راهی‌ رو میره که شما آرزوی اون رو داشتید و پیش بینی‌ کرده بودید. خودتون رو برای بازگشت به ایران آماده کنید :).

اینم از خبر:

"حکم تبعید احمد زیدآبادی بخشیده شد

خانواده احمد زیدآبادی، روزنامه نگار ایرانی از بخشیده شدن حکم تبعید او خبر می‌دهند.
یکی از نزدیکان آقای زیدآبادی روز پنج‌شنبه در گفت و گو با رادیو فردا خبر داد که دادستانی گناباد در تماسی به آنها اطلاع داده‌ که حکم تبعید احمد زیدآبادی بخشیده شده است.
احمد زیادآبادی پس از گذراندن حکم ۶ سال زندانش، از سه ماه پیش برای گذراندن دوران تبعید ۵ ساله‌اش به گناباد رفته بود.

پیشتر هم خبر رسیده بود که چهارشنبه شب برخی دیگر از زندانیان سیاسی، با حکم عفو رهبر ایران به مناسبت عید فطر از زندان آزاد شده‌اند. بسیاری از این زندانیان ماه‌های آخر محکومیتشان را می‌گذراندند. از جمله این زندانیان آزاد شده، علیرضا بهشتی‌شیرازی از مشاوران میرحسین موسوی و سردبیر روزنامه توقیف شده کلمه است."


سپاسگزار از شما به خاطر امید دادن و کمک به پیشبرد صلح و زندگی‌ در ایران,
دوست قدیمی‌

ناشناس گفت...

حزب الله هر روز بیشتر از پیش اسلام و شیعه را ناکارآمد میبیند، برای همین است که در این اواخر به پرشیا، وسعت ایران پیش از اسلام، کورش، دخالتهای ساسانیان در یمن، گسترش دادن افتخارات آماری به پیش از انقلاب اسلامی (زمان پهلویها)، تف و لعنت کردن اعراب (ز شیر شتر ...) و ... برای جلب توجه دادن ایرانیان تمسک میجوبید. برای هر کدام از مواردی که کفتم میتوانم شاهد بیاورم. همین هفته یک حزب‌اللهی به نام سالار کخ به برنامه روی خط voa زنگ میزند، میگفت: سلطنت طلبها وطن دوست هستند! برخی از اینها حتا آمریکا دوست شده‌اند. مدتی پیش یکی از آنها به همان برنامه زنگ میزد و به مجری برنامه میگفت: شما ضد انقلابها نمیگذارید رابطه ایران و آمریکا برقرار شود!

اینها دنبال روشهای جدید خرسواری هستند! در بالا نگاه کنید که چه شر و وری برای خر کردن ما از قول روزنامه‌ای عربی ساخته: "تنها یک ایرانی میتواند دوست یک ایرانی باشد."

!! من سالها عمر از خدا گرفته‌ام، یک بار هم این اراجیف را نشنیده‌ام!

مهرداد

ناشناس گفت...

نرسی به شورای ملی ایران. حکومت آخوندی و خامنه ای دارایی های گرانقیمت ایران را برای دیوانگی های خود خرج می کنند و شاید بشود گفت این دیوانگی ها را می کنند تا فرصت پیدا شود که آن را غارت کنند. اگر ایران حکومت عاقلی داشت نفوذ بهتری در منطقه داشت. اگر محمدرضا شاه بود از فرصت خوبی که آمریکا با حمله به عراق در اختیار ایران گذاشت خوب استفاده می کرد و عراق را با کمترین هزینه تحت کنترل ایران درمی اورد مانند کاری که با کردها کرد. اما خامنه ای و سپاه قدس و دیوانه های حاکم خاورزمیانه را به آشوب کشیدند و همه کشورها را با ایران دشمن کردند. وقتی فرد نالایقی حکومت کند همه دارایی ها و امکانات را برباد می دهد. یمن را هم مثل سوریه با ایران دشمن کردند و متاسفانه عربستان خیلی باهوش تر از خامنه ای و موفق تر از او عمل کرد. الان خامنه ای نه فقط همه آنچه کاشته از دست رفته که باید بترسد که عربستان به ما حمله نکند! حاصل حکومت آخوندی جز این نیست.

اگر عاقلی مانند شاه حاکم بود ایران همه امتیازات قطر و دوبی و عربستان را با هم داشت و آنان جرات نمی کردند علیه ایران شاخ و شانه بکشند.

فرق حکومت خامنه ای و محمدرضا پهلوی فرق حکومت دیوانه و عاقل است.

ناشناس گفت...

خامنه ای از آمریکا و کنگره آمریکا می ترسه و به همین دلیل تن به ذلت داد. برای ما خیلی خوب شد. دست از پا خطا کنه فشار حقوف بشری هم وارد می کنن و کلا خامنه ای یا باید بره یا باید زانو بزنه.از این که له شدن حکومت آخوندی رو می بینم خیلی خوشحالم. عربستان هم که توی یمن خل و چلای حزب اللهی رو ادب کرد. البته حکومت دست ما بیفته عربستان باید از ما حساب ببره. اما از خامنه ای زرنگ تره و ملک سلمان داره خامنه ای رو له می کنه. یعنی شاعر می گه کسی که به ما نریده بود کلاغ ک.. دریده بود. حالا خامنه ای ما رو به جایی رسونده که عربستان داره حاکم خاورمیانه می شه. البته حزب اللهی ها پول می گیرن خلافش رو ثابت کنن.

ناشناس گفت...

تیمسار میدونم خوشحال میشی
من که پر دراوردم از بس خوشحالم در این وانفسای غصه .
مثل اینکه بیراه نگفتی حکم تبعید عزیز دل وطن زیدابادی نازنین بخشیده شد .

ناشناس گفت...

دلقک راست میگند شخصیت کبک اختراع شما هست ؟

Dalghak.Irani گفت...

متأسفم که یکی مزخرف می گوید نادان و دیگران هم دنباله اش را حمل می کنند مثل ساقدوش های عروس و داماد. یعنی اینهمه چیزهای خوب یادتان داده ام و اینهمه زحمت رایگان برایتان کشیده ام و اینهمه سرگرمی برای تان ایجاد گرده ام و ... که تازه بعد از 5 سال بیایید بپرسید آیا من آی دی تقلبی درست کرده ام برای وبلاگ خودم. من در هیچ کجای دنیای مجازی هم حتی - غیر از سایت های داخل کشور و روزنامه و خبرگزاریها - یکبار کامنت بدون نام و نشان اصلی ام دلقک ایرانی نداده ام برای چه باید کبک نخبه و چخته و ایک و ایگرگ اختراع کنم که حرفم را بزنم. مغزتان را از پوسیدگی در بدگمانی و توطئه اندیشی نجات بدهید. حیف است انسان بدبین و مشکوک و بی اعتماد به زمین و زمان هم زندگی خودش را و هم زندگی اطرافیانش را نابود می کند. در ضمن جمهوری اسلامی اینقدر هم پول ندارد و اگر داشته باشد هم آخوند جماعت اینقدر گداصفت و دریوزه و دست بگیر دار و همیشه گرسنه است که حاضر نباشد پول به کسی بدهد که بیاید در وبلاگ فکسنی من شورش بپا کند. همۀ آنانی که اینجا کامنت می دهند عزیز و مستقل و خودشان هستند و مقدم همه گرامی است. فقط به حزب الله مجدداً یادآوری می کنم که مزخرف ننویسد. دوم آی دیش را به "دانای کل" تغییر بدهد. و سوم خون خوانندگان را بجوش نیاورد با مطالب بی سر و ته با تصور خلاصه نویسی. یا...هو

ناشناس گفت...

