ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۶, دوشنبه

ظریف: نگران نباشید؛ رهبر مجدداً از کار دیپلماسی ام پشتیبانی کرده است!

Danaë


1- نیروهای نظامی - امنیتی مرزبانی کمین خورده اند و تروریست های القاعده با حمایت پول عربستان و اطلاعات اسرائیل تعدادی سرباز بی گناه و معصوم را کشته اند. و بدتر از آن قوۀ قضائیه با اعلام صریح "مقابله بمثل" تعدادی از زندانیان قرو قاطی را اعدام کرده است. روزنامۀ بهار بسته شده است. کنسرتی در آبادان مورد هجوم افراطیون واقع و تعطیل شده است. پگاه آهنگرانی دستگیر شده است. وزیر ورزش و جوانان روحانی افتاده است. ماجرای تعرض به دختران میرحسین هنوز تازه است و ...  به قول نصرت رحمانی: "از ما گذشت باید به ابر بیاموزیم تا از عطش نمیرد. باید به قفل‌ها بسپاریم با بوسه گشوده شوند بی‌رخصت کلید." و روحانی در حالی که با مهارت عقب عقب می رود در مجلس گفته است که: "دولت من عقب نمی نشیند." بازهم گلی بگوشۀ جمال قالیباف که به صداقت امریکایی بی صداقتی کرده است در پاکسازی تبلیغاتی شهر. خب در چنین آشفته بازاری از "بالاخره ما نفهمیدیم باید خوشحال باشیم یا گریه کنیم" چه کسی جرأت و حوصله دارد از نا امیدی امید استحصال کند برای نمایش در سیرک مهجور!

2- اما نه بالاخره یک نیمچه خبری با هزار لایۀ پوشیده شده در لابلای حکومت دین و مذهب بیرون آمد از سوی غیرسیاسی ترین وزیر سیاسی ترین وزارت خانۀ کشور: محمد جواد ظریف در فیسبوکش مطلبی گذاشته و با دستان نه چندان بی لرز چند کلمه ای نوشته که یک فراز مهمش این است:
در روزهای گذشته شاهد تحولات مختلفی بودیم. مهرورزی های فراوانی به صورت مستقیم و غیرمستقیم به بنده و سیاست خارجی حتی در معابر عمومی پایتخت ابراز شد! که البته نگرانی زیادی از آن نیست. خوشحالم که مردم و مسئولین عالیرتبه کشور از سیاست خارجی حمایت می کنند و در این دو روز هم تأییدهای محکم و مجددی از این حمایت ها را دریافت کردم که باعث دلگرمی بنده و همکارانم شد. امیدوارم که بتوانیم با حمایت مردم و مسئولین باری را از دوش کشور و مردم برداریم و در مقابل این همه بزرگواری شما شرمنده نشویم.
   بنظرم قطعی می رسد که منظور ظریف از جملۀ کوتاه "و در این دو روز هم تأییدهای محکم و مجددی از این حمایت ها را دریافت کردم" اشاره به پشتیبانی آیت الله خامنه ای دارد. زیرا حمایت مجدد غیر از او نه اهمیت دارد و نه نیاز به در پستوی کلمات و زبان آوری گذاشته شدن. لذا همین که در مقابل آن همه اخبار نابسامان داخلی هنوز در موضوع اصلی مذاکره با غرب چراغ امید سوسو می کند باید بفال نیک گرفت و منتظر ماند. اما این امید - بهر علت - دلیل کافی نیست تا تذکری را خطاب به روحانی ننویسم:

