ه‍.ش. ۱۳۹۴ آذر ۱۹, پنجشنبه

"ماشین زمان" روی اتوپایلوت بلاتکلیفی در جهان؛ و در دستان پلیدی محض در ایران!



1- دنیا سرسام گرفته و فعلاً فرمان روی اتوپایلوت تنظیم شده در جهان و ماشین زمان در قیقاجی از تصمیمات خودکار و بی هدف در حال ویراژ رفتن است و مقصد مشخصی را نشان نمی دهد. در ایران اما ماشین زمان کماکان در دستان زر و زور و تزویر پلید 37 ساله است به رانندگی ماهر دستان پلید مذهب متحجر و خامنه ای. دنیا با ترس و لرز بی خیال در حال خوشباشی های لحظه ایست و منتظر ظهور یکبار دیگر مسیح. در ایران اما سرنشینانِ از فروپاشی گذشته و کرختی را پشت سرگذاشته به بیهوشی مطلق رسیده اند و دیگر هیچ محرکی را پاسخ نمی دهند و منتظر ظهور فجر بجای فرج! آیا آخرالزمان رسیده است نمی دانیم. اما جهان آنطور که آرزو داشتیم نماند و اینجور هم که آرزو دارند نخواهد ماند. پس فعلاً سیرک تعطیل است و فایده ای هم ندارد زور بیخودی. که بقول شادروان حاج میرزا آقاسی نه برای شما کارفرمایانِ دلقک نانی شد و نه برای من عملۀ چاه کن آبی. مرخصی استعلاجی امروز تمام شد؛ و از امروز به مرخصی استحقاقی می روم تا یکماه دیگر. آیا برگردم یا نه؟ همه را بخدای زیبایی می سپارم و دعا کنید برای نه برگشتنم. دوستتان دارم و با شما روزگار مجازی خوبی گذراندم. یا...هو

۸۵ نظر:

ناشناس گفت...

بی خیال تیمسار.چی شد یکهو؟!

ادوارد البی دوم گفت...

لطفا فقط به تعطیلات بروید، نه بازنشستگی.

ناشناس گفت...

قبول دارم تسمسار ، هیچ فرمول عقلانی چواب نمیدهد ، هم نابسامانیهای اجتماعی ، هم پازلهای نافرم سیاسی و هم بن بستهای اقتصادی ، یک جنگ جهانی دیگر را میطلبد ولیاینبار به مرکزیت خاورمیانه ، شاید با نابودی برخی ، جهان جای بهتری برای زیستن شود.شما هم نیاز به مرخصی داری.

چشمه گفت...

دلقک چند ماهیه خیلی بد اخلاق شدید انگار خودتون نیستسد من به امید شما لبتابمو روشن میکردم نبادا برا همیشه بریدا

شاگرد تنبل ته کلاس گفت...

دلقک عزیز
همانطور که گفتی مستحق مرخصی هستی, تشکر از همه زحماتت برای روشن نگاه داشتن چراغ سیرک در تمام این سالها. امیدوارم که زود برگردی و برای ما بنویسی که مشتاقیم. و مخمور رهایمان نکنی از باده ای که از قلمت میچکد بر جان شلاق خورده و زخمی مان از گذر سالها جور و جفای مذهب پیشگان بر نسل مان و وطنمان. این غزل حافظ بدرقه راحت



تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد

سلامت همه آفاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد

جمال صورت و معنی ز امن صحت توست که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد

در این چمن چو درآید خزان به یغمایی رهش به سرو سهی قامت بلند مباد

در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد

هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند بر آتش تو به جز جان او سپند مباد

شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد

شاد باشی

عسکر گفت...

با ورود جناب سید حسن آقای خمینی (نوه ی بزرگوار آیت الله خمینی)
هیچ جای نگرانی نیست.

چون تو را نــوح اســت کشــتیبان ز طوفان غـم مـخـور

رومی گفت...

هر چقدر که نیاز هست، به مرخصی برید، ولی‌ اگر تونستید دست کم ماهی‌ یک یادداشت بنویسد. خودتون میدونید که خیلی‌‌ها (از جمله خود من) به نوشته‌های شما عادت کردن و در حال یادگیری از نگاه ویژه شما به مسائل هستن.

دوستدار پدر عزیز و تیمسار نازنین
رومی

ناشناس گفت...

نه تیمسر نکن وجدان نرو . اسستراحت بکن وی نرو . من خودم بیمارم .و..نمیدانم چی بگمم. در این ممملکت شتر گاو پلنگ . .. من حتا نتوانستم هیچ غلطی بکنم برای اهل وعیال... اینها همیشه اینجور بودن .دست خودشان هم نیست. ....در پناه خدا باشی برادر خوب همه ما . دوستت داریم . داداش کوچیکه

ناشناس گفت...

این اداها چی چیه؟
هی هر از چند ماهی یادت میوفته باید بری و ناز میکنی و یه چندتایی نازت رو میکشن و دوباره سوژه پیدا میشه می نویسی و دوباره تا حرفات ته می کشه ناز میکنی و روز از نو روزی از نو...
تصمیمتو بگیر، یا بمون یا بسلامت.
دیگه اینجا هی کامنت چرا تایید میکنی که معامله شیرین کنی؟

ناشناس گفت...