بسیجی اول انقلاب، دقیقا حرفت درسته. اونی که خودشو به خواب زده رو نمیشه بیدار کرد. دلقک هم اینو میدونه ولی همونطور که گفتی فقط همون یک نفر بسیجی ساده دل رو از بین هزار نفر بسیجی غارتگر می بینه و سعی میکنه وجود اون 999 نفر رو نادیده بگیره. اصولا دیدگاه و روش تحلیل دلقک همینه و یک روش عجیب و غریب در تمام تحلیل هاش داره. اصل قضیه رو ول میکنه میره انرژی خودشو و جماعتی از پیروانش رو سر مسائل بی اهمیت هدر میده. بعد مشاهدات خودشو شاهد میاره (انگار 1000 نفر بسیجی آدم حسابی رو خودش به چشم خودش دیده) بعدش هم به صورت متناقضی به مشاهدات دیگران گیر میده که ایران فقط شمال شهر نیست!. یعنی میگه من خودم بچه خاکی جنوب شهرم انگار شمال شهری بودن یه جور مشکله. اگر بسیجی ها مشغول ریزش بودن و این همه بسیجی رفته بودن سمت مردم الان مقام عظما تو سخنرانی هاش فقط نقدی جلوش می نشست و دیگه کسی نبود که بهش دستور بده. بسیجی های کله خراب نه تنها کم نشدن و ریزش نکردن و نخواهند کرد بلکه همونطور که بسیجی اول انقلاب گفت کلی بسیجی نون به نرخ روز خور و مفت خور جدید و تازه نفس هم جایگزین شدن.

ناشناس گفت...

http://fararu.com/fa/news/240890/رزمندگان-غيرايرانی-شهروند-ايران-می%E2%80%8Cشوند

دلقك الحق كه نابغه اي در تشخيص مسائل.

ناشناس گفت...

من هم تعجب می کنم که عراق رو آمریکا تبدیل به حکومت شیعه کرد. چرا حکومت آخوندی داره پزش رو می ده؟ امپراطوری که می گن عراق مهمترین بخشش هست. اما این نتیجه کار سپاه قدس و خامنه ای نیست. اگه زمامدار دیگه ای توی ایران حکومت می کرد خییییییییلی بهتر از فرصت استفاده می کرد تا این که بخواد جنگ شیعه و سنی راه بندازه. جالبه که خامنه ای دارایی های ما رو به عنوان پیروزی خودش به مردم جلوه می ده. شیعه شدن حکومت عراق چه ربطی به اینا داشت من نمی دونم. شاه هم کردای عراق رو بدون خون و خونریزی جذب خودش کرده بود. اگه حالا می بود شیعه ها و حکومت مرکزی عراق رو هم همینجور. چون عراق ارتش و حکومت درست و حسابی نداره. خلاصه کنم آخوندا ده برابر برای مردم هزینه درست می کنن تا دارایی های خودشون رو بهشون بدن! تازه با کلی منت

ناشناس گفت...

من هیچ ایدی دومی نگذاشتم برای وبلاگ به قول خودت فکسنی اصلا نمیخواستم کامنت بگذارم دیدم بقیه به اشتباه منرا به جای کبک نخبه گرفتند حالا که گفتی چه خوب شد وبلاگ تو را به زباله دان روزانه ام میندازم و دیگر اینجا سر نمیزنم .
حزب الله

ناشناس گفت...

اصولاْ امپراتوری مدرن یعنی اینکه یک حکومت مرکزی نفوذی در خاک دیگر کشورها داشته باشد و از این نفوذ منفعت سیاسی و اقتصادی ببرد. این خیلی خوب می بود که ما در عراق و لبنان و سوریه و غزه و بحرین و یمن چنین نفوذی داشتیم، ملت های آنها را بدبخت می کردیم، شیره شان را می کشیدیم، شرکت های ایرانی آنجا را قبضه می کردند، مافیای اقتصادی آنجا تشکیل می دادیم که ثروت ملی آنها را به ایران بیاورد و ...
اما چیزی که می بینیم این گونه نیست. ما ثروت ملی خود را خرج ایجاد درگیری در آن کشورها می کنیم، یک ریال هم برگشت اقتصادی نداریم، بهره سیاسی خاصی هم نمی بریم چون اصلاْ قدرت سیاسی خود را در آنجا به کار نمی بریم و بالعکس بهره کامل آن به کشورهای دیگر مثل ترکیه و حتی اسرايیل می رسد.
البته پاسخ می دهند که منفعت امنیتی می بریم از اینکه جنگ را از مرزها دور می کنیم. البته باید قدردان این وجهه جمهوری اسلامی باشیم که در یک منطقه که گروه های متعددی برای سربریدن شیعه و ایرانی وجود دارند، در ایران شاید سالی دو بار بمبی منفجر نشود. امنیت ایران در مقابل تروریسم بسیار بالا است.

Dalghak.Irani گفت...

به بهانۀ ناشناسی که از من قدردانی کرده با ابلاغ نبوغ در تشخیص مسایل و موارد: من بدون اینکه اصراری بر تعریف و تمجید از خودم داشته باشم - بدیهی است که خوشحال می شوم - خیلی تلاش می کنم که عنصر قدردانی و قدر شناسی در جامعه را تقویت کنم. زیرا نبودن قدردانی در یک جامعه باعث سرخوردگی نخبگان و هدایت کنندگان جامعه می شود و جامعه را از درون می پوساند. لذا از هرنوع قدرشناسی از خودم - که سزاوار دریافتش هم هستم - بخاطر رشد این صفت در بین شماها خیلی راضی می شوم. بنابراین بگذار پز بدهم بشما که جزیی از سیرک دلقک ایرانی هستید و صاحب خانه اید. با تقریب صد در صد و با نمونه های مصداقی بسیار می توانم ادعا کنم که روزنامه نگاران و تحلیلگران و گزارشگران بسیاری - چه در داخل و چه در خارج. بویژه در داخل - ایده های مقالات و تحلیل ها و گزارش هایشان را از وبلاگ من می گیرند و با توانایی های رسانه ای خود در کند وکاو راجع به مواردی که نخستین بار من رونمایی می کنم آن را در قالب تحلیل و گزارش و تفسیر و امثالهم پرورش داده و منتشر می کنند. این یکی از دلایلی است که مثل آب اماله - در مثل مناقشه نیست - هی می خواهم ننویسم و باز می نویسم. چون وقتی نمی نویسم احساس نوع خلاء می کنم در ایده های گردن کلفت و درد اصلی در سایر نوشته ها و رسانه ها. ممنونم از شما و خوشحالم که مسبب "دعوت بعمق گرفتاری های اصلی و ظاهراً کوچک و باطناً اصلی ترین گرفتاری ها" هستم و می شوم. یا...هو

دوست قدیمی‌ گفت...

