ه‍.ش. ۱۳۹۵ مرداد ۵, سه‌شنبه

آقای حسین شریعتمداری عزیز! نخبه کشی تا کِی! حسین فریدون یک نابغه است نه یک لمپن. بیچاره رییس جمهور مظلوم!



1- باز این حسین شریعتمداری ابله دسته گل به آب داد و در یک اقدام ناجوانمردانه و با هدف سیاسی خراب کردن رییس جمهور اعتدال و اصلاح ما - منظورم سلمانی یا آرایشگر نیست - حسن روحانی رفت سراغ برادر ایشان حسین فریدون و ادعا کرد که جناب آقای حسین فریدون علاوه بر فساد مالی و همکاسگی با مدیران حقوق های نجومی؛ در رابطه با تحصیلات دکترای روابط بین الملل خود در دانشگاه شهید بهشتی نیز تقلب و تخلف کرده و بدون احراز شرایط لازم ورود به این تحصیلات از رانت سیاسی برادر رییس جمهورش استفاده کرده است. پرواضح است که حسین شریعتمداری برای پوشش دادن گاف قبلی خودش در مورد اتهام فساد مالی و مشارکت در تحمیل مدیران فاسد به هیئت مدیره های بانک های دولتی می خواسته است اوضاع را وارونه جلوه داده و برادر نابغۀ رییس جمهور تدبیر و امید را یک آدم کودن و تنبلی معرفی کند که حتی با اینکه توانسته دختربسیار با استعدادش را به اوج موفقیت تحصیلی و کاری - مشغول خدمت صادقانه در شرکت دویچه بانک در لندن - برساند خودش از پسِ گذراندن امتحانات لازم برای ادامۀ تحصیلات phd در عنفوان جوانی - او فقط 53 سال دارد - نیامده است. واقعاً متأسفم بر این همه استعداد سوزی و نخبه کشی در کشور. آیا یک آدم عاقل توی این خراب شده نیست که به دروغ پراکنی های کیهان شریعتمداری پایان بدهد؟!

2- اما ماجرا چیست: 
بهتر است ابتدا معرفی نخبگی حسین فریدون را از قلم برادر بزرگوارشان جناب حجت الاسلام دکتر حسن روحانی رییس جمهور امید مردم ایران - با تدبیر حفظ حکومت حضرت آیت الله امام خامنه ای - شروع کنیم. رییس جمهور محترم در مقدمۀ کتاب خودشان و در رابطه با معرفی خاستگاه و جایگاه و بیوگرافی خانوادۀ محترمشان چنین مرقوم فرموده اند:
... ما دو برادر و سه خواهر هستیم. برادر من آقای حسین فریدون (روحانی) است که در اوایل پیروزی انقلاب فرماندار نیشابور و بعد مدتی فرماندار کرج بود، سپس سفیر جمهوری اسلامی ایران در مالزی شد و چند سال هم از سفرای ج.ا.ا در سازمان ملل متحد در نیویورک بود و هم اکنون به عنوان مشاور وزیر امور خارجه فعالیت می‌کند...
این بخش از نقل قول عیناً جملات کتاب حسن روحانی (اینجا) است. اما در جای دیگری هم از ایشان نقل شده که بردارشان حسین آقا قبل از انقلاب در مبارزات ضد سلطنت مشارکت فعال داشته و در سازماندهی استقبال از امام خمینی کاره ای بوده و در 11 روز تا 22 بهمن هم جزو تیم حفاظتی سران زندانی شدۀ رژیم شاهنشاهی بوده است. اما من از این بخش بسیار بسیار مهم صرفنظر می کنم - فکر کن یک پسر دهاتی 15 ساله که قطعاً شاگرد کلاس راهنمایی بوده مبارزی سترگ هم در مقابل رژیم مستقر بوده است - ای خاک توسرت شاه بدبخت - امروز اتفاقاً روز درگذشت شاه هم است در قاهره که مثل پدرش در کمتر از دو سال پس از تبعید دوری از وطن را تاب نیاورد و دق کرد و مرد - که حسین فریدون 15 ساله هم داشت حکومتت را بر می انداخت پس از نوش جان شیر و موز اهدایی.

3- خب حالا می رسیم به اصل حرف این مطلب و نشان دادن نخبگی و نبوغ حسین فریدون و بی آبرویی حسین شریعتمداری بی آبرو در گیر دادن های واقعاً الکی به این مرد دانش پژوه و فرهیخته که انصافاً یکی از مصادیق برجستۀ "زگهواره تا گور دانش بجوی" سفارش حضرت رسول گرامی اسلام است. دلیل آفتاب آمد دلیل آفتاب برای اثبات این گزاره هم بشرح زیر است: "حسین فریدون 53 سالش است. او همه چیز دارد از دنیوی و اخروی - دنیوی را برای قافیه نوشتم. و الاّ نامبرده فرصتی نداشته برای اندوختن مال و منال و کل عمر مفیدش در خدمت انقلاب و مردم بوده و جز حقوق بخور نمیر کارمند عالی رتبۀ دولت نه درآمدی داشته و نه ارثیه ای از پدر که طبق فرمایش دکتر روحانی مردی یتیم و فقیر بوده است - لذا آدمی با این درجه از خلوص و عشق خدمت چه احتیاجی دارد که با داشتن نوه و نتیجه برود دنبال تحصیل مدرک - آنهم در رشته ای سیاسی بنام روابط بین الملل - و بخواهد دکترا بگیرد. صرف علاقۀ او بتحصیل نشان از آن دارد که نامبرده بنام حسین فریدون مثل تک ستاره های نامتعارف دنیاست که در سنین بازنشستگی و بعد از فراغت از زندگی اکتیو می روند دنبال تحصیلات دانشگاهی و اغلب با شگفتی و تحسین تیتر می خورند در رسانه ها که: "یک مرد یا زن 60 - 80 ساله مسن ترین قبولی کنکور امسال فلان رشته در فلان دانشگاه است". پس شکی نمی ماند که حسین فریدون یک کشته مردۀ دانش است و همانطور که گفتم سفارش پیامبرش را بجا آورده و قبل از "چندسال بگور مانده" هم اصرار به تحصیل مدارج علمی دارد در قالب دانش برای دانش.

4- البته که آنچه که در بند سوم گفتم فقط آخرین چشمه از نبوغ و خاص بودن جناب فریدون است و الا طبق فرمایش دقیق برادرشان رییس جمهور محترم ایشان تا 15 سالگی - لابد سوم دبستان تا دوم راهنمایی - مشغول مبارزه با رژیم ستمشاهی بوده اند و الا شرکت دانش اموزان در برخی از راهپیمایی های هیجانی - آنهم در کلان شهرها و نه سرخه و سمنان - که نام مبارزه با رژیم سلطنتی نمی گیرد. بعد از 15 سالگی - از تولد مبارکشان در دی 1342 تا بثمر رسیدن مبارزات شان و ساقط کردن رژیم ستم شاهی در دی ماه 1357 - کلاً درس و مدرسه را رها کرده اند و ابتدا در کمیتۀ استقبال از امام خمینی مشارکت فعال کرده و در همان حال زندانبانی هویدا و نصیری و رحیمی و خسروداد و جهانبانی و ... را متقبل شده اند؛ و بمحض پیروزی انقلاب فرمانداری شهرستان نیشابور را پذیرفته اند و سپس بدلیل سن کم - 16 سال - دلشان برای برادرشان حسن روحانی - حکم پدر را هم داشته است با اختلاف سنی 15 ساله 1327 تولد حسن - 1342 تولد حسین - تنگ شده و منتقل شده اند به تهران با فرمانداری کرج. در اینجا بوده که حسن روحانی هم نبوغ برادرش را کشف می کند و از کمالات او و ودانش و زبان خارجی فهمی او - بدون هیچگونه تحصیلات کلاسیک بعد از سوم راهنمایی - شگفت زده شده و با گفتن یک "سبحان الله" غلیظ برای اینهمه لطف خدا به خاندان روحانی او را ابتدا چندبار تفریحی برده به ستاد پدافند هوایی ارتش - روحانی رییس این ستاد در طول جنگ بود - تا بی سابقه در جنگ نباشد و سپس واسطه شده است تا حسین جان سفیر ایران در مالزی شده و با هزار بدبختی و ایثار و فداکاری 8 سال هم این پست حقیر را تحمل کرده است. در اینجاست که حسین فریدون فهمیده که یکی دیگر از نخبگن نابغه (صادق خرازی) بدون دیپلم و بدون یک کلمه انگلیسی دانی بجای پست در پیتی سفیر کبیر شدن در مالزی جهان سومی یکراست رفته به مقر همۀ خوبان و خوبرویان عالم در نیویورک و شده سفیر ایران در سازمان ملل متحد. لذا با کسب اجازه از اخوی دکتر حسن روحانی حسین جان قصۀ ما از همان مالزی با یک هواپیمای چارتر پرواز کرده رفته به نیویورک و تا قبل از روی کارامدن این کثافت احمدی نژاد هم نیویورک را گلکاری کرده است.