ایکاش از استعداد کم نظیرت جناب تیمسار بهتر می شد استفاده نمود، غرضم منبر گذاشتن نیست و تحت تاثیر قرار دادنت، نه! بسیار خوب می دانم که منبر گذاشتن هیچ تاثیری بر انسان ندارد اما راه و چاه داریم. با توجه به اخلاق خاصی که داری، که ترکیبی از ترک بودن و ارتشی بودنت هست، بهترین دوستانت را تارانده ای و نهایتا به همان رسیده ای که بهترین دوستانت مدت ها پیش گفته بودند. به باورهایمان قسم که نه می خواهم زخم زبان بزنم نه فایده ای دارد نه انگیزه ای برای زخم زمان، اما چه کنم که واقعیت ها خود را نشان می دهد. به جنگ واقعیت هایی که بهترین دوستانت گفتند رفتی، زخم زدی، تاراندی، نیش زدی، چزانیدی و خودت را هم خسته کردی دوستانت هم هر کدام گذاشتند و رفتند تا برسی به چیزی که گفته شده بود. خسته شده ای. جنگ با واقعیت ها امام علی خامنه ای را با صدها میلیارد دلار به زمین گرم زد، تو که غیر از وبلاگت چیزی نداری.
پیشنهاد می کنم که به نوعی دیگر راه را ادمه دهی، این راه که می روی باز هم خسته ات خواهد کرد، نتیجه هم که خودت گفته ای.

حیفت است، واقعا ذهنت کم نظیر است

"یک نظر"

ناشناس گفت...

دلقک جان حالا که می خواهی تشریف ببری.لطفا این کامنت داداش کوچیکه را برای ما تر جمه کن.ما که سر در نیاوردیم.در ضمن خسته نباشید می گویم.به امید خدا بعد از انتخابات رونق سیرک را دوباره ناظر باشیم.پیروز باشی.

Dalghak.Irani گفت...

سپاسگزارم از دوستانی که لطافت بخرج داده اند و از من قدردانی - را که استحقاقش را هم دارم - کرده اند. دست و انگشت با کفایت شان را می بوسم و امیدوارم که سنت جوانمردی هیچگاه در عالم انسانی پژمرده نشود. این اولین و آخرین پاسخی است که می نویسم در این پست خداحافظی موقت و شرمنده خواهم شد اگر تعارفات زیبایتان بیش از ظرفیتم هواییم بکند. پس منت بگذارید و تا حد امکان از من تعریف و تشکر نکنید. چون بسیاری هم هستند که بدستورهای سازمانی یا عقده های روانی از بودن من کهیر می زنند و نبودن مرا نوعی پیروزی برای پمپاژ خشونت های کلامی و عقده ای و عقیده ای خود و سازمان های انقلابی براندازی توهمی خویش می دانند. کسی مرا تحلیل شخصیت نکند چون بهیچ سه نقطه ای مربوط نیست که شخصیت من از کدام اجزاء و چگونه تشکیل شده است. همانطور که من بخودم اجازه نمی دهم شخصیت کسی را مورد تجزیه تحلیل قرار بدهم. مشخصاً کامنت یک نظر مزخرف است و اگر قرار بر ترازوی روانشناختی باشد همه از دم گشت خواننده و نویسنده و کامنت گذار روی یک ترازو وزن داریم و سالم ترین روان مال من است که نویسنده ام و باید حرفم حداقل چفت و بست عقلانی را داشته باشد. که لابد داشته که سیرک خالی شدۀ من پر از مزاحمانی از جنس گویندۀ "همه را رنجاندی" است . اگر رنجاندم به چه آدرس و اگر رنجیدی چرا رفتی با رختخوابت برگشتی پشت دروازۀ سیرک. تا من کرکره بالا نداده بهلول وار مرا به پند حیف است چرند خود به دورباش بخوانی. کامنت ناشناس وقیح را هم بعنوان مستوره منتشر کردم که فقط به او بگویم "بتو چه مردک الدنگ". رفتنم موقت است. رفتن دایمم هم موقت خواهد بود. تا ایران ویران است و جان من هم بجهان جز به اندیشۀ کمک به ایرانیان برای امید و خنده و آگاهی عمر سپری نخواهم کرد. صورتش قابل بهبود است ولی سیرتش همان سیرک باقی خواهد ماند. یا...هو

Dalghak.Irani گفت...

جواب "بتو چه مردک الدنگ" - که بجای الدنگ کلمات مناسبتری هم در ذهنم جوشید که بکار نبردم - مربوط به کامنت گذار وقیح ساعت 5:17 است.

ناشناس گفت...

امیدوارم هر کجاو هر زمان در صحت و سلامت باشید. منتظرت می مانم.

ناشناس گفت...

بله من چرند می گویم، آفتاب آمد دلیل آفتاب، علت چرند گفتنم همین پستت است که با آقای دکتر ظریف و بقیه دکترها چه قشنگ کارها پیش رفت....... دیگر آدرس دادن نمی خواهد وقتی همه چیز چفت و جور است. دستورات سازمانی را هم اگر برای من گفته ای، دوباره تبریک می گویم، یعنی قشنگ می زنی توی خال.
آخر دوست گرامی، تو اگر مرا نمیشناسی، من که خودم را می شناسم. اقلا شرمنده من می شوی با این تشخیص دادنت. اون از تشخیصت راجع به اوباشی مثل جواد مصدق این هم از تشخیصت راجع به من.
ولی به هر حال من چرت هم گفته باشم، یکی از گفته هایم ذهن خارق العاده تیمسار است! با وضعیت فعلی و با این جناب ترامپ که کار بالا گرفته است و بالاتر هم خواهد گرفت و احتمالا به سمت جنگ های عجیب و عریب می رویم و..... واقعا ذهنت لازم هست برای چنین روزهایی.
خدمت سرور گرامی عرض شود که وقتی می گویم ذهن خوبی داری، به این معنی نیست که هر آنچه می گویی حرف حساب است. به هر حال برای امثال ظریف من که سینه به تنور نچسبانیدم، شما بودی.
باز هم تکرار می کنم که حتما بودنت لازم است اما با ساز و کار فعلی باز هم حرف حساب خواهی شنید و به جای سبک سنگین کردن یا فحش خواهی کشید یا به ریش مجاهدین خواهی بست تا چند وقت بعد دوباره پست بزنی که فلان شد و بیسار شد مثل همین پست. می گویم این ذهن خدا دادی (که روی آن کار هم شده و به عمل آمده که چنین تیز است) لازم است. خدا وکیلی لازم است! اما با ساز و کار دیگری که کار به اینجاها نکشد که کشیده.
حالا می توانی چهار تا فحش بدهی و سازمانی و امثالهم ردیف کنی یا قشنگ بنشینی و دنبال یک راه بهتر برای ارتباط با خوانندگانت فکر کنی.
این هم که گفته ام ترکیبی از ارتشی بودن و ترک بودن، خوب چون من ترکم هفت جد و آبادم هم ترک بوده، بعضی حساسیت هایت را کاملا درک می کنم چون خودم هم چنین هستم. مثلا در کاری که انجام می دهم اصلا دوست ندارم کسی بالا دست من باشد، این می شود که همیشه کارمند بدی بوده ام اما صاحب کار یا بیزینس کوچک خوب.