تیمسار عزیز،

امروز صبح زود که خبر آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی و همچنین بخشش تبعید احمد زیدآبادی نازنین رو خوندم، اولین چیزی که به ذهن من رسید، مقاله چند روز شما بود و پیش بینی‌ دقیق تون.همون لحظه یک کامنت اینجا نوشتم و تشکر کردم. ولی‌ فکر کنم که کامنت من فیلتر شده یا یک جایی‌ اون وسط‌ها گم شده. گشایش فضای ایران به آرامی شروع شده! آماده بازگشت به ایران بشید :).

دوست قدیمی‌

ناشناس گفت...

در این آشفته بازار نمی دانم باید اتفافات را چطور معنا کرد،

بک سری از زندانیان سیاسی امروز آزاد شدند، باید به فال نیک بگیریم؟ خدا می داند!

ناشناس گفت...

یکی از نقاط ضعف ما ایرانیان نداشتن ظرفیت قدردانی کردن و قدر دانی شدن است.بخاطر تفکر همه یا هیچی که داریم بعد از مدتی قدردانی شونده راه خودشیفتگی و قدر دانی کننده راه نوکری را در پیش می گیرد.شاید هم بدین خاطر است که مردم از قدردانی کردن می ترسند.بهتر است یاد بگیریم نسبی فکر کنیم. از دلقک قدردانی می کنیم بدون اینکه او را صد درصد و نابغه بدانیم.ما می توانیم از هر کسی که 50+1 درصد کارهایش مثبت باشد قدر دانی کنیم بنظر شخصی ام دلقک 80 درصد است در بیان حقایق و 99 درصد است در عشق به وطن.پس این سبد گل را بعنوان قدردانی شخصی ام بپذیر

http://www.framesforflowers.co.uk/Websites/31/Images/upload/image/2a.jpg

ولی مواظب باش در کامنت بعدیم محترمانه نظرت را نقد خواهم کرد. سبد گل امروزم مانع از انتقاد فردایم نخواهد بود و انتقادم مانع از حق شناسی از زحمتی که کشیدی.مراقب باشیم قدر دانی کردن ما را تبدیل به بز اخفش نکند! و مراقب باشیم با چشم بستن بر زحمات افراد گربه کوره نباشیم. راه سخت است و تعادل می خواهد.

با احترام

بز اخفش

Dalghak.Irani گفت...

خوشحال باشیم و از لحظه های امید لذت ببریم اما ذوق زده نشویم. قبلاً هم گفته ام که بعد از توافق هسته ای جامعه از حاکمیت تا مردم دچار قبض و بسط های زیاد خواهند شد و تا بتوان یک سمت ثابتی از اوضاع را خواند حداقل سه ماه و حداکثر تا آخر امسال باید محتاط و ناظر باشیم. یا...هو

ناشناس گفت...

دوست قدیمی

چند وقت پیش خامنه ای سر نخی داد که در این توافق بعد مسئله حقوق بشر را غربی ها مطرح خواهند کرد. قابل پیش بینی بود. بدین خاطر خیلی خوشحالم اگر نتیجه ای حقیقی این توافق داشته باشد این مسئله است . از میلیاردها دلار برای ملت ایران بیشتر ارزش دارد. چرا؟ چون حکومت را پاسخگو می کند. الان 100 میلیارد دلار را هپلی و هپو کردند و کسی به کسی نیست. انگار نه انگار که پولی در این مملکت آمده ولی توسعه سیاسی که با رعایت حقوق بشر بدست می اید می تواند حکومت را در مورد پول ها پاسخگوی مردم کند. این پول در جیب مردم خواهد بود.

بز اخفش

Dalghak.Irani گفت...

بز اخفش. مرسی از دسته گلی که به آب دادی!:))

تذکر وبی بود. هرچند چون من در متن مدرن حرف می زنم لاجرم فکر می کنم که قدردانی مورد اشاره ام را کسی چاپلوسی متهوعانه! نخواهد خواند. البته که نقد مقدم است بر قدردانی. و نقد باید هرچه بی رحمانه و قدردانی هرچه محتاطانه باید باشد. یا...هو

ناشناس گفت...

در جواب اون ناشناسی که گفته بود {{ باید قدردان این وجهه جمهوری اسلامی باشیم که در یک منطقه که گروه های متعددی برای سربریدن شیعه و ایرانی وجود دارند، در ایران شاید سالی دو بار بمبی منفجر نشود.}}
باید گفت اصلا این گروههای عاشق سربریدن شیعه رو آخوندا با عملکرد جنایتکارانه شون درست کردن. قبل از حکومت آخوندی و قبل از خامنه ای اینا کجا بودن؟ بس که سپاه گند زد تو منطقه اون گروها تشکیل شدن. هرچی بیشتر گند بزنه بیشتر تشکیل می شن. بهترین کار اینه که دست از شامورتی بازی برداره و یک حکومت عاقل و بالغ بشه و رفتار مسئولانه با مردم و همسایه ها داشته باشه که اگر نه این گروها هی بیشتر و بیشتر می شن عاقبت به جونمون می افتن.

ناشناس گفت...

"نقد باید هرچه بی رحمانه و قدردانی هرچه محتاطانه باید باشد. "

نقد‌های درست گاهی "سیخکی" تلقی‌ میشوند.

شیرین

ناشناس گفت...