5- دکتر روحانی به اینجا که می رسد کمی تواضع بخرج می دهد و دیگر اشاره ای به نبوغ برادرش نمی کند و فقط با اشاره به پست های بعدی ایشان در وزارت امور خارجه و روابط بین الملل مرکز پژوهش و تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام بریاست حضرتشان؛ از سختی مراحلی که این فرزند فداکار ملت گذرانده به سکوتی خسارتبار می گذرد. چرا می گویم این سکوت روحانی خسارتبار است؟ به این دلیل که من و امثال من دربدر دنبال الگو می گردیم که بجوانان معرفی کنیم و امید را زنده نگه داریم و بقول میشل اوباما - که خانم ترامپ هم تقلید کرد - "هرچه تلاش کنی آش می خوری" را جا بیاندازیم در فرهنگ ایرانی. دیده اید که من حتی به دیوید بکهام انگلیسی - انگلیس ام الفساد کرۀ زمین! - متوسل می شوم یا به کریستیانو رونالدوی پرتغالی که الگو پیدا کنم. در حالیکه آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم. آقای رییس جمهور؛ شما چطور حاضر شدید که فقط برای فروتنی و شکسته نفسی خود و خانوادۀ محترمتان از معرفی حسین نابغه بما و جامعۀ ما خود داری کنید. درست است که این اوج انسانیت شما را می رساندو لله کارکردنتان و برادر بسیار بسیار فرهیخته تان. اما یک لحظه تصور نکردید که نوابغی چون حسین فریدون فقط متعلق بشما و خودشان نیستند و جامعه به شناختن آنان و بالیدن به آنان نیاز حیاتی دارد! برای اینکه متوجه شوید زبانم لال چه خیانتی کرده اید بما و جوانان در عدم معرفی کامل برادر نابغه تان فریدون خان؛ یک بار دیگر بطور خلاصه تر می نویسم که حسین فریدون چه گوهریست:

6- حسین فریدون پسر 10 سالۀ سرخه ای است که با رژیم شاه مبارزه کرد. در 15 سالگی رژیم را ساقط و نسبت به تثبیت انقلاب همت گماشت. در 16 سالگی فرماندار نیشابور شد. و هنوز هم شاشش کف نکرده بود که فرماندار کرج شد. جنگ اما امان از جنگ؛ ایشان در جنگ شرکت فعال داشت که پست و نحوه و جبهه و سالش معلوم نیست اما مهم هم نیست همینقدر که ادعای "در جنگ شرکت داشته" در ویکی پدیای او نوشته اند  برای پست بعدی او کافیست. مقام بعدی او ورود به وزارت خارجه بوده با قبول سفیر کبیری ایران  در مالزی. و 8 سال هم بدون هیچ چشم داشتی در این پست مهم خدمت کرده. اما به این هم قانع نشده و وقتی فهمیده همۀ زیر دیپلم ها فرستاده می شوند به نیویورک - با صادق خرازی کری داشتند - احساس مسئولیتی عمیق کرده و از مالزی مستقیماً و با هواپیمای چارتر پرواز کرده به نیویورک. خدا لعنت کند این مموتی کثافت را که با آمدنش کل خط ایثار و فدارکاری را قطع کرده و بطور بدیهی ضربه خورده بکمر حسین آقا و از نیویورک دیپورت شده به بغل امن بزرگترش در ریاست مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت - دکان هاشمی -  و این چنین بوده که 8 سال از بهترین سال های عمر این نابغه دانش و کمربستۀ خدمت هدر رفته. تا اینکه خوشبختانه شما ما را بشدت فریفتی - فریفتن کلمۀ مثبت است و برای عشق بکار می رود -  و رییس جمهور شدی و حسین جان برادر را چون کانگورویی مادر همه جا با خودت حمل کردی. آقای روحانی عزیز؛ خواهش می کنم این فروتنی غیر لازم و این تقوای نادیده در بشر - بعد از علی ع - در خودتان را کنار بگذارید و اگر هم هنوز پرهیز دارید از معرفی حسین آقا و خدماتش؛ حداقل از نحوۀ تحصیلات ایشان از سوم راهنمایی تا فوق لیسانس را بیان فرمائید تا هم جامعه بداند با چه نوابغی از هموطنانش روبروست و افتخار کند و هم مراکز علمی جهان گرته برداری کنند از مردی که از 15 سالگی ترک تحصیل کرده و خودش را وقف خدمت برای اسلام کرده و اینک در 53 سلگی حتی یک دکترا را هم از او دریغ می کنند.

7- البته امروز سخنگوی بسیار بسیار محترم و انشاءالله دکتر دولتتان جناب نوبخت فرمودند تلویحاً که شما متوجه شده اید به غضنفر بودن حسین جان در کابینه تان و خواسته اید که او را از خودتان بکَنید. اما چون ما اخلاق اسلامی را رعایت نکرده و پرسیده ایم "پس حسین کو؟" مجدداً او را برگردانده اید بروی سن! اما حسن جان این تو بمیری از توبمیری های شریعتمداری نیست و ما یقه ات را نخواهیم رها کرد تا معرفی تمام و کمال بردارت. یا خودت معرفی می کنی بی کم و کاست. یا شریعتمداری معرفی می کند با کم و زیاد خودش. من البته که طرف شریعتمداری خواهم بود در آنروز. شرمنده! یا...هو

بعد از تحریر: سخنان نوبخت که من آن گزاره را استخراج کردم. :
*{ درباره هجمه و اتهام زنی به دستار ویژه رییس جمهور} فقط آقای فریدون مشمول عنایات منتقدان نیست، بخشی نقدها منصفانه است اما جاهایی که تهمت باشد خود را موظف می‌دانم پاسخ بدهم. بلافاصله در یک مورد به قوه قضاییه شکایت کردیم. البته روحیه دعوا و ماجراجویی نداریم.وزارت علوم بیانیه لازم را در مورد تحصیل ایشان دادند، همه مراجع مسائل را کنترل می‌کنند. چند روزی برای مساله تحصیلات در منظر عموم نبود، دیدید که چه داستانی به پا شد مواد منفی زودتر به ذهن می‌نشیند و این غیر اخلاق است. این اقدامات با آموزه‌های اسلامی ما فاصله دارد؛ به ویژه از آنها که از ما رعایت اخلاق را مطالبه می‌کنند، انتظار بیشتری می‌رود.
گویا حسین فریدون را می خواستند کم کم غایب کنند تا حذف بی سروصدا. اما چون مطبوعات حساس شده اند مجبور از بازگشت شده برای عادی سازی. و الا کسی که از راهنمایی تا فوق لیسانس را نخوانده ملا شده برای درس شب امتحان دکترا از جلسات هیئت دولت غیبت نمی کند

۳۹ نظر:

ناشناس گفت...

سلام تيمسار عزيز

ممنون از اين نوشته تلخ و واقعي. اگر حق أمثال ما را به حسين هاي يك شبه ملا نمي دادند ما نيز كنار خانواده خود و در مملكت خود زندگي عاشقانه مي كرديم. من اين نوشته را از جان و دل درك ميكنم

سپاس
يك ايراني نگران

ناشناس گفت...

خیلی خنده دار و اغراق آمیز بود، جدا چرا اینهمه زیر دیپلم در ایران همای رحمت روی دوششان نشست و پست و مقام دار شدند؟ در کتاب های تاریخ اسم این ها می ماند، مردان بزرگ میدان سیاست ایران (اکابر)

ناشناس گفت...