"یک نظر" - کادر مرکزی مجاهدین خلق - شهرک لیبرتی

ناشناس گفت...

امروز داشتم فکر میکردم خودمونیم ما بچه ولایتی ها هر جور حساب کنی از شما سرتریم و لیاقتمون هست سروری کنیم بیخود نیستم قدرت تو دستمونه .
مرخصی خوش بگذره تیمسار

ناشناس گفت...

شرت کم
بری دیگه برنگردی

مانی گفت...

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هرکجا هست خدایا, به سلامت دارش.

ناشناس گفت...

شیر که از بیشه رفت شغالها سروری میکنند.
فکر میکنم حالا که تیمسار رفته کم کم بقیه سنگین وزنها هم بروند مرخصی اگر در نظر خواهی باز باشه بیشتر نظر لاشی ها را ببینیم

ناشناس گفت...

دلقک مگر دست خودت هست رفتن؟ پس خوانندگان چی؟ فکر می کنم کمی خودت را دست کم گرفتی. این وبلاگ یکی از مهمترین پایگاه های تحلیل و تفکر درباره مسائل سیاسی-احتماعی حال حاضر ایران است. از درون همین وبلاگ ها و همین نظرات و بحث ها است که یک حرکتی شروع می شود. شما که خود تبریزی هستید باید ائششک لر قهوه سی را در گجیل بشناسی. اینجا هم باید جایی شبیه به آنجا باشد در ورژن مجازی و به مدیریت شما.

ناشناس گفت...

گفته بودم چو بیایی غم دل باتو بگویم.
چه بگویم که غم. از دل برود چون تو بیایی
بدان که خیلیها دوستت دارن ومنتظر برگشتت هستند تیمسار

ناشناس گفت...

دلقك عزيز،
انقدر دنيا ديوانه شده و مجانين سيرك شما هم فراوانتر از قبل كه من خواننده هم خسته شده ام چه برسد به شما، لطفا استراحت مبسوطى بكنيد ولى به استراحت مطلق نرويد كه هنوز خوانندگان بسيارى داريد كه هرچند در سكوت ولى مشتاقانه هر روز مطالبتان را كه در نوع خود بى نظير است مى خوانند.
به اميد نوشتارى تازه و بازگشت پر طراوت هرچه زودتر شما
ارادتمند، افشين قديم

andishe گفت...

فارغ از هر گونه داوری در باره مطالب ارائه شده در سیرک شخصا برایتان آرزوی سلامتی و موفقیت دارم و از زحماتی که کشیدید و بی تفاوت نبودنتان تشکر میکنم در این مدت از مطالب استفاده کردیم و قدردان شما هستیم پایدار باشید

مازیار وطن‌پرست گفت...

دلقک گرامی
بخشی از این خستگی ناشی از زمهریر اوضاع سیاسی است که مدام ناگزیری از اعماق وجود خود شعله‌ای بیابی تا ما خوانندگان را بدان دلگرم داری.

اما به تجربهٔ حضور در فضای مجازی، این را هم دیده‌ام که هر بلاگری پس از مدتی سروکله زدن با "الاشباح و لارجال" فضای مجازی، که پیشتر هم خدمتت نوشتم بیش از آنکه غریبه و سرباز باشند خودی و بل "نخودی" اند، بخش عمده‌ای از انرژی و انگیزهٔ خود را از دست داده‌است.

شاید اگر از مرخصی برگشتی بهتر باشد با مدیریت بی‌گذشت و یا بستن بخش نظرات، از هرز رفتن انرژی خود جلوگیری کنی. بخصوص که انتخابات آخرین مجلس تاجبخشان (عمامه بخشان) سلطنت آخوندی نزدیک است. بسیار بهتر است که تو باشی تا اینکه نباشی!

ناشناس گفت...

"جان ناقابلی دارم، این را هم در راه رضای خدا -وطن- و برای شما خوانندگان می دهم"! (گریه حضار)
منطقی داری بیار، نداری نه فحاشی کن نه ملتو فیلم. خودمون سریال کاملش رو داریم!

بسلامت

ناشیناس وقیح!

ناشناس گفت...

سلام
انشالله کمی که استراحت کردید برمیگردید. ما که منتظر میمونیم. تازه یه خواننده پا کار براتون پیدا کرده بودم.
الان دارم کانال fine living را تماشا میکنم . یه زوج دارن یه خونه تو پاناما میخرند. چقدر اینجا قشنگه. یک ماه برید اینجا استراحت کنید و برگردید سرحال و با نشاط
با ارزوی سلامتی
ارادتمند - یزد

چشمه گفت...