دلقک بگذار حقیقت را بگویم که روی سخنم شما نبود! به در گفتم که دیوار گوش کند.شما پیرمردی هستی دنیا دیده و سرشار از ذوق هنری . آردها را بیخته و الک ها را آویخته و حدس قریب به یقین می زنم که در جوانی ات آدمی بوده ای بسیار باحال که وطن از فرصت استفاده از وجود عزیزت محروم ماندهر چند که بالخره خودت رساندی و نقشی را که قرار بود برای کشورت بازی کنی را ادا کردی. درود بر تو.این سخنان نه از یک خواننده گذری که از یک خواننده حرفه ای کتاب و اینترنت بر می اید و لاجرم ثقل ترا بالا می برد. ولی نکته ای را که اشاره کردم درد مزمن اجتماع ماست چه آن موقع که هندوانه در پالان خمینی و خاتمی گذاشتند و چه حالا که روحانی را امیرکبیر و ظریف را آرش کمانگیر می خوانند.این ملت بالانس رفتاری ندارندو همانگونه که اشاره کردی این وبلاگ نه بعنوان مرجع خط دهنده دیگر روشنفکران عزیزی که پا بپای تو برای بهبود وضعیت مردم قلم می زنند بلکه اگر افتخاری باشد ایده هایی است که از لابلای مطالب تو و کامنت گذاران بسیار محترمی که نقششان به هیچوجه کمتر از وجود عزیزت نیست و باید به احترام آنان سلام کرد به ذهن فرهیختگان خطور می کند. این ایده ها قبلا در ذهن آنان وجود داشته است ولی جرقه اش اینجا خورده است پس مالکیت ندارد چرا که افلاطون یادگیری را تنها یادآوری می داند. وقتی شما چیزی را یاد می گیری در حقیقت آن را در ذهن خودت یاد آوری کرده ای پس قبلا بوده است و متوجه نبودی!این برای این گفتم که مجددا در مورد مالکیت مناقشه برانگیز ایده ها بالانس یاد آوری کرده باشم.
دوستت داریم جرقه!
دوستتان داریم جرقه های کامنت گذار!

بز اخفش

ناشناس گفت...

خوشحالیم از آزادی زیدآبادی دردانه را اظهار کردم و اما از ذوق زدگی یادم رفت مهربانی پر امید شمارا تشکر کنم . ممنونم تیمسار . قدردان تلاشهای بی ریای شما جهت روشن ماندن چراغ زندگی در این بی همستان هستم . ممنونم تیمسار ، ممنون .

الف گفت...


حرف همه درست است! و مشکل همین است!

وضعیت ما مثل یک نفر است که مشکل قلب دارد، قند دارد و کلیه و کبدش هم خراب است، هر یک را که بخواهی درمان کنی، دیگری بدتر می شود،

جامعه از توافق جان می گیرد، اما خامنه ای هم از توافق جان می گیرد
خطر جنگ دور شده است، خطر سرکوب بیشتر شده است
ممکن است خامنه ای بزند زیر توافق، ممکن است غربی ها هم بزنند زیرش
و ...

راه حل چنین شرایطی این است که ذره ذره جلو برویم، یک مقدار پیشروی کنیم بعد شکست بخوریم، دوباره چند قدم جلو برویم، شکست بخوریم تا رفته رفته راه جدیدی پیدا شود! شاید هم پیدا نشود، اما راه حل دیگری وجود ندارد، مطلقا!


فـــرنـــاز گفت...

یک نفر قبلا در نقد کامنتهای من گفت: بکار بردن القاب و عناوین به همان اندازه مشمئز کننده است
که ، تحقیر و توهین مشمئز کننده است.
ولی من گفتم که این موضوع را قبول ندارم.

ای کاش روزی فرا برسد که احترام به شخصیت افراد و با احترام نام بردن از دوستان و دشمنان ،
جای فحاشی را بگیرد .

معتقدم و مطمئنم که ضـرر توهـیـن و تـحـقیـر هزاران مرتبه بـیـشـتـر است از ضرر چاپلوسی.

ناشناس گفت...

اینحرف کبک،پخته هست نه روزنامه مراکشی
مسخره

ناشناس گفت...

بیت المال دست نیروهای مومن وخزب الهی باشه؟ که چی بشه؟
از اغات هم وقیحتری واقعا

ناشناس گفت...

هنوز شرف ازاده اهل قلم ازاد نشده چند ازاده دیگررا اسیر کردند.ضحاک خون میخواد

Dalghak.Irani گفت...

شیرین
"درست از نظر شیرین"
"سیخکی از نظر دلقک"
اگر با من بودی چون حدس می زنم که کلمه سیخکی از واژه های من باشد. باید در همان مکان اعتراض می کردی تا دلیلم را بگویم و اگر متقاعد شدم عذرخواهی می کردم. من کم خودخواه و فروتن - درجای مناسبش - نبوده ام اینجا. پس گفته ات را منظقی نمی دانم هرچند خودت را منطقی می شناسم. یا...هو

ناشناس گفت...

هنوز احمد شرف ابادی ازاد نشده، چند جوان دیگه رو اسیر کردنند.

کبک نخبه گفت...

اولا از اینکه از بیت المال زیاد حرف زدم سوء برداشت شده. این به این معنی نیست که عاشق پول و پله باشیم. اینکه میگیم بیت المال باید دست افراد مومن و متدین و متعهد باشه به این خاطره که در راه خدا و دین خرج بشه. حاکمیت از آن خداست. یکی از ابزارهای حاکمیتی برای نماینده های خدا در اختیار داشتن اموال عمومیه. اگه اموال عمومی دست حکومت اسلامی مقدارش کم باشه و بخش زیادش مثل نظامهای الحادی لیبرالی دست مردم باشه که حکومت به مالیات مردم نیازمند میشه و باید به حرف مردم هم گوش بده و هی به غر غر هاشون بها بده و چون ممکنه بین حرف خدا و حرف مردم تضاد پیش بیاد در اون صورت ممکنه جانب مردم رو بگیره. اگر هم مثل نظامهای الحادی کمونیستی همه اموال و امکانات عمومی و دولتی باشه که مالکیت که اسلام روش تاکید زیادی داره خدشه دار میشه. البته کمونیستها در حوزه ظلم ستیزی و استکبارستیزی حرفهای خوبی دارن و از این جهت ادبیات خوبی رو وارد ادبیات سیاسی کشور کردن و سگشون بر لیبرالهای غربزده شرف داره اما در حوزه اقتصاد و حرفهای فلسفی ره به بیراهه میبرن و از همه بدتر برابری خواهیشون رو با همون غلظت اقتصادی به حوزه زنان هم تسری میدن این از خدا بی خبرا.

