۱۴۰۵ فروردین ۲۱, جمعه

رهبر سوم جمهوری اسلامی #سیدمجتبی_خامنه_ای را چگونه میشناسم!


 

بعد از مدتهای زیاد - ۷ سال = لعنت به کلاب هاوس - دست به کیبورد شدم که بلکه بتوانم اوضاع امروز جمهوری اسلامی را در چند نوشته وبلاگی - در سیرک دلقک ایرانی و ایکس - بنمایش بگذارم. . بدیهی است که اول از شناخت مجتبی شروع کنم. ۱- تقریباْ - بزعم خودم - من اولین نفر یا یکی از اولین وبلاگ نویسان بودم که راجع به قطعی بودن رهبری پسر بجای پدر را نوشته ام و مضبوط است. و اینکه خامنه ای پدر تمایلی برای جایگزینی پسر محبوبش بجای خودش را نداشت را غلط می دانم و دلایلش را هم قبلاْ احصاء کرده ام و نمیخواهم وارد شوم. ۲- سید مجتبی خامنه ای که در رهبری پدرش هم نقش پررنگ نفر دوم بیت در نقش مشاور و کارآموز - حتی در خیلی از موارد تصمیم ساز - را داشت؛ هنوز چهره نکرده و در عرصه عمومی ناشناس و در مورد کارنامه اش کاملاْ خالی از هرنوع سند و نشانی برای الیت و توده است. لذا ورود به آدرس دادن از او که با چه کسی طرفیم کاری تقریباْ نشدنی و محتمل غیردقیق خواهد بود. ۳- من ایشان را از سه متن منتشرشده از او در صدا و سیما خطاب به مردم ایران ارزیابی خواهم کرد و نوع حکومتی را هم که برپا خواهد کرد را معرفی خواهم نمود. سید مجتبی در اولین بیانیه خود بعنوان رهبر منصوب مجلس خبرگان لحنی بشدت مذهبی دارد و ادبیاتش خیلی نزدیک به پدرش و حتی فراتر از او قرآنی و فقهی وعربی می نماید. و چنین می نماید که نه خانی رفته و نه خانی آمده و اگر پسر تندروتر از پدر نباشد میانه روتر هم نیست. ۴- اما در بیانیه سوم که به مناسبت چهلم پدرش و تصمیم به مذاکره اش منتشر کرده چنین می نماید که محتمل کشتی را کشتیبانی دیگر آمده است و میتوان منتظر تغییراتی هم در استراتژی و هم تاکتیک جمهوری اسلامی بعد از جنگ بود. تا جایی که ایشان در فراز مهمی از حرفش از دو گانه «ایران و اسلام» با تقدم اول ایران بعد اسلام نوشته است. حسم این است که این تعمد به اختیار بوده و نه به اجبار شرایط روز و جنگ. ۵- قبلاْ و در سال ها وبلاگ نویسی در سیرک دلقک ایرانی و حتی توئیتر نوشته ام که قدرت حکومت انقلابی جمهوری اسلامی از سه ضلع مثلثت متساوی الاضلاعی تشکیل شده است که عبارت باشند و بودند از رهبر و بیت؛ حوزه علمیه سنتی روحانیان ارشد در قم و سوم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. که هر سه ضلع بدون وجود دو ضلع دیگر امکان ادامه نداشت. و در این چهارچوب نوعی از آشوب و آشفتگی منظم الیگارهای مختلف کشور را در نوعی از تعلیق و عدم تصمیم و بیشتر روزمره اداره میکرد. ۶- جنگ بشدت برنامه ریزی شده و منضبظ - خودم شاخ درآوردم - علیه اسراییل و امریکا و بلافاصله تصمیم بمذاکره با امریکا در موقع بسیار مناسب و قبلاْ دیده نشده در ۳۷ سال حکومت خامنه ای پدر معتقد و تا اندازه ای متقاعدم کرده است که سید مجتبی از شکل حکومت سنتی پدرش فاصله خواهد گرفت و جمهوری اسلامی را به یک «مونارشی تک روحانی با بازوی مسلح سپاه» تبدیل خواهد کرد که ضلع سوم آن (حوزه علمیه قم) چنان ضعیف و تحلیل خواهد رفت که گویا مثلث به یک خط پررنگ فروکاسته شده باشد. ۷- سید مجتبی در این نوع حکومت سلطنتی نه در نقش یک فقیه فتوا دهنده بلکه بیشتر در نقش یک سلطان مقتدر حکم دهنده ظاهر خواهد شد: تا بتواند اولاْ حکومت را از بی تصمیمی و سست تصمیمی حاکمیت پدرش برهاند و تصمیم گیری بموقع را ممکن کند. و ثانیاْ بتواند بدون اعتناء به مراجع و روحانیان ارشد قم ، صلبیت فقه مرسوم را شکسته و با احکام حکومتی جامعه را و بتبع حکومت را عرفی تر کند؛ که هم خواست طبقه اکثریت مدرن جامعه است برای آزادیهای اجتماعی و هم تداوم و ثبات حکومت را بسمت روابط غیر خصمانه با غرب و امریکا و توسعه اقتصادی تقویت کند. ۸- این تا اینجا و حس شهودیم از روزهای اخیر. تا بماند برای پستی دیگر اگر مجالی شد و نشانه های متقن تری از پاکستان #قالیباف رسید. حوصله ویراستاری ندارم. مثل همیشه ببخشید اگر متن افتاده و زیاده ای املایی و انشایی داشت مثل همیشه! یا...هو