3- اول این اصل بدیهی را که همه گفته اند و دکتر روحانی هم می داند مجدداً من هم تکرار بکنم: "سیاست امری پیوسته در همۀ حوزه هاست و تفکیک آن به داخلی و خارجی یا فرهنگی و اقتصادی و از این قبیل موضوعی مردود و ناممکن است. زیرا مثل قانون ظروف مرتبطه هر عملی در حوزه ای از حکمرانی بلافاصله در دیگر حوزه های حکمرانی هم تأثیر مثبت و منفی می گذارد. حتی اگر بپذیریم که الاهم و فی الاهم کردن این حوزه های گوناگون ممکن است و مجاز؛ واگذاشتن بطور کامل یک حوزه به امید پیشرفت در حوزه ای دیگر محال قطعی است. بویژه اینکه طرف های غربی مورد مذاکرۀ ما حساسیت های بسیاری نیز به رفتار شما و دولت شما در حوزۀ مدنی و حقوق شهروندی دارند. در اوایل کار دولت چنین بنظر می رسید که روحانی ضمن برگزیدن کابینه ای غیرسیاسی بنا دارد خودش تنها سیاستمدار سیاسی دولتش باشد. بعداً معلوم شد که روحانی از این هم کمتر سیاسی می اندیشد و دیدیم که اکبر ترکان مشاور عالی اش را مأمور پاسخگویی به سنگ اندازی ها و ان قلت های مخالفان تندرو کرده بود. اما مدت یکماه است که ترکان - که گزینۀ مناسبی هم نبود در این حوزه - هم بسکوت امر شده و گویی دیگر قرار نیست کابینۀ روحانی اظهار نظر رسمی - حتی غیر رسمی - بکند در رابطه با مسائل روز داخلی. و اخطار می کنم که این بشدت بد است و مسلماً بروحانی و برنامه های اعلامی اش کمکی نخواهد کرد.

4- دوم اما به موضوع مشخص اعدام تلافی جویانه و رسمی اعلام شدۀ زندانیان بلوچ مربوط است در مقابل سبعیت گروه جیش العدل در کشتن مأموران مرزبانی: دکتر روحانی مثل هر ایرانی کمی سیاست آموخته ای هم می داند که ریشۀ اختلاف جمهوری اسلامی با غرب و بویژه امریکا نه به انرژی هسته ای ارتباط دارد و نه به موشک های بالستیک. لب و لباب حرف غرب و امریکا با جمهوری اسلامی این است که: "جمهوری اسلامی نه یک حکومت متعارف و قابل پیش بینی که حاکمیتی انقلابی و متلون التصمیم است. و چون جهان نمی داند و نمی تواند نوع تصمیمات و نوع عملکرد مسئولانه و در چهار چوب قواعد بازی همۀ حکومت های متعارف را در حکومت ایران تشخیص بدهد و منتظر باشد؛ لذا دست یابی چنین رژیم بی ثباتی بهرنوع سلاح کشتار جمعی امنیت جهان را بخطر می اندازد. بعبارت دیگر اگر ایران دارای رژیم سیاسی متعارف باشد مثل هند و پاکستان و رژیم پادشاهی منقرض خود ایران حتی دستیابی اش به سلاح خطرناک جمعی نمی تواند تا این حد نگران کننده باشد. 

5- حالا با این مقدمه اینک غرب با صحنه ای مواجه است که مسئولان رسمی قضایی اعلام می کنند که 16 زندانی محکوم به اعدام را گروگان نگه داشته بودند برای جلوگیری از شرارت تروریست های القاعدۀ بلوچ. و بلافاصله پس از شرارت آن ها زندانیان را بتلافی اعدام کرده اند. پرواضح است که وظیفۀ چریک و تروریست کشتن بدون قاعده است برای ایجاد رعب و وحشت و سلب اعتماد شهروندان از امنیت ادعایی رژیم حاکم. اما وظیفۀ حکومت فتار در چهارچوب قانون و ایجاد امنیت است و اطمینان به شهروندان که امنیت شان تأمین است و تروریست ها قادر به اخلال در امنیت نخواهند بود. حالا اگر خود حکومت بیاید و مثل گروگان گیر و چریک عمل کند و آن را با صدای بلند و رسمی هم اعلان کند؛ جهان چگونه به چنین حکومتی می تواند اعتماد بکند. بگذریم از اینکه اصولاً ما حکم اعدام مشروط بعمل فرد ثالث نداریم که کسی را محکوم به اعدام کنیم و در زندان بین مرگ و زندگی نگه داریم و اوی اسیر در دست خودمان  را در مقابل شرارت گروهی مرتبط یا نامرتبط ببخشیم یا اعدام کنیم. طرفه اینکه طبق اعلان همان مرجع قضایی برخی از این اعدامیان جرایم قاچاق مواد مخدر داشتند و جرم شان امنیتی یا سیاسی نبود. چطور ما بخشش اعدامی نجات یافته - قاچاقچی بجنوردی - را حتی پس از فرار از چالۀ رجم مجاز نمی دانیم اما همین قاچاقچی محکوم شده به اعدام را وجه المعامله با گروه های تروریستی قرار می دهیم. به این معنای بدیهی که اگر این کمین انجام نشده بود و موفق به کشتن مرزبانان معصوم ایرانی نشده بودند آن قاچاقچیان هم نه تنها اعدام نمی شدند بلکه محتمل بود بخشیده هم بشوند. عقب عقب رفتن مهارتی تمرین شده می خواهد و کار مشکلی است اما هر کار مشکل لزوماً با ارزش و مفید هم نیست و حسن روحانی باید بیشتر هشیار باشد اگر از راستگویان است. یا...هو

۲۴ نظر:

ناشناس گفت...