دوما در مورد این حرفهای پوچی که بعضیا اینجا زدن گفتن ما حزب اللهی ها از دم دنبال پول و دست اندازی به بیت المالن این حرف از بن غلطه. حزب اللهی به یک زندگی آبرومندانه راضیه. طبیعیه که در جامعه ای که بخوایم احکام دینی اجرا بشه باید کارگزاران و صاحب منصبان حکومتی و صاحبان ثروتهای کلان و حتی به عقیده ما کم کم تحصیل کرد های سطح بالای دانشگاهی (همونطور که آقا هم اخیرا روی این قضیه تاکید کردن در ماه مبارک رمضان) حتی الامکان از متدین ترینها باشن اما این ثروت و قدرت برای اجرای فرامین الهیه. البته یک عده حزب اللهی نما هستن که شب میرن عرق میخورن و پارتی راه میندازن اما صبح یقه میبندن و تسبیح میگرن دستشون که البته اینها مدرن و از قماش خودتونن. ما خر نیستیم که نفهمیم اینا چرا اینطوری میکنن اما همین نشونه خوبیه. نشون میده چون امکانات رو در دست داریم نه تنها یک عده طغیان نمیکنن بلکه به خاطر رسیدن به مزایا ظواهر رو رعایت میکنن و نظم دلپذیر ما رو ولو در ظاهر میپذیرن و باهاش کنار میان که خب این خودش قدرت اسلام رو نشون میده. ما هم یک چیزی جلوی اینها میندازیم که طغیانگر نشن. درسته خدمتشون خالصانه نیست اما حداقل در ازای مزایا در راه خدا کار میکنن که خب البته اون دنیا ضرر میکنن اما به اجرای احکام الهی در این دنیا کمک میکنن. البته همونطور که گفتم ما خر نیستیم و میفهمیم کی خالص و نابه و کی نیست. اینا به خیال خودشون زرنگن اما غافل از اینکه ما از اونا پدر سوخته تریم (و مکروا مکرالله والله خیر الماکرین). در کنار این مدرنهای بچه زرنگ حزب اللهی نما یک دسته دیگه حزب اللهی مصلحت نشناس هم داریم. اینا دیگه بیش از حد ناب و خالصن. همین چندوقته متاسفانه بعضا توی محافل خصوص دیده شده بعد از توافق حتی لیچار بار آقا کردن. اینا رو به زحمت باید مدیریت کرد. خوشبختانه با مقداری حرف و دلداری قابل مدیریتن که آقا همیشه به بهترین نحو در سخنرانیهاشون اینها رو مدیریت میکنه. عواطف پاک مذهبیشوون باعث میشه با وجود مصلحت نشناسی زیاد به خطا نرن. زیاد هم که به خطا برن هم دیگه چه میشه کرد توی این وضعیت خطرناک تهاجم فرهنگی به هر حال هر چی نباشه از خود هستن و باید با خون دل تحملشون کرد. یکی از محاسنشون اینه که زیاد سهم خواه نیستن.

ناشناس گفت...

دلقک میخواستم گلایه ای بکنم با این روشی که میروی فقط مشتی به به چه چه گو دورت جمع میشوند یک نگاه به پشت سر بنداز همه را راندی از خودخواهی ارسین ماکسیموس برنو رولوشن انروزبه نسیم گیر دادی روز دیگر به سحر روز دیگر مازیار ادیب را کنف کردی حالا هم مثل خروس جنگی به شیرین بنده خدا پریدی حزب الله که فراریست ارژنگ که رفت خیلیها از جمله خود من کامنتها را جذاب تر از پست پیگیرند انروز کامنت گذاری دلش هوای برنو را کرده بود با ارزوی شاد باشی دلقکی که بر بام یک وبلاگ عفو عمومی ندارد اگر سلطان ایران بود چه نمیکرد اتفاقا خامنه ای هم روشنفکر بود تار میزد و سخنور بود و ادیب و شاعر پیشه .و حالا فقط ارادتمندان قدیم و جدید در رکاب اویند.
پیروز باشید

ناشناس گفت...

دلقک

نقد شیرین و جواب غیر مستقیم دلقک، قضاوت با خوانندگان.

نقد شیرین

من با تقسیم بندی شما به ۵%،۵% و ۹۰% جامعه موافق نیستم. فکر می‌کنم این استدلال از بنیاد ویران است. بگذارید با یک سوال شروع کنم. پیش فرض بسیاری بر اینست که انقلاب توسط مردم پایین شهری حمایت شد و میشود. با توجه به استدلال شما، در اینجا این سوال مطرح است که چقدر از تظاهرات زمان انقلاب در قلعه مرغی، جوادیه، بازار، نازی آباد، شاه عبدالعظیم بود؟ جغرافیای زمانی‌ تهران در آن دوران چگونه بود؟ بیشتر تظاهرات نزدیک به بهمن و بهمن ماه حول و حوش دانشگاه تهران بود. با این وضعیت درباره دوران انقلاب چه میتوان گفت؟

نکته دیگر اینکه تهران شهری تاریخی است و چون از جنوب شروع شده میدان‌ها و خیابان‌های بزرگ و مدرن بیشتر در سمت خیابان انقلاب به بالا هستند و شرایط این مکانها برای تظاهرات بهتر هستند. آیا مثلا مردمی که در میدان ولیعصر تظاهرات میکنند یا شادی میکنند شمال شهری و جزو آن‌ ۵% کذایی هستند؟ یا ونک چطور؟ دلقک جان جغرافیای تهران و شمال و جنوبش مدت هاست که تغییر کرده و الان ونک همان میدان انقلاب یا ۲۴ اسفند در سال ۵۷ است. آیا تظاهرات، به قول سردار نازنین شما قالیباف، ۳ میلیونی در یافت آباد یا شاه عبدالعظیم بود یا در ۷ تیر؟؟؟؟ آیا ۷ تیر و امجدیه دهه ۵۰ بالا شهر بود یا پایین شهر؟ به نظرم بنیاد استدلال شما صحیح نیست. زیرا این استدلال توسط بسیاری در رد جنبش رای من کو لقلقه زبان شده است. جالب اینکه جنبش رای من کو در اعتراض به تقلب بود حال بسیاری میگویند تقلب نبود چند درصد شمال شهری بودند و دغدغه سیاسی داشتند و خیلی‌‌ها هم استدلال آماری دارند که تقلب نبوده است! حرف بسیار است ....

شیرین

جواب غیر مستقیم دلقک

Dalghak.Irani گفت...

