ه‍.ش. ۱۳۹۳ آبان ۷, چهارشنبه

درود خداوند بر 160 نمایندۀ مسلمان ناب که ننگ وزارت بر پیشانی یک "آدم حسابی" را اجازه ندادند!


1- به تنها عکس پرسنلی منتشر شده از محمود نیلی احمد آبادی که نگاه کردم. با خودم گفتم یا حضرت عباس! اگر مجلس شورای اسلامی به این آدم حسابی بدون کمترین گره و عقده در قیافۀ ظاهریش رأی مثبت بدهد برای وزارت علوم؛ ایران یک گام به عقب خواهد نشست در رهایی از نکبت جمهوری اسلامی خامنه ای به این نزدیکی. زیرا که او خواهد توانست با دانشگاهی نیمه آزاد و در مسیر حداقل وظایف علمی اولاً زهر نفرت انباشتۀ دانشجویان از هیئت حاکمۀ خامنه ای را تعدیل کند و هم این توهم روحانی و هاشمی را قوت خواهد بخشید که می توانند جمهوری اسلامی را از نقطۀ حضیض کنونی یک قدم جلو ببرند برای جلوگیری از سقوط اجباری. اما در سوی دیگر دلم قرص شد که آدمی به صافی و بی غل و غشی صاحب عکس (نیلی احمد آبادی) امکان ندارد از پیچیدگی گره های چهره های کریه اکثریت کرسی نشینان مجلس شورا عبور کند و داغ ننگ وزارت در جمهوری اسلامی را بر پیشانی صاف و صادق خویش حک شده ببیند.

2- اینک اما در پوست خود نمی گنجم از غیرت دینی و تصمیم متحد و "ایران بسوی خلافت اسلامی" 160 نمایندۀ عرب با لهجۀ فارسی که چون سد سکندر بر سر راه فرزند دانشگاه ایستادند و اجازه ندادند نیلی احمدآبادی با وزیری علوم دست به انتحار بزند. می دانم که خوشحالترین فرد امروز نیلی احمد آبادی است که طی چه پروسۀ سخت و التماس درخواست های بزرگان حاضر به نامزد وزیر شدن شده بود. و به دانشگاه تبریک می گویم و مطمئنم که جز در تشدید اختلافات درون الیگارشی تا فروپاشی از درون هیئت حاکمه مطلقاً و مطلقاً راه اصلاح و برون رفتی از مشکلات نیست. و به تأسی از خودشان و ذات چند پارگی ایدئولوژی ناقص شیعه؛ همۀ ما هم باید تلاش کنیم که جنگ زرگری روحانیان را هرچه بیشتر به یک جنگ واقعی ارتقاء  بدهیم. و اتفاق امروز بسیار زیاد کمک به پروژۀ "پکیدن رژیم از درون" بود و باید از نمایندگان فارس با لهجۀ عربی تشکر ویژه بکنیم و به آنان خداقوت بگوییم.

3- مشکل ما ایرانیان اما در جبهۀ مسلمانان ناب داعشی نیست که نشان داده اند همواره آمادۀ جنگ و رویارویی اند به برکت باروتی که با برند خامنه ای در زبان ها و قلم ها و قدم هایشان ذخیره دارند. بلکه مشکل ما هر آنچه و هر آنکه است که نام خودش را اصلاح طلب و اعتدال گرا و از این قبیل مفاهیم عرفی گذاشته است و 150 سال است می خواهد شریعت را بر مدنیت منطبق بکند و نمی تواند و نمی شود چون ذات مدنیت با بدویت شریعت متنافر و نامتجانس است. اینان هستند که بزرگترین مشکل نظری ایستاده بر سر راه رهایی ایرانیان کمین کرده اند و نه اهل مبارزه هستند و نه اهل مداخله و در همیشۀ طول تاریخ معاصر نیز باروت های با برند قدرت ملی و بسیج توده ای را خیسانده اند به آب دهان های کف آلودشان که باید صبر کرد و باید مدارا کرد و باید اسلام رحمانی را به اسلام خشونت و نفرت غلبه داد. روحانی ضعیف شده ترین ورژن این ویروس اعتدال و رحمت و مداراست که خودش هم سرگیجه دارد هنوز از چگونه پرتاب شدنش وسط معرکه ای که میدان بازی مردان صدر اسلام است و خونریزان نبرد اسیران بنی قریظه؛ و نه میدان آخوندهای بلاتکلیفی که الف اسلام را چسبانده اند به ته "مَدُن" و بخیال خویش یک "مَدُنا*" ساخته اند که هر روز باید قسمتی از هیکلش را جراحی کنند تا سکسی بنظر بیاید و جوانان را فریب بدهد به امید شهوت زندگی!