به دامن هر نامردی چنگ می‌زنیم واسه بهبود اوضاع دامنش پر از کثافت در میاد. فرماندار ۱۵ ساله! ای‌ تُف به شرفتون! از ۲۹ سال زندگی‌ ۲۲ سالشو دارم درس میخونم و ۷ سالش رو همزمان کار می‌کنم و هنوز لنگ پولِ درست کردن دندونام هستم. دوست دخترم پوسید انقدر منتظر موند تا اوضاعم خوب بشه. جون کندم به هزار امید از آمریکا بورس گرفتم حالا به خاطر گٔه کاری بانو ابتکار بی‌ شرف و عباس عبدی مغرور و متوهم چنان سخت گیری روی ویزای ما می‌شه که دیگه آرزوی دیدن ایران رو باید به گور ببرم. تازه به قول دوستان من باید خدا رو شکر کنم. بدا به حال مملکتی که خوش شانسش من مفلوک باشم.

سیاوش

Dalghak.Irani گفت...

دروری کنم قبل از بر پرگل پرسپولیس زلزله در مقایل سایپا.
اول اینکه خدا رحمت کند پسر روحنی را که معروف است خودکشی کرده است. حالا می توانم باور کنم که هیچ انسانی نمی تواند پدر و عمویی چنین جنس نامرغوب را تحمل کند و خود کشی تنها راه انسان ماندنش بوده.
دوم اینکه بماند بعد از مسابقه!

مانی گفت...

شاهکار بود, مرسی دلقک خوب.

ناشناس گفت...

من موندم تو اعتماد بنفس این برادران.
اوایل انقلاب تازه از خارج از کشور برگشته بودم با مدرک فوق لیسانس.یکی از دوستان ما را معرفی کرد یکروز رفتیم بنیاد مستضعفان برای استخدام.یکی از معاونین اونجا یگ ریش پشمی آمد چند دقیقه ای با ما مثلا مصاحبه کرد و بعدش هم گفت من الان برات حکم میزنم از هفته اینده برو مدیر عامل ( فلان کارخانه مصادره شده).گفتم جناب من هنوز هیچ تجربه مدیریتی ندارم و لی اگر لطف کنید بعنوان کارشناس و یا سرپرست یک قسمت در خدمتتون هستم.گفت باشه خبرتون میکنیم.
بعدش دوستمون آمد در راه ازش پرسیدم چی شد؟گفت هیچی.بهم گفت دیگه از این دوستای ....خلت اینجا نیار کار داریم.

ناشناس گفت...

باند فاسد وابسته به فریدون تا عمق بانکها و جاهایی که در آن بوی پول به مشام میخورد نفوذ کرده و به زودی اخبار آن منتشر و چنان ضربه ای به دولت تدبییییررررر و امید (ای گووووزززززز) خواهد زد که کمرش تا انتخابات بعدی خم خواهد شد برادران سپاه هر کاری رو بلد نباشند در کشف مفاسد و ریختن آن روی دایره مهارت بالایی دارند

ناشناس گفت...

کاملا با مطالب پست بالا موافقت.
پیشنهاد می کنم که برای اینکه دهان شریعتمداری کثیف بسته شود همانند زمان احمدی‌نژاد یک پاسدار را به پست ریاست جمهوری منصوب کنند تا من بعد شاهد چنین ناهماهنگی در استفاده از منابع نباشیم و خیال دلقک هم راحت شود.

ناشناس گفت...

دلقك عزيز، با مهارت چه طنز تلخى نوشتيد، ياد داستانهاى عزيز نسين افتادم با اين تفاوت كه داستان شما واقعيست.
ارادتمند، افشين قديم

ناشناس گفت...

بالاخره قوه قضاییه پاک دست هم گود شده و رئیس دادگاه انقلاب در یک اظهار نظر کاملا حقوقی گفته که از رئیس جمهور انتظار داشته که اشد مجازات را برای برادر خود درخواست می کرده است.
مطمئن هستم دلقک کاملا متوجه مطلب هست.

عسگر گفت...

vagan behet iman daram timsar post gabli timsar dar morede fish haye ogogiro bekhonid bebin chi gofte bod ye mah pish
بنابراین اولین اقدام مهم روحانی باید خلاص کردن گریبان خودش از دست تندروهای زوم کرده به فساد حقوق هاست. برای اینکار هم روحانی فقط و فقط یک راه دارد آنهم - حتی در بدترین فرض - قربانی کردن برادرش - که حالا دیگر معلوم شده که اگر مجرم نباشد مبری از فساد هم نیست - است.

Dalghak.Irani گفت...

اما دومین توصیه ام اینکه: دوستان آنتی قالیباف و مخالف میلیتاریسم بهوش باشند که مطلب این پست فیت رسوا کردن قالیباف هم است و بروند از طرقبه و منزل پدر مادر قالیباف شروع کنند و سری هم به قبر برادر کشته شده اش در جنگ بزنند و مجتمع آموزشی شراکتی پسرش در سعادت آباد هم یادشان نرود بعلاوۀ زیر چادر همسرش و خلاصه هر سوراخ سنبه ای که ممکن است شهردار تهران حسین فریدونش را قایم کرده باشد بگردند و یک پروفایل درست و درمان پیدا کنند که بزنیم تو پوز شریعتمداری حالا که نامرد اینقدر گیر سه پیچ داده به روحانی مچکریم ما. این را از این جهت هم عرض می کنم که قالیباف و حسین فریدون تقریباً همسن هستند و هردو تحصیلات شان را - فریدون درحین مآموریت در مالزی و نیویورک و قالیباف بعد از پایان جنگ و تازه قالیباف یک گاف اضافه هم مرتکب شده و رفته با رانت یک گواهینامۀ خلبانی هم گرفته و طیاره می پراند و جان مسافران ایرانی را گرفته در دستش - را با اما و اگر انجام داده اند و مهمتر از آن دیدم که قالیباف تازه پررو هم شده و امروز به شورای شهری ها گفته "من نه تنها شهر فروشی نکرده ام که دارایی منقول و غیر منقول شهرداری را 2/5 برابر هم افزایش داده ام. و شورای شهری های نامرد هم بر و بر نگاه کرده اند و فقط یک چس ناله از یکی شان شنیده شده که زیر لب می گفته "باید راستی آزمایی شود". خلاصه هرچه بتوانید گیر بیاورید برای پس راندن این سرادر سابق - سابق و لاحق ندارد که همین که پاسدار است یعنی خائن و دزد و برادران قاچاقچی است - که بدجوری پررو شده و ودور برداشته و هل من مبارز طلبیدده. یا...هو

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
ناشناس گفت...

دلقک عزیر
گر حکم رسد که مست گیرند، در شهر هر آنچه هست گیرند.
هر کس در این نظام دستش بند است، از این کثافت کاری ها فراوان دارد. منتها بعضی ها، بعضی وقت ها لازم میشود که افشا شوند و بعضی های دیگر نه! صحبت روحانی و قالیباف نیست. چرا چشم به دم و دستگاه خود رهبر و پسرش و سایر حرامزادگان اطرافش بستید؟خوب این مادر مرده ها هم یک ناخنکی زدند دیگه.... ملت غیورآریایی و از جمله اینجانب هم لطفا مشغول باشند به خوردن ماستشان. ما را سنه نه.

ناشناس گفت...

اینا همه سر و ته یک کرباسند و تووی موود کار هر کدومشون که بری ٬ قصه همینه
حالا قرار شده این یاروو روحانی و برادرش سنگ روو یخ بشوند ٬ پس پرونده شوون رو گذاشته اند بیرون و در معرض دید همگانی ٬ باند کثیف قدرت برای ریدن به هر کس به اندازه کافی مدارک دارد
همه شوون از بالا تا پایین همینجوری مراتب ترقی !!!! رو طی کرده اند ٬ فقط سلسله مراتب قدرت است که معلوم میکنه که دست کی روو بشه و دست کی روو نشه
فقط از تیمسار همراه شده با شریعتمداری میخوام بپرسم که با حذف روحانی از چرخه قدرت ( چون هر کسی رو که مردم انتخابش میکنند ٬ مافیای قدرت میرینه بهش و از کل چرخه نظام گورش رو گم میکنه ) حالا ما امیدموون به کدام خری باشه که ما رو فعلا یک چهار یا هشت سالی خر کنه ( تا زمانی که مرگموون فرا برسه ) و ضمنا خشتکش هم مملو از گوه کاری گذشته نباشه؟؟؟؟؟!!!
من خودم حقیقتا پاک از سید محمد خاتمی ندیدم و نخواهیم دید ولی افسوس که ما ملت قدرش را نفهمیدیم و به قول مولیر ملت بسیار بدبختی هستیم ٬ چرا که اولا برای خوشبختی نیاز به قهرمان داریم ٬ دوما قهرمانی داشتیم ولی جربزه یاری اش را نداشتیم

Dalghak.Irani گفت...