ارادتمند از یزد منم از یزد هستم و عاشق دلقک

ناشناس گفت...

داداش کوچیکه هستم . حق با شمااست برادرم. معذرت میخواهم.دستم میلرزد-20 روز پیش ناگهانی از هوش رفتم - ازکیبورد لمسی استفاده میکنم کلمات را درست مینویسم بعد میبینم بدجور ضایع کرده ام .به سبک واندیشه تیمسار علاقه دارم . درصورتی که کار من فقط خواندن رمان های درست وحسابی جهان است . نمیدانم چه مرگمه .گفتم نه تیمسار نرو. همین .اختمال دادم کسالتی داشته باشد. ولی واقعیتت این است که درایران (وجالبه موقتا"دنیا)نمی شود تحلیل کنی وابرویت نرود. چون هیچکدام از طرفین (درایران) اصولی سیاست نمی ورزند که شما بخواهید تحلیل کنی باید رمل واسطرلاب بیاری ببینم چه میشود.کار 30 سال یکهو در30 روز انجام میشه و.......باز هم عذر میخواهم. خدا کند این بار ضایع نشوم . با احترام و درود فراوان به همگی دوستان . وارزوی بازگشت دلقک عزیز

ناشناس گفت...

رفتنم موقت است. رفتن دایمم هم موقت خواهد بود. تا ایران ویران است و جان من هم بجهان جز به اندیشۀ کمک به ایرانیان برای امید و خنده و آگاهی عمر سپری نخواهم کرد. صورتش قابل بهبود است ولی سیرتش همان سیرک باقی خواهد ماند. یا...هو
خوشحال شدمم تیمسار. شرافتا" برگرد. خستگی بدرکن بچه هها را ببین وبر گرد .خدا پشت وپتاهت .

ناشناس گفت...

متاسفانه عصبانی شدم و خیلی بد نوشتم حتی توهین آمیز، امکان پاک کردن کامنتم هم نیست. صمیمانه عذرخواهی می کنم

یک بنده خدایی

م گفت...

تیمسار
الان وقت مرخصی رفتن نیست!
ما ایرانیها نیاز به تحلیل شرایط داریم و متاسفانه هیچکدام از رسانه های دیگر تحلبل گر به درد بخور ندارند. نه بی بی سی فارسی و نه صدای آمریکا هیچکدام تحلیل گر با سواد و آگاه به شرایط که بتواند تصویر مشخصی از شرایط ارائه دهند ندارند و بیشتر وقتها تحلیلهایشان بسیار سطحی و حتی خنده دار است . اینجا معدود جایی است که میتوان تحلیلی تا حدی منطقی از شرایط دید.
در این شرایط، تعطیل کردن سیرک درست نیست.
منتظر برگشتتان هستیم


ناشناس گفت...

این تمیسار کمبود توجه داره. هر چند وقت خودش رو لوس میکنه نازش رو بکشیم. بذارین بره باو

الف گفت...

تیمسار گرامی

خواندن متن های شما لذتی است که به برنامه روزانه برخی از ما بدل شده، به کسی هم مربوط نیست و هرکه نمی خواهد، نخواهد! اما از آن طرف حق دارید. برای بچه هایی که تجربه کار این مدلی را نداشته باشند، فشار ذهنی و حتی جسمی نوشتن و کار مداوم قابل تصور نیست. به همین دلیل می گویند، بابا چه کار می کنی مگر، یک سرچی می کنی و یک متنی می نویسی دیگر! اما مساله جدی تر و سخت تر است، جوری که ادم می برد و گاهی نیاز دارد به هر بهانه تعطیلش کند.
امیدوارم استراحت خوبی داشته باشید و با انرژی و روحیه باز گردید و دوباره به ما بگویید بچه ها! داریم پیروز می شویم و اوضاع روبراه خواهد شد! حتی اگر این حرفتان دروغ باشد و خود شما و همه ما هم بدانیم که دروغ است! ولی باز هم بگویید: بچه ها اوضاع بهتر می شود و باز هم بگویید! چون در این ممکلت، با این وضعیت، فقط با دروغ ها و خواب ها می شود زندگی کرد.

به قول خودتان پ.ن : البته منظورم از دروغ گویی همان وجه ادبی و خیال پردازانه ای است که اصرار دارید در قالب آن بنویسید. ما چه کار داریم به سیاست. آمده ایم امیدوار شویم. گاهی هم ناامید. اما ناامید کردنمان را هم برای امیدوار کردن انجام می دهید. این یکی را در این سالها خوب فهمیده ام!

ناشناس گفت...

به ناشناس ۱۴:۲۷ ٫ خوب بکش ، میمیری ؟؟

ناشناس گفت...

زیارت دلقک بن ملیجک
السلام علیک یا لعبه المبارکه و الدر المبارزه و علی ارواح التی سیرک بالجوارک. انما اجعلک فی الصدر البالاترینک . و انصاره قالیبتک .عجل ظهورک به حق المجانین

ناشناس گفت...

ماشالله خان در بارگاه هارون الرشيد هم كه به سيرك پيوست، همين يكى كم بود كه الحمدالله اضافه شد.

ناشناس گفت...

تو رهرو دیرینه ی سرمنزل عشقی .... مرید پیر دل خویش باش ای درویش

در دنياي دلقک ها، هيچ کس نميتونه از بازي خودش بياد بيرون.
اين بازي توست...

ارادتمند
فاميل دور

ناشناس گفت...

تیمسار عزیز دارید بدموقعی ما راتنها میگذارید.ارث پدرمان راکه ازشما طلبکارنیستیم.لطفا استراحت کوتاهی بکنیدوبرگردید .منتظر شمامیمانیم.عباس از آلمان.

ناشناس گفت...

