ه‍.ش. ۱۳۹۰ اسفند ۲۶, جمعه

علی مطهری با سری میان دو دست از امسال تا سال بعد!

علی مطهری هنگام گوش دادن به احمدی نژاد

1- من سکوت کرده ام که علی مطهری سکوتش را بشکند تا ببینم او بعنوان شجاع ترین و اصلی ترین برپا کنندۀ سیرک جمهوری اسلامی در مجلس هشتم خودش چه می گوید راجع به این دلقک بازی. اما گویا او هم سکوت کرده است تا خامنه ای سکوتش را بشکند راجع به این تازه ترین نمایش سیرک بیست و سه ساله. و چون پرواضح است که خامنه ای مثل همۀ 23 سال رهبری اش سکوتش را نخواهد شکست در مهمترین وظایفی که بعهده دارد و پاسخی به جامعه نخواهد داد در برابر این آبروریزی حکومت مُثُل جمهوری احمدی نژادی؛ لذا لاجرم من سکوتم را می شکنم تا بگویم که چرا در این دو روز گذشته از ماجرای مجلس و رییس جمهور همه نوع آدمی بی ربط و باربط حرفی زده است بغیر از همان که بانی این مجلس خیر بود: علی مطهری!

2- تقریباً هیچکس و در رأس همه علی مطهری به این شیوه پاسخگویی احمدی نژاد به سوالاتی جدی و راجع به امور مهم کشور فکر نکرده بود و حداکثری که گمانه زنی بود مربوط بود به اینکه احمدی نژاد یا مثل جلسۀ استیضاح وزیر اقتصادش کوتاه خواهد آمد و نوعی عذرخواهی هم در لفافۀ کلامش خواهد پیچید تا بخش بزرگی از نمایندگان از جمله لاریجانی و حداد عادل را بهمدلی برساند و از تند شدن فضا بضرر خودش سالم بیرون بیاید؛ و یا بی ارتباط به سؤالات مشخص از خدمات و کارهای مشعشع دولت در زمینۀ عدالت داخلی و ظلم ستیزی خارجی شرح کشافی خواهد داد و موضوع را درز خواهد گرفت. اینان و از جمله و بویژه شخص مطهری به سه استدلال محکم چنین اندیشیده بودند:

الف- نوع طرح سؤال از سوی مطهری که تقابل جویانه نبود و حتی بقول خودش از خطابی کردن و تیز کردن آن بسمت رییس جمهور حاضر در جلسه اجتناب کرده و خدمات دولت در رسیدگی به محرومان و بویژه مواضع بین المللی اورا ستوده بود.

ب- اعتقاد نمایندگان به اینکه احمدی نژاد دو دوره رییس جمهور جمهوری اسلامی بوده است و با آرای زیادی که در دور دوم رکورد هم محسوب می شد انتخاب شده است. لذا از عقلانیت و هزم و احتیاط و سیاستمداری عدول نخواهد کرد و حرمت هم جایگاه خودش و هم جمهوری اسلامی را که او را بچنین جایگاه رفیعی رسانده است را حفظ خواهد کرد. و چون مطمئن است که همۀ خبرگزاری های داخلی و خارجی روی این جلسه زوم کرده اند باعث وهن نظامی که خودش رییس جمهور بالفعل آن است نخواهد شد.

پ- اما مهمترین عامل راجع بود به خصلت های معرفتی و لوطی منشی و لاتی احمدی نژاد. اینان گمان کرده بودند که چون آیت الله خامنه ای رهبریش و خودش و شخصیتش را در دفاع از احمدی نژاد به قماری سنگین گذاشته است و بعد از ماجرای مصلحی هم حاضر به پس گرفتن این حمایت تمام عیار از او نشده است؛ احمدی نژاد به حرمت اینکه هرنوع خل وچل بازی و نفس کش طلبی بلافاصله تداعی گر سخافت و حماقت خامنه ای خواهد شد در دفاع از این آدم نامتعادل؛ لذا احمدی نژاد لوطی گری خواهد کرد و پدر معنویش را له نخواهد کرد.