آخ مرسي تيمسار كه موضوع اين اعدام رو باز كرديد خيلي خوب و كامل، من هم ته دلم يك مشكلي با اين اعدام دست جمعي داشتم و حتي گفتم از كجا معلوم چند نفرشون حكمشون اعدام نبوده باشد، چون در هر صورت منظور اين بود كه بيش از ١٤ نفر اعدام صورت گيرد. خيلي شبيه اين شعر گنه كرد در بلخ آهنگري . . . بود!! تيمسار اين سپاه بي خاصيت و اين پهبادهاي بادكنكي اش امكان رديابي اين تروريست ها رو ندارند؟ و اصولا چرا نيروهاي نظامي ما مي ترسند كه به صورت محدود وارد خاك پاكستان بشوند؟ يا اينكه توان برخورد ندارند و الكي بهانه مي آورند كه مسوليتهاي بين المللي كار را مشكل ميكند؟ به نظرم وقتي ١٤ سرباز بي گناه كشته ميشوند پاكستان غلط ميكند حرفي در مخالفت و حفظ حريم مرزي اش بزند، مخصوصا سربازان مرزباني كه وقتي ياد تاريخ وحمله اعراب كه با كشتن سربازان مرزباني ساسانيان شروع كردند و جسور شدند ميافتم يك حس غريب و عاشقانه اي نسبت به اين افراد كه در مرزهاي كشور حضور دارند پيدا مي كنم، جاهايي كه هيچ كدام از ما نيستيم اما اينها از حدود مرزي ما حفاظت مي كنند. دلقك كاش ايران قوي بود، خاك اون منطقه از پاكستان كه اينها درش پناه گرفتند رو بايد به توبره مي كشيد ايران. خاك بر سر احمدي نژاد و خاك بر سر كساني كه آوردنش سر كار و اون احمدي مقدم بي خاصيت بي غيرت با اون اظهار نظرهاي روشنفكرانش، سر حجاب مردم زبونش دو متر درازه، اينجا اما ميگه خب هر جا خدا قسمت كنه جون انسان رو ميگيره، مردك بزدل.
سه چرخه.

ناشناس گفت...

دلقك عزيز راستي يك سوال دارم، در مورد روحاني اين " اگر از راست گويان است" رو همينطور ادبي ميگذاريد يا منظوري داريد؟
سه چرخه.

Dalghak.Irani گفت...

از هر دوجنبه برخوردار است. هم قافیه اش ته مطلب جا می افتد و هم از نظر محتوایی اشاره دارد به شعارها و تأکیدهای روحانی که گفته ما دولت راست گویان هستیم. و نهایت اینکه مشروط می کنم حرفم را در مقابل آنانی که بدرستی بدبین هستند و روحانی را جز در چشم یک محلل وفادار به هستۀ سخت قدرت نمی دانند. یا...هو

ناشناس گفت...


دلقك جان، روحانى بايد ازتجربه خاتمى درس بگيرد، نتيجه ٨ سال تعامل با تندروان با وجود معروفيت جهانى در چشم جهانيان با شعار گفتگوى تمدنها ، چه شد؟ اينها سكوت را با ضعف اشتباه مى گيرند و سياست يكى بزن ، يكى بخور را مى فهمند. روحانى اگر فكر مى كند در پشت پرده در حال امتياز گيرى است در نتيجه در ظاهر امتياز مى دهد ، در مسير خطرناكى قدم بر مى دارد كه قبلا امتحان شده , با اين جماعت.
ارادتمند شما، افشين قديم

Dalghak.Irani گفت...