شهر خالی است ز عشاق مگر کز طرفی
دستی از غیب برون آید و کاری بکند...

حافظ





تقديمي از طرف فاميل دور

ناشناس گفت...

به سلامت
راه باز جاده دراز

عسکر گفت...

هفتم اسفند

همه با هم به سـیـد حـسـن آقای خـمـیـنـی رای می دهیم .

ناشناس گفت...

فرزاد بازفت خبرنگار جوان سی و يك ساله ايرانی بود كه در زمستان سال شصت و هشت در عراق اعدام شد. بازفت فعاليت ژورناليستی خود را در انگلستان و از اوايل دهه شصت آغاز كرد و با توجه به استعدادش به بی‌بی‌سی و روزنامه آبزرور راه پيدا كرد. بازفت با گذرنامه انگليسی پنج بار به عراق سفر كرد كه با توجه به اصليت ايرانی او، كاری بسيار خطرناك بود. در آخرين مرتبه او به دعوت دولت عراق برای پوشش انتخابات كردستان عراق به آنجا رفت. در حين حضورش متوجه شد كه در نزديكی بغداد انفجار بسيار بزرگی بوقوع پيوسته و تصميم گرفت درباره آن تحقيق و گزارشی بنويسد. بازفت با كمك يك پرستار زامبيايی به نام دافنه پريش به محل حادثه رفت ، عكس گرفت و از آنجائيكه حدس می زد اين انفجار در رابطه با سلاحهای كشتار جمعی عراق باشد، از خاك منطقه هم نمونه گيری كرد. بازفت در فرودگاه بغداد با نمونه خاك و عكسهايش دستگير و پس از شكنجه، به جاسوسی برای انگلستان و اسرائيل اعتراف كرد. دافته پريش همدست او به پانزده سال زندان و بازفت به اعدام محكوم گرديد. مراسم محاكمه و اجرای حكم به سرعت انجام شد وبازفت در زندان ابوغريب دار زده شد. برای جلوگيری از اعدام بازفت انگلستان و شخص مارگرت تاچر تلاش فراوان كرد كه برای شخص بازفت ثمری نداشت، اما آغازی شد برای تحريم عراق و صدام حسين. مطبوعات ايران و راديو و تلوزيون ماجرای اعدام بازفت را اعلام كردند اما در برزخی بزرگ گير كرده بودند كه از او به عنوان يك ايرانی حمايت كنند يا عليه او به عنوان يك جاسوس اسرائيلی باشند. سالها بعد و پس از سقوط صدام همكاران بازفت در آبزرور پيگير ماجرای او شدند و با دستيابی به اسناد دولت عراق كشف كردند كه بازفت با اطلاع مسئولين عراقی به محل حادثه رفته بوده و دادگاه هم با اطلاع از بی گناهی او، با دستور مستقيم صدام حسين حكم اعدام صادر كرده بود. بازفت در آخرين پيامش از قبل از اعدام گفت "بجز کنجکاوی خبرنگاری کاری نکرده ام و بعد از رفتنم جهان خواهد فهمید که من چه نوع آدمی بوده ام". دافته پريش پس از ده ماه زندانی آزاد شد و پيرامون اين ماجرا كتابی نوشت.

ماجرای فوق.... تحریم های اخیر آمریکا...... خبرنگار و اتباع بازداشتی....

پدرام گفت...

انــســان هـا،
به ميزان "حقارتشان" "توهين" ميكنند.
به ميزان "فرهنگشان" "عشق ميورزند".
و به ميزان "كمبودهايشان" "آزارت ميدهند".
هرچه "حقيرتر" باشند، بيشتر "توهين ميكنند" تا حقارتشان را جبران كنند.
هر چه "فرهنگشان غني تر باشد"، بيشتر به ديگران "عشق ميدهند".
وهرچه "هويّتشان عميق تر باشد"، "محترمانه تر رفتار ميكنند".
به اندازه "دركشان" , ميفهمند.
و به اندازه "شعورشان" به "باورها و حرف هايشان عمل ميكنند ...
به سهم خود از وقت ، حوصله و سعه صدری که دراختیار مستمعینتان گذاشتید سپاسگزارم. خسته نباشید و امید دارم مجددا و بزودی زود علاقمندان را از جمع بحث و تحلیل دوست داشتنیتان بهره مند سازید.
یا علی

ناشناس گفت...

نوبرش رو آورده. فکر میکنه فرید زکریاست هی ناز و ادا داره!

ناشناس گفت...

دلقك عزيز، ملال غربت و دوري از وطن را با نوشته هاي شما تسلا ميداديم. اميدوارم هر كجا كه هستيد سلامت و برقرار باشيد.

ناشناس گفت...

این وبلاگ رسما یک ماشین سیستماتیک دهو گشاد فحاشی هست کسی که دایما به رهبر ما فحاشی میکنه ادم حقیری هست و باید فحاشی هم بشنوه اگر همین را هم تحمل نمیکنید پس ادمهای داغونی هستید

بهرام گفت...

این مطلب درباره عقب نشینی سپاه و کاهش اعتبار احتمالی ایران در سوریه و افزایش اعتبار روسیه در این جنگ، مؤید نظرات پیشین دلقک است درباره تصمیم بشار اسد در تعویض ایران با روسیه و چیدن همه تخم مرغهایش در سبد خرس روسی:

(خبرگزاری روسی اسپوتنیک گزارش داده که کشته شدن "تعداد قابل توجهی از افسران عالی رتبه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی" در سوریه باعث شده تا ایران تعداد نیروهای نظامی خود را در آن کشور کاهش بدهد.

اسپوتنیک کشته شدن این تعداد نیرو و به ویژه افسران عالی رتبه را "حتی برای جنگ بزرگ" زیاد خوانده، در حالی که ایران حضور خود در سوریه را "مستشاری" می‌داند.