3- اما احمدی نژاد مثل همیشه غافلگیرانه عمل کرد و چنان کلیت انقلاب و جمهوری اسلامی و گذشته و آینده اش را لجن مال کرد که اگر یکی از اپوزیسیون قسم خورده و قدیمی و خشن جمهوری اسلامی بجای اجمدی نژاد پشت تریبون مجلس بود نمی توانست با این بی رحمی همه چیز را بسخره و فضاحت بگیرد. البته که اگر کمی از عرق شرمی که بر پیشانی من هم نشست در خجالت از ایرانی بودنم بگذرم - چون مجلس و رییس جمهور نام ایران را هم یدک می کشیدند و دنیا چه می داند من کی هستم و او کی هست و مخالف کدام است و موافق کدام. دنیا می گوید رییس جمهور ایران مجلس ایران را سیرک کرد و ایرانیان را، و جهان را به تماشا نشاند -  باید خوشحال باشم از اتفاقی که افتاد و بقول خیلی از دوستان حرف های حقی زده شد که کسی یارای زدنش را نداشت. اما حرف حق از زبان یک آدم ناحق چه بردی می تواند داشته باشد که بتوان پایکوبی کرد. من شش ماه اول سال 90 این راه را رفته ام و اشتباه بود آدم حقیر و بویژه دروغگو نمی تواند حتی آدم های حقیر تر از خودش را هم تحقیر کند.

4- اما حالا که آبروی نمانده مان در جهان بیشتر رفت مجبوریم خوش آمد بگوییم به این آتش تهیۀ سنگینی که احمدی نژاد اجرا کرد در اردوی اصولگرایان و بساط زد و خوردی را که گویا خامنه ای می خواهد با سالوس کمی آن را جمع کند مثل ابفاء هاشمی در ریاست تشخیص مصلحت؛ مهیای نبردی جانانه کرد در بهار 91 که محتمل امیدواریم برخی نمایندگان بجان خواهند زد در انتقام از این تحقیر. چون تحقیر یکی از آن معدود دمل هایی است که بجان هر آدم کمی هم آدم بیفتد به این زودی التیام پذیر نیست.

5- علی مطهری اما دارد به سکوت خامنه ای فکر می کند و شرمی که ندارد از این همه هزینه ای که بر روی دست جامعه گذاشت بخاطر حمایت از یک دلقک. او یادش می آید که خامنه ای در اقدامی کاملاً معمولی و از راه ولی فقیه دوستی نمایندگان که در اولین حضور احمدی نژاد پس از قهر 11 روزه در مجلس "دو دو" کرده بودند بنشانۀ اعتراض به بی حرمتی به خامنه ای. اما همین خامنه ای در کمتر از یکساعت هیئت رییسه و بزرگان و مؤثرین مجلس را احضار کرد و در جمع شان توپید به لاریجانی که مجلس "رذالت" بخرج داده در بی حرمتی به رییس جمهور محبوب. و بلافاصله هم به نمایندگان خاص خودش مثل حسینیان مأموریت داد که این حرف را رسانه ای کنند تا همه بفهمند فرق مجلس و رییس جمهور چه تفاوت فاحشی دارد در نزد صاحب امر. مطهری منتظر واکنش خامنه ای خواهد ماند تا بعد از عید. اما بعد از عید حتماً هم بصورت جمعی و هم بصورت فردی واکنش نشان خواهد داد به سری که در دستانش گرفت از امسال تا سال آینده! مطمئنم که پرده های دلپذیرتری هم خواهد بمیدان آمد بعد از نوروز. و بیش باد. با احترام مجدد به علی مطهری. یا...هو

۱۰ نظر:

مهتا گفت...

دلقک جان! واقعیت این است که احمدی نژاد یک لاقبای "ناحق" همه شما و همه اپوزیسیون و همه اصلاح طلب ها را با آن همه ادعا، در گرد خود جا گذاشت! بقیه اش حرف است و حرف، عزیزم.