نه ایران تمام شده - کامنت حذف شده - نه گرحکم رسد که مست گیرند. درست است هوا کرم است و کثیف در تهران اما شمال که راهش بسته نیست شما هم می توانید یک سفر چندروزه بروید بشمال. باز ایران ایران است وقتی به ونزوئلا نگاه کنیم در اقتصاد. توی فرنگ هم که برای خودشان خبر خوب کیمیاست اینروزها تا چه رسد بما که بعد از 50 سال زندگی در غربت باید بپرسیم خاک انداز به زبان مهاجری مان چه می شود. می ماند روسری و توسری که آن هم راه حلش فعلاً بی خیالی است و مدارای شل کن سفت کن - منظورم به روسری است و نه مبارزه - من هم که راه براه لله طنز و جدی می تویسم و شما را بوجد میاورم که سحر نزدیک است از سوی ترزا می نازنین نخست وزیر خیلی خیلی دوست داشتنی بریتانیا و خانم کلینتون که زیاد هم بارها ارادتم را به توانایی ایشان اعلان کرده ام. اینکه روزنامۀ شرق بازهم زودتر از موعد ترسیده کم آوزده و مجبور شده دکتر زیباکلام کلافه را بزند بجدول شهرداری تا فکاهه بنویسد بر ضد قالیباف هم باعث تفریح بیشترمان می شود و بزودی شهرداری جوابش را خواهد داد و من هم آماده ام قبراق مثل همیشه در رکاب. مخلص کلام اینکه اوضاع بدی هم نیست و داریم افتان و خیزان جلو می رویم و مشکل بزرگ فقط نوستالوژی من است ذز ذوری از وطن که یک جایی خواندم در تهران بیش از 100 نمایش و تئاتر دز هزشب روی صحنه می رود ریز و درشت و جدی و شوخی و در همه ژانرها. اگر اینطور باشد دیگر اوج بدبختی من است که در لندنم و هیچکدام از این تداترها را نمی بینم. یا...هو

اژدها گفت...

تلخک،

"خانم کلینتون که زیاد هم بارها ارادتم را به توانایی ایشان اعلان کرده ام."

از توانایی‌های خانم کلینتون بگویید. برای مثال خانم کلینتون در سیاست خارجی، مالی و پولی توانمند است چون چنین و چنان کرد و ال‌ و بل نکرد.

m vatan گفت...

به شخصه برای نظامی ها احترام قائلم اما تا زمانی که پا را فراتر از پادگان ها نگذراند، برای اقتصاد و سیاست از آخوند خطرناک تر نظامی ها هستند ، قالیباف کراوات بزند و ویسکی بالا بکشد باز هم نظامی است و جایش پادگان.

Dalghak.Irani گفت...

می شود راجع به خطرناکی نظامیان برای اقتصاد و سیاست چند فقره مثال بزنید و مصداق بیاورید. من که هرچه دیده ام و تاریخ ثبت کرده نظامیان بهترین و پیشرو ترین و توسعه بخش ترین رهبران دولت های جهان سوم از ابتدای تاریخ تا کنون بوده اند. علت هم مشخص است. چون نظامیان میهن پرست ترین و ساده ترین و صادق ترین شهروندان این جوامع بوده اند. البته که منظور من ارتش های ملی است و نه ارتش های یدئولوژیک اعم افسران مارکسیست مثل ناصر و اسد در گذشته و سپاه ایران در حال حاضر. قالیباف هیچگاه نظامی حرفه ای نبوده است. او ده سال بسیجی بوده و جنگیده. 10 سال هم دنبال درس و مشق و خلبانی و جبران سنین از دست رفته بوده و از 12 سال پیش هم که کلاً ازنظامیگری استعفا داده و وارد خدمات سیویل شده است. لذا تنها مقطع شبه نظامی او شش سال فرمانده ناجا بوده که باعث افتخار پلیس ایران در آن سالها بود.
البته که من خودم را که نثر می نویسم و ویکتورخارا را که شعر می گفت و من با بدبختی برخی را و خارا به راحتی همه را مجذوب و هیجان زده می کرد. اما من بجای خودم قالیباف را و بجای ویکتورخارا قاتلش ژنرال پینوشۀ مرحوم را ستایش می کنم. چون قالیباف شهر را می سازد تا هزاران مثل من ها راحت تر زندگی کنند و پینوشه شیلی را ساخت که امروز ملتش به آن افتخار می کنند. متأسفم برای خود حقیر و ویکتورخارای کبیر که کشته شدیم اما کشور و شهر با شعر و گل و بلبل توسعه نمی یابد و انسان های زیادی از گرسنگی می میرند.
تازه خود نورالدین کیانوری - که حرف میلیتاریزم از لغت های اوست! - نوۀ شیخ فضل الله نوری بود. چطور به ایشان و سایر توده ای ها نمی گفتید بهتر است بروند داخل حجره. اما ما را چنان به پادگان برمی گردانید که گویی پادگان جذام خانه است. پادگان مرکز شرف و ناموس و غرور یک ملت است. یا...هو

ناشناس گفت...

چطوره حالا که نظامیان اینقدر خوب و ساده و صاف و صادق اند کلا دموکراسی رو جمع کنیم و کل کشورهای اروپایی، آمریکا، روسیه، چین، استرالیا، کانادا و انگلیس و کل دنیا رو بدیم دست نظامیا اداره کنن؟ دلقک اگر موافقی بگو تا بریم اجراش کنیم!

دلقک عقل کل اگر اینقدر نظامیا گل و بلبل بودن که قبل از تو هزاران دانشمند و پروفسور و متفکر غرب و شرق بعد از سال ها و دهه ها و صده ها اکثریت شون روی دموکراسی توافق نمی کردن. اینو هم من بهت آموزش میدم که بشر تاکنون چیزی بهتر از دموکراسی نتوانسته جهت اداره کشورها اختراع کنه. حالا برو مطالعه کن و از رو معده و باد هوا حرف نزن و به خاطر اینکه این آموزش رو از من دریافت کردی متشکر و ممنون باش.

ناشناس گفت...

اکثر کودتاهای نظامی و اکثر حاکمان نظامی حتی آنهایی که در ظاهر موفقیت اقتصادی هم کسب کردند (اکثرا با کمک آمریکا) حکومت خود را با خون ریزی و کشتار وسیع در تاریخ ثبت کردند. از خوانندگان میخواهم که حتما وقت بگذارند و در اینترنت و کتابهای تاریخ جستجو و مطالعه کنند و نگذارند نظامیان حیله گر (و اگر هم حیله گر نباشند، کوته فکر و احمق) که همین دلقک نمونه بارزش هست به راحتی تاریخ را تحریف و افکار دروغ را به شما بقبولانند.
کودتای هیتلر با مرگ ده ها میلیون انسان در اروپا ختم پیدا کرد اگرچه در دوران او آلمان پیشرفت های علمی و اقتصادی فراوانی داشت ولی او یک خون ریز بالفطره بود که به دلیل جاه طلبی بیش از اندازه و بیمارگونه او بود.
ژنرال فرانکو در اسپانیا موجب فقر و کشتار گسترده شد.
ژنرال برانکو در برزیل ده ها هزار انسان را در خیابان ها به قتل رساند و پس از روی کار آمدن او سال های طولانی برزیل در آشوب دست و پا میزد.
ژنرال پرویز مشرف هم که با کودتا قدرت رو در پاکستان به دست گرفت پاکستان را تبدیل به مامن تروریست های اسلامی تندرو و محل تشکیل هزاران مدرسه و مکتب اسلامی وابسته با گروه های اسلامی تندرو کرد. منشا و پایگاه مهم گروه های تروریست اسلامی مانند طالبان و القاعده، پاکستان بود.
ژنرال معمر قذافی دیکتاتور نیمه دیوانه ای که کشورش را از داخل چادر و با محافظت ده ها محافظ زن اداره میکرد و پس از مرگ او در داخل کاخ هایش مجسمه های طلا کشف شد که با پول فروش نفت لیبی فراهم شده بود. در زمان او اقدامات تروریستی مانند انفجار هواپیما و کشتار غیرنظامیان بی گناه انجام شد و او پول کشورش را صرف اقدامات بیهوده مانند انرژی هسته ای کرد که در نهایت مجبور شد همه را بسته بندی کرده و با کشتی به غرب بفرستد.
ژنرال عیدی امین در اوگاندا که با کودتا قدرت رو در دست گرفت و 300 هزار انسان را در طول دوران حکومتش کشتار کرد.
حتی خود شوروی را میتوان به عنوان حکومت نظامیان محسوب کرد که پس از کشتار هزاران انسان در نهایت به یک فاجعه و افتضاح بشری ختم شد.
تاریخ مهم ترین کودتاهای نظامی تاریخ و عملکرد زنرال های نظامی رو می تونید در لینک های زیر مطالعه کنید:
http://tarikh1.com/5-famous-coups/

http://tarikhirani.ir/fa/news/2/bodyView/5547/%D8%B9%D8%B5%D8%B1.%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%D9%87%D8%A7%D8%9B.%D8%A7%D8%B2.%D9%87%DB%8C%D8%AA%D9%84%D8%B1.%D8%AA%D8%A7.%D8%A7%D9%84%D8%B3%DB%8C%D8%B3%DB%8C.html

http://www.bornanews.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF%DB%8C-3/343120-%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE

Dalghak.Irani گفت...