ولادیمیر یوسیف یک کارشناس نظامی روس دلیل افزایش تلفات نظامی ایران را بی تجربگی نیروهای سپاه در "استفاده از توپخانه و نیروی هوایی" عنوان کرده و گفته "شکار" نیروهای ایرانی در خدمت ارتش سوریه، به صورت "هدفمند" انجام می‌شود.

ولادیمیر ساژین کارشناس امور سیاسی نیز به اسپوتنیک گفته است، نیروهای نظامی ایران از ۷ هزار نفر به ۷۰۰ نفر کاهش پیدا کرده است؛ چرا که برای ایران به دلیل نداشتن مرز مشترک با سوریه، انجام عملیات بزرگ جنگی دشوار است و انتقال نیرو و تأمین فنی تجهیزات، تسلیحات و مهمات مشکل‌ساز می شود.

پیش از این نیز خبرگزاری بلومبرگ به نقل از برخی منابع عرب گزارش داده بود که ایران به نحو چشم گیری در سوریه عقب‌نشینی کرده است.

هوشنگ حسن یاری کارشناس امور نظامی کالج سلطنتی نظامی کانادا به صدای آمریکا گفته است، بر فرض صحت این عقب نشینی، نشانه کاهش اعتبار ایران خواهد بود و تایید این که ابتکار عمل در سوریه در اختیار روسیه قرار گرفته است.

به تازگی فرمانده سپاه پاسداران ایران با صدور حکمی غلامحسین غیب‌پرور را به فرماندهی "قرارگاه امام حسین" برگزیده است. پیش از این فرماندهی این قرارگاه را حسین همدانی برعهده داشت که در سوریه کشته شد.

انتصاب جانشین حسین همدانی در شرایطی صورت می‌گیرد که شایعات زیادی درباره سلامت قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس و نفر اول نیروهای نظامی ایران در سوریه وجود دارد.)

منبع:
http://ir.voanews.com/content/iran-irgc-syria/3102349.html

سیاوش ایران گفت...

درود تیمسار دروود
این اولین کامنت من در دنیای مجازی است پس از سالها که فقط می خواندم و می اموختم اما دیدن این مطلب برایم انقدر ناگواربود که نتوانستم مقاومت کنم و نوشتم
گفتگو آیین درویشی نبود ورنه باتو ماجراها داشتیم
نه تیمسار ......نه...این راه و رسمش نیست رفتن رو همه بلدند اما فقط معدودی جرات موندن دارندو از بین اونها هم تک و توکی استعداد نوشتن دارندو علاقه به نشر افکار و عقایدشون . و شما جزو اون معدود ها هستید.امروز مام میهن زخمی و رنجور از سالها استبداد چکمه و نعلین زیر پاهای نامرمانی گرفتار شده که نه نظم چکمه پوشان رو دارند و نه اعتقادات و باورهای دینی رو.
امیدوارم هرچه زودتر برگردید.

ناشناس گفت...

خالا که گفتی میرم نامردی اگه یه مطلب دیگه بذاری!

ناشناس گفت...

اگر دلقک بود حالا که نیست البته ! کلی حرف و افشاگری داشت در خصوص این که یکی از علل عقب نشینی ایران از سوریه در این مقطع بعلت بیان این اعتراض به سوریه و روسیه بوده که چرا مواظب جان حضرت سردار سلیمانی نبودید و عامدا و یا چه می دانم کاهلا موجب زخمی شده جدی وی شدید !

ناشناس گفت...

خطر در آب زيرِ كاه بيش از بحر ميباشد
من از همواري اين خلق نا هموار ميترسم...


صائب تبريزي


تقديمي از طرف فاميل دور

ناشناس گفت...

الان نزدیک انتخابات وقت رفتن بود آخهههههههههههه؟!!!!!

MiM گفت...

یادش بخیر...
همیشه این شاه جمله شما در ذهنم هست:
بهشتی در کار نیست. ما مدت هاست مرده ایم و در برزخ سکوت تحمیلی مرگبارمان منتظر تشکیل جهنمی هستیم که گمان می بریم بهشت ما خواهد شد...
شادیتان را امیدوارم...

ناشناس گفت...

خداحافظ دلقک دوست داشتنی به امید دیدار در ایران.

ناشناس گفت...

کجایی؟ بیا یه چیزی بنویس ببینیم این دم انتخاباتی چی به چیه کی به کیه؟

ناشناس گفت...

آزادی براى همه ملت ها، سقف دارد.
سقف آزادی رابطه‌ى مستقیم
با قامت فکری مردمان دارد.
با همت بلند مردمان، سقف بلند میشود.
در جامعه ای که قامت تفکرو
همت مردم کوتاه باشد،سقف
آزادى هم بهمان نسبت کوتاه میشود.
وقتی سقف آزادی کوتاه باشد، آدمهای بزرگ سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند.
آدمهای کوتوله اما راحت جولان میدهند.
بعضی از آدمهای بزرگ هم برای بقا، آنقدر سرشان را خم ميکنند که کوتوله میشوند.
آن وقت سقف ها هی پایین و پایین تر می آید و مردم هی بیشتر و بیشتر قوز میکنند،
تا اینکه تا کمر خم میشوند و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
آزادىِ مردم، نيز میشود یواشکی و زندگى شان ميشود جهنم!!!

"تئودﻭﺭ ﺩﺍﺳﺘﺎﯾﻮﻓﺴﮑﯽ"


شاد و پیروز باشی معلم عزیز.

حیرون

عسکر گفت...

درود بر سید حسن خمینی

جانم فدای خاک پای او

ناشناس گفت...