مرسی شهروند. منطق کلان پشت نوشته هایم را خوب میگیری بعد از سالها باهم بودن. برعکس دوستانی که بجای تأمل در مفاهیم و سازوکارهای علت و معلولی مرتب دنبال کشف اعدا و ارقام و گروه و دسته و تاریخ و جغرافیا هستند که گفتی اینقدر درست نیست یا گفتی این مکان درست نیست یا گفتی این گروه درست نیست. و حسابی حالم را می گیرند اساسی! نه اینکه ایرادات ملا لغطی شان وارد و درست باشد نه! بلکه تأسفم از اندیشهای سیخکی شان است بجای نگاه عمیق به بار مفاهیم بکار برده ام.
در مورد اینکه جامعۀ مدنی و روحانی چه بکنند در این راه. روحانی را که من نمی توانم بگویم چه کند. من اتفاقاً می گویم حالا که معلوم است بهر دلیل خامنه ای را کمی کشیده ای بطرف خودت. با همان تاکتیک بیشتر ازاو استفاده کن تا راه دولتت باز شود و الا با اطمینان صد درصد بنا بهمان دلایلی که تو هم بخشی از آن ها را شمردی موفق نخواهد شد. الان دیدم که نماز جمعه های تهران و مشهد توپیده اند به توافق و تجاهل العارف کرده اند که گویا مجلس و شورای امنیت ملی و هرجا توان حک و اصلاح توافق را دارند و گفته اند که اگر اصلاح نشود همان ترکمنچای بیشتر نیست. حتی علم الهدی از کلمۀ تسلیم استفاده کرده و بطور تلویح خامنه ای را هم تهدید کرده و من این را نوعی تست برای عبور از خامنه ای توسط متحجرین می بینم. روحانی از این زد و خورد تازه باید بیشترین استفاده را بکند و تحت دفاع از توافق یورش ببرد بسمت متحجران و خودش را تقویت کند. در حالیکه خامنه ای را هم حداقل بی طرف کرده باشد. روشنفکران و هنرمندان و احزاب و شخصیت ها هم بنظرم خیلی احتیاط می کنند و محافظه کار - در فرهنگ ادبیات بین روشنفکری این وضعیت را با کلمۀ پفیوز تعریف می کنند - شده اند و باید کمی بیشتر حاضر بهزینه دادن های سبک بشوند و وارد کود نوشتن و گفتن و آگاهی بخشی به مردم عادی بشوند. البته من چند روز پیش هم نوشتم چیزی که جامعۀ ایران را تهدید می کند فاشیسم مذهب اجتماعی در هنر و فرهنگ و دانش مثل کنسرت و سینما و دانشگاه و رادیو تلویزیون است که بسیار نگرانم کرده و سرافراز که یک فاشیست رسانه ای تربیت شده است بدجوری دور برداشته و هنرمندان درشت هم فعلاً بکما رفته اند. وقتی فیلمی چندین ملیارددلاری و 12 سال زمان ساخت و بیش از چهار سال در نوبت اکران و بیش از 150 اصلاحیه خوردن و تازه از فیلم سازی کاملاً خودی مثل درویش نمی تواند اکران شود باید مواضب این فاجعه بود. وقت کردم راجع به این مطالب مفصل تر هم در وبلاگ خواهم نوشت. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

مرسی از کاربری که کامنت های من و شیرین را منتقل کرد. درست است حرفم به دلایل زیر:
من در سر وبلاگم هم نوشته ام و در مطالبم هم بارها - اوایل بیشتر و الان کمتر - گفته و تأکید کرده ام که من از "علت تامه" می نویسم و در دلایل متعدد یک پدیده که لاجرم هستند همیشه وارد نمی شوم یکی بدلیل فقدان اطلاعات جامع و دیگری بدلیل ضیق جا و خورند وبلاگ و همینطور تکرار و تکرار اصل گرفتاری ما در حوزۀ ایدئولوژیک. در آن مطلب هم من مدعی شده بودم که جوانان خوش باش همگی فرهنگ شمال شهری و مرفهان بی درد داشتند و مکان ها را فقط با خاستگاه فرهنگی بکار برده بودم. اینکه چند نفر و چند ده نفر و چند صد نفر هم از جوادیه و شوش و شاه عبالعظیم به این جماعت چند هزار نفری پیوسته باشند چیزی را عوض نمی کند و آن ها هم به تقلید و در شکل و شمایل "بزور" مثل خوشباشان در جمع بودند و نه با ماهیت شوشی و عبالعظیم حسنی.
لفظ سیخکی هم برای شیرین مناسب بود چون روز اول آشنایی من و او در این وبلاک با ذهن مشترک "امتناع تفکر در اسلام" آرامش دوستدار و در سطح فیلسوفان بود و بدیهی است که من با آن شناخت از شیرین انتظار فهم عمیقتری از مطلبم داشتم و سیخکی حقش بود. یا...هو

ناشناس گفت...

دلقک تکلیفت را با ما روشن کن راست و حسینی تقلب شد یا نشد با مایی یا با آنها.شتر سواری دولا دولا نمیشود نمیشود افتاب را قیر اندود کرد در صلات ظهر مرداد .اگر با آنهایی با را بخیر تو را به سلامت

ناشناس گفت...

http://www.theguardian.com/world/2015/jul/23/hassan-rouhani-iran-human-rights-nuclear-deal
دلقک ببین چه مقاله ای نوشته این روزنامه خارجکیه نوشته روحانی داره مسایل هسته ای را با حقوق آدم جلو میبره دیکشنری گذاشتمجلوی تلفن لمسی دارم میخونمش
محرم

ناشناس گفت...

کبک نخبه چقدر راحت بالا کشیدن بیت المال رو برای خودتون توجیه میکنین. واقعا دست مریزاد داره این منطق بافتناتون. چقدر واقعا در راه دین خدا داره مصرف میشه این بیت المال. میگی میشناسی ناخالصی رو ولی بهشون اجازه میدی بالا بکشن مال مردم رو در راه دین خدا کار کنن؟؟؟

عسـکر گفت...

در اینکه بیت المال باید در راه دین خدا خرج بشه ، که شکی نیست
همه ما حزب اللهی ها
از اعتدال گرایان عزیز گرفته تا اصولگرایان و دیگر حزب اللهی های عزیز
همه و همه معتقدند که بیت المال باید در راه دین اسلام و با حفظ حدود و
حریم الهی به نحوی خرج بشه که ما رو اون دنیا توی آتش دوزخ نسوزونند.

من نمی دونم چرا بعضی ها سعی دارند ، توی بدیـهـیات هم تردید درست کنن.

Dalghak.Irani گفت...

اعصابم کش می آید کبک پخته. اولاً که چه خبر است. قرار شد گاهی یک تکۀ کوچک بیایی تا یادمان نرود با چه قوم کثیف و مفتخور و انگل و حرامخواری طرفیم و یابو برمان ندارد. نه اینکه هی زرت و زورت مرثیه های طولانی بنویسی. اینجا دیگر مثل اوایل کارم نیست که ظریف ها و ادیب ها و نکته سنج ها و طنازها عنایتی داشتند و زبان همدیگر را بهتر می فهمیدیم. حالا دیگر واقعاً یک سیرک هستیم که نمایشش افتاده دست عسکر دیپلم ردی و محرم که معنای لیبرال را از من می پرسید حالا لینک مقالۀ انگلیسی می فرستد که من بخوانم و یا آن ناشناس که چهار لیتر الکل صنعتی نوشیده تا عقلش کاملاً ضایع شود و بتواند بنویسد:

"دلقک تکلیفت را با ما روشن کن راست و حسینی تقلب شد یا نشد با مایی یا با آنها.شتر سواری دولا دولا نمیشود نمیشود افتاب را قیر اندود کرد در صلات ظهر مرداد .اگر با آنهایی با را بخیر تو را به سلامت"

پس خودت با زبان خوش برو تا چند وقت دیگر و الا سرم را می زنم به دیوار از دست چرت و پرت های آقا عسکر و مست و گزمه. یا...هو

ناشناس گفت...

آقا دلقک مقاله خارجیه بد بود فکر کردم خوشت میاد خودت گفتی برو کتاب بخون سوادت زیاد بشه
محرم

ناشناس گفت...