دستت درد نکند اوستا تشکر می کنم. راستش همه اش تقصیر این پروفسور اژدهاست که همۀ امتحانتش از من تشریحی است. در حالیکه من رشدیافتۀ یک جامعۀ تستی هستم. یعنی وقاحت شما که در حد لالیگاست ناراحتم نمی کند بلکه نگرانیم از خستگی ناشی از مأموریت اژدهاست که رفته ام دنبال مطالعه و فهم مواضع هیلاری جان در سیاست و اقتصاد و اجتماع و فرهنگ و ... و نه که همۀ منابع هم بزبان اصلی است کور شدم از بس که نمی فهمم چی را چجوری باید یادبگیرم برای پاسخ سؤالات تشریحی پرفسور اژدها. چقدر دلم برای خودم تنگ است و می پرم تو بغل خودم و خودم را سخت در آغوش می گیرم حالا گریه نکن کی گریه کن. یادم نمی آید چرا و چگونه گیر شما افتادم که مطلقاً همه استادید و من شرمنده. شقیقه هایم بشدت درد می کند و حسرت می خورم که چرا کامنت سه کلمه ای آن خوانندۀ فرهیخته ام را - که بطور برنامه ریزی شده هر از چند وقتی می فرستد و امروز هم فرستاده بود - حذف کردم بجای انتشار. او همیشه می نویسد امروز هم نوشته بود:

"دلقک مخت گوزیده..."

سه نقطۀ انتهایی اش هم همیشه سه نقطه است و من اضافه نکرده ام. اما چقدر بوی گند گوزهایتان را در شقیقه ام حس بدی می کنم. اژدها پاسخ تو می ماند تا فردا که مطالعاتم تمام شود. لامصب یک مقاله بفارسی معرفی کن لااقل برای خواندن! یا...هو

چرنده گفت...

این وبلاگ که زمانی جایگاه خوبی برای کسانی بود که تمنای بهبودی اوضاع ایران را داشتن با سماجت عجیبت برای حمایت از قالیباف به انحراف کشیده شده در نظرگاه شما قالیباف نقطه مرکزی هست که تمام مفاهیم ذیل قالیباف تعریف میشن ،حالا که تصمیم گرفتی در رکاب حسین شریعتمداری عزیز باشی بدون توجه به عواقب و معانی مترتب بر آن لااقل توصیه میکنم وبلاگ دیگری راه بنداز در حمایت از سرور کائنات و قطب عالم امکان و لینک بده به خوانندگان یا مطالب همین وبلاگ رو به دو بخش تقسیم کن و یک در میون یکی رو به حمایت از قالیباف و یکی رو هم به شکل و سیاق روزهایی که مطالبت رنگ و بویی داشت کار کن اینجوری هم از این مخصمه در میای نگو که هیچ مخصمه ای در کار نیست که هیچی نگم بهتره هم خواننده هات یه ارتباطی با نوشته هات پیدا میکنن ما خاستیم رسم شش سال مهمون بودن رو به جا بیاریم و به صاحب سفره یه تلنگری بزنیم حالا اگر خاستی بزنی به جاده خاکی که تو کی باشی به من شخصیت عزیز و محبوب و چه و چه اندرز بدی بفرما خب

ناشناس گفت...

عالی‌ بود دلقک عزیز، خستگیم در رفت. پیشنهاد می‌کنم این مطلب را برای یکی‌ از رسانه‌های هاشمی نشان بفرستید، احتمالا به عنوان مطلب جدی منتشر کنند.

ناشناس گفت...

"ژنرال معمر قذافی دیکتاتور نیمه دیوانه ای که کشورش را از داخل چادر..."
در مورد این فقره من اطلاع دقیق دارم که اشتباه است، قذافی دیکتاتور بود درست و هیچ کاری برای دموکراتیک کردن کشورش نکرد، اینم درست، باید جامعه مدنی لیبی که وجود خارجی نداشت را توسعه می داد که نداد، ولی معمر وطن پرست ترین دیکتاتور در لیبی بود و هر انچه غرب برای سرنگون کردن ایشان در رسانه ها گفتند، نگفتن تمام حقیقت بود که قذافی برای لیبی بهترین بود، مردم لیبی با قذافی آینده داشتند، الان ندارند. برخی از خدمات قذافی به کشورش شامل، وام بدون بهر، دادن حقوق بیکاری، حقوق دکتری تخصصی به دانشجویان، دادن خانه مجانی به زوج های تازه عروس و داماد شده، دادن کمک هزینه تحصیل تا 2500 یورو به علاوه هزینه ایاب و ذهاب در هر نقطه از جهان، فروش خودرو با قیمت تمام شده در کارخانه، فراهم بودن آموزش رایگان برای همه، لیبی از معدود کشور های جهان بود که گدایی و بی خانمانی در این کشور وجود نداشت تا قبل از بمباران غرب، تنها کشور جهان که به هیچ کشوری در جهان بدهکار نبود لیبی بود که مایل نبود برود زیر قرض بانک جهانی (امریکا و شرکایش) یکی از ارزان ترین کشور ها از نظر قیمت نان(15 سنت!) 25% جمعیت دارای تحصیلات دانشگاهی بودند. لیبی تنها کشوری بود که نفت تولید می کرد و پول ان را نه با دلار و نه با یورو بلکه با طلا جایگزین می کرد. در رسانه های غربی خبری از این اطلاعات نیست، همه چیزی که در مورد خدابیامرز معمر گفته می شود این است که دیکتاتور بوده است! و الان مردم لیبی با افتخار و خوشحالی یک دیکتاتور وطن پرست مستقل را کشتند تا یک حکومت "دموکراتیک" وابسته به غرب، متزلزل با پول های بلوکه شده و شهر های تخریب شده نصیبشان شود.

روی کار آوردن دموکراسی های بی ثبات و وابسته به جای دیکتاتورهای میهنی برنامه بلند مدت غرب است که در عراق و لیبی پیاده شده و نتایج خوبی برای غرب و فاجعه بار برای مردم ان کشورها داشته است، نباید آرمان گرایانه وقایع را تحلیل سیاسی کرد، شما باید کشور و دولت لیبی را با کشورهای هم سطح و همینطور خود آن در دوران قبل از قذافی مقایسه کنید. معمر قذافی کسی بود که نفت لیبی را برای اولین بار ملی کرد. کسی بود که لیبی را به یک کشور مدرن تبدیل کرد و اتحاد سیاسی باثباتی را در آن رقم زد. کشوری که دهه های متمادی در اختیار استعماگران ایتالیایی و بعدا انگلیسی و آمریکایی بود. البته اینکه کسی در خانه خود برای امور شخصی قدرت انتخاب نداشته باشد، بدبختی است، اما اگر صرفا حق رای نداشته باشد و در رفاه زندگی کند، به نظر من تفاوت بسیاری با بدبختی دارد! لیبی کشوری است که در دوران سردمداری معمر قذافی در طی 10 سال اخیر بالای 10 درصد رشد اقتصادی داشته است. و امروز من تصور نمی کنم هیچ چشم انداز روشنی برای آینده اقتصادی و رفاهی مردم لیبی وجود داشته باشد.

ناشناس گفت...

«روزنامه اعتماد: به‌ دلیل تعدد حساب‌های رابط درآمدی و هزینه‌ای و همچنین رانت ناشی از رسوب وجوه عمومی در بانک‌ها، فرآیند گردش منابع دولتی، هم در بخش درآمدی و هم در بخش هزینه‌ای، با کندی انجام می‌شود.