وقتی میام میبینم اینجا هیچ خبری نیست دلم می گیره

مازیار وطن‌پرست گفت...

دلقک جان
اگه دیر کنی نفرینت می‌کنم که "الهی دل دلقک بیشتر برای ما خواننده‌ها تنگ بشه تا دل ما برای او!"

ناشناس گفت...

تیمسار بیا و به حرفف من پیرمرد خسته دل گوش بده و حداقل تا بعد انتخابات مجلس نرو بازنشستگی

ناشناس گفت...

تیمسار جان یه موقع نوشتی بودی که حکومت طناب دار به گردن مردم انداخته و یه چهار پایه لق هم زیر پاشون گذاشته. الان وضع ما با این وبلاگ هم همینه. یا طناب از گردن ما بردار و بنویس یا بزن زیر چهار پایه و بازنشست شو...
در هر دو حال به شخصه بابت این چند سال ازت ممنونم.

ناشناس گفت...

تیمسار من
اعلام می کنم که معتاد نوشته هایت هستم و اکنون دارم خماری می کشم و هیچ ترمادونی هم در این شهر نزدیک پاریس که هستم پیدا نمی کنم . شما را به حقیقت قسم بنویس دارم می میرم

ناشناس گفت...

خواهش میکنم مارو تنها نذار دلقک دچار افسردگی وسردر گمی شدم

ناشناس گفت...

تا هفته دیگه برنگردی دیگه وبلاگت رو هیچوقت باز نمیکنم

ناشناس گفت...

نگاه کن توروخدا صاف دم انتخابات پا شد رفت!!!

Dalghak.Irani گفت...

وجدان چیست؟
چیزی است که زورش نمیرسه آدم رو از گناه بازداره , فقط گناه رو کوفت آدم میکنه ...!

ناشناس گفت...

اولا که اتفاقا نمی نویسی از اعتیاد ما هم کمتر شده و از شر وبلاگ شما راحت تر شدیم! نگفتم که بری دیگه برنگردی! یعنی گفتم که استراحت کامل بکن و از تعطیلات استفاده کن که 2 سال اخر بسیار مهم است و جای خالی کردن نیست، باید پر کنیم! دوما که اگر هم کلا بروی به سکوت و بیهوشی به قول خودت به همراهی با مردم رفته ای که فعلا قهر کرده اند و نیاز به نازکشی دارند! اگر قرار باشد با هم زندگی کنیم نه این که با هم بمیریم بهتره با آشتی کردن و بزرگ منشی همدیگر را تحمل کنیم.

ناشناس گفت...

عزيزمي
ع د
لاشه

عسکر گفت...

. . . . . . .

بوی گل و سوسن و یاسمن آمد . . . . .

سید حسن خمینی آمد ، امید خلق قهرمان آمد . . . . .

عسکر گفت...

جناب غلامعلی رجایی ، مشاور ارشد آیت الله هاشمی رفسنجانی نامزد انتخابات مجلس
شورای اسلامی شد


http://www.gholamalirajaee.blogfa.com

ناشناس گفت...

معلم عزیزم سلام. این تحلیل خانوم روستایی در بی بی سی فارسی منو یاد تحلیل های خوب شما انداخت:

http://www.bbc.com/persian/blogs/2015/12/151221_l10_nazeran_roostai_obama_visa_bill

شاد باشین و ایام به کام

حیرون

ناشناس گفت...

یعد سه هفته اومدم گفتم لابد الا پر مطلبه و یه حداقل 7 8 تا مطلب رو باید پشت سر هم بخونم حالا میبینم زکی!

شهروند گفت...

حيرون عزيز
با اجازه جناب دلقك و شما ، بنده هم رفتم و مقاله سركار خانم روستايي رو مطالعه كردم ، قبل از خواندن با توجه به اينكه مطالب خانم روستايي در روزنامه هاي چاپ ايران در سالهاي گذشته رو خوانده بودم ، پيش خودم فكر كردم حتما تحول عظيمي در نگاه و قلم ايشان به خاطر اقامت در خارج اتفاق افتاده است كه شما اينقدر تحليل ايشان را ناب و فاخر تشخيص داده ايد ، ولي بعد از خواندن ، آنرا مثل مطالب گذشته ايشان ، نوعي گزارش نويسي از وقايع ديدم ، مقاله اي از جنس اكثر نوشته هاي خبرنگاران ايراني كه شرح ماوقع را گزارش مي كنند ، ولي نام تحليل گذاشتن بر آن و مقايسه اش با نوشته هاي جناب دلقك ، بي انصافي و ظلم به قلم قوي و تيزبين اين پير داناست ، نود و نه درصد تحليل گران و فعالان سياسي ايراني ، شرح اتفاقات را مي نويسند ، در اصل آنها دانشي به خواننده منتقل نمي كنند براي ديدن صحيح تر و دقيق تر ، مشتي اطلاعات در مورد اتفاقات گذشته و سخنان و رفتارهاي حاكمان جمهوري اسلامي رو رديف مي كنند ! و نام آنرا مقاله تحليلي مي گذارند ، مثل كارشناسان فوتبال تلويزيون ايران ، بعد از بازي مي گويند ، فلان تيم حمله كرد ، مربي اين يا آن تيم تعويض كردند ، فلان بازيكن خوب بازي كرد و فلاني بد بازي كرد، ولي يكنفر مثل استاد اسداللهي خدابيامرز در مورد دليل تعويض يا علت حمله و دفاع كردن دو تيم ، تحليل مي كنند يا مي كردند ، تحليل هاي جناب دلقك از جنس استاد اسداللهي ست ، به ريشه ها علتها مي پردازد ، ريشه و علت انتخاب استراتژيها را نشان مي دهد ، پيش بيني دقيق مي كند ، چندين ماه صبر مي كند و استهزاها و تمسخرها را به خاطر پيش بيني اش را تحمل مي كند ، تا روز كنف شدن استهزاكنندگان فرا برسد ، چون با ايمان و آگاهي پيش بيني كرده است ، نمونه دم دست اگر مي خواهيد ، به صحبتهاي پيش از نماز جمعه امروز مراجعه كنيد ، جايي كه سخنران به فغان آمده بود كه غربيها داعش رو بوجود آوردند تا اسلام جمهوري اسلامي را مهجور كنند ، همان حرف جناب دلقك كه چند ماه پيش گفتند ، ظهور داعش باعث عرفي شدن حكومت شرعي در ايران مي شود ، امروز جمهوري اسلامي به خاطر داعش مجبور است فيتيله اسلام سياسي بي دفاع خود را پائين بكشد
جناب حيرون ، دوست عزيزم ، جناب دلقك ، قد امثال حقير را در جمع بلند كرده است ، وقتيكه بعد از بحث و جدل سياسي ، بنده آموخته هاي خود از ايشان را به زبان الكن خودم بيان مي كنم ، بعد از مدتي مي شنوم كه تو درست مي گفتي ، نميداني چه قدي مي كشم از سر شوق ، در بحثهاي تاريخي هم همين رويه حاكم است ، حالا امروز هر مزخرفي رو باور نمي كنم ، مي خوانم و نزد خود تجزيه و تحليل مي كنم ، با عقل ناقص خود مي سنجم ، خلاصه دربست نمي پذيرم ، هول دادن امثال بنده به سوي فكر كردن و عميق فكر كردن ، بزرگترين آموزش اين سيرك مقدس براي بنده بوده است ، ميراثي گرانبها از طرف مردي كه هرگز نديدم و احتمالا نخواهم ديد