4- از نمایندگان متحجر و چرک و با نیت های مرگ اندیش تشکر مجدد می کنم و امیدوارم فشارهایشان را چه در حوزۀ اجتماعی و اسید پاشی و نهی از زندگی و شادی و آزادگی و چه در حوزۀ سیاسی با جلوگیری از اهن و تلپ های الکی و بی بار و پشتوانۀ حسن روحانی؛ ایران تخریب شده را به نقطۀ بی بازگشت برسانند تا هم تکلیف خودشان و هم تکلیف ایرانیان را روشن کنند و رقم بزنند در یا مرگ یا زندگی! و مطمئن هستند و مطمئن باشند که از حسن روحانی بخاری بلند نخواهد شد در بریدن دستۀ خودش و نه استعفاء خواهد داد و نه ریاست را رها خواهد کرد و نه واکنش تندی بروز خواهد داد و نه گلایه و شکایتی عمومی و رودرو. حداکثر کاری که او خواهد کرد قربانی کردن شخصیت علمی و دانشگاهی بعدی است در معرفی به نمایندگان محترم! و ادامۀ مسیر بلاتکلیفی زندگی سوز 35 سالۀ جمهوری نکبت و البته فریاد الکی زدن در جمعی نامتجانس از تودۀ مردم بیچاره  در سفری استانی که "آی مردم ما باید یکی را دوتا بکنیم و دوتا را چهارتا" و بازخواهد گشت به لانۀ فساد هیئت حاکمه تا: زانو بزانوی نادران و آقاتهرانی و مصباح و ... پلو نذری امام حسین بخورند و کاسۀ تریت افطار رمضان به اشتراک بگذارند و غش غش بریش ملت زندگی باخته بخندند. یا...هو 

* مَدُنا کنایه از خوانندۀ خوش صدا و معروف پرسالی است که هر از چندی خبرهای جراحی یا بوتاکس موضعی اش منتشر می شود. و البته مدنا به تشدید نون بعربی معنی شهرما را هم می دهد.

۱۱ نظر:

پسر حاجی گفت...

دلقک گرامی
اول بگویم که من با افزایش فشارها در حوزه ی اجتماعی با امید به فروپاشی سیستم موافقم. اما تا جاییکه یادم میاید شما همیشه طرفدار این بودید که زندگی مردم در داخل حتی اگر شده کمی راحتتر شود نه دشوارتر. با توجه به اینکه اگر فردی مثل نیلی نتواند به وزارت برسد قطعا فشار و سختی بیشتری بر دانشگاه تحمیل خواهد شد و همینطور اسید پاشی و طرح حجاب و عفاف و امر به معروف و کوفت و زهرمار باعث فشار بیشتر بر گرده حامعه میشود؛ سوالم اینست که آیا شما به نتیجه دیگری رسیدید و معتقد به مرگ یکبار شیون یکبار شدید یا من اشتباه می کردم/ کنم.

Dalghak.Irani گفت...