Dalghak.Irani گفت...

سلام مهتا. بسیار خوب. من این راه را شش ماه رفته ام و مرجوع شده ام به نقطه سرخط. حالا ببینیم در عمل چه اتفاقی می افتد. ضمن اینکه ما اصلاً همۀ زندگی مان را می رویم جا حرف که سهل است فقط به این شرط که احمدی نژاد سابقاً امید من و دشنام شما و اینک محبوب شما و شارلاتان من یک تکانی بجلو بدهد این کشتی شکستۀ نکبت جمهوری اسلامی را. این خط و این نشان که من در آنروز تمام قد می روم زیر نه بدتر جای احمدی نژاد کبیر! یا...هو

ناشناس گفت...

جناب دلقک، با تمام ارادتی که به شما دارم، ولی باید عرض کنم که با این حرکات و صحبتهای جناب احمدی نژاد، ایشون رسماً مقام دلقک ترین انسان موجود رو تصاحب کردند و جای شما رو گرفتند! این لمپن بازی ها نه برای ایشون طرفدار نیاورد، بلکه ایشون رو کاملاً بی اعتبار و بی ارزش ساخت. ایشون حتی طرفدارهای خودش رو هم از دست داده و به آخر عمر سیاسی اش رسیده!

ناشناس گفت...

سلام
اول اینکه چه شده همگی تان منتظر پیچانده شدن گوش احمدی از جانب دیکتاتور خونخوار!!!هستید؟!
دلقک عزیز تناقض هم حدی دارد و به قول محمود تناقض بالاخره کار دست آدم می ده!
در آن شش ماه که اتفاقا (نصف بیشترش را فرهاد جعفری عزیز غایب بود) همراه شما بودم.
خب خیلی اتفاقات افتاد و عکس العمل هایت رارصد کردم تا به این نتیجه رسیدم که هدفت از دفاع نیم بند از احمدی در آن دوران چیزی نبود جز اینکه بدنه سکولار سبز متمایل شده به احمدی- خصوصا از پس اتفاقات اوایل سال نود- را تا جایی همراهی کنی بعد از وسط راه با لطایف الحیل و ادبیات جذابت برگردانیشان «سرخط» و بدبختها را بیندازی در دام لاشخورهای الیگارشی. یک روز نشاندیشان پای روضه حر زمانه -نوری زاد- حالا هم به دیدن جفتک وارو زدن های حاج آقا زاده -مطهری- دعوتشان میکنی. نشان به این نشان که همین الان هم در جواب مهتا همین مسئله را یاد آوری میکنی که من شش ماه ال بودم بل!مستمسک دیگری نداری.
خب البته که این مهم نیست و شما هر چه خواهی بگو که معلوم است بردش تا کجاست. دلقک جان!عوام که فهمیده ا ندو تکلیف مشخص است. اما اینکه آمریکاییها هم حالا محمود رو به عنوان لیدر جمهوری خواهان پذیرفته اند حتما برای شما ودوستان گنده گوز و مفت خور منتسب به الیگارشی شما خصوصا اپوزوسیون نماهایشان حکم میخ آخر را دارد بر تابوت! که این از غیظ شان معلوم است. فاتحه!!!
ضمنا در رابطه با این شاهکار احمدی به جای سکوت دو روزه میامدی و سوت میزدی که بفهمیم لا اقل جرات اعتراف به ضایع شدن و کم آوردن را داری با ان تیتر و مطلبی که رفته بودی قبلش!

ناشناس گفت...

احمدی نژاد زده به خال دلقک جان. چه شما اعتراف بکنی چه نکنی چه او را حق بدانی چه ناحق چه او را دروغگو بدانی چه راستگو چه او را محبوب بدانی چه منفور اینها مهم نیست مهم این است که در آینده ی زیبایی که قطعا مردم ایران به آن دست خواهند یافت این روز در یاد مردم زنده خواهد بود.

رضا رادمنش گفت...