ناشناس گفت...

دوستان اصلا نگران نباشند. جناب دلقک بعد از تعطیلات کریسمس با دست پر و خستگی در کرده بر می گردند. اینهم پیش بینی من. خلاصه می توانید از حالا این پیش بینی رو در جمع دستان اعلام بکنید تا وقتی تحقق پیدا کرد قد بکشید!
ارادتمند - یزد

ناشناس گفت...

کاش حضور 12 هزار نفری کاندیدا رو تحلیل می کردی، هر چند تحلیل شوخمندانه اینکه برای رفع معضل بی کاری بوده که گفتن به 300 نفر حقوق مفت می دهند، همه زنبیل گذاشتن.

ناشناس گفت...

تیمسار نیستی بهت عادت کردیم نیستی یه چیزی انگار کمه مملکت که شتر گاو پلنگ شده رفته روباه بنفش هم با کمک اکبر میخان فتنه اکبر رو راه بندازن..... بیا که دلتنگتم


حاج منصور

ناشناس گفت...

شهروند گرامی با شما در بی همتا بودن تیمسار عزیز موافقم. بیشتر بخاطر اینکه انتظار انتشار تحلیلی از تیمسار عزیز در مورد موضوع مطرح شده توسط خانوم روستایی را داشتم، به یاد ایشان افتادم. قصدم مقایسه قدرت تحلیلی و ریزبینی تیمسار با هیچ کس دیگری نبود. من هم بینش سیاسی اندک خود را مدیون تحصیل در این کلاس بی نظیر سیرک هستم.
شاد و پیروز باشید
درود بر معلم عزیزم
حیرون

ناشناس گفت...

بعد از این دوره ای که توی اوج تحلیل ها و گفتمان با خواننده ها بودی انصافا بهت حق می دم یه مدت بری هوا خوری و استراحت.
شما خوانندگان عزیز هم نگران نباشین. برمی گرده همون جور که خودش گفت.
پایدار باشی تیمسار جان و همواره برای گسترش آگاهی بکوشی.


p گفت...

تا دیوونه نشدیم برگرد.
تو ایران چیز زیادی نمونده که باهاش دلخوش باشیم. ولی وجود تو امید رو زنده نگه داشته...
چون تنها کسی هستی که هنوز میگه خندیدن و رقصیدن و آواز خوندن، راه نجاته...
(از طرف یه شاگرد که 5 ساله داره از وجود بزرگترین معلم عمرش بهره مند میشه ولی تا امروز جرئت کامنت گذاشتن نداشته...)

ناشناس گفت...

سلام استاد امیدوارم مارو زیاد منتظر نگذارین منم جز خوانندگان بدون کامنت گذار بودم ولی الان چندمین کامنتو گذاشتم پس خواهش میکنم برگردین خسته شدم از بس میام وهیچ ننوشتین مارو معتاد نوشتهاتون کردین پس برگردین اینجارو دوباره نور باران کنید یا هو

عسکر گفت...

. . . . . . . .
باید روح تازه و با طراوتی در کالبد نظام مقدس جمهوری اسلامی دمید
. . . . . . . .
و این مهم اکان پذیر نیست جز با حمایت از
سید حسن آقای خمینی
و
آقای حسن روحانی

ناشناس گفت...

خودت نمينويسي هيچ ولي جان ليدي گاگا اراجيف اين عسكر را منتشر نكن التماس ميكنم هزار بار تا درس مقدسي باشد براي كالبد منظمش

ناشناس گفت...

ما به هم محتاجيم...!

فاميل دور

ناشناس گفت...

بیا، اینقدر نیامدی که ابراهیم نبوی هم رفت!
http://www.roozonline.com/persian/tanssatire/tans-satire-article/article/-23beb8e532.html

ناشناس گفت...

نمیخوای بیای؟
بیا یه توضیحی بده ببینیم دنیا چه خبره
ایران داره چه اتفاقاتی میفته؟