پسر حاجی عزیز
شما درست می فرمائید و البته من هنوز هم هوادار زندگی اگر شده فقط کمی راحت تر برای ایرانیان داخل هستم. اما این نوشته ام نوعی طنز سیاه در بطن دارد که اوج نا امیدی مرا از روحانی و توابع می رساند و ثانیاً ناظر به این است که فشارهای رادیکالیسم داعشی - شیعی قبل از اینکه قابلیت محدود سازی بیشتر داشته باشد آبستن مقاومت مدنی فزونتری خواهد شد. لذا حالا که از جهت ایجابی و با عملکرد روحانی قادر به گشایش در زندگی شان نشده اند بهتر است بخش سلبی تقویت شود تا از راه انفجار نفرت انباشته راه زندگی باز شود. متأسفانه نحوۀ عملکرد روحانی کمترین استعداد ایجاد طمأنینۀ پایدار در جامعۀ ایران را ندارد و او قطعاً با مماشات در مقابل خامنه ای و عوامل میدانی او هم سیاست داخلی را باخته و هم سیاست خارجی را خواهد باخت. چون اسید پاشی و طرح امر بمعروف و انداختن وزرای معتدل و دانشمند هدف پالس بمذاکرات هسته ای را هم دارد که غرب بداند با چه کسی طرف است و از بزرگنمایی روحانی و توافق با او پشیمان بشود.
البته که من از ابتدا هم معتقد به حکومت بوده ام و هرنوع "حکومت تمام" حتی از نوع کرۀ شمالی و طالبان و خلافت اسلامی داعش را بر بلاتکلیفی انقلابی و حکومت ناتمام ارجح می دانستم و می دانم. زیرا هر حکومت تمامی با هر درجه از استبداد و توتالیتاریسم بخشی از مردم - بگو اقلیتی محدود - را راضی نگه می دارد و این غنیمت است. و نه مثل جمهوری اسلامی که از رهبر تا رهرو ، از دزد تا امین و از غنی تا فقیر و از مدرن تا سنتی همه ناراضی باشند هر کدام به دلایل نزد خویش. یا...هو

ناشناس گفت...

چطوری اینجور پر مغز می نویسید؟؟
یا هو

خُسن آقا گفت...

تازه دارید آرزوهای مرا تکرار می‌کنید. بیش از 20 سال است که می‌گویم باید آخوند را به جان آخوند انداخت تا بلکه اینها خودشان خودشان را نابود کنند چونکه اینها پلید تر از آن هستند که بدست مردم سرنگون شوند.
چیزی که باید به نوشته شما افزود این است که آخوند خوب نداریم آخوند خوب آخوند مرده است.

رامیار گفت...

چه پاسخ خوبی دادید به پسرحاجی. اینکه از جنبه ایجابی ناامید شدید و به وجه سلبی رسیدید.
البته من دیگه به این نقطه دارم میرسم که راه برگشتی باقی نمانده و دیر نیست که ببینیم این افسردگی کنونی به یک شیوه دائمی روحیه ایرانیان تبدیل بشود. همانطور که تخریب طبیعت را نمیتوان به زودی آباد کرد و جبران نمود تخریب روحیه مردم را هم نمیشود زود جبران کرد. این مردم شادی را فراموش کرده اند به اخلاق زشت مذهبی آلوده شده اند و به زودی تعلیمات جمهوری اسلامی هم تبدیل به روح غالب زندگی ایرانیان خواهد شد.
کسانی که برای زندگی مبارزه میکردند یا دارند مهاجرت میکنند یا در سختی زندگی چنان له میشوند که رمقی برای تاثیرگذاری نمی یابند و کوچک و کوچکتر میشوند.

از طرف دیگه ویژگی این نظام که به قول شما حکومت نیست به نحوی نامشخص و شلخته است که تبدیل به قدرت منحصر به فردش شده است و چون هیچکس تا حالا با چنین پدیده ای مواجه نبوده نمیدونه چطور باید سرنگونش کنه. نه حکومت صدام و قذافی است و نه کره شمالی. نه نظم فاشیستی داره و نه تمرکز کمونیستی. یک موجود ناشناسی است که نشامهای سیاسی تا کنون با آن برخورد نکرده اند. مرتب هم مهره های گول زننده مثل خاتمی و روحانی و یا عجیب الخلقه مثل احمدی نژاد خلق میکنه.
فکر میکنم نظام حالا حالاها سرنگون نمیشه و جز یک تصفیه قدرت داخلی یا کودتا یا مسئله درونی هیچ چیزی نتواند سرنگونش کند. فشارها تا آسمان هم برسند کسی از داخل نمیتونه کاری بکند. از خارج هم که به نظر نمیرسد تمایلی به دخالت وجود داشته باشد. خرابکاریهای اخیر اوباما هم که امید دخالت خارجی را تا سالهای طولانی به تاخیر انداخته.
در مجموع من خیلی ناامیدم به هر تغییری. دارم مردم کشورم را دیگه در سطح بنگلادش و افغانستان ارزیابی میکنم از نظر اقتصادی و از نظر فرهنگی هم بعید نیست که مغز بخش بزرگی از مردممان با همین آموخته های مذهبی شکل بگیرد.
خیلی ناامیدم تیمسار. دیگه نه ایجابی و نه سلبی هیچکدام امیدوارم نمیکنه :( ببین با ما چه کرده اند :(

غربگرا گفت...