مراجعه به آمارهای پولی کشور نشان می‌دهد نسبت حجم بودجه عمومی دولت به حجم نقدینگی در سال‌های مختلف حدود ۵٠ درصد بوده است. طبیعی است که گردش چنین حجمی از وجوه در شبکه بانکی، در فقدان نظارت موثر بانک مرکزی و خزانه‌داری کل، منافع قابل توجهی را برای شبکه بانکی به همراه خواهد داشت که خود، تشدیدکننده رفتارهای رانت‌جویی در بانک‌ها و نیز دستگاه‌های دولتی خواهد بود.

تعداد این حساب‌ها را محمود احمدی، دبیرکل بانک مرکزی ۲۰۰ هزار حساب عنوان کرد و گفت وجود ٢٠٠ هزار حساب دولتی در بانک‌ها که کار دریافت و پرداخت بودجه دستگاه‌های دولتی را برعهده دارد، رسوب پول‌های دولتی را باعث می‌شود و از این محل خدمات انحصاری بانکی و خلق اعتبار پیامد رسوب‌ پول‌های دولتی خواهد بود. احمدی در گفت‌وگو با «اعتماد» متذکر شد: بانک مرکزی برنامه ویژه‌ای تدارک دیده که بر اساس آن حساب‌های دولتی در سیستم بانکی تعیین تکلیف خواهند شد و از این پس موضوعی به عنوان رسوب بودجه عمومی در حساب‌های دولتی نخواهیم داشت.

به گفته احمدی تمام آنچه دولت تحت عنوان بودجه به حساب‌ها واریز می‌کند اعم از آنکه یک فرد برای دریافت گذرنامه وجهی را پرداخت می‌کند تا مبالغ کلان و درآمدهای دولت از این پس به حساب خزانه دولت نزد بانک مرکزی واریز خواهد شد. به این ترتیب دیگر بحث رسوب پول در حساب‌های دولتی موضوعیت نخواهد داشت، همچنین امکان پایش آن از سوی خزانه‌دار و معاونت توسعه نیز فراهم خواهد بود.»

روحانی از این کار شما متشکرم.

عصبانی گفت...

اول بگم که از قالیباف چندان خوشم نمیاید و با حکومت نظامیان موافق نیستم .بعد از چند سالی برای دیدار خانواده چند هفته ای است که در تهران هستم. خواستم نظر خودم و آنچه دیدم با شما در میان بگزارم.
1- با توجه به بزرگی و بی در و پیکری تهران. عملکرد شهرداری تهران را در مقایسه با شهرهای بزرگ دیگری که دیدم مثل پاریس لندن بارسلون و ... قابل قبول و در پاره ای موارد بهتر دیدم.
2- خیلی در اینترنت و سایتها دیدم که به قالیباف خورده میگرفتند که چنارهای خیابان ولیعصر را قطع کرده و باغها را از بین برده. شاهد درختکاریهای زیادی و فضای سبز زیادی در تهران بودم. ضمن اینکه خیلی از چنارهای خیابان ولیعصر عمرشان به سر رسیده و به علت آلودگی هوا دچار خشکی شده اند و قطع آنها به نظرم ناگزیر است و دیدم که نهالهایی جایگزین شده اند و البته زمان میبرد تا این نهالها بزرگ شده و به چشم مردم همیشه ناراضی بیایند.
3- زیبا سازی شهر چشمگیر است.
4- تهران شهر بزرگ بی قواره با مردمی با فرهنگهای مختلف است. حفظ وضعیت موجودش کاری بسیار سخت است چه رسد به توسعه و بهبود. من به شهرهای دیگر ایران هم مسافرت کردم. به نظرم برای لمس عملکرد قالیباف لازم نیست به لندن سفر کنید. کافیست به شهرهای دیگر ایران هم سری بزنید تا متوجه شوید قالیباف در تهران چه کرده.
5- وضعیت ترافیک تهران بحرانی است. با این حساب توسعه وسایل عمومی مانند مترو و بی آر تی چشمگیر است.
6- به نظر من قالیباف در حال تلاش برای مدرن و قابل زندگی کردن تهران است. اما در مقابل رفتار شهر نشینی و اجتماعی مردم بسیار وحشتناک است. طرز رانندگی؛ عدم تحمل یکدیگر؛ فقط به فکر خود بودن و استفاده از هر موقعیتی چه در رانندگی و چه در زندگی برای بدست آوردن امتیاز برای خود بسیار چشمگیر و آزار دهنده است. حرص زدن برای داشتن و راندن اتومبیل و آلوده کردن هوا و ...
خلاصه کلام اینکه به نظرم قالیباف بالاتر از توان خود در حال تلاش است و از آن سو مردم با حداکثر ظرفیت در حال سقوط و تخریب هستند.
اگر کسی حداقل مدیریت یک شرکت سه نفره را تجربه کرده باشد برایش قابل فهم خواهد بود اداره جهنمی مثل تهران چقدر طاقت فرساست

Dalghak.Irani گفت...

مرسی عصبانی بخاطر شاهد عینی. البته تضاد قالب مدرن تر شهر که قالیباف هم حفظ کرده و هم ساخته با فرهنگ روستایی - اما فاسد شده در شهر - مردم طبیعی است. زیرا ایرادات رفتاری اغلب جنبۀ نقصان آموزش دارد اولاً و عصبیت ناشی از ناهنجاری های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی. در ضمن هرکس چه چرنده باشد یا خزنده مجاز است بماند یا برود و اهمیتی برایم ندارد. اما اینکه من تنها الگوی روز خدمتگزاری در وطنم را رها کنم که خودم یا غربتی دیگری را راضی نگه دارم محال قطعی است. در ضمن اطلاعات چرنده صحیح نیست و ایشان یا دچار فراموشی هستند یا آلوده به "همینجوری گویی". و الا من از شش سال پیش ایجا را قالیباف نامه کرده ام و خواسته ام و امیدوارم که هیچکاه هم قالیباف عملی مرتکب نشود که رودرویش بایستم بخاطر ایران. این هم آدرس اولین مدح من از قالیباف در شش سال پیش:
http://dalghakirani.blogspot.co.uk/2010/11/blog-post_12.html

عصبانی گفت...

با عرض پوزش چند مورد دیگر که از قلم افتاده بود و به نظرم چشمگیر است:
7- ساخت پردیسهای سینمایی که نه تنها شامل سالن سینماست بلکه یک مجتمع مدرن فرهنگی است شامل کتابفروشی کافی شاپ گالری و ... که دختران و پسران به راحتی میتوانند در آنجا با هم معاشرت داشته باشند
8- توسعه خدمات مختلف از طریق اینترنت
9- ساخت پارکها و مراکز تفریحی مثل بام تهران
اینها گوشه ای از چیزهایی است که به چشم من آمد از شمال تا جنوب و شرق تا غرب تهران. قالیباف قرار نیست الگو و پیشوای مردم تهران باشد. قالیباف شهردار تهران است و در چارچوب مسئولیتش به نظرم موفق بوده. ضمن اینکه شهردار لوزان سوئییس برای مردم سوئیس مناسب است که در رفراندوم دریافت یارانه رای منفی میدهند و برای مردمی که کوچکترین اهمیتی به حقوق دیگران نمیدهند نظم و دیسیپلین نظامی لازم است و دموکراسی و این سوسول بازیها فقط باعث بدتر شدن اوضاعشان میشود.

چرنده گفت...

در ضمن اطلاعات چرنده صحیح نیست و ایشان یا دچار فراموشی هستند یا آلوده به "همینجوری گویی".
ضمن احترام شش سال هست که شما وبلاگ رو قالیباف نامه کردید ولی هیچگاه شکل و بوی این چنینی نداشته (نوعی مالیخولیای قالیبافی) نحوه طرفداری شما بعد از بازگشت مجدد بعد از عید امسال پس از یک وقفه یکی دو ماهه بسیار متفاوت از دوره ماقبل اون هست ما چون نمک پرورده سیرک هستیم و خواهیم بود اینو گفتیم
تصمیم با خود شما

ناشناس گفت...

جان کری زانوش رو هم که خم کرده باز یک سر و گردن از دیپلمات! ایرانی بلندتر هست. کوتوله های سیاسی محبوب دل اصلاح طلبان و جمهوری اسلامی خواهان.

ناشناس گفت...