تنها کسی که بیشتر از احمدی نژاد در دو دوره و بیشتر از مطهری در دوره اصلاحات و بعد از اصلاحات و البته خیلی بیشتر از برادران لاریجانی رنگ عوض کرد به نظرم شما بودید.... یادتان می آید به شما گفتم طوری جلو بروید که زمین گیر نشوید؟ چپ کرده به گمانم از اساس این ویرانه افکار.خوب نیست قربان آدم این اندازه رنگارنگ بشود برای ما جوانان که تغییر رنگ کسب تجربه است اما از شما سن و سالی گذشته است... خوب نیست قربان اصلا خوب نیست

Dalghak.Irani گفت...

سلام به همۀ عزیزان.
من دفاعی ندارم از خودم بکنم. چون من کسی نیستم از نظر برد حرفم و یکی از دوستان ناشناس کاملاً دقیق گفته است این مورد را. و لذا بردی ندارد حرفم که باعث ناراحتی شدیدی بشوم. من حرفم را نوشته ام و شما هم بر مبنای نوشتۀ من باید انتقاد می کردید. والا با عصبیت و دلم خنک شد و کونشان را سوزاند و ایول و ... این مسایل که مشکلی حل نمی شود. من به مهتا هم قول دادم که اگر حرکت احمدی نژاد یک جو پشتوانۀ اصلاح وضع ایران را در پی داشت یا در آینده داشته باشد من همانطور که آقای رادمنش عزیز فرموده اند و بیشتر از همه رنگ عوض کرده ام و سالوس بخرج داده ام دو باره رنگ عوض کنم و رختخوابم را بیاندازم در خانۀ دولت احمدی نژاد و بام تا شام مداحی کنم. اما من بعنوان یک وبلاگ نویس و نه بیشتر کماکان هر شخص و هر شخصیتی را با شاقول بسمت منافع ملت ایران اندازه گرفته و حمایت خواهم کرد و بمحض فاصله گرفتن از این شاقول او را رها خواهم کرد. من با آدم ها نرد عشق نمی بازم بلکه با عمل منتج به نتیجۀ منفعت مردم است که عشق یا نفرت می گیرم. بدیهی است که در این راه من فقط از استلال و فهم خودم استفاده می کنم که فهمی کمتر و استدلالی ضعیفتر از فهم و استدلال بسیاری از شما خوانندگان محترم است. اما خواهش می کنم هرموقع می خواهید موضوعی را به بحث بگذارید قطعاً با استناد به نوشته یا نوشته های من باشد و ثانیاً مستدل و قابل فهم برای خواننده باشد. یا...هو

ناشناس گفت...

خیلی خوب میشه اگه بتونید مطهری و احمدی نژاد رو به هم پیوند بزنید.

رضا رادمنش گفت...

دوست عزیز هرکس برای خودش کسی است به این بهانه که "من کسی نیستم" نمیشود از پاسخ به دیگران سر باز زد.اشتباه میگویم؟ برد حرف همه مان هم در یک حد است کمی اینطرف و آنطرفتر.مسیله این است آیا ما در همان برد حرفمان میتوانیم دفاع کنیم؟یادتان می آید مطلب "زنده باد رییس جمهور ایران: هورا هورا هورا! در تزریق شجاعت به جامعۀ مدرن" یا قدیس نامیدن مشایی؟

چطور آن روزگار این شومن بازی ها برایتان شروع عصر مدرن بود و حالا لوس بازی کودکی؟

آدم موجود در حال تغییری است حتی ممکن است در در ساعت هایش هم این تغییر رخ دهد اما اینکه پیمبر برساخته شما چگونه چنین شیطانی شد آنهم نه شش ماه که در دو هفته باعث رویگردانی مطلق شما شد جای شگفتی دارد!

به آن دوستمان هم که گفته اید مستند حرف بزن لابد قصد شوخی داشته اید شما آنقدر در شش ماه گذشته به قول خودتان باز و صریح نوشته اید که هرکس هر تیری پرتاب کند به گوشه ای اصابت خواهد کرد الان هم همینطور است بازهم چنان باز مینویسید که هر تیری در تاریکی باز وسط هدف ننشیند جای دوری نمیرود...