کسی که بخواد وزیر حکومت اسیدپاش بشه آدم حسابی نیست. یک جاکش حسابی است.

Dalghak.Irani گفت...

از ناشناسی که از من تعریف کرده خیلی ممنونم. راستش از تعریف شنیدن خیلی خوشم می آید و قند توی دلم آب می شود. مرسی جوان!

موافق تحلیل رامیار هم هستم و محتمل سقوط فرهنگی جامعۀ ما در حال نهایی شدن است و خیلی سخت خواهد بود تغییر در جامعۀ فقیر و مذهبی دگم یا لامذهبی بی عار. اما سعی می کنم راهی برای امید تولید کنم در حد توان خودم. نه اینک و با این نوشته ها که در آینده و با یک ورژن جدید تا ششماه. ضمن اینکه سهمگینی فضای موجود همانقدر که پایدار می نماید ناپایدار هم است و هر آینه ممکن است جرقه ای دگرگون ساز از راهی برسد که نمی توانیم پیش بینی کنیم.

با غربگرا موافق نیستم و تمام آدم حسابی هایی که با از خود گذشتگی سعی می کنند ایران ویران تر نشود حسابی ترین ایرانیان هستند و ساکن داخل. من یکی دست و پای مبارک همۀ آنانی را که رنج مضاعف "یک گام برای ایران و ایرانیان" تنها انگیزۀ اصلی شان است از قبول مسئولیت در جهنم ملاها را می بوسم و خودم را جز خسی در مقابل آنان ارزیابی نمی کنم. مسئله این نیست که اگر نیلی نباشد و نیاید و قبول نکند خامنه ای و آخوندها سقوط می کنند مسئله این است که هزاران فرهاد و دانشجو هم هستند که صندلی وزارت را بتصرف درآورند. هیچ رژیمی در فقر وزیر و وکیل "غیرآدم حسابی" سقوط نکرده و نمی کند ولی همۀ کشورها بدون مسئولیت پذیری آدم حسابی ها ویران شده اند و می شوند. 90 در صد تحصیلکردگان بدون رانت دانشگاه ها چشم مایند و به آنان تعظیم باید کرد. یا...هو

ناشناس گفت...

این فیلم خودکشی این جوان را از پل عابر پیاده ببینید. ایکاش این جوان یک برنو داشت.واقعا درد آور است.

http://daneshjuonline.com/index.php/iran-news/item/3714-clip-of-suicide-a-28-years-old-worker

رامیار گفت...

پاسخ شما کاملا عالی و معقول بود. می خواهم این جمله را برجسته کنم از شما:

هیچ رژیمی در فقر وزیر و وکیل "غیرآدم حسابی" سقوط نکرده و نمی کند ولی همۀ کشورها بدون مسئولیت پذیری آدم حسابی ها ویران شده اند و می شوند.

غربگرا گفت...

هیچ رژیمی در فلان و بهمان سقوط نکرده ولی ملت ایران از فقر اخلاقی خود و توجیه کردن بدترین بدی‌ها و تن دادن به رذیلانه‌ترین رذالت‌ها است که به سقوط آزاد خود ادامه می‌دهد. منتظر باشید بزودی شاهده زنده بگور کردن زنان هم خواهیم بود و همچنان توجیهاتِ نوابغ سیاسی!

ناشناس گفت...

"هیچ رژیمی در فقر وزیر و وکیل "غیرآدم حسابی" سقوط نکرده و نمی کند ولی همۀ کشورها بدون مسئولیت پذیری آدم حسابی ها ویران شده اند و می شوند."

ولی فقر وزیر و وکیل آدم حسابی باعث نزدیک شدن به سقوط میشود.