غلامحسین کرباسچی در دوران جنگ نماینده روح‌الله خمینی در ژاندارمری جمهوری اسلامی بود. او با فرمان و نظر مستقیم روح‌الله خمینی به استانداری اصفهان منصوب گردید و در این زمان چنان خوش درخشید که پس از پایان جنگ در سال ۱۳۶۸ از استانداری اصفهان به شهرداری تهران منتقل شد[۱] و دوباره طرح جامع شهر تهران را که در زمان شهرداری غلامرضا نیک‌پی طرح‌ریزی شده‌بود ادامه داد که در کنار گذاردن پیشنهادات مطرح شده بعد از پایان جنگ مبنی بر انتقال پایتخت از تهران به شهری دیگر تأثیرگذار بود. او در دوران شهرداری تهران و در جریان اقدامات خود از حمایت هاشمی رفسنجانی بر خوردار بود.

در دوران وی برای اولین بار شهردار تهران در هیئت دولت در کنار وزرا و معاونان رئیس جمهور حضور یافت. این وضعیت تا انتصاب محمود احمدی‌نژاد به شهرداری تهران ادامه داشت.

در آستانهٔ برگزاری انتخابات مجلس پنجم، وی به همراه عده‌ای دیگر از وزرا و معاونان هاشمی رفسنجانی، حزب کارگزاران سازندگی را تأسیس کرد و در کنار جامعهٔ روحانیت مبارز تهران به ارائه لیست انتخاباتی پرداخت. پس از کناره گیری وزرای دولت هاشمی رفسنجانی از حزب کارگزاران به دستور علی خامنه‌ای، غلامحسین کرباسچی عملاً بعنوان چهرهٔ اول حزب مطرح شد.

تأسیس مؤسسه همشهری و انتشار روزنامه همشهری و نشریات و ویژه نامه‌های وابسته به آن و راه اندازی فرهنگسراها و خانه‌های فرهنگ در تهران از اقدامات وی بود. به دلیل تعارض میان نحوه مدیریت اماکن فرهنگی شهرداری با خواست‌های مدافعین نظریه «مبارزه با تهاجم فرهنگی» علی خامنه‌ای، مجلس پنجم سازمان فرهنگی - هنری شهرداری تهران را از کنترل شهردار خارج کرد. از نظر آنان فرهنگسراها به رقیبی برای مساجد و پایگاه‌های بسیج تبدیل شده و از طرح «کاخ جوانان» که قبل از انقلاب در ایران ساخته شده بود، اقتباس شده‌اند. گروه انصار حزب‌الله نیز تظاهرات‌هایی را در مقابل مؤسسه همشهری راه اندازی کرد.

ناشناس گفت...

کامنت بالا را گذاشتم تا قدر دانی شود از مرحوم غلامرضا نیک پی و غلامحسین کرباسچی که هر دو غلام مردم ایران بودند در گذشته نه چندان دور و حداقل نامشان به سر کوفتن بر جوانان نامی نشد.

Dalghak.Irani گفت...

کامنت قدرشناسی تان - حتی اگر مثل من خیلی دقیق نبوده باشی بر جزییات - بسیار تحسین برانگیز بود و لذت بردم اگر کامنت تکمیلی تان را نمی فرستادید که بگویید قدرشناسی تان نه از حب خدابیامرز نیک پی و کرباسچی عزیز (علی) بود بلکه از بغض محمدباقر قلیباف (معاویه) بود. کوشش کنیم انسان های خدمتگزار - بتشخیص خودمان - را در همه حال قدرشناس باشیم و تا روز ظهور یک خدمتگزار دیگر - از نظری دیگری - عقب نیاندازیم. تا فرق فرزانگی و لمپنی را پاس بداریم. یا...هو

ناشناس گفت...

ما همه طرفدار یک مشی سیاسی هستیم اما نمیدانم چرا اینقدر فاصله داریم در درک واقعیتها .

کرباسچی بهترین شهردار بعد از انقلاب بود و جسورترین و البته هاشمی در اوج قدرت با قدرت از حمایت میکرد . اما هیچگاه توسط رسانه های اصلاح طلب نقد نشد چون خودی بود . پروژه خیابان نواب را که از افتخارات او بود بروید ببینید . مدیران شهرداری در زمان کرباسچی ، عنان گسیخته میدزدیدند ، بدون اینکه ذره ای ترس از حساب کتاب داشته باشند .
با مرام سیاسی قالیباف موافق نیستند و بیجا میکند کسی که دست روی بچه های مردم دراز میکنه ، غلط کرده اگر که کرده . اما باور کردنی نیست نادیده گرفتن کارهای خوب او .
رد پای قالیباف در تمامی کوچه پس کوچه های تهران دیده میشود در هر کوچه تا حد امکان فضای سبزی در نهایت زیبایی و وقتی هر روز صبح زنان بسیاری از پیر و جوان را میبینم که مشغول پیاده روی و ورزش هستند واقعا ذوق زده میشوم .
دختر من سه سال پیش در حین بازی در پارک خورد زمین و دستش شکست . زنگ زدیم به شهرداری منطقه به شکایت . شستیم قشنگ و پهن کردیم رو طناب . سی بار زنگ زدند و عذر خواهی کردند و گفتند هزینه درمان را شهرداری متقبل میشه ، چرا ؟! چون فومی که روی زمین بازی پهن کرده بودند به علت کهنگی باد کرده بود و پای بچه به اون گیر کرده بود .
نه شکایت کردم و نه دریافت هزینه رو قبول کردم ولی چرا دروغ بگم واقعا ذوق زده شدم . نداشتیم تا الان چنین چیزی . شهرداری کرباسچی و شهرداران ، حکومتهای خود مختار در هر منطقه بودند . قابل مقایسه نیستند .
در ضمن بنده ساکن خوشبخت پنت هاوسهای عجیب و غریب زعفرانیه و فرشته هم نیستم که اگه اینجوری بود سر و کارم به پارک و فضای سبز نمیکشید . انتخابهای درخشانی پیش رو داشتم .
کارمند دون پایه ای با دومیلیون درآمد و زبونی دراز و دستی کوتاه .

ناشناس گفت...

تفرعن و غرور مزخرف مدیران کرباسچی و نادیده گرفتن خلایق با عذر خواهی و پاسخگو بودن مدیران فعلی شهرداری قابل مقایسه نیست.
اگر بگویم یکی از مدیران فعلی شهرداری را میشناسم با زندگی معمولی متوسط ، و بدون وابستگی به هیچ نهادی که فقط به دلیل شایسته بودن و پرونده پاک رشد کرده ، لابد دوستان اعتراض خواهند کرد و مرا مجیز گوی تیمسار و قالیباف خواهند دانست و حق هم دارند. ادعایی از یک ناشناس مجازی و بدون امکان راستی آزمایی . به دوستان دور و بر هم که میگویم با یک لبخند از روی بی اعتنایی و تمسخر روبرو میشوم .
ناگفته هم نماند که منکر فساد در دستگاه عریض و طویل اداری شهرداری و همه دیگر نهادها نیستم . فساد وجود دارد ولی آدمهای شایسته و پاکی هم وجود دارند که به شرف اعتقاد دارند .

ناشناس گفت...

"برخی از خدمات قذافی به کشورش شامل، وام بدون بهر، دادن حقوق بیکاری، حقوق دکتری تخصصی به دانشجویان، دادن خانه مجانی به زوج های تازه عروس و داماد شده، دادن کمک هزینه تحصیل تا 2500 یورو به علاوه هزینه ایاب و ذهاب در هر نقطه از جهان، فروش خودرو با قیمت تمام شده در کارخانه، فراهم بودن آموزش رایگان برای همه"