درست است افشین عزیز.
یا روحانی دچار اشتباه است و یا رأی دهندگان دچار کج فهمی شده اند و جنس روحانی به آن معیاری که تبلیغ کرده نیست. زیرا او علاوه بر عقب نشینی های در حال افزایش گاف های مهمی را هم مرتکب می شود که هیچ توجیهی ندارد. بعنوان مثال:

1- یا صالحی امیری پرونده های مشکوک دارد یا ندارد. اگر دارد چطور روحانی او را معرفی کرده است. و اگر ندارد چرا از او دفاع نکرده است. اگر دلیل این باشد که صالحی امیری پرونده دارد ولی روحانی مطلع نبود که عذر بدتر از گناه است.

2- یا رفتنش از مجلس دیروز و نماندن برای دفاع از اتهاماتی که بوزرایش زدند در مجلس و اهتمام برای پشتیبانی مطمئن از گزینه هایش. ضمن اینکه او گویا بدجوری به قحط الرجال معتقد است و گمان می کند که بغیر از چند نام پیر و پاتال دور وبرش دیگر آدم توی این کشور نیست. زیرا امروز شریعتمداری را که ده ها وظیفه دارد سرپرست وزارت ورزش کرده یا ترکان که بعنوان گزینۀ وزارت ورزش مطرح کرده اند. در حالیکه صدها جوان فرهیخته و غیر سیاسی و متخصص در بدنۀ کشور است که می توانست و می تواند از انان هم استفاده کند.

موضوع مهمتر این است که گذشتۀ خامنه ای نشان می دهد که ابتدا با رییس جمهوری تعامل می کند و پس از گذشت دو سال اول و ریزش هواداران و دلمردگی انان از واکنش به تضعیف منتخب شان حمله را شروع می کند و رییس جمهور را به گوشۀ رینگ می برد. لذا اگر واقع بین باشد نباید به تعامل احتمالی با رهبر هم زیاد متکی باشد و دلخوش. یا...هو

پسرحاجی گفت...

لذت بردم از نوشته ات

ناشناس گفت...

به چپ چپ به راست راست
این مردم خیلی احساسی عمل می کنند. آنها با سیاستمداران نرد عشق می بازند! و سیاستمداران هم آنها را احمق می پندارند.. روحانی بایدبداندکه مردم از او در مورد موسوی توقع دارند . و بجای ابراز برائت باید بطور صریح آزادی آنها را مطرح می کرد.در مقابل او رهبر چکار می تواند بکند؟ ریش رهبر پیش او گیر است. رهبر او را برای مذاکرات اتمی و یا بهتر بگوییم دلار های نفتی احتیاج مبرم دارد. بهتر است بجای فشار به رهبر , فشار به روحانی را آغاز کرد که زودتر جواب می دهد.از همان اول هم نباید به او رومیدادند.اصلا رابطه عشقی با سیاستمدار بی معناست! سیاستمدار خوب و یا بد وجود ندارد.این مردم هستند که تعیین کننده خوب یا بد بودن سیاست مدار می شوند.خود به به و چهچه نگفتن از روحانی فشار محسوب می شود. نباید روحانی فکرکند که پشتیبانی مردم را بدون قید و شرط بهمراه دارد. چک سفید امضا به هیچ سیاستمداری نباید داد.مدام باید سیاستمدار را سقلمه زد تا راهش را تصحیح کند و این کار را باید با دوستی و نقد منصفانه و اگر نشد با نقد تند انجام داد. روحانی عزیز است و ایران عزیزتر! این جماعت استعداد لوس شدن زیادی دارند!

ناشناس گفت...

سلام دلقک،
خوشحالم که یک تکانی - هرچند در خواب - خوردی.

شهریار

ناشناس گفت...

مصداق " بیرون گود نشستی و میگی‌ لنگش کن ". کار سختی است کار سیاسی کردن توی جنگل ( بلانسبت ملت نون به نرخ روز خور). روحانی هم یکی‌ از همین ملته.

ناشناس گفت...

دلقک جان دمت گرم که در این برهوت که همه روشنفکر جماعت فقط در مورد خودشون سنگ حقوق بشر به سینه میزنن یادی از این کشته های به ناحق کردی
روح اله

ناشناس گفت...