الان اون آقای خاوری چفیه پوش که رفته کانادا خونه چهار میلیون دلاری خریده در راه اسلام خرج شده؟؟ یا فرودگاه قشم که فروختن؟ یا چهار تا دکل نفتی که پولش رفته خودش نیست؟ یا بابک جانتون در راه اسلام با رضا ضراب طلا بردن ترکیه در راه اسلام دادن به اردوغان؟ یا الان اسلحه میره سوریه و یمن مسلمون مسلمون میکشه راه اسلامه اینا؟ یا مثلا خرج حوزه علمیه میشه که دستور العمل برای طرز کار آفتابه بنویسن و نحوه درست طهارت گرفتن ،اسلام داره متبلور تر میشه؟ دیگخ تهشوم میشه مرجع تقلید که همه شون رساله هاشون کپی یه کتابه و انقدرررر اعتقاداتشون قویه که خبر اینهمه دزدی که میشه صدا از کسی در نمیاد ولی اگر بگن تو دارغوز آباد قراره یه زنه شش تا گردو بندازه تو کیسه فریزر تلق تلق تکون بده که بشه کنسرت همه مراجع اعظام میگن الساعه کفن میپوشن از این اهانتی که قراره به اسلام بشه، پول خرج پرورش این ادما بشه خیلی خوب میشه؟
ول کن بابا، یه جوری توجیه کنین که آخه با عقل جور در بیاد

ناشناس گفت...

دلقک جان کبک پخته حرفاش اعتقادات واقعی یک حزب اللهی رو داره. اما حزب الله قبلی خیلی چرندگو بود و برای اثبات اربابش از فیزیک کوانتوم کمک می گرفت و خلاصه حیلی چرت می گفت. این همون مزخرفاتی رو می گه که یک حزب اللهی واقعا اعتقاد داره. راستی آخرین چرندش هم برای ثبت تکرار می کنم که گفت کبک نخبه اعتقادات سلفی داره و تحت حمایت ترکیه هست! چون می خواد امپراتوری شیعه رو تضعیف کنه! این حرفا واقعا کار ودکاست.

ناشناس گفت...

عسـکر گفت...
در اینکه بیت المال باید در راه دین خدا خرج بشه ، که شکی نیست
همه ما حزب اللهی ها
از اعتدال گرایان عزیز گرفته تا اصولگرایان و دیگر حزب اللهی های عزیز
همه و همه معتقدند که بیت المال باید در راه دین اسلام و با حفظ حدود و
حریم الهی به نحوی خرج بشه که ما رو اون دنیا توی آتش دوزخ نسوزونند.

من نمی دونم چرا بعضی ها سعی دارند ، توی بدیـهـیات هم تردید درست کنن. .به به! عسکر اقای طلا نویس. یا اون اقاهه دزده کبک خفته.اینا سربازان رشید امام خامنه ای هستند.همه اشان مثل سربازان عمر بهنگام حمله به ایران دزد و شهوتران و جانی.حالا دیگه شرمی . ابایی از اینکه ما دزدیم هم ندارند و نمی کنند.سینه را جلو می دهند و می گویند بیت امال مال ماست.هر که در است ما دالانیم. هرکه خر است ما پالانیم. ما از زیر بته در امده ایم. شما فکرش را بکنید. ما ههاست من در مغز دلقک چپانده ام که بابا اینا به هیچ صراطی مستقیم نیستند چون بالا یشان کا ملا اجاره است.اینها به چیزی بنام انسان فکر نمی کنند. به اسلام فکر می کنند.می خواهند مثلا دین اشان را جهانی کنند.خوب حالا این دین برای کی و برای چی امده؟ به انها مربوط نیست.این عسکر و کبک خفته دو موجود ساده ولی حقیقی طرفدار اغا هستند که در حقیقت مفسر راستین خامنه هم هستند. یعنی دقیقا دارند تفکر او را تبلیغ می کنند.و هیچ نکته ای تا کنون نگفته اند که با فکر اخوندا(نه عموما) ولی بخصوص با فکر ولی اشان در تضاد باشد. فقط یک چیز بگویم و خلاص. ملت ایران در فکر خود باشید.

ناشناس گفت...

پولها را اجانب و شیاطین میدزدند ما بی تقصیریم مگر فراموش کرده اید ضد انقلاب پول به حساب آیت الله هاشمی واریز میکرد تا او را بدنام کنند و ملت عزیز ایران را به نظام بدبین سازند خودشان چندین بار توضیح دادند در آن مقطع .در مورد اسلام عزیزان مرحعیت شیعه را به رساله فروکاسته اند مگر نه اینست که باب اجتهاد سد جهالت را میان امت اسلام شکست

ناشناس گفت...

ایراد نخست من به تفکر حزب اللهی این است که آنها حکومت را {مقدس} می دانند. این طرز تفکر قرون وسطایی به شدت مورد سوال است.

ناشناس گفت...

پولها را اجانب و شیاطین میدزدند ما بی تقصیریم. .اها راست گفت پولها را معلما می دزدند.خامنه ای و حکومت بی تقصیر است. مگر نمی دانید اغا مجتبی شب عروسی بی غذا ماند.این معلمان خیلی دزدند.شغلشان هم شغل خوبی نیست.باید انها را گشنه نگه داشت. .(و ملت عزیز ایران را به نظام بدبین سازند) به به.چرا مردم مستضعف!! را به نظام!!(نظام چی؟) بدبین می سازید؟ نمی دانم چرا بیاد حرف نوریزاد افتادم. می گفت ادم برود نگهبان در فاحشه خانه شود بهتر است تا جای قاضی صلواتی شود.که دستورات امنیتی ها را مو به مو اجرا کند. حالا حکایت این مفلو کهاست. پول بیت المال را اجانب می برند.اصلا معنی کلمه اجانب و اجنبی را نمی داند!دلقک ببین اغا چه پیروانی دارد.در ضمن این کلمه شیا طینش هم منو کشت. می دانی کلمه شیطان چه بار سنگینی دارد و ملاها برای خر کردن و تحمیق مردم بدبخت چه استفا ده هایی از ان می کنند. بله شیطان. امام راحل هم امریکا را به شیطان تشبیه کرد تا ملت را تحمیق کند. حالا نگو دزدان هم شیطانند. نکند دزد پولای ما امریکاست؟ چی بگیم؟ منتظر زمان می مانیم. تا چه پیش اید و چه در نظر افتد.

ناشناس گفت...

دلقک،

"سیخکی" برازنده نحوه تفکر و نوشتار شماست.

شیرین

ادوارد البی دوم گفت...