نمی دونم اینهایی که شما نوشتین چقدر حقیقت داره و آیا منبع رسمی داره یا نه. ولی اگر فرض کنیم هم درست باشن باز در اصل ماجرا تفاوتی حاصل نمیشه. ما دیکتاتورهای غیرنظامی خوب هم داشتیم دیکتاتور نظامی خوب هم داشتیم که مثالش در مورد کشور ما رضاشاه هست که بنده خودم یکی از طرفدارانش هستم. ولی باید ببینیم این کلمه خوب که به دیکتاتورها نسبت میدیم رو چطور میشه به طور دقیق تعریف کرد و در چه چارچوبی این تعریف مصداق پیدا میکنه. برخی از دیکتاتورهای نظامی به دلیل قدرت نظامی و امنیتی بالا توانستند ثبات رو در کشورشون برقرار کنن که این کاملا طبیعی هست و پایه ای ترین شرط رشد اقتصادی در هر کشوری ثبات و امنیت هست. ما صدام رو هم به عنوان یک نمونه دیکتاتور نظامی در تاریخ داریم در دوران او عراق شاهد ثبات نسبی بود ولی به دلیل خصوصیاتی که تقریبا تمام دیکتاتورها دارن به خاطر جاه طلبی بیمارگونه هم به ایران و هم به کویت حمله کرد و در نهایت مردم کشورش رو با فقر و گرسنگی به دلیل تحریم های گسترده و برنامه نفت در برابر غذا روبرو کرد. ضمن اینکه بارها شورش های داخلی رو سرکوب و هزاران عراقی رو به کشتن داد. تمام دیکتاتورها چنین افتضاح هایی رو به بار آوردند. باید توجه داشته باشید که هر حاکمی حتی دیکتاتورها و حتی ژنرال ها سطحی از خدمات رو مجبور هستند به مردم شون ارائه بدن وگرنه یا مردم از زور گرسنگی و نارضایتی شورش کرده و موفق میشن حکومت رو سرنگون کنن یا اینکه حکومت با زور سرنیزه و قتل و کشتار خودش رو سرپا نگه میداره. قذافی هم همینطور بود ولی به دلیل ذات خرابش و انگولک کردن کشورهای غربی از طریق بمب گذاری و عملیات تروریستی در نهایت کشورش و مردمش رو به سوی جنگ سوق داد. اینکه بعد از قذافی وضعیت کشور لیبی به سمت آشوب رفته تقصیر مردم خود این کشور هست.

دموکراسی وقتی خوب کار می کنه که مردمی که قراره براشون دموکراسی اجرا بشه آمادگی دموکراسی رو داشته باشن. مردم لیبی آمادگی دموکراسی رو نداشتن و در ضمن کشورهای پیرامونی هم در این کشور دخالت کردن. گروه هایی از خود مردم لیبی تشکیل گروه های تروریستی دادن و با دولت مرکزی مشغول جنگ شدن. تروریست هایی از سایر کشورها نیز به لیبی رفتند. در مورد عراق هم همینطور، مشکل دخالت کشورهای همسایه مانند ایران و عربستان در این کشور هست که از گروه های تروریستی حمایت می کنند. اگر از همین فردا تمام گروه های تروریستی ناپدید بشن دولت مرکزی مشغول کارهای عمرانی و تثبیت دموکراسی میشه و همه مردم عراق نتیجه اش رو می بینن ولی متاسفانه هنوز بخش های سنی مردم عراق درگیر مذهب و افراطی گری مذهبی هستند و این وسط کشورهای پیرامونی هم مشغول ماهی گیری از آب گل آلود هستند.

اما در مورد تعریف خوب بودن حاکم و چارچوب اون من رضاشاه رو مثال زدم. رضاشاه در زمان خودش بهترین حاکم ممکن برای ایران بود. در زمانیکه تقریبا هیچ دموکراسی ای رو نمیشد در آسیا پیدا کرد. خوب بودن یک حاکم چه نظامی و چه غیرنظامی در چارچوب زمانی و مکانی خودش قابل تعریف هست. ما اکنون در قرن 21 و سال 2016 هستیم. دلقک با توجه به سن بالاش و نظامی بودنش ذهنش به روز نیست و هنوز در سرش رویای حاکمانی مانند رضاشاه رو می پرورانه. دلقک در سال 2016 میخواد از یک نظامی حمایت کنه و به ما میگه که فلان نظامی دیگر نظامی نیست! و ارتباطش با سپاه قطع شده و انشالله گربه ست و مشکلی پیش نمیاد. ولی سال 2016 دیگر دوران حاکمان نظامی و حکومت های دیکتاتوری نیست. تنها راه ممکن در زمان حاضر برای ایران که احتمال زیادی داره جواب بده دموکراسی هست. تنها راه نجات ایران این هست که نظامیان دست از سر مردم و قدرت و پول بردارن و برن داخل پادگان ها.

ناشناس گفت...

ضمن اینکه شما باید حجم دزدی و چپاول دیکتاتورها رو در نظر بگیرید نه خدمات بخور نمیری که به مردم ارائه میدن. در واپسین روزهای جکومت قذافی کشورهای غربی تعداد زیادی از حساب های بانکی را که قذافی به نام خود و خانواده اش در آنها سرمایه گذاری کرده بود رو مسدود کردند. ارزش کل این حسابها بالغ در ده ها میلیارد دلار بود. توجه داشته باشید که قذافی پول مردم رو به حساب شخصی خودش منتقل کرده و سود سرمایه گذاری آن را هم دریافت می کرده است. صدها میلیارد دلار از ثروت این کشور هم توسط قذافی در کشورهای آفریقایی به خصوص کشورهایی که دیکتاتورهایی مانند خودش بر سرکار بودند منتقل کرده بود. لینک های زیر رو مطالعه کنید تا از حجم ثروت چپاول شده توسط قذافی چشمان تان گرد شود:

http://www.tabnak.ir/fa/news/457396/%DA%AF%D9%86%D8%AC-%D9%82%D8%B0%D8%A7%D9%81%DB%8C-2-%D9%87%D8%B2%D8%A7%D8%B1-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B4%D8%AF

http://www.shia-news.com/fa/news/25261/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%82%D8%B0%D8%A7%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AC%D8%A7%D8%B3%D8%AA

http://www.fardanews.com/fa/news/223614/%D8%AB%D8%B1%D9%88%D8%AA%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%AA%D8%B1%D9%8A%D9%86-%D8%AF%D9%8A%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D8%AE-%D8%B9%DA%A9%D8%B3

تازه این میزان ثروت مربوط به کشور لیبی است که تولید نفت آن هرگز به پای نفت ایران و ثروت آن یک صدم ثروت ایران نمی شود. با همین حساب، تصور کنید چه میزان باورنکردنی از ثروت ایران چپاول می شود. جمهوری اسلامی هم ماهانه 50 هزار تومان به هر فرد ایرانی پول نقد می دهد و ادعا می کند که در دورافتاده ترین روستاها هم برق کشی، آب رسانی و گاز کشی کرده است. اما چنین خدمات اولیه ای در مقابل حجم ثروتی که این آقایان و آقازاده هایشان به یغما می برند حقیقتا ناچیز هست. فقط با 800 میلیارد دلار زمان احمدی نژاد میشد ایران رو تبدیل به بهشت روی زمین کرد ولی آن پول افسانه ای کجا رفت؟ بیشترش رفت به جیب برادران قاچاقچی. حجم دزدی هایی که در نهادهای زیرنظر رهبر انجام میشد آنچنان است که اگر روزی برای مردم بازگو شود باور نمی کنند و می گویند این اعدادی که میگویی آنقدر بزرگ است که فقط یک احمق می تواند باور کند. ولی حقیقت این هست که عده ی معدودی از دزدان بی شرم که تعداد آنها شاید کمتر از 50 هزار نفر باشد نشسته اند بر سر سفره ثروت مردم ایران و مشغول غارت هستند. محافظ اصلی این دزدان هم سپاه است. روزی که سپاهیان دست از سر مردم ایران بردارند روز آزادی ایران هست.

ناشناس گفت...

جناب دلقک
من به عنوان شهروند عادی نظرم را در مورد دو شهردار قبلی تهران گفتم و حس قدردانی نسبت همه تلاشگران در راه اعتلا کشور از هر دین و مذهب و گرایش سیاسی دارم و نسبت به قالیباف هم اگر مدیر شهری خوبی باشد که هست همان احساس را دارم.
اما تحفظ من در وجه نامزدی ایشان به عنوان نامزد رئیس جمهوری کشور است.
انتظار از ایشان می رود که در مورد نقش ادعایی خود در سرکوب معترضین شفاف سازی کند.
هیلاری کلینتون به دلیل استفاده از ایمیل شخصی جهت امورات محرمانه دولتی زیر تیغ است چون این یک نشانه از خصوصیات کاری ایشان خواهد بود ولی من در مورد نقش قالیباف سؤال نکنم.
ولی چرا برای من این سوال مهم است. پست ریاست جمهوری به گفته کسی که هشت سال سکاندار این مسوولیت بوده تنها نقش تدارکاتی دارد و از این جنبه قالیباف گزینه خوبی است ولی اگر این شخص در سرکوب مردم نقش داشته باشد دست ایشان در دست سردار نقدی و شریعتمداری و عناصر فاسد قسمت اقتصادی سپاه است و من مخالفم.