به نظرم خود روحانی هم الان قصد نداره موسوی رو آزاد کنه. نه اینکه دلش نخواد، بلکه میخواد زمانی اینکارو کنه که بشه بهره برداری تبلیغی عظیمی ازش داشت. مثل انتهای مذاکرات اتمی، چون تندروها وقتی ببینن قضیه اتمی در حال حل شدنه نسبت به رفع حصر حساسیت کمتری نشون میدن و هم طرف خارجی نرمش بیشتری نشون میده. به هر خال روحانی هم سیاستمداره و نفع و ضرر رو حساب میکنه. وقتی ببینه رفع حصر الان نفعی براش نداره میذاره سر بزنگاه انجامش بده.

تبریزی گفت...

درود بر دلقک ما
درخصوص موضوع قبلی که سقوط دلار را محال عقلی گفته بودی شاید این وزیر اقتصاد دیده باشد چون دیروز در مجلس فرمودن دلار بهتر است که حدود 2700تومان باشد البته من نمی فهمم چرا روحانی فقط دلار را ارزان میکند ولی اقلام مصرفی خصوصا دارو را اجازه داده تا 30%در این هفتاد روز بالا رفته یک سایت اقتصادی عمل کرد اقا را دراین 70روز موردارزیابی قرار داده وبه گفته خود 60%جوابگویان عملکرد دولت جدید را زیر انتظار خود میدانستند (سایت ایرانیکو)

دوره گرد گفت...

دلقک و دوستان عزیز ترمز کنید بابا...

ما یک قراری داشتیم در خصوص روحانی و به همین دلیل هم به او رای دادیم... درست کردن روابط با غرب و جلوگیری از جنگ. این نکته ای بود که خامنه ای هم در موردش با مردم همراه است و به همین دلیل مردم و خامنه ای روی گزینه ای به نام روحانی توافق کردند... وگرنه روحانی نه آنقدر جذاب بود که رای بیاورد و نه آنقدر که خامنه ای بخواهدش... انتظار ما باید از او در همین حد باشد.. جدای از آنکه او می تواند یا نه، قطعا روحانی نمی خواهد حصر تمام شود و برایش هووی سیاسی پیدا شود... چندان به اصلاح طلبی هم معتقد نیست... او همان هاشمی است، شعارشان هم مشخص است خطاب به بالا که ما بهتر اداره می کنیم... با مردم کاری ندارند... چند بار اینجا به رفقا گفته ام، اگر کسی مطالبه ی بیشتری دارد که همه داریم، باید از فضای آرامش امنیتی و اقتصادی استفاده کنیم و خودمان دست به کار شویم!

حسين60 گفت...

احسنت بر دوره گرد عزيز
متاسفانه ما ايراني ها بسيار عجول هستيم و همين هم مسبب گايش تاريخي اين مملكت است
بابا جان گاماس گاماس

ناشناس گفت...

صفحه اصلی | سیاسی | شماها چقدر ساده اید! امین موحدی
شماها چقدر ساده اید! امین موحدی
توسط امین موحدی 2 hours 9 minutes ago
اندازه حروف Decrease font Enlarge font
نه اینکه فقط شما ساده باشید ،خود من هم ساده‌ام همه ما ساده ایم از پرفسور و دکتر و مهندس مان گرفته تا آن تحلیلگری که به جای تحلیل سیاسی نقش محلّل شرعي را بازی میکندتا یک جوری ساده اندیشی‌ خود را توجیه کند .
وقتی‌ روحانی آمد و نرمش قهرمانانه آغاز شد همه این نرمش رابه حساب این گذاشتندکه رژيم میخواهد فضای سیاسی داخل کشور را تلطیف کند اما چنین نبود چرا که روحانی در واقع سفير مخصوص خامنه اي و رئیس جمهور برون مرزی ایران اسلامي شده بودتا براي بهبود اوضاع رژيم در خارج بکوشدنه رييس جمهوري براي بهبود وضعيت سياسي واجتماعي داخل کشور.

