استاد ارجمند جناب آقای دکتر صادق زیبا کلام!
1- دیشب که کاری نداشتم مثل هر شب پای تلویزیون من و تو نشسته بودم به کند وکاو ایران؛ که دیدم فیلمی پخش کرد از یکی از شهروند خبرنگارانش در تهران که برعکس فیلم های بخش گزارشگر این تلویزیون بسیار حرفه ای و با رعایت اصول تصویربرداری های سینمایی و تلویزیونی تهیه شده بود (اینجا از دقیقۀ 44 تا 46) تا جائیکه خود مجری تلویزیون من و تو نیز شگفت زده شده بود و با خوشحالی از فرستندۀ گزارش تعریف و تمجید کرد. این فیلم کمتر از دو دقیقه ای تلفیقی بود از دو گزارش سیمای جمهوری اسلامی ایران و برداشتی تکمیلی از سوی شهروند گزارشگر که طبق ادعای او از منطقۀ دروازه دولت تهران تهیه شده بود و تعطیلی مغازه ها و وضعیت اسفبار محل! چیزی که خیلی نمود داشت این بود که گزارشگر ضمن تقبیح شدید شخص قالیباف بعنوان شهردار تهران نریشنی را هم روی فیلم گذاشته بود که می پرسید محبوبیت قالیباف بخاطر این خرابکاری هاست یا استخدام اراذل و اوباش برای زدن دستفروشان و زیر پا گذاشتن قانون و توهین به قوۀ قضائیه و قول شدید می داد که تازه این از نتایج سحر است و بما بیننده ها مژده می داد که باش تا صبح دولتت بدمد و منتظر سریالی از این نوع گزارش ها باشیم که در دست تهیه است و بزودی ارسال و به سمع و نظر ما ملت شریف! ایران خواهد رسید.
استاد ارجمند؛ من وقتی این فیلم را دیدم ضمن اینکه تعجب کردم که کار بجایی رسیده که شبکۀ من و تو هم به صف دراز "دراز کردن قالیباف" پیوسته و بلافاصله باز هم یاد حضرتعالی افتادم. عرض می کنم باز هم به این خاطر است که در دوماه اخیر بارها و بارها یاد شما افتاده ام ولی جرأت نکرده ام مصدع اوقات بشوم. پس اجازه بدهید یادی از روزهای پیش بکنم.
1- هنگامی که سایتی گمنام بنام معماری نیوز نامۀ مربوط به املاک نجومی را منتشر کرد می دانستم که اولین نشریۀ کاغذی و معتبر که با شعف و شادی و پیاز داغ بسیار از این خبر استقبال و کار خواهد کرد روزنامۀ شرق رحمانیان است. و خوشبختانه چنین هم بود. اما از قلم شما خبری نبود.
2- دعوا بالاگرفت و تأیید و تکذیب از اطراف و اکناف شروع شد تا جائیکه به مسعود بهنود دیدبان بی بی سی فارسی رسید که بگوید نشریات اصولگرا بشدت طرف قالیباف را گرفتند در املاک نجومی که البته هم اصل ادعا غلط بود و هم بشدتِ مسعودخان بهنود. زیرا سلسلۀ جنبان نشریات اصولگرا کیهان شریعتمداری است که فقط خبر را کار کرده و تأکید کرده بود که باید شهرداری و قالیباف جوابگو باشند و فرقی نمی کند حقوق نجومی باشد یا املاک نجومی و هر نجومی دیگری. لذا مسعود بهنود هفتۀ بعد اقرار کرد که گز نکرده پاره کرده و رسانه های اصولگرا نه تنها از قالیباف حمایت نکرده اند بلکه شدیداً هم حرف دل و سخن اختراعی یا توافقی با مرکز خودش بوده و از روزنامۀ جوان که معترض شده بود عذرخواهی کرد. بازهم خبری از قلم شما نبود.
3- بازهم دعوا ارتفاع بیشتر گرفت و این بار یاشار سلطانی مدیر سایت معماری نیوز بازداشت شد. و دنبالش حتی صدرا محقق دبیر اجتماعی شرق هم چند روزی را در بازداشت گذراند. همه همه چیز گفتند و نوشتند؛ البته برای زدن قالیباف. اما بازهم خبری از قلم شما نبود.
4- کار تا آنجا جلورفت که غلامحسین کرباسچی و سلیمی نمین بهم پیچیدند و مناظره ای مکتوب راه انداختند و بازهم خبری از قلم شما نبود.
5- حتی سیاستمدار چرکی مثل محمدرضا باهنر هم نان سوخته ای بتنور این ماجرا چسباند که "کسانی که قبلاً نامزد ریاست جمهوری شده و رأی نیاورده اند وارد انتخابات مجدد نشوند". اما بازهم قلم شما در غیبت کبری بود.