دلقک عزیز گلایه‌مندم. هدف حضرتعالی از انتشار سخنان و افکار حزب‌اللهی‌ها چیست؟ که بیشتر آشنا بشویم؟ ما با تک‌تک سلولهای خود اینها را شناخته‌ایم. این که تحت عنوان پرزرق و برق آزادی بیان سخنان این افراد را منتشر کنید روا نیست. کدام محدودیت را دارند که شما اینجا را دربست در اختیارشان گذاشته‌اید؟ سوادی هم ندارند که از دانششان بهره ببریم. اینطور ادامه بدهید صفحه کامنت را دیگر باز نمی‌کنم که بوی لاشه گندیده از آن بلند است.

سحر گفت...

با اجازه دلقک نازنین ، این کامنتدونی همیشه در یک سطح خوب و قابل قبول ، آموزنده و پر بار برای همه بوده. و حیف است که بیاییم و اینجا را در سطح کلاسهای اکابری تنزل دهیم. همانطور که همه ما از این توافق خوشحال هستیم و این خوشحالی بی دلیل و بیمورد هم نیست ، چرا در مورد مثلا تغییر ساخت اقتصادی ایران و شکوفایی آن ، تغییر طبقات اجتماعی در آینده دور ، و خلاصه صحبتهایی تخصصی تر ، بحث نمیکنید؟ اینجا کامنت گذران با تخصص های مختلف ، همیشه کامنت گذاشته اند و ما هم یاد گرفته ایم. خب دوباره شروع کنید.
من الان یک مقاله خواندم ، در مورد کنفرانس و گرد همایی ، وزرای بازرگانی و صنعت ایران در اتریش ، برای توضیح برنامه های اقتصادی آینده ایران ، و سرمایه گذاری در بخش صنعت نفت ، و پتروشیمی و ماشین سازی. و توضیح آن برای سرمایه گذاریهای مشترک.
خب این عالی است . من خودم در ترکیه زندگی کردم و بعدها همیشه با آنجا در ارتباط بودم و شاهد رشد اقتصادی و گسترش رفاه " طبقه متوسط " در آن مملکت بودم. آنها هم از همینجایی شروع کردند که ما متاسفانه بعد از 35 سال داریم شروع میکنیم. اما این امید بزرگی است. چرا در مورد این آینده خوب صحبت نمیکنید. تغییراتی که نه به این زودی ولی در یک آینده دور در انتظار نسل جوان خواهد بود. خب مسلم است که این آینده خوب یکباره اتفاق نخواهد افتاد. و سختی ها و بحرانهای خودش را خواهد داشت.
طبقه جدید متوسط شکل خواهد گرفت. سرمایه متوسط نابود خواهد شد. دلالها و پادوها ضرر خواهند دید. طبقه متوسط قدیمی احتمالا فقیرتر خواهد شد. البته من اینها را نه روی تخصص ، که از روی الگوی ترکیه کف بینی کردم.
اما در نهایت راهی نو ، مثبت ، و سازنده در پیش خواهیم داشت.
خیلی دلم میخواهد که کامنت گذاران متخصص در این مورد بحث کنند . چرا که آینده در دست آنها خواهد بود. و ما فسیل ها هم با علاقه دنبال میکنیم و خوشحال میشویم ، برای نسل آینده وطنمان.

ناشناس گفت...

سحر خانم راست میگه من اقتصاد را دوست دارم ازش سر درمیارم خودم بقالی را میگردونم
اینجا تو این مقاله چیزهای خوبی نوشته .نوشته یک اقتصاد بزرگ در انتظار ایرانه.۱۵مین تولید کننده فلزات-۵مین تولید کننده سیمان-۱۵ مین تولید کننده پرایدوماشین-۱۷ مین اقتصاد دنیاو جز بلدترین های نانو و سلول بنیادین و اولین زن صاحب مدال نوبل و در ته داستان به این سوال بدون زمان کیسینجر میرسیم ایران ملت هست یا یک جنبش
http://thediplomat.com/2015/04/iran-after-sanctions-an-emerging-economy-giant/
محرم

ناشناس گفت...

آخوندا خوبند ما بدیم . مثل تیم ملی آلمانند خوب پاس میدند خوب باز میشند خوب جمع میشند ما را میکشونند جلو بهمون گل میزنند دریبلمون میزنند ما همش تو افسایدیم.یک نیمکت خوب هم دارند خوبم تعویض میکنند هرکی هم خوب بازی نکنه میندازنش بیرون یک تیم خوب بی ستاره اندبه حرف مربی شون گوش میدند تازه تو نیم فصل هم بازیکنای ما را غر میزنن.خیلی تیم قدیمی هستند از زمین خاکی شروع کردند الان تو جام جهانیند قشنگ بازی نمیکنند ولی هر دفعه هم میرند جام جهانی .ما چی همش ادعامون میشه بلد نیستیم پاس بدیم سر تمرین نمیایم به اونا و خودمون حسودیمون میشه تکنیک نداریم تاکتیک نداریم خودمون میخوایم گل بزنیم مربی هم نداریم مربی خارجی هم دوست نداریم در سطح محلاتیم.ما باید بشینیم ازشون یاد بگیریم
محرم

فـــرنـــاز گفت...

آینده اقتصادی ایران و تشکیل طبقه متوسط جدید ، یک موضوع کاملاً فرعی شده است . زیرا:
آنـچه ایران را به شدت تهدید می کند ، تمام شدن منابع آب زیرزمینی در 21 استان ایران در ظرف
حداکثر 2 سال آینده است.
کاهش بارندگی در ایران نیز مطابق با پیش بینی های جهانی و محلی حداقل تا 30 سال
ادامه خواهد داشت.
بنابراین از یک طرف منابع آب زیرزمینی نابود شده و از طرف دیگر با کاهش 25 تا 30 درصدی
بارندگی در ایران روبرو هستیم و روبرو خواهیم بود

در حال حاضر نرخ بیکاری ایران حدود 35 درصد ارزیابی می شود.
از 65 درصدی که در ایران شاغل به حساب می آیند حدود 10 درصد کشاورز یا دامپرور هستند.
بخش عظیمی از این 10 درصد به واسطه خشکسالی ظرف دو سال آینده بیکار خواهند شد.

پیش بینی می شود از 10 درصد مذکور فقط برای 3 درصد کار در عرصه کشاورزی و دامپروری باقی
بماند. بنابراین 7 درصد دیگر به نرخ بیکاری ایران افزوده می شود.

باید دنبال راه حلی برای نرخ بیکاری ایران بود که به زودی از مرز 40 درصد خواهد گذشت.

گراند دوک گفت...

جناب ادوارد آلبی دوم لطفا با تلورانس بیشتری به افراد و کامنت ها نگاه نمایید

بگذارید آزادی در همه ابعاد شکل بگیـرد

ناشناس گفت...

من هم از جناب دلقك و همه دوستان انتظار رواداري بيشتري دارم بگذاريد حزب الله و محرم و عسگر و كبك پخته و ....حرف بزنند. اين وبلاگ با اين كامنتها پر بارتر مي شود
پري سا