همه اینها به خاطر آن بود که فضای موجود علیه جمهوری اسلامی در غرب و آمریکا به سود ایران تغییر یابد .در واقع خامنه‌ای در داخل کشور حکومت کند و روحانی به نيابت از وي در خارج کشور.
چقدر ساده ایم که که کسری بودجه ۱۱۰ هزار میلیارد تومانی بودجه عمومی دولت واوضاع دهشتناک اقتصادي رژیم به نقل از خود رژيم را نمی‌بینیم و آنگاه از خود می‌پرسیم خب معنی‌ نرمش قهرمانه همین بود که ۱۷ اسیر را به تلافی یک درگیری نظامی اعدام کنند؟البته که معنی‌اش همین است ،رژیم اصلا بي ميل نيست که در بعد داخلی‌، رعب و وحشت ایجاد کند تا علاوه بر انحرف افکار عمومی از وضعیت بد اقتصادی و اقتصاد فرو پاشیده خود، به بستن بیشتر فضا در داخل همت گمارد وهمزمان به جلب کمکهاي خارجي ورفع تحريم بکوشد.
چقدر ساده ایم که فلاکت اقتصادی رژیم را میبینیم و باز نمی‌فهمیم چه در پیرامون ما می‌گذرد نمی‌فهمیم که سیاست رژیم باز کردن فضای سیاسی خود با غرب و آمریکا برای برونرفت از این بن بست وحشتناک اقتصادی و همزمان بستن فضا در داخل برای ادامه حاکمیت با مشت آهنین است.
پرفسورهای اپوزوسیون و محلل های شرعی...ببخشید تحلیلگران سیاسی اگر به جای نشان دادن بیقراری خود برای بازگشت به ایران و نوشتن نامه به اوباما براي شکستن تحريم همانجایی که هستند بمانند و فقط سخنی نگویند که به سياست نرمش در خارج ومالش در داخل رژيم کمک نمايند رژيم خود بخود فرو مي پاشد .اگر ساکت باشيم و یا اگر هم می‌گویيم از این بگویيم که روحانی رئیس جمهور برون مرزی رژیم است و رئیس کّل داخله ،همان ولایت مطلقه فقیه می‌باشد آنگاه این رژیم با این شرایط اقتصادی و سیاسی و فساد حاکم بر آن چند صباحي از عمرش بافي نيست پس ساده نباشيم وساده سخن نگوييم وبه همين سادگی‌ چند صباحی ديگر به عمر رژیم نیفزاییم.
اگر کمي به دقت افق را بنگريم در مي يابيم که فریب مان میدهند این سرخی بعد از سحر گه نیست که شرایط حال حاضر ایران هیچ فرقی‌ با سالهای دهه شصت ندارد

مستانه گفت...

سلاااام عزیزجووونم...بابایی نازمممم
خوبی مهربووون؟! دلم برات تنگ شده بود این چند روز نبودم...خیلی ی ی ی

میگم اقاجون فکر کنم کار درست رو من انجام دادم که اصلا به هیشکی رای ندادم و دم به تله اینا ندادم!!خخخ
اخه مگه با اینهمه چاله چوله های تحریم و انرژی هسته ای و ...جایی هم برای خوشبینی به این نظام و عملکرد دولت تدبیر باقی میمونه؟!
دلمون به گشایش فضای باز سیاسی خوش بود که اونم با این بگیر و ببندها و اعدام های فله ای،اب پاکی رو دست ملت بود که ریخت!
فضای اقتصادی کشور هم که اون دزد روانی اخری چنان بدهی هایی رو دست دولت گذاشته که تا سالهای سال کاسه گدایی دست بگیرن،خزانه مملکت پر نخواهد شد که بتونه دردی رو دوا کنه!
تیم های رقیب هم که کارشون فقط چوب لا چرخ روحانی گذاشتنه که در نهایت کاری کنن که اقای روحانی کلیدهاش هیچیک از قفل های بسته مملکت رو وا نکنه!
راستش اقاایی چشمون اب نمیخوره همه جا فقط سرابه انگار!خدا کنه حداقل در بهبود روابط خارجی ش با کشورهای دیگه کاری بتونه از پیش ببره..
که در این زمینه هم اگه مخالفت چندانی با سیاستهاش از طرف دیکتاتور بزرگ انجام نگیره باز بخاطر مصلحت نظام و بقاء رژیمه نه مصلحت مردم!

قربووونت بررم الهی بابایی خوشحااالم که هستی و سایه ت بر سر ما مستدام...
دوسسسسستت دارم.............

ناشناس گفت...

شب جمعه كه ميشه استان شدن يادت نره بچه بنداز آي خره!
كاندومو پاره بكن، نوبت قرص كمره بچه بنداز آي خره!

گفته آقاي رييس زود بزان مردمشون يه قشون و دو قشون
جوجه‌كش‌خونه بشه كشورمون، چه محشره بچه بنداز آي خره!

بشه جمعيت‌مون بيشتر از حد نصاب بي حساب و بي كتاب
سه قلو يا شيش‌قلو باشه كه ديگه بهتره بچه بنداز آي خره!

نه! جلوگيري نكن، باز بذار بچه بياد زود بياد، خيلي زياد
تا نفوس همه‌مون بالا و بالاتر بره بچه بنداز آي خره!

اگرم كشور ما خشك و همه‌ش بيابونه دِ نگير تو بهونه
چون كه جمعيتمون از چين و ماچين كمتره بچه بنداز آي خره!

با يكي و با دو تا نمي‌رسيم به پاي چين تو بزا يك‌دو‌سه جين
تو بزن، چهل تا بزن، امرِ رييسِ كشوره بچه بنداز آي خره!

اينه صنعت ماها كه نمي‌خواد كارِ زياد تو بزن فقط بياد
توليدش آسونه و صنعتشم معتبره بچه بنداز آي خره!

توي تكثير و كپي اوساي عالميم همه دو تا بچه آي كمه
توي جوجه‌كشي هم توليدمون ملي‌تره بچه بنداز آي خره!

گر چه مونديم چو خر توي گِلِ دو تاييش آره والا خداييش
دو تا بچه كمه و شيش تا از اونم كمتره بچه بنداز آي خره!

فكر آينده نكن، بذار به گردن خدا اونه جوركشِ شما
هيچ نگو بچه بايد چيكار كنه؟ كجا بره؟ بچه بنداز آي خره!

طاعت امر بكن، زود بپر روي عيال مابقيشو بي‌خيال
هيچ مپرس محصول كارِت دختره يا پسره بچه بنداز آي خره!

تو نگو آتيه و آخر اين بچه چيه؟ تو فقط بمال پيه
بي‌خيال، بچه بيار كه دنيا توي گذره بچه بنداز آي خره!

اعتياد و مرضم فت و فراوونه اگه تو بزن بست ديگه
خيل بيكارو فزون كن كه خودش پرثمره بچه بنداز آي خره!

نه رفاه و نه صفا نيست كه نيست؟ خب به دَرَك! تو بخور خرماخرك
هنوزم مردم ما توي صف شير و كره بچه بنداز آي خره!

خود ايشون مياد و نون همه جور مي‌كنه همه رو كور مي‌كنه
توي سفره ميذاره نون و كباب و شاه‌تره بچه بنداز آي خره!

زن بزا، بچه بزا، بچه‌ فراوون بيار دائماً توي ويار
زايمان يك كار ملي، ازديادش هنره بچه بنداز آي خره!

هر كسي مخالف كلام محمود بشه الهي دود بشه!
حرف اين نقطه رو تو گوش نكن، بي‌خبره بچه بنداز آي خره!

واسه اين كه برسه شهر تو به حد نصاب اينه پاسخ و جواب:
شب جمعه كه ميشه استان شدن يادت نره بچه بنداز آي خره

مستانه گفت...


تو شبیه من عاشق می شوی
وتمام تنت آتش می گیرد
وبعد خاکسترت به سوی اسمان می رود
به خودت نگاه کن
بوسه هایت شبیه من تکرارمی شود
تو مردنیستی
با باران باریدی
بارانی سرخ وخونین
روی تنم ردپای خودت را گذاشتی
وشبیه خودم سر به غربت گذاشتی
توشبیه من عاشق می شوی
شراب می نوشی
سیگار می کشی
واز دولت های عرب بیزاری
اخبار بمبهای خوشه ای را دنبال میکنی
برای دختران بابل اشک می ریزی
وشعرهای تازه ای به شکل گلوله می نویسی
تو مثل خود من هستی
سالهاست آواره ی هبوطی
به هیچ شیطانی شهادت ندادی
ازهیچ سیبی نخوردی
تو
زندانبان خودت هستی
واز من غافل هستی
مثل خود من …

مستانه گفت...

برای امشب سیبی گاز زده ام
مرا به زمین نخواهند برد
در ملکوت خواندم نوشته بود:
جهنم را به من خواهند داد!
من اما گاز زدم واینبار فریب تو را خوردم
چه باشکوه فریب تورا خوردم
حالا نوبت توست
تو باید گاز بزنی این سیب شیرین را
نترس
بهشت را به تو خواهم داد
من مثل توشیطان نیستم
بهشتی که گرم است وآتشین
بهشتی که عمق دارد
وتو را با خودش خواهد برد
بیا گاز بزن این سیبهای لعنتی را
که دردست گرفته ای ومی چرخانی
من را به جهنم خواهند برد
وتو بهشتی خواهی بود
ازهمین لحظه ی ناب ….

مستانه گفت...

دلم تنگ...زمین تنگ...اسمان تنگ...

مستانه گفت...

امتحان میکنیم الو 1..2..3
صدا میاااد؟!:-)
تیمساااااااااارجااان
باز که رفتی؟! کجاایین شما؟!
نیستین چرا؟! ما پست میخوایم یالا!
هههههه قربوووونش....

حسين60 گفت...

مستانه يحتمل باباجونت مست افاضات امروز حضرت آغاست الانم مشغول اينه كه چه جوري از دو كلمه حرف بچه خركن آغا از ميون اونهمه فحاشي و پاچه گيري يه مقاله شيرين در باب ظهور نشانه هاي حمايت حداكثري آغا از روند مذاكرات و قالب كردن آن به ما دوستداران ساده دل دلقك است
در ضمن مستانه تو هم نوبرشي اينجا رو با انجمن شاعران مرده اشتباه گرفتيا

مستانه گفت...

سلام و بیان ادب..
اگر مطلبی مغایر با موضوع متن و وبلاگ از طرف من اینجا عنوان شده از همه شما بزرگواران پوزش می طلبم..غرضی در کار نبوده و اهتمامی بر تکرارش دیگه نیست..
در مورد افاضات اقا! هم که شما نمیتونید و حق ندارید فریاد و حسرتی رو که از حماقت های این مردم در دل دارید بر سر دلقک خالی کنید!
که مشکل از دلقک نیست وقتی تمام هم و غم ش شادی بخشیدن به تماشاگرانش و امیدواری دادن به اونهاست در کنار تشویق و تحریض هاش برای ابادانی..
مشکل از جمعیت ملیونی مغز خر خورده ای هست که با حمایت های بی دریغشون از سیاستهای اقا،از یک طرف کاسه گدایی چه کنم رو به سوی امریکا برای گرفتن یاری و لغو تحریم ها دست گرفتن و از طرف دیگه همون کاسه رو پر از نفت برای ریختن بر روی پرچم امریکا با شعارهای مشمئز کننده و تهوع اور های همیشگی شون!!
از ماست که بر ماست جناب .....چیکار به دلقک دارین شما؟!
اگه بنا بود صدای دلقک به گوش این جمعیت ملیونی برسه که همینجا تو خاک وطنش میموند و رنج دوری از اب و خاک رو به خود نمیداد...
شخصا و به نوبه خودم از تمامی زحمات پدر بزرگوارم تیمسار عزیز بابت تمامیت کلامش و رقص زیبای قلمش و زایش های فکری ش(که دردناک ترین نوع زایش هست)در طول این چند سال تشکر میکنم...

حسين60 گفت...

خدمت سركار عليه مستانه خانوم خواهر خوبم
اولا از اشعار زيباي شما فيض بردم و در كامنت قبلي هم غرض مزاح بود شما به دل نگير
دوما در اين حدود 6 ماهي كه از كشف اين بلاگ و تيمسار عزيز توسط بنده مي گذرد روزي نيست كه چند باري پيگيرش نشوم كه بدجور پاگيرش شده ام ولي ممكن است با برخي از نظرات ايشان اشتراك كمتري داشته باشم مثل مقالات زجر آور ايشان در حمايت سردار گازانبر ولي در مجموع به توانمندي قلم ايشان رشك مي ورزم و نگاه مصلحانه اش به كشور و مردمش را مي ستايم
سوما و اما در مورد وصف حال مردم ايران از نگاه خواهر خوبم و نقد رفتاري مردم كه به زعم شما هم به روحاني راي دادند و هم پرچم آمريكا آتش مي زنند عرض كنم كه دو حالت دارد يا سركار هم به درد افراطيون در فهم معني واژه مردم و مصادره به مطلوب آن دچار گشته ايد كه كيست نداند اين مردم با آن مردم توفير ماهوي دارد و يا به جهت علقه وافري كه به تيمسار عزيز داريد كامنت قبل اين حقير را اسائه ادب ايشان منظور كرده و دچار قليانات دخترانه شده ايد كه البته اميدوارم دومي باشد
شاد باشيد