6- خلاصه هر کس و هرچیز به شهردار تهرن گیر داد سر این ماجرا و هر کسی در وسع و توان خودش در تخریب ایشان کوشید. اما خبری از قلم شما نبود.
7- تا اینکه احمد حکیمی پور رییس حزب ارادۀ ملت از احزاب 18 گانۀ اصلاح طلب اعتراف کرد که بعنوان یک شهروند که هیچگونه سابقۀ و علاقۀ سیاسی هم ندارد نامۀ بازرسی کل را به یاشار سلطانی داده و تأکید کرد که آنرا امانت داده و برای تحقیقات! - زرشک معذرت می خواهم استاد دست خودم نبود - و نه برای انتشار و افشاگری؛ و الیاس حضرتی گل سر سبد نمایندگان عزیزمان در تهران و مدیر و صاحب و سرمایه دار روزنامۀ اعتماد مثل یک عدد! اصلاح طلب تحولخواه پاک سرشت و پاک طینت چاپید! که: این است حکیمی پور راستگفتار. بی پرسشی و بی ان قلتی به این همه بی حیایی لاکردار! اما هنوز هم قلم شما غایب بود.
8- و آخر الامر استاد یادتان است با چه شور و شوق و امید و آرزویی بسیج شدیم از داخل و خارج که لیست امید تهران را کمپلت به مجلس بفرستیم و فرستادیم به سرکردگی کاپیتان عارف. و چه زحمتی طفلی ها کشیدند تا بعد از سه ماه فراکسیونی خنثی درست کنند بنام امید! پریروز در اوج شاهکار چهار ماه نمایندگی شان شهردار تهران را احضار کردند که از او توبه نامه بگیرند که روزنامۀ همشهری را وادار کند که نه تنها کمترین انتقادی به دولت نکند. بلکه حتی موظف باشد به تعریف و تمجید در تیتر و سوتیتر و لید و هرم وارونه از دولت و حسن روحانی! و البته شهردار را استیضاح بکنند که چرا بدون اجازۀ آن ها دست به تغییر مدیرانش زده در زیرمجموعۀ مدیریتی اش. البته این گفتۀ قالیباف را که "والله بالله همشهری هم یک روزنامه است و کادر گرداننده ای دارد و هر روز اتاق تیترش در دفتر من تشکیل نمی شود و ممکن است خود من هم با خیلی از مطالب و تیترهایش حال نکنم. کما اینکه راجع به تیتر مورد اعتراض شما خودم قبلاً زنگ زده امم و به مسئولانش گفته ام که انصاف را رعایت بکنند همواره؛ و رابطۀ شهرداری و دولت رابطۀ سالم و خوبی است و من نگاه سیاسی ندارم در کار اجرایی شهرداری و..." را با تیتر "قالیباف گفت از تیترهای همشهری متنفرم" به روز-ی- نامه های اصلاح طلب! بدهند و نشان بدهند که چه نماینده های پرقدرتی هستند در وادار مطبوعات به سانسور و شدن مدیحه نامه برای دولت. - جملۀ معترضه: آخر دولت چه ربطی بشما دارد و شما که خود باید ناظر دولت باشید و نه تمهید کنندۀ تبلیغات برای دولت - اما امروز هم روزنامه های مهم را چک کردم و ردی از قلم شما پیدا نکردم.
9- می خواهم این را عرض کنم که در تمام این موارد که من از هر ده تا یکی را جویده گفتم یاد شما و قلم شما و چرایی غیبت شما با من بود و وقتی به تسخیر دژ ضدانقلاب من و تو در لندن رسید دیگر شک برم داشت که نکند واقعاً قالیباف اینقدر خطرناک باشد که چنین اتحادی را بوجود آورده. طرفه اینکه سعید برادر محترم شما هم بدنبال حسن عباسی با برادران بسیج سینه هایی چسبانده اند به تنور مظلومیت آزادی بیان یاشار سلطانی. حالا از شما استاد عزیزم خواهش می کنم که سکوتتان را بشکنید و بفرمائید چرا قلم شما از این فقره از ماجراهای تن تن و نیلو غیبت کبری کرده است. علت خواهشم هم مشخص است. اولاً شما یکی از روشنفکران محبوب من هستید بدلیل فروتنی تان در همکلام شدن با احدی از مردم عادی تا بالاترین مقامات کشوری و برج عاج نشین نیستید که مصالح کشور بسراغ شما بیاید. و هرجا مصلحت کشور بوده شما هم جانفشان و قلم زنان حضور یافته اید. کما اینکه یکبار هم در تعریف از این خصلت نیک شما مطلبی نوشتم و یکی از خواننده ها بصورت کامنت در فیسبوکتان منتشر کرد و شما با نام من آشنا شدید. و ثانیاً بگواهی مطبوعات در مورد سوژه ای بنام قالیباف اگر شما اولین قلم نبودید؛ قطعاً جزو اولین قلم هایی بودید که مقاله و سرمقاله می نوشتید برای روزنامه ها با اولویت اصلی روزنامۀ شرق آنتی قالیباف. عدم نوشتن و اظهار نظرتان در مورد فقرۀ مهمی مثل املاک نجومی! و شهرداری و قالیباف می تواند دلایل زیادی داشته باشد بغیر از اینکه مدعی شوید علاقه ای برای ورود به این قبیل مسایل را ندارید. من خودم خیلی خوشحال می شوم که علت عدم ورود شما به این پروندۀ جنجالی ناشی از عصبانیت و پشیمانی شما باشد از روزنامۀ شرق که حداقل در دو مورد در یک سال گذشته از قلم شما سوء استفاده کرده برای کوبیدن سیاسی قالیباف. اما این فقط آرزو و حدس من است و اگر هم درست باشد شما را چنان آزاد اندیش می شناسم که حاضر باشید حتی همین مغبون شدنتان را هم بنویسید. بنابراین از شما خواهش می کنم نه در جواب مستقیم بمن - که در شأن شما نیست مرا مخاطب قرار بدهید - بلکه در نوشته های مستقل دیگری و یا بمناسبت مصاحبه و هر ژانر مطبوعاتی دیگری نظرتان را راجع به این پروندۀ املاک نجومی و بویژه رفتار اصلاح طلبان و روزنامه های مدعی را با موضوع و همینطور شخص شهردار بسیار عزیز تهران بنویسید تا استفاده کنم.
10- راستی تا یادم نرفته سلام کنم و بگویم که من سرتیپ دوم بازنشستۀ نیروی هوایی ایران سیامک مرندی هستم که 8 سال است زیر بیرق کوئین آواره و سرگردان و دور از شهری هستم که اینقدر شهردارش را دوست دارم و دختران دلبندم ساکنش هستند. و بیاد شما هم بیاورم که شما یک بدهکاری مهم هم به قالیباف دارید و هم به ایران. و آن زمانی بود که در سال 84 شما بخش مهمی از پروژۀ آقای هاشمی رفسنجانی شدید برای نامزد شدن در ریاست جمهوری و مطلب سردار تنهایتان در شرق - روزنامۀ خوبی بود حیف - هنوز مقابل چشمم است. بدهکار اصلی البته خود رفسنجانی شد که گفته بود اگر نامزدی بیاید که کارآمد باشد و خیالم راحت شود نخواهم آمد. اما وقتی که قالیباف آمد که بیشتر از هر کسی به هاشمی ماننده بود. اما جوان و پر از ایده های نو و توان مدیریتی و اجرایی؛ هاشمی هم آمد و شد آنچه نباید می شد. معین شکست خورد و مشارکت و مجاهدین انقلاب برای جلوگیری از پیروزی کروبی مجبور از یک دستکاری کوچولو - چند هزار رأی - در آرا شدند که احمدی نژاد را با هاشمی بدور دوم بفرستند و کروبی بسوزد که هم آبروی اصلاح طلبان نرود که بجای معین مردم به کروبی رأی داده بودند. و هم احمدی نژاد پاپتی عددی نبود که مقابل هاشمی دوام بیاورد با پشتیبانی اصلاح طلبان متفرعن. زیرا اگر کروبی چرت نمی زد و بدور دوم می رفت علاوه برآبروی مخالفان حزبی و باندیش در مشارکت و مجاهدین این ضرر را هم داشت که اصلاح طلبان نمی توانستند متحد بروند توی کمپین هاشمی و عده ای می رفتند سراغ کروبی. و البته غلط کرده بودند و بازی را از بیخ باختند و مجبور شدند در سال 88 خودکشی کنند. حیف شد استاد؛ فکرش را بکنید که 750 میلیارد دلار نفت احمدی نژاد به دستان با کفایت و مدیر قالیباف می رسید الان ایران کجا بود. البته که من مخالف ساختار حقوقی جمهوری اسلامی هستم و معتقدم که با این ساختار امکان توسعۀ متوازن و پایدار وجود ندارد. اما برای شما که می دانم جمهوری اسلامی را قبول دارید عرض می کنم که محمد باقر قالیباف قطعاً همتا ندارد در ساختار حقوقی و حقیقی فعلی. یا...هو