گفتم که شما و بزرگیتان ما و جوانیمان بازهم آنقدر تند نروید که نشود جمش کرد درست است که اینجا خانه خصوصی شماست و نوشته هایتان مربوط به خودتان اما مطمین هستم حداقل لحظه ای که با خود به گذشته فکر میکنید؟اگرچه داستان اهالی سرزمین من داستان مردمان فراموشکار است.

اشتباه نکنید کسی از نیش باز احمدی نژاد به وجد نیامده است داستان سرنوشت پس زدن یک پرده است یک نقاب!

Dalghak.Irani گفت...

آقای راد منش عزیز.
بسیار متأسفم که شما بجای خوشحالی از نقابی که افتاده است توسط یک رییس جمهور و با مخاطب 70 میلیون بیشتر آدم زنده و حقیقی؛ هنوز هم از دست من ناراحتید با نقشی که ندارم و با مخاطبی که حداکثر هزار نفر آدم مجازی است. لذا هرچه هم بگویم شامل همان قضاوت شما در "باز" نوشتن می شود و راه بجایی نخواهیم برد. پس یک اشاره به جنس دو جنسی خودم وخودت می کنم و تمام تا خوانندگان دیگر هم در این کانتکست بخوانند عدم مفاهمۀ من و شما را.

مشکلی اگر وجود دارد مربوط است به اینکه من جنسی معطوف به هنرمندان دارم. در حالیکه شما یک روشنفکر و یک آکادمیسین هستید.
من سواد کافی ندارم و عنوان هایی را نگذرانده ام و تنها هنری که دارم مثل هنرمندان متوسط دیگر نوشتن گزارش از "حس" جامعه ام است. در حالیکه شما مغزی سامانمند و هدفمند و ریاضی دارید و وظیفه و مسئولیت شما هدایت مغز جامعه ات است.

یادتان هست که در اوج هواداری من از مشایی به پیشنهاد دوستی با هم مرتبط شدیم که یک بلوک فکری سیاسی تشکیل بدهیم در حمایت از مشایی و من استنکاف کردم به این دلیل که خودم هم مطمئن نیستم از حمایتی که می کنم. و موضوع فراموش شد. حالا هم کاملاً همین است. خوب یادم است همۀ مواردی را که یاد آوری کرده اید راجع به قدیس سازی از مشایی و هورا هورا برای احمدی نژاد. و اتفاقاً چون پروژه ای در کارشان نبود و آن حرکات غریزی و خود انگیخته وبدون برنامه در بهترین حالت و دغل و فرصت طلبی و کلاه برداری و دروغگویی و ... در بدترین حالت به هیچ نتیجه ای ملموس منجر نشد و در نطفه خفه شد و خفه خون گرفت و مه آفرید خسروی از نویش درامد وسه نفر رمال و دونفر دیپلمه در مناطق آزاد کیش و قشم و کنکور فوق لیسانس دانشگاه پیام نور خود مشایی و ... خب از پشت چنین خر اشتباهی پیاده شدم که بروم بدنبال "شخص - ابزار" دیگری که بهدفم بیشتر بتواند خدمت کند. من سیاستمدار را فقط ابزار می دانم و با شخص حقیقی اش نه حجله می روم و نه به مقتل. هرکس را نزدیک گزارش حس توده ها احساس کنم با او همراهی می کنم فقط برای مدتی که او به حس توده وفادار است.
این است که اگر مرا بصورت یک پروژۀ سیاسی ارزیابی می کنی و در این صورت همۀ ایراداتت درست است خب اشتباه می کنی. من یک پروژۀ سیاسی را پیش نمی برم. من از فلسفۀ زیست مدرن و حس توده در خودآگاه و نا خودآگاهش دارد حرف می زنم مثل فرمان آرا مثل فرهادی مثل بیضایی مثل دانشور مثل یعقوبی البته با اندازه های مورچه ای در مقابل این دایناسورها